بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۴۷: خط ۱۴۷:


=== ساختار قدرت و مشروعیت ===
=== ساختار قدرت و مشروعیت ===
هخامنشیان برای تثبیت قدرت بر مشروعیت دینی و تباری تکیه می‌کردند. داریوش اول در کتیبة بیستون، شاهنشاهی را بخشش اهورامزدا می‌داند و کوروش نیز در استوانة بابل فرمانروایی‌اش را به «مردوک» (خدای بابلیان) نسبت می‌دهد و حاکمیت خود را به ارادۀ الهی گره می‌زند. شکست‌خوردگان «دروغگو» و «فریبکار» نامیده می‌شوند و پیروزی نشانهٔ تأیید الهی دانسته می‌شود. ادعای تبار سلطنتی نیز برای کسب مشروعیت مورد تأکید قرار می‌گرفت.<ref group="دیدگاه">آنگونه که در کتیبه بیستون و استوانه بابل ذکر شده هخامنشیان برای تثبیت مشروعیت قدرت خود از دین و تبار استفاده میکرد. ایا این عبارت بیانگر همان هدف شما نیست؟ در مقالات ویکی هرچه خلاصه نگارش شود بهتر است. و کلمات به نحوی انتخاب شود که در صورت امکان هر کدام یک مدخل باشد. در حد امکان از توضیح اضافات پرهیز شود.</ref> کوروش خود را از نوادگان هخامنش، نیای افسانه‌ای دودمان، معرفی می‌کرد. داریوش که از شاخه فرعی خاندان بود، در کتیبة بیستون شجرنامهٔ خود را اغراق‌آمیز<ref group="دیدگاه">تعبیراغراق آمیز جهت گیری دارد.</ref> تا هخامنش ذکر کرده است.<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶؛ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۱۰۷.</ref>  
هخامنشیان برای تثبیت قدرت‌شان بر مشروعیت دینی و تباری تکیه می‌کردند. داریوش اول در کتیبۀ بیستون، شاهنشاهی را بخشش اهورامزدا می‌داند و کوروش نیز در استوانۀ بابل حاکمیت خود را به ارادۀ الهی گره می‌زند. ادعای تبار سلطنتی نیز برای کسب مشروعیت مورد تأکید قرار می‌گرفت. چنانچه کوروش خود را از نوادگان هخامنش معرفی می‌کرد و داریوش نیز در کتیبۀ بیستون شجرنامهٔ خود را تا هخامنش پیش برده است.<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶؛ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۱۰۷.</ref>  


در رأس ساختار نظام حاکمیتی، شاهنشاه قرار داشت که فرمانش قانون نهایی بود؛ اما بسته به موضوع با اشراف مشورت می‌کرد. ساتراپ‌ها (استانداران) موظف به جمع‌آوری خراج سالانه، اجرای عدالت، تأمین امنیت راه‌ها و سازماندهی نیروهای محلی بودند. برای جلوگیری از تمرکز قدرتِ ساتراپ، شاه در هر استان دو ناظر دیگر (فرمانده نظامی و دبیر سلطنتی) منصوب می‌کرد. این سه مقام مستقیماً به شاه پاسخگو و کنترل‌کنندۀ یکدیگر بودند. افزون بر این، بازرسانی به نام «چشم و گوش شاه» به طور ناگهانی از ساتراپی‌ها بازدید می‌کردند و مستقیماً به دربار گزارش می‌فرستادند.<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶.</ref>
در رأس ساختار نظام حاکمیتی، خود شاه قرار داشت که فرمانش قانون نهایی بود، اما در عین حال در موضوعات خاص با اشراف مشورت می‌کرد. ساتراپ‌ها در مرتبۀ دوم اقتدار قر ار داشتند. وظیفۀشان جمع‌آوری خراج، برپایی عدالت و تأمین امنیت بود. شاه در هر ساتراپی، برای جلوگیری از تمرکز قدرت، دو مقام دیگر، فرمانده نظامی و دبیر سلطنتی نیز تعیین می‌کرد. علاوه بر آ‌ن‌ها بازرسانی به نام «چشم و گوش شاه» از ساتراپی‌ها بازدید می‌کردند و مستقیماً به دربار گزارش می‌فرستادند.<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶.</ref>


ارتش هم دو بخش داشت. سپاه شاهنشاهی (پارسیان و مادها، همیشه در دسترس شاه) و سپاهیانی که ساتراپ‌ها<ref group="دیدگاه">عبارت پردازی و اضافه نگاری زیاد صورت گرفته است. برای مثال میشود گفت که ارتش از دو بخش شاهنشاهی و ساتراپ‌ها تشکیل شده بود. دیگر توضیحات نیاید. </ref> در زمان جنگ از استان‌ها فرامی‌خواندند. فرماندهی کل با شاه بود.<ref>گزنفون، کورش نامه، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸.</ref> دیوانسالاری هخامنشی کتبی و چندزبانه بود. مکاتبات اداری به «آرامی» نوشته می‌شد و اسناد مرکزی به پارسی باستان، عیلامی و بابلی نیز ثبت می‌گردید.<ref>مصطفوی، اقلیم پارس، ۱۳۷۵ش، ص۳۳۴.</ref>
ارتش هم از دو بخش تشکیل شده بود: سپاه شاهنشاهی و سپاهیانی که ساتراپ‌ها در زمان جنگ فرامی‌خواندند. در این میان فرماندهی کل با خود شاه بود.<ref>گزنفون، کورش نامه، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸.</ref> دیوانسالاری هخامنشی هم کتبی و چندزبانه بود. مکاتبات اداری به «آرامی» نوشته می‌شد و اسناد مرکزی به پارسی باستان، عیلامی و بابلی ثبت می‌گردید.<ref>مصطفوی، اقلیم پارس، ۱۳۷۵ش، ص۳۳۴.</ref>


سرکوب سریع شورش‌ها راهکار بنیادین تثبیت قدرت بود. داریوش که پس از تاج‌گذاری با شورش‌های متعدد مواجه شده بود، همگی را ظرف یک سال درهم کوبید. خشایارشا نیز شورش مصر و بابل را به همین شیوه سرکوب کرد.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۸۳–۸۴.</ref>
اما سازوکارهای تثبیت قدرت متنوع و در هر شرایطی متفاوت بود که سرکوب سریع شورش‌ها، گروگان‌گیری و ازدواج‌های سیاسی از آن جمله بودند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۸۳–۸۴؛ گزنفون، کورش نامه، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸.</ref> در رأس نخبگان، خاندان‌های بزرگ پارسی قرار داشتند. واگذاری مناصب عالیه به آنان و حضورشان در شورای سلطنتی، نوعی مشارکت نخبگان در قدرت محسوب می‌شد. با این حال، همین خاندان‌ها گاهی رقیب شاه می‌شدند و رویدادهایی چون قتل اردشیر سوم را رقم می‌زدند.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۲–۲۱۳.</ref>
 
گروگان‌گیری و ازدواج‌های سیاسی از دیگر سازوکارهای تثبیت قدرت بود. خانواده‌های اشرافی شورشی یا ساتراپ‌های قدرتمند، ناگزیر یکی از فرزندان خود را به عنوان گروگان به دربار می‌فرستادند. شاه و شاهزادگان نیز با دختران ساتراپ‌ها و رهبران محلی ازدواج می‌کردند تا وفاداریشان را تضمین کنند.<ref>گزنفون، کورش نامه، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸.</ref><ref group="دیدگاه">این چند خط را میشود اینگونه نوشت: سرکوب شورش‌ها، ازدواج و گروگان گیری روش های جلو گیری از راهکارهای تقویت قدرت ذک شده است. </ref>
 
در رأس نخبگان، خاندان‌های بزرگ پارسی قرار داشتند. واگذاری مناصب عالیه به آنان و حضورشان در شورای سلطنتی، نوعی مشارکت نخبگان در قدرت بود. با این حال، همین خاندان‌ها گاهی رقیب شاه می‌شدند و رویدادهایی چون قتل اردشیر سوم را رقم می‌زدند.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۲–۲۱۳.</ref>


=== نظام حقوقی و دادرسی ===
=== نظام حقوقی و دادرسی ===
نظام حقوقی و دادرسی هخامنشیان ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی بود. شاه بالاترین مقام قضایی محسوب می‌شد و عدالت را بنیان می‌نهاد، برقرار می‌داشت و از آن دفاع می‌کرد<ref group="دیدگاه">بنیان می نهاد، برقرار میداشت و از آن دفاع میکرد. اینگونه عبارت ها را که تا حدی تکرار معنایی است نیارد. </ref>؛ او نه ورای قانون، بلکه بخش جدایی‌ناپذیری از آن بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان، ۱۳۹۹ش، ص۶۷.]</ref> اگرچه شاه به ندرت مستقیماً پرونده‌های کسی را قضاوت می‌کرد، اما در رسیدگی به جرایم مهم مانند خیانت و شورش، و تجدیدنظر بر احکام دیگر مراجع، از اختیار مطلق برخوردار بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/566091 احمدپور، نظام قضایی ایران در عهد باستان، ۱۳۸۸ش، ص۸.]</ref>
نظام حقوقی هخامنشیان ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی بود. شاه بالاترین مقام قضایی محسوب می‌شد و در برخورد با جرایم مهمی چون خیانت و شورش اختیار مطلق داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان، ۱۳۹۹ش، ص۶۷]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/566091 احمدپور، نظام قضایی ایران در عهد باستان، ۱۳۸۸ش، ص۸.]</ref> در مرتبهٔ پس از شاه، ساتراپ‌ها در ایالات خود اختیارات قضایی مشابه شاه داشتند و محاکم محلی نیز بر اساس آداب و رسوم خاص هر قلمرو به دادرسی می‌پرداختند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/566091 احمدپور، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۱۰]</ref>  
 
در مرتبهٔ پس از شاه، ساتراپ‌ها در ایالات خود اختیارات قضایی مشابه شاه داشتند و محاکم محلی نیز بر اساس آداب و رسوم خاص هر قلمرو به دادرسی می‌پرداختند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/566091 احمدپور، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۱۰]</ref> چرا که اهتمام و پایبندی به قوانین محلی ملل تابعه، عامل مهمی در ثبات امپراتوری قلمداد می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1183860 طالع‌زاری، «نظام حاکم بر جرایم و مجازات‌ها در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۱ش، ص۴۰۷.]</ref> 
 
دادگاه‌ها با حضور چند قاضی برگزار می‌شدند و به دو بخش اصلی‌ِ دادگاه‌های غیرروحانی و دادگاه‌های معبد تقسیم می‌گردید. دادگاه‌های غیرروحانی اختیار تجدیدنظر در آرای دادگاه‌های معابد را نیز در اختیار داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، «نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۷-۶۸.]</ref>
 
آیین دادرسی در دعاوی خصوصی بر توافق طرفین یا تعیین داور استوار بود و افرادی به عنوان «سخنگوی قانون» نقش وکیل را ایفا می‌کردند. ادلهٔ اثبات عمدتاً سوگند و گواهی بود و در موارد پیچیده به آزمایش‌های الهی مانند عبور از آتش متوسل می‌شدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/566091 احمدپور، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۱۴-۱۵.]</ref>  


نظام قضایی هخامنشی از نوع تفتیشی بود؛ قضات در فرایند تحقیق و بسط شواهد و مدارک نقش فعالی داشتند و قواعد دعوی بسیار پیچیده اما انعطاف‌پذیر بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، «نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۸-۶۹.]</ref> رسیدگی به هر شکایت مدت زمان معینی داشت و در تعیین مجازات، اعمال خوب و حسن سابقهٔ متهم مؤثر بود.<ref>[https://rahavardmehr.com/%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B7%D8%A7%D8%B7-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84/ سالاری، «انحطاط امپراتوری هخامنشی/ بررسی دلایل سقوط هخامنشیان»، ره‌آورد مهر.]</ref>  
دادگاه‌ها با حضور چند قاضی برگزار می‌شدند و به دو بخش دادگاه‌های غیرروحانی و معبد تقسیم می‌گردیدند. دادگاه‌های غیرروحانی اختیار تجدیدنظر در آرای دادگاه‌های معابد را نیز داشتند. در عین حال نظام قضایی از نوع تفتیشی بود و قضات در تحقیق نقش فعالی ایفاء می‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، «نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۷-۶۹.]</ref> در صورت اثبات جرایم سیاسی شدیدترین کیفرها را داشتند و مجازات‌ها غالباً خشن و نامتناسب با جرم بودند<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/566091 احمدپور، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۱۳-۱۴.]</ref>  


جرایم سیاسی شدیدترین کیفرها را داشتند و مجازات‌ها غالباً خشن و نامتناسب با جرم بودند؛ مثلاً مجازات دروغ در زمان داریوش مرگ بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/566091 احمدپور، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۱۳-۱۴.]</ref> غرامت قضایی شامل پرداخت جریمه به صورت نقره یا کالا، خلع ید، بازداشت، مجازات اعدام، ضبط اموال و تنبیه بدنی می‌شد. قضات شاهی در صورت تخلف به شدت تنبیه می‌شدند؛ چنانکه کمبوجیه قاضی رشوه‌گیر را اعدام و دستور داد پوستش را بر مسند قضا پهن کنند تا عبرت دیگران شود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1183860 طالع‌زاری، «نظام حاکم بر جرایم و مجازات‌ها در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۱ش، ص۴۰۵-۴۰۶، ۴۰۹.]</ref>
در حکومت هخامنشیان نوآوری‌هایی نیز نسبت به دوره‌های پیشین شامل شکل گرفته بود. مانند ساده‌سازی رویه‌های دادرسی، تأکید بر مدارک معقول و ثبت حضور زنان به عنوان شاهد. با این وجود، حقوق و قوانین اساسی عمدتاً تداوم سنت‌های حقوقی کهن بین‌النهرین با نوآوری‌هایی در حوزه‌های روابط اقتصادی و حقوق اداری بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، «نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۹، 71-74.]</ref>


نوآوری‌هایی در نظام قضایی هخامنشی نسبت به دوره‌های پیشین دیده می‌شود که از آن جمله است: ساده‌سازی رویه‌های دادرسی، تأکید بر مدارک معقول به جای سوگندهای سرنوشت‌ساز، و ثبت حضور زنان به عنوان شاهد در دادگاه‌ها. با این حال، زنان برای طرح دعاوی مستقل (مانند دعاوی تجاری) می‌توانستند در دادگاه حاضر شوند، اما معمولاً برای مسائل خانوادگی و جهیزیه به نمایندگی از سوی سرپرست خانواده اقدام می‌کردند. در  مجموع حقوق و قوانین اساسی عمدتاً تداوم سنت‌های حقوقی کهن بین‌النهرین با نوآوری‌هایی در حوزه‌های روابط اقتصادی و حقوق اداری بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، «نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۹، 71-74.]</ref><ref group="دیدگاه">این قسمت هم مثل موارد دیگر تفصیل داده شده است. اصل حرف نگارش شود. نظام قضایی حکومت هخامنشی خودش یک مدخل مستقل است که باید جداگانه پرداخته شود. </ref>
== '''<big>اقتصاد و معیشت</big>''' <ref group="دیدگاه">این قسمت هم شکم داده شده است. شما به تفصیل وارد بیان تمام خصوصیات اقتصاد و معیشت شده اید. لازم بود که شما به صورت نقطه زن موارد مهم اقتصاد و معیشت و همچنین بحث بعدی را ذکر میکردید. بعد هر کدام به مدخل جداگانه تبدیل میشد تا در مقاله جداگانه به صورت دقیق نگارش شود. </ref> ==
== '''<big>اقتصاد و معیشت</big>''' <ref group="دیدگاه">این قسمت هم شکم داده شده است. شما به تفصیل وارد بیان تمام خصوصیات اقتصاد و معیشت شده اید. لازم بود که شما به صورت نقطه زن موارد مهم اقتصاد و معیشت و همچنین بحث بعدی را ذکر میکردید. بعد هر کدام به مدخل جداگانه تبدیل میشد تا در مقاله جداگانه به صورت دقیق نگارش شود. </ref> ==


=== کشاورزی و دامپروری ===
=== کشاورزی و دامپروری ===
در باور زرتشتی، کشاورزی عملی مقدس بود که زمین را «شادکام» و دیوها را نابود می‌کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۰-۴۹۱.]</ref> چنین نگرشی زمین را به بستر اصلی معیشت تبدیل کرده بود. در عین حال همگان به آن به طور یکسان دسترسی نداشتند و مالکیت آن چندلایه (سلطنتی و اشرافی، نظامیان، کشاورزان آزاد) بود.<ref>کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۱.</ref>  
در باور زرتشتی، کشاورزی که عملی مقدس شمرده می‌شد، زمین را به بستر اصلی معیشت تبدیل کرده بود. در عین حال همگان به طور یکسان به آن دسترسی نداشتند و مالکیت آن متنوع بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۰-۴۹۱]؛ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۱.</ref> شاهان کشاورزی را برای امنیت غذایی و مالیات مهم می‌دانستند و آبادکننده زمین بایر را تا پنج نسل از مالیات معاف می‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۸۷، ۴۹۲-۴۹۳.] </ref> نیروی کار روی زمین بیشتر مردان بودند؛ اما زنان فرودست نیز در این امر مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984842 خسروی و ایمان‌پور، «فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳۰-۱۳۲.]</ref>  
 
شاهان کشاورزی را برای امنیت غذایی و مالیات مهم می‌دانستند. داریوش اول در نامه‌ای به ساتراپ لودیه، آبادانی زمین را ستود و از اخذ مالیات از معابد برحذر داشت. همچنین آبادکننده زمین بایر را تا پنج نسل از مالیات، معاف کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۸۷، ۴۹۲-۴۹۳.] </ref> نیروی آبادگر زمین بیشتر مردان بودند؛ اما زنان فرودست نیز در این امر مشارکت داشتند و دستمزدشان بر اساس مهارت‌شان تعیین می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984842 خسروی و ایمان‌پور، «فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳۰-۱۳۲.]</ref>
 
هخامنشیان برای افزایش درآمد حکومت با قنات و سد، کشاورزی را در مناطق خشک هم گسترش می‌دادند؛ آنان حتی در مصر نیز قنات ساختند و سدهای بابل را مستقیماً مدیریت می‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۴-۴۹۶.]</ref> در عین حال درآمد دولت که ارتباط مستقیم با بارندگی داشت؛ درسال‌های کم‌آبی با کاهش نرخ مالیات، کم می‌شد.<ref>کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۴.</ref>


هخامنشیان باغ‌های بزرگی به نام «پردیس» نیز احداث کرده بودند که بعدها الگوی باغ‌سازی اروپایی واقع شد. افزون بر این، آنان با انتقال گیاهان (مانند انگور به دمشق، برنج به بین‌النهرین و یونجه به یونان) تنوع محصولات را افزایش دادند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۷-۴۹۹.]</ref>  
هخامنشیان برای افزایش درآمد حکومت با قنات و سد، کشاورزی را در مناطق خشک هم گسترش می‌دادند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۴-۴۹۶.]</ref> در عین حال درآمد دولت که ارتباط مستقیم با بارندگی داشت؛ درسال‌های کم‌آبی با کاهش نرخ مالیات، کم می‌شد.<ref>کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۴.</ref>


اهمیت زمین به کشاورزی محدود نمی‌شد. بخش بزرگی از مردم در سرتاسر امپراتوری به دامداری و چرای دام‌ها بر مراتع اشتغال داشتند؛ اما این شغل بیشتر در ساتراپ‌نشین‌های شرقی (نسبت به غربی) رواج داشت.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران در شاهنشاهی هخامنشی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۸.]</ref>  
هخامنشیان باغ‌های بزرگی به نام «پردیس» نیز احداث کرده بودند که بعدها الگوی باغ‌سازی اروپایی واقع شد. ابتکار دیگر آنان انتقال بذر گیاهان به یونان بود که سبب افزایش تنوع محصولات شده بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۷-۴۹۹.]</ref>  


بر پایۀ گِل‌نبشته‌های اداری تخت‌جمشید (بایگانی بارو)، دامداری در مرکز شاهنشاهی هخامنشی نیز رواج داشت و از ساختاری نظام‌یافته و زیر نظر دیوان مرکزی برخوردار بود و گله‌های بزرگ گوسفند و شتر بخش مهمی از چرخه تولید و توزیع را تشکیل می‌دادند. برای خوراک دام‌ها، غله به عنوان «علوفه» ذخیره می‌شد. الواحی یافت شده است که به «جیره حیوانات» اختصاص داشته است. افزون بر این، کارگرانی با عنوان «نومکش» (numkaš) در ساخت و لایروبی کانال‌های آبیاری فعالیت می‌کردند که به طور غیرمستقیم زمین‌های علوفه‌کار و مراتع را نیز پشتیبانی می‌کردند. این حجم بالای فعالیت‌های دامی در کنار کشاورزی، پویایی اقتصاد معیشتی امپراتوری را نشان می‌داد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2231939 مکوندی، «چشم‌انداز روستا و فعالیت‌های کشاورزی...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۷-۲۰.]</ref>  
در امپراتوری هخامنشی دامداری نیز رونق داشت که بیشتر در ساتراپ‌نشین‌های شرقی رائج بود؛ این شغل در مرکز شاهنشاهی نیز ساختاری نظام‌‌مند یافته بود و زیر نظر دیوان مرکزی فرار داشت و گله‌های بزرگ گوسفند و شتر بخش مهمی از چرخه تولید و توزیع را تشکیل می‌دادند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران در شاهنشاهی هخامنشی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۸]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2231939 مکوندی، «چشم‌انداز روستا و فعالیت‌های کشاورزی...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۷-۲۰.]</ref>  


=== تجارت و نظام مالیاتی ===
=== تجارت و نظام مالیاتی ===
هخامنشیان برای رونق تجارت اقدام به ضرب سکه کردند. به طور مشخص داریوش اول با ضرب سکه‌های طلا (داریک) و نقره (شِکِل) نظام پولی یکپارچه‌ای ایجاد کرد. کاربرد این سکه‌ها در ساتراپ‌نشین‌های غربی (لودیه، ایونیه، فنیقیه)<ref group="دیدگاه">اخرین کلمه را با حرف و عطف کنید. </ref> رواج بیشتری داشت و در مناطق شرقی دادوستد عمدتاً پایاپای بود.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۵.]</ref> داریوش همچنین پیمانهٔ شاه و ارش شاه (واحد طول) را به عنوان استانداردهای رسمی اوزان و مقیاس‌ها در سراسر امپراتوری یکسان‌سازی کرد و هزینه‌های مبادلات تجاری را کاهش داد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1042102 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۵.]</ref>
لازمۀ رونق تجارت واسطۀ داد و ستد بود که داریوش اول با ضرب سکه‌های طلا (داریک) و نقره (شِکِل) این مشکل را رفع و نظام پولی یکپارچه‌ای ایجاد کرد. استانداردهای رسمی اوزان و مقیاس‌ها را نیز در سراسر امپراتوری یکسان‌سازی کرد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۵]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1042102 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۵.]</ref>  
 
پدیدۀ دیگری که تجارت را آسان کرده بود راه شاهی و شبکه جاده‌ها بود. امنیت راه‌ها و وجود گذرنامه‌های رسمی برای دریافت جیره در ایستگاه‌های بین‌راهی، تسهیلات دیگری بودند که نشان از سازمان‌یافتگی تجارت داشت.<ref>کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref>


در این میان قشری از تاجران (مانند «خانواده اگیبی») شکل گرفته بود که با شاهان هخامنشی همکاری نزدیک داشتند و در امور مالی، اجاره‌داری زمین‌های سلطنتی، وام‌دهی و گردآوری مالیات فعالیت می‌کردند. این تاجران با دریافت پیش‌پرداخت مالیات‌های نقدی از دولت، نقدینگی را در اقتصاد گردش می‌داند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1042102 میرزایی، «شاهنشاهی هخامنشی و تجارتخانه اگیبی»، ۱۳۹۲ش، ص۸۰-۸۳، ۸۸-۸۹.]</ref>
راه شاهی، گذرنامه‌های رسمی برای دریافت جیره و امنیت راه‌ها، تجارت را تسهیل می‌کردند<ref>کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref> و قشری از تاجران مانند خانواده اگیبی را به وجود آورده بود که با شاهان همکاری نزدیک داشتند و در رونق مالی سهیم بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1042102 میرزایی، «شاهنشاهی هخامنشی و تجارتخانه اگیبی»، ۱۳۹۲ش، ص۸۰-۸۳، ۸۸-۸۹.]</ref>


در زمان کوروش و کمبوجیه، درآمد دولت بیشتر از غنائم جنگی و هدایا تأمین می‌شد، اما داریوش با تقسیم امپراتوری به ساتراپی‌های مالی، خراجی معین برای هر یک تعیین کرد.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> بر اساس گزارش هرودوت، مجموع خراج سالانه ساتراپی‌ها بیش از 14 هزار تالنت نقره بود و ساتراپ‌نشین‌های غربی (بابل، مصر، لودیه) سهم عمده‌ای  از آن را پرداخت می‌کردند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.]</ref>
در زمان کوروش و کمبوجیه، درآمد دولت بیشتر از غنائم جنگی و هدایا تأمین می‌شد، اما داریوش با تقسیم امپراتوری به ساتراپی‌های مالی، خراجی معین برای هر یک تعیین کرده بود<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> که مجموع آن سالانه به بیش از ۱۴ هزار تالنت نقره می‌رسید<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.]</ref>  


واژهٔ «باجی» در کتیبه‌ها به معنی مالیات رایج بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/198514 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱.]</ref> که از عموم مردم گرفته می‌شد و در این میان، پارسیان به عنوان قوم حاکم از پرداخت خراج پولی معاف بودند. میزان دریافت مالیات‌ها متغیر بود و با توجه به وضع درآمدی رعایا کم و زیاد می‌شد. در یک مورد داریوش برای کاهش فشار بر رعایا، پس از مشورت با ساتراپ‌ها، میزان خراج برخی مناطق را کاهش داد و این اقدام را «نیکی شاهانه» معرفی کرد.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.] </ref>
واژهٔ باجی در کتیبه‌ها به معنی مالیات رایج بود که از عموم مردم گرفته می‌شد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/198514 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱.]</ref> و میزان آن بسته به اوضاع درآمدی مردم متغیر دانسته شده است. در این میان پارسیان به عنوان قوم حاکم از پرداخت خراج پولی معاف بودند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.] </ref> مالیات‌ها هم به صورت نقره، طلا، غلات، دام یا صنایع دستی دریافت می‌شد؛ که بخشی از آن در محل برای هزینه‌های اداری و نظامی نگهداری  و باقی به پایتخت ارسال می‌شد (اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛ بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد).


مالیات‌ها عمدتاً به صورت نقره، گاهی طلا، غلات، دام یا صنایع دستی توسط ساتراپ‌ها دریافت می‌شد. بخشی از آن در محل برای هزینه‌های اداری و نظامی نگهداری شده و باقی‌مانده برای ذخیره در گنجینه‌های سلطنتی به پایتخت ارسال می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/997185 اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛] [https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref>  
مالیات‌ها عمدتاً به صورت نقره، گاهی طلا، غلات، دام یا صنایع دستی توسط ساتراپ‌ها دریافت می‌شد. بخشی از آن در محل برای هزینه‌های اداری و نظامی نگهداری شده و باقی‌مانده برای ذخیره در گنجینه‌های سلطنتی به پایتخت ارسال می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/997185 اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛] [https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref>