امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۶: خط ۶:


=== '''لغت‌شناسی''' ===
=== '''لغت‌شناسی''' ===
واژۀ فرهنگ که از دورۀ پارسی میانه و زبان پارسیک وارد ادبیات نوشتاری و گفتاری تمدن پارس شده است،<ref>آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، 1357ش، ص18.</ref> از ماده [ف َر هَ ن ک] بر وزن و معنای «فرهنج» از پیشوند فر+ هنگ از ریشه ثنگ (thang) اوستایی به معنای کشیدن و فرهیخت تشکیل‌شده و به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغات، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز آمده است.<ref>برهان، برهان قاطع، 1362ش، ج3، صص1480-1481 ذیل واژه «فرهنج» و «فرهنگ».</ref> در لغتنامه دهخدا معانی آموزش‌وپرورش و تعلیم و تربیت و امور مربوط به مدارس آموزشگاه‌ها و فرهنگی به معنای اهل فرهنگ و کسانی که در پی دانش و دانش‌آموزی هستند به معانی قبلی آن اضافه شد.<ref>دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ۱۳۴۱ش، ص ۲۲۷، ذیل واژه فرهنگ و فرهنگی.</ref> مطابق معانی فوق اصطلاح وزارت فرهنگ، به‌عنوان نهاد متولی تعلیم و تربیت و یاددادن دانش‌های روز در دورۀ قاجاریه تأسیس و با ارتقاء سطح دانش افراد جامعه و تربیت افراد متخصص، هدف‌گذاری شد.<ref>معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ج2، ص پیاپی، 2538، ذیل واژه فرهنگ.</ref> مجموعۀ آداب‌ورسوم و مجموعۀ علوم، معارف و هنرهای یک قوم و آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت از معانی دیگر فرهنگ است که در کتب لغت ذکرشده است.<ref>معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ص2538؛ ذیل واژه فرهنگ؛ عمید، فرهنگ عمید، 1387ش، ج2، ص1536. ذیل واژه فرهنگ.</ref>
واژۀ فرهنگ که از دورۀ پارسی میانه و زبان پارسیک وارد ادبیات نوشتاری و گفتاری تمدن پارس شده است،<ref>آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، 1357ش، ص18.</ref> از ماده [ف َر هَ ن ک] بر وزن و معنای «فرهنج» از پیشوند فر+ هنگ از ریشه ثنگ (thang) اوستایی به معنای کشیدن و فرهیخت تشکیل‌شده و به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغات، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز آمده است.<ref>برهان، برهان قاطع، 1362ش، ج3، صص1480-1481 ذیل واژه «فرهنج» و «فرهنگ».</ref><ref>دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ۱۳۴۱ش، ص ۲۲۷، ذیل واژه فرهنگ و فرهنگی.</ref> مطابق معانی فوق اصطلاح وزارت فرهنگ، به‌عنوان نهاد متولی تعلیم و تربیت و یاددادن دانش‌های روز در دورۀ قاجاریه تأسیس و با ارتقاء سطح دانش افراد جامعه و تربیت افراد متخصص، هدف‌گذاری شد.<ref>معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ج2، ص پیاپی، 2538، ذیل واژه فرهنگ.</ref> مجموعۀ آداب‌ورسوم و مجموعۀ علوم، معارف و هنرهای یک قوم و آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت از معانی دیگر فرهنگ است که در کتب لغت ذکرشده است.<ref>معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ص2538؛ ذیل واژه فرهنگ؛ عمید، فرهنگ عمید، 1387ش، ج2، ص1536. ذیل واژه فرهنگ.</ref>


=== '''ماهیت فرهنگ''' ===
=== '''ماهیت فرهنگ''' ===
خط ۲۶: خط ۲۶:
در ادبیات عامیانه، افسانه‌ها و اشعار پارسی، تدبیر و چاره‌اندیشی از شئون انسانی و از لواحق فرهنگ به‌شمار آمده است. در آثار حماسی و غنایی، تدبیر جنگی یا در پیش گرفتن صلح و آشتی، نشانهٔ فرهنگ، و خلاف آن (جنگ‌طلبی و بی‌منطق) نشانهٔ بی‌فرهنگی تلقی شده است.<ref>[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh74 نظامی گنجوی، ''کلیات خمسه''، خسرو و شیرین، وب‌سایت گنجور، بخش ۷۴.]</ref> این کاربرد نشان می‌دهد که فرهنگ حقیقتی اجتماعی دارد و با سرنوشت جمعی و مصالح عمومی پیوند خورده است. در خطبه‌های انوشیروان، از خصلت‌های شایستهٔ مردم فارس به «فرهنگ روز جنگ» (تدبیر جنگی) به‌عنوان یکی از ارکان مهم جهانداری یاد شده است.<ref>دهخدا، ''امثال و حکم''، ۱۳۸۳ش، ج3، ص ۱۶۲۲.</ref> اسدی طوسی نیز در اشعار خود، تدبیر و فرهنگ را در مقابل جنگ‌طلبی، نشانهٔ پختگی و هوشیاری کهن‌سالان می‌داند.<ref>[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، ''گرشاسپ‌نامه''، وب‌سایت گنجور، بخش ۹۰.]</ref> در متونی نظیر ''تحفة الملوک'' خرد رهنمون و کلید دانش‌ها معرفی شده و دانش و فرهنگ، انبازان خرد دانسته شده‌اند که انسان را از بلاها و مشقت‌ها نجات می‌دهند.<ref>اصفهانی، ''تحفة الملوک''، 1382ش، ص ۵.</ref> فردوسی در ''شاهنامه'' از فرهنگ به‌عنوان راه‌چاره تعبیر کرده است.<ref>موسسه تحققاتی نور، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، ص ۸۹۴، بیت ۳۲۴۲۷.</ref> جلال‌الدین محمد بلخی در داستان‌هایی نظیر مرد دانا و اعرابی و داستان کنیزک خاتون، از تدبیر و چاره‌اندیشی با واژهٔ فرهنگ یاد می‌کند.<ref>بلخی، ''مثنوی معنوی''، تهران، 1391ش، ص ۲۶۲، بیت ۳۱۸۱، ص ۶۴۸، بیت ۱۳۸۰ و ص ۸۸۸، بیت ۳۸۳۲.</ref> در رسالهٔ ''دستورالاعقاب'' (تألیف ۱۲۶۰ق/۱۸۴۴م)، گزارش حاکم بغداد تمایل به جنگ و منازعه را ناشی از عدم تدبیر دانسته و آن را متأثر از عدم دانش و فرهنگ توصیف می‌کند.<ref>طهرانی، ''دستورالاعقاب''، ۱۳۷۶ش، ص ۸۶.</ref>
در ادبیات عامیانه، افسانه‌ها و اشعار پارسی، تدبیر و چاره‌اندیشی از شئون انسانی و از لواحق فرهنگ به‌شمار آمده است. در آثار حماسی و غنایی، تدبیر جنگی یا در پیش گرفتن صلح و آشتی، نشانهٔ فرهنگ، و خلاف آن (جنگ‌طلبی و بی‌منطق) نشانهٔ بی‌فرهنگی تلقی شده است.<ref>[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh74 نظامی گنجوی، ''کلیات خمسه''، خسرو و شیرین، وب‌سایت گنجور، بخش ۷۴.]</ref> این کاربرد نشان می‌دهد که فرهنگ حقیقتی اجتماعی دارد و با سرنوشت جمعی و مصالح عمومی پیوند خورده است. در خطبه‌های انوشیروان، از خصلت‌های شایستهٔ مردم فارس به «فرهنگ روز جنگ» (تدبیر جنگی) به‌عنوان یکی از ارکان مهم جهانداری یاد شده است.<ref>دهخدا، ''امثال و حکم''، ۱۳۸۳ش، ج3، ص ۱۶۲۲.</ref> اسدی طوسی نیز در اشعار خود، تدبیر و فرهنگ را در مقابل جنگ‌طلبی، نشانهٔ پختگی و هوشیاری کهن‌سالان می‌داند.<ref>[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، ''گرشاسپ‌نامه''، وب‌سایت گنجور، بخش ۹۰.]</ref> در متونی نظیر ''تحفة الملوک'' خرد رهنمون و کلید دانش‌ها معرفی شده و دانش و فرهنگ، انبازان خرد دانسته شده‌اند که انسان را از بلاها و مشقت‌ها نجات می‌دهند.<ref>اصفهانی، ''تحفة الملوک''، 1382ش، ص ۵.</ref> فردوسی در ''شاهنامه'' از فرهنگ به‌عنوان راه‌چاره تعبیر کرده است.<ref>موسسه تحققاتی نور، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، ص ۸۹۴، بیت ۳۲۴۲۷.</ref> جلال‌الدین محمد بلخی در داستان‌هایی نظیر مرد دانا و اعرابی و داستان کنیزک خاتون، از تدبیر و چاره‌اندیشی با واژهٔ فرهنگ یاد می‌کند.<ref>بلخی، ''مثنوی معنوی''، تهران، 1391ش، ص ۲۶۲، بیت ۳۱۸۱، ص ۶۴۸، بیت ۱۳۸۰ و ص ۸۸۸، بیت ۳۸۳۲.</ref> در رسالهٔ ''دستورالاعقاب'' (تألیف ۱۲۶۰ق/۱۸۴۴م)، گزارش حاکم بغداد تمایل به جنگ و منازعه را ناشی از عدم تدبیر دانسته و آن را متأثر از عدم دانش و فرهنگ توصیف می‌کند.<ref>طهرانی، ''دستورالاعقاب''، ۱۳۷۶ش، ص ۸۶.</ref>


=== توانایی و مهارت ===
==== توانایی و مهارت ====
در ''شاهنامه در مقایسه'' فرهنگ و گهر، برتری از فرهنگ است. فرهنگ در تقابل با ویژگی‌های خونی و نژادی قرار می‌گیرد و به‌عنوان امری کاملاً اکتسابی، آموختنی و پرورش‌یافتنی شناخته می‌شود؛ چنان‌که در داستان گفتگوی انوشیروان و حکیم، تأکید می‌گردد که پادشاهی متکی بر نژاد، در برابر حکمت و هنر (فرهنگ) ارزش انسانی کمتری دارد.<ref>موسسه تحقیقات نور، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، ص ۱۱۰۴، ابیات ۴۰۰۲۸-۴۰۰۳۱. </ref> جلال‌الدین محمد بلخی در ''مثنوی معنوی'' در داستان سلطان محمود و دزدان، اظهار مهارت‌های فردی و توانایی مواجهه با مسائل را فرهنگ می‌نامد و آن را هم‌تراز با واژهٔ هنر  قرار می‌دهد.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی''، 1391ش، ص ۸۵۳، ابیات ۲۸۱۶-۲۸۱۹.</ref> همچنین در داستان گفتگوی امیر با سرهنگان در ''مثنوی''، فرهنگ صراحتاً در معنای مهارت و توانایی فنی و عملی به‌کار رفته است.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی''، 1391ش، ص ۶۷۲، بیت ۲۰۵۱.</ref> بر اساس این طیف معنایی، فرهنگ آمیزه‌ای از استعدادها و توانایی‌های انسانی است که در قالب مهارت، هنر و صنایع ظهور و بروز می‌یابد.
در ''شاهنامه در مقایسه'' فرهنگ و گهر، برتری از فرهنگ است. فرهنگ در تقابل با ویژگی‌های خونی و نژادی قرار می‌گیرد و به‌عنوان امری کاملاً اکتسابی، آموختنی و پرورش‌یافتنی شناخته می‌شود؛ چنان‌که در داستان گفتگوی انوشیروان و حکیم، تأکید می‌گردد که پادشاهی متکی بر نژاد، در برابر حکمت و هنر (فرهنگ) ارزش انسانی کمتری دارد.<ref>موسسه تحقیقاتی نور، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، ص ۱۱۰۴، ابیات ۴۰۰۲۸-۴۰۰۳۱. </ref> جلال‌الدین محمد بلخی در ''مثنوی معنوی'' در داستان سلطان محمود و دزدان، اظهار مهارت‌های فردی و توانایی مواجهه با مسائل را فرهنگ می‌نامد و آن را هم‌تراز با واژهٔ هنر  قرار می‌دهد.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی''، 1391ش، ص ۸۵۳، ابیات ۲۸۱۶-۲۸۱۹.</ref> همچنین در داستان گفتگوی امیر با سرهنگان در ''مثنوی''، فرهنگ صراحتاً در معنای مهارت و توانایی فنی و عملی به‌کار رفته است.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی''، 1391ش، ص ۶۷۲، بیت ۲۰۵۱.</ref>


==== کیاست و فراست ====
سعدی فرهنگ را در تقابل با غفلت و مستی به‌کار برده و برخورداری از آن را لازمهٔ هوشیاری و زمامداری می‌داند.<ref>[https://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghete2/sh147 سعدی، ''مواعظ''، وب‌سایت گنجور، قطعه ۱۴۷.] </ref> در ''شاهنامه'' فردوسی فرهنگ به‌معنای هوش و کیاست تعبیر شده<ref>موسسه تحقیقاتی نور، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، ص ۹، بیت ۲۷۴.</ref> و در اشعار اسدی طوسی از آن به‌عنوان گنج نیکویی مردان یاد شده است.<ref>[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، ''گرشاسپ‌نامه''، وب‌سایت گنجور، بخش ۹۰.]</ref>


==== آداب و منش ====
در مقدمهٔ ''شاهنامه ابومنصوری'' (تألیف ۳۴۶ق) عبارت فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کارساز پادشاهی به‌کار رفته که مراد از آن، آداب ویژهٔ درباریان و بزرگان است.<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، مندرج در: رضازاده ملک، رحیم، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه ''نامه انجمن''، ۱۳۸۳ش، شماره ۱۳، ص ۱۲۹.</ref> در ''سندبادنامه''، آموزش فرهنگ و آداب، پیش‌نیازِ یادگیری علوم دیگر ذکر شده و آمده است که شاهزاده پس از رسیدن به دوازده‌سالگی نزد مؤدب (معلم) فرستاده می‌شد تا فرهنگ و آداب ملوک بیاموزد.<ref>[[ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، وب‌سایت گنجور، بخش ۵.|ظهیری سمرقندی، ''سندبادنامه''، وب‌سایت گنجور، بخش ۵.]]</ref> در منظومهٔ ''برزونامه''  نیز از فرهنگ شهان سخن به میان آمده و تخطی از آن ننگ و عار دانسته شده است.<ref>کوسج، ''برزونامه (بخش کهن)''، ۱۳۸۷ش، صص ۹۶-۹۷.</ref> مولوی، خدعه و نیرنگ را شیوهٔ آدمیان می‌داند و گرگان را از این منش (فرهنگ) مبرا می‌خواند.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی''، 1391، ص ۸۴۱، ابیات ۲۴۷۲-۲۴۷۳.</ref> وی در اشعاری دیگر نیز فرهنگ را برای توصیف شیوهٔ رفتار و عاملی برای تشویش حضار دربار به کار می‌برد.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی، 1391''، ص ۸۴۳، ابیات ۲۵۲۵-۲۵۲۷.</ref>




خط ۱۱۳: خط ۱۱۷:
* افروغ، عماد، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، تهران، مؤسسه فرهنگ و دانش، ۱۳۷۹ش.
* افروغ، عماد، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، تهران، مؤسسه فرهنگ و دانش، ۱۳۷۹ش.
* الیوت، تی. اس.، درباره فرهنگ، ترجمه حمید شاهرخ، تهران، نشر مرکز، ۱۳۶۹ش.
* الیوت، تی. اس.، درباره فرهنگ، ترجمه حمید شاهرخ، تهران، نشر مرکز، ۱۳۶۹ش.
* المعمری، ابومنصور، مقدمه شاهنامه ابومنصوری، مندرج در: رحیم رضازاده ملک، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه نامه انجمن، شماره 13، 1383ش.
* ایتزن، دی. استنلی، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ترجمه ضیاء تاج‌الدین، مجله نامه فرهنگ، ش۲۷، ۱۳۷۶ش.
* ایتزن، دی. استنلی، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ترجمه ضیاء تاج‌الدین، مجله نامه فرهنگ، ش۲۷، ۱۳۷۶ش.
* باهنر، محمدجواد، جهان‌بینی اسلامی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱ش.
* باهنر، محمدجواد، جهان‌بینی اسلامی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱ش.
خط ۱۴۰: خط ۱۴۵:
* سلیمی، حسین، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌الملل، ۱۳۷۹ش.
* سلیمی، حسین، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌الملل، ۱۳۷۹ش.
* سجاسی، اسحاق بن ابراهیم، فرائد السلوک، تهران، پاژنگ، 1386ش.
* سجاسی، اسحاق بن ابراهیم، فرائد السلوک، تهران، پاژنگ، 1386ش.
* سعدی، ''مواعظ''، وب‌سایت گنجور، قطعه ۱۴۷،  تاریخ بازدید: 26 اردیبهشت 1405ش.
* سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، 1387ش.
* سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، 1387ش.
* «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق می‌گویند؟» وب‌سایت اندیشکده هاتف، تاریخ درج مطلب: 22 اسفند 1401ش.
* «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق می‌گویند؟» وب‌سایت اندیشکده هاتف، تاریخ درج مطلب: 22 اسفند 1401ش.
* طهرانی، مهدی نواب، دستورالاعقاب، تهران، تاریخ ایران، 1376ش.
* طهرانی، مهدی نواب، دستورالاعقاب، تهران، تاریخ ایران، 1376ش.
* ظهیری سمرقندی، محمد، سندبادنامه، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید مطلب: 26 اردیبهشت 1405ش.
* عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، امیرکبیر، 1387ش.
* عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، امیرکبیر، 1387ش.
* فوکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی، تهران، نی، 1386ش.
* فوکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی، تهران، نی، 1386ش.
* کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
* کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
* کوزر، لوئیس و دیگران، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران، نشر نی، ۱۳۷۸ش.
* کوزر، لوئیس و دیگران، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران، نشر نی، ۱۳۷۸ش.
* کوسج، شمس‌الدین محمد، برزونامه (بخش کهن)، مقدمه‌ و تصحیح، اکبر نحوی، تهران، مرکز پژوهشی ميراث مکتوب، 1387ش.
* گولد، جولیوس و کولب، ویلیام ل.، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه گروه مترجمان، تهران، انتشارات مازیار، ۱۳۷۶ش.
* گولد، جولیوس و کولب، ویلیام ل.، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه گروه مترجمان، تهران، انتشارات مازیار، ۱۳۷۶ش.
* گوییگان، توبی، مطالعات فرهنگی و سیاست‌های فرهنگی، ترجمه نیلوفر قادری، تهران، رخداد نو، 1388ش.  
* گوییگان، توبی، مطالعات فرهنگی و سیاست‌های فرهنگی، ترجمه نیلوفر قادری، تهران، رخداد نو، 1388ش.