بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''{{درشت|ایران در عصر صفویه؛}}''' سرزمینی با اتحاد سیاسیِ کشور، حکومتی ملی و وحدت مذهبیِ شیعه امامیه. | '''{{درشت|ایران در عصر صفویه؛}}''' سرزمینی با اتحاد سیاسیِ کشور، حکومتی ملی و وحدت مذهبیِ شیعه امامیه.<ref group="دیدگاه">منابع پیشنهادی: | ||
https://www.ensani.ir/file/download/article/20120426104540-4034-14.pdf</ref> | |||
ایران در دوره صفویه (۹۰۷–۱۱۳۵ق) براساس یک دولت متمرکز ملی متحد شد و هویت نوینی بر پایه تشیع اثنیعشری به دست آورد. جریانهای فکری ناشی از آمیختگی تصوف و تشیع، زمینهساز شکلگیری این دولت بود و در درون آن، ایرانهای متعددی تجربه شد که در مجموع سرپا ماند. علت این تداوم در انعطاف فرهنگ سیاسی سهرکنی تصوف، تشیع، سلطنت و توانایی تغییر مبنای مشروعیت از طریقت به شریعت بوده است. ایران این دوره، منبعی ارزشمند برای آگاهی از زندگی تودههای مردمی، ساختار سیاسی، تشکیلات اداری، مذهب و ساختار دینی، اوضاع اجتماعی و فرهنگی طبقات اجتماعی، آداب و رسوم، باورها، آیینها، مناسک مذهبی، اقوام و ایلات، اوضاع کشاورزی و اقتصادی مانند نظام مالیاتی، نظام زمینداری، شیوه آبیاری، خراج، داد و ستد، شیوه تولید بهشمار میرود. | ایران در دوره صفویه (۹۰۷–۱۱۳۵ق) براساس یک دولت متمرکز ملی متحد شد و هویت نوینی بر پایه تشیع اثنیعشری به دست آورد. جریانهای فکری ناشی از آمیختگی تصوف و تشیع، زمینهساز شکلگیری این دولت بود و در درون آن، ایرانهای متعددی تجربه شد که در مجموع سرپا ماند. علت این تداوم در انعطاف فرهنگ سیاسی سهرکنی تصوف، تشیع، سلطنت و توانایی تغییر مبنای مشروعیت از طریقت به شریعت بوده است. ایران این دوره، منبعی ارزشمند برای آگاهی از زندگی تودههای مردمی، ساختار سیاسی، تشکیلات اداری، مذهب و ساختار دینی، اوضاع اجتماعی و فرهنگی طبقات اجتماعی، آداب و رسوم، باورها، آیینها، مناسک مذهبی، اقوام و ایلات، اوضاع کشاورزی و اقتصادی مانند نظام مالیاتی، نظام زمینداری، شیوه آبیاری، خراج، داد و ستد، شیوه تولید بهشمار میرود. | ||
== '''ایران پیش از صفویه''' == | == '''ایران پیش از صفویه''' == | ||
از زمان فتوحات اعراب | از زمان فتوحات اعراب و سقوط سلسله ساسانی تا روی کار آمدن صفویه، حوادث و رویدادهای بسیاری در ایران رخ داد که باعث شد نظم و نظام سیاسی متمرکز و قوی مبتنی بر نیروی داخلی در ایران وجود نداشته باشد. صفویه اولین حکومتی بود که توانستند این مشکل مهم را حل کنند.<ref group="دیدگاه">اگر منظور این باشد که «از سقوط ساسانیان تا صفویه هیچ حکومت قدرتمند و متمرکزی در ایران وجود نداشت»، این نادرست است. اما اگر منظور این باشد که «صفویه نخستین حکومتی بود که پس از ساسانیان توانست یک دولت نسبتاً پایدار، سراسری و دارای هویت سیاسی-مذهبی مشخص برای ایران ایجاد کند»، این ادعا تا حد زیادی قابل دفاع است. | ||
شاید لازم باشد کمی روشنتر و مستند بگویید</ref> اهمیت کار صفویان از آنجا بیشتر روشن میشود که آنها حکومت و تشکیلات سیاسی و اداری خود را در جایی بنیان نهادند که قرنها حکومتهای محلی و ملوکالطوایفی وجود داشت یا ساختار حکومتی به وسیله مهاجمان شکل گرفته بود که نتوانسته بودند ایران را یکپارچه کنند.<ref>[https://www.iisajournals.ir/article_166774.html فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۶.]</ref> صفویان برای اولین بار توانستند الگوی قدیمی شاه دارای فرّه ایزدی را با تشیع تلفیق کنند و یک حکومت مرکزی و یکپارچه در تمام ایران بسازند، کاری که هیچ حکومت قبلی نتوانسته بود به این خوبی انجام دهد.<ref>[https://www.iisajournals.ir/article_166774.html فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۹.]</ref><ref group="دیدگاه">به نظرم بتوان این بند رو خیلی مختصر و مفید گفت: | |||
«پس از سقوط ساسانیان، ایران قرنها دچار پراکندگی سیاسی و تغییر سلسلهها بود. اگرچه حکومتهای قدرتمندی مانند سامانیان، سلجوقیان و ایلخانان وجود داشتند، اما صفویان نخستین دودمانی بودند که توانستند دولتی نسبتاً پایدار، فراگیر و دارای هویت سیاسی-مذهبی مشخص برای ایرانِ پساساسانی ایجاد کنند.»</ref> | |||
== مرزهای جغرافیایی صفویه == | == مرزهای جغرافیایی ایران در دوران صفویه == | ||
ایران در دوره صفویه سرزمینی بسیار گسترده بود که از چهار سو به قلمروهای بزرگ همسایه محدود میشد. از شمال به دریای خزر، از جنوب به دریای محیط یا اقیانوس هند، از شرق به ممالک مغولان کبیر یا هندوستان و از غرب به ممالک دولت عثمانی که دو رود دجله و فرات، مرز طبیعی میان آن دو را تشکیل میداد. افزون بر سرزمینی که بهطور ویژه ایران نامیده میشد، بخشهای بزرگی از آشور قدیم، ارمنستان کبیر، ممالک پارت قدیم، سرزمین ماد و مملکتنشین لار و هرمز نیز جزو قلمرو ایران بهشمار میرفت. همچنین همه نواحی و قطعاتی که در شرق ایران تا آن سوی قندهار ادامه مییافت و تا سرزمین سند پیش میرفت که همان مرز پایان قلمرو ایران بود در تصرف دولت صفوی قرار داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2248702/مرزهای-ایران-صفوی-و-امپراتوری-عثمانی-بر-اساس-نقشه-های-تاریخی-با-تاکید-بر-اناتولی-اسیای-صغیر فریدی مجید، «مرزهای ایران صفوی و امپراتوری عثمانی بر اساس نقشههای تاریخی با تأکید بر آناتولی (آسیای صغیر)»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.]</ref> | ایران در دوره صفویه سرزمینی بسیار گسترده بود که از چهار سو به قلمروهای بزرگ همسایه محدود میشد. از شمال به دریای خزر، از جنوب به دریای محیط یا اقیانوس هند، از شرق به ممالک مغولان کبیر یا هندوستان و از غرب به ممالک دولت عثمانی که دو رود دجله و فرات، مرز طبیعی میان آن دو را تشکیل میداد. افزون بر سرزمینی که بهطور ویژه ایران نامیده میشد، بخشهای بزرگی از آشور قدیم، ارمنستان کبیر، ممالک پارت قدیم، سرزمین ماد و مملکتنشین لار و هرمز نیز جزو قلمرو ایران بهشمار میرفت. همچنین همه نواحی و قطعاتی که در شرق ایران تا آن سوی قندهار ادامه مییافت و تا سرزمین سند پیش میرفت که همان مرز پایان قلمرو ایران بود در تصرف دولت صفوی قرار داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2248702/مرزهای-ایران-صفوی-و-امپراتوری-عثمانی-بر-اساس-نقشه-های-تاریخی-با-تاکید-بر-اناتولی-اسیای-صغیر فریدی مجید، «مرزهای ایران صفوی و امپراتوری عثمانی بر اساس نقشههای تاریخی با تأکید بر آناتولی (آسیای صغیر)»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.]</ref> | ||
== '''زیرساخت فرهنگی شگلگیری ایران''' == | == '''زیرساخت فرهنگی شگلگیری ایران''' <ref group="دیدگاه">عنوان دقیق است؟ زیرساخت شکلگیری ایران؟ | ||
هدف از این بخش دقیقا چیست؟ میخواهید زمینه روی کار آمدن صفویه را بگویید؟ اگر این هدف را دارید به نظرم بهتر است عنوان بسترهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران قبل از صفویه را بررسی کنید. | |||
بسترهایی که زمینه ورود به آن عصر شد. | |||
تمرکز این قسمت از مقاله بر تشکیل حکومت است حال آنکه باید حکومت را بخشی از ساختار جامعه ببینید، مدخل حکومت صفویه نیست مدخل ایران در دوران صفویه است. | |||
بنابراین بخش قبلی که عنوانش ایران پیش از صفویه است عنوان بسیار خوبی است. اگر مطلب دیگری دارید اضافه کنید به همانجا. مثلا میتوانید در یک بند وضعیت فرهنگی یا سیاسی یا مذهبی را گزارش کنید. همین مطالب هم برای آنجا مفید است لیکن با ادبیاتی شبیه به متن پیشنهادی در انتهای همان متن.</ref> == | |||
صفویان نخستین حکومتی بودند که توانستند ترکیبی پررنگ و نتیجهبخش بین تصوف و تشیع ایجاد کرده و شالوده حکومت خود را بر آن قرار دهند. آنان پیش از آنکه باورهای شیعی را در خدمت اهداف سیاسی خود بگیرند، براساس تصوف عمل میکردند. قرن ۸ق، سرآغاز آشتی تصوف با تشیع امامیّه بود و این روابط در آستانۀ تأسیس صفویه چندان گسترش یافت که مفاهیمی چون ولایت در آمیزهای از مضامین شیعی-صوفی، زمینه را برای کارکرد سیاسی آن مستعد ساخت.<ref>[https://www.shiitestudies.com/article_706355.html جلالی شیجانی، «تشیع عرفانی و تاثیر آن بر ظهور صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۹.]</ref> | صفویان نخستین حکومتی بودند که توانستند ترکیبی پررنگ و نتیجهبخش بین تصوف و تشیع ایجاد کرده و شالوده حکومت خود را بر آن قرار دهند. آنان پیش از آنکه باورهای شیعی را در خدمت اهداف سیاسی خود بگیرند، براساس تصوف عمل میکردند. قرن ۸ق، سرآغاز آشتی تصوف با تشیع امامیّه بود و این روابط در آستانۀ تأسیس صفویه چندان گسترش یافت که مفاهیمی چون ولایت در آمیزهای از مضامین شیعی-صوفی، زمینه را برای کارکرد سیاسی آن مستعد ساخت.<ref>[https://www.shiitestudies.com/article_706355.html جلالی شیجانی، «تشیع عرفانی و تاثیر آن بر ظهور صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۹.]</ref> | ||
ساختار حکومت صفوی برای ایجاد یک دولت شیعی از تصوف استفاده کرد، اما پس از تشکیل حکومت، تصوف در ایران کاملاً ذوب در تشیع گردید. تشیع با تسرّی دادن ویژگیهای امام شیعی به مفهوم قطب صوفی، تصوف را به درکی رساند که ولایت قطب، علاوه بر امور قلبی و باطنی، شامل حوزههای مادی و ظاهری نیز میشد. از اینرو، قطبهای صوفی پس از قرن هفتم خواهان نوعی سلطۀ دوگانۀ مادی-باطنی بر پیروان خود بودند و در این موضع از تشیع سیدحیدر آملی متأثرند. در کنار اشتراکات تصوف با حاکمیت سنی، اشتراکات ذاتی و عرضی میان تصوف و تشیع نیز وجود داشت. این اشتراکات باعث نزدیکی تشیع به تصوف و نهایتاً تصرف تشیع در تصوف گردید، تا جایی که از قرن ۷ق به بعد، تصوف از فقه الخلافه فاصله گرفت و به فقه الامامه» نزدیک شد. مهمترین نهضت شیعی-صوفی در آغاز قرن ۱۰ق با چنان توفیقی مواجه شد که بیش از دو قرن، حکومت ایران به دست آنان افتاد و صفویه مهمترین عامل پیوند تشیع و تصوف است که کارویژۀ آن، تبدیل تصوف به تشیع بود.<ref>[https://www.shiitestudies.com/article_706355.html جلالی شیجانی، «تشیع عرفانی و تاثیر آن بر ظهور صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۳۰.]</ref> | ساختار حکومت صفوی برای ایجاد یک دولت شیعی از تصوف استفاده کرد، اما پس از تشکیل حکومت، تصوف در ایران کاملاً ذوب در تشیع گردید. تشیع با تسرّی دادن ویژگیهای امام شیعی به مفهوم قطب صوفی، تصوف را به درکی رساند که ولایت قطب، علاوه بر امور قلبی و باطنی، شامل حوزههای مادی و ظاهری نیز میشد. از اینرو، قطبهای صوفی پس از قرن هفتم خواهان نوعی سلطۀ دوگانۀ مادی-باطنی بر پیروان خود بودند و در این موضع از تشیع سیدحیدر آملی متأثرند. در کنار اشتراکات تصوف با حاکمیت سنی، اشتراکات ذاتی و عرضی میان تصوف و تشیع نیز وجود داشت. این اشتراکات باعث نزدیکی تشیع به تصوف و نهایتاً تصرف تشیع در تصوف گردید، تا جایی که از قرن ۷ق به بعد، تصوف از فقه الخلافه فاصله گرفت و به فقه الامامه» نزدیک شد. مهمترین نهضت شیعی-صوفی در آغاز قرن ۱۰ق با چنان توفیقی مواجه شد که بیش از دو قرن، حکومت ایران به دست آنان افتاد و صفویه مهمترین عامل پیوند تشیع و تصوف است که کارویژۀ آن، تبدیل تصوف به تشیع بود.<ref>[https://www.shiitestudies.com/article_706355.html جلالی شیجانی، «تشیع عرفانی و تاثیر آن بر ظهور صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۳۰.]</ref> | ||
== زیرساخت فرهنگ سیاسی == | == زیرساخت فرهنگ سیاسی<ref group="دیدگاه">این بخش با بخش قبلی چه تفاوتی دارد؟ محتوا تقریبا کاملا تکرار است هرچند این متن به مراتب بهتر از متن بالاست | ||
عنوان هم گویا نیست</ref> == | |||
در ایران در این دوره، تصوف زمینه را برای گسترش مفاهیم شیعی مانند ولایت آماده کرد. صفویان با حمایت ترکمانان قزلباشان به قدرت رسیدند و در ابتدا شاه را مرشد کامل<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۳۹.</ref> خوانده و در ابتدا برتری وجه صوفیانه غالی بر تشیع اعتدالی را پذیرفتند. اما نهاد سلطنت خصوصاْ سلطنت به سبک ایرانشهری<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ۱۳۶–۱۳۳.</ref> برای تثبیت قدرت خود، به تدریج مبنای مشروعیت را از طریقت به شریعت تغییر داد و شاه را ظلالله<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۴۲–۴۱.</ref> نیز نامید. این تغییر، تصوف و تشیع را از تعامل به تقابل کشاند و شاهان صفوی خود را نه فقط مرشد طریقت، بلکه نایبان امام زمان نیز معرفی کردند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/148702/fa تشکری و نقیبی، «تعامل و تقابل تصوف و تشیع در عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۴۹.]</ref> این تلفیق فکری، در کنار قرار گرفتن حکومت صفوی در میان حکومتهای سنی غرب و شرق مانند ازبکان و عثمانیان، بعد از قرنها زمینه نظری لازم برای ایجاد دولتی متمرکز و هویتی نوین بر پایه تشیع را در ایران فراهم کرد.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۸۳–۸۲.</ref> | در ایران در این دوره، تصوف زمینه را برای گسترش مفاهیم شیعی مانند ولایت آماده کرد. صفویان با حمایت ترکمانان قزلباشان به قدرت رسیدند و در ابتدا شاه را مرشد کامل<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۳۹.</ref> خوانده و در ابتدا برتری وجه صوفیانه غالی بر تشیع اعتدالی را پذیرفتند. اما نهاد سلطنت خصوصاْ سلطنت به سبک ایرانشهری<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ۱۳۶–۱۳۳.</ref> برای تثبیت قدرت خود، به تدریج مبنای مشروعیت را از طریقت به شریعت تغییر داد و شاه را ظلالله<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۴۲–۴۱.</ref> نیز نامید. این تغییر، تصوف و تشیع را از تعامل به تقابل کشاند و شاهان صفوی خود را نه فقط مرشد طریقت، بلکه نایبان امام زمان نیز معرفی کردند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/148702/fa تشکری و نقیبی، «تعامل و تقابل تصوف و تشیع در عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۴۹.]</ref> این تلفیق فکری، در کنار قرار گرفتن حکومت صفوی در میان حکومتهای سنی غرب و شرق مانند ازبکان و عثمانیان، بعد از قرنها زمینه نظری لازم برای ایجاد دولتی متمرکز و هویتی نوین بر پایه تشیع را در ایران فراهم کرد.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۸۳–۸۲.</ref> | ||
== ساختار | == ساختار سیاسی و اداری == | ||
بهلحاظ ساخت سیاسی، دولت در دوران صفویه از نوع پاتریمونیالیسم بوده است.<ref>[https://jhs.modares.ac.ir/article_22994.html دارا و طلوعی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسۀ دورههای صفویه، قاجار»، ۱۴۰۱ش، ص۸۱.]</ref> در این دوره، شاه نقشآفرین اصلی و در رأس نظام حکومتی و ساختار سیاسی-اداری ایران قرار داشت. ایجاد و انحلال سازمانهای اداری، تعیین حدود اختیارات و مسئولیتها، تقسیمات کشوری و انتخاب کارکنان عالیرتبه، همه به | بهلحاظ ساخت سیاسی، دولت در دوران صفویه از نوع پاتریمونیالیسم بوده است.<ref>[https://jhs.modares.ac.ir/article_22994.html دارا و طلوعی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسۀ دورههای صفویه، قاجار»، ۱۴۰۱ش، ص۸۱.]</ref> در این دوره، شاه نقشآفرین اصلی و در رأس نظام حکومتی و ساختار سیاسی-اداری ایران قرار داشت. ایجاد و انحلال سازمانهای اداری، تعیین حدود اختیارات و مسئولیتها، تقسیمات کشوری و انتخاب کارکنان عالیرتبه، همه به اراده شاه بود. نظام اداری این دوره، برگرفته و تلفیقی از نظامهای اداری دوران حکومت عباسی، مغولان و تیموریان بود. با توجه به نقش قزلباشان نظام سیاسی-اداری ایران در آغاز به صورت غیرمتمرکز بود.<ref>[https://www.iisajournals.ir/article_166774.html فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶.]</ref> مشاغل دربار یکساله بودند و چنانچه صاحبمنصبان بر اثر خطا و اشتباه عزل میشدند، اموال و املاکشان به نفع دیوان ضبط میشد. نهادهای اداری شامل درگاه مُعّلی شاهی، مجالس مشورتی (شاهی) و امرای غیردولتخانه بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1821089/صفویان-نظام-اداری میرمحمدصادق، «صفویان (نظام اداری)، ۱۴۰۰ش، ص۷۳۲.]</ref> با توجه به تغییر مذهب کشور، مهمترین تفاوت، جایگزینی قواعد فقه شیعه به جای فقه اهلسنت بود.<ref>[https://www.iisajournals.ir/article_166774.html فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶.]</ref><ref group="دیدگاه">این مطلب در این بخش چه جایگاهی دارد؟ مربوط به مذهب است</ref> | ||
مهمترین اقدام شاه اسماعیل اول، ایجاد یک دولت متمرکز ایرانی پس از حدود ۹۰۰ سال از سقوط ساسانیان بود. شاهان بعدی نیز بر تمرکز ساختار اداری ایران کوشیدند؛ در دوره میانه و اواخر صفوی تمرکزگرایی اداری در ایران بیشتر شد و قدرت والیان محدود گردید. در این دوره، ریشههای | مهمترین اقدام شاه اسماعیل اول، ایجاد یک دولت متمرکز ایرانی پس از حدود ۹۰۰ سال از سقوط ساسانیان بود. شاهان بعدی نیز بر تمرکز ساختار اداری ایران کوشیدند؛ در دوره میانه و اواخر صفوی تمرکزگرایی اداری در ایران بیشتر شد و قدرت والیان محدود گردید. در این دوره، ریشههای نظریه دولت مبتنی بر ولایت فقیه و پذیرش همکاری روحانیون با حکومت سلطنتی در ایران نمایان شد.<ref>[https://www.iisajournals.ir/article_166774.html فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی - حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۷-۳۵۶.]</ref><ref group="دیدگاه">این مطلب به این شکل در ساختار چه دخالتی دارد؟ اگر میخواهید تغییر ساختار حکومت را بگویید به نظرم این مطلب اصلا گویا نیست</ref> | ||
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|+ساخت سیاسی ایران در دوره صفویه<ref>[https://jhs.modares.ac.ir/article_22994.html دارا و طلوعی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسۀ دورههای صفویه، قاجار»، ۱۴۰۱ش، ص۱۰۳.]</ref> | |+ساخت سیاسی ایران در دوره صفویه<ref>[https://jhs.modares.ac.ir/article_22994.html دارا و طلوعی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسۀ دورههای صفویه، قاجار»، ۱۴۰۱ش، ص۱۰۳.]</ref><ref group="دیدگاه">این جدول چه افزوده ای دارد نسبت به مطلب قبلی؟</ref> | ||
| valign="top" |دولت | | valign="top" |دولت | ||
| valign="top" |ساخت سیاسی | | valign="top" |ساخت سیاسی | ||
| خط ۴۸: | خط ۶۴: | ||
|} | |} | ||
== مذهب و ساختار دینی == | == مذهب و ساختار دینی<ref group="دیدگاه">اشکالی که در دیدگاه سوم بود در اینجا نیز نمایان شده است. مقاله از تمرکز گزارش ایران منحرف شده و متمرکز در حکومت صفویه شده است. مذهب و دین در ایران را گزارش کنید نه تعامل حکومت و تشیع. دین مردم چه بود و چه کیفیتی داشت. بله قطعا در یک بند باید بگویید مذهب رسمی هم چه بوده و چه تحولاتی داشته است. بنابراین بسیاری از تفاصیل زیر نیاز نیست. | ||
حتی عنوان هم باید ناظر بر ایران باشد مثلا | |||
دین و مذهب ایران در دوران صفویه</ref> == | |||
=== تشکیل دولت شیعه === | === تشکیل دولت شیعه === | ||
شاه اسماعیل اول با تداوم حمایت قزلباشان و حکومتهای محلی شمال ایران از جمله خاندان آلکیا، در آستانه سده ۱۰ق/۱۶م پس از پیروزی بر مهمترین و آخرین رقیب الوند بیگ آققویونلو در نبرد شرور به سال ۹۰۷ق/۱۵۰۱م. در تبریز تشکیل دولت صفوی را اعلام کرد. او پس از به قدرت رسیدن، خطبه را به نام ائمه اثنیعشر خواند و تشیّع را بهعنوان مذهب رسمی کشور اعلام نمود و وحدت ملی ایرانیان در قالب پدیده دولت-ملت که برای نخستین بار در ایران اسلامی شکل گرفت، در این آیین تجلی یافت.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۵۵.</ref> وی در تبریز خطبه به نام دوازده امام خواند، اذان را با عبارت «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیُّ الله» به شیوه شیعیان تغییر داد و با تأسیس نهاد تبرائیان دستور لعن خلفای سهگانه را صادر کرد.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۵۶.</ref> | شاه اسماعیل اول با تداوم حمایت قزلباشان و حکومتهای محلی شمال ایران از جمله خاندان آلکیا، در آستانه سده ۱۰ق/۱۶م پس از پیروزی بر مهمترین و آخرین رقیب الوند بیگ آققویونلو در نبرد شرور به سال ۹۰۷ق/۱۵۰۱م. در تبریز تشکیل دولت صفوی را اعلام کرد. او پس از به قدرت رسیدن، خطبه را به نام ائمه اثنیعشر خواند و تشیّع را بهعنوان مذهب رسمی کشور اعلام نمود و وحدت ملی ایرانیان در قالب پدیده دولت-ملت که برای نخستین بار در ایران اسلامی شکل گرفت، در این آیین تجلی یافت.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۵۵.</ref> وی در تبریز خطبه به نام دوازده امام خواند، اذان را با عبارت «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیُّ الله» به شیوه شیعیان تغییر داد و با تأسیس نهاد تبرائیان دستور لعن خلفای سهگانه را صادر کرد.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۵۶.</ref> | ||
| خط ۹۱: | خط ۱۱۱: | ||
# '''انقلاب اسلامی:''' سیدروحالله خمینی الگوی فقیه ناظر را به ولایت مطلقه تبدیل کرد و نظام مبتنی بر ولایت فقیه را تأسیس نمود.<ref>خمینی، صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی، ۱۳۷۸ش، ج۲۰، ص۴۵۲.</ref> | # '''انقلاب اسلامی:''' سیدروحالله خمینی الگوی فقیه ناظر را به ولایت مطلقه تبدیل کرد و نظام مبتنی بر ولایت فقیه را تأسیس نمود.<ref>خمینی، صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی، ۱۳۷۸ش، ج۲۰، ص۴۵۲.</ref> | ||
== نهاد مدیریتی تعلیم و تربیت رسمی == | == نهاد مدیریتی تعلیم و تربیت رسمی<ref group="دیدگاه">این بخش از جهت محتوایی اشکال قبلی را ندارد ولی از جهت نوع ادبیات و واژگان متأسفانه با همان اشکال مواجه است. علاوه بر آن خیلی مختصر و کوتاه باید بشود: | ||
</ref><ref group="دیدگاه">مثلا با چنین عنوان و محتوایی: | |||
وضعیت تعلیم و تربیت ایران در دوران صفویه | |||
در ایرانِ عصر صفوی، نظام تعلیم و تربیت گسترش چشمگیری یافت و مراکز آموزشی در شهرهای مختلف توسعه پیدا کردند؛ بهگونهای که اصفهان و تبریز به مهمترین کانونهای علمی و آموزشی تبدیل شدند. آموزش، صرفنظر از پایگاه طبقاتی، برای گروههای مختلف جامعه در دسترس بود و مدارس با کمک متولیان، مدرسان، طلاب و خدمه اداره میشدند. هزینههای این مراکز عمدتاً از طریق سنت «وقف» تأمین میشد و همین امر به تداوم فعالیت آموزشی کمک میکرد؛ هرچند بیشتر آموزشها بر علوم دینی و آموزههای شیعه دوازدهامامی متمرکز بود. | |||
آموزش معمولاً از مکتبخانه آغاز میشد و سپس در مدارس ادامه مییافت. شیوههای آموزشی بر پایه املا، مباحثه و پرسشوپاسخ بود و شاگردان در کنار استادان برجسته به تحصیل میپرداختند. دروس رایج شامل ادبیات عرب، منطق، بیان، فقه، حدیث، تفسیر و کلام بود؛ در حالی که فلسفه، ریاضیات، نجوم و طب نسبت به علوم دینی توجه کمتری دریافت میکردند. فضای علمی این دوره تحت تأثیر دو جریان فکری «اصولی» و «اخباری» قرار داشت که هرکدام برداشت متفاوتی از دانش دینی ارائه میکردند. | |||
رشد آموزش شیعی در ایرانِ صفوی تا حد زیادی به مهاجرت علمای جبلعامل و دیگر سرزمینهای عربی وابسته بود. این دانشمندان در شهرهای مختلف ایران به تدریس، نگارش کتاب و تربیت شاگردان پرداختند و در گسترش علوم دینی نقش مهمی ایفا کردند. آثار علمی فقیهانی چون محقق کرکی، شیخ بهایی و مقدس اردبیلی در این دوره رواج فراوان داشت و نسخهبرداری میشد. | |||
در این عصر، برای طلاب امکاناتی مانند حجرههای اقامت، کمکهزینه از محل موقوفات و برخی امکانات رفاهی فراهم بود. پایان فرایند آموزش نیز با دریافت «اجازهنامه» علمی همراه میشد که نشاندهنده صلاحیت علمی و توانایی تدریس یا اجتهاد فرد بود. با وجود علاقه جامعه ایرانی به دانش، ضعف ارتباطات و محدود بودن ارتباط علمی با اروپا باعث شد ایرانِ صفوی از تحولات علمی رنسانس اروپا فاصله بگیرد و ارتباط علمی بیشتر به حضور محدود پزشکان، مهندسان و متخصصان خارجی در ایران منحصر شود. | |||
این متن بر پایه اطلاعات شما تولید شده ولی متمرکز بر توصیف و گزارش ایران نه حکومت و... | |||
اگر مورد تأییدتون هست، متن رو چک کنید به دقت بالا و رفرنسها رو درج کنید</ref> == | |||
در این دوره از ایران، صفویان با باز تولید و احیای ساختار اداری و دیوانسالاری و تحول در کارکرد و عملکرد مناصب آن بهعنوان مهمترین مکانیسمهای جامعهپذیری در نهاد تعلیم و تربیت، تشکیلات جدیدی را به وجود آوردند.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰.</ref> | در این دوره از ایران، صفویان با باز تولید و احیای ساختار اداری و دیوانسالاری و تحول در کارکرد و عملکرد مناصب آن بهعنوان مهمترین مکانیسمهای جامعهپذیری در نهاد تعلیم و تربیت، تشکیلات جدیدی را به وجود آوردند.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰.</ref> | ||
| خط ۱۲۲: | خط ۱۵۸: | ||
در زمینه تربیت شاگردان و خصوصاً طلاب علاوه بر نقش و جایگاه مدرس در جامعهپذیری و مدیریت رفتاری طلاب،<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۲۹۱.</ref> برخی مکانیسمهای تشویقی، تسهیلات و امکانات مادی مانند حجره در مدارس جهت اسکان، پرداخت بخشی از هزینههای زندگی طلاب از طریق موقوفات، عبادتگاه، مسجد، باغ، گرمابه، قهوهخانه و صدور اجازهنامه یا احراز دانشوری که به شهادتنامه نیز شهرت داشت، در اختیار طلاب قرار داده میشد.<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۳۰۴–۳۰۰.</ref> | در زمینه تربیت شاگردان و خصوصاً طلاب علاوه بر نقش و جایگاه مدرس در جامعهپذیری و مدیریت رفتاری طلاب،<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۲۹۱.</ref> برخی مکانیسمهای تشویقی، تسهیلات و امکانات مادی مانند حجره در مدارس جهت اسکان، پرداخت بخشی از هزینههای زندگی طلاب از طریق موقوفات، عبادتگاه، مسجد، باغ، گرمابه، قهوهخانه و صدور اجازهنامه یا احراز دانشوری که به شهادتنامه نیز شهرت داشت، در اختیار طلاب قرار داده میشد.<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه (در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها)، ۱۳۹۵ش، ص۳۰۴–۳۰۰.</ref> | ||
== نهاد مدیریتیِ تعلیم و تربیت غیررسمی == | == نهاد مدیریتیِ تعلیم و تربیت غیررسمی<ref group="دیدگاه">فکر میکنم بهتر باشه در همان بخش قبلی اضافه شود</ref> == | ||
این نهاد شامل زروخانه، تکایا و قهوهخانهها میشد که بر تمرکز مردم به آموزههای مذهب تشیع توجه میشد. زورخانه مکانی برای بازگویی و پیوند آموزههای تشیع و تصوف و پهلوانی بود. قهوهخانهها نیز محل گردهم آمدن و عاملی مؤثر در جهت تعاملات اجتماعی و اهرمی برای دیدن و دیده شدن مردم خصوصاْ طبقه متوسط است. فضایی عمومی، اجتماعی و فرهنگی و ادبی که در آن عنوان تفریحات، سرگرمیها و بازیها از قبیل شطرنج، گنجفه، بازی پیچاز و آس تخممرغبازی، نقالی و قصهخوانی، شاهنامهخوانی، ابومسلمخوانی، مشاعره و نقد شعر، نقاشی و نظایر آن انجام میشده است.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۱۵.</ref> | این نهاد شامل زروخانه، تکایا و قهوهخانهها میشد که بر تمرکز مردم به آموزههای مذهب تشیع توجه میشد. زورخانه مکانی برای بازگویی و پیوند آموزههای تشیع و تصوف و پهلوانی بود. قهوهخانهها نیز محل گردهم آمدن و عاملی مؤثر در جهت تعاملات اجتماعی و اهرمی برای دیدن و دیده شدن مردم خصوصاْ طبقه متوسط است. فضایی عمومی، اجتماعی و فرهنگی و ادبی که در آن عنوان تفریحات، سرگرمیها و بازیها از قبیل شطرنج، گنجفه، بازی پیچاز و آس تخممرغبازی، نقالی و قصهخوانی، شاهنامهخوانی، ابومسلمخوانی، مشاعره و نقد شعر، نقاشی و نظایر آن انجام میشده است.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۱۵.</ref> | ||
== ساختار اجتماعی ایران == | == ساختار اجتماعی<ref group="دیدگاه">احسنت به خوبی وارد ترسیم ایران شده است نه صرفا حکومت</ref><ref group="دیدگاه">فقط یک ابهام | ||
=== طبقات اجتماعی | |||
برخی از این مباحث را میتوان گفت ساختار اجتماعی؟ مثلا آیین ها و بازی و... اینها بخشی از فرهنگ و آداب و رسوم نیست؟</ref><ref group="دیدگاه">پیرو نکته قبلی: بخش فرهنگ و هویت در این مقاله جایش خالی است | |||
https://www.rjnsq.ir/article_96739.html | |||
https://elmnet.ir/doc/20588232-14102 | |||
https://tamadonart.com/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87/</ref> == | |||
=== طبقات اجتماعی === | |||
ساختار و طبقات اجتماعی ایران در دوره صفویه شکلی هرمی داشت. این جامعه را میتوان در چهار طبقة عمده خلاصه کرد: درباریان و دیوانسالاران، روحانیون و علما و دانشمندان، بازرگانان و پیشهوران، و در نهایت کارگران و کشاورزان که توده زیرین جامعه را تشکیل میدادند. شاه در رأس این هرم قرار داشت و در قاعدة زیرین آن، مردم عادی شامل دهقانان روستایی، صنعتگران، دکانداران و بازرگانان کوچک شهرها جای میگرفتند. میان شاه و مردم، لایههای متعددی از قدرت از جمله اشرافیت لشکری (فرماندهان نظامی)، اشرافیت کشوری (مقامات دیوانی)، و طیف گستردهای از روحانیون با درجات و مسئولیتهای گوناگون وجود داشت. ارکان اصلی دولت صفوی یعنی دیوان اربعه در میانة هرم قرار داشتند و فشار سلسلهمراتب اجتماعی در نهایت بر دوش کشاورزان و پیشهوران سنگینی میکرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1268469/تبیین-و-تحلیل-نقش-طبقات-اجتماعی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ۱۴۴-۱۴۳.]</ref> | ساختار و طبقات اجتماعی ایران در دوره صفویه شکلی هرمی داشت. این جامعه را میتوان در چهار طبقة عمده خلاصه کرد: درباریان و دیوانسالاران، روحانیون و علما و دانشمندان، بازرگانان و پیشهوران، و در نهایت کارگران و کشاورزان که توده زیرین جامعه را تشکیل میدادند. شاه در رأس این هرم قرار داشت و در قاعدة زیرین آن، مردم عادی شامل دهقانان روستایی، صنعتگران، دکانداران و بازرگانان کوچک شهرها جای میگرفتند. میان شاه و مردم، لایههای متعددی از قدرت از جمله اشرافیت لشکری (فرماندهان نظامی)، اشرافیت کشوری (مقامات دیوانی)، و طیف گستردهای از روحانیون با درجات و مسئولیتهای گوناگون وجود داشت. ارکان اصلی دولت صفوی یعنی دیوان اربعه در میانة هرم قرار داشتند و فشار سلسلهمراتب اجتماعی در نهایت بر دوش کشاورزان و پیشهوران سنگینی میکرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1268469/تبیین-و-تحلیل-نقش-طبقات-اجتماعی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ۱۴۴-۱۴۳.]</ref> | ||
| خط ۱۴۵: | خط ۱۸۹: | ||
=== آیینها، جشنها و سوگواری === | === آیینها، جشنها و سوگواری === | ||
==== جشنهای مذهبی ==== | ==== جشنهای مذهبی ==== | ||
اعیاد مذهبی شیعی مانند عید قربان، عید فطر، عید غدیرخم،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2143688/مطالعه-تطبیقی-مراسم-و-اعیاد-ملی-و-مذهبی-نزد-مذهب-شیعه-در-دربار-صفوی-و-قاجار-و-مقایسه-انها-با-رسوم-اهل-تسنن پورعلی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، ۱۴۰۲ش، ۲۱۲۳-۱۱۷.]</ref> جشن نیمه شعبان و رسم انتظار فرج، ولادت اهلبیت، جشن عُمرکشان یا عید بابا شجاعالدین در این دوره برگزار میشدند.<ref>احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی بر اساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۳۶–۲۷.</ref> | اعیاد مذهبی شیعی مانند عید قربان، عید فطر، عید غدیرخم،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2143688/مطالعه-تطبیقی-مراسم-و-اعیاد-ملی-و-مذهبی-نزد-مذهب-شیعه-در-دربار-صفوی-و-قاجار-و-مقایسه-انها-با-رسوم-اهل-تسنن پورعلی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، ۱۴۰۲ش، ۲۱۲۳-۱۱۷.]</ref> جشن نیمه شعبان و رسم انتظار فرج، ولادت اهلبیت، جشن عُمرکشان یا عید بابا شجاعالدین<ref group="دیدگاه">چه لزومی دارد ذکر شود؟ ضدشناختی است.</ref> در این دوره برگزار میشدند.<ref>احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی بر اساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۳۶–۲۷.</ref> | ||
==== جشنهای ملی و باستانی ==== | ==== جشنهای ملی و باستانی ==== | ||
| خط ۱۶۷: | خط ۲۱۱: | ||
=== ویژگیهای اخلاقی ایرانیان === | === ویژگیهای اخلاقی ایرانیان === | ||
ویژگی اخلاقی ایرانیان در این دوره نه در یک صفت واحد، بلکه در آمیختگیِ تضادها تعریف شده است. ایرانیان در عین رواقیگرا و خوشگذران، از لحاظ معنوی گرایشمند و در عین حال مبتذل و مادیگرا، شگفتآور بردبار و همچنان متعصب، و با وجود ظرافتهای فرهنگی، به طرز وصفناپذیری ظالم و خشن توصیف شدهاند. غربیان بهطور کلی ایران را پسندیدند و در آن احساس راحتی میکردند و صفاتی چون ذکاوت، کنجکاوی فکری، مهماننوازی و امنیت اجتماعی ایرانیان را میستودند.<ref>عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۹۵–۶۵.</ref> | ویژگی اخلاقی ایرانیان در این دوره نه در یک صفت واحد، بلکه در آمیختگیِ تضادها تعریف شده است. ایرانیان در عین رواقیگرا و خوشگذران، از لحاظ معنوی گرایشمند و در عین حال مبتذل و مادیگرا، شگفتآور بردبار و همچنان متعصب، و با وجود ظرافتهای فرهنگی، به طرز وصفناپذیری ظالم و خشن توصیف شدهاند. غربیان بهطور کلی ایران را پسندیدند و در آن احساس راحتی میکردند و صفاتی چون ذکاوت، کنجکاوی فکری، مهماننوازی و امنیت اجتماعی ایرانیان را میستودند.<ref>عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۹۵–۶۵.</ref><ref group="دیدگاه">به نظر شما این بخش با ادبیات ویکی سنخیتی دارد؟؟؟؟ از شما توقع چنین متنی نمیرفت و البته چنین محتوایی. | ||
توصیف دقیق و جامعی از اخلاق و منش مردم ایران بدهید.</ref> | |||
== روابط دیپلماسی == | == روابط دیپلماسی<ref group="دیدگاه">بخش های ابتدایی خیلی حالت شعاری و مبالغهآمیز پیدا کرده است. ولی بخش نامه ها توانسته کمی این ادعاها را ملموس کند. صدر و ذیل این بخش را در هم ترکیب کنید و ملموستر گزارش کنید. </ref> == | ||
در عصر صفویه، دیپلماسی مهمترین ابزار برای رسیدن به اهداف کلان سیاست خارجی بود؛ بهگونهای که حتی در بهرهگیری از دیگر ابزارها نیز از دیپلماسی سود میجستند. مبانی سیاست خارجی صفویان در بُعد منطقهای، بر | در عصر صفویه، دیپلماسی مهمترین ابزار برای رسیدن به اهداف کلان سیاست خارجی بود؛ بهگونهای که حتی در بهرهگیری از دیگر ابزارها نیز از دیپلماسی سود میجستند. مبانی سیاست خارجی صفویان در بُعد منطقهای، بر پایه جنگ و صلح، اتحاد و تعامل با همسایگان، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، پاسداری از مرزهای تاریخی و جلوگیری از تجاوز همسایگان استوار بود. در بُعد فرامنطقهای (جهانی) نیز به دنبال متحدانی بینالمللی برای کسب قدرت بیشتر بهویژه علیه امپراتوری عثمانی، گسترش تجارت برای رفاه اقتصادی، و حفظ روابط دوستانه با دولتهای اروپایی بودند. این مبانی، چارچوبهایی نسبتاً پایدار در روشهای دیپلماسی صفویان بهشمار میرفتند؛ هرچند در دوره شاهان مختلف، برخی دیگر دگرگون شدند و برخی از این الگوها تداوم یافتند و پایهای برای دورههای بعد شد و تا قرنها دوام آورد و به توسعه تمدنی صفویه انجامید.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1804958/نقش-ابزارهای-سیاست-خارجی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه-با-تاکید-بر-ابزار-دیپلماسی کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۳۱-۴۳۰.]</ref> دیپلماسی صفویان با تکیه بر تشریح مبانی تشیّع، سیاست تسأهل و تسامح مذهبی نسبت به اتباع اروپایی ساکن در ایران و توازن قدرت، اتحاد سیاسی-نظامی با دولتهای اروپایی علیه دشمن مشترک عثمانی، تجارت، تأمین امنیت ملی، استراتژی بیطرفی و سیاست تاکتیکپذیر رویکردهای پایداری در مناسبات خارجی بهوجود آورد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1804958/نقش-ابزارهای-سیاست-خارجی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه-با-تاکید-بر-ابزار-دیپلماسی کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۱۵.]</ref> مهمترین و مؤثرترین روشهای ابزار دیپلماسی ایران در دوره صفویه عبارتند از: | ||
# '''نوشتن نامهها و ارسال مکاتبات به کشورهای خارجی:''' دو گونه بوده است؛ گونه اوّل که به مقاصد صلحجویانه | # '''نوشتن نامهها و ارسال مکاتبات به کشورهای خارجی:''' دو گونه بوده است؛ گونه اوّل که به مقاصد صلحجویانه مینوشتند و گونه دوم بیشتر ماهیتی دوستانه و مسالمتآمیز داشتند و لحن و سبک این مکاتبات مبتنی بر جلبنظر طرف مقابل برای حفظ مناسبات و مراودات تجاری و جلوگیری از همپیمانی با دشمن و احتمالاً جلبنظر برای ایجاد نوعی پیوند سیاسی با نظامی هم بوده است.<ref group="دیدگاه">اگر از برخی نام ببرید خوب است</ref> | ||
# '''انعقاد پیماننامه و قراردادهای سیاسی و تجاری:''' اکثر این قراردادها و معاهدات صفویان با دولت عثمانی حول محور مسائل سیاسی مانند آماسیه، استانبول اوّل و دوم و زهاب و برخی | # '''انعقاد پیماننامه و قراردادهای سیاسی و تجاری:''' اکثر این قراردادها و معاهدات صفویان با دولت عثمانی حول محور مسائل سیاسی مانند آماسیه، استانبول اوّل و دوم و زهاب و برخی دولتهای اروپایی به ویژه با شرکتهای تجاری اروپایی بوده است. | ||
# '''ارسال و پدیرش سفیران و هیئتهای نمایندگی:''' در پیوند و برقراری مناسبات با کشورهای خارجی مانند پادشاهان مشرق، هند، آلمان، اسپانیا-پرتغال، هلند، روسیه، انگلستان و فرانسه.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1804958/نقش-ابزارهای-سیاست-خارجی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه-با-تاکید-بر-ابزار-دیپلماسی کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۲۸-۴۲۲.]</ref> | # '''ارسال و پدیرش سفیران و هیئتهای نمایندگی:''' در پیوند و برقراری مناسبات با کشورهای خارجی مانند پادشاهان مشرق، هند، آلمان، اسپانیا-پرتغال، هلند، روسیه، انگلستان و فرانسه.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1804958/نقش-ابزارهای-سیاست-خارجی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه-با-تاکید-بر-ابزار-دیپلماسی کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۲۸-۴۲۲.]</ref> | ||
== ساختار اقتصادی ایران == | == ساختار اقتصادی<ref group="دیدگاه">احسنت در این بخش به خوبی تمرکز رفته بر گزارش وضعیت ایران</ref> == | ||
رشد اقتصاد ایران باتوجه به عواملی از جمله ثبات سیاسی، تمرکزگرایی، ایجاد امنیت داخلی بهویژه امنیت راهها و کاروانسراها، توجه به تجارت خارجی، اهمیت کالای استراتژیک ابریشم، و استفاده از نیروی متخصص ارامنه در توسعة بازرگانی بود.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/336396/بررسی-عوامل-بالندگی-اقتصادی-ایران-در-عصر-شاه-عباس-اول-صفوی یوسفنیا، «بررسی عوامل بالندگی اقتصادی ایران در عصر شاه عباس اول صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۴۱.]</ref> | رشد اقتصاد ایران باتوجه به عواملی از جمله ثبات سیاسی، تمرکزگرایی، ایجاد امنیت داخلی بهویژه امنیت راهها و کاروانسراها، توجه به تجارت خارجی، اهمیت کالای استراتژیک ابریشم، و استفاده از نیروی متخصص ارامنه در توسعة بازرگانی بود.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/336396/بررسی-عوامل-بالندگی-اقتصادی-ایران-در-عصر-شاه-عباس-اول-صفوی یوسفنیا، «بررسی عوامل بالندگی اقتصادی ایران در عصر شاه عباس اول صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۴۱.]</ref> | ||
| خط ۱۹۰: | خط ۲۳۶: | ||
ابریشم که مهمترین کالای صادراتی ایران بود، در ایالاتی چون گیلان، مازندران، گنجه، شیروان، خراسان و قراباغ تولید میشد. شاه عباس با در اختیار گرفتن ایالات ابریشمخیز شمالی مانند گیلان و مازندران و مهاجرت دادن ارامنه به آن نواحی، تولید را برای پاسخ به تقاضای عثمانی و اروپا افزایش داد. ایران ابریشم را هم به صورت خام و هم مصنوعات ابریشمی همچون قالیهای کارگاههای سلطنتی صادر میکرد.<ref>شریعتی، «بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی»، ۱۳۹۰ش، ص۶.</ref> | ابریشم که مهمترین کالای صادراتی ایران بود، در ایالاتی چون گیلان، مازندران، گنجه، شیروان، خراسان و قراباغ تولید میشد. شاه عباس با در اختیار گرفتن ایالات ابریشمخیز شمالی مانند گیلان و مازندران و مهاجرت دادن ارامنه به آن نواحی، تولید را برای پاسخ به تقاضای عثمانی و اروپا افزایش داد. ایران ابریشم را هم به صورت خام و هم مصنوعات ابریشمی همچون قالیهای کارگاههای سلطنتی صادر میکرد.<ref>شریعتی، «بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی»، ۱۳۹۰ش، ص۶.</ref> | ||
== آسیبهای اقتصادی | == آسیبهای اقتصادی<ref group="دیدگاه">منبع پیشنهادی برای تکمیل</ref> == | ||
اقتصاد ایران با برخورداری از پیوستگی به نظام جهانی و ظرفیت حرکت به سمت مکانیزهشدن، فرصت بینظیری برای تحول داشت، اما سلطه و دخالت حاکمیت مانع همسوسازی با شرایط جدید شد. با ظهور قدرتهای جدید اروپایی و روابط نابرابر با نظام سرمایهداری، ایران از بازارهای طبیعی خود محروم شد و مازاد اقتصادی خُرد را به نفع دیگران از دست داد.<ref>[https://jhss.ut.ac.ir/article_70328.html سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.]</ref> | اقتصاد ایران با برخورداری از پیوستگی به نظام جهانی و ظرفیت حرکت به سمت مکانیزهشدن، فرصت بینظیری برای تحول داشت، اما سلطه و دخالت حاکمیت مانع همسوسازی با شرایط جدید شد. با ظهور قدرتهای جدید اروپایی و روابط نابرابر با نظام سرمایهداری، ایران از بازارهای طبیعی خود محروم شد و مازاد اقتصادی خُرد را به نفع دیگران از دست داد.<ref>[https://jhss.ut.ac.ir/article_70328.html سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.]</ref> | ||
# '''عوامل داخلی:''' انحصارگرایی دولتی، بیتوجهی به بهینهسازی کشاورزی و شبکهٔ آبیاری و عمران کشور، مشکلات حاصل از جنگ، حوادث طبیعی و شیوع طاعون و قحطی، استبداد در جامعه، افزایش مالیاتها بر مردم، ناامنی راهها، ارزش معامله نداشتن ثروت و احتکار.<ref>[https://2.189.160.148/fa/article/323237/نگرشی-بر-آسیب-های-اقتصادی-ایران-عصر-صفوی اخضری و کجباف، «نگرشی بر آسیبهای اقتصادی ایران عصر صفوی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۵؛] [https://jhss.ut.ac.ir/article_70328.html سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.]</ref> | # '''عوامل داخلی:''' انحصارگرایی دولتی، بیتوجهی به بهینهسازی کشاورزی و شبکهٔ آبیاری و عمران کشور، مشکلات حاصل از جنگ، حوادث طبیعی و شیوع طاعون و قحطی، استبداد در جامعه، افزایش مالیاتها بر مردم، ناامنی راهها، ارزش معامله نداشتن ثروت و احتکار.<ref>[https://2.189.160.148/fa/article/323237/نگرشی-بر-آسیب-های-اقتصادی-ایران-عصر-صفوی اخضری و کجباف، «نگرشی بر آسیبهای اقتصادی ایران عصر صفوی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۵؛] [https://jhss.ut.ac.ir/article_70328.html سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.]</ref> | ||
# '''عوامل خارجی:''' بروز جنگهای فراوان خارجی، کاهش عواید ترانزیت کالا، ناهمگونی توان تجارت خارجی، افزایش توان مالی و تجاری رقیبان خارجی و آسیبهای ناشی از تحدید نظارت و تهدید مرزها، بیارزش بودن پول در معاملات که پول بیشتر ارزش مصرفی داشت.<ref>[https://2.189.160.148/fa/article/323237/نگرشی-بر-آسیب-های-اقتصادی-ایران-عصر-صفوی اخضری و کجباف، «نگرشی بر آسیبهای اقتصادی ایران عصر صفوی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۵؛] [https://jhss.ut.ac.ir/article_70328.html سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.]</ref> | # '''عوامل خارجی:''' بروز جنگهای فراوان خارجی، کاهش عواید ترانزیت کالا، ناهمگونی توان تجارت خارجی، افزایش توان مالی و تجاری رقیبان خارجی و آسیبهای ناشی از تحدید نظارت و تهدید مرزها، بیارزش بودن پول در معاملات که پول بیشتر ارزش مصرفی داشت.<ref>[https://2.189.160.148/fa/article/323237/نگرشی-بر-آسیب-های-اقتصادی-ایران-عصر-صفوی اخضری و کجباف، «نگرشی بر آسیبهای اقتصادی ایران عصر صفوی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۵؛] [https://jhss.ut.ac.ir/article_70328.html سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.]</ref> | ||
== نظام پولی == | == نظام پولی<ref group="دیدگاه">چرا از اقتصاد جدا شده است؟</ref> == | ||
نظام پولی ایران بر پایه سکههای طلا، نقره و مس استوار بود. فلز مورد نیاز برای ضرب سکه عمدتاً از راه تجارت خارجی از طریق عثمانی و بازرگانان هندی و ارمنی و نه از معادن داخلی تأمین میشد. با افزایش واردات فلزات، نظام پولی قدرتمندتر میشد و این دگرگونیها تا حد زیادی به قدرت شاهان و روابط اقتصادی با همسایگان بستگی داشت. در این دوران، ضرابخانه یکی از ارکان اصلی نظام پولی بهشمار میرفت. مدیریت ضرابخانه، نظارت بر ضرب سکه و حفظ سلامت و ارزش آن بر عهده فرد مورد اعتماد پادشاه به نام معیرالممالک قرار داشت.<ref>فولادی، «بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه»، ۱۴۰۱ش، ص۱.</ref> تعداد ضرابخانههای ایران در دوره صفویه برای سکههای نقره، ۵۸ ضرابخانه و برای سکههای طلا، ۲۴ ضرابخانه بوده است.<ref>سیدموسوی، «بررسی ضرابخانههای ایران در دورهٔ صفوی»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.</ref> ارزش پول در دوره صفویه تحت تأثیر چهار عامل اصلی کاهش یافت: | نظام پولی ایران بر پایه سکههای طلا، نقره و مس استوار بود. فلز مورد نیاز برای ضرب سکه عمدتاً از راه تجارت خارجی از طریق عثمانی و بازرگانان هندی و ارمنی و نه از معادن داخلی تأمین میشد. با افزایش واردات فلزات، نظام پولی قدرتمندتر میشد و این دگرگونیها تا حد زیادی به قدرت شاهان و روابط اقتصادی با همسایگان بستگی داشت. در این دوران، ضرابخانه یکی از ارکان اصلی نظام پولی بهشمار میرفت. مدیریت ضرابخانه، نظارت بر ضرب سکه و حفظ سلامت و ارزش آن بر عهده فرد مورد اعتماد پادشاه به نام معیرالممالک قرار داشت.<ref>فولادی، «بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه»، ۱۴۰۱ش، ص۱.</ref> تعداد ضرابخانههای ایران در دوره صفویه برای سکههای نقره، ۵۸ ضرابخانه و برای سکههای طلا، ۲۴ ضرابخانه بوده است.<ref>سیدموسوی، «بررسی ضرابخانههای ایران در دورهٔ صفوی»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.</ref> ارزش پول در دوره صفویه تحت تأثیر چهار عامل اصلی کاهش یافت: | ||
# '''کاهش واردات فلزات برای ضرب سکه:''' باعث کمبود مواد اولیه و کاهش تولید سکه میشد. | # '''کاهش واردات فلزات برای ضرب سکه:''' باعث کمبود مواد اولیه و کاهش تولید سکه میشد. | ||
| خط ۲۰۲: | خط ۲۴۸: | ||
# '''انباشت سکه توسط بزرگان کشور و مردم عادی:''' باعث خروج مقدار زیادی پول از چرخه مبادلات و اختلال در نظام اقتصادی میشد.<ref>فولادی، «بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه»، ۱۴۰۱ش، ص۱.</ref> | # '''انباشت سکه توسط بزرگان کشور و مردم عادی:''' باعث خروج مقدار زیادی پول از چرخه مبادلات و اختلال در نظام اقتصادی میشد.<ref>فولادی، «بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه»، ۱۴۰۱ش، ص۱.</ref> | ||
== هنر == | == هنر<ref>احسنت در این بخش به خوبی تمرکز رفته بر گزارش وضعیت ایران</ref> == | ||
ایران در دوره صفوی در بسیاری از زمینههای هنری، وارثِ هنر تیموریان بودند.<ref>زکی، تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۳ش، ص۱۱–۹.</ref> معمولاْ خاندان سلطنتی و اعضای طبقات بالای جامعه متقاضی آثار هنری بودند و زمینههای شکوفایی آن را فراهم میکردند و شوق و ذوق هنرمندان را برمیانگیختند و با حمایت خود، اغلب نوع هنر و گونهٔ اشیاء تولید شده را تعیین میکردند. هنر ایرانیان در این دوره شامل معماری، اقدامات شهرسازی مانند میدان نقش جهان، مسجد شیخ لطفالله، عالیقاپور، قیصریه یا بازار شاه اصفهان، چهل ستون، سیوسه پل، پل خواجو، قصر فرحآباد، بقعه شیخ صفیالدین، ساخت بارگاههای عظیم برای ائمه و رجال بزرگ آنان در عراق، کربلا، سامرا، نجف، مشهد و قم، نقاشی و شکلگیری مکاتب مختلف نقاشی، عکاسی، خطاطی و خوشنویسی، زرافشانی، موسیقی بوده است.<ref>نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۵۶–۳۳۶.</ref> | ایران در دوره صفوی در بسیاری از زمینههای هنری، وارثِ هنر تیموریان بودند.<ref>زکی، تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۳ش، ص۱۱–۹.</ref> معمولاْ خاندان سلطنتی و اعضای طبقات بالای جامعه متقاضی آثار هنری بودند و زمینههای شکوفایی آن را فراهم میکردند و شوق و ذوق هنرمندان را برمیانگیختند و با حمایت خود، اغلب نوع هنر و گونهٔ اشیاء تولید شده را تعیین میکردند. هنر ایرانیان در این دوره شامل معماری، اقدامات شهرسازی مانند میدان نقش جهان، مسجد شیخ لطفالله، عالیقاپور، قیصریه یا بازار شاه اصفهان، چهل ستون، سیوسه پل، پل خواجو، قصر فرحآباد، بقعه شیخ صفیالدین، ساخت بارگاههای عظیم برای ائمه و رجال بزرگ آنان در عراق، کربلا، سامرا، نجف، مشهد و قم، نقاشی و شکلگیری مکاتب مختلف نقاشی، عکاسی، خطاطی و خوشنویسی، زرافشانی، موسیقی بوده است.<ref>نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ۲۵۶–۳۳۶.</ref> | ||
== صنعت == | == صنعت<ref group="دیدگاه">صنعت یا صنایع دستی؟ این مطلب صنایع دستی است اگر درباره صنعت مطلبی هست حتما در بخش اقتصاد زیرمجموعه مستقلی برای آن تعریف شود. مثلا آهنگری یا سدسازی و...</ref> == | ||
مهمترین صنایع دوره صفویه صنایع دستی | مهمترین صنایع دوره صفویه صنایع دستی شامل نجاری مانند ساخت درهای منبتکاری شده، ستونهای چوبی کاخ چهلستون و صندوقهای آرامگاهها و قالیبافی و بافت جانماز و سجاده با نقوش گلدانی، درختی و شکاری که قالیهای اردبیل از شاهکارهای جهانی آن است. منسوجات مانند پارچههای زربفت، مخمل و ترمه در کارگاههای یزد، کاشان و اصفهان، اسلحهسازی شامل فولاد دمشق با تیغههای موجدار و تزیین با طلا و نقره و سفالسازی شامل کاشیهای هفترنگ مساجد و سفالینههای زرینفام و آبیوسفید با تأثیرپذیری از نقوش چینی از دیگر صنایع این دوره بوده است.<ref>نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ص۳۶۵–۳۵۶.</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||