صفحهای تازه حاوی «300px|thumb|left|بالابان {{درشت|'''بالابان'''}}؛ نوعی ساز بادی و چوبی در آذربایجان بالابان، بالامان یا بلبلان، نوعی سازِ چوبی آذربایجانی است که ظاهری همچون استوانه دارد و از خانوادهٔ نای و سُرنا است. این ساز، دارای هشت سوراخ د...» ایجاد کرد |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
بالابان، بالامان یا بلبلان، نوعی سازِ چوبی آذربایجانی است که ظاهری همچون استوانه دارد و از خانوادهٔ نای و [[سرنا|سُرنا]] است. این ساز، دارای هشت سوراخ در یک طرف، یک سوراخ در طرف دیگر و زبانهای است که بالابان، بهوسیلهٔ آن کوک میشود. دامنهٔ صوتی ساز بالابان نیز هماندازهٔ سورنای است.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/بالابان عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه بالابان، سایت واژهیاب.]</ref> تنوع بالابان، در حوزههای جغرافیایی و فرهنگی مختلف، بنابر شیوه ساخت آن و اختلاف در سایز آن، تعداد سوراخهای موجود در روی و پشت آن، بیزبانه، یک زبانه یا دوزبانه بودن آن، بسیار بالا است.<ref>بلوکباشی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی دورهٔ قاجار، ۱۳۸۱ش، ص۲۲۵.</ref> | بالابان، بالامان یا بلبلان، نوعی سازِ چوبی آذربایجانی است که ظاهری همچون استوانه دارد و از خانوادهٔ نای و [[سرنا|سُرنا]] است. این ساز، دارای هشت سوراخ در یک طرف، یک سوراخ در طرف دیگر و زبانهای است که بالابان، بهوسیلهٔ آن کوک میشود. دامنهٔ صوتی ساز بالابان نیز هماندازهٔ سورنای است.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/بالابان عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه بالابان، سایت واژهیاب.]</ref> تنوع بالابان، در حوزههای جغرافیایی و فرهنگی مختلف، بنابر شیوه ساخت آن و اختلاف در سایز آن، تعداد سوراخهای موجود در روی و پشت آن، بیزبانه، یک زبانه یا دوزبانه بودن آن، بسیار بالا است.<ref>بلوکباشی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی دورهٔ قاجار، ۱۳۸۱ش، ص۲۲۵.</ref> | ||
==واژهشناسی بالابان== | == واژهشناسی بالابان == | ||
[[پرونده:بالابان۱.jpg|جایگزین= جوان کرد در حال استفاده از بالابان|بندانگشتی|تصویری از یک جوان کرد در حال استفاده از بالابان]] | [[پرونده:بالابان۱.jpg|جایگزین= جوان کرد در حال استفاده از بالابان|بندانگشتی|تصویری از یک جوان کرد در حال استفاده از بالابان]] | ||
برخی از واژهشناسان، بالابان را واژهای فارسی،<ref>داعیالاسلام، فرهنگ نظام، ج1، ۱۳۶۲ش، ص584؛{{سخ}} | برخی از واژهشناسان، بالابان را واژهای فارسی،<ref>داعیالاسلام، فرهنگ نظام، ج1، ۱۳۶۲ش، ص584؛{{سخ}} | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
در دائرهالمعارفهای روسی، از این ساز، بهعنوان سازی چوبی، سفالی یا فلزی یاد شده که روی دو دهانهٔ آن پوستی کشیده شده و با دو چوبه نواخته میشود. این ساز با نام «بارابان» معرفی شده است. برخی، واژه بالابان را ترکیبی از دو قسمت «بالا» بهمعنی فوق و «بان» بهمعنی صدا دانسته است که در نتیجه معنای کامل آن «قسمی از طبل با صدای بلند» است.<ref>داعیالاسلام، فرهنگ نظام، ج1، ۱۳۶۲ش، ص584؛</ref> | در دائرهالمعارفهای روسی، از این ساز، بهعنوان سازی چوبی، سفالی یا فلزی یاد شده که روی دو دهانهٔ آن پوستی کشیده شده و با دو چوبه نواخته میشود. این ساز با نام «بارابان» معرفی شده است. برخی، واژه بالابان را ترکیبی از دو قسمت «بالا» بهمعنی فوق و «بان» بهمعنی صدا دانسته است که در نتیجه معنای کامل آن «قسمی از طبل با صدای بلند» است.<ref>داعیالاسلام، فرهنگ نظام، ج1، ۱۳۶۲ش، ص584؛</ref> | ||
==ساختمان بالابان== | == ساختمان بالابان == | ||
[[پرونده:بالابان۲.jpg|جایگزین=ساختمان بالابان|بندانگشتی|ساختمان بالابان]] | [[پرونده:بالابان۲.jpg|جایگزین=ساختمان بالابان|بندانگشتی|ساختمان بالابان]] | ||
ساختمان این ساز، از چند بخش اصلی تشکیل شده است: | ساختمان این ساز، از چند بخش اصلی تشکیل شده است: | ||
#تنهٔ استوانهای، بهطول ۳۰–۴۰ سانتیمتر و قطر ۱٫۵ سانتیمتر که از چوبهای سختی همچون چوب درخت گردو، شمشاد، خیزران یا چوب درخت [[توت]] ساخته میشود؛<ref>ملاح، فرهنگ سازها، ۱۳۷۶ش، ص۹2.</ref> | # تنهٔ استوانهای، بهطول ۳۰–۴۰ سانتیمتر و قطر ۱٫۵ سانتیمتر که از چوبهای سختی همچون چوب درخت گردو، شمشاد، خیزران یا چوب درخت [[توت]] ساخته میشود؛<ref>ملاح، فرهنگ سازها، ۱۳۷۶ش، ص۹2.</ref> | ||
#زبانهٔ ساز که معمولاً دارای دو تیغه یا دو لبه بوده و از جنس [[نی]] است. این قسمت، در زبان ترکی به قامیش یا قَمیش، مشهور است؛ | # زبانهٔ ساز که معمولاً دارای دو تیغه یا دو لبه بوده و از جنس [[نی]] است. این قسمت، در زبان ترکی به قامیش یا قَمیش، مشهور است؛ | ||
#پوکه فلزی استوانهای شکل و کوچک بالابان که یک سر آن بهوسیلهٔ خَرَک به زبانه و سر دیگر آن نیز به تنه ساز وصل شده است. | # پوکه فلزی استوانهای شکل و کوچک بالابان که یک سر آن بهوسیلهٔ خَرَک به زبانه و سر دیگر آن نیز به تنه ساز وصل شده است. | ||
==پیشینه بالابان== | == پیشینه بالابان == | ||
در سدههای نخستین ورود [[اسلام]] در [[ایران]]، نوعی ساز بادی از خانوادهٔ نی، به ایران آورده شد، که بهنام نی، نای، سرنای، نای نی و بلبلان معرفی کردهاند.<ref>زمخشری، پیشرو ادب یا مقدمة الادب، ج1، ۱۳۴۲ش، ص300.</ref> برخی از مورخان، از سازی بادی بهنام «نای بلبان» یا «نایچهٔ بلبان» سخن گفتهاند که با سرنا نسبتی داشته و آوازی حزین و دلنشین از آن بیرون میآمده است.<ref>عبدالقادر مراغی، جامع الالحان، ۱۳۶۶ش، ص۲۰۸،{{سخ}} | در سدههای نخستین ورود [[اسلام]] در [[ایران]]، نوعی ساز بادی از خانوادهٔ نی، به ایران آورده شد، که بهنام نی، نای، سرنای، نای نی و بلبلان معرفی کردهاند.<ref>زمخشری، پیشرو ادب یا مقدمة الادب، ج1، ۱۳۴۲ش، ص300.</ref> برخی از مورخان، از سازی بادی بهنام «نای بلبان» یا «نایچهٔ بلبان» سخن گفتهاند که با سرنا نسبتی داشته و آوازی حزین و دلنشین از آن بیرون میآمده است.<ref>عبدالقادر مراغی، جامع الالحان، ۱۳۶۶ش، ص۲۰۸،{{سخ}} | ||
عبدالقادر مراغی، مقاصد الالحان، ۱۳۵۶ش، ص۱۳۵.</ref> برخی از واژهشناسان کهن نیز، این ساز را سازی معرفی کردهاند که توسط لبها نواخته شده و آوایی خوش و غمزدا از آن تولید میشود.<ref>فیضی سرهندی، مدار الافاضل، ج1، ۱۳۳۷ش، ص237.</ref> | عبدالقادر مراغی، مقاصد الالحان، ۱۳۵۶ش، ص۱۳۵.</ref> برخی از واژهشناسان کهن نیز، این ساز را سازی معرفی کردهاند که توسط لبها نواخته شده و آوایی خوش و غمزدا از آن تولید میشود.<ref>فیضی سرهندی، مدار الافاضل، ج1، ۱۳۳۷ش، ص237.</ref> | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
حسینی، «تاریخچهٔ جنگ مرو»، ۱۳۵۰ش، ص۳۷.</ref> برخی از سیاحان این دوره نیز از این ساز نام برده و آن را در ردیف سازهای نظامی عنوان کردهاند.<ref>چریکف، سیاحتنامه، ۱۳۵۸ش، ص184.</ref> اصطلاح بالابانچی (بالابان زن) نیز در همین دوره رایج بوده و بهمعنای [[طبال]] بهکار رفته است. در لغتنامهٔ ترکی ـ انگلیسی آکسفورد نیز واژه «بالابان» بهمعنی طبل بزرگ آورده شده است.<ref>Alderson, The Oxford Turkish - English Dictionary, 1985, P54.</ref> | حسینی، «تاریخچهٔ جنگ مرو»، ۱۳۵۰ش، ص۳۷.</ref> برخی از سیاحان این دوره نیز از این ساز نام برده و آن را در ردیف سازهای نظامی عنوان کردهاند.<ref>چریکف، سیاحتنامه، ۱۳۵۸ش، ص184.</ref> اصطلاح بالابانچی (بالابان زن) نیز در همین دوره رایج بوده و بهمعنای [[طبال]] بهکار رفته است. در لغتنامهٔ ترکی ـ انگلیسی آکسفورد نیز واژه «بالابان» بهمعنی طبل بزرگ آورده شده است.<ref>Alderson, The Oxford Turkish - English Dictionary, 1985, P54.</ref> | ||
==کاربرد بالان در نقاط مختلف== | == کاربرد بالان در نقاط مختلف == | ||
[[پرونده:بالابان۱۲.jpg|جایگزین=بالابان آذری|بندانگشتی|بالابان آذری]] | [[پرونده:بالابان۱۲.jpg|جایگزین=بالابان آذری|بندانگشتی|بالابان آذری]] | ||
ساز | ساز بالابان، از سازهای بومی حوزه جغرافیایی آذربایجان شرقی، بهخصوص [[تبریز]]<ref>Jenkins, Music and Musical Instruments in the World of Islam, 1976, P70;{{سخ}} | ||
During, J. , La Musique iranienne, Paris, 1984, P227.</ref> و نیز [[کردستان]] [[ایران]]<ref>Jenkins, Music and Musical Instruments in the World of Islam, 1976, P68;{{سخ}} | During, J. , La Musique iranienne, Paris, 1984, P227.</ref> و نیز [[کردستان]] [[ایران]]<ref>Jenkins, Music and Musical Instruments in the World of Islam, 1976, P68;{{سخ}} | ||
شهمیری، «دوزله، بالابان، نیانبان»، ۱۳۳۸ش، ص8.</ref> شناخته شده است. کردزبانان، این ساز را با نام «بالهوان»<ref>مردوخ کردستانی، فرهنگ، ج1، 1362ش، ص108.</ref> میشناسند و در منطقه شوشتر نیز به «بَلَبون» (بلبان) معروف است.<ref>نیرومند، واژهنامهای از گویش شوشتری، ۱۳۵۵ش، ص۴۱.</ref> | شهمیری، «دوزله، بالابان، نیانبان»، ۱۳۳۸ش، ص8.</ref> شناخته شده است. کردزبانان، این ساز را با نام «بالهوان»<ref>مردوخ کردستانی، فرهنگ، ج1، 1362ش، ص108.</ref> میشناسند و در منطقه شوشتر نیز به «بَلَبون» (بلبان) معروف است.<ref>نیرومند، واژهنامهای از گویش شوشتری، ۱۳۵۵ش، ص۴۱.</ref> | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
Öztuna, Türk musikisi ansiklopedisi, , 1969, P97.</ref> | Öztuna, Türk musikisi ansiklopedisi, , 1969, P97.</ref> | ||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | == منابع == | ||
{{آغاز منابع}} | {{آغاز منابع}} | ||
* بلوکباشی، علی و شهیدی، یحیی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی دورهٔ قاجار، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۸۱ش. | * بلوکباشی، علی و شهیدی، یحیی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی دورهٔ قاجار، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۸۱ش. | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
* Öztuna, Y. , Türk musikisi ansiklopedisi, Istanbul, 1969. | * Öztuna, Y. , Türk musikisi ansiklopedisi, Istanbul, 1969. | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
{{موسیقی}} | |||