بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۷۹: خط ۲۷۹:
هنر هخامنشی، هنری درباری و ترکیبی بود که از هنر ملل تابعهٔ امپراتوری (مانند بین‌النهرین، مصر، آسیای صغیر و اورارتو) تأثیر پذیرفته، اما با گزینش و بازآفرینی این عناصر، سبکی یکپارچه و شکوهمند پدید آورده بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/988433/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d9%84%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%b9%d9%87-%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7 ولایتی، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، ۱۳۸۹ش، صص۸۷-۹۴؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/195463/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86 امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۵۶-۶۴.]</ref>نقش‌های برجسته، جانوران ترکیبی (مانند شیر-عقاب و انسان-گاو بالدار) و جواهرات، بازتاب‌دهندهٔ مفاهیم اساطیری، از ویژگی‌های شاخص هنر هخامنشی است که حس «سکون و رسمیت» را القا می‌کنند و نماد قدرت، نظم جهانی و نگهبانی از گنجینه هستند.<ref>[https://2.189.160.148/fa/article/391374/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%82%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7 دادور و روزبهانی، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان ...»، ۱۳۹۵ش، ص17-21، 28-29.]</ref>.
هنر هخامنشی، هنری درباری و ترکیبی بود که از هنر ملل تابعهٔ امپراتوری (مانند بین‌النهرین، مصر، آسیای صغیر و اورارتو) تأثیر پذیرفته، اما با گزینش و بازآفرینی این عناصر، سبکی یکپارچه و شکوهمند پدید آورده بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/988433/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d9%84%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%b9%d9%87-%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7 ولایتی، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، ۱۳۸۹ش، صص۸۷-۹۴؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/195463/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86 امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۵۶-۶۴.]</ref>نقش‌های برجسته، جانوران ترکیبی (مانند شیر-عقاب و انسان-گاو بالدار) و جواهرات، بازتاب‌دهندهٔ مفاهیم اساطیری، از ویژگی‌های شاخص هنر هخامنشی است که حس «سکون و رسمیت» را القا می‌کنند و نماد قدرت، نظم جهانی و نگهبانی از گنجینه هستند.<ref>[https://2.189.160.148/fa/article/391374/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%82%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7 دادور و روزبهانی، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان ...»، ۱۳۹۵ش، ص17-21، 28-29.]</ref>.


نماد برجستۀ هنر هخامنشی معماری می‌باشد که سبکی تلفیقی و درباری است که با بهره‌گیری از هنر ملل تابعه و آمیختن آن با ذوق پارسی پدید آمد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۳.]</ref>این سبک در پاسارگاد، پایتخت کوروش بزرگ، آغاز شد. کوروش با به‌کارگیری معماران لیدیایی و ایونی، نخستین بناهای سنگی عظیم را در قلمرو خود برپا کرد و آرامگاه پلّه‌پلّه‌ای او متأثر از سنن آناتولی است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۱۲.]</ref> (استیرلن، ۱۳۷۵-۱۳۷۶: ۱۱۲). ستون‌های باریک و بلند پاسارگاد که سنگ‌تراشان یونانی تراشیدند، به سبب تناسب ویژه‌شان، کاملاً هخامنشی و نوآورانه ارزیابی می‌شوند (سید و بابایی توسکی، ۱۳۹۳: ۶۶). داریوش بزرگ در شوش کاخی آپادانا ساخت و در کتیبه‌ای مشارکت بابلیان، آشوریان، ایلامیان، ایونیان، مادها و مصریان را در تهیه مصالح و اجرای کار ثبت کرد (استیرلن، ۱۳۷۵-۱۳۷۶: ۱۲۱). اوج این هنر در تخت جمشید تجلی یافت: مجموعه‌ای بر صفه‌ای سنگی با تالارهای ستون‌دار که بزرگ‌ترین آن، آپادانا، فضایی وسیع برای برگزاری آیین‌های نوروزی و پذیرایی از نمایندگان سی قلمرو بود (سید و بابایی توسکی، ۱۳۹۳: ۷۵). برخلاف معابد یونانی، در معماری هخامنشی فضای داخلی تالارها اصل است و هدف، ایجاد محلی برای گردهم‌آیی‌های تشریفاتی می‌باشد (استیرلن، ۱۳۷۵-۱۳۷۶: ۱۲۱). نقوش برجسته پلکان‌ها، با تأثیرپذیری از هنر آشور و مصر، صحنه‌های باج‌دهی اقوام گوناگون را با نظمی یکپارچه نمایش می‌دهد (امیری، ۱۳۸۶: ۶۲). اگرچه هخامنشیان از هنر ملل مغلوب اقتباس بسیار کردند، اما هرگز به تقلید صرف بسنده ننمودند و عناصر خارجی را با سلیقه و ابتکار پارسی چنان درآمیختند که سبکی نو و مستقل پدید آوردند (سید و بابایی توسکی، ۱۳۹۳: ۶۷). این هنر با آتش‌سوزی تخت جمشید به دست اسکندر مقدونی پایان یافت و سبک آن از میان رفت، اما آثار به جای مانده گواه عظمت و نوآوری عصر هخامنشی است (استیرلن، ۱۳۷۵-۱۳۷۶: ۱۲۳).
نماد برجستۀ هنر هخامنشی معماری می‌باشد که سبکی تلفیقی و درباری است که با بهره‌گیری از هنر ملل تابعه و آمیختن آن با ذوق پارسی پدید آمد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۳.]</ref>این سبک در پاسارگاد، پایتخت کوروش بزرگ، آغاز شد. کوروش با به‌کارگیری معماران لیدیایی و ایونی، نخستین بناهای سنگی عظیم را در قلمرو خود برپا کرد و آرامگاه پلّه‌پلّه‌ای او متأثر از سنن آناتولی است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۱۲.]</ref>ستون‌های باریک و بلند پاسارگاد که سنگ‌تراشان یونانی تراشیدند، به سبب تناسب ویژه‌شان، کاملاً هخامنشی و نوآورانه ارزیابی می‌شوند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۶.]</ref>داریوش بزرگ در شوش کاخی آپادانا ساخت و در کتیبه‌ای مشارکت بابلیان، آشوریان، ایلامیان، ایونیان، مادها و مصریان را در تهیه مصالح و اجرای کار ثبت کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref>اوج این هنر در تخت جمشید تجلی یافت: مجموعه‌ای بر صفه‌ای سنگی با تالارهای ستون‌دار که بزرگ‌ترین آن، آپادانا، فضایی وسیع برای برگزاری آیین‌های نوروزی و پذیرایی از نمایندگان سی قلمرو بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۷۵.]</ref>برخلاف معابد یونانی، در معماری هخامنشی فضای داخلی تالارها اصل است و هدف، ایجاد محلی برای گردهم‌آیی‌های تشریفاتی می‌باشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref>نقوش برجسته پلکان‌ها، با تأثیرپذیری از هنر آشور و مصر، صحنه‌های باج‌دهی اقوام گوناگون را با نظمی یکپارچه نمایش می‌دهد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/195463 امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۶۲.]</ref>اگرچه هخامنشیان از هنر ملل مغلوب اقتباس بسیار کردند، اما هرگز به تقلید صرف بسنده ننمودند و عناصر خارجی را با سلیقه و ابتکار پارسی چنان درآمیختند که سبکی نو و مستقل پدید آوردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۷.]</ref>این هنر با آتش‌سوزی تخت جمشید به دست اسکندر مقدونی پایان یافت و سبک آن از میان رفت، اما آثار به جای مانده گواه عظمت و نوآوری عصر هخامنشی است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۳.]</ref>


=== علوم و مراکز علمی ===
=== علوم و مراکز علمی ===
در دوره هخامنشی، مراکز علمی و کتابخانه‌های متعددی در سراسر قلمرو شاهنشاهی برپا بودند که به تولید و ثبت دانش در حوزه‌های پزشکی، نجوم و فلسفه می‌پرداختند. مهم‌ترین این مراکز عبارت بودند از: کتابخانۀ «دژنیشت» (گنجنیشت) در تخت جمشید که دوازده هزار پوست اوستا بر آن نگاشته شده بود (پانوسی، ۱۳۸۳: ۷۴)؛ کتابخانۀ «شیپکان» (شیزیکان) در کنار آتشکدۀ آذرگشسب در آذربایجان؛ کتابخانۀ «اَگَر» در هگمتانه (همدان) که محل نگهداری اسناد شاهی بود؛ و دیگر کتابخانه‌های پاسارگاد، سیستان، «استخر» (پهلوان، ۱۳۹۵: ۷۷) و نیز مراکزی چون «ری شهر» (ریواردشیر) و «بلخ» که در طب و اخترشناسی صاحب نام بودند (پهلوان، ۱۳۹۵: ۸۲-۸۳). افزون بر این، دانشکدۀ «برسیا» و دانشکدۀ پزشکی «سایَش» نیز از مؤسسات علمی این دوره به شمار می‌رفتند (پانوسی، ۱۳۸۳: ۷۴).  
در دوره هخامنشی، مراکز علمی و کتابخانه‌های متعددی در سراسر قلمرو شاهنشاهی برپا بودند که به تولید و ثبت دانش در حوزه‌های پزشکی، نجوم و فلسفه می‌پرداختند. مهم‌ترین این مراکز عبارت بودند از: کتابخانۀ «دژنیشت» (گنجنیشت) در تخت جمشید که دوازده هزار پوست اوستا بر آن نگاشته شده بود.<ref>پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۴.</ref>کتابخانۀ «شیپکان» (شیزیکان) در کنار آتشکدۀ آذرگشسب در آذربایجان؛ کتابخانۀ «اَگَر» در هگمتانه (همدان) که محل نگهداری اسناد شاهی بود؛ و دیگر کتابخانه‌های پاسارگاد، سیستان، «استخر».و نیز مراکزی چون «ری شهر» (ریواردشیر) و «بلخ» که در طب و اخترشناسی صاحب نام بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405 پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۷۷، ۸۲-۸۳.]</ref> افزون بر این، دانشکدۀ «برسیا» و دانشکدۀ پزشکی «سایَش» نیز از مؤسسات علمی این دوره به شمار می‌رفتند.<ref>پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۴.</ref>


در این دوره، علم پزشکی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود و متون مقدس زرتشتی، به ویژه اوستا، دانش پزشکی را با باورهای دینی درآمیخته بودند. در اوستا، پزشکی به شاخه‌های تخصصی متعددی تقسیم شده بود.این تخصص‌ها شامل «کِرت‌پزشک» (جراح)، «مَنتَر پزشک» (روانپزشک)، «دار پزشک» (پزشک قانونی)، «گیاه پزشک» (پزشک گیاه‌شناس) و «تَن پزشک» (پزشک داخلی و عمومی) می‌شود که نشان‌دهنده پیچیدگی و سیستم‌مند بودن دانش پزشکی در ایران باستان است.(پهلوان، ۱۳۹۵: ۸۵)
در این دوره، علم پزشکی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود و متون مقدس زرتشتی، به ویژه اوستا، دانش پزشکی را با باورهای دینی درآمیخته بودند. در اوستا، پزشکی به شاخه‌های تخصصی متعددی تقسیم شده بود.این تخصص‌ها شامل «کِرت‌پزشک» (جراح)، «مَنتَر پزشک» (روانپزشک)، «دار پزشک» (پزشک قانونی)، «گیاه پزشک» (پزشک گیاه‌شناس) و «تَن پزشک» (پزشک داخلی و عمومی) می‌شود که نشان‌دهنده پیچیدگی و سیستم‌مند بودن دانش پزشکی در ایران باستان است.نظریۀ درمانی رایج بر پایۀ عناصر چهارگانۀ آب، آتش، خاک و هوا استوار بود – نظریه‌ای که بعدها در یونان به جالینوس نسبت داده شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405 پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۱-۸۲، ۸۵.]</ref>


نظریۀ درمانی رایج بر پایۀ عناصر چهارگانۀ آب، آتش، خاک و هوا استوار بود – نظریه‌ای که بعدها در یونان به جالینوس نسبت داده شد (پهلوان، ۱۳۹۵: ۸۱-۸۲). دربار هخامنشی میزبان پزشکان یونانی چون آپولونیدس، کتریس و پوکریتی بود؛ کتریس پس از بازگشت از ایران، کتابی در تاریخ و جغرافیای ایران و هند نگاشت (پانوسی، ۱۳۸۳: ۶۸). به گفتۀ الگود، جهش ناگهانی پزشکی یونان در سدۀ پنجم پیش از میلاد حاصل اختلاط با ایران و بهره‌مندی از منابع شرقی بود (همان: ۶۸). داوطلبان پزشکی برای دریافت گواهینامه در حضور اهل فن تا سه بار مورد آزمون قرار می‌گرفتند (پانوسی، ۱۳۸۳: ۷۵). در نجوم نیز داریوش بزرگ از منجمان بابلی حمایت می‌کرد؛ نبو ریمنو طول سال خورشیدی را ۳۶۵ روز، ۶ ساعت، ۱۵ دقیقه و ۱۴ ثانیه محاسبه کرد که تنها ۲۶ دقیقه و ۵۵ ثانیه با محاسبات امروزی تفاوت داشت (پانوسی، ۱۳۸۳: ۷۶). ایرانیان باستان از بروج دوازده‌گانه و تقسیم جهان به هفت بخش آگاه بودند – آموزه‌ای که پایه‌های کیهان‌شناسی اسلامی را متأثر ساخت (جعفری دهقی، ۱۳۸۶: ۳۱-۳۲). این میراث علمی که عمدتاً توسط مغان حفظ و منتقل می‌شد، به یونان و دیگر تمدن‌ها راه یافت (جعفری دهقی، ۱۳۸۶: ۴۱).
دربار هخامنشی میزبان پزشکان یونانی چون آپولونیدس، کتریس و پوکریتی بود؛ کتریس پس از بازگشت از ایران، کتابی در تاریخ و جغرافیای ایران و هند نگاشت. به گفتۀ الگود، جهش ناگهانی پزشکی یونان در سدۀ پنجم پیش از میلاد حاصل اختلاط با ایران و بهره‌مندی از منابع شرقی بود.داوطلبان پزشکی برای دریافت گواهینامه در حضور اهل فن تا سه بار مورد آزمون قرار می‌گرفتند. در نجوم نیز داریوش بزرگ از منجمان بابلی حمایت می‌کرد؛ نبو ریمنو طول سال خورشیدی را ۳۶۵ روز، ۶ ساعت، ۱۵ دقیقه و ۱۴ ثانیه محاسبه کرد که تنها ۲۶ دقیقه و ۵۵ ثانیه با محاسبات امروزی تفاوت داشت.<ref>پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۵-۷۶، ۶۸.</ref>ایرانیان باستان از بروج دوازده‌گانه و تقسیم جهان به هفت بخش آگاه بودند – آموزه‌ای که پایه‌های کیهان‌شناسی اسلامی را متأثر ساخت.<ref>[https://jflh.ut.ac.ir/article_28161_c20868f9ae40194979d4a37bb18ac499.pdf جعفری دهقی، «سرچشمه‌های دانش در عهد باستان... »، ۱۳۸۶ش، ص۳۱-۳۲، ۴۱.]</ref>این میراث علمی که عمدتاً توسط مغان حفظ و منتقل می‌شد، به یونان و دیگر تمدن‌ها راه یافت.


== میراث و تأثیر بر دوره‌های بعدی ==
== میراث و تأثیر بر دوره‌های بعدی ==