بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۶۷: خط ۱۶۷:
در باور زرتشتی، کشاورزی که عملی مقدس شمرده می‌شد، زمین را به بستر اصلی معیشت تبدیل کرده بود. در عین حال همگان به طور یکسان به آن دسترسی نداشتند و مالکیت آن متنوع بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۰-۴۹۱]؛ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۱.</ref> شاهان کشاورزی را برای امنیت غذایی و مالیات مهم می‌دانستند و آبادکننده زمین بایر را تا پنج نسل از مالیات معاف می‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۸۷، ۴۹۲-۴۹۳.] </ref> نیروی کار روی زمین بیشتر مردان بودند؛ اما زنان فرودست نیز در این امر مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984842 خسروی و ایمان‌پور، «فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳۰-۱۳۲.]</ref>  
در باور زرتشتی، کشاورزی که عملی مقدس شمرده می‌شد، زمین را به بستر اصلی معیشت تبدیل کرده بود. در عین حال همگان به طور یکسان به آن دسترسی نداشتند و مالکیت آن متنوع بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۰-۴۹۱]؛ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۱.</ref> شاهان کشاورزی را برای امنیت غذایی و مالیات مهم می‌دانستند و آبادکننده زمین بایر را تا پنج نسل از مالیات معاف می‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۸۷، ۴۹۲-۴۹۳.] </ref> نیروی کار روی زمین بیشتر مردان بودند؛ اما زنان فرودست نیز در این امر مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984842 خسروی و ایمان‌پور، «فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳۰-۱۳۲.]</ref>  


هخامنشیان برای افزایش درآمد حکومت با قنات و سد، کشاورزی را در مناطق خشک هم گسترش می‌دادند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۴-۴۹۶.]</ref> در عین حال درآمد دولت که ارتباط مستقیم با بارندگی داشت؛ درسال‌های کم‌آبی با کاهش نرخ مالیات، کم می‌شد.<ref>کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۴.</ref>
هخامنشیان برای افزایش درآمد حکومت با قنات و سد، کشاورزی را در مناطق خشک هم گسترش می‌دادند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۴-۴۹۶.]</ref> در عین حال درآمد دولت که ارتباط مستقیم با بارندگی داشت؛ درسال‌های کم‌آبی با کاهش نرخ مالیات، کم می‌شد.<ref>کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۴.</ref> در کنار کشاورزی، دامداری نیز رونق داشت که بیشتر در ساتراپ‌نشین‌های شرقی رائج بود؛ این شغل در مرکز شاهنشاهی نیز ساختاری نظام‌‌مند یافته بود و زیر نظر دیوان مرکزی فرار داشت و گله‌های بزرگ گوسفند و شتر بخش مهمی از چرخه تولید و توزیع را تشکیل می‌دادند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران در شاهنشاهی هخامنشی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۸]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2231939 مکوندی، «چشم‌انداز روستا و فعالیت‌های کشاورزی...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۷-۲۰.]</ref>


هخامنشیان باغ‌های بزرگی به نام «پردیس» نیز احداث کرده بودند که بعدها الگوی باغ‌سازی اروپایی واقع شد. ابتکار دیگر آنان انتقال بذر گیاهان به یونان بود که سبب افزایش تنوع محصولات شده بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۷-۴۹۹.]</ref>
هخامنشیان در باغداری نیز مهارت داشتند و باغ‌های بزرگی به نام پردیس احداث کرده بودند که بعدها الگوی باغ‌سازی اروپایی واقع شد. از ابتکار دیگر آنان انتقال بذر گیاهان به یونان بود که سبب افزایش تنوع محصولات شده بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۷-۴۹۹.]</ref>  
 
در امپراتوری هخامنشی دامداری نیز رونق داشت که بیشتر در ساتراپ‌نشین‌های شرقی رائج بود؛ این شغل در مرکز شاهنشاهی نیز ساختاری نظام‌‌مند یافته بود و زیر نظر دیوان مرکزی فرار داشت و گله‌های بزرگ گوسفند و شتر بخش مهمی از چرخه تولید و توزیع را تشکیل می‌دادند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران در شاهنشاهی هخامنشی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۸]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2231939 مکوندی، «چشم‌انداز روستا و فعالیت‌های کشاورزی...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۷-۲۰.]</ref>  


=== تجارت و نظام مالیاتی ===
=== تجارت و نظام مالیاتی ===
لازمۀ رونق تجارت واسطۀ داد و ستد بود که داریوش اول با ضرب سکه‌های طلا (داریک) و نقره (شِکِل) این مشکل را رفع و نظام پولی یکپارچه‌ای ایجاد کرد. استانداردهای رسمی اوزان و مقیاس‌ها را نیز در سراسر امپراتوری یکسان‌سازی کرد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۵]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1042102 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۵.]</ref>  
لازمۀ رونق تجارت واسطۀ داد و ستد بود که داریوش اول با ضرب سکه‌های طلا (داریک) و نقره (شِکِل) این مشکل را رفع و نظام پولی یکپارچه‌ای ایجاد کرد. استانداردهای رسمی اوزان و مقیاس‌ها را نیز در سراسر امپراتوری یکسان‌سازی کرد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۵]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1042102 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۵.]</ref> راه شاهی، گذرنامه‌های رسمی برای دریافت جیره و امنیت راه‌ها، تجارت را تسهیل می‌کردند<ref>کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref> و قشری از تاجران مانند خانواده اگیبی را به وجود آورده بود که با شاهان همکاری نزدیک داشتند و در رونق مالی سهیم بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1042102 میرزایی، «شاهنشاهی هخامنشی و تجارتخانه اگیبی»، ۱۳۹۲ش، ص۸۰-۸۳، ۸۸-۸۹.]</ref>
 
راه شاهی، گذرنامه‌های رسمی برای دریافت جیره و امنیت راه‌ها، تجارت را تسهیل می‌کردند<ref>کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref> و قشری از تاجران مانند خانواده اگیبی را به وجود آورده بود که با شاهان همکاری نزدیک داشتند و در رونق مالی سهیم بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1042102 میرزایی، «شاهنشاهی هخامنشی و تجارتخانه اگیبی»، ۱۳۹۲ش، ص۸۰-۸۳، ۸۸-۸۹.]</ref>


در زمان کوروش و کمبوجیه، درآمد دولت بیشتر از غنائم جنگی و هدایا تأمین می‌شد، اما داریوش با تقسیم امپراتوری به ساتراپی‌های مالی، خراجی معین برای هر یک تعیین کرده بود<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> که مجموع آن سالانه به بیش از ۱۴ هزار تالنت نقره می‌رسید<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.]</ref>  
در زمان کوروش و کمبوجیه، درآمد دولت بیشتر از غنائم جنگی و هدایا تأمین می‌شد، اما داریوش با تقسیم امپراتوری به ساتراپی‌های مالی، خراجی معین برای هر یک تعیین کرده بود<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> که مجموع آن سالانه به بیش از ۱۴ هزار تالنت نقره می‌رسید<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.]</ref>  


واژهٔ باجی در کتیبه‌ها به معنی مالیات رایج بود که از عموم مردم گرفته می‌شد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/198514 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱.]</ref> و میزان آن بسته به اوضاع درآمدی مردم متغیر دانسته شده است. در این میان پارسیان به عنوان قوم حاکم از پرداخت خراج پولی معاف بودند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.] </ref> مالیات‌ها هم به صورت نقره، طلا، غلات، دام یا صنایع دستی دریافت می‌شد؛ که بخشی از آن در محل برای هزینه‌های اداری و نظامی نگهداری  و باقی به پایتخت ارسال می‌شد (اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛ بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد).
واژهٔ باجی در کتیبه‌ها به معنی مالیات رایج بود که از عموم مردم گرفته می‌شد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/198514 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱.]</ref> و میزان آن بسته به اوضاع درآمدی مردم متغیر دانسته شده است. در این میان پارسیان به عنوان قوم حاکم از پرداخت خراج پولی معاف بودند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.] </ref> مالیات‌ها هم به صورت نقره، طلا، غلات، دام یا صنایع دستی دریافت می‌شد؛ که بخشی از آن در محل برای هزینه‌های اداری و نظامی نگهداری  و باقی به پایتخت ارسال می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/997185 اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛] [https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref>
 
مالیات‌ها عمدتاً به صورت نقره، گاهی طلا، غلات، دام یا صنایع دستی توسط ساتراپ‌ها دریافت می‌شد. بخشی از آن در محل برای هزینه‌های اداری و نظامی نگهداری شده و باقی‌مانده برای ذخیره در گنجینه‌های سلطنتی به پایتخت ارسال می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/997185 اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛] [https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-2/6270-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref>  
 
== '''<big>جامعه و نهادهای اجتماعی</big>''' ==
== '''<big>جامعه و نهادهای اجتماعی</big>''' ==


=== ساختار طبقاتی، خانواده و جایگاه زنان ===
=== ساختار طبقاتی، خانواده و جایگاه زنان ===
جامعۀ هخامنشی دارای سلسله‌مراتب اجتماعی شامل خاندان شاهی، مغان (روحانیون)، بزرگان (اشراف و فرماندهان) و «کورتش‌ها» بود. کورتش‌ها نیروی کار نیمه‌آزاد و سازمان‌یافته (نه برده) در زمین‌ها و کارگاه‌های دولتی به شمار می‌آمدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1367146 جلیلیان، «ساختار سیاسی-اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۲.]</ref> سه طایفۀ «پاسارگاد»، «مارافی» و «ماسپی» از دیگر قبایل پارسی برتر بودند و خاندان هخامنشی خود از طایفۀ پاسارگاد برخاسته بود. بیشتر مردم در روستاها به کشاورزی و دامداری اشتغال داشتند. ساکنین شهرها، مشاغلی چون آهنگری، صنعتگری، بازرگانی، پزشکی، عطاری، نجاری و قصابی داشتند که معمولاً از پدر به پسر منتقل می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2030016 احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۲۸-۲۹.]</ref>
جامعهٔ هخامنشی دارای سلسله‌مراتب اجتماعی شامل خاندان شاهی، مغان (روحانیون)، بزرگان (اشراف و فرماندهان) و کورتش‌هابود. گروه اخیر  نیروی کار نیمه‌آزاد و سازمان‌یافته در زمین‌ها و کارگاه‌های دولتی به شمار می‌آمدند. سه طایفۀ پاسارگاد، مارافی و ماسپی از دیگر قبایل پارسی برتر بودند و خاندان هخامنشی خود از طایفۀ پاسارگاد برخاسته بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1367146 جلیلیان، «ساختار سیاسی-اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۲.]</ref>
 
نظام خانواده «پدرشاهی» بود و پدر مسئولیت تربیت فرزندان را بر عهده می‌گرفت. کودکان پارسی را از کودکی به راستگویی، سوارکاری، تیراندازی و شجاعت عادت می‌دادند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۴.]</ref> در کتیبه‌ها و الواح دیوانی، از «تخمه» (Takhma) (خانواده گسترده) و «ویس» (Viis) (خاندان) به‌عنوان واحدهای پایۀ اجتماعی یاد شده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1367146 جلیلیان، «ساختار سیاسی-اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۰.]</ref>
 
برخلاف روایت یونانی از زنان هخامنشی به عنوان فتنه‌گر و محبوس در اندرون، دست‌نوشته‌های هخامنشی از استقلال اقتصادی زنان درباری حکایت دارد. ملکه‌هایی چون ایردبمه (ثروتمند و ناظر بر دادوستد) و ایرتَشدونَه (مدیر املاک با مُهر شخصی) دارای املاک، کارگاه و کارگزار اختصاصی بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2340757 اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه...»، ۱۴۰۴ش، ص۸۳-۸۵؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/creator/559498/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C?keyword=amestris کاملی، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو»، ۱۴۰۰ش، ص2، ۹-۱۰؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1443908 افخمی، زینی‌زاده جدی و حسینی‌نیا، «مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و ...»، ۱۳۹۷ش، ص۵۳۵.]</ref>


الواح گلی تخت جمشید نشان می‌دهند که زنان در مشاغل گوناگون همچون بافندگی، خیاطی، چوپانی، زرگری، مسگری و حتی زره‌سازی فعالیت داشتند و در ازای کار دستمزد دریافت می‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1981641 حسینی بجدنی و جمالی، «مشارکت اقتصادی زنان غیر درباری در عصر هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۷۶-۸۹.]</ref> افزون بر این، مهترهای اسبان ملکه‌ها گاه از میان زنان برگزیده می‌شدند تا تماس مردان با بانوان درباری به حداقل برسد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1867382 کاویانی پویا، «مشاغل و فعالیت‌های اقتصادی زنان در عصر هخامنشی...»، ۱۴۰۰ش، ص۲۸۴.]</ref> زنان طبقات فرودست نیز در کشاورزی و بافندگی مشارکت داشتند و دستمزد می‌گرفتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2030016 احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰.]</ref>  
بیشتر مردم در روستاها به کشاورزی و دامداری اشتغال داشتند و مشاغل عمدتاً از پدر به پسر منتقل می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2030016 احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۲۸-۲۹.]</ref> نظام خانواده پدرشاهی بود و  پدر مسئولیت تأمین معاش و تربیت فرزندان را بر عهده داشت<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۴.]</ref>  


در حوزه مسائل مربوط به خانواده و سلامت مادران، جامعۀ هخامنشی قوانین حمایتی قابل توجهی داشت. در دوران بارداری، همسر یا نزدیکان موظف به نگهداری از زن بودند و مسئولیت فراهم‌آوری امکانات زایمان بر عهده همسر بود. پس از زایمان، مادر تا پنج ماه مرخصی با حقوق (هرچند کمتر از حالت عادی) داشت و جیره غذایی ویژه‌ای نیز به او تعلق می‌گرفت. مادرانی که فرزند پسر به دنیا می‌آوردند جیره‌ای دو برابر مادران دارای فرزند دختر دریافت می‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2340757 اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید»، ۱۴۰۴ش، ص۹۲.]</ref> همچنین دولت هخامنشی برای مراقبت از کودکان در زمان کار مادران، دایه‌هایی در نظر گرفته بود.واژه‌ای که برای زایمان به کار می‌رفت «تَک‌دودوم» (به معنی «به کوچولویی زندگی بخشیدن») بود که نشان‌دهندۀ نگرش مثبت و مقدس به این فرایند است.<ref>[https://www.sid.ir/paper/238715/fa یارمحمدی و دیگران، «حقوق پزشکی زنان در ایران باستان»، ۲۰۱۳م، ص۱۵۷-۱۵۸.]</ref>
برخلاف روایت یونانی و بر اساس دست‌نوشته‌های هخامنشی، زنان درباری از استقلال اقتصادی برخوردار و ملکه‌ها دارای املاک و کارگاه‌های اختصاصی بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2340757 اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه...»، ۱۴۰۴ش، ص۸۳-۸۵؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/creator/559498/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C?keyword=amestris کاملی، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو»، ۱۴۰۰ش، ص2، ۹-۱۰؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1443908 افخمی، زینی‌زاده جدی و حسینی‌نیا، «مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و ...»، ۱۳۹۷ش، ص۵۳۵.]</ref>  زنان عادی با فعالیت در مشاغل گوناگونی مانند بافندگی، زرگری دستمزد دریافت می‌کردند و زنان طبقات فرودست نیز در کشاورزی و دامداری مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1981641 حسینی بجدنی و جمالی، «مشارکت اقتصادی زنان غیر درباری در عصر هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۷۶-۸۹]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2030016 احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰.]</ref> جامعهٔ هخامنشی در زمینهٔ خانواده و سلامت مادران قوانین حمایتی داشت. از جمله پس از زایمان، مادر تا پنج ماه مرخصی با حقوق دریافت می‌کرد. <ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2340757 اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید»، ۱۴۰۴ش، ص۹۲]؛ [https://www.sid.ir/paper/238715/fa یارمحمدی و دیگران، «حقوق پزشکی زنان در ایران باستان»، ۲۰۱۳م، ص۱۵۷-۱۵۸.]</ref>


=== تعلیم و تربیت ===
=== تعلیم و تربیت ===
بر اثر آتش‌سوزی کتابخانه‌ها و نابودی اسناد به دست اسکندر، تصویر روشن از آموزش در عصر هخامنشی در دست نیست؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۰.]</ref> در عین حال شواهد نشان می‌دهند که پارسیان به دانش و آموزش آن توجهی ویژه داشته و آن را به نظامی ساختارمند مبدل کرده بودند. هرودوت دوره تربیت کودکان را بین ۵ تا ۲۵ سالگی و شامل سه مهارت «اسب‌سواری، تیراندازی و راست‌گویی» برمی‌شمارد. گزنفون نیز توضیح می‌دهد که کودکان تا ۱۶ یا ۱۷ سالگی درس می‌خواندند و تنها کسانی که مدرسه عمومی را گذرانده بودند به طبقه نوجوانان راه می‌یافتند.<ref>[https://ijme.mui.ac.ir/article-1-957-fa.pdf زرگران، دانش‌آموز و محقق‌زاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۶-۱۰۷.]</ref> پژوهش‌های جدید این دوره طولانی را به سه مرحله تفکیک کرده‌اند: آموزش خانوادگی (۵ تا ۷ سالگی) برای انتقال تجارب والدین؛ آموزش عمومی (۷ تا ۱۵ سالگی) برای خواندن و نوشتن، علوم مقدماتی، تربیت بدنی و قوانین اجتماعی که در خانه و سپس در آتشکده‌ها و آموزشگاه‌ها ادامه می‌یافت؛ و آموزش اختصاصی (از ۱۵ سالگی به بعد) برای استعدادیابی در رشته‌های تخصصی.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۶-۷.]</ref>
تصویر روشنی از آموزش در عصر هخامنشی در دست نیست، اما برخی از شواهد نشان می‌دهند که نظام آموزشی ساختارمندی برقرار بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۰.]</ref> هرودوت دوره تربیت کودکان را بین ۵ تا ۲۵ سالگی گزارش می‌کند که شامل سه مهارت «اسب‌سواری، تیراندازی و راست‌گویی» بوده است.<ref>[https://ijme.mui.ac.ir/article-1-957-fa.pdf زرگران، دانش‌آموز و محقق‌زاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۶-۱۰۷.]</ref> پژوهش‌های جدید این دوره را به سه مرحله تفکیک کرده‌اند: آموزش خانوادگی (۵-۷ سال)، آموزش عمومی (۷-۱۵ سال) برای خواندن و نوشتن و تربیت بدنی، و آموزش اختصاصی (از ۱۵ سال به بعد).<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۶-۷.]</ref>  
 
در این میان، آموزش خط از پایه‌های علم‌آموزی به شمار می‌رفت. به فرمان داریوش یکم، خطی نو برای پارسیان طراحی و ابداع شد و هم‌زمان خطوط آرامی و ایلامی نیز در نظام دیوانی و اداری دولت کاربرد یافت.دو لوح گلی به خط ایلامی از خزانه تخت جمشید نشان می‌دهد که دولت برای ۲۹ پسر که مشغول آموزش خط بودند جیره ماهانه مقرر داشته است.<ref>[https://ijme.mui.ac.ir/article-1-957-fa.pdf زرگران، دانش‌آموز و محقق‌زاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴-۱۰۶.]</ref>  


محتوای آموزش تنها به مهارت‌های عملی محدود نمی‌شد. اصول اخلاقی محوری این دوره را راستگویی، امانتداری، رازداری و عدالت‌خواهی تشکیل می‌داد؛ پارسیان دروغ را بزرگ‌ترین گناه و بدهکاری را شرم‌آورترین عیب می‌دانستند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۵.]</ref> افزون بر این، مغان و آموزگاران رعایت بهداشت عمومی و آداب اجتماعی را به کودکان می‌آموختند. اینکه در معابر آب دهن نیفکنند و در معابر چیزی نخورند. تمام این آموزه‌ها القایی بود و عمدتاً بر فرمانبرداری مطلق استوار بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/ar/articlepage/309693 امیربهرامی، «نظری به اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان عصر هخامنشی»، ۱۳۸۱ش، ص۶؛] پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران...، ۱۳۸۳ش، ص۷۰.</ref>
محتوای آموزش تنها به مهارت‌های عملی محدود نمی‌شد. اصول اخلاقی محوری این دوره را راستگویی، امانتداری، رازداری و عدالت‌خواهی تشکیل می‌داد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۵.]</ref> افزون بر این، مغان و آموزگاران رعایت بهداشت عمومی و آداب اجتماعی را نیز به کودکان می‌آموختند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/ar/articlepage/309693 امیربهرامی، «نظری به اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان عصر هخامنشی»، ۱۳۸۱ش، ص۶؛] پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران...، ۱۳۸۳ش، ص۷۰.</ref>


البته این نظام و آموزش‌ها همگانی نبود بلکه مختص طبقات ممتاز و بر پایه طبقات اجتماعی استوار بود.<ref>پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۲.</ref> دانش‌آموزان بر این اساس به سه دسته تقسیم می‌شدند: خاص (فرزندان شاهزادگان و بزرگان)، حرفه‌ای (فرزندان روحانیون و صنعتگران) و عمومی (فرزندان معلمان، کارمندان و بازرگانان). مکان‌های آموزش نیز متنوع بود:آتشکده‌ها افزون بر جایگاه مذهبی، محل آموزش کودکان نیز به شمار می‌رفتند و مغان و موبدان متولیان اصلی آموزش امور دینی بودند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۷، ۱۴.]؛ [https://ijme.mui.ac.ir/article-1-957-fa.pdf زرگران، دانش‌آموز و محقق‌زاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۸.]</ref>  
البته این نظام و آموزش‌ها همگانی نبود بلکه مختص طبقات ممتاز و بر پایه طبقات اجتماعی استوار بود.<ref>پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۲.</ref> مکان‌های آموزش نیز متنوع بود:آتشکده‌ها افزون بر جایگاه مذهبی، محل آموزش کودکان نیز به شمار می‌رفتند و مغان و موبدان متولیان اصلی آموزش امور دینی به حساب می‌آمدند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۷، ۱۴.]؛ [https://ijme.mui.ac.ir/article-1-957-fa.pdf زرگران، دانش‌آموز و محقق‌زاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۸.]</ref>  


=== '''خوراک و پوشاک''' ===
=== '''خوراک و پوشاک''' ===
در جامعۀ هخامنشی، خوراک ترکیبی از منابع گیاهی و حیوانی متأثر از جغرافیا و طبقه بود. نان گندم و جو (پخت زنان) خوراک اصلی بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1727123 ربیع‌زاده، «خوراک در ایران باستان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۰.]</ref> شیر و پنیر همگانی، اما گوشت روزانه در دسترس نبود. گوشت گوسفند و بز پرمصرف‌ترین، ولی گاو به سبب ارزش کشاورزی و هزینهٔ بالا کمتر ذبح می‌شد و بیشتر به دربار و قربانی اختصاص داشت. دربار به گوشت اردک، غاز، کبوتر  نیز توجه داشت و منابع کلاسیک از شترمرغ و ماهی برای سفر شاهانه یاد کرده‌اند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984839 رحیمی و غضنفری، «مصرف گوشت و انواع آن در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۴۴-۱۴۵، ۱۵۰-۱۵۱، ۱۵۹، ۱۶۱، ۱۶۴.]</ref>
در جامعۀ هخامنشی، خوراک ترکیبی از منابع گیاهی و حیوانی متأثر از جغرافیا و طبقه بود. نان گندم و جو (پخت زنان) خوراک اصلی بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1727123 ربیع‌زاده، «خوراک در ایران باستان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۰.]</ref> گوشت گوسفند و بز پرمصرف‌ترین، ولی گاو به سبب ارزش کشاورزی و هزینهٔ بالا کمتر ذبح می‌شد و بیشتر به دربار و قربانی اختصاص داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984839 رحیمی و غضنفری، «مصرف گوشت و انواع آن در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۴۴-۱۴۵، ۱۵۰-۱۵۱، ۱۵۹، ۱۶۱، ۱۶۴.]</ref>  
 
دسترسی به خوراک به پایگاه اجتماعی وابسته بود. مزد کارگران دولتی در تخت جمشید به صورت جیره (جو، خرما، گاه شراب) و گاه نقره (شِکل) پرداخت می‌شد (حداکثر ماهانه ۷.۵ شکل)، در حالی که سربازان در زمان خشایارشا ماهانه ۲۰ شکل می‌گرفتند.<ref>راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۵، ص۳۷-۳۸.</ref>
 
در جشن‌های ملی و آیین‌های دینی نیز خوراک‌های ویژه‌ای تهیه می‌شد. در نوروز و مهرگان «هفت‌چین» (دانه، نان، سمنو، شیرینی، آجیل) و در تیرگان آش نذری. در مراسم زرتشتی، «میزد» (آبگوشت) و نان فطیر «دَروُن» به کار می‌رفت و نوشیدنی مقدس «هوم» (گاه با شیر) نقشی محوری در نیایش‌ها داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1727123 ربیع‌زاده، «خوراک در ایران باستان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۰-۱۳.]</ref>  


در این دوره، پوشاک نیز افزون بر کارکرد پوششی، نقشی مهم در بازنمایی جایگاه اجتماعی و هویت ملی داشت. مردان دو نوع پوشش اصلی داشتند. جامۀ درباری (که برخی پژوهشگران آن را «کندیز» نامیده‌اند) و ردایی بلند و چیندار با آستین‌های گشاد بود که با کمربند باریکی به کمر بسته می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/508714/%d9%be%d9%88%d8%b4%d8%a7%da%a9-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%82%d9%88%d8%b4-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%ac%d9%85%d8%b4%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%88%d8%b6%d9%88%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%a8%d9%88%d8%b7-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b2-kandys-%d9%88-%d9%be%d9%88%d8%b4%d8%a7%da%a9-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1 جورجینا تامپسون؛ سیدین، مژگان، «پوشاک ایرانیان در دوران هخامنشی ...»، ۱۳۸۱ش، ص۳۸۳، ۳۸۵-۳۸۶؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248100/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C ذکاء، «جامه پارسیان در دوره هخامنشیان»، ۱۳۴۲ش، ص۱۴-۱۵.]</ref> لباس سواری شامل شلواری تنگ، کتی کوتاه و ردایی تا زانو بود. پوشش سرِ مردان کلاهی نمدی یا چرمی بود که یونانیان آن را «تیارا» می‌نامیدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1861050 ذوالریاستین و روحانی، «مروری بر پارچه‌ها، پوشاک، نقوش و نمادهای آنها در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۰ش، ص۲۸-۲۹]</ref>  
در جشن‌های ملی و آیین‌های دینی نیز خوراک‌های ویژه‌ای تهیه می‌شد. در نوروز و مهرگان هفت‌چین و در تیرگان آش نذری. در مراسم زرتشتی، میزد و نان فطیر دَروُن به کار می‌رفت و نوشیدنی مقدس هوم نقشی محوری در نیایش‌ها داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1727123 ربیع‌زاده، «خوراک در ایران باستان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۰-۱۳.]</ref>  


زنان که برهنگی و تن‌نمایی را زشت و ناروا می‌شمردند پوشاک‌شان به‌طور کلی بدن‌پوش بود. زنان جامه‌ای بلند و گشاد بر تن می‌کردند و گاهی روسری یا چادری مستطیل‌شکل بر سر می‌انداختند که تا زانو آویزان بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/743738 جلیلیان و فاطمی، «پوشش زنان در ایران باستان (مطالعه موردی دوره هخامنشیان)»، ۱۳۹۰ش، ص۳، ۱۵-۱۸.]</ref>
در این دوره، پوشاک نیز افزون بر کارکرد پوششی، نقشی مهم در بازنمایی جایگاه اجتماعی و هویت ملی داشت. مردان دو نوع پوشش اصلی داشتند. جامۀ درباری که برخی پژوهشگران آن را «کندیز» نامیده‌اند و ردایی بلند و چیندار با آستین‌های گشاد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/508714/%d9%be%d9%88%d8%b4%d8%a7%da%a9-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%82%d9%88%d8%b4-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%ac%d9%85%d8%b4%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%88%d8%b6%d9%88%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%a8%d9%88%d8%b7-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b2-kandys-%d9%88-%d9%be%d9%88%d8%b4%d8%a7%da%a9-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1 جورجینا تامپسون؛ سیدین، مژگان، «پوشاک ایرانیان در دوران هخامنشی ...»، ۱۳۸۱ش، ص۳۸۳، ۳۸۵-۳۸۶؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248100/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C ذکاء، «جامه پارسیان در دوره هخامنشیان»، ۱۳۴۲ش، ص۱۴-۱۵.]</ref> پوشش سرِ مردان کلاهی نمدی یا چرمی بود که یونانیان آن را تیارا می‌نامیدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1861050 ذوالریاستین و روحانی، «مروری بر پارچه‌ها، پوشاک، نقوش و نمادهای آنها در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۰ش، ص۲۸-۲۹]</ref> زنان که برهنگی و تن‌نمایی را زشت و ناروا می‌شمردند پوشاک‌شان به‌طور کلی بدن‌پوش بود و جامه‌ای بلند و گشاد بر تن می‌کردند و گاهی روسری یا چادری مستطیل‌شکل بر سر می‌انداختند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/743738 جلیلیان و فاطمی، «پوشش زنان در ایران باستان (مطالعه موردی دوره هخامنشیان)»، ۱۳۹۰ش، ص۳، ۱۵-۱۸.]</ref>


انواع پارچه‌های رایج شامل پشم، پنبه و کتان بود. ایرانیان با ابریشم آشنایی داشتند، اما از پرورش کرم ابریشم آگاه نبودند و نخ‌های ابریشمی را از طریق تجارت از چین و آسیای میانه وارد می‌کردند. پارچه‌های زری که در تار آن طلا یا نقره به کار می‌رفت، شهرت داشت و در جامه‌ها و پرده‌های کاخ‌ها به کار می‌رفت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1861050 ذوالریاستین و روحانی، «مروری بر پارچه‌ها، پوشاک، نقوش و نمادهای آنها در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۰ش، ص۲۷-۳۰.]</ref> رنگ ارغوانی (بنفش سلطنتی) ویژهٔ خاندان شاهی بود و نشان‌دهندۀ جایگاه اجتماعی فرد به شمار می‌رفت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248016 ذکاء، «جامه پارسیان در دوره هخامنشیان»، ۱۳۴۲ش، ص۱۶.]</ref>
پارچه‌های رایج نیز شامل پشم، پنبه و کتان بود. در عین حال با ابریشم آشنایی نداشتند، اما از پرورش کرم ابریشم آگاه نبودند و نخ‌های ابریشمی را از طریق تجارت از چین و آسیای میانه وارد می‌کردند.


== <big>فرهنگ و آیین</big> ==
== <big>فرهنگ و آیین</big> ==


=== دین رسمی و سیاست تساهل مذهبی ===
=== دین رسمی و سیاست تساهل مذهبی ===
دربارۀ دین رسمی هخامنشیان میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری بر این باورند که آنان آیین زرتشتی را با درجاتی از تحول پذیرفته بودند. اهورامزدا در کتیبه‌های داریوش و جانشینانش به عنوان تنها خدایی که پادشاهی را به شاه می‌بخشد، ستایش شده، اما نام امشاسپندان (شش فروزهٔ جاودان اهورامزدا، فرشتگان بزرگ زرتشتی) در کتیبه‌ها دیده نمی‌شود.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷.</ref> در مقابل، برخی پژوهشگران، هخامنشیان را زرتشتی می‌دانند و به شورش‌های آغاز سلطنت داریوش رنگ دینی می‌دهند. در حالی که برخی دیگر بر اساس پژوهش در متون یونانی، معتقد بودند که آنان به مذهب قدیم آریایی پایبند بودند و آیین زرتشتی نداشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2166119 ثانوی و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۳۶۳-۳۶۴.]</ref>
دربارهٔ دین رسمی هخامنشیان اختلاف نظر است. برخی آنان را زرتشتی می‌دانند و به شورش‌های آغاز سلطنت داریوش رنگ دینی می‌دهند، برخی به مذهب قدیم آریایی پایبند می‌شمارند. در این میان آنچه روشن است آن است که اهورامزدا در کتیبه‌ها خدای برتر معرفی شده است. در عین حال نام امشاسپندان در کتیبه‌ها دیده نمی‌شود. از دورهٔ اردشیر دوم به بعد، نام‌های میترا و آناهیتا نیز در کنار اهورامزدا ظاهر شده‌اند. <ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2166119 ثانوی و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۳۵۶-۳۶۴.]</ref> برخی از محققان را به این نتیجه رسانده‌اند که هخامنشیان به سه خدای اصلی باور داشته‌اند: اهورامزدا در رأس و مهر و ناهید در درجۀ بعدی. در نتیجه دایره یا چرخ بالدار را نمادی از این سه خدا دانسته‌اند.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20101115180533-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88%DB%8C&#x20;%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86&#x20;%D8%A8%D8%B1&#x20;%D8%AF%DB%8C%D9%86&#x20;%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86df14.pdf ذکاء، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، ۱۳۵۱ش، ص۱۹-۲۰.]</ref>  
 
کتیبه‌های هخامنشی اهورامزدا را خدای برتر و آفریدگار جهان می‌خوانند. از دورۀ اردشیر دوم (۳۵۹-۴۰۴ پ.م.) به بعد، نام دو ایزد دیگر یعنی میترا (خدای پیمان و جنگ) و آناهیتا (ایزدبانوی آب و باروری) نیز در کنار اهورامزدا در کتیبه‌ها دیده می‌شود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2166119 ثانوی و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۳۵۶-۳۵۷.]</ref> یحیی ذکاء معتقد بود هخامنشیان به سه خدای اصلی باور داشتند: اهورامزدا در رأس و مهر و ناهید در درجۀ بعدی. به گفتۀ او، نماد «دایره یا چرخ بالدار» که در آثار هخامنشی دیده می‌شود، نشان اهورامزدا یا فروهر نیست، بلکه نمادی از همین سه خدا (اهورامزدا، مهر و ناهید) است.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20101115180533-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88%DB%8C&#x20;%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86&#x20;%D8%A8%D8%B1&#x20;%D8%AF%DB%8C%D9%86&#x20;%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86df14.pdf ذکاء، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، ۱۳۵۱ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> برخی پژوهشگران نیز بر این باورند که اهورامزدا پیش از زرتشت هم شناخته شده بود و زرتشت تنها جایگاه او را از دیگر خدایان بالاتر برد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2166119 ثانوی و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۳۵۸.]</ref>


از سوی دیگر، در الواح اداری تخت جمشید نام اهورامزدا کمتر از خدایان ایلامی دیده می‌شود. این نشان می‌دهد که مردم عادی و کارمندان دربار، بیشتر خدایان محلی و بین‌النهرینی را پرستش می‌کردند.<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.]</ref> همچنین در متون آرامی بلخ (اواخر دوره هخامنشی) واژه‌ای به نام «bgy» آمده که احتمالاً به اهورامزدا یا یک خداوند محلی اشاره دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1108777 صفایی، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۲.]</ref>
از سوی دیگر، در الواح اداری تخت جمشید نام اهورامزدا کمتر از خدایان ایلامی دیده می‌شود. این نشان می‌دهد که مردم عادی و کارمندان دربار، بیشتر خدایان محلی و بین‌النهرینی را پرستش می‌کردند<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.]</ref> همچنین در متون آرامی بلخ متعلق به اواخر دوره هخامنشی، واژه‌ای به نام بغی(bgy) آمده که احتمالاً به اهورامزدا یا یک خداوند محلی اشاره دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1108777 صفایی، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۲.]</ref>  


=== آیین‌های پرستش، جشن و تدفین ===
=== آیین‌های پرستش، جشن و تدفین ===
برپایۀ گزارش هرودت، پارسیان معابد نمی‌ساختند و مراسم مذهبی خود را در فضای باز برگزار می‌کردند. قربانی‌کردن حیوانات و نوشیدن جوشاندۀ مقدس «هوم» نیز در مراسم دینی انجام می‌گرفت.<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa#downloadbottom کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.] [https://sid.ir/paper/238538/fa مزداپور، کتایون، و لطیف پور، صبا. «گیاه هوم و نقش آن در آیین‌ها و اساطیر هندو ایرانی»، 1390، ص211] </ref> اجرای این آیین‌ها بر عهدۀ طبقۀ روحانی «مغان» بود که در الواح کشف شده، از آنان به عنوان «آتش‌بر» (مباشر آتش) یاد شده است. تنوع القاب مغان در این الواح نشان از سازماندهی منظم نهاد دینی در زمان هخامنشیان دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136228 حسینی سرابی و زرین‌کوب، «مغان در روزگار هخامنشیان...»، ۱۳۹۵ش، ص33-34 و 40.]</ref>
برپایۀ گزارش هرودت، پارسیان معابد نمی‌ساختند و مراسم مذهبی خود را در فضای باز برگزار می‌کردند. قربانی‌کردن حیوانات و نوشیدن جوشاندۀ مقدس «هوم» نیز در مراسم دینی انجام می‌گرفت.<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa#downloadbottom کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.] [https://sid.ir/paper/238538/fa مزداپور، کتایون، و لطیف پور، صبا. «گیاه هوم و نقش آن در آیین‌ها و اساطیر هندو ایرانی»، 1390، ص211] </ref> اجرای این آیین‌ها بر عهدۀ طبقۀ روحانی «مغان» بود که در الواح کشف شده، از آنان به عنوان «آتش‌بر» (مباشر آتش) یاد شده است. تنوع القاب مغان در این الواح نشان از سازماندهی منظم نهاد دینی در زمان هخامنشیان دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136228 حسینی سرابی و زرین‌کوب، «مغان در روزگار هخامنشیان...»، ۱۳۹۵ش، ص33-34 و 40.]</ref>


تندیس‌ها و نقش‌برجسته‌های به دست آمده از تخت جمشید، شوش و پاسارگاد صحنه‌های نیایش شاه در برابر آتشدان یا نماد «حلقه بالدار» را به تصویر می‌کشند. مُهرهای هخامنشی نیز مملو از نقوش آیینی-نیایشی هستند؛ از جمله نقش شخصیت‌های تاجدار در دو سوی آتشدان، همراه با درخت نخل (نماد باروری و زندگی) و هلال ماه (نماد خدای ماه و نیروی محافظتی).<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2341827/%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%82%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C خداوندگاری، دادور و معظمی، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، ۱۴۰۴ش، ص24-27.]</ref>
نقش‌برجسته‌های به دست آمده از تخت جمشید، شوش و پاسارگاد صحنه‌های نیایش شاه در برابر آتشدان یا نماد حلقه بالدار را به تصویر می‌کشند. مُهرهای هخامنشی نیز مملو از نقوش آیینی-نیایشی هستند؛ از جمله نقش شخصیت‌های تاجدار در دو سوی آتشدان، همراه با درخت نخل و هلال ماه.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2341827/%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%82%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C خداوندگاری، دادور و معظمی، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، ۱۴۰۴ش، ص24-27.]</ref>


جامعۀ هخامنشی جشن‌های متعددی را با راهنمایی مغان و موبدان برپا می‌داشت. مهم‌ترین آن‌ها نوروز (جشن آغاز سال نو) بود که حکومت رسماً آن را در تخت جمشید برگزار می‌کرد. در این روز، نمایندگان ملل تابعه با هدایا به حضور شاه می‌رسیدند و پس از نیایش، جشن آغاز می‌گردید.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1047373 بلوکباشی، «نوروز و جشن نوروزی در مزداکدۀ امپراتوری هخامنشیان»، ۱۳۹۲ش، ص۲۲۴-۲۲۶.]</ref> افزون بر نوروز، جشن‌های دیگری چون مهرگان (جشن پیروزی فریدون بر ضحاک و اختصاص به ایزد مهر)، تیرگان (جشن باران‌خواهی و بزرگداشت آرش کمانگیر)، سده (بزرگداشت کشف آتش) و گاهنبارها (پنج جشن فصلی) نیز برگزار می‌شدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2030016 احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰-۳۱.]</ref>
جامعۀ هخامنشی جشن‌های متعددی را با راهنمایی مغان و موبدان برپا می‌داشت. مهم‌ترین آن‌ها نوروز بود که حکومت رسماً آن را در تخت جمشید در حضور نمانیدگان ملل تابعه برگزار می‌کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1047373 بلوکباشی، «نوروز و جشن نوروزی در مزداکدۀ امپراتوری هخامنشیان»، ۱۳۹۲ش، ص۲۲۴-۲۲۶.]</ref> افزون بر نوروز، جشن‌های دیگری چون مهرگان، تیرگان، سده و گاهنبارها نیز برگزار می‌شدند<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2030016 احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰-۳۱.]</ref>  


منابع یونانی و اسناد تخت جمشید از شرکت زنان درباری در جشن‌ها و ضیافت‌ها خبر می‌دهند؛ هرچند حضور زنان هخامنشی در ضیافت‌های شاهی نسبت به زنان آشوری محتاطانه‌تر بود. با این حال، مُهرهای هخامنشی صحنه‌هایی از نشستن زنان درباری بر تخت و پذیرایی از مهمانان را نشان می‌دهند.<ref group="دیدگاه">منبع؟</ref>
شیوه‌های تدفین در دورۀ هخامنشی نیز متأثر از باورهای محلی و آیین زرتشتی متنوع بود: آرامگاه‌سازی، گوردخمه‌ای، تدفین تابوتی، تدفین گودالی ساده و تدفین استودانی. این تنوع نشان می‌دهد که هخامنشیان یک آیین تدفین اجباری را تحمیل نمی‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2235114 حاجی‌زاده، فیروزمندی و سعیدی‌هرسینی، «پژوهشی در شیوه‌های تدفین هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۱۲۹-۱۳۰.]</ref>
 
شیوه‌های تدفین در دورۀ هخامنشی نیز متأثر از باورهای محلی و آیین زرتشتی متنوع بود: آرامگاه‌سازی (مانند آرامگاه کوروش)، گوردخمه‌ای (مقابر صخره‌ای شاهان)، تدفین تابوتی، تدفین گودالی ساده و تدفین استودانی. این تنوع نشان می‌دهد که هخامنشیان یک آیین تدفین اجباری را تحمیل نمی‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2235114 حاجی‌زاده، فیروزمندی و سعیدی‌هرسینی، «پژوهشی در شیوه‌های تدفین هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۱۲۹-۱۳۰.]</ref>


== <big>علم و هنر</big> ==
== <big>علم و هنر</big> ==


=== هنــــــر ===
=== هنــــــر ===
هنر هخامنشی هنری درباری و تلفیقی است. این هنر از فرهنگ‌های ملت‌های تابعهٔ امپراتوری (مانند بین‌النهرین، مصر، آسیای صغیر و اورارتو) تأثیر پذیرفته است. با این حال، هخامنشیان با گزینش و بازآفرینی این عناصر، سبکی یکدست و باشکوه پدید آوردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/988433/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d9%84%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%b9%d9%87-%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7 ولایتی، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، ۱۳۸۹ش، صص۸۷-۹۴؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/195463/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86 امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۵۶-۶۴.]</ref> نقش‌های برجسته، جانوران ترکیبی (مانند شیر-عقاب و انسان-گاو بالدار) و جواهرات، بازتاب‌دهندهٔ مفاهیم اساطیری، از ویژگی‌های شاخص هنر هخامنشی است که حس «سکون و رسمیت» را القا می‌کنند و نماد قدرت، نظم جهانی و نگهبانی از گنجینه هستند.<ref>[https://2.189.160.148/fa/article/391374/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%82%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7 دادور و روزبهانی، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان ...»، ۱۳۹۵ش، ص۱۷-۲۱، ۲۸-۲۹.]</ref>.
هنر هخامنشی هنری درباری و تلفیقی است. این هنر از فرهنگ‌های ملت‌های تابعهٔ امپراتوری تأثیر پذیرفته است. با این حال، هخامنشیان با گزینش و بازآفرینی این عناصر، سبکی یکدست و باشکوه پدید آورده‌اند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/988433/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d9%84%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%b9%d9%87-%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7 ولایتی، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، ۱۳۸۹ش، صص۸۷-۹۴؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/195463/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86 امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۵۶-۶۴.]</ref> نقش‌های برجسته، جانوران ترکیبی و جواهرات، بازتاب‌دهندهٔ مفاهیم اساطیری و از ویژگی‌های شاخص هنر هخامنشی است.<ref>[https://2.189.160.148/fa/article/391374/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%82%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7 دادور و روزبهانی، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان ...»، ۱۳۹۵ش، ص۱۷-۲۱، ۲۸-۲۹.]</ref>.
 
نماد برجستۀ هنر هخامنشی معماری می‌باشد که سبکی تلفیقی و درباری است که با بهره‌گیری از هنر ملل تابعه و آمیختن آن با ذوق پارسی پدید آمده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۳.]</ref> کوروش با به‌کارگیری معماران لیدیایی و ایونی، نخستین بناهای سنگی عظیم را در قلمرو خود برپا کرد. نمونه‌های برجستۀ این معماری تلفیقی، آرامگاه پلّه‌پلّه‌ای او -که متأثر از سنن آناتولی است-<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۱۲.]</ref> و ستون‌های باریک و بلند پاسارگاد است که نشان از نقش سنگ‌تراشان یونانی دارد، در عین حال به سبب تناسب ویژۀشان، کاملاً هخامنشی و نوآورانه ارزیابی می‌شوند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۶.]</ref>


داریوش نیز در شوش کاخی ساخت و در کتیبه‌ای مشارکت بابلیان، آشوریان، ایلامیان، ایونیان، مادها و مصریان را در تهیه مصالح و اجرای کار ثبت کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref> اوج این هنر در تخت جمشید تجلی یافت: مجموعه‌ای بر صفه‌ای سنگی با تالارهای ستون‌دار که بزرگ‌ترین آن، آپادانا، فضایی وسیع برای برگزاری آیین‌های نوروزی و پذیرایی از نمایندگان سی قلمرو بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۷۵.]</ref> برخلاف معابد یونانی، در معماری هخامنشی فضای داخلی تالارها اصل است و هدف، ایجاد محلی برای گردهم‌آیی‌های تشریفاتی می‌باشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref> نقوش برجسته پلکان‌ها، با تأثیرپذیری از هنر آشور و مصر، صحنه‌های باج‌دهی اقوام گوناگون را با نظمی یکپارچه نمایش می‌دهد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/195463 امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۶۲.]</ref>
اما نماد اصلی هنر هخامنشی معماری است که با بهره‌گیری از هنر ملل تابعه و آمیختن آن با ذوق پارسی پدید آمده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۳.]</ref> نمونه‌های برجستۀ این معماری تلفیقی، آرامگاه پلّه‌پلّه‌ای کوروش<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۱۲.]</ref> و ستون‌های باریک و بلند پاسارگاد است که نشان از نقش سنگ‌تراشان یونانی دارد، در عین حال به سبب تناسب ویژۀشان، کاملاً هخامنشی و نوآورانه ارزیابی می‌شوند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۶.]</ref> داریوش نیز در شوش با مشارکت ملل مختلف کاخی ساخت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref>  


اگرچه هخامنشیان از هنر ملل مغلوب اقتباس بسیار کردند، اما به تقلید صرف بسنده نکردند و عناصر خارجی را با سلیقه و ابتکار پارسی درآمیختند و سبکی نو و مستقل پدید آوردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۷.]</ref> این هنر با آتش‌سوزی تخت جمشید به دست اسکندر مقدونی پایان یافت و سبک آن از میان رفت، اما آثار به جای مانده گواه عظمت و نوآوری عصر هخامنشی است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۳.]</ref>
اوج این هنر در تخت جمشید دیده می‌شود؛ مجموعه‌ای بر صفه‌ای سنگی با تالارهای ستون‌دار که بزرگ‌ترین آن‌ها آپادانا می‌باشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۷۵.]</ref> در معماری هخامنشی فضای داخلی تالارها اصل محسوب می‌شود که هدف از ساخت آن ایجاد محلی برای گردهم‌آیی‌های تشریفاتی می‌باشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref> (استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱). نقوش برجسته پلکان‌ها، با تأثیرپذیری از هنر آشور و مصر، صحنه‌های باج‌دهی اقوام گوناگون را با نظمی یکپارچه نمایش می‌دهد (امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۶۲). اگرچه هخامنشیان از هنر ملل مغلوب اقتباس کردند، اما به تقلید صرف بسنده نکردند و عناصر خارجی را با سلیقه و ابتکار پارسی درآمیختند و سبکی نو و مستقل پدید آوردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۷.]</ref>


=== علوم و مراکز علمی ===
=== علوم و مراکز علمی ===