سعید مقدم (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
سعید مقدم (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۳۵: خط ۳۵:
دستار، اسم مرکبی از «دست‌» و پسوند «ار»، در لغت به‌معنای دستمال و روپاک است و در اصطلاح به هر پارچه‌ای که به دور سر با وضعیتی خاص پیچیده شود، دستار گویند. روپاک، رومال،<ref>''تبریزی، برهان قاطع، ذیل مندیل.''</ref> شال سَر و مِکوَره مترادف دستار هستند<ref>  [https://vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژۀ دستار.]</ref> و در زبان عربی، از آن با عنوان  عمامه،<ref>نفیسی، فرهنگ نفیسی، ذیل واژه مندیل.</ref> مِندیل و عِصابه<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژۀ دستار.]</ref> یاد می‌شود. این هم‌معنایی را نمی‌توان به‌صورت مطلق پذیرفت؛ زیرا شیوه بستن، نوع تزئین، رنگ و میزان پارچهٔ به‌کاررفته در این سرپوش، موجب ایجاد تفاوت‌هایی میان نمونه‌های مختلف آن شده است.<ref>موسوی، «بي‌دستار شدن، اشكال و دلايل»، 1397ش، ص50.</ref> هم‌معنایی «دستار» با «روپاک» (دستمال) نشان می‌دهد که مردان از پارچه‌ای استفاده می‌کردند که همواره همراه آنان بود و برای خشک‌کردن سر و صورت به کار می‌رفت و در صورت نیاز، از آن به‌عنوان پوشش سر نیز استفاده می‌کردند.<ref>خزائلی، عذرا، ''واژه‌نامۀ پوشش سر در ایران''، تهران، ۱۳۸۰ش، ص65.</ref>
دستار، اسم مرکبی از «دست‌» و پسوند «ار»، در لغت به‌معنای دستمال و روپاک است و در اصطلاح به هر پارچه‌ای که به دور سر با وضعیتی خاص پیچیده شود، دستار گویند. روپاک، رومال،<ref>''تبریزی، برهان قاطع، ذیل مندیل.''</ref> شال سَر و مِکوَره مترادف دستار هستند<ref>  [https://vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژۀ دستار.]</ref> و در زبان عربی، از آن با عنوان  عمامه،<ref>نفیسی، فرهنگ نفیسی، ذیل واژه مندیل.</ref> مِندیل و عِصابه<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژۀ دستار.]</ref> یاد می‌شود. این هم‌معنایی را نمی‌توان به‌صورت مطلق پذیرفت؛ زیرا شیوه بستن، نوع تزئین، رنگ و میزان پارچهٔ به‌کاررفته در این سرپوش، موجب ایجاد تفاوت‌هایی میان نمونه‌های مختلف آن شده است.<ref>موسوی، «بي‌دستار شدن، اشكال و دلايل»، 1397ش، ص50.</ref> هم‌معنایی «دستار» با «روپاک» (دستمال) نشان می‌دهد که مردان از پارچه‌ای استفاده می‌کردند که همواره همراه آنان بود و برای خشک‌کردن سر و صورت به کار می‌رفت و در صورت نیاز، از آن به‌عنوان پوشش سر نیز استفاده می‌کردند.<ref>خزائلی، عذرا، ''واژه‌نامۀ پوشش سر در ایران''، تهران، ۱۳۸۰ش، ص65.</ref>


==پیشینه==
==پیشینه دستار در ایران==
مادها به کلاه خود دستاری می‌بستند.<ref>ضیاءپور،‌ پوشاک ایرانیان، ۱۳۴۹ش، ص۱۱۷.</ref> در تخت جمشید، نقش برجسته خدمت‌گذار پارسی دیده می‌شود که دستاری بر سر دارد.<ref>ضیاءپور، پوشاک هخامنشی‌ها و مادیها در تخت جمشید، ۱۳۵۰ش، ص۱۳، تصویر ۶.</ref> خسرو پرویز ساسانی (۵۹۰-۶۲۸) دستاری داشت که در آتش نمی‌سوخت.<ref>بلعمی، تاریخ بلعمی، ۱۳۴۱ش، ص۱۰۹۲.</ref> عمامه‌پوشی از صدر اسلام، رواج داشت. پیامبر عمامة سیاهی بر سر می‌بست<ref>[https://lib.eshia.ir/11013/2/214 ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۱۴.] </ref>  که «سحاب» نام داشت.<ref>طباطبایی، سنن النبی، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۷۴. </ref>  پیامبر در روز عید غدیر امام علی را معمّم کرد.<ref>[https://lib.eshia.ir/11025/5/57 حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۵۷.]</ref> سادات و بازماندگان از اهل پیامبر عمامه سبز می‌پوشیدند.<ref>  بی‌نام، هزارویک شب، ج1، 1390ش،ص313.</ref> پس از گسترش اسلام در ایران، بر سر نهادن عمّامه در میان گروه‌های برگزیده جامعه، افزایش یافت.<ref>خزائلی، واژه‌نامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۶۷و۶۹.</ref> در زمان امویان (۴۱-۱۳۲ق) و عباسیان (۱۳۲-۶۵۶ق) در شهر بم دستارهایی بافته می‌شد که به «دستار بمی» معروف بود.<ref>متین، پوشاک ایرانیان، ۱۳۸۳ش، ص۳۶.</ref> شاهان آل‌بویه (۳۲۰-۴۴۸قمری) کلاه بلندی بر روی سر قرار داده و دستاری روی آن می‌بستند.<ref>فقیهی، آل بویه و اوضاع زمان ایشان، ۱۳۵۷ش، ص۳۴۱.</ref>
پیشینۀ دستار در ایران به دوران باستان بازمی‌گردد. مادها به کلاه خود دستاری می‌بستند.<ref>ضیاءپور،‌ پوشاک ایرانیان، ۱۳۴۹ش، ص۱۱۷.</ref> در تخت جمشید، نقش برجسته خدمت‌گذار پارسی دیده می‌شود که دستاری بر سر دارد.<ref>ضیاءپور، پوشاک هخامنشی‌ها و مادیها در تخت جمشید، ۱۳۵۰ش، ص۱۳، تصویر ۶.</ref> خسرو پرویز ساسانی (۵۹۰-۶۲۸) دستاری داشت که در آتش نمی‌سوخت.<ref>بلعمی، تاریخ بلعمی، ۱۳۴۱ش، ص۱۰۹۲.</ref>  
 
عمامه‌پوشی از صدر اسلام، رواج داشت. پیامبر عمامة سیاهی بر سر می‌بست<ref>[https://lib.eshia.ir/11013/2/214 ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۱۴.] </ref>  که «سحاب» نام داشت.<ref>طباطبایی، سنن النبی، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۷۴. </ref> پس از گسترش اسلام در ایران، بر سر نهادن عمّامه در میان گروه‌های برگزیده جامعه، افزایش یافت.<ref>خزائلی، واژه‌نامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۶۷و۶۹.</ref> در زمان امویان (۴۱-۱۳۲ق) و عباسیان (۱۳۲-۶۵۶ق) در شهر بم دستارهایی بافته می‌شد که به «دستار بمی» معروف بوددر سدۀ چهارم هجری قمری، برخی شهرهای ایران به تولید دستارهای خاص شهرت داشتند؛ از جمله شهر آمل که به بافت دستارچه‌های زربافت معروف بود.<ref>متین، پوشاک ایرانیان، ۱۳۸۳ش، ص۳۶ و ۱۴۵.</ref>  
 
شاهان آل‌بویه (۳۲۰-۴۴۸قمری) کلاه بلندی بر روی سر قرار داده و دستاری روی آن می‌بستند.<ref>فقیهی، آل بویه و اوضاع زمان ایشان، ۱۳۵۷ش، ص۳۴۱.</ref> در دورۀ سلجوقیان، دستار یکی از پوشش‌های رایج سر به‌شمار می‌رفت. دستارها معمولاً یا بر گرد کلاهی کوچک بسته می‌شدند و یا به‌صورت نواری به دور کلاه پیچیده می‌شدند. این شیوه، بخشی از پوشش متداول مردان آن عصر بود و در نگاره‌ها و آثار تاریخی نیز دیده می‌شود.<ref>شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، 1374ش، ص76.</ref>
 
در سدۀ ششم هجری، خاقانی در اشعار خود از دستار و دستارچه یاد کرده است. او در جایی، از «دستار برانداختن» به‌عنوان کنایه‌ای از شادی و شادمانی پس از شنیدن خبری خوش استفاده می‌کند.<ref>شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، 1374ش، ص69.</ref>
 
در عصر ایلخانان، جایگاه دستار اهمیت بیشتری یافت. غازان خان دستار را به‌عنوان بخشی از پوشش رسمی دربار تعیین کرد و آن را در میان پوشاک حکومتی رواج داد.<ref>اقبال آشتیانی، عباس، ''تاریخ مغول''، تهران، ۱۳۴۷ش، ص259.</ref> با این حال، در روزگار جانشین او، اولجایتو، به‌دلیل اختلافات مذهبی و کشمکش میان پیروان مذاهب اسلامی، برخی از بزرگان مغول نسبت به دستاربندان  نگاه منفی پیدا کردند و آنان را مورد آزار قرار می‌دادند.<ref>اقبال آشتیانی، عباس، ''تاریخ مغول''، تهران، ۱۳۴۷ش، ص314.</ref>
 
نگاره‌های برجای‌مانده از اواخر سدۀ هشتم هجری نیز نشان می‌دهد که دستار همچنان در میان طبقات اشرافی و شاهزادگان رواج داشته است؛ چنان‌که در برخی نقاشی‌های آن دوره، شاهزادگان با دستارهای بزرگ و فاخر تصویر شده‌اند.


==اجزای دستار==
==اجزای دستار==