صفحهای تازه حاوی «{{درشت|'''زردچوبه'''}}؛ گیاهی علفی و زردرنگ با خواص دارویی و خوراکی{{سخ}} 200px|thumb|left|زردچوبه زردچوبه، گیاهی علفی و از تیرهٔ زنجبیلها است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/زردچوبه دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه زردچوبه]</ref> این گیاه، ساقه...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
== زردچوبه در ادبیات == | == زردچوبه در ادبیات == | ||
زردچوبه بعد از مرسوم شدن در ایران، در ادبیات عامه مردم نیز وارد شد. امثال و کنایاتی هستند که از واژه زردچوبه یا اشاراتی به آن درست شدهاند. مانند: «مثل زردچوبه»: خیلی زرد؛ «به گوش (گوشت) زردچوبه مالیدی؟»: کنایه از بیغیرتی؛ «از زیره، زردچوبه نگیر»: که معادل «از آب، کره نگیر» است؛ «زرد است مثل زردچوبه»؛ «زردچوبه/ تخم مرغ به چانه بستن»: کنایه از پرحرف بودن است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، حرف ب، دفتر2، ۱۳۷۷–۱۳۷۹ش، ص1281؛{{سخ}} | زردچوبه بعد از مرسوم شدن در ایران، در ادبیات عامه مردم نیز وارد شد. امثال و کنایاتی هستند که از واژه زردچوبه یا اشاراتی به آن درست شدهاند. مانند: «مثل زردچوبه»: خیلی زرد؛ «به گوش (گوشت) زردچوبه مالیدی؟»: کنایه از بیغیرتی؛ «از زیره، زردچوبه نگیر»: که معادل «از آب، کره نگیر» است؛ «زرد است مثل زردچوبه»؛ «زردچوبه/ [[تخم مرغ]] به چانه بستن»: کنایه از پرحرف بودن است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، حرف ب، دفتر2، ۱۳۷۷–۱۳۷۹ش، ص1281؛{{سخ}} | ||
عسگری، «ضربالمثلهای رایج در بین مردم رودبار الموت و رودبار شهرستان واقع در استان قزوین»، ۱۳۸۶ش، ص137.</ref> | عسگری، «ضربالمثلهای رایج در بین مردم رودبار الموت و رودبار شهرستان واقع در استان قزوین»، ۱۳۸۶ش، ص137.</ref> | ||