خط ۲۴: خط ۲۴:
فمینیست­‌ها در همان مسیر هستی­‌شناسی کلی تمدن غرب پیش رفتند، به‌نحوی که در ابتدا قایل به وجود واقعیتی خارجی و ثابت بوده و وجود دو جنس زن و مرد و برخورداری آنان از حقوقی مشترک و بعضا حقوقی متفاوت و متناسب با تفاوت طبیعی جنس افراد را جزو بدیهیات شمرده و صرفا به‌دنبال به‌رسمیت شناختن حقوق زنان به‌عنوان شهروند بودند و تمرکزشان بر روی نابرابری­هایی از جمله حق رای و حق مالکیت بود.  
فمینیست­‌ها در همان مسیر هستی­‌شناسی کلی تمدن غرب پیش رفتند، به‌نحوی که در ابتدا قایل به وجود واقعیتی خارجی و ثابت بوده و وجود دو جنس زن و مرد و برخورداری آنان از حقوقی مشترک و بعضا حقوقی متفاوت و متناسب با تفاوت طبیعی جنس افراد را جزو بدیهیات شمرده و صرفا به‌دنبال به‌رسمیت شناختن حقوق زنان به‌عنوان شهروند بودند و تمرکزشان بر روی نابرابری­هایی از جمله حق رای و حق مالکیت بود.  


اما در موج دوم به‌تدریج توجهات از نابرابری‌های رسمی به سمت نابرابری‌های غیر رسمی­تر معطوف شد و با توجه به گسترش این‌اندیشه در جهان‌بینی غرب که جهان اجتماعی، سازه­‌هایی اجتماعی هستند و این جهان به­‌طور متفاوتی به‌وسیله انسان‌هایی ساخته و پرداخته می­شود که در موقعیت‌ها و مکان‌های اجتماعی متفاوتی قرارگرفته، و تجارب متفاوتی از زندگی دارند و در پی این تفاوت تجارب، واقعیت‌های چندگانه‌ای از جمله واقعیت­های مردانه و زنانه نیز امکان‌پذیر می­شود.<ref>محمدپور، روش تحقیق کیفی ضد روش، 1392ش، ص293.</ref> فمینیست­ها بر این باور شدند که جهان اجتماعی امروزی براساس سازه­هایی مردانه ساخته شده است؛ ازاین­رو، بر این اصل پافشاری می­کردند که باید بر سازه­های زنان از جهان تمرکز کرد؛ سازه­هایی که با سازه­های مردان متفاوت هستند. تفاوت­شان در آن است که نگرش زنان به طبیعت فعال است و نه منفعل و نیز زنان دارای دیدگاه‌های متفاوتی از روابط اجتماعی نسبت به‌مردان هستند که بیشتر با احساسات­شان مرتبط است و جهانی منعطف­تر و صلح­‌جوتر را به ارمغان می­آورند.<ref>باقری، «علوم اجتماعی فمینیسم و انگاره مرد محوری»،  1384ش، ص120.</ref>
اما در موج دوم به‌تدریج توجهات از نابرابری‌های رسمی به سمت نابرابری‌های غیر رسمی‌­تر معطوف شد و با توجه به گسترش این‌اندیشه در جهان‌بینی غرب که جهان اجتماعی، سازه­‌هایی اجتماعی هستند و این جهان به­‌طور متفاوتی به‌وسیله انسان‌هایی ساخته و پرداخته می‌­شود که در موقعیت‌ها و مکان‌های اجتماعی متفاوتی قرارگرفته، و تجارب متفاوتی از زندگی دارند و در پی این تفاوت تجارب، واقعیت‌های چندگانه‌ای از جمله واقعیت‌­های مردانه و زنانه نیز امکان‌پذیر می­‌شود.<ref>محمدپور، روش تحقیق کیفی ضد روش، 1392ش، ص293.</ref> فمینیست­‌ها بر این باور شدند که جهان اجتماعی امروزی براساس سازه‌­هایی مردانه ساخته شده است؛ ازاین­‌رو، بر این اصل پافشاری می­‌کردند که باید بر سازه­‌های زنان از جهان تمرکز کرد؛ سازه­‌هایی که با سازه‌­های مردان متفاوت هستند. تفاوت­شان در آن است که نگرش زنان به طبیعت فعال است و نه منفعل و نیز زنان دارای دیدگاه‌های متفاوتی از روابط اجتماعی نسبت به‌مردان هستند که بیشتر با احساسات­شان مرتبط است و جهانی منعطف­‌تر و صلح­‌جوتر را به ارمغان می‌­آورند.<ref>باقری، «علوم اجتماعی فمینیسم و انگاره مرد محوری»،  1384ش، ص120.</ref>


بر اساس همین طرز تفکر است که آنان منتقد فلسفه موجود (هستی‌شناسی غالب) هستند و معتقدند که فلسفه به‌دنبال صورت‌بندی ویژگی­های مردان یا ماهیت مردانگی بوده است. آنچه آنان تحت عنوان ماهیت آدمی مطرح می­کردند، نه تنها زنان را در برنمی­گیرد، بلکه در عمل آنان را از صحنه‌اندیشه و تامل فلسفی خارج می‌ساخته است. آنچه به­عنوان ویژگی بارز آدمی مطرح می­شود در واقع ویژگی بارز مردان است. نظیر انسان ناطق، و انسان ابزار­ساز، در واقع بحث از ماهیت آدمی همواره، بحث از ماهیت مردان بوده است.<ref>باقری، مبانی فلسفی فمینییسم، 1382ش، ص68.</ref>
بر اساس همین طرز تفکر است که آنان منتقد فلسفه موجود (هستی‌شناسی غالب) هستند و معتقدند که فلسفه به‌دنبال صورت‌بندی ویژگی­‌های مردان یا ماهیت مردانگی بوده است. آنچه آنان تحت عنوان ماهیت آدمی مطرح می­کردند، نه تنها زنان را در برنمی­گیرد، بلکه در عمل آنان را از صحنه‌اندیشه و تامل فلسفی خارج می‌ساخته است. آنچه به­عنوان ویژگی بارز آدمی مطرح می­شود در واقع ویژگی بارز مردان است. نظیر انسان ناطق، و انسان ابزار­ساز، در واقع بحث از ماهیت آدمی همواره، بحث از ماهیت مردان بوده است.<ref>باقری، مبانی فلسفی فمینییسم، 1382ش، ص68.</ref>


اما در مرحله سوم و با پیشروی نسبیت­گرایی در هستی­شناسی، مواضع فمینیستی نیز فراتر رفته و کلا بحث از ماهیت آدمی را مسئله­ای کاذب و شبه مسئله دانستند. این رویکرد که گویای نگاه­های برساخت­گرایانه و پست مدرن است، برآن است که مفهوم ماهیت کلی آدمی یا ماهیت ویژه زنانه مفاهیمی تهی هستند و باید وجود تمایز جنسی اساسی میان مرد و زن نادیده گرفته شود و به‌جای آن مشخصات امری انتزاعی و غیر واقعی که ساخته فرهنگ و اجتماع است، تحت عنوان انسان مورد بررسی قرار گیرد. آنان مخالف این‌اندیشه هستند که زنان و مردان به لحاظ ژنتیکی برای رفتارهای متفاوتی رمزگذاری شده‌اند.<ref>باقری، مبانی فلسفی فمینییسم، 1382ش، ص73.</ref>
اما در مرحله سوم و با پیشروی نسبیت­گرایی در هستی­شناسی، مواضع فمینیستی نیز فراتر رفته و کلا بحث از ماهیت آدمی را مسئله­ای کاذب و شبه مسئله دانستند. این رویکرد که گویای نگاه­‌های برساخت­‌گرایانه و پست مدرن است، برآن است که مفهوم ماهیت کلی آدمی یا ماهیت ویژه زنانه مفاهیمی تهی هستند و باید وجود تمایز جنسی اساسی میان مرد و زن نادیده گرفته شود و به‌جای آن مشخصات امری انتزاعی و غیر واقعی که ساخته فرهنگ و اجتماع است، تحت عنوان انسان مورد بررسی قرار گیرد. آنان مخالف این‌ اندیشه هستند که زنان و مردان به لحاظ ژنتیکی برای رفتارهای متفاوتی رمزگذاری شده‌اند.<ref>باقری، مبانی فلسفی فمینییسم، 1382ش، ص73.</ref>


آنچه که در این مقطع مطرح است انکار وجود واقعیتی ثابت با عنوان زن است. آنچه که دارد اتفاق می‌افتد زن شدن است و نه زن بودن. در نتیجه تمامی تفاوت‌های موجود میان دو جنس و همچنین موقعیت اجتماعی امروز زنان را نمی­توان پدیده‌ای طبیعی و واقعیتی ثابت دانست، بلکه ساخته و پرداخته نظام‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هستند که حاصل سازه‌های مردانه بوده و در طول تاریخ شکل گرفته است.<ref>محمدپور، روش تحقیق کیفی ضدروش، 1392ش، ص294.</ref> بنابراین آنان خواستار گسترش سیاست­های تربیتی آندروژنی، تراجنسیتی و حمایت از گروه­های هم­جنس­باز شدند و تغییر شکل خانواده از حالت سنتی به مرد- مرد - فرزند و زن-زن - فرزند را در دستور کار خود قرار دادند.<ref>زیبایی­نژاد، جایگاه خانواده و جنسیت در نطام تربیت رسمی، 1391ش، ص31.</ref>
آنچه که در این مقطع مطرح است انکار وجود واقعیتی ثابت با عنوان زن است. آنچه که دارد اتفاق می‌افتد زن شدن است و نه زن بودن. در نتیجه تمامی تفاوت‌های موجود میان دو جنس و همچنین موقعیت اجتماعی امروز زنان را نمی­‌توان پدیده‌ای طبیعی و واقعیتی ثابت دانست، بلکه ساخته و پرداخته نظام‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هستند که حاصل سازه‌های مردانه بوده و در طول تاریخ شکل گرفته است.<ref>محمدپور، روش تحقیق کیفی ضدروش، 1392ش، ص294.</ref> بنابراین آنان خواستار گسترش سیاست­‌های تربیتی آندروژنی، تراجنسیتی و حمایت از گروه­‌های هم­جنس­‌باز شدند و تغییر شکل خانواده از حالت سنتی به مرد- مرد - فرزند و زن-زن - فرزند را در دستور کار خود قرار دادند.<ref>زیبایی­نژاد، جایگاه خانواده و جنسیت در نطام تربیت رسمی، 1391ش، ص31.</ref>


==پانویس==
==پانویس==