| خط ۶: | خط ۶: | ||
=== '''لغتشناسی''' === | === '''لغتشناسی''' === | ||
واژۀ فرهنگ که از دورۀ پارسی میانه و زبان پارسیک وارد ادبیات نوشتاری و گفتاری تمدن پارس شده است،<ref> | واژۀ فرهنگ که از دورۀ پارسی میانه و زبان پارسیک وارد ادبیات نوشتاری و گفتاری تمدن پارس شده است،<ref>الیوت، تامس استرنز، ''دربارهی فرهنگ''، ترجمه حمید شاهرخ، تهران، نشر مرکز، ۱۳۸۷ش، صص ۱۱ و ۲۸.</ref> از ماده [ف َر هَ ن ک] بر وزن و معنای «فرهنج» از پیشوند فر+ هنگ از ریشه ثنگ (thang) اوستایی به معنای کشیدن و فرهیخت تشکیلشده و به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغات، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز آمده است.<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، ''پرسشها و پاسخها''، ج۱-۵، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۹۱ش، ص ۱۵۰.</ref><ref>مصباح یزدی، محمدتقی، ''پرسشها و پاسخها''، صص ۱۵۱-۱۵۳.</ref> مطابق معانی فوق اصطلاح وزارت فرهنگ، بهعنوان نهاد متولی تعلیم و تربیت و یاددادن دانشهای روز در دورۀ قاجاریه تأسیس و با ارتقاء سطح دانش افراد جامعه و تربیت افراد متخصص، هدفگذاری شد.<ref>پیروزمند، علیرضا، ''مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی''، قم، تمدن نوین اسلامی، ۱۳۹۵ش، صص ۴۴-۴۵.</ref> مجموعۀ آدابورسوم و مجموعۀ علوم، معارف و هنرهای یک قوم و آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت از معانی دیگر فرهنگ است که در کتب لغت ذکرشده است.<ref>پیروزمند، علیرضا، ''مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی''، ص ۴۹.</ref> | ||
=== '''ماهیت فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی''' === | === '''ماهیت فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی''' === | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==== '''اخلاق و فضایل اخلاقی''' ==== | ==== '''اخلاق و فضایل اخلاقی''' ==== | ||
در دینکرد ششم از خرد و هنر در کنار دین، خیم و فرّه در جایگاه نیکترین چیزها برای مردمان یاد شده و آمده است: «از فرهنگ نیک، خرد نیک باشد».<ref> | در دینکرد ششم از خرد و هنر در کنار دین، خیم و فرّه در جایگاه نیکترین چیزها برای مردمان یاد شده و آمده است: «از فرهنگ نیک، خرد نیک باشد».<ref>ذوعلم، علی، ''فرهنگ ناب اسلامی''، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ص ۱۶۳.</ref> در شاهنامه ابوالقاسم فردوسی (۳۲۹ - ۴۱۱ق) در داستان سیاوش آمده است که رستم با دیدن دلیریهای فرامرز علت برتری شخص بر انجمنها را هنر، گوهر، خرد و فرهنگ میداند.<ref>شورای عالی انقلاب فرهنگی، ''نقشه مهندسی فرهنگی کشور''، ص ۸.</ref> خاقان چین در نامهای به انوشیروان اعلام میدارد دخترش را برای همسری شاه به دربار ایران فرستاده تا از فرّ و فرهنگ (فرهیختگی) او خرد بیاموزد<ref>موسسه تحقیقاتی نور، نرم افزار شاهنامه فردوسی، صفحه 1096، بیت 39760.</ref> در گفتگوی سام و سیندخت و کنکاش در مورد ویژگیهای سیندخت فرهنگ در عرض ویژگیهای ظاهری و مشعر بر ویژگیهای باطنی معرفیشده است:<ref>موسسه تحقیقاتی نور، نرم افزار شاهنامه فردوسی، ص87، بیت 3089-3090.</ref> | ||
بـروى و بموى و بخوى و خـرد بمن گوى تا بـا كى اندر خـورد | بـروى و بموى و بخوى و خـرد بمن گوى تا بـا كى اندر خـورد | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
'''مطالعات فرهنگی و کاربردهای نوین:''' در قرن بیستم، در جامعهشناسی آلمان بهویژه در آثار گئورگ زیمل، ماکس وبر و کارل مانهایم، ماهیت مدرنیته و پیامدهای فرهنگیِ صنعتیشدن و عقلانیت علمی مورد بررسی قرار گرفت.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، صص ۱۹-۲۰.</ref> همزمان در جامعهشناسی انگلیسی-آمریکایی، عناصری چون عقاید عامه، آدابورسوم، طبقات اجتماعی، اقلیتهای قومی، فرقههای مذهبی، خردهفرهنگها و ضدفرهنگها به کانون مباحث فرهنگ تبدیل شدند.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، ص ۲۰.</ref> سایر رشتهها نیز به مطالعات فرهنگی روی آوردند. در علوم سیاسی، مطالعهٔ فرهنگ مدنی و فرهنگ سیاسی گسترش یافت و در مطالعات مدیریت، نظریهٔ فرهنگ سازمانی شکل گرفت. این روند منجر شد تا از دههٔ ۱۹۶۰ میلادی، حوزهٔ مطالعاتی میانرشتهای جدیدی تحت عنوان مطالعات فرهنگی در دانشگاهها رسمیت یابد.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، صص ۲۱-۲۲.</ref> | '''مطالعات فرهنگی و کاربردهای نوین:''' در قرن بیستم، در جامعهشناسی آلمان بهویژه در آثار گئورگ زیمل، ماکس وبر و کارل مانهایم، ماهیت مدرنیته و پیامدهای فرهنگیِ صنعتیشدن و عقلانیت علمی مورد بررسی قرار گرفت.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، صص ۱۹-۲۰.</ref> همزمان در جامعهشناسی انگلیسی-آمریکایی، عناصری چون عقاید عامه، آدابورسوم، طبقات اجتماعی، اقلیتهای قومی، فرقههای مذهبی، خردهفرهنگها و ضدفرهنگها به کانون مباحث فرهنگ تبدیل شدند.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، ص ۲۰.</ref> سایر رشتهها نیز به مطالعات فرهنگی روی آوردند. در علوم سیاسی، مطالعهٔ فرهنگ مدنی و فرهنگ سیاسی گسترش یافت و در مطالعات مدیریت، نظریهٔ فرهنگ سازمانی شکل گرفت. این روند منجر شد تا از دههٔ ۱۹۶۰ میلادی، حوزهٔ مطالعاتی میانرشتهای جدیدی تحت عنوان مطالعات فرهنگی در دانشگاهها رسمیت یابد.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، صص ۲۱-۲۲.</ref> | ||
== | == فرهنگ در زبان و ادبیات عربی == | ||
معادل فرهنگ فارسی و کالچر انگلیسی ثقافة از ریشه ثَقَفَ و ثَقَف به معنای ترازبندی و برابر سازی، سرعت فهم و یادگیری، ماهر بودن، استادکار بودن و چابک بودن<ref>فراهیدی، كتاب العين، 1367، ج5، ص 138؛ ابن فارس، معجم مقایسیس اللغه، 1363، ج1، صص382-383. </ref> و ثَقِفَ هوشمندی (حذق)، به معنای درک هوشمندانه (حاذق فهم)، نظارت، سرعت یادگیری، زیرکی<ref>ابن منظور، لسان العرب، ۱۳۰۰ق، ص ۱۲۷.</ref> یافتن، ملاقات کردن و برخورد کردن است.<ref>آذرتاش و آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی، ص69.</ref> | |||
=== واژهشناسی === | |||
معادل فرهنگ فارسی و کالچر انگلیسی ثقافة از ریشه ثَقَفَ و ثَقَف به معنای ترازبندی و برابر سازی، سرعت فهم و یادگیری، ماهر بودن، استادکار بودن و چابک بودن<ref>فراهیدی، كتاب العين، 1367، ج5، ص 138؛ ابن فارس، معجم مقایسیس اللغه، 1363، ج1، صص382-383. </ref> و ثَقِفَ هوشمندی (حذق)، به معنای درک هوشمندانه (حاذق فهم)، نظارت، سرعت یادگیری، زیرکی<ref>ابن منظور، لسان العرب، ۱۳۰۰ق، ص ۱۲۷.</ref> یافتن، ملاقات کردن و برخورد کردن است.<ref>آذرتاش و آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی، 1379ش، ص69.</ref> ثَقافت به معنای علوم، معارف و فنونی که نیازمند مهارتآموزی است و ثِقافت هنرنمایی و بازی هنرمندانه با شمشیر و ابزارهای جنگی و نمایشی است.<ref>مصطفی ابراهیم، معجم الوسیط، 1386ش، ج1، ص98.</ref> از دیگر کاربردهای ثَقافت دانش، بینش، تعلیم و تربیت و فرهنگ و تمدن است. مطابق همین معنا «ثقافی» جهت امر تربیتی، روشنفکری و فرهنگی و تثقیف به معنای اندیشه پروری و تعلیم و آموزش و تربیت به کار میرود.<ref>آذرتاش و آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی، 1379ش، ص69.</ref> | |||
=== چیستی ثقافت در اندیشه عربی === | |||
در کاربردهای عمومی و تخصصی، میان معنای لغوی و اصطلاحی ثقافت ارتباط وثیقی وجود دارد؛ واژگانی چون هوش، تیزبینی، فهم و سرعت یادگیری که در معانی لغوی این واژه ذکر شدهاند، با کیفیتهای اولیهٔ مفهوم فرهنگ پیوند دارند.<ref>فؤاد سعید و فوزی خلیل، ''الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی''، ۲۰۰۸م، صص ۹۹-۱۰۱.</ref> در زبان عربی، مفاهیمی چون فرهنگسازی، اصلاح و تهذیب از مختصات بنیادین ثقافت بهشمار میروند. در چارچوب نظام شناختی عربی-اسلامی، فرهنگ (بهعنوان بیانگر مجموعهٔ علوم و دانشها) با محوریت متون وحیانی (قرآن و سنت) شناخته میشود.<ref>فؤاد سعید و فوزی خلیل، ''الثقافه و الحضاره''، صص ۹۹-۱۰۱.</ref> در این دیدگاه، فرهنگ مجموعهای از اعتقادات، اصول، انضباطهای رفتاری، میراثِ هویتی و اندیشههای یک قوم است. هرگونه تزلزل در ویژگیهای فرهنگی یک جامعه، به آسیبدیدگی هویت آن، وابستگی به جوامع دیگر و در نهایت زوال و اضمحلال آن ملت منجر میشود.<ref>الخطیب، ''لمحات فی ثقافة الاسلامیه''، ۱۹۷۹م/۱۳۹۹ق، ص ۱۳.</ref> مفهوم ثقافت بهعنوان عنصر حیاتی شکلگیری هویت عربی، دارای پنج دلالت معنایی و تحلیلی است که عبارتند از: ابتنا بر فطرت انسانی، جستوجوی ارزشهای متعالی، پیوند با حیات اجتماعی، پویایی و استمرار و ارزشگذاری انسانی<ref>نصر محمد، ''الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم''، ۱۹۹۴م، صص ۳۱-۳۲.</ref> | |||
=== تطور واژه ثقافت در جهان عرب === | |||
به گفتهٔ مالک بن نبی این واژه در متون مکتوب، آثار ادبی و اسناد اداری دورههای اموی و عباسی یافت نمیشود؛ دورانی که جوامع اسلامی در اوج شکوفایی قرار داشتند و مضامین فرهنگی در سطوح مختلف جامعه جریان داشت.<ref>بن نبی، ''مشکله الثقافه''، ۱۹۸۴م، صص ۱۹-۲۰.</ref> همچنین، این کلمه در نوشتههای ابن خلدون بهکار نرفته است، اما محققان معتقدند که وی عملاً ۶۱ فصل از ''مقدمه'' خود را به انواع فرهنگها و مسائل فرهنگی زمان خود و پیش از آن اختصاص داده است که نشان از اهمیت ارزش مطالعاتی این مقوله در آن دوران دارد.<ref>الخطیب، ''لمحات فی ثقافة الاسلامیه''، ۱۹۷۹م، ص ۲۵.</ref> | |||
مالک بن نبی ریشهٔ توجه مدرن به مسئلهٔ ثقافت را در درون مناسبات جهان عرب جستوجو کرده و سخنرانی جمال عبدالناصر در دانشگاه قاهره (با مضمونِ واگذاری مسئولیت آینده به دانشگاهیان) را نقطهٔ عطفی در اهتمام حاکمیت به فرهنگ و فرهنگیان میداند.<ref>بن نبی، ''مشکله الثقافه''، 1984م، ص ۳۶.</ref> | |||
مفهوم مدرن فرهنگ (Culture) با تمام اقتضائات معناییِ غربی خود، در قرون نوزدهم و بیستم میلادی و در پی دوران رکود علمی جهان اسلام و شکلگیری نهضت ترجمه، وارد ادبیات عرب شد.<ref>نصر محمد، ''الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم''، ۱۹۹۴م، ص ۲۶.</ref> در روند معادلسازی، این واژه به دو اصطلاح الثقافه والحضاره ترجمه شد. سلامه موسی نخستین کسی بود که در سال ۱۹۲۷ میلادی واژهٔ Culture را به ثقافت ترجمه کرد. وی با الهام از ابن خلدون، ثقافت را بهمعنای مجموعهای از معارف، علوم، آداب و فنون ذهنی و اکتسابی مردم در نظر گرفت و آن را از حضارت (تمدن) متمایز ساخت.<ref>موسی، «الثقافه و الحضاره»، مجله ''الهلال''، دسامبر ۱۹۲۷م، ص ۱۷۱؛ فؤاد سعید و فوزی خلیل، ''الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی''، ۲۰۰۸م، ص ۹۸.</ref> پس از وی، متفکران عرب مفهوم ثقافت را عمدتاً در همان معنای مردمنگارانهٔ غربی بهکار بردند. نصر محمد عارف در نقد این روند معتقد است که نویسندگان عرب در دو قرن اخیر، رویکردی التقاطی داشتهاند؛ ابتدا ریشههای لغوی ثقافت را در نظام واژگانی عربی مطرح کرده و سپس با چرخشی کامل، بهسراغ معنای اصطلاحی و غربی آن رفتهاند که این امر دلالتهای معنایی ویژهٔ عربی را به حاشیه رانده است.<ref>نصر محمد، ''الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم''، 1994م، ص ۳۰.</ref> | |||
== رهیافتهای عملی به فرهنگ == | == رهیافتهای عملی به فرهنگ == | ||
| خط ۱۴۲: | خط ۱۵۴: | ||
== سرمایه فرهنگی == | == سرمایه فرهنگی == | ||
== دین و فرهنگ == | == رابطه دین و فرهنگ == | ||
افرادی چون تی. اس. الیوت معتقدند که رابطهٔ میان دین و فرهنگ رابطهای ذاتی است؛ بهگونهای که هیچ فرهنگی نتوانسته مستقل از دین پدیدار شود و بسط یابد. از این منظر، بسته به موقعیت تاریخی و اجتماعی، این دو همواره محصول یکدیگر بودهاند و تفکیک آنها در یک جامعهٔ ایزوله و نفوذناپذیر دشوار است.<ref>الیوت، تامس استرنز، ''دربارهی فرهنگ''، ۱۳69ش، صص ۱۱ و ۲۸.</ref> دیدگاههای نظری پیرامون نسبت این دو مفهوم در دو کلاننظریه دستهبندی شده است: | |||
=== نظریه انطباق === | |||
این نظریه بر همسانی و وحدت مفهومی دین و فرهنگ تأکید دارد. محمد تقی مصباح یزدی با واکاوی این نسبت، آن را تابعی از تعریفِ ارائهشده برای هر دو مفهوم میداند. در این رویکرد، دین مجموعهای از باورهای قلبی و رفتارهای عملی متناسب با آن تعریف میشود که در سعادت انسان نقش دارند. بر این اساس، نسبت دین با تعاریف مختلف فرهنگ بهشرح زیر است:<ref>مصباح یزدی، ''پرسشها و پاسخها''، 1385ش، ج1، ص ۱۵۰.</ref> | |||
* '''رابطه عموم و خصوص مطلق:''' اگر فرهنگ بهمعنای اعتقادات، ارزشها، اخلاق و رفتارهای متأثر از آنها باشد، دین بخشی از فرهنگ تلقی میشود. | |||
* '''رابطه عموم و خصوص منوجه:''' اگر فرهنگ بهمعنای آدابورسوم و بُعد رفتاری زندگی باشد، دین و فرهنگ دو حوزهٔ مستقلاند که صرفاً در ساحت رفتارها با یکدیگر تلاقی و همپوشانی دارند. | |||
* '''انطباق کامل:''' اگر فرهنگ بهعنوان عامل معنابخش و جهتدهندهٔ زندگی انسان تعریف شود، مفهومی کاملاً منطبق بر دین خواهد داشت. مبنای این انطباق آن است که رفتارهای انسانی، برخلاف غریزهٔ حیوانی، مبتنی بر ارزشها و جهانبینی هستند. در بینش اسلامی، این جهانبینیِ الهی (دین حق) است که معنا و جهت حیات را تعیین میکند و از این رو، فرهنگ با دین همسان میگردد.<ref>مصباح یزدی، ''پرسشها و پاسخها''، 1385ش، ج1، صص ۱۵۱-۱۵۳.</ref> | |||
=== نظریه هدایتگری === | |||
این نظریه به نسبتسنجی کارکردی میان دین و فرهنگ میپردازد و در سه رویکرد متفاوت صورتبندی شده است: | |||
* '''دین بهعنوان محصول فرهنگ:''' در رویکردهای جامعهشناسانه نظیر آرای کارکردگرایانی چون امیل دورکیم، هربرت اسپنسر و همچنین مکتب مارکسیسم، دین نهادی برساختهٔ اجتماع و زاییدهٔ نظامهای فرهنگی است که بشر برای پاسخ به نیازهای خود آن را ابداع کرده است.<ref>پیروزمند، ''مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی''، ۱۳۹۵ش، صص ۴۴-۴۵.</ref> | |||
* '''تعامل دوسویه با عاملیت دین:''' در این رویکرد، دین و فرهنگ تأثیر متقابل دارند، اما مؤلفههای اعتقادی، رفتاری و نمادین فرهنگ در جوامع مختلف بر اساس باورهای مذهبی جهتدهی میشوند و دین نقشی تعیینکننده در شکلگیری الگوهای هنجاری دارد.<ref>پیروزمند، ''مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، 1395ش''، ص ۴۹.</ref> | |||
* '''هدایتگری بنیادین دین:''' این رویکرد که در میان فرهنگپژوهان مسلمان غلبه دارد، دین را عهدهدار سرپرستی و هدایت تمامی شئون فردی، اجتماعی و تاریخی میداند. در این دیدگاه، فرهنگ مطلوب آن است که مؤلفههای خود را از مبانی و ارزشهای وحیانی تغذیه کند و در مسیر تعالی قرار گیرد.<ref>ذوعلم، علی، ''فرهنگ ناب اسلامی''، 1397ش، ص ۱۶۳.</ref> بازتاب این رویکرد در سیاستگذاریهای کلان نیز مشهود است؛ چنانکه در سند «نقشه مهندسی فرهنگی کشور» (در ایران)، فرهنگ مشتمل بر نظامی از اعتقادات و رفتارها تعریف شده که منبعث از وحی بوده و به بخشهای مختلف جامعه محتوا میبخشد.<ref>[[شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، 1392ش، ص ۸.|شورای عالی انقلاب فرهنگی، ''نقشه مهندسی فرهنگی کشور''، 1392ش، ص ۸.]]</ref> | |||
== منابع == | |||
<references /> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
| خط ۱۶۴: | خط ۱۹۴: | ||
* افروغ، عماد، فرهنگشناسی و حقوق فرهنگی، تهران، مؤسسه فرهنگ و دانش، ۱۳۷۹ش. | * افروغ، عماد، فرهنگشناسی و حقوق فرهنگی، تهران، مؤسسه فرهنگ و دانش، ۱۳۷۹ش. | ||
* الیوت، تی. اس.، درباره فرهنگ، ترجمه حمید شاهرخ، تهران، نشر مرکز، ۱۳۶۹ش. | * الیوت، تی. اس.، درباره فرهنگ، ترجمه حمید شاهرخ، تهران، نشر مرکز، ۱۳۶۹ش. | ||
* المعمری، ابومنصور، مقدمه شاهنامه ابومنصوری، مندرج در: رحیم رضازاده ملک، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه نامه انجمن، شماره 13، 1383ش. | * الخطیب، عمر عوده، لمحات فی ثقافة الاسلامیه، بیروت، الرساله، 1399ه.ق – 1979م. | ||
* المعمری، ابومنصور، مقدمه شاهنامه ابومنصوری، مندرج در: رحیم رضازاده ملک، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه نامه انجمن، شماره 13، 1383ش. | |||
* ایتزن، دی. استنلی، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ترجمه ضیاء تاجالدین، مجله نامه فرهنگ، ش۲۷، ۱۳۷۶ش. | * ایتزن، دی. استنلی، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ترجمه ضیاء تاجالدین، مجله نامه فرهنگ، ش۲۷، ۱۳۷۶ش. | ||
* باهنر، محمدجواد، جهانبینی اسلامی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱ش. | * باهنر، محمدجواد، جهانبینی اسلامی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱ش. | ||
* برهان، محمدحسین بن خلف تبریزی، برهان قاطع، تهران، امیر کبیر، 1362ش. | * برهان، محمدحسین بن خلف تبریزی، برهان قاطع، تهران، امیر کبیر، 1362ش. | ||
* بن نبی، مالک، مشکله الثقافه، ترجمه عبدالصبور شاهین، قاهره، دارالفکر للطباعه والنشر، ۱۹۸۴م. | |||
* بنیهاشم، محمود، ''نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن''، بیجا، بینا، ۱۳۴۰ش. | * بنیهاشم، محمود، ''نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن''، بیجا، بینا، ۱۳۴۰ش. | ||
* بیتس، دانیل، انسانشناسی فرهنگی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۷۳ش. | * بیتس، دانیل، انسانشناسی فرهنگی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۷۳ش. | ||
| خط ۱۷۴: | خط ۲۰۶: | ||
* بهرامی، تقی، فرهنگ روستائی، یا، دایرهالمعارف فلاحتی، بیجا، بینا، 1317ش. | * بهرامی، تقی، فرهنگ روستائی، یا، دایرهالمعارف فلاحتی، بیجا، بینا، 1317ش. | ||
* پهلوان، چنگیز، فرهنگشناسی، تهران، تهران، پیام امروز، 1378ش. | * پهلوان، چنگیز، فرهنگشناسی، تهران، تهران، پیام امروز، 1378ش. | ||
* پیروزمند، علیرضا، مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، قم، تمدن نوین اسلامی، 1395ش. | |||
* تامپسون، جان.ب.، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ترجمه مسعود اوحدی، تهران، مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش. | * تامپسون، جان.ب.، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ترجمه مسعود اوحدی، تهران، مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش. | ||
* ترنر، جاناتان اچ.، مفاهیم و کاربردهای جامعهشناختی، ترجمه محمد فولادی و محمدعزیز بختیاری، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸ش. | * ترنر، جاناتان اچ.، مفاهیم و کاربردهای جامعهشناختی، ترجمه محمد فولادی و محمدعزیز بختیاری، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸ش. | ||
| خط ۱۸۷: | خط ۲۲۰: | ||
* دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، چاپ افست، ۱۳۴۱ش. | * دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، چاپ افست، ۱۳۴۱ش. | ||
* دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، تهران، ایران، 1383ش. | * دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، تهران، ایران، 1383ش. | ||
* ذوعلم، علی، فرهنگ ناب اسلامی: مبانی و الگوهای مفهومی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، 1397ش. | |||
* رجبزاده، احمد، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، در فرهنگ و جامعه، تدوین بهروز گرانپایه، تهران، ۱۳۷۷ش. | * رجبزاده، احمد، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، در فرهنگ و جامعه، تدوین بهروز گرانپایه، تهران، ۱۳۷۷ش. | ||
* رفیع، جلال، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴ش. | * رفیع، جلال، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴ش. | ||
| خط ۲۰۱: | خط ۲۳۵: | ||
* سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، 1387ش. | * سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، 1387ش. | ||
* شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، شیراز، دانشگاه شیراز، کانون استادان مترقی، 1358ش. | * شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، شیراز، دانشگاه شیراز، کانون استادان مترقی، 1358ش. | ||
* شورای عالی انقلاب فرهنگی، ''نقشه مهندسی فرهنگی کشور''، وبسایت مجلس شورای اسلامی، تاریخ ابلاغ 1392ش. | |||
* صدر، سید موسی، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، مجله درسهایی از مکتب اسلام، سال هشتم، شماره ۵، ۱۳۴۵ش. | * صدر، سید موسی، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، مجله درسهایی از مکتب اسلام، سال هشتم، شماره ۵، ۱۳۴۵ش. | ||
* صدیق، عیسی، یک سال در امریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور و چگونگی اخلاق و افکار و روحیات ملت امریکا که در مدت اقامت یک ساله مشاهده شده، تهران، بنگاه پروین، 1321ش. | * صدیق، عیسی، یک سال در امریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور و چگونگی اخلاق و افکار و روحیات ملت امریکا که در مدت اقامت یک ساله مشاهده شده، تهران، بنگاه پروین، 1321ش. | ||
| خط ۲۱۰: | خط ۲۴۵: | ||
* غزالی طوسی، محمد بن احمد، نصیحة الملوک، چاپخانه مجلس در طهران، 1317ش. | * غزالی طوسی، محمد بن احمد، نصیحة الملوک، چاپخانه مجلس در طهران، 1317ش. | ||
* فراهیدی، خلیل بن احمد، كتاب العين، قم، هجرت، 1367ش. | * فراهیدی، خلیل بن احمد، كتاب العين، قم، هجرت، 1367ش. | ||
* فؤاد سعید، فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی، دمشق، دارالفکر، 2008م. | |||
* فوکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریههای انسانشناسی، تهران، نی، 1386ش. | * فوکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریههای انسانشناسی، تهران، نی، 1386ش. | ||
* کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش. | * کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش. | ||
| خط ۲۲۲: | خط ۲۵۸: | ||
* متقی، محمد، متقی، «صنایع فرهنگی چیست ؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز، تاریخ درج مطلب: 26 خرداد 1393ش. | * متقی، محمد، متقی، «صنایع فرهنگی چیست ؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز، تاریخ درج مطلب: 26 خرداد 1393ش. | ||
* محمدی، محمد، فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب، تهران، پیمان، ۱۳۲۳ش. | * محمدی، محمد، فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب، تهران، پیمان، ۱۳۲۳ش. | ||
* محمد عارف، نصر، الحضاره، الثقافه المدنیه:دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، فیرجینیا، المهدالعالمی للفکر الاسلامی، 1994م. | |||
* مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، «قانون توسعه معارف در ولایات»، مصوب ۱۳۰۶ش. | * مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، «قانون توسعه معارف در ولایات»، مصوب ۱۳۰۶ش. | ||
* مشکور، محمدجواد، کارنامه اردشیر بابکان، تهران، چاپخانه دانش، 1329ش. | * مشکور، محمدجواد، کارنامه اردشیر بابکان، تهران، چاپخانه دانش، 1329ش. | ||
| خط ۲۲۷: | خط ۲۶۴: | ||
* مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ در قرآن، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، 1379ش. | * مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ در قرآن، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، 1379ش. | ||
* مصباح یزدی، محمدتقی، مجموعه آثار، پرسشها و پاسخها، ج1، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۵ش. | * مصباح یزدی، محمدتقی، مجموعه آثار، پرسشها و پاسخها، ج1، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۵ش. | ||
* مصطفی ابراهیم، معجم الوسیط، تهران، موسسه الصادق، 1386ش | |||
* مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴ش. | * مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴ش. | ||
* مطهری، مرتضی، ''فلسفه تاریخ''، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش. | * مطهری، مرتضی، ''فلسفه تاریخ''، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش. | ||
* معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، 1360ش. | * معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، 1360ش. | ||
* موسی، سلامه، الثقافه و الحضاره، القاهره، مجله الهلال، دیسمابر 1927م. | |||
* مولانا جلال الدین بلخی، معنوی مثنوی، تهران، آدینه سبز، 1391ش. | * مولانا جلال الدین بلخی، معنوی مثنوی، تهران، آدینه سبز، 1391ش. | ||
* میرفخرایی، مهشید، بررسی دینکرد ششم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1392ش. | * میرفخرایی، مهشید، بررسی دینکرد ششم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1392ش. | ||