حانیه کلهر (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «<big>'''شالاندازی'''</big>؛ نوعی از آیینهای شب چهارشنبهسوری. شالاَندازی یا شالافکنی، آیینی مربوط به شب چهارشنبهسوری (آخرین شب چهارشنبه سال شمسي) است که در آن کودکان، پارچه یا طنابی را از خانة همسایه میآویزند تا همسایه مقداری خوراکی در...» ایجاد کرد |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) ایجاد لینک داخلی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''شالاندازی'''</big>؛ نوعی از آیینهای شب چهارشنبهسوری. | <big>'''شالاندازی'''</big>؛ نوعی از آیینهای شب چهارشنبهسوری. | ||
شالاَندازی یا شالافکنی، آیینی مربوط به شب چهارشنبهسوری (آخرین شب چهارشنبه سال | شالاَندازی یا شالافکنی، آیینی مربوط به شب [[چهارشنبهسوری]] (آخرین شب چهارشنبه سال شمسی) است که در آن کودکان، پارچه یا طنابی را از خانة [[همسایه]] میآویزند تا همسایه مقداری خوراکی در آن نهاده و به آنها هدیه دهد.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/شال+افکنی دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه شال افکنی.]</ref> برخی معتقدند که این رسم باقیمانده از جشن «فروردگان» زردشتیان است<ref>فرهوشی، گنجینهای از فرهنگ ایرانزمین، ۱۳۸۶ش، ص۱۰-۱۱.</ref> که به مدت ۵ روز بر بام خانه، مقداری غذا برای درگذشتگان خود قرار میدادند.<ref>بیرونی، التفهیم، ۱۳۵۲ش، ص۲۵۶.</ref> | ||
==سنت شالاندازی در نقاط مختلف کشور== | ==سنت شالاندازی در نقاط مختلف کشور== | ||
سنت شالاندازی بیشتر در مناطق غربی و شمالغربی ایران رایج بوده و در مناطق مختلف با کمی تفاوت از یکدیگر اجرا میشود. در آذربایجان غربی، کودکان دستمالی را به نخی بسته و آن را از روزنهای به درون اتاق خانة همسایه میفرستند. صاحبخانه مقداری بادام، تخممرغ رنگی یا مقداری پول داخل دستمال قرار داده و میگوید: بکش خدا مرادت را دهد. در سلماس (استان آذربایجان غربی) پس از برگزاری آیینهای چهارشنبهسوری، جوانان طنابی را به خانة اقوام و همسایگان خود فرستاده تا در آن آجیل و میوه قرار دهند.<ref>شعبانی، آدابورسوم نوروز، ۱۳۷۹ش، ص۳۵.</ref> یکی از اصول این آیین، ناشناس بودن شالانداز است و اگر صاحبخانه کنجکاو باشد تا او را بشناسد، باید هدیهای ارزشمند درون شال قرار دهد.<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغتپۀ سفلى تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۶.</ref> مردم نواحی کوهستانی گیلان نیز این آیین را اجرا میکنند. در این منطقه، کودکان در شب چهارشنبهسوری، لنگه جوراب پشمی را به طنابی محکم و بلند بسته و آن را از بالای دریچة بام به خانة همسایه میفرستند تا تخممرغ، نخود، کشمش و مقداری آجیل در آن قرار دهند. کودکان در انتها هدایا را میان خود تقسیم میکنند.<ref>بشرا، جشنها و آیینهای مردم گیلان (آیینهای نوروزی)، ۱۳۸۵ش، ص۸۳-۸۴.</ref> نوجوانان همدانی پس از انداختن طناب به خانة همسایه میگفتند: تُخ تُخ و همسایه تعدادی تخممرغ به آنها هدیه میداد.<ref>قبادی، «نوروز همدانی»، ۱۳۸۶ش، ص۲۹.</ref> جوانان مرودشت فارس در شب چهارشنبهسوری، مقداری پارچه برداشته و بدون اینکه شناسایی شوند وارد خانة همسایه میشوند. آنها پارچه را داخل اتاق انداخته تا صاحبخانه شیرینی، میوه یا پول داخل پارچه قرار دهد.<ref>فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۷.</ref> مردم کردستان در شب عید نوروز و پایان مراسم آتشبازی، آیین شالاندازی را اجرا میکنند. نوجوانان این منطقه شال کمر را درون خانة همسایه انداخته و میگویند: (شال) آویخته و آویزان (است)/ پسرتان داماد باد/ چیزی برای ما در تابه بیندازید. کردها به این شال «پشتوین» و به هدایا «ناوشالانه» میگویند.<ref>کیوان، نوروز در کردستان، ۱۳۴۹ش، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref> در بیجار (استان کردستان)، صاحبخانه علاوه بر خوراکی، جوراب پشمی نیز به شال میبندد و میگوید: بالا بکش خدا مرادت دهد. برخی یک زنبیل یا سطل را به چند رشته طناب میبندند. آنها فانوسی را در وسط ظرف قرار داده و برای حفظ تعادل فانوس، مقداری گندم در اطراف آن میریزند. سپس سرمهدان، شانه، آینه و مقداری سبزی نیز در کنار فانوس قرار میدهند. آنها اینگونه به صاحبخانه ميفهمانند که شالاندازان جوان هستند نه کودک و باید هدایای بهتری در سطل قرار دهد. صاحبخانه در صورت تمایل در مقابل آینه موهای خود را با شانه درون سطل شانه میکند و از سرمه نیز استفاده میکند. گاهی بهجای یک سطل، طناب را به دو سطل (مانند ترازو) وصل میکنند. آنها در یک کفة ترازو سرمهدان، شانه، آینه و مقداری سبزی و در کفة دیگر سبزی، سنجد، نان و نمک قرار میدهند. صاحبخانه از نان و نمک خورده و پس از نگاه کردن به آینه، محتویات دو سطل را در یک سطل قرار داده و در سطل دیگر هدایای خود را میگذارد. اگر صاحبخانه خواب باشد، شال اندازان در بالای پشت بام به رقص چوبی و پایکوبی میپردازند تا او بیدار شود. برخی صاحبخانهها برای تفریح، شال را آتش زده یا مقداری خار و خاشاک یا گربه درون سطل قرار میدهند.<ref>کیوان، نوروز در کردستان، ۱۳۴۹ش، ص۱۱۴-۱۱۷.</ref> آنها باید با دادن هدیهای کار خود را جبران کنند. برخی جوانان در هنگام انداختن شال میخوانند: امشب شب شادمانی و همکاری است! چیزی توی این کیسه بگذارید.<ref>پرنیان، فرهنگ عامۀ کرد، ۱۳۸۰ش، ص۲۳۱-۲۳۲.</ref> مردم برخی نواحی به این رسم «کلاوروچن» میگویند.<ref>شمس، فولکلور و تاریخ کرد، ۱۳۹۳ش، ص۱۲۰.</ref> مردم شهرستان الیگودرز (استان لرستان) به این آیین «شالنازونی» میگویند. آنها شب قبل از عید نوروز، شالی را داخل خانة همسایه انداخته و میگویند: تو...تو. (جهت درخواست هدیه). آنها با تخممرغهای هدیه، بازی «سرتاته» انجام میدهند.<ref>عکسریعالم، فرهنگ عامۀ لرستان، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۴۰۱.</ref> در بروجرد به این رسم «شالدورکی» میگویند. آنها هنگام انداختن شال به خانهای میخوانند: امشب اول بهار است، خیر در خانهات ببارد، زنت دو پسر بزاید، نون و پنیر و شیره، بزرگ خانهات نمیرد. صاحبخانه ضمن قرار دادن هدایایی میگوید: یاعلی بکش بالا. اگر صاحبخانه به شوخی پوست میوه درون شال بگذارد باید از کودکان دلجویی کند. در غیر این صورت برای او میخوانند: امشب اول قاهاره (بزرگترین شب سال)، خیر و برکت در خانهات نبارد، نان و پنیر و حلوا در خانهات باشد (حلوای مرگ)، بزرگ خانهات بمیرد.<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۲۶۶-۲۶۷.</ref> در فیروزکوه (استان تهران)، رسم شالاندازی در شب یلدا انجام میشود. این رسم میان نامزدها پرطرفدار است زیرا میتوانند هدایای پنهانی از یکدیگر بگیرند.<ref>انجوی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۸.</ref> در لرستان کودکان هنگام انداختن شال به خانهای میخوانند: امشب سردترین شب است، خیر و برکت در خانهات ببارد، نان و پنیر و شیره، پدر و رئیس خانهات نمیره، چیزی بدهید به علی کوچیکه بیاره.<ref>شادابی، فرهنگ مردم لرستان، ۱۳۷۷ش، ص۱۴۶-۱۴۷.</ref> | سنت شالاندازی بیشتر در مناطق غربی و شمالغربی ایران رایج بوده و در مناطق مختلف با کمی تفاوت از یکدیگر اجرا میشود. در آذربایجان غربی، کودکان دستمالی را به نخی بسته و آن را از روزنهای به درون اتاق خانة همسایه میفرستند. صاحبخانه مقداری بادام، تخممرغ رنگی یا مقداری پول داخل دستمال قرار داده و میگوید: بکش خدا مرادت را دهد. در سلماس (استان آذربایجان غربی) پس از برگزاری آیینهای چهارشنبهسوری، جوانان طنابی را به خانة اقوام و همسایگان خود فرستاده تا در آن آجیل و میوه قرار دهند.<ref>شعبانی، آدابورسوم نوروز، ۱۳۷۹ش، ص۳۵.</ref> یکی از اصول این آیین، ناشناس بودن شالانداز است و اگر صاحبخانه کنجکاو باشد تا او را بشناسد، باید هدیهای ارزشمند درون شال قرار دهد.<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغتپۀ سفلى تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۶.</ref> مردم نواحی کوهستانی گیلان نیز این آیین را اجرا میکنند. در این منطقه، کودکان در شب چهارشنبهسوری، لنگه جوراب پشمی را به طنابی محکم و بلند بسته و آن را از بالای دریچة بام به خانة همسایه میفرستند تا تخممرغ، نخود، کشمش و مقداری آجیل در آن قرار دهند. کودکان در انتها هدایا را میان خود تقسیم میکنند.<ref>بشرا، جشنها و آیینهای مردم گیلان (آیینهای نوروزی)، ۱۳۸۵ش، ص۸۳-۸۴.</ref> نوجوانان همدانی پس از انداختن طناب به خانة همسایه میگفتند: تُخ تُخ و همسایه تعدادی تخممرغ به آنها هدیه میداد.<ref>قبادی، «نوروز همدانی»، ۱۳۸۶ش، ص۲۹.</ref> جوانان مرودشت فارس در شب چهارشنبهسوری، مقداری پارچه برداشته و بدون اینکه شناسایی شوند وارد خانة همسایه میشوند. آنها پارچه را داخل اتاق انداخته تا صاحبخانه شیرینی، میوه یا پول داخل پارچه قرار دهد.<ref>فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۷.</ref> مردم کردستان در شب عید نوروز و پایان مراسم آتشبازی، آیین شالاندازی را اجرا میکنند. نوجوانان این منطقه شال کمر را درون خانة همسایه انداخته و میگویند: (شال) آویخته و آویزان (است)/ پسرتان داماد باد/ چیزی برای ما در تابه بیندازید. کردها به این شال «پشتوین» و به هدایا «ناوشالانه» میگویند.<ref>کیوان، نوروز در کردستان، ۱۳۴۹ش، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref> در بیجار (استان کردستان)، صاحبخانه علاوه بر خوراکی، جوراب پشمی نیز به شال میبندد و میگوید: بالا بکش خدا مرادت دهد. برخی یک زنبیل یا سطل را به چند رشته طناب میبندند. آنها فانوسی را در وسط ظرف قرار داده و برای حفظ تعادل فانوس، مقداری گندم در اطراف آن میریزند. سپس سرمهدان، شانه، آینه و مقداری سبزی نیز در کنار فانوس قرار میدهند. آنها اینگونه به صاحبخانه ميفهمانند که شالاندازان جوان هستند نه کودک و باید هدایای بهتری در سطل قرار دهد. صاحبخانه در صورت تمایل در مقابل آینه موهای خود را با شانه درون سطل شانه میکند و از سرمه نیز استفاده میکند. گاهی بهجای یک سطل، طناب را به دو سطل (مانند ترازو) وصل میکنند. آنها در یک کفة ترازو سرمهدان، شانه، آینه و مقداری سبزی و در کفة دیگر سبزی، سنجد، نان و نمک قرار میدهند. صاحبخانه از نان و نمک خورده و پس از نگاه کردن به آینه، محتویات دو سطل را در یک سطل قرار داده و در سطل دیگر هدایای خود را میگذارد. اگر صاحبخانه خواب باشد، شال اندازان در بالای پشت بام به رقص چوبی و پایکوبی میپردازند تا او بیدار شود. برخی صاحبخانهها برای تفریح، شال را آتش زده یا مقداری خار و خاشاک یا گربه درون سطل قرار میدهند.<ref>کیوان، نوروز در کردستان، ۱۳۴۹ش، ص۱۱۴-۱۱۷.</ref> آنها باید با دادن هدیهای کار خود را جبران کنند. برخی جوانان در هنگام انداختن شال میخوانند: امشب شب شادمانی و همکاری است! چیزی توی این کیسه بگذارید.<ref>پرنیان، فرهنگ عامۀ کرد، ۱۳۸۰ش، ص۲۳۱-۲۳۲.</ref> مردم برخی نواحی به این رسم «کلاوروچن» میگویند.<ref>شمس، فولکلور و تاریخ کرد، ۱۳۹۳ش، ص۱۲۰.</ref> مردم شهرستان الیگودرز (استان لرستان) به این آیین «شالنازونی» میگویند. آنها شب قبل از عید نوروز، شالی را داخل خانة همسایه انداخته و میگویند: تو...تو. (جهت درخواست هدیه). آنها با تخممرغهای هدیه، بازی «سرتاته» انجام میدهند.<ref>عکسریعالم، فرهنگ عامۀ لرستان، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۴۰۱.</ref> در بروجرد به این رسم «شالدورکی» میگویند. آنها هنگام انداختن شال به خانهای میخوانند: امشب اول بهار است، خیر در خانهات ببارد، زنت دو پسر بزاید، نون و پنیر و شیره، بزرگ خانهات نمیرد. صاحبخانه ضمن قرار دادن هدایایی میگوید: یاعلی بکش بالا. اگر صاحبخانه به شوخی پوست میوه درون شال بگذارد باید از کودکان دلجویی کند. در غیر این صورت برای او میخوانند: امشب اول قاهاره (بزرگترین شب سال)، خیر و برکت در خانهات نبارد، نان و پنیر و حلوا در خانهات باشد (حلوای مرگ)، بزرگ خانهات بمیرد.<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۲۶۶-۲۶۷.</ref> در فیروزکوه (استان تهران)، رسم شالاندازی در شب یلدا انجام میشود. این رسم میان نامزدها پرطرفدار است زیرا میتوانند هدایای پنهانی از یکدیگر بگیرند.<ref>انجوی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۸.</ref> در لرستان کودکان هنگام انداختن شال به خانهای میخوانند: امشب سردترین شب است، خیر و برکت در خانهات ببارد، نان و پنیر و شیره، پدر و رئیس خانهات نمیره، چیزی بدهید به علی کوچیکه بیاره.<ref>شادابی، فرهنگ مردم لرستان، ۱۳۷۷ش، ص۱۴۶-۱۴۷.</ref> | ||