امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۴: خط ۴:


== معانی و تعاریف لغوی فرهنگ ==
== معانی و تعاریف لغوی فرهنگ ==
فرهنگ در زبان‌ها و ادبیات گوناگون مسیر تحولی متفاوتی را طی کرده است؛ در زبان فارسی در اصل به معنی «کشیدن» بوده و سپس به معانی دانش، ادب، عقل، کتاب لغت و شاخۀ درختی که به‌منظور جوانه زدن در زمین مدفون می‌گردد، به کار رفته است.<ref>دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ۱۳۴۱ش، ص ۲۲۷.</ref> در زبان عربی معادل ثقافه است که در ریشه به معنی تیزهوشی، پیروزی و مهارت بوده و در اصطلاح برای استعداد و توان فراگیری علوم، صنایع و ادبیات استفاده می‌شود.<ref>ابن منظور، لسان العرب، ۱۳۰۰ق، ص ۱۲۷.</ref> در ادبیات انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، این اصطلاح در ریشه‌های نخستین خود به معنی سکنی گزیدن، کشت کردن، حراست کردن و پرستش به کار می‌رفته است. در قرن شانزدهم،  با مفهوم کشت و زرع به‌عنوان استعاره‌ای از فرآیند توسعه و رشد انسانی وارد حوزه علوم انسانی شد و امروزه دلالت بر یک حقیقت عام و انتزاعی در جوامع بشری دارد.<ref>پهلوان، فرهنگ‌شناسی، ۱۳۸۲ش، ص ۳-۴.</ref>
فرهنگ در زبان‌ها و ادبیات گوناگون مسیر تحولی متفاوتی را طی کرده است؛ در زبان فارسی در اصل به معنی «کشیدن» بوده و سپس به معانی دانش، ادب، عقل، مادر کیکاوس، کتاب لغت و شاخۀ درختی که به‌منظور جوانه زدن در زمین مدفون می‌گردد، به کار رفته است.<ref>دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ۱۳۴۱ش، ص ۲۲۷.</ref> در زبان عربی معادل ثقافه است که در ریشه به معنی تیزهوشی، پیروزی و مهارت بوده و در اصطلاح برای استعداد و توان فراگیری علوم، صنایع و ادبیات استفاده می‌شود.<ref>ابن منظور، لسان العرب، ۱۳۰۰ق، ص ۱۲۷.</ref> در ادبیات انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، این اصطلاح در ریشه‌های نخستین خود به معنی سکنی گزیدن، کشت کردن، حراست کردن و پرستش به کار می‌رفته است. در قرن شانزدهم،  با مفهوم کشت و زرع به‌عنوان استعاره‌ای از فرآیند توسعه و رشد انسانی وارد حوزه علوم انسانی شد و به معانی رشد و پرورش ذهن، روح حاکم بر جامعه و کل شیوۀ زندگی استعمال شد.<ref>پهلوان، فرهنگ‌شناسی، ۱۳۸۲ش، ص ۳-۴؛ ویلیامز، فرهنگ و جامعه، 1398، ص 30-31.</ref>


== رهیافت‌های مختلف در مورد فرهنگ ==
== رهیافت‌های مختلف در مورد فرهنگ ==
خط ۳۲: خط ۳۲:
عناصر فرهنگ به دو دسته درونی (ذهنی) و بیرونی (مادی) تقسیم شده است.
عناصر فرهنگ به دو دسته درونی (ذهنی) و بیرونی (مادی) تقسیم شده است.


=== ۱. عناصر ذهنی و درونی (فرهنگ درونی‌شده) ===
=== ۱. عناصر ذهنی و درونی ===
این عناصر در ذهن و روان انسان تجلی می‌یابند و شامل دو بخش معنایی و شخصیتی‌اند:<ref>رجب‌زاده، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، ۱۳۷۷ش، ص ۶۴.</ref>
این عناصر در ذهن و روان انسان تجلی می‌یابند و شامل دو بخش معنایی و شخصیتی‌اند:<ref>رجب‌زاده، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، ۱۳۷۷ش، ص ۶۴.</ref>


* '''عقاید و باورها:''' بنیادترین بینش انسان و جهان‌بینی اوست که زیرساخت سایر خرده‌نظام‌های هنجاری و ارزشی را شکل می‌دهد.<ref>باهنر، جهان‌بینی اسلامی، ۱۳۶۱ش، ص ۶.</ref>
* '''عقاید و باورها:''' بنیادترین بینش انسان و جهان‌بینی اوست که زیرساخت سایر خرده‌نظام‌های هنجاری و ارزشی را شکل می‌دهد.<ref>باهنر، جهان‌بینی اسلامی، ۱۳۶۱ش، ص ۶.</ref> به تعبیر برخی آنچه که انسان را به‌عنوان تنها موجود فرهنگی از موجودات دیگر متمایز می‌سازد باورها و گرایش‌های متعالی اوست.<ref>مطهري، مجموعه آثار، 1372، ج2، ص 21.</ref>
* '''ارزش‌ها:''' گی روشه ارزش‌ها را جوهره فرهنگ می‌خواند.<ref>نقی‌نظرپور، ارزش‌ها و توسعه، ۱۳۷۸ش، ص ۷۰.</ref> ارزش‌ها نوعی درجه‌بندی امور از خوب تا بد هستند.<ref>رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۲۶۹.</ref> اگر ارزش‌ها نبودند انسان‌ها در ارزیابی کنش‌ها دچار مشکل می‌شدند.<ref>ترنر، مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۷۸.</ref>
* '''ارزش‌ها:''' گی روشه ارزش‌ها را جوهره فرهنگ می‌خواند.<ref>نقی‌نظرپور، ارزش‌ها و توسعه، ۱۳۷۸ش، ص ۷۰.</ref> ارزش‌ها نوعی درجه‌بندی امور از خوب تا بد هستند<ref>رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۲۶۹.</ref> که کارکرد آن راهنمایی انسان در ارزیابی کنش‌ها است.<ref>ترنر، مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۷۸.</ref>
* '''هنجارها:''' قواعد تنظیم روابط که نقض آن‌ها مجازات در پی دارد.<ref>رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۱۸۵.</ref> کارکرد آن‌ها حفظ حیات انسان، پیش‌بینی‌پذیر نمودن کنش‌ها و ایجاد انسجام اجتماعی است.<ref>افروغ، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص ۲۵.</ref> هنجارها بسته به میزان الزام به سه دسته الزامی، مرجح و مجاز تقسیم می‌شوند.<ref>کوزر، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۴۳۳.</ref>
* '''هنجارها:''' قواعد تنظیم روابط که نقض آن‌ها مجازات در پی دارد.<ref>رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۱۸۵.</ref> کارکرد آن‌ها حفظ حیات انسان، پیش‌بینی‌پذیر نمودن کنش‌ها و ایجاد انسجام اجتماعی است.<ref>افروغ، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص ۲۵.</ref> هنجارها بسته به میزان الزام به سه دسته الزامی، مرجح و مجاز تقسیم شده است.<ref>افروغ، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص 24-25؛ کوزر، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۴۳۳.</ref>
* '''نظام ذخیره دانش:''' خزانه‌های اطلاعاتی که از تجربه‌های بشری شکل گرفته و از طریق نمادها انتقال می‌یابند.<ref>نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.</ref>
* '''نظام ذخیره دانش:''' خزانه‌های اطلاعاتی که از تجربه‌های بشری شکل گرفته و از طریق نمادها انتقال می‌یابند.<ref>نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.</ref>
* '''حقوق بنیادین انسان:''' برداشت از حقوق اساسی انسان که سایر اشکال زندگی و هنر از آن تأثیر می‌پذیرند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۵۲.</ref>
* '''حقوق بنیادین انسان:''' برداشت از حقوق اساسی انسان که سایر اشکال زندگی و هنر از آن تأثیر می‌پذیرند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۵۲.</ref>
* '''عنصر شخصیتی:''' ته‌نشست فرهنگ در شخصیت انسانی است که منشأ رفتاری فرد محسوب می‌شود.


=== ۲. عناصر بیرونی یا مادی ===
=== ۲. عناصر بیرونی یا مادی ===
خط ۹۶: خط ۹۵:
* مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ در قرآن، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، 1379ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ در قرآن، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، 1379ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، مجموعه آثار، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج1، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۵ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، مجموعه آثار، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج1، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۵ش.
* مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴ش.
* مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴ش.
* نقی‌نظرپور، محمد، ارزش‌ها و توسعه، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۷۸ش.
* نقی‌نظرپور، محمد، ارزش‌ها و توسعه، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۷۸ش.
* نولان، پاتریک و لنسکی، گرهارد، جامعه‌های انسانی، ترجمه ناصر موفقیان، تهران، نشر نی، ۱۳۸۰ش.
* نولان، پاتریک و لنسکی، گرهارد، جامعه‌های انسانی، ترجمه ناصر موفقیان، تهران، نشر نی، ۱۳۸۰ش.
* ویلیامز، ریموند، «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ»، ترجمه علی مرتضویان، مجله ارغنون، ش۱۸، پاییز ۱۳۸۰ش.
* ویلیامز، ریموند، «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ»، ترجمه علی مرتضویان، مجله ارغنون، ش۱۸، پاییز ۱۳۸۰ش.
* ویلیامز، ریموند، فرهنگ و جامعه، ترجمه علی اکبر معصوم بیگی و نسترن موسوی، تهران، نگاه، 1398ش.