حمید گلزار (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
==نظریههای جنسیت در جامعهشناسی== | ==نظریههای جنسیت در جامعهشناسی== | ||
ادبیات | ادبیات جامعهشناسی جنسیت با رویکردهای متنوعی از زیستشناسی تا روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی به تحلیل جنس، جنسیت، تقسیم کار جنسی و شکلگیری جنسی زن و مرد میپردازد. گاه نظریات تلفیقی همچون «زیستی-اجتماعی» یا «روانشناسی-اجتماعی» تعامل ذهن، بدن و جامعه را بررسی میکنند. حتی گاه نظریههای تندتر و کلانتر مانند پدرسالاری (اوکلی) و طبقات جنسی (فایرستون) نقدهای رادیکال به ساختارهای جنسیتی را وارد میکنند.<ref>. [https://www.jwss.ir/article_12445_23d913e398d50790d36761073ad1ae1c.pdf باقری، «راهبرد نظریهپردازی در جامعهشناسی جنسیت و جامعهشناسی خانواده»، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۴.]</ref> | ||
در یک دستهبندی کلی، نظریههای جامعهشناسی دربارۀ جنسیت به انواع زیر تقسیم میشود: | در یک دستهبندی کلی، نظریههای جامعهشناسی دربارۀ جنسیت به انواع زیر تقسیم میشود: | ||
۱. | ۱. نظریههای کلاسیک (پیش از ۱۹۶۰م) | ||
۲. | ۲. نظریههای ساختاری و انتقادی (۱۹۷۰-۱۹۹۰م) | ||
۳. | ۳. نظریههای پساساختارگرا (۱۹۹۰-۲۰۱۰م) | ||
۴. | ۴. نظریههای معاصر (۲۰۱۰تا به امروز) شامل: فمینیسم دیجیتال، نظریههای کوئیر و ترنس، فمینیسم پساانسانی و اکوفمینیسم جدید. | ||
==نظریههای کلاسیک جامعهشناسی درباره جنسیت== | ==نظریههای کلاسیک جامعهشناسی درباره جنسیت== | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
===کارکردگرایی ساختاری=== | ===کارکردگرایی ساختاری=== | ||
از منظر | از منظر تالکوت پارسونز، جنسیت بهعنوان بخشی از نظام کارکردی جامعه تحلیل میشود که در آن مردان نقش ابزاری (ارتباط با دنیای خارج و معیشت) و زنان نقش بیانگر (حفظ انسجام عاطفی و تربیت فرزندان) را ایفا میکنند. این تقسیمبندی به ثبات اجتماعی کمک میکند.<ref>. Parsons, The Social System, 1951, p.151-158; Harvey and MacDonald, Doing Sociology, 1993, p.197; Sabini, Social Psychology, 1995, p.519.</ref> این دیدگاه کلیشههای جنسیتی را طبیعی جلوه میدهد و نابرابریهای ساختاری را نادیده میگیرد.<ref>. میشل، جامعهشناسی خانواده و ازدواج، ۱۳۵۴ش، ص۱۲۲ و ۱۲۷.</ref> | ||
این دیدگاه کلیشههای جنسیتی را طبیعی جلوه میدهد و نابرابریهای ساختاری را نادیده میگیرد.<ref>. میشل، جامعهشناسی خانواده و ازدواج، ۱۳۵۴ش، ص۱۲۲ و ۱۲۷.</ref> | |||
===فمینیسم مارکسیستی=== | ===فمینیسم مارکسیستی=== | ||
از منظر | از منظر فریدریش انگلس، ستم جنسیتی ریشه در ظهور مالکیت خصوصی و نظام طبقاتی دارد که زنان را به طبقه تحت ستم در خانواده تبدیل کرد. انگلس در «منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت» استدلال میکند که کنترل مردان بر تولیدمثل و کار خانگی زنان، پایه اقتصادی مردسالاری است.<ref>. Firestone, The Dialectic of Sex, 1970, p.47-48.</ref> این دیدگاه بیش از حد بر اقتصاد متمرکز است و سایر اشکال ستم (مانند فرهنگ یا روانشناسی) را نادیده میگیرد.<ref>. لنگرمن و برنتلی، نظریه فمینیستی معاصر، جورج ریتزر، نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، ۱۳۷۴ش، ص۴۸۱.</ref> | ||
این دیدگاه بیش از حد بر اقتصاد متمرکز است و سایر اشکال ستم (مانند فرهنگ یا روانشناسی) را نادیده میگیرد.<ref>. لنگرمن و برنتلی، نظریه فمینیستی معاصر، جورج ریتزر، نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، ۱۳۷۴ش، ص۴۸۱.</ref> | |||
===کنش متقابل نمادین=== | ===کنش متقابل نمادین=== | ||
از منظر | از منظر اروینگ گافمن، جنسیت در رسانهها و تبلیغات بهصورت دیداری و اجرایی برساخته میشود. وی با مفهوم «نمایش جنسیت» در چارچوب نظریه نمایشی خود نشان میدهد که جنسیت در تعاملات اجتماعی از طریق رفتارهای نمادین، ژستها و صحنهآراییهای هدفمند به نمایش گذاشته میشود. | ||
گافمن با مفهوم «مدیریت تأثر» نشان میدهد که چگونه افراد بهطور مستمر در حال تنظیم و اصلاح این نمایش جنسیتی هستند. هرچند این نظریه به درک از ساختهشدن جنسیت در سطح خرد کمک میکند، اما بهدلیل عدم توجه کافی به ساختارهای کلان قدرت، مورد نقد قرار گرفته است.<ref>. [https://images.hamshahrionline.ir/hamnews/1385/850507/world/idea.htm سلطانی، «لطیف، لوده، عروسک؛ بررسی نظریه اروین گافمن درباره نمایش جنسیت در تبلیغات»، ۱۳۸۵ش، شماره 4046، ص۱۱.]</ref> | گافمن با مفهوم «مدیریت تأثر» نشان میدهد که چگونه افراد بهطور مستمر در حال تنظیم و اصلاح این نمایش جنسیتی هستند. هرچند این نظریه به درک از ساختهشدن جنسیت در سطح خرد کمک میکند، اما بهدلیل عدم توجه کافی به ساختارهای کلان قدرت، مورد نقد قرار گرفته است.<ref>. [https://images.hamshahrionline.ir/hamnews/1385/850507/world/idea.htm سلطانی، «لطیف، لوده، عروسک؛ بررسی نظریه اروین گافمن درباره نمایش جنسیت در تبلیغات»، ۱۳۸۵ش، شماره 4046، ص۱۱.]</ref> | ||
| خط ۵۳: | خط ۴۷: | ||
===برساخت فرهنگی جنسیت=== | ===برساخت فرهنگی جنسیت=== | ||
مارگارت مید با مطالعه تطبیقی سه جامعه بومی (آرپش، موندوگومور و چامبولی) در کتاب «جنس و خلق و خو در سه جامعه اولیه» نشان داد که ویژگیهای روانشناختی و رفتاریِ مرتبط با جنسیت، برخلاف انگارههای ذاتگرایانه، محصول فرآیندهای جامعهپذیری و الگوهای فرهنگی هستند. یافتههای مید آشکار ساخت که مفاهیم «مردانگی» و «زنانگی» در فرهنگهای مختلف به شکلهای متنوع و گاه متضادی بروز میکنند (مثل جوامعی که زنان، پرخاشگر و مردان احساساتی بودند)، و مؤید آن است که جنسیت یک برساخته فرهنگی است نه یک واقعیت زیستشناختی.<ref>. هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۱۸۱.</ref> | |||
==نظریههای ساختاریانتقادی دربارۀ جنسیت== | ==نظریههای ساختاریانتقادی دربارۀ جنسیت== | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۳: | ||
===فمینیسم ساختاری=== | ===فمینیسم ساختاری=== | ||
سیمون دوبووار در کتاب جنس دوم استدلال میکند انسان، زن زاده نمیشود، بلکه زن میشود؛ جنسیت از این منظر، یک برساخته فرهنگی است، نه یک سرنوشت زیستشناختی.<ref>. دوبووار، جنس دوم، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲1-۲6.</ref> او با تحلیل فرآیندهای جامعهپذیری، نشان میدهد چگونه زنان به جنس دوم تبدیل میشوند.<ref>. دوبووار، جنس دوم، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۵۰۳.</ref> رویکرد دوبووار با وجود پیشگامی در تحلیل برساختههای اجتماعی جنسیت، بهدلیل غفلت از عوامل تقاطعی (نژاد/طبقه) و تأکید صرف بر دوگانهی زن/مرد، در تبیین پیچیدگیهای معاصر جنسیت ناتوان است.<ref>. مردیها و پاکنیا، سیطره جنس، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۵؛ [https://ensani.ir/file/download/article/1586594443-9718-40-2.pdf چاوشی و بستان نجفی، «نقد و بررسی ماهیت و جیستی زن در فمینیسم اگزیستانسیالیستی سیمون دوبووار»، ۱۳۹۸ش، ص29-31.]</ref> | |||
رویکرد دوبووار با وجود پیشگامی در تحلیل برساختههای اجتماعی جنسیت، بهدلیل غفلت از عوامل تقاطعی (نژاد/طبقه) و تأکید صرف بر دوگانهی زن/مرد، در تبیین پیچیدگیهای معاصر جنسیت ناتوان است.<ref>. مردیها و پاکنیا، سیطره جنس، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۵؛ [https://ensani.ir/file/download/article/1586594443-9718-40-2.pdf چاوشی و بستان نجفی، «نقد و بررسی ماهیت و جیستی زن در فمینیسم اگزیستانسیالیستی سیمون دوبووار»، ۱۳۹۸ش، ص29-31.]</ref> | |||
===ساختارمند شدن=== | ===ساختارمند شدن=== | ||
نظریه ساختارمند شدن جنسیت با تمایز میان «جنس» و «جنسیت» آغاز میشود. | نظریه ساختارمند شدن جنسیت با تمایز میان «جنس» و «جنسیت» آغاز میشود. آنتونی گیدنز استدلال میکند که جنسیت از طریق فرآیندهای جامعهپذیری در نهادهایی مانند خانواده و آموزش نهادینه میشود و به نظامی از روابط قدرت تبدیل میشود که هم ساختارهای اجتماعی را شکل میدهد و هم توسط کنشگران اجتماعی بازتولید یا به چالش کشیده میشود. این چارچوب با ترکیب تحلیل ساختاری (کلان) و عاملیت فردی (خرد)، نشان میدهد که چگونه هنجارهای جنسیتی همزمان هم محدودکننده و هم قابل تغییر هستند.<ref>. گیدنز، جامعهشناسی، ۱۳۸۷ش، ص۱۹۲.</ref> | ||
===نظام مردسالاری=== | ===نظام مردسالاری=== | ||
کیت میلت مردسالاری را بهعنوان سیستمی ساختاری و نهادینهشده تحلیل میکند که سلطۀ مردانه را از طریق شش ساختار کلیدی (خانواده، کار، دولت، خشونت، سکسوالیته و فرهنگ) بازتولید میکند.<ref>. هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۴۰۷ و ۴۳۳؛ رودگر، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایشها، نقد، ۱۳۸۸ش، ص۹0-۹1.</ref> هرچند این نظریه با تمرکز انحصاری بر ساختارهای مردسالارانه، نقش عاملیت زنان و مقاومتهای تاریخی آنان در بازتعریف قدرت را نادیده میگیرد.<ref>. رودگر، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایشها، نقد، ۱۳۸۸ش، ص۹0-۹4.</ref> | |||
سیلویا والبی با تمایز بین «مردسالاری خصوصی» (سلطه در حوزه خانواده) و «مردسالاری عمومی» (سلطه در نهادهای اجتماعی)، تحول تاریخی این نظام را نشان میدهد.<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۲.</ref> اگرچه این نظریه بهخاطر نادیده گرفتن تفاوتهای طبقاتی و نژادی میان زنان مورد نقد قرار گرفته، اما چارچوبی کلیدی برای تحلیل پدیدههایی مانند شکاف دستمزد جنسیتی و خشونت سیستماتیک علیه زنان فراهم میآورد.<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۳.</ref> این رویکرد بهویژه در مطالعات معاصر درباره اشکال جدید مردسالاری در جوامع سرمایهداری پیشرفته کاربرد گستردهای یافته است.<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۲.</ref> | |||
===دیدگاه آن اوکلی=== | ===دیدگاه آن اوکلی=== | ||
| خط ۸۷: | خط ۷۹: | ||
===طبقات جنسی=== | ===طبقات جنسی=== | ||
نظریه طبقات جنسی | نظریه طبقات جنسی شولامیت فایرستون در کتاب دیالکتیک جنسیت با رویکردی رادیکال- فمینیستی، ستم بر زنان را نه صرفاً محصول ساختارهای اجتماعی، بلکه نتیجۀ زیستشناسی تولیدمثلی میداند.<ref>. Jaggar, Human Biology in Feminist Theory in Knowing Woman, 1994, p.81.</ref> فایرستون استدلال میکند که تفاوتهای بیولوژیک مانند بارداری و زایمان، پایۀ مادی برای شکلگیری نخستین سلسله مراتب طبقاتی (مردان بهمثابه طبقه مسلط، زنان بهمثابه طبقه تحت ستم) فراهم کرده است.<ref>. Firestone, The Dialectic of Sex, 1970, p.18-23.</ref> او با تأکید بر اینکه «طبیعت خود یک ساختار فرهنگی است»،<ref>. Hekman, Gender and Knowledge, 1992, p.137.</ref> خواستار انقلابی فناورانه برای رهایی از تعیینکنندگی زیستشناسی شد.<ref>. فرنچ، جنگ علیه زنان، ۱۳۷۳ش، ص۳۳1-۳۳2.</ref> | ||
===تقاطعگرایی=== | ===تقاطعگرایی=== | ||
نظریه تقاطعگرایی از | نظریه تقاطعگرایی از کیمبرلی ویلیامز کرنشاو، نشان میدهد چگونه نظامهای ستم مانند نژادپرستی، جنسیتگرایی و طبقهگرایی بهصورت درهمتنیده و متقاطع عمل میکنند و تجربیات منحصربهفردی برای افراد ایجاد میکنند.<ref>. [https://chicagounbound.uchicago.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1052&context=uclf Crenshaw, “Demarginalizing the intersection of race and sex: A black feminist critique of antidiscrimination doctrine, feminist theory and antiracist politics”, 1989, p.139.]</ref> این نظریه با مطالعه شرایط زنان سیاهپوست در نظام حقوقی آمریکا اثبات کرد که تبعیضها را نمیتوان صرفاً بر اساس یک محور هویتی مثل جنسیت یا نژاد، تحلیل کرد، بلکه باید تعامل پیچیدۀ این هویتها را در بافتهای اجتماعی بررسی کرد.<ref>. [https://blogs.law.columbia.edu/critique1313/files/2020/02/1229039.pdf Crenshaw, “Mapping the margins: Intersectionality, identity politics, and violence against women of color”, 1991, p.1259-1263 and p. 1297.]</ref> تقاطعگرایی امروزه نشان میدهد چگونه ساختارهای قدرت، هویتهای چندگانه را همزمان تحتتأثیر قرار میدهند.<ref>. [https://blogs.law.columbia.edu/critique1313/files/2020/02/1229039.pdf Crenshaw, “Mapping the margins: Intersectionality, identity politics, and violence against women of color”, 1991, p.1297-1299.]</ref> | ||
==نظریههای پساساختارگرا و پسامدرن دربارۀ جنسیت== | ==نظریههای پساساختارگرا و پسامدرن دربارۀ جنسیت== | ||
| خط ۹۷: | خط ۸۹: | ||
===اجرایی بودن جنسیت=== | ===اجرایی بودن جنسیت=== | ||
جودیت باتلر در کتاب آشوب جنسیتی با معرفی مفهوم «اجرای جنسیت» استدلال میکند که جنسیت نه یک هویت ذاتی، بلکه نتیجه تکرار عملکردهای نهادینهشده اجتماعی است.<ref>. [https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/9781118663219.wbegss220#:~:text=Gender%20performance%20is%20the%20idea,American%20poststructuralist%20philosopher%20Judith%20Butler. Butler, Gender as performance, 1996, p.112.]</ref> بهعقیدۀ او، جنسیت از طریق کنشهای گفتمانی و رفتاری مانند پوشش، حرکات بدن و زبان ساخته و بازتولید میشود و ماهیتی سیال و غیرثابت دارد.<ref>. [https://monoskop.org/images/d/df/Butler_Judith_Bodies_That_Matter_On_the_Discursive_Limits_of_Sex_1993.pdf Butler, Bodies that matter: On the discursive limits of 'sex', 1993, p.95.]</ref> این نظریه پایهای برای مطالعات کوئیر و نقد ساختارهای دوتایی جنسیت شد.<ref>. [https://lauragonzalez.com/TC/BUTLER_gender_trouble.pdf Butler, Gender trouble: Feminism and the subversion of identity, 1990, p.33.]</ref> | |||
===گفتمان قدرت=== | ===گفتمان قدرت=== | ||
میشل فوکو در «تاریخ جنسیت» استدلال میکند که جنسیت و سکسوالیته برساختههای گفتمانی قدرت هستند، نه اموری طبیعی.<ref>. برنز، میشل فوکو، ۱۳۸۱ش، ص۱۱4-۱۱7؛ ضمیران، میشل فوکو: دانش و قدرت، ۱۳۷۸ش، ص۱۶4-۱۶6.</ref> او نشان میدهد نهادهای پزشکی، حقوقی و مذهبی از قرن ۱۸ میلادی با طبقهبندی بدنها و تمایلات، هویتهای جنسیتی «طبیعی» و «غیرطبیعی» را ساختند.<ref>. ضمیران، میشل فوکو: دانش و قدرت، ۱۳۷۸ش، ص۱۶5-۱۶6.</ref> فوکو قدرت را نه صرفاً سرکوبگر، بلکه مولد دانش و هویت میداند.<ref>. رابینو و دریفوس، میشل فوکو (فراسوی ساختگرایی و هرمنوتیک)، ۱۳۸۹ش، ص۲۹۳.</ref> این نظریه پایهای برای نقد هنجارهای جنسیتی و مطالعات کوئیر شد.<ref>. [https://mph.ui.ac.ir/article_25294_982be42e43bb3ddd5c1ca181bef232fa.pdf اصغری و کریمی، «ساختگشایی و هستیزدایی از سوژه و هویت جنسیتی: دوبوار و باتلر»، ۱۳۹۹ش، ص۱۳۴.]</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||