| خط ۲۸۷: | خط ۲۸۷: | ||
در حوزۀ پزشکی نیز نقش هخامنشیان قابل پیگیری است. به گفتۀ الگود، جهش ناگهانی پزشکی یونان در سدۀ پنجم پیش از میلاد حاصل اختلاط با ایران و بهرهمندی از منابع شرقی بود.<ref>پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۵-۷۶، ۶۸.</ref> تقسیمبندی هخامنشیان از ماههای دوازدهگانه و تقسیم جهان به هفت اقلیم، پایههای کیهانشناسی اسلامی را متأثر ساخت. این میراث علمی که عمدتاً توسط مغان حفظ و منتقل میشد، به یونان و دیگر تمدنها نیز راه یافت.<ref>[https://jflh.ut.ac.ir/article_28161_c20868f9ae40194979d4a37bb18ac499.pdf جعفری دهقی، «سرچشمههای دانش در عهد باستان... »، ۱۳۸۶ش، ص۳۱-۳۲، ۴۱.]</ref> | در حوزۀ پزشکی نیز نقش هخامنشیان قابل پیگیری است. به گفتۀ الگود، جهش ناگهانی پزشکی یونان در سدۀ پنجم پیش از میلاد حاصل اختلاط با ایران و بهرهمندی از منابع شرقی بود.<ref>پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۵-۷۶، ۶۸.</ref> تقسیمبندی هخامنشیان از ماههای دوازدهگانه و تقسیم جهان به هفت اقلیم، پایههای کیهانشناسی اسلامی را متأثر ساخت. این میراث علمی که عمدتاً توسط مغان حفظ و منتقل میشد، به یونان و دیگر تمدنها نیز راه یافت.<ref>[https://jflh.ut.ac.ir/article_28161_c20868f9ae40194979d4a37bb18ac499.pdf جعفری دهقی، «سرچشمههای دانش در عهد باستان... »، ۱۳۸۶ش، ص۳۱-۳۲، ۴۱.]</ref> | ||
سرانجام، در دوران اسلامی مورخانی چون بلعمی، مسعودی و بیهقی روایتهایی از هخامنشیان برگرفته از منابع یونانی و سریانی نقل کردند،<ref><span lang="en">Hoyland, The 'History of the Kings of the Persians', 2018, introduction.</span></ref> اما بازیابی جدی میراث هخامنشی با سفرهای اروپاییان به ایران و کاوشهای باستانشناسی در سدهٔ نوزدهم آغاز شد. به خصوص با رمزگشایی از خط میخی توسط راولینسون (۱۸۴۶) دروازهٔ دانش دقیق دربارهٔ هخامنشیان باز شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/956717/تاریخچه-مختصر-فعالیت-های-باستان-شناسی-در-ایران موسوی، «تاریخچه مختصر فعالیتهای باستانشناسی در ایران»، ۱۳۷۸ش، ص۶۹-۷۱.]</ref> اما علیرغم این رویدادها تفسیرهای متفاوت از هویت تاریخی و حتی اسطورهای شاهان این دودمان هنوز باقی است. به عنوان نمونه، برخی پژوهشگران جدید با تکیه بر مجسمۀ منسوب به کوروش در پاسارگاد که تاجی شاخمانند بر سر دارد، و نیز توجه به معنای لقب «ذوالقرنین» (صاحب دو شاخ) در سنتهای تفسیری و تاریخی، او را با کوروش کبیر یکی دانستهاند. این دیدگاه در برابر نظریۀ سنتیتری قرار دارد که ذوالقرنین را اسکندر مقدونی<ref>شبانکارهای، ''مجمع الأنساب''. ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۱۱.</ref> میدانستند. هرچند هنوز باور به تطابق کوروش و ذوالقرنین قطعیت نیافته، اما نشاندهندهٔ تأثیرگذاری ژرف نمادها و شخصیتهای هخامنشی بر حافظهٔ دینی و تاریخی ملل منطقه است.<ref>حاجی خلیفه، ''ترجمه تقویم التواریخ''، 1376ش، ص 202.</ref> | سرانجام، در دوران اسلامی مورخانی چون بلعمی، مسعودی و بیهقی روایتهایی از هخامنشیان برگرفته از منابع یونانی و سریانی نقل کردند،<ref><span lang="en">Hoyland, The 'History of the Kings of the Persians', 2018, introduction.</span></ref> اما بازیابی جدی میراث هخامنشی با سفرهای اروپاییان به ایران و کاوشهای باستانشناسی در سدهٔ نوزدهم آغاز شد. به خصوص با رمزگشایی از خط میخی توسط راولینسون (۱۸۴۶) دروازهٔ دانش دقیق دربارهٔ هخامنشیان باز شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/956717/تاریخچه-مختصر-فعالیت-های-باستان-شناسی-در-ایران موسوی، «تاریخچه مختصر فعالیتهای باستانشناسی در ایران»، ۱۳۷۸ش، ص۶۹-۷۱.]</ref> اما علیرغم این رویدادها تفسیرهای متفاوت از هویت تاریخی و حتی اسطورهای شاهان این دودمان هنوز باقی است. به عنوان نمونه، برخی پژوهشگران جدید با تکیه بر مجسمۀ منسوب به کوروش در پاسارگاد که تاجی شاخمانند بر سر دارد، و نیز توجه به معنای لقب «ذوالقرنین» (صاحب دو شاخ) در سنتهای تفسیری و تاریخی، او را با کوروش کبیر یکی دانستهاند. این دیدگاه در برابر نظریۀ سنتیتری قرار دارد که ذوالقرنین را اسکندر مقدونی<ref>شبانکارهای، ''مجمع الأنساب''. ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۱۱.</ref> میدانستند. هرچند هنوز باور به تطابق کوروش و ذوالقرنین قطعیت نیافته، اما نشاندهندهٔ تأثیرگذاری ژرف نمادها و شخصیتهای هخامنشی بر حافظهٔ دینی و تاریخی ملل منطقه است.<ref>حاجی خلیفه، ''ترجمه تقویم التواریخ''، 1376ش، ص 202.</ref><ref group="دیدگاه">زحمت زیادی کشیده شده و مطالب زیادی گردآوری شده است. اما علام بر مشکلات مواردی به صورت کلی چند مشکل جدی دارد که باید برطرف شود: 1. مقاله با هوش مصنوعی ویرایش شده که با معیارهای ویرایشی مقالات ویکی متفاوت است. خوب است که نویسنده بعد از ویرایش با هوش مصنوعی خودش هم مطابق معیارهای ویکی مقاله را ویرایش کند. برای مثال از گیومه و پرانتز بیش از حد معمول استفاده شده است. 2. مقاله طولانی شده است. دلیل آن هم این است که قلم فرسایی و پرداختن به مطلب خارج از موضوع صورت گرفته است. اینکه مقاله جامع نگارش شده است نکته مثبت است. ولی مشکل این است که هر مورد بیش از حد نیاز در این مقاله تفصیل داده شده است. برای مثال نظام حقوقی یا نظام معشیتی و یانهادها با تفصیل و جزئیات بررسی شده است. این در حالی است که نویسنده باید به خصوصت اصلی هر یکی از این خرده نظام ها می پرداخت و عبور میکرد. جزئیات و تفصیلات را به مقاله اختصاصی هر کدام محول می کرد. 3. عبارت های توضیحی و تفصیلی در متن هم زیاد وجود دارد. جامع نویسی لزوما به معنای طولانی نویسی نیست. 4. از تعابیر ازشی و جهت گیرانه نیز استفاده شده است. خوب است که پس از تخلیص مقاله روی کلمات متن نهایی دقت بیشتری صورت گیرد. </ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||