زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
ابرابزار
خط ۶: خط ۶:
== معرفی بازی ==
== معرفی بازی ==
[[پرونده:آفتاب مهتاب۱.jpg|جایگزین=بازی آفتاب مهتاب |بندانگشتی|بازی آفتاب مهتاب]]
[[پرونده:آفتاب مهتاب۱.jpg|جایگزین=بازی آفتاب مهتاب |بندانگشتی|بازی آفتاب مهتاب]]
آفتاب مهتاب، نوعی بازی مرسوم در نقاط مختلف [[ایران]] است. در این بازی، دو بازیکن، در یک فضای باز، پشت به‌هم می‌ایستند و بازوها را در هم قلاب می‌کنند. در مرحله بعد، یکی از بازیکنان خم شده و دیگری را از زمین بلند کرده و می‌گوید: آفتاب مهتاب چه رنگه؟، بازیکن دوم که روی به [[آسمان]] شده، پاسخ می‌دهد: سرخ و سفید، دو رنگه، دوباره نفر پایینی می‌پرسد: کی گفته؟ و بالایی می‌گوید: آلاله.<ref>[https://www.beytoote.com/fun/native-games/local1-game-aftab-mahtab.html «بازی آفتاب مهتاب چه رنگه؟»، وب‌سایت بیتوته.]</ref> سپس، نوبت به دیگری می‌رسد و این ترتیب بازی حفظ می‌شود و ادامه می‌یابد.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج2، ۱۳۵۷ش، ص325؛ جمال‌زاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص۳–۴؛ شاملو، کتاب کوچه، ج2، ۱۳۶۱ش، ص۵۳۰؛ صفی‌نژاد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۰.</ref>
آفتاب مهتاب، نوعی بازی مرسوم در نقاط مختلف [[ایران]] است. در این بازی، دو بازیکن، در یک فضای باز، پشت به‌هم می‌ایستند و بازوها را در هم قلاب می‌کنند. در مرحله بعد، یکی از بازیکنان خم شده و دیگری را از زمین بلند کرده و می‌گوید: آفتاب مهتاب چه رنگه؟ بازیکن دوم که روی به [[آسمان]] شده، پاسخ می‌دهد: سرخ و سفید، دو رنگه، دوباره نفر پایینی می‌پرسد: کی گفته؟ و بالایی می‌گوید: آلاله.<ref>[https://www.beytoote.com/fun/native-games/local1-game-aftab-mahtab.html «بازی آفتاب مهتاب چه رنگه؟»، وب‌سایت بیتوته.]</ref> سپس، نوبت به دیگری می‌رسد و این ترتیب بازی حفظ می‌شود و ادامه می‌یابد.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج2، ۱۳۵۷ش، ص325؛ جمال‌زاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص۳–۴؛ شاملو، کتاب کوچه، ج2، ۱۳۶۱ش، ص۵۳۰؛ صفی‌نژاد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۰.</ref>


در نوع دیگری از بازی، پس از قلاب شدن بازوان دو بازیکن در هم، نفر اول خم شده و می‌گوید: آفتاب و نفر دوم پاسخ می‌دهد: مهتاب، و همین روند ادامه پیدا می‌کند.<ref>قزل‌ایاغ، راهنمای بازی‌های ایران، ۱۳۷۹ش، ص۴۷؛ جمشاد، بازی‌های باستانی کودکان اصفهان، ۱۳۵۱ش، ص۳۹–۴۰.</ref>
در نوع دیگری از بازی، پس از قلاب شدن بازوان دو بازیکن در هم، نفر اول خم شده و می‌گوید: آفتاب و نفر دوم پاسخ می‌دهد: مهتاب، و همین روند ادامه پیدا می‌کند.<ref>قزل‌ایاغ، راهنمای بازی‌های ایران، ۱۳۷۹ش، ص۴۷؛ جمشاد، بازی‌های باستانی کودکان اصفهان، ۱۳۵۱ش، ص۳۹–۴۰.</ref>
خط ۱۶: خط ۱۶:
این بازی در نقاط مختلف [[ایران]]، تقریباً به‌همین روش صورت می‌گیرد اما، اشعار و گفت‌وگوهای بین بازیکنان، متفاوت است. برای مثال، [[کودک|کودکان]] بختیاری، این بازی را شُتر شُترک، می‌نامند.<ref>ارشادی، فرهنگ بختیاری، ۱۳۸۸ش، ص۱۱۰۷–۱۱۰۸.</ref> کودکان در لرستان نیز، این بازی را هاینه هُوینه، می‌گویند و نحوه بازی آن‌ها کمی متفاوت است. در لرستان، کودکان، پشت به یکدیگر ایستاده و دست‌ها را از زیر کتف یکدیگر رد می‌کنند. پس از آن، هرکدام به نوبت، دیگری را بر دوش کشیده و کسی که قوی‌تر است، دیگری را از بالای سر خود بر زمین می‌کوبد. جایزهٔ بازیکن برنده نیز، سواری خوردن بر کول یا پشت بازیکن بازنده است.<ref>عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۹۱.</ref>
این بازی در نقاط مختلف [[ایران]]، تقریباً به‌همین روش صورت می‌گیرد اما، اشعار و گفت‌وگوهای بین بازیکنان، متفاوت است. برای مثال، [[کودک|کودکان]] بختیاری، این بازی را شُتر شُترک، می‌نامند.<ref>ارشادی، فرهنگ بختیاری، ۱۳۸۸ش، ص۱۱۰۷–۱۱۰۸.</ref> کودکان در لرستان نیز، این بازی را هاینه هُوینه، می‌گویند و نحوه بازی آن‌ها کمی متفاوت است. در لرستان، کودکان، پشت به یکدیگر ایستاده و دست‌ها را از زیر کتف یکدیگر رد می‌کنند. پس از آن، هرکدام به نوبت، دیگری را بر دوش کشیده و کسی که قوی‌تر است، دیگری را از بالای سر خود بر زمین می‌کوبد. جایزهٔ بازیکن برنده نیز، سواری خوردن بر کول یا پشت بازیکن بازنده است.<ref>عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۹۱.</ref>


در مناطق آباده و [[سروستان]] نیز این بازی را آسمون چه رنگه، می‌نامند.<ref>صداقت‌کیش، بازی‌های محلی آباده، ۱۳۶۰ش، ص۱۲۶؛ همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص۴۵۶.</ref> [[کودک|کودکان]]، در مناطق شمالی ایران، این بازی را با نام عمه عمه، می‌شناسند. بازی این کودکان دقیقاً، مطابق با بازی آفتاب مهتاب است با این تفاوت که، بازیکنی که خم می‌شود می‌گوید: عمه عمه و بازیکن دیگر پاسخ می‌دهد: جان عمه.<ref>پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۹۲.</ref> در سمنان، این بازی با نام خرپشتک، معروف است و در قسمت گفت‌وگوی بین بازیکنان، بازیکن اول می‌گوید: آسمون چه رنگه؟ و بازیکن دومی پاسخ می‌دهد: سرخ و سفید و پنبه، و این گفت‌وگو، به‌صورت‌های مختلفی ادامه می‌یابد تا نوبت به بازیکن دوم برسد. در سایر شهرهای ایران نیز، این گفتمان، با لهجه‌ها و اشعاری محلی اجرا می‌شود.<ref>ستوده، فرهنگ، ۱۳۴۲ش، ص۱۶۵؛ محمدی، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، ۱۳۸۳ش، ۱ص۳–۴؛ رنجبر، سرزمین و فرهنگ مردم ایزدخواست، ۱۳۷۳ش، ص376-377؛ شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص ۴۳۳؛ بیهقی، دایرةالمعارف بزرگ سبزوار، ۱۳۸۳ش، ص۱۹۷؛ محمدی، ائل لر، اویون لار، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۵–۲۸۶.</ref>
در مناطق آباده و [[سروستان]] نیز این بازی را آسمون چه رنگه، می‌نامند.<ref>صداقت‌کیش، بازی‌های محلی آباده، ۱۳۶۰ش، ص۱۲۶؛ همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص۴۵۶.</ref> [[کودک|کودکان]]، در مناطق شمالی ایران، این بازی را با نام عمه عمه، می‌شناسند. بازی این کودکان دقیقاً، مطابق با بازی آفتاب مهتاب است با این تفاوت که، بازیکنی که خم می‌شود می‌گوید: عمه عمه و بازیکن دیگر پاسخ می‌دهد: جان عمه.<ref>پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۹۲.</ref> در سمنان، این بازی با نام خرپشتک، معروف است و در قسمت گفت‌وگوی بین بازیکنان، بازیکن اول می‌گوید: آسمون چه رنگه؟ و بازیکن دومی پاسخ می‌دهد: سرخ و سفید و پنبه. این گفت‌وگو، به‌صورت‌های مختلفی ادامه می‌یابد تا نوبت به بازیکن دوم برسد.<ref>ستوده، فرهنگ، ۱۳۴۲ش، ص۱۶۵؛ محمدی، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، ۱۳۸۳ش، ۱ص۳–۴؛ رنجبر، سرزمین و فرهنگ مردم ایزدخواست، ۱۳۷۳ش، ص376-377؛ شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص ۴۳۳؛ بیهقی، دایرةالمعارف بزرگ سبزوار، ۱۳۸۳ش، ص۱۹۷؛ محمدی، ائل لر، اویون لار، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۵–۲۸۶.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==