بدون خلاصۀ ویرایش
ایجاد لینک داخلی
 
خط ۲۹: خط ۲۹:
| آثار مرتبط        =  
| آثار مرتبط        =  
}}
}}
{{درشت|'''آش دندانی'''}}؛ نوعی آش به مناسبت روییدن نخستین دندان کودک.
{{درشت|'''آش دندانی'''}}؛ آشی که به مناسبت روییدن نخستین دندان کودک، تهیه می‌شود.


آش دندانی، نوعی آش نذری است که در بسیاری از نقاط ایران به مناسبت روییدن نخستین دندان کودک پخته می‌شود و مردم با خوردن آن دعا می‌کنند تا دندان‌های کودک سفت و محکم شود. این آش، معمولاً از حبوباتی مانند گندم، نخود، لوبیا، عدس و باقلا تهیه می‌شود و بسته به منطقه، با آداب خاصی مانند گرفتن مواد از همسایه برای خوش‌یمنی، برگزاری مراسم سفره‌گذاری در گیلان، یا فرستادن آش به هفت خانه در تهران همراه است. پیشینهٔ این رسم به دوران قاجار بازمی‌گردد و در فرهنگ عامه، نماد شکرگزاری و آرزوی سلامتی برای کودک محسوب می‌شود.
آش دندانی که در زبان عامیانه آش دندونی گفته می‌شود، نوعی آش نذری است که در بسیاری از نقاط [[ایران]] به مناسبت روییدن نخستین دندان [[کودک]] پخته می‌شود و مردم با خوردن آن دعا می‌کنند تا دندان‌های کودک سفت و محکم شود. این آش، معمولاً از حبوباتی مانند [[گندم]]، [[نخود]]، [[لوبیا]]، [[عدس]] و [[باقلا]] تهیه می‌شود و بسته به منطقه، با آداب خاصی مانند گرفتن مواد از [[همسایه]] برای خوش‌یمنی، برگزاری مراسم سفره‌گذاری در [[گیلان]]، یا فرستادن آش به هفت [[خانه]] در [[تهران]] همراه است. پیشینهٔ این رسم به [[دوران قاجار]] بازمی‌گردد و در [[فرهنگ عامه]]، نماد [[شکرگزاری]] و آرزوی سلامتی برای کودک محسوب می‌شود.


== معرفی ==
== معرفی ==
در بسیاری از نقاط ایران، زمانی که نخستین دندان کودک می‌روید، آشی از حبوبات مختلف پخته می‌شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸.</ref> آش دندانی، نوعی آش نذری محسوب می‌شود.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۶۲۰–۶۲۱.</ref> مردم پس از دریافت آش دندانی، دعا می‌کنند تا دندان‌های کودک پس از روییدن مانند این حبوبات سفت و محکم شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸–۸۹.</ref> در بروجرد به آش دندانی، دنوروئه<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۰.</ref> و در دماوند به آن دونک می‌گویند.<ref>جذوه، واژه‌نامه بوربسه، ۱۳۷۷ش، ص۲۳.</ref>
در بسیاری از نقاط ایران، زمانی که نخستین دندان کودک می‌روید، آشی از [[حبوبات]] مختلف پخته می‌شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸.</ref> آش دندانی، نوعی [[آش نذری]] محسوب می‌شود.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۶۲۰–۶۲۱.</ref> مردم پس از دریافت [[آش دندانی]]، دعا می‌کنند تا دندان‌های کودک پس از روییدن مانند این حبوبات سفت و محکم شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸–۸۹.</ref> در [[بروجرد]] به آش دندانی، دنوروئه<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۰.</ref> و در [[شهر دماوند|دماوند]] به آن دونک می‌گویند.<ref>جذوه، واژه‌نامه بوربسه، ۱۳۷۷ش، ص۲۳.</ref>


== پیشینه ==
== پیشینه ==
خط ۴۳: خط ۴۳:


== شیوه پخت ==
== شیوه پخت ==
این غذا به دو نحوهٔ آشی و دمی تهیه می‌شود. جهت تهیه دمی دندانی، ابتدا گندم پوست‌کنده، عدس، نخود، ماش، لوبیا قرمز و لوبیا چشم‌بلبلی، هرکدام به مقدار ۴۰ عدد را در ظرفی می‌ریزند. به این مواد، [[آب]] اضافه کرده و روی حرارت به آن‌ها اجازه پخت داده می‌شود و حبوبات را مانند [[پلو]] دم می‌کنند. برخی به این مواد، روغن و پیازداغ نیز می‌افزایند. بعضی از مردم، این خوراک را بدون مناسبت پخته و به آن دونی می‌گویند.<ref>هدایت، نیرنگستان، ۱۳۱۱ش، ص۱۹۴–۱۹۵.</ref>
این غذا به دو شیوه آشی و دمی تهیه می‌شود. جهت تهیه دمی دندانی، ابتدا گندم پوست‌کنده، عدس، نخود، ماش، لوبیا قرمز و لوبیا چشم‌بلبلی، هرکدام به مقدار ۴۰ عدد را در ظرفی می‌ریزند. به این مواد، [[آب]] اضافه کرده و روی حرارت به آن‌ها اجازه پخت داده می‌شود و حبوبات را مانند [[پلو]] دم می‌کنند. برخی به این مواد، روغن و پیازداغ نیز می‌افزایند. بعضی از مردم، این خوراک را بدون مناسبت پخته و به آن دونی می‌گویند.<ref>هدایت، نیرنگستان، ۱۳۱۱ش، ص۱۹۴–۱۹۵.</ref>


== آداب و رسوم آش دندانی ==
== آداب‌ورسوم ==
در نواحی مختلف ایران، آش دندانی را با آداب و رسوم خاصی تهیه می‌کنند. مادران بروجردی، جهت تهیه آش دندانی، از همسایه‌ها مقداری نخود، لوبیا، عدس و گندم برای خوش‌یمنی می‌گیرند. سپس از این مواد، آش دندانی تهیه کرده و به همسایه‌ها می‌دهند. همسایه‌ها معتقدند، اگر ظرف آش را خالی به صاحب آش پس دهند، دندان‌های کودک کج و نافرم می‌شود. به این دلیل، آن‌ها در کاسه‌های آش، نمک، قند یا سکه قرار داده و هنگام پس دادن کاسه می‌گویند: نذرتان قبول؛ ان‌شاءالله دندان‌هایی مانند مروارید در بیاورد.<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۰.</ref>
در نواحی مختلف ایران، آش دندانی را با آداب‌ورسوم خاصی تهیه می‌کنند. مادران بروجردی، جهت تهیه آش دندانی، از همسایه‌ها مقداری نخود، لوبیا، عدس و گندم برای خوش‌یمنی می‌گیرند. سپس از این مواد، آش دندانی تهیه کرده و به همسایه‌ها می‌دهند. همسایه‌ها معتقدند، اگر ظرف آش را خالی به صاحب آش پس دهند، دندان‌های کودک کج و نافرم می‌شود. به این دلیل، آن‌ها در کاسه‌های آش، نمک، قند یا سکه قرار داده و هنگام پس‌دادن کاسه می‌گویند: نذرتان قبول؛ ان‌شاءالله دندان‌هایی مانند [[مروارید]] در بیاورد.<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۰.</ref>


مردم گیلان، آش دندانی را طی یک مراسم ویژه می‌پزند. این مراسم، نوعی شکرگزاری جهت توان غذاخوردن کودک و تأمین نیروی جسمانی او است.<ref>میرشکرایی، «مردم‌شناسی و فرهنگ عامه»، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۴۴۰.</ref> در کوچان و کومله، مراسمی با نام دندون فشئون، برگزار می‌شود. در این مراسم، سه دیگ حاوی عدس، لوبیا و باقلا پخته می‌شود. آن‌ها پس از آمدن مهمان‌ها، سفره‌ای پهن می‌کنند و در آن قرآن، آینه، قیچی، سوزن، نخ، مداد، شیرینی و وسایل دیگری قرار می‌دهند و کودک را کنار سفره می‌نشانند. کودک، هر وسیله‌ای را که برداشت، آن را تعبیر می‌کنند. به‌طور مثال اگر مداد را بردارد، معلم و اگر قیچی و سوزن را بردارد، خیاط می‌شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸–۸۹؛ فخرایی، گیلان در گذرگاه زمان، ۱۳۵۴ش، ص۲۸۰؛ طاهری، «روایتی از هویت فرهنگی یک روستای زلزله‌زدهٔ رودبار»، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۱۴۵.</ref> مهمان‌ها پس از خوردن آش، به کودک پول و به مادر جوراب، دستمال یا پارچه پیراهنی هدیه می‌دهند. بخشی از آش به کسانی که در مراسم حاضر نشدند، داده می‌شود و آن‌ها در کاسه، جوراب، تخم مرغ و پول قرار داده و ظرف را پس می‌دهند.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۹.</ref>
مردم گیلان، آش دندانی را طی یک مراسم ویژه می‌پزند. این مراسم، نوعی شکرگزاری جهت توان غذاخوردن کودک و تأمین نیروی جسمانی او است.<ref>میرشکرایی، «مردم‌شناسی و فرهنگ عامه»، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۴۴۰.</ref> در کوچان و کومله، مراسمی با نام دندون فشئون، برگزار می‌شود. در این مراسم، سه دیگ حاوی عدس، لوبیا و باقلا پخته می‌شود. آن‌ها پس از آمدن مهمان‌ها، سفره‌ای پهن می‌کنند و در آن [[قرآن]]، [[آینه]]، [[قیچی]]، [[سوزن]]، نخ، [[مداد]]، [[شیرینی]] و وسایل دیگری قرار می‌دهند و کودک را کنار سفره می‌نشانند. کودک، هر وسیله‌ای را که برداشت، آن را تعبیر می‌کنند. به‌طور مثال اگر مداد را بردارد، [[معلم]] و اگر قیچی و سوزن را بردارد، [[خیاطی|خیاط]] می‌شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸–۸۹؛ فخرایی، گیلان در گذرگاه زمان، ۱۳۵۴ش، ص۲۸۰؛ طاهری، «روایتی از هویت فرهنگی یک روستای زلزله‌زدهٔ رودبار»، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۱۴۵.</ref> مهمان‌ها پس از خوردن آش، به کودک پول و به مادر [[جوراب]]، [[دستمال]] یا پارچه پیراهنی هدیه می‌دهند. بخشی از آش به کسانی که در مراسم حاضر نشدند، داده می‌شود و آن‌ها در کاسه، جوراب، [[تخم‌مرغ]] و پول قرار داده و ظرف را پس می‌دهند.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۹.</ref>


در شرق گیلان، آش دندونی را با گردو و کشمش طبخ می‌کنند. خانواده‌های تهی‌دست، مقداری گندم پخته و در پشت‌بام برای کبوتران می‌ریزند.<ref>میرشکرایی، «مردم‌شناسی و فرهنگ عامه»، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۴۴۰.</ref> مردم تهران آش دندانی را با ۷ قلم بنشن تهیه کرده و به ۷ خانه می‌فرستند.<ref>سلیمی مؤید، سیمای میراث فرهنگی تهران، ۱۳۸۱ش، ص۷۰.</ref> در قزوین، پس از نیش زدن نخستین دندان کودک، مقداری گندم، پخته و بخشی از آن را به آشنایان و بخشی دیگر را به نخ کشیده و به کلاه کودک آویزان می‌کنند. به این نخ، دندان کشه گفته می‌شود.<ref>گلریز، مینودر یا باب‌الجنة قزوین، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۴۰۷؛ سیمای میراث فرهنگی قزوین، ۱۳۸۲ش، ص۵۵.</ref> اهالی شیراز بر این باورند که زمان درآمدن نخستین دندان کودک باید مقداری گندم در آب ریخته و بجوشانند. وقتی دانه‌ها بر اثر حرارت می‌شکفند، دندان کودک نیز به راحتی می‌شکفد و کودک را آزار نمی‌دهد.<ref>همایونی، گوشه‌هایی از آداب و رسوم مردم شیراز، ۱۳۵۳ش، ص۳۸.</ref> مردم شاهرود از نخود، گندم، ذرت، گوشت و عدس آش دندانی می‌پزند. آن‌ها پیازداغ فراوان به آش اضافه کرده و میان آشنایان تقسیم می‌کنند.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۲۵۷.</ref> برخی از مردم بر این باورند که کودک، هنگام درآوردن نخستین دندان خود می‌گوید: اگر مادرم بداند که من برای درآوردن دندان چه سختی می‌کشم، چوب گهواره را شکسته و برایم آش دندانی می‌پزد.<ref>کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۹۱.</ref>
در شرق [[گیلان]]، آش دندونی را با [[گردو]] و [[کشمش]] طبخ می‌کنند. خانواده‌های تهی‌دست، مقداری گندم پخته و در پشت‌بام برای کبوتران می‌ریزند.<ref>میرشکرایی، «مردم‌شناسی و فرهنگ عامه»، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۴۴۰.</ref> مردم تهران آش دندانی را با ۷ قلم [[بنشن]] تهیه کرده و به ۷ [[خانه]] می‌فرستند.<ref>سلیمی مؤید، سیمای میراث فرهنگی تهران، ۱۳۸۱ش، ص۷۰.</ref> در [[قزوین]]، پس از نیش‌زدن نخستین دندان کودک، مقداری گندم، پخته و بخشی از آن را به آشنایان و بخشی دیگر را به نخ کشیده و به کلاه کودک آویزان می‌کنند. به این نخ، دندان‌کشه گفته می‌شود.<ref>گلریز، مینودر یا باب‌الجنة قزوین، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۴۰۷؛ سیمای میراث فرهنگی قزوین، ۱۳۸۲ش، ص۵۵.</ref> اهالی [[شیراز]] بر این باورند که زمان درآمدن نخستین دندان کودک باید مقداری گندم در آب ریخته و بجوشانند. وقتی دانه‌ها بر اثر حرارت می‌شکفند، دندان کودک نیز به راحتی می‌شکفد و کودک را آزار نمی‌دهد.<ref>همایونی، گوشه‌هایی از آداب و رسوم مردم شیراز، ۱۳۵۳ش، ص۳۸.</ref> مردم [[شاهرود]] از نخود، گندم، ذرت، گوشت و عدس آش دندانی می‌پزند. آن‌ها پیازداغ فراوان به [[آش]] اضافه کرده و میان آشنایان تقسیم می‌کنند.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۲۵۷.</ref> برخی از مردم بر این باورند که کودک، هنگام درآوردن نخستین دندان خود می‌گوید: اگر مادرم بداند که من برای درآوردن دندان چه سختی می‌کشم، چوب گهواره را شکسته و برایم آش دندانی می‌پزد.<ref>کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۹۱.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==