امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''فرهنگ'''
'''فرهنگ'''


'''فرهنگ''' در کانون توجه متفکران و اندیشمندان علوم انسانی و اجتماعی جایگاه ممتازی دارد. متون باقی‌مانده از میراث فکری بشری، از متون فلسفی و مذهبی باستان تا نوشته‌های فلاسفه یونانی، نشان‌گر تلاش برای شناخت این مفهوم است. فرهنگ کلیتی دربرگیرنده باورها، ارزش‌ها، آداب و رسوم و زبان مشترک است که کارکرد هویت‌بخشی و تمایزبخشی میان جوامع را بر عهده دارد. به دلیل گستردگی ابعاد فرهنگ، محققان تعاریف متعددی از آن ارائه داده‌اند و دستیابی به تعریفی واحد که مورد پذیرش همگان باشد، دشوار است. با این حال، بررسی کاربردها، معانی و رهیافت‌های مختلف به روشن شدن این مفهوم کمک می‌کند.
'''فرهنگ''' (به انگلیسی: Culture) در کانون توجه متفکران و اندیشمندان علوم انسانی و اجتماعی جایگاه ممتازی دارد. متون باقی‌مانده از میراث فکری بشری، از متون فلسفی و مذهبی باستان تا نوشته‌های فلاسفه یونانی، نشان‌گر تلاش برای شناخت این مفهوم است. فرهنگ کلیتی دربرگیرنده باورها، ارزش‌ها، آداب و رسوم و زبان مشترک است که کارکرد هویت‌بخشی و تمایزبخشی میان جوامع را بر عهده دارد. به دلیل گستردگی ابعاد فرهنگ، محققان تعاریف متعددی از آن ارائه داده‌اند و دستیابی به تعریفی واحد که مورد پذیرش همگان باشد، دشوار است. با این حال، بررسی کاربردها، معانی و رهیافت‌های مختلف به روشن شدن این مفهوم کمک می‌کند.


== معانی و تعاریف لغوی فرهنگ ==
== معانی و تعاریف لغوی فرهنگ ==
واژه فرهنگ در زبان‌ها و ادبیات گوناگون مسیر تحولی متفاوتی را طی کرده است:
واژه فرهنگ در زبان‌ها و ادبیات گوناگون مسیر تحولی متفاوتی را طی کرده است:


* '''در زبان فارسی:''' این واژه در اصل به معنی «کشیدن» بوده و سپس به معانی دانش، ادب، عقل، کتاب لغت و شاخه‌ی درختی که به منظور جوانه زدن در زمین مدفون می‌گردد، به کار رفته است.<ref>مطهری، ''مجموعه آثار''، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۴۶.</ref>
* '''در زبان فارسی:''' این واژه در اصل به معنی «کشیدن» بوده و سپس به معانی دانش، ادب، عقل، کتاب لغت و شاخه‌ی درختی که به منظور جوانه زدن در زمین مدفون می‌گردد، به کار رفته است.<ref>دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ۱۳۴۱ش، ص ۲۲۷.</ref>
* '''در زبان عربی:''' معادل آن واژه «ثقافه» است که در ریشه به معنی تیزهوشی، پیروزی و مهارت بوده و در اصطلاح برای استعداد و توان فراگیری علوم، صنایع و ادبیات استفاده می‌شود.<ref>مطهری، ''مجموعه آثار''، ۱۳۷۴ش، ج۲، صص ۲۱-۲۵.</ref>
* '''در زبان عربی:''' معادل آن واژه «ثقافه» است که در ریشه به معنی تیزهوشی، پیروزی و مهارت بوده و در اصطلاح برای استعداد و توان فراگیری علوم، صنایع و ادبیات استفاده می‌شود.<ref>ابن منظور، لسان العرب، ۱۳۰۰ق، ص ۱۲۷.</ref>
* '''در زبان‌های اروپایی:''' در ادبیات انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، این اصطلاح در ریشه‌های نخستین خود به معنی سکنی گزیدن، کشت کردن، حراست کردن و پرستش به کار می‌رفته است. در قرن شانزدهم، این واژه با مفهوم «کشت و زرع» به عنوان استعاره‌ای از فرآیند توسعه و رشد انسانی وارد حوزه علوم انسانی شد و امروزه دلالت بر یک حقیقت عام و انتزاعی در جوامع بشری دارد.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، ۱۳۸۱ش.</ref>
* '''در زبان‌های اروپایی:''' در ادبیات انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، این اصطلاح در ریشه‌های نخستین خود به معنی سکنی گزیدن، کشت کردن، حراست کردن و پرستش به کار می‌رفته است. در قرن شانزدهم، این واژه با مفهوم «کشت و زرع» به عنوان استعاره‌ای از فرآیند توسعه و رشد انسانی وارد حوزه علوم انسانی شد و امروزه دلالت بر یک حقیقت عام و انتزاعی در جوامع بشری دارد.<ref>پهلوان، فرهنگ‌شناسی، ۱۳۸۲ش، ص ۳-۴.</ref>


== تعاریف اصطلاحی فرهنگ ==
== تعاریف اصطلاحی فرهنگ ==
فرهنگ به جهت انتزاعی بودن، در اصطلاحات علمی به معانی مختلفی به کار رفته است. دانشنامه‌هایی چون بریتانیکا و دایرةالمعارف بین‌المللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در دسته‌هایی نظیر رویکردهای جهان‌شمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقه‌بندی کرده‌اند.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۹۰ش.</ref> در یک دسته‌بندی جامع (برگرفته از دیدگاه‌های کروبر، کلاک‌هون و تامپسون)، رهیافت‌های تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم می‌شوند:
فرهنگ به جهت انتزاعی بودن، در اصطلاحات علمی به معانی مختلفی به کار رفته است. دانشنامه‌هایی چون بریتانیکا و دایرةالمعارف بین‌المللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در دسته‌هایی نظیر رویکردهای جهان‌شمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقه‌بندی کرده‌اند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۴-۵.</ref> در یک دسته‌بندی جامع (برگرفته از دیدگاه‌های کروبر، کلاک‌هون و تامپسون)، رهیافت‌های تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم می‌شوند:


=== ۱. رهیافت کلاسیک ===
=== ۱. رهیافت کلاسیک ===
در این رهیافت، فرهنگ به مثابه ترقی و تکامل فرد و جامعه لحاظ می‌گردد. فرهنگ فرآیند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت می‌رسد.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۸۹ش.</ref> محققانی نظیر ریموند ویلیامز فرهنگ را به معنی ذهنیت بالنده و فرآیندهای این بالندگی تعریف کرده‌اند.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، ۱۳۹۳ش.</ref> تی. اس. الیوت نیز فرهنگ را شاخص رشد یک جامعه معرفی می‌کند.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۸۹ش.</ref>
در این رهیافت، فرهنگ به مثابه ترقی و تکامل فرد و جامعه لحاظ می‌گردد. فرهنگ فرآیند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت می‌رسد.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۵۷.</ref> محققانی نظیر ریموند ویلیامز فرهنگ را به معنی ذهنیت بالنده و فرآیندهای این بالندگی تعریف کرده‌اند.<ref>ویلیامز، «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ»، ۱۳۸۰ش، ص ۲۵۲.</ref> تی. اس. الیوت نیز فرهنگ را شاخص رشد یک جامعه معرفی می‌کند.<ref>الیوت، درباره فرهنگ، ۱۳۶۹ش، ص ۳۲.</ref>


=== ۲. رهیافت توصیفی ===
=== ۲. رهیافت توصیفی ===
این رویکرد که ریشه در اثبات‌گرایی سده نوزدهم دارد، فرهنگ را یک کل نظام‌مند شامل باورها، آیین‌ها و موضوعات مادی می‌داند.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۹۰ش.</ref> ادوارد تایلور در عام‌ترین تعریف می‌گوید: فرهنگ کلیت در هم تنیده‌ای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی به عنوان عضو جامعه به دست می‌آورد.<ref>جعفری، ''فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو''، ۱۳۷۹ش، صص ۲، ۷۴، ۷۶، ۸۷ و ۹۳.</ref> رادکلیف براون ویژگی فرهنگ را در بعد مادی «رفتار نهادینه شده» و در بعد ذهنی «احساسات مشترک» معرفی می‌کند که کارکردش حفظ یکپارچگی است.<ref>مصباح یزدی، ''[نام کتاب درج شود]''، ۱۳۷۶ش، ص ۷۱.</ref>
این رویکرد که ریشه در اثبات‌گرایی سده نوزدهم دارد، فرهنگ را یک کل نظام‌مند شامل باورها، آیین‌ها و موضوعات مادی می‌داند.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۱.</ref> ادوارد تایلور در عام‌ترین تعریف می‌گوید: فرهنگ کلیت در هم تنیده‌ای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی به عنوان عضو جامعه به دست می‌آورد.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۳۷.</ref> رادکلیف براون ویژگی فرهنگ را در بعد مادی «رفتار نهادینه شده» و در بعد ذهنی «احساسات مشترک» معرفی می‌کند که کارکردش حفظ یکپارچگی است.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۲۴ و ۲۵.</ref>


=== ۳. رهیافت تاریخی ===
=== ۳. رهیافت تاریخی ===
این رهیافت فرهنگ را به عنوان میراث اجتماعی یا سنت رسیده از گذشتگان قلمداد می‌کند. فرانتس بوآس فرهنگ را دربرگیرنده رفتارهای مشترک انسانی می‌داند که از نسلی به نسلی قابل انتقال است.<ref>مصباح یزدی، ''[نام کتاب درج شود]''، ۱۳۷۹ش، صص ۲۷۱-۲۷۲.</ref> بر این اساس هر آنچه از گذشته به ارث می‌رسد فرهنگ محسوب می‌شود.<ref>مصباح یزدی، ''[نام کتاب درج شود]''، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص ۱۵۲.</ref>
این رهیافت فرهنگ را به عنوان میراث اجتماعی یا سنت رسیده از گذشتگان قلمداد می‌کند. فرانتس بوآس فرهنگ را دربرگیرنده رفتارهای مشترک انسانی می‌داند که از نسلی به نسلی قابل انتقال است.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۴۴ و ۴۵.</ref> بر این اساس هر آنچه از گذشته به ارث می‌رسد فرهنگ محسوب می‌شود.<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.</ref>


=== ۴. رهیافت هنجاری ===
=== ۴. رهیافت هنجاری ===
فرهنگ در این رویکرد به عنوان الگو، قاعده یا راه و روش زندگی تلقی می‌شود. کروبر و کلاک‌هون علاوه بر استانداردهای رفتاری، تلاش‌ها برای موجه‌سازی این سرمشق‌ها را نیز جزء فرهنگ می‌دانند.<ref>مصباح یزدی، ''[نام کتاب درج شود]''، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص ۱۵۱.</ref> گی روشه فرهنگ را شیوه‌های رفتار، احساس و اندیشه‌ی آموخته شده در جامعه می‌داند.<ref>اسلامی ندوشن، ''فرهنگ و شبه‌فرهنگ''، ۱۳۷۱ش، صص ۱۷ و ۱۰۴.</ref>
فرهنگ در این رویکرد به عنوان الگو، قاعده یا راه و روش زندگی تلقی می‌شود. کروبر و کلاک‌هون علاوه بر استانداردهای رفتاری، تلاش‌ها برای موجه‌سازی این سرمشق‌ها را نیز جزء فرهنگ می‌دانند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۲۷.</ref> گی روشه فرهنگ را شیوه‌های رفتار، احساس و اندیشه‌ی آموخته شده در جامعه می‌داند.<ref>روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳.</ref>


=== ۵. رهیافت روان‌شناختی ===
=== ۵. رهیافت روان‌شناختی ===
خط ۳۶: خط ۳۶:
=== ۸. رهیافت تکوینی ===
=== ۸. رهیافت تکوینی ===
فرهنگ به عنوان فرآورده و ساخته‌ی انسان در نظر گرفته می‌شود و به مثابه معرفت و شناخت مشترک میان اعضای جامعه تلقی می‌گردد.<ref>ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۳.</ref>
فرهنگ به عنوان فرآورده و ساخته‌ی انسان در نظر گرفته می‌شود و به مثابه معرفت و شناخت مشترک میان اعضای جامعه تلقی می‌گردد.<ref>ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۳.</ref>
'''تعریف جامع:''' با بررسی ابعاد مختلف، می‌توان فرهنگ را این‌گونه تعریف کرد: «فرهنگ به نظام معرفتی مشترک میان انسان‌ها اطلاق می‌شود که در امور مادی تجلی می‌یابد، دائماً از نسلی به نسل دیگر منتقل گردیده و شیوه زندگی را مهیا می‌سازد.»
== فرهنگ در اندیشه متفکران مسلمان ==
== فرهنگ در اندیشه متفکران مسلمان ==
اندیشمندان مسلمان بر اساس هستی‌شناسی و انسان‌شناسی اسلامی، از منظرهای مختلفی به تبیین و تعریف ماهیت فرهنگ پرداخته‌اند:
اندیشمندان مسلمان بر اساس هستی‌شناسی و انسان‌شناسی اسلامی، از منظرهای مختلفی به تبیین و تعریف ماهیت فرهنگ پرداخته‌اند:
خط ۵۹: خط ۶۲:
=== محمدعلی اسلامی ندوشن ===
=== محمدعلی اسلامی ندوشن ===
اسلامی ندوشن عنصر استعلا و تعالی را جوهره اصلی فرهنگ می‌داند.<ref>اسلامی ندوشن، ''فرهنگ و شبه‌فرهنگ''، ۱۳۷۱ش، صص ۱۷ و ۱۰۴.</ref> دلالت‌های سیاست‌گذاری این دیدگاه، معطوف به تقویت ابعاد معنوی و اخلاقی فرهنگ و ارتقای کیفیت زندگی انسان از طریق آن است.
اسلامی ندوشن عنصر استعلا و تعالی را جوهره اصلی فرهنگ می‌داند.<ref>اسلامی ندوشن، ''فرهنگ و شبه‌فرهنگ''، ۱۳۷۱ش، صص ۱۷ و ۱۰۴.</ref> دلالت‌های سیاست‌گذاری این دیدگاه، معطوف به تقویت ابعاد معنوی و اخلاقی فرهنگ و ارتقای کیفیت زندگی انسان از طریق آن است.
== منابع ==
<references />
*


== عناصر فرهنگ ==
== عناصر فرهنگ ==
خط ۹۲: خط ۹۰:
# '''تحول‌پذیری:''' فرهنگ‌ها همواره در حال تغییر و نو شدن هستند؛ زیرا انسان‌ها در تعامل دائم با یکدیگرند. از این رو فرهنگ پدیده‌ای پویا و غیرایستا است.<ref>روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳-۱۲۵؛ ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۰-۱۱۲.</ref>
# '''تحول‌پذیری:''' فرهنگ‌ها همواره در حال تغییر و نو شدن هستند؛ زیرا انسان‌ها در تعامل دائم با یکدیگرند. از این رو فرهنگ پدیده‌ای پویا و غیرایستا است.<ref>روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳-۱۲۵؛ ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۰-۱۱۲.</ref>


== منابع ==
== پانویس ==
<references />
<references />


خط ۱۱۱: خط ۱۰۹:
* تامپسون، جان.ب. ''ایدئولوژی و فرهنگ مدرن''. ترجمه مسعود اوحدی. تهران: مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش.
* تامپسون، جان.ب. ''ایدئولوژی و فرهنگ مدرن''. ترجمه مسعود اوحدی. تهران: مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش.
* ترنر، جاناتان اچ. ''مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناختی''. ترجمه محمد فولادی و محمدعزیز بختیاری. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
* ترنر، جاناتان اچ. ''مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناختی''. ترجمه محمد فولادی و محمدعزیز بختیاری. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
* جعفری، محمدتقی. ''فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو''. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳ش.
* جعفری، محمدتقی. ''فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو''. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳ش. (چاپ‌های دیگر: ۱۳۷۹ش).
* خامنه‌ای، علی. «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم». پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار، ۸ بهمن ۱۳۸۱ش.
* خامنه‌ای، علی. «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی». پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار، ۲۵ شهریور ۱۳۸۹ش.
* خامنه‌ای، علی. «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی». پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار، ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ش.
* خامنه‌ای، علی. «بیانات در حرم مطهر رضوی». پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار، ۱ فروردین ۱۳۹۳ش.
* دهخدا، علی‌اکبر. ''لغت‌نامه دهخدا''. تهران: چاپ افست، ۱۳۴۱ش.
* دهخدا، علی‌اکبر. ''لغت‌نامه دهخدا''. تهران: چاپ افست، ۱۳۴۱ش.
* ایتزن، دی. استنلی. «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی». ترجمه ضیاء تاج‌الدین. مجله ''نامه فرهنگ''، (ش۲۷)، ۱۳۷۶ش.
* ایتزن، دی. استنلی. «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی». ترجمه ضیاء تاج‌الدین. مجله ''نامه فرهنگ''، (ش۲۷)، ۱۳۷۶ش.
خط ۱۲۵: خط ۱۲۷:
* لاور، رابرت اچ. ''دیدگاه‌ها درباره دگرگونی اجتماعی''. ترجمه کاووس سیدامامی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳ش.
* لاور، رابرت اچ. ''دیدگاه‌ها درباره دگرگونی اجتماعی''. ترجمه کاووس سیدامامی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳ش.
* مالینوفسکی، برونیسلاو. ''نظریه علمی درباره فرهنگ''. ترجمه عبدالحمید زرین‌قلم. تهران: نشر گام نو، ۱۳۷۹ش.
* مالینوفسکی، برونیسلاو. ''نظریه علمی درباره فرهنگ''. ترجمه عبدالحمید زرین‌قلم. تهران: نشر گام نو، ۱۳۷۹ش.
* مطهری، مرتضی. ''مجموعه آثار''. قم: انتشارات صدرا، ۱۳۷۲ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی. ''[نام کتاب درج شود]''. [محل نشر]: [ناشر]، ۱۳۷۶ش / ۱۳۷۹ش / ۱۳۸۵ش.
* مطهری، مرتضی. ''مجموعه آثار''. قم: انتشارات صدرا، ۱۳۷۴ش / ۱۳۸۰ش.
* نقی‌نظرپور، محمد. ''ارزش‌ها و توسعه''. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۷۸ش.
* نقی‌نظرپور، محمد. ''ارزش‌ها و توسعه''. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۷۸ش.
* نولان، پاتریک و لنسکی، گرهارد. ''جامعه‌های انسانی''. ترجمه ناصر موفقیان. تهران: نشر نی، ۱۳۸۰ش.
* نولان، پاتریک و لنسکی، گرهارد. ''جامعه‌های انسانی''. ترجمه ناصر موفقیان. تهران: نشر نی، ۱۳۸۰ش.
* ویلیامز، ریموند. «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ». ترجمه علی مرتضویان. مجله ''ارغنون''، (ش۱۸) پاییز ۱۳۸۰ش.
* ویلیامز، ریموند. «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ». ترجمه علی مرتضویان. مجله ''ارغنون''، (ش۱۸) پاییز ۱۳۸۰ش.