| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
==== آداب و منش ==== | ==== آداب و منش ==== | ||
در مقدمهٔ ''شاهنامه ابومنصوری'' (تألیف ۳۴۶ق) عبارت فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کارساز پادشاهی بهکار رفته که مراد از آن، آداب ویژهٔ درباریان و بزرگان است.<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، مندرج در: رضازاده ملک، رحیم، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه ''نامه انجمن''، ۱۳۸۳ش، شماره ۱۳، ص ۱۲۹.</ref> در ''سندبادنامه''، آموزش فرهنگ و آداب، پیشنیازِ یادگیری علوم دیگر ذکر شده و آمده است که شاهزاده پس از رسیدن به دوازدهسالگی نزد مؤدب (معلم) فرستاده میشد تا فرهنگ و آداب ملوک بیاموزد.<ref>[[ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، وبسایت گنجور، بخش ۵.|ظهیری سمرقندی، ''سندبادنامه''، وبسایت گنجور، بخش ۵.]]</ref> در منظومهٔ ''برزونامه'' نیز از فرهنگ شهان سخن به میان آمده و تخطی از آن ننگ و عار دانسته شده است.<ref>کوسج، ''برزونامه (بخش کهن)''، ۱۳۸۷ش، صص ۹۶-۹۷.</ref> مولوی، خدعه و نیرنگ را شیوهٔ آدمیان میداند و گرگان را از این منش (فرهنگ) مبرا میخواند.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی''، 1391، ص ۸۴۱، ابیات ۲۴۷۲-۲۴۷۳.</ref> وی در اشعاری دیگر نیز فرهنگ را برای توصیف شیوهٔ رفتار و عاملی برای تشویش حضار دربار به کار میبرد.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی، 1391''، ص ۸۴۳، ابیات ۲۵۲۵-۲۵۲۷.</ref> | در مقدمهٔ ''شاهنامه ابومنصوری'' (تألیف ۳۴۶ق) عبارت فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کارساز پادشاهی بهکار رفته که مراد از آن، آداب ویژهٔ درباریان و بزرگان است.<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، مندرج در: رضازاده ملک، رحیم، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه ''نامه انجمن''، ۱۳۸۳ش، شماره ۱۳، ص ۱۲۹.</ref> در ''سندبادنامه''، آموزش فرهنگ و آداب، پیشنیازِ یادگیری علوم دیگر ذکر شده و آمده است که شاهزاده پس از رسیدن به دوازدهسالگی نزد مؤدب (معلم) فرستاده میشد تا فرهنگ و آداب ملوک بیاموزد.<ref>[[ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، وبسایت گنجور، بخش ۵.|ظهیری سمرقندی، ''سندبادنامه''، وبسایت گنجور، بخش ۵.]]</ref> در منظومهٔ ''برزونامه'' نیز از فرهنگ شهان سخن به میان آمده و تخطی از آن ننگ و عار دانسته شده است.<ref>کوسج، ''برزونامه (بخش کهن)''، ۱۳۸۷ش، صص ۹۶-۹۷.</ref> مولوی، خدعه و نیرنگ را شیوهٔ آدمیان میداند و گرگان را از این منش (فرهنگ) مبرا میخواند.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی''، 1391، ص ۸۴۱، ابیات ۲۴۷۲-۲۴۷۳.</ref> وی در اشعاری دیگر نیز فرهنگ را برای توصیف شیوهٔ رفتار و عاملی برای تشویش حضار دربار به کار میبرد.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی، 1391''، ص ۸۴۳، ابیات ۲۵۲۵-۲۵۲۷.</ref> | ||
=== تطور معنایی فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی === | |||
فرهنگ در زبان و متون فارسی هفت مرحله را سپری کرده است: | |||
'''پیدایش واژه (دوره پارسی میانه):''' در آثاری نظیر ''خسرو و ریدک،''<ref>عریان، «خسرو قبادان و ریدکی»، ۱۳۶۱ش، ص ۱۰۸۱.</ref> ''دینکرد ششم''<ref>آذرپاد، ''دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی''، ۱۳۹۱ش، صص ۱۲۲-۱۲۳؛ آشوری، داریوش، ''تعریفها و مفهوم فرهنگ، 1357''، ص ۱۸.</ref> و ''کارنامه اردشیر بابکان،''<ref>مشکور، ''کارنامه اردشیر بابکان''، ۱۳۲۹ش، ص ۵.</ref> فرهنگ عمدتاً بهمعنای «تعلیم و تربیت»، «آموزش دانش و مهارت» و عاملی برای شکلدهی به منش و شخصیت انسان بهکار رفته است. این معنا در مضامین مرتبط با خویشکاری ریدکان و دادستان دینی نیز تکرار شده است.<ref>آشوری، داریوش، ''تعریفها و مفهوم فرهنگ، 1357ش''، ص ۱۸.</ref> | |||
'''هویت نخبگانی (دوره متون کلاسیک و ادبی):''' در هزارهٔ اول و اوایل هزارهٔ دوم هجری، فرهنگ به ادبیات نخبگانی، دیوانی و درباری راه یافت. در متونی چون ''مقدمه شاهنامه ابومنصوری'' (۳۴۶ق)<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، ۱۳۸۳ش، ص ۱۲۹.</ref> و ''قابوسنامه'' و ''نصیحةالملوک،''<ref>غزالی طوسی، ''نصیحة الملوک''، ۱۳۱۷ش، ص ۶۵.</ref> واژهٔ فرهنگ دلالت بر دانش، رفتار اخلاقی، مهارت، و آداب و رسوم مختص به طبقات خاص (شاهان، شاهزادگان و فرزانگان) داشت. | |||
'''همگانیشدن واژه (دوره فرهنگنامهنویسی):''' از قرن یازدهم هجری به بعد، واژهٔ فرهنگ برای نامگذاری واژهنامهها و دانشنامههای عمومی و تخصصی مانند ''فرهنگ جهانگیری''، ''فرهنگ رشیدی'' و ''فرهنگ سروری'' رواج یافت. از نمونههای این دوران میتوان به کتاب ''جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ'' (۱۰۰۴ق)<ref>اصفهانی، ''جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ''، ۱۰۰۴ق.</ref> و بعدتر ''فرهنگ روستائی'' (۱۳۱۶ش) اشاره کرد.<ref>بهرامی، ''فرهنگ روستائی، یا، دایرةالمعارف فلاحتی''، ۱۳۱7ش.</ref> | |||
'''ورود به ساختار حکومتی (دوره دیوانی):''' در سال ۱۳۱۷ش با تغییر نام وزارت معارف به وزارت فرهنگ، این واژه هویت رسمی و دولتی پیدا کرد. پیش از آن نیز با تأسیس شورای عالی معارف (۱۳۰۰ش)، پایههای این نهادسازی شکل گرفته بود.<ref>مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، قانون توسعه معارف در ولایات، مصوب ۱۳۰۶ش.</ref> در اسناد دولتی این دوره نظیر آمار آموزگاران و گزارشهای توسعه<ref>سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶ ، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱.</ref> و کتابهایی نظیر ''نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن،''<ref>بنیهاشم، محمود، ''نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن''، ۱۳۴۰ش.</ref> منظور از فرهنگ صراحتاً آموزش و پرورش رسمی بود. احمد کسروی نیز در رسالهٔ ''فرهنگ چیست؟'' ضمن انتقاد از ابهام این واژه، آن را معادل یادگیری دانشها و مهارتهای لازم برای زندگی و همپایی در جامعه تعریف میکند.<ref>کسروی، ''فرهنگ چیست؟''، تهران، انتشارات باهماد آزادگان، ۱۳۴۴ش، صص ۳-۴.</ref> | |||
'''تلاقی با مفاهیم مدرن (دوره ترجمه):''' با ورود علوم مدرن به ایران، واژهٔ فرهنگ بهعنوان معادل اصطلاحات غربی Culture و Kultur انتخاب شد. در دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ش، در آثاری چون ''یک سال در آمریکا،''<ref>صدیق، ''یک سال در امریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور''، ۱۳۲۱ش.</ref>، ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''<ref>محمدی، ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''، ۱۳۲۳ش، ص ۱۰.</ref> و ترجمهٔ آثاری از روژه گارودی و واسیلی بارتولد،<ref>گارودی، ''کمونیسم و رستاخیز فرهنگ''، ۱۳۲۶ش.</ref> فرهنگ عمدتاً هممعنای تمدن و مظاهر پیشرفت تلقی میشد.<ref>حکمت، «ایران در فرهنگ جهان»، ۱۳۲۶ش، ص ۱۱.</ref> اما از اواسط دههٔ ۱۳۴۰ش و با ترجمهٔ متون پایهای جامعهشناسی نظیر ''زمینه جامعهشناسی''<ref>آگبرن و نیمکوف، ''زمینه جامعهشناسی''، ۱۳۸۰ش، ص ۱۳۸.</ref> و انتشار کتابشناسیهای فرهنگ عامه، فرهنگ معنای تخصصیِ مدرن خود (مجموعهای از باورها، هنجارها، رسوم و فولکلور) را پیدا کرد.<ref>زمانی، ''کتابشناسی فرهنگ عامه و مردمشناسی ایران''، ۱۳۵۰ش.</ref> | |||
=== ۶. رویکرد ارزشی (دوره انقلاب اسلامی) === | |||
از اواخر دههٔ ۱۳۴۰ و بهویژه پس از انقلاب ۱۳۵۷، معنای فرهنگ در ادبیات رسمی ایران چرخشی ایدئولوژیک پیدا کرد. در این دوره، با نقد فرهنگ غربی، متفکرانی چون محمدعلی اسلامی ندوشن فرهنگ را چکیدهٔ معنویات و موازین اخلاقی یک قوم دانستند.<ref>اسلامی ندوشن، محمدعلی، ''فرهنگ و شبهفرهنگ''، تهران، توس، ۱۳۵۴ش، ص ۲۴.</ref> سید موسی صدر نیز در مقالهای، فرهنگ را «زندگی عقلانی» و مبتنی بر جهانبینی و تعالیم الهی تعریف کرد.<ref>صدر، سید موسی، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، مجله ''درسهایی از مکتب اسلام''، سال هشتم، شماره ۵، ۱۳۴۵ش، صص ۳۰۵-۳۰۸.</ref> این رویکرد انتقادی و ارزشمحور در آثاری چون ''فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی''<ref>حداد عادل، غلامعلی، ''فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی''، تهران، انتشارات سروش، ۱۳۵۹ش.</ref> و اسناد سیاستگذاری نظیر تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی تثبیت شد.<ref>شورای نویسندگان، ''فرهنگ و آموزش''، شیراز، دانشگاه شیراز، ۱۳۵۸ش؛ همچنین نک: شورای انقلاب، ''فرهنگ انقلاب''، تهران، ستاد انقلاب فرهنگی، ۱۳۵۷ش.</ref> | |||
=== ۷. رویکرد علمی (دوره علوم انسانی) === | |||
با بسط رشتههای علوم انسانی در دانشگاهها، تعریف کلاسیک و جامع ادوارد برنت تایلر از فرهنگ (مجموعهٔ پیچیدهای از معارف، معتقدات، هنرها، اخلاق، قوانین و عادات اکتسابیِ انسان بهعنوان عضو جامعه)<ref>تایلر، ادوارد برنت، ''فرهنگ ابتدایی'' (Primitive Culture)، لندن، ۱۸۷۱م، ص ۱.</ref> مرجعیت یافت. گستردگی این تعریف باعث شد تا فرهنگ بهعنوان یک موضوع مستقل در شاخههای گوناگون علوم انسانی (جامعهشناسی، انسانشناسی و تاریخ) بهرسمیت شناخته شود. | |||
| خط ۱۰۷: | خط ۱۲۶: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
* آذرپاد پسر امید و آذر فرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی، ترجمه از انگلیسی، فرشته آهنگری، تهران، صبا، اول، 1391ش. | |||
* آشوری، داریوش، تعریفها و مفهوم فرهنگ، تهران، مرکز اسناد فرهنگی آسیا، ۱۳۵۷ش. | * آشوری، داریوش، تعریفها و مفهوم فرهنگ، تهران، مرکز اسناد فرهنگی آسیا، ۱۳۵۷ش. | ||
* آگبرن، ویلیام و نیمکوف، مایر، زمینه جامعهشناسی، ترجمه و اقتباس امیرحسین آریانپور، تهران، نشر گستره، ۱۳۸۰ش. | * آگبرن، ویلیام و نیمکوف، مایر، زمینه جامعهشناسی، ترجمه و اقتباس امیرحسین آریانپور، تهران، نشر گستره، ۱۳۸۰ش. | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۳۵: | ||
* اسدی طوسی، گرشاسب نامه، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: 26 اردیبهشت 1405ش. | * اسدی طوسی، گرشاسب نامه، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: 26 اردیبهشت 1405ش. | ||
* اصفهانی، علی بن ابی فحص، تحفة الملوک، تصحیح علیاکبر احمدی دارانی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1382ش. | * اصفهانی، علی بن ابی فحص، تحفة الملوک، تصحیح علیاکبر احمدی دارانی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1382ش. | ||
* اصفهانی، سلطان محمد بن قطب الدین، ''جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ''، تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی ۱۰۰۴ق. | |||
* افروغ، عماد، فرهنگشناسی و حقوق فرهنگی، تهران، مؤسسه فرهنگ و دانش، ۱۳۷۹ش. | * افروغ، عماد، فرهنگشناسی و حقوق فرهنگی، تهران، مؤسسه فرهنگ و دانش، ۱۳۷۹ش. | ||
* الیوت، تی. اس.، درباره فرهنگ، ترجمه حمید شاهرخ، تهران، نشر مرکز، ۱۳۶۹ش. | * الیوت، تی. اس.، درباره فرهنگ، ترجمه حمید شاهرخ، تهران، نشر مرکز، ۱۳۶۹ش. | ||
| خط ۱۲۴: | خط ۱۴۵: | ||
* بیلینگتون، روزاموند و دیگران، فرهنگ و جامعه، ترجمه فریبا عزبدفتری، تهران، نشر قطره، ۱۳۸۰ش. | * بیلینگتون، روزاموند و دیگران، فرهنگ و جامعه، ترجمه فریبا عزبدفتری، تهران، نشر قطره، ۱۳۸۰ش. | ||
* بیهقی، علی بن زید، تاریخ بیهق، تصحیح احمد بهمنیار، تهران، فروغی، 1361ش. | * بیهقی، علی بن زید، تاریخ بیهق، تصحیح احمد بهمنیار، تهران، فروغی، 1361ش. | ||
* بهرامی، تقی، فرهنگ روستائی، یا، دایرهالمعارف فلاحتی، بیجا، بینا، 1317ش. | |||
* پهلوان، چنگیز، فرهنگشناسی، تهران، نشر قطره، ۱۳۸۲ش. | * پهلوان، چنگیز، فرهنگشناسی، تهران، نشر قطره، ۱۳۸۲ش. | ||
* تامپسون، جان.ب.، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ترجمه مسعود اوحدی، تهران، مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش. | * تامپسون، جان.ب.، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ترجمه مسعود اوحدی، تهران، مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش. | ||
| خط ۱۵۱: | خط ۱۷۳: | ||
* ظهیری سمرقندی، محمد، سندبادنامه، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید مطلب: 26 اردیبهشت 1405ش. | * ظهیری سمرقندی، محمد، سندبادنامه، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید مطلب: 26 اردیبهشت 1405ش. | ||
* عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، امیرکبیر، 1387ش. | * عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، امیرکبیر، 1387ش. | ||
* عریان، سعید، «خسرو قبادان و ریدکی»، مجله چیستان، اردیبهشت، شماره9، 1361ش. | |||
* غزالی طوسی، محمد بن احمد، نصیحة الملوک، چاپخانه مجلس در طهران، 1317ش. | |||
* فوکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریههای انسانشناسی، تهران، نی، 1386ش. | * فوکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریههای انسانشناسی، تهران، نی، 1386ش. | ||
* کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش. | * کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش. | ||
| خط ۱۶۰: | خط ۱۸۴: | ||
* مالینوفسکی، برونیسلاو، نظریه علمی درباره فرهنگ، ترجمه عبدالحمید زرینقلم، تهران، نشر گام نو، ۱۳۷۹ش. | * مالینوفسکی، برونیسلاو، نظریه علمی درباره فرهنگ، ترجمه عبدالحمید زرینقلم، تهران، نشر گام نو، ۱۳۷۹ش. | ||
* متقی، محمد، متقی، «صنایع فرهنگی چیست ؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز، تاریخ درج مطلب: 26 خرداد 1393ش. | * متقی، محمد، متقی، «صنایع فرهنگی چیست ؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز، تاریخ درج مطلب: 26 خرداد 1393ش. | ||
* مشکور، محمدجواد، کارنامه اردشیر بابکان، تهران، چاپخانه دانش، 1329ش. | |||
* مصباح یزدی، محمد تقی، تهاجم فرهنگی، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، 1376ش. | * مصباح یزدی، محمد تقی، تهاجم فرهنگی، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، 1376ش. | ||
* مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ در قرآن، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، 1379ش. | * مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ در قرآن، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، 1379ش. | ||