بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''{{درشت|حکومت هخامنشیان؛}}''' دومین سلسلهٔ حکومتی ایران باستان | '''{{درشت|حکومت هخامنشیان؛}}''' دومین سلسلهٔ حکومتی ایران باستان | ||
حکومت هخامنشیان (۵۵۰-۳۳۰ پ.م.) که کوروش کبیر<ref group="دیدگاه">سه کوروش خاندان هخامنشیان هرکدام با عنوان خاص عَلَم شدهاند. کوروش اول، کوروش کبیر یا بزرگ(Cyrus the Great) و کوروش کوچک. لذا صفت بزرگ یا کبیر بار قضاوتی یا ارزشی ندارد بلکه در منابع جزئی از نام کوروش دوم به حساب میآیند.</ref> آن را بنیان نهاد؛ به عنوان یک امپراتوری، قلمروش از آسیای صغیر تا هند را دربر میگرفت. داریوش اول با تقسیم امپراتوری به ساتراپیها (استانها)، احداث راه شاهی، ضرب سکه و گماردن بازرسان ویژه، کارآمدی آن نظام را افزایش داد. با این حال، شورشهای مکرر ساتراپها، دسیسههای درباری و ضعف فرماندهیِ نظامی، منجر به فروپاشی آن گردید. ویژگی برجستهٔ هخامنشیان در ادارهٔ امپراتوری، بهرهگیری از نظام پایتختیِ چندگانه و سیاست تساهل دینی بود. ساختار قدرت بر مشروعیت الهی و تباری استوار بود و نظام حقوقی ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی به شمار میرفت. اقتصاد، با نظام مالیاتی منظم و یکسانسازی اوزان و سکه، عمدتاً مبتنی بر کشاورزی و دامپروری بود. جامعه ساختاری طبقاتی داشت؛ از این رو جایگاه زنان، نظام آموزشی و تا حدودی خوراک و پوشاک، بر پایهٔ پایگاه اجتماعی افراد تعیین میشد. از نظر آیینی هخامنشیان افزون بر نیایش اهورامزدا، میترا و آناهیتا را نیز میپرستیدند و جشنهایی چون نوروز و مهرگان را برپا میکردند. هنر هخامنشی تلفیقی از عناصر ملل تابعه بود و علوم پزشکی و نجوم در مراکزی چون دژنیشت و شیپکان رواج داشت. نوآوریهای هخامنشیان در حکومتداری به اندازهای بود که میراث آنان در ساختار اداری، معماری و اندیشهٔ سیاسی در دورههای سلوکی، اشکانی، ساسانی و اسلامی تداوم یابد. | حکومت هخامنشیان (۵۵۰-۳۳۰ پ.م.) که کوروش کبیر<ref group="دیدگاه">سه کوروش خاندان هخامنشیان هرکدام با عنوان خاص عَلَم شدهاند. کوروش اول، کوروش کبیر یا بزرگ(Cyrus the Great) و کوروش کوچک. لذا صفت بزرگ یا کبیر بار قضاوتی یا ارزشی ندارد بلکه در منابع جزئی از نام کوروش دوم به حساب میآیند.</ref> آن را بنیان نهاد؛ به عنوان یک امپراتوری، قلمروش از آسیای صغیر تا هند را دربر میگرفت. داریوش اول با تقسیم امپراتوری به ساتراپیها (استانها)، احداث راه شاهی، ضرب سکه و گماردن بازرسان ویژه، کارآمدی آن نظام را افزایش داد. با این حال، شورشهای مکرر ساتراپها، دسیسههای درباری و ضعف فرماندهیِ نظامی، منجر به فروپاشی آن گردید. ویژگی برجستهٔ هخامنشیان در ادارهٔ امپراتوری، بهرهگیری از نظام پایتختیِ چندگانه و سیاست تساهل دینی بود. ساختار قدرت بر مشروعیت الهی و تباری استوار بود و نظام حقوقی ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی به شمار میرفت. اقتصاد، با نظام مالیاتی منظم و یکسانسازی اوزان و سکه، عمدتاً مبتنی بر کشاورزی و دامپروری بود. جامعه ساختاری طبقاتی داشت؛ از این رو جایگاه زنان، نظام آموزشی و تا حدودی خوراک و پوشاک، بر پایهٔ پایگاه اجتماعی افراد تعیین میشد. از نظر آیینی هخامنشیان افزون بر نیایش اهورامزدا، میترا و آناهیتا را نیز میپرستیدند و جشنهایی چون نوروز و مهرگان را برپا میکردند. هنر هخامنشی تلفیقی از عناصر ملل تابعه بود و علوم پزشکی و نجوم در مراکزی چون دژنیشت و شیپکان رواج داشت. نوآوریهای هخامنشیان در حکومتداری به اندازهای بود که میراث آنان در ساختار اداری، معماری و اندیشهٔ سیاسی در دورههای سلوکی، اشکانی، ساسانی و اسلامی تداوم یابد. | ||
== آغاز و شکلگیری قدرت: از کوروش تا کمبوجیه (۵۵۹–۵۲۲ پ. م.) == | == آغاز و شکلگیری قدرت: از کوروش تا کمبوجیه (۵۵۹–۵۲۲ پ. م.) == | ||
حکومت هخامنشیان که عنوان خود را از هخامنش(650 پ.م.) نیای چهارم کوروش کبیر (هخامنش ← چیشپیش ← کوروش اول ← کمبوجیه اول ← کوروش دوم( کبیر)) اخذ کرده بود،<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۸۶.</ref> از ۵۵۰ تا ۳۳۰ پ.م. به درازا انجامید. کوروش کبیر (حکومت | حکومت هخامنشیان که عنوان خود را از هخامنش(650 پ.م.) نیای چهارم کوروش کبیر (هخامنش ← چیشپیش ← کوروش اول ← کمبوجیه اول ← کوروش دوم( کبیر)) اخذ کرده بود،<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۸۶.</ref> از ۵۵۰ تا ۳۳۰ پ.م. به درازا انجامید. کوروش کبیر (حکومت ۵۵۹–۵۳۰ پ. م.) آستیاژ، آخرین شاه ماد را در ۵۵۰ پ.م. شکست داد، سپس لیدیه (۵۴۷–۵۴۶ پ.م.) و بابل (۵۳۹ پ.م.) را فتح کرد و قلمرو را از آسیای صغیر تا هند گسترش داد.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۶-۷۷.</ref> پیش از بابل، به شرق و شمال شرق لشکر کشیده بود و پارت، هیرکانیا، سُغد و باختر را به قلمرو خود افزوده بود. منابع یونانی از نبرد کوروش کبیر با ماساگتها در آسیای مرکزی و کشتهشدنش در آن جنگ سخن گفتهاند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۹.</ref> | ||
کمبوجیه (حکومت ۵۳۰–۵۲۲ پ. م) پسر و جانشین کوروش کبیر، در ۵۲۵ پ.م. به مصر لشکر کشید و پس از نبرد پلوزیوم وارد ممفیس شد، لقب فرعونی گرفت و مصر را به ساتراپی هخامنشی تبدیل کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۴–۷۶؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.</ref> پس از مرگش و در نبود وارث، گئومات مغ از خلأ قدرت پیشآمده بهرهبرد و خود را بهجای بردیا -که قبلاً توسط کمبوجیه بردارش به صورت مخفیانه از بین برده شده بود- معرفی کرد. گئومات در ماد، پارس و بابل پذیرفته شد و بر بخش بزرگی از امپراتوری چیره گشت. اشراف پارسی که از هویت واقعی گئومات آگاهی داشتند و از خراب کردن معابد و گرفتن مراتع و احشام از مردم به ستوه آمده بودند، با داریوش اول همپیمان شدند،<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۵۳۶.</ref>گئومات را کشتند و داریوش (حکومت ۵۲۲–۴۸۶ پ. م.) را به شاهی برگزیدند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۷.</ref> | کمبوجیه (حکومت ۵۳۰–۵۲۲ پ. م) پسر و جانشین کوروش کبیر، در ۵۲۵ پ.م. به مصر لشکر کشید و پس از نبرد پلوزیوم وارد ممفیس شد، لقب فرعونی گرفت و مصر را به ساتراپی هخامنشی تبدیل کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۴–۷۶؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.</ref> پس از مرگش و در نبود وارث، گئومات مغ از خلأ قدرت پیشآمده بهرهبرد و خود را بهجای بردیا -که قبلاً توسط کمبوجیه بردارش به صورت مخفیانه از بین برده شده بود- معرفی کرد. گئومات در ماد، پارس و بابل پذیرفته شد و بر بخش بزرگی از امپراتوری چیره گشت. اشراف پارسی که از هویت واقعی گئومات آگاهی داشتند و از خراب کردن معابد و گرفتن مراتع و احشام از مردم به ستوه آمده بودند، با داریوش اول همپیمان شدند،<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۵۳۶.</ref>گئومات را کشتند و داریوش (حکومت ۵۲۲–۴۸۶ پ. م.) را به شاهی برگزیدند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۷.</ref> | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
فیلیپ دوم، شاه مقدونیه، که پیش از مرگ برنامهریزی حمله به ایران را آغاز کرده بود؛ در ۳۳۶ پ.م. ترور شد و اسکندر به جایش نشست.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۱۸.</ref> اسکندر در بهار ۳۳۴ پ.م. با ۴۰ هزار تن در گرانیک، سپاه هخامنشی به فرماندهی ساتراپهای محلی را شکست داد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۴۸–۶۴۹.</ref> در نوامبر ۳۳۳ پ.م. داریوش سوم با سپاهی از سراسر امپراتوری به ایسوس آمد و در ناحیهای باریک بین کوه و دریا موضع گرفت. این تدبیر ضعیف سبب شد که نتواند از برتری عددی سپاهش بر اسکندر بهره ببرد. سرانجام در برابر هجوم بیباکانهٔ اسکندر تاب نیاورد و با فرار خود، سپاهش را متلاشی کرد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۶۶–۶۶۸؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴۷.</ref> | فیلیپ دوم، شاه مقدونیه، که پیش از مرگ برنامهریزی حمله به ایران را آغاز کرده بود؛ در ۳۳۶ پ.م. ترور شد و اسکندر به جایش نشست.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۱۸.</ref> اسکندر در بهار ۳۳۴ پ.م. با ۴۰ هزار تن در گرانیک، سپاه هخامنشی به فرماندهی ساتراپهای محلی را شکست داد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۴۸–۶۴۹.</ref> در نوامبر ۳۳۳ پ.م. داریوش سوم با سپاهی از سراسر امپراتوری به ایسوس آمد و در ناحیهای باریک بین کوه و دریا موضع گرفت. این تدبیر ضعیف سبب شد که نتواند از برتری عددی سپاهش بر اسکندر بهره ببرد. سرانجام در برابر هجوم بیباکانهٔ اسکندر تاب نیاورد و با فرار خود، سپاهش را متلاشی کرد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۶۶–۶۶۸؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴۷.</ref> | ||
اسکندر پس از ایسوس به جنوب تاخت. صور و غزه را تسخیر کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۳۴۱؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۴۰</ref> سپس وارد مصر شد و مصریان از او بهعنوان رهاییبخش استقبال کردند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۱۴.</ref> اما سرنوشتسازترین نبرد در اکتبر ۳۳۱ پ.م. در دشت گوگمل رخ داد. داریوش سوم میدان وسیعی برگزیده بود تا از برتری شمار سوارهنظام و ارابههای داسدار خود استفاده کند. اما اسکندر با شکافتن خط مقدم هخامنشیان، به سوی داریوش تاخت. داریوش بار دیگر گریخت و سپاهش دوباره فروپاشید.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۰۸.</ref> پس از گوگمل، بابل و شوش بدون جنگ به دست اسکندر افتاد. او وارد پرسپولیس شد (ژانویهٔ ۳۳۰)، خزاین آن را تصرف کرد و کاخهایش را به آتش کشید. داریوش سوم که به شرق گریخته بود، در تابستان ۳۳۰ پ.م. به دست بسوس، ساتراپ باختر کشته شد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۱۶–۷۲۹.</ref> | اسکندر پس از ایسوس به جنوب تاخت. صور و غزه را تسخیر کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۳۴۱؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۴۰</ref> سپس وارد مصر شد و مصریان از او بهعنوان رهاییبخش استقبال کردند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۱۴.</ref> اما سرنوشتسازترین نبرد در اکتبر ۳۳۱ پ.م. در دشت گوگمل رخ داد. داریوش سوم میدان وسیعی برگزیده بود تا از برتری شمار سوارهنظام و ارابههای داسدار خود استفاده کند. اما اسکندر با شکافتن خط مقدم هخامنشیان، به سوی داریوش تاخت. داریوش بار دیگر گریخت و سپاهش دوباره فروپاشید.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۰۸.</ref> پس از گوگمل، بابل و شوش بدون جنگ به دست اسکندر افتاد. او وارد پرسپولیس شد (ژانویهٔ ۳۳۰)، خزاین آن را تصرف کرد و کاخهایش را به آتش کشید. داریوش سوم که به شرق گریخته بود، در تابستان ۳۳۰ پ.م. به دست بسوس، ساتراپ باختر کشته شد. با مرگ او امپراتوری هخامنشی رسماً پایان یافت.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۱۶–۷۲۹.</ref> | ||
<small>'''جدول زمانی مهمترین رویدادهای سیاسی و نظامی هخامنشیان'''</small> | <small>'''جدول زمانی مهمترین رویدادهای سیاسی و نظامی هخامنشیان'''</small> | ||
| خط ۱۶۴: | خط ۱۶۴: | ||
در حکومت هخامنشیان نوآوریهایی نیز نسبت به دورههای پیشین شکل گرفته بود. مانند سادهسازی رویههای دادرسی، تأکید بر مدارک معقول و ثبت حضور زنان به عنوان شاهد. با این وجود، حقوق و قوانین اساسی عمدتاً تداوم سنتهای حقوقی کهن بینالنهرین با نوآوریهایی در حوزههای روابط اقتصادی و حقوق اداری بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، «نظامهای قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۹، 71-74.]</ref> | در حکومت هخامنشیان نوآوریهایی نیز نسبت به دورههای پیشین شکل گرفته بود. مانند سادهسازی رویههای دادرسی، تأکید بر مدارک معقول و ثبت حضور زنان به عنوان شاهد. با این وجود، حقوق و قوانین اساسی عمدتاً تداوم سنتهای حقوقی کهن بینالنهرین با نوآوریهایی در حوزههای روابط اقتصادی و حقوق اداری بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، «نظامهای قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۹، 71-74.]</ref> | ||
== '''<big>اقتصاد و معیشت</big>''' | == '''<big>اقتصاد و معیشت</big>''' == | ||
=== کشاورزی و دامپروری === | === کشاورزی و دامپروری === | ||