سلمان قاسمی (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «'''<big>قتل غزاله شکور</big>'''؛ پایان غمانگیز دوستی آرمان و غزاله 300px|thumb|left|آرمان عبدالعالی و غزاله شکور آرمان 16 ساله (متولد 1374ش) و غزاله 17 ساله (متولد 1373ش) در یک سفر خانوادگی به آنتالیای ترکیه در سال 1390ش باهم آشنا شدند. این آشنایی ا...» ایجاد کرد |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) ایجاد لینک داخلی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''<big>قتل غزاله شکور</big>'''؛ پایان غمانگیز دوستی آرمان و غزاله | '''<big>قتل غزاله شکور</big>'''؛ پایان غمانگیز دوستی آرمان و غزاله | ||
[[پرونده:غزاله.jpg|300px|thumb|left|آرمان عبدالعالی و غزاله شکور]] | [[پرونده:غزاله.jpg|300px|thumb|left|آرمان عبدالعالی و غزاله شکور]] | ||
آرمان 16 ساله (متولد 1374ش) و غزاله 17 ساله (متولد 1373ش) در یک سفر خانوادگی به | آرمان 16 ساله (متولد 1374ش) و غزاله 17 ساله (متولد 1373ش) در یک سفر خانوادگی به آنتالیا در [[ترکیه]] در سال 1390ش باهم آشنا شدند. این آشنایی ادامه پیدا کرد تا اینکه دو سال بعد، ماجرای آنها با ناپدیدشدن غزاله، به یکی از پیچیدهترین پروندههای جنایی در ایران تبدیل شد. | ||
==ماجرای گمشدن غزاله== | ==ماجرای گمشدن غزاله== | ||
طبق اظهارات پدر و مادر غزاله، وی ساعت 3 بعد از ظهر روز 12 اسفند 1392ش برای مراجعه به دکتر پوست از خانه خارج شد و تا ساعت 10 شب که پدر و مادرش با مراجعه به پلیس مفقودی وی را اعلام کردند هیچ خبری از او نبود. حتی تلفن همراه وی نیز خاموش بود. بررسیها و تحقیقات اولیه پلیس نشان داد که غزاله پس از ترک مطب دکتر با آرمان قرار داشته است. دو روز پس از ناپدیدشدن غزاله، آرمان احضار شد. او آخرین کسی بود که با غزاله تماس تلفنی و ارتباط پیامکی داشت. | طبق اظهارات پدر و مادر غزاله، وی ساعت 3 بعد از ظهر روز 12 اسفند 1392ش برای مراجعه به دکتر پوست از [[خانه]] خارج شد و تا ساعت 10 شب که پدر و مادرش با مراجعه به پلیس مفقودی وی را اعلام کردند هیچ خبری از او نبود. حتی تلفن همراه وی نیز خاموش بود. بررسیها و تحقیقات اولیه پلیس نشان داد که غزاله پس از ترک مطب دکتر با آرمان قرار داشته است. دو روز پس از ناپدیدشدن غزاله، آرمان احضار شد. او آخرین کسی بود که با غزاله تماس تلفنی و ارتباط پیامکی داشت. | ||
==اعترافات آرمان== | ==اعترافات آرمان== | ||
با احضار آرمان، وی ابتدا اظهار بیاطلاعی کرد؛ سپس در بازجویی اولیه ادعا کرد که آنروز با غزاله فقط ارتباط تلفنی داشته است. کمکم با ارائه شواهد، آرمان پذیرفت که غزاله به خانه آنها آمده ولی پس از بدرقه غزاله و بستن درب، ناگهان صدای جیغ شنیده و پس از بازکردن درب با صورت خونی غزاله روبرو شده که به خاطر خیس بودن راهپلهها سُرخورده است. سپس، وی غزاله را به خانه میآورد ولی وقتی میفهمد که او نفس نمیکشد دورش کیسه زباله کشیده و با چمدان چرخدار به میدان مینا برده و جسد او را داخل سطل زباله انداخته است.<ref>[https://www.isna.ir/news/1400090302780/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1 «تراژدی آرمان و غزاله؛ از آنتالیا تا رجاییشهر»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: 3 آذر 1400ش.]</ref> | با احضار آرمان، وی ابتدا اظهار بیاطلاعی کرد؛ سپس در بازجویی اولیه ادعا کرد که آنروز با غزاله فقط ارتباط تلفنی داشته است. کمکم با ارائه شواهد، آرمان پذیرفت که غزاله به خانه آنها آمده ولی پس از بدرقه غزاله و بستن درب، ناگهان صدای جیغ شنیده و پس از بازکردن درب با صورت خونی غزاله روبرو شده که به خاطر خیس بودن راهپلهها سُرخورده است. سپس، وی غزاله را به خانه میآورد ولی وقتی میفهمد که او نفس نمیکشد دورش کیسه زباله کشیده و با چمدان چرخدار به میدان مینا برده و جسد او را داخل سطل زباله انداخته است.<ref>[https://www.isna.ir/news/1400090302780/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1 «تراژدی آرمان و غزاله؛ از آنتالیا تا رجاییشهر»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: 3 آذر 1400ش.]</ref> | ||