پیشنویس:ایران دوره مشروطیت: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
== ساختار سیاسی ایران در دوره مشروطه == | == ساختار سیاسی ایران در دوره مشروطه == | ||
به | به گفته برخی پژوهشگران، مهمترین ویژگی ساختار قدرت سیاسی ایران در آستانۀ دوره مشروطه، سلطۀ مطلق شاه و استبداد سیاسی بود. در این ساختار، شاه در مرکز نظام قدرت قرار داشت و سایر عناصر از جمله علما، دیوانسالاری و نهادهای خارجی در پیرامون او جای میگرفتند. شاه توزیعکنندۀ مناصب و مراتب قدرت بود؛ عزل و نصب کارگزاران حکومتی، دستورالعملهای ولایات و فرمانهای مربوط به گمرک و اجارات، همگی به تأیید او نیاز داشت.<ref>کریمی زنجانی، م و حسینی، «نگاهی به ساختار قدرت سیاسی ایران در عصر قاجار (از ابتدا تا ظهور مشروطیت)»، فصلنامه 15خرداد، شمارۀ 23، 1375ش، ص67-69.</ref> از دیدگاه این تحلیلگران، درباریان و کارگزاران حکومتی، وظیفهای در قبال مردم برای خود قائل نبودند و فعالیتهای آنان بهطور عمده در جهت تأمین منافع شخصی صورت میگرفت. حکام ولایات با پرداخت پیشکشهای سنگین به مقامات مرکزی، حکومت شهرها را به دست میآوردند و شاهزادگان و امرا برای تصاحب املاک و اموال مردم، از شاه و صدراعظم اجازه میگرفتند. همچنین نیروهای نظامی به جای تأمین امنیت و حفظ حقوق مردم، خود از جمله عوامل تهدید و آزار آنان به شمار میرفتند.<ref>[https://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/6015413934005.pdf فیروز و فیروز، شیخی، «تحلیل جامعهشناختی ماهیت، علل وقوع و پیامدهاي جنبش مشروطیت در ایران»، 1390ش، ص83؛]</ref> | ||
== تحولات سیاسی ایران در دوره مشروطه == | == تحولات سیاسی ایران در دوره مشروطه == | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۱: | ||
* '''دهقانان:''' دهقانان (بیش از نیم جمعیت) به دلیل سلطه مالکان، پراکندگی و فقدان سازماندهی، نتوانستند حضوری پایدار و مؤثر داشته باشند، هر چند در موارد محدودی دست به اقدامات محلی زدند. | * '''دهقانان:''' دهقانان (بیش از نیم جمعیت) به دلیل سلطه مالکان، پراکندگی و فقدان سازماندهی، نتوانستند حضوری پایدار و مؤثر داشته باشند، هر چند در موارد محدودی دست به اقدامات محلی زدند. | ||
* '''اردوی ضد مشروطیت:''' درباریان، شاهزادگان، مستمریبگیران و بهویژه طبقه زمیندار و اعیان، با تهدیدشدن منافع خود (مانند لغو تیولداری)، به صف مخالفان پیوستند و از ۱۲۸۸ش، برخی از آنان (مانند سپهدار تنکابنی) حتی رهبری مشروطه را در دست گرفتند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/popup/fa/system/contentprint/127518 «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.]</ref> | * '''اردوی ضد مشروطیت:''' درباریان، شاهزادگان، مستمریبگیران و بهویژه طبقه زمیندار و اعیان، با تهدیدشدن منافع خود (مانند لغو تیولداری)، به صف مخالفان پیوستند و از ۱۲۸۸ش، برخی از آنان (مانند سپهدار تنکابنی) حتی رهبری مشروطه را در دست گرفتند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/popup/fa/system/contentprint/127518 «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.]</ref> | ||
== نقش دین و مذهب در ایران دوره مشروطه == | |||
در ایران دوره مشروطه، دین بهعنوان یکی از نیروهای محرکه اصلی تحولات سیاسی-اجتماعی ایفای نقش میکرد. آموزهها، مفاهیم و مناسک دینی، بستری را فراهم آورد که از طریق آن، گروهها و طبقات مختلف اجتماعی برای اعتراض به وضع موجود و مطالبه تغییر، همگرایی یافتند. نهاد روحانیت بهعنوان متولی و مفسر دین، حلقه ارتباطی این نیروی محرکه با تودههای مردم بود.<ref>امامجمعهزاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.</ref> | |||
'''در ساختار سیاسی:''' به گفته برخی پژوهشگران، در گفتمان سیاسی رایج در ایران آن دوره، الگوی «سلطنت مشروطه» در برابر «سلطنت استبدادی» تعریف میشد و کمتر به اشکال دیگر حکومت اشاره میرفت. دین در این چارچوب، منبع مشروعیتبخشی به محدودیت قدرت شاه و تأسیس نهادهایی چون مجلس به شمار میرفت. با این حال، تفسیرهای متفاوت از نسبت دین با سیاست، موجب شکلگیری دو جریان دینی شد: جریانی که مشروطه را با شریعت قابل جمع میدانست و جریانی که آن را مغایر با مبانی دینی میانگاشت.<ref>امامجمعهزاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.</ref> | |||
'''در تحولات پس از مشروطه:''' دین در دوره پس از استقرار نظام مشروطه، از دو طریق به تحولات جهت میداد. نخست، از طریق مشروعیتبخشی به نهادهای نوین؛ به گونهای که قانون اساسی با تلاش علما و مراجع، اصولی مبتنی بر موازین شرعی پیدا کرد. مانند اصل دوم متمم قانون اساسی که نظارت مجتهدان بر مصوبات مجلس را پیشبینی میکرد. دوم، از طریق مقاومت در برابر سکولاریزاسیون؛ جریان مشروعهخواه به رهبری شیخ فضلالله نوری، تلاش کرد مانع تهیشدن نظام سیاسی از محتوای دینی شود که این تلاش با اعدام وی و کنار رفتن بخشی از روحانیان از صحنه سیاسی روبهرو شد.<ref>امامجمعهزاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.</ref> | |||
'''افول نقش دین در عرصه سیاسی:''' به تدریج، دین از مرکز تصمیمگیریهای سیاسی در ایران دوره مشروطه فاصله گرفت. با تسلط روشنفکران بر مجلس و تدوین قوانین مبتنی بر الگوهای غربی از جمله اقتباس از مجموعه حقوق بلژیک، جایگاه احکام دینی در نظام سیاسی نوپا تضعیف شد. اختلاف گفتمانی میان دو قرائت از دین یکی همسو با مشروطه و دیگری مخالف با آن و نیز عدم ارائه نظریه منسجم از سوی جریان دینی برای اداره حکومت، به انزوای تدریجی دین از عرصه قدرت انجامید. در دوره رضاشاه، این روند شتاب بیشتری گرفت و حضور نمادین دین در نهادهای سیاسی نیز کاهش یافت.<ref>امامجمعهزاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| خط ۷۰: | خط ۷۵: | ||
=منابع= | =منابع= | ||
* امامجمعهزاده، سید جواد، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، فصلنامۀ شیعهشناسی، شمارۀ 39، 1391ش. | |||
* امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش. | * امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش. | ||
* خارابی، فاروق، انجمنهای عصر مشروطه، تهران، موسسهی تحقیقات و توسعهی علوم انسانی، 1386ش. | * خارابی، فاروق، انجمنهای عصر مشروطه، تهران، موسسهی تحقیقات و توسعهی علوم انسانی، 1386ش. | ||
نسخهٔ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۳۳
ایران دوره مشروطیت؛ دوران گذار از استبداد مطلق به نظام قانونمحور با حاکمیت ملی، تفکیک قوا و حضور نهادهای نوینی چون مجلس و مطبوعات.
دوران مشروطه
دوره مشروطه ایران با صدور فرمان نظامنامۀ مجلس شورای ملی در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش توسط مظفرالدین شاه قاجار آغاز شد[۱] و تا پایان سلطنت احمدشاه و انقراض سلسله قاجار در ۱۳۰۴ش ادامه یافت.[۲] در این بازه، سه پادشاه قاجار به ترتیب بر ایران حکومت کردند: مظفرالدین شاه (۱۲۷۵-۱۲۸۵ش) که گرچه با صدور فرمان مشروطه، نظام سیاسی جدید را قانونی کرد، اما چند روز پس از آن درگذشت. جانشین او، محمدعلی شاه (۱۲۸۵-۱۲۸۸ش)، با به توپبستن مجلس و برقراری استبداد صغیر، کوشید نظام مشروطه را برچیند، اما با فتح تهران توسط مشروطهخواهان وادار به کنارهگیری و تبعید شد. آخرین شاه قاجار، احمدشاه (۱۲۸۸-۱۳۰۴ش)، در شرایطی به سلطنت رسید که کشور با بحرانهایی چون اشغال خارجی در جنگ جهانی اول و کودتای ۱۲۹۹ش مواجه بود و سرانجام با خلع قاجاریه و استقرار پهلوی، دوره مشروطه پایان یافت.[۳]
اهمیت ایران در دوران مشروطه
بر اساس منابع تاریخی ایران در دوره مشروطه، سرزمینی بود که برای نخستینبار ساختار سیاسی-اجتماعی مبتنی بر محدودیتهای قانونی را تجربه کرد؛ ساختاری که به موجب آن، تصمیمگیرندگان سیاسی در چارچوب قوانین مشخص قرار میگرفتند. ابه نظر پژوهشگران، این دوره از آن جهت در تاریخ ایران حائز اهمیت است که فرایند گذار از جامعهای مبتنی بر مفهوم رعیت و فرهنگ سیاسی مبتنی بر اطاعت محض از حاکم، به سوی مفهوم شهروندی و فرهنگ سیاسی قانونمدار، در این سرزمین آغاز شد. این تحولات در شرایطی رخ میداد که اروپا دورۀ پیشرفت سریع را طی میکرد و ایرانیان در جستجوی راهی برای خروج از عقبماندگی بودند.[۴]
ایران پیش از مشروطه
پس از سقوط صفویه و افشاریه و زندیه، قاجاریه در اواخر سده دوازدهم هجری بر ایران مسلط شدند.[۵] برخلاف صفویه که توانستند دولتی متمرکز و دارای هویت مذهبی واحد ایجاد کنند، قاجاریه با ضعف ساختاری، فقدان ارتش منظم توانمند، رقابت قدرتهای خارجی (روسیه و انگلستان) و شکستهای نظامی پی در پی در جنگهای ایران و روسیه و عهدنامههای گلستان و ترکمنچای مواجه بودند.[۶] این شکستها منجر به از دست رفتن بخشهایی از قلمرو ایران، اعطای حقوق کاپیتولاسیون به اتباع خارجی و نفوذ روزافزون سیاسی و اقتصادی بیگانگان شد. در اواخر دوران حکومت ناصرالدین شاه، اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران بسیار آشفته و نابسامان بود. ماهیت استبدادی سلطنت قاجار و ستم درباریان و مأموران حکومتی نسبت به طبقات مختلف جامعه، زمینۀ اعتراض عمومی را فراهم ساخت و روابط میان دولت و مردم را متزلزل کرد. در این دوره، قدرت شاه نامحدود بود و هیچ قانون، سنت یا تعهد مکتوب یا نانوشتهای وجود نداشت که شاه خود را پایبند به آن بداند. به تدریج با نفوذ غرب در عرصۀ تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی ایران، قراردادها و امتیازات ناعادلانۀ تجاری بر حکومت قاجار و جامعه ایرانی، بهویژه تجار و بازار سنتی ایران، تحمیل میشد.[۷] احساس تحقیر ناشی از این عقبماندگی، زمینهساز شکلگیری دو جریان فکری متفاوت بود: جریان درباری که اقتباس فنی از غرب را راهکار میدانست و جریان دینی که بر مهار استبداد و اجرای عدالت تأکید داشت.[۸]
ایران در سالهای پایانی حکومت ناصرالدین شاه، کشوری با ساختار سیاسی استبدادی بود که در آن قدرت شاه نامحدود و نهادهای مدنی وجود نداشت. در این دوره، ضعف نظام سیاسی قاجار (تعویض پنج نخستوزیر در هفت سال)، ستم درباریان و حکام محلی، و ناتوانی دولت در پاسخگویی به اعتراضات، روابط مردم و حاکمیت را شکننده کرده بود. از سوی دیگر، شکستهای نظامی ایران از روسیه و انگلیس و از دست رفتن بخشهایی از قلمرو کشور (عهدنامههای گلستان، ترکمنچای و پاریس) به نفوذ روزافزون سیاسی و اقتصادی بیگانگان انجامید. واگذاری امتیازات تجاری (از جمله امتیاز رویتر و امتیاز تنباکو) به شرکتهای خارجی، صنایع داخلی را ورشکسته و تجار و بازار سنتی را در تنگنا قرار داد. در چنین وضعیتی، ایران شاهد شکلگیری دو جریان فکری متفاوت بود: جریان درباری که اصلاحات فنی و نظامی از غرب را راهکار میدانست (که نمونه آن اصلاحات عباس میرزا، قائممقام فراهانی و امیرکبیر و تأسیس دارالفنون بود) و جریان دینی و مردمی که بر مهار استبداد و اجرای عدالت تأکید داشت.
مرزهای جغرافیایی ایران در دوره مشروطه
ایران در آستانه مشروطه سرزمینی بسیار وسیعتر از ایران امروزی بود، اما در مقایسه با دوره صفویه دچار کاهش چشمگیر شده بود. از شمال به دریای خزر و روسیه تزاری، از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان، از شرق به افغانستان و هند بریتانیایی، و از غرب به دولت عثمانی محدود میشد. عهدنامههای گلستان (۱۸۱۳م) و ترکمنچای (۱۸۲۸م) باعث جدایی قفقاز (داغستان، گرجستان، ارمنستان و آذربایجان کنونی) از ایران شد. پیمان پاریس (۱۸۵۷م) نیز هرات و بخشهایی از خراسان را از قلمرو ایران جدا کرد. بدین ترتیب، ایران دوره قاجار، بر خلاف صفویه، دیگر آن گستره جغرافیایی فراقارهای را نداشت و به تدریج به مرزهای کنونی نزدیک میشد.
ساختار سیاسی ایران در دوره مشروطه
به گفته برخی پژوهشگران، مهمترین ویژگی ساختار قدرت سیاسی ایران در آستانۀ دوره مشروطه، سلطۀ مطلق شاه و استبداد سیاسی بود. در این ساختار، شاه در مرکز نظام قدرت قرار داشت و سایر عناصر از جمله علما، دیوانسالاری و نهادهای خارجی در پیرامون او جای میگرفتند. شاه توزیعکنندۀ مناصب و مراتب قدرت بود؛ عزل و نصب کارگزاران حکومتی، دستورالعملهای ولایات و فرمانهای مربوط به گمرک و اجارات، همگی به تأیید او نیاز داشت.[۹] از دیدگاه این تحلیلگران، درباریان و کارگزاران حکومتی، وظیفهای در قبال مردم برای خود قائل نبودند و فعالیتهای آنان بهطور عمده در جهت تأمین منافع شخصی صورت میگرفت. حکام ولایات با پرداخت پیشکشهای سنگین به مقامات مرکزی، حکومت شهرها را به دست میآوردند و شاهزادگان و امرا برای تصاحب املاک و اموال مردم، از شاه و صدراعظم اجازه میگرفتند. همچنین نیروهای نظامی به جای تأمین امنیت و حفظ حقوق مردم، خود از جمله عوامل تهدید و آزار آنان به شمار میرفتند.[۱۰]
تحولات سیاسی ایران در دوره مشروطه
زمینههای صدور فرمان مشروطه
ایران در اوایل دهه ۱۲۸۰ش، شاهد یک رشته رویدادهای پیدرپی بود که نارضایتی عمومی را به اوج رساند. نخست، انتشار عکس مسیو نوز، رئیس بلژیکی گمرک ایران، در لباس روحانیت و در حال رقص، خشم مذهبی مردم را برانگیخت. دوم، به چوب بستن و شلاق خوردن چند تاجر خوشنام تهران توسط علاءالدوله، حاکم تهران، اعتراض بازار را در پی داشت. سوم، کشته شدن طلبه جوانی به نام سید عبدالحمید در درگیری با نیروهای دولتی و سپس تیراندازی نظامیان به جمعیت تشییعکننده، تهران را به آشوب کشید. در واکنش به این رویدادها، ایران صحنه بستنشینیهای گستردهای شد: نخست تحصن در مسجد شاه، سپس هجرت صغری به حرم حضرت عبدالعظیم، هجرت کبری به قم (با رهبری طباطبایی، بهبهانی و شیخ فضلالله نوری)، و همزمان بستنشینی گروهی از تجار و علما در سفارت انگلیس. سرانجام، مظفرالدین شاه در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش فرمان مشروطه را صادر کرد و در ایران مجلس شورای ملی، قانون اساسی و تفکیک قوا تأسیس شد.[۱۱]
فرازونشیبهای نظام مشروطه در ایران
ایران در سالهای پس از صدور فرمان مشروطه، با فرازونشیبهای متعددی روبهرو بود. اختلاف میان دو دیدگاه درباره قانون اساسی (تدوین بر اساس موازین اسلامی یا الگوهای غربی) به تفرقه انجامید و شیخ فضلالله نوری که خواستار «مشروطه مشروعه» (حکومت مبتنی بر شرع) بود، با مشروطهخواهان به مخالفت پرداخت و سرانجام اعدام شد. با مرگ مظفرالدین شاه و روی کار آمدن محمدعلی شاه (مخالف مشروطه)، ایران وارد دوره استبداد صغیر (۱۲۸۷-۱۲۸۸ش) شد؛ مجلس به توپ بسته شد و آزادیخواهان دستگیر، تبعید یا اعدام شدند. یک سال بعد، مشروطهخواهان تبریز، گیلان و اصفهان با فتح تهران، محمدعلی شاه را خلع کردند، اما ایران همچنان از مداخله روسیه و انگلیس (اولتیماتومها، اشغال شمال و حضور بریگاد قزاق) رنج میبرد. در نهایت، ایران در ۱۳۰۴ش با کودتای رضاخان و استقرار سلطنت پهلوی، از مسیر اولیه مشروطه خارج شد.[۱۲]
نهادهای نوپدید و تحولات اجتماعی در ایران
با وجود ناکامیها، ایران در دوره مشروطه شاهد تأسیس نهادهای تازهای بود: تبدیل نظریه شاهمحوری به قانونمحوری، تأسیس مجلس شورای ملی (به عنوان نخستین نهاد قانونگذاری منتخب مردم)، تدوین قانون اساسی و متمم آن، رسمیت یافتن تفکیک قوا، و ورود مفاهیمی چون آزادی، عدالت، برابری و انتخابات به گفتمان عمومی. همچنین در ایران این دوره، مطبوعات و روزنامهها (از جمله حبلالمتین، قانون و صور اسرافیل) نقش مهمی در آگاهیبخشی عمومی ایفا کردند، احزاب و انجمنهای سیاسی نخستین گامهای خود را برداشتند، و زنان با تشکیل انجمنهای مخفی و حضور در عرصه عمومی (مانند بیبیمریم بختیاری در فتح تهران) پایههای نهضت حقوق زنان را بنا نهادند. میراث مشروطه برای ایران، اگرچه در استبداد پهلوی ناتمام ماند، اما به نقطه عطفی در تاریخ سیاسی کشور تبدیل شد که مفاهیم و نهادهای آن بعدها در انقلاب اسلامی نیز بازتاب یافت.[۱۳]
موانع و محدودیتهای فراروی تحولات ایران
در مقابل تحولات یادشده، برخی پژوهشگران به موانع و محدودیتهای متعددی اشاره کردهاند که ایران در دوره مشروطه با آنها مواجه بود.
- نفوذ اندیشههای غربی از دیدگاه این تحلیلگران، نفوذ اندیشههای غربی یکی از این چالشها به شمار میرود؛ به گفته آنان، تسلط روشنفکران غربزده بر مجلس و تهی شدن تدریجی نظام سیاسی از مبانی مورد نظر نیروهای مذهبی، زمینهساز کنارهگیری بخشی از مردم از ادامه همراهی با نهضت مشروطه شد.[۱۴]
- نفوذ افکار استبدادی چالش دیگری است که برخی محققان به آن اشاره داشتهاند؛ بر اساس این دیدگاه، مستبدان پیشین با تظاهر به مشروطهخواهی، به تدریج قدرت را در دست گرفتند و استبداد را به نام حکومت مشروطه ادامه دادند.[۱۵]
- تضعیف روند اسلامی از دیگر چالشهای مطرح شده در این دوره است؛ به باور برخی تحلیلگران، ترور و حذف روحانیانی که بر اسلامیبودن نهضت مشروطه تأکید داشتند،[۱۶]و همچنین عدم حمایت کافی علما از مشروعهخواهانی چون شیخ فضلالله نوری (که به اعدام وی انجامید)،[۱۷] از عوامل انحراف مشروطه از اهداف اولیه آن ارزیابی شده است.[۱۸]
- بروز تفرقه میان رهبران نهضت (چه میان روحانیان و روشنفکران و چه در میان خود علما) از موانع دیگری است که به گفته پژوهشگران، آسیبپذیری حرکت را افزایش داد[۱۹] و فرقهگرایی و ایجاد احزاب گوناگون، زمینه را برای نفوذ قدرتهای خارجی فراهم آورد.[۲۰]
- دخالت بیگانگان به ویژه روسیه و انگلستان، از نگاه برخی محققان، چالش اساسی دیگر این دوره بود؛ این کشورها با تأثیرگذاری بر تدوین قانون اساسی (از جمله اقتباس از مجموعه حقوق بلژیک) و کاستن از جایگاه احکام اسلامی در نظام سیاسی نوپا، در شکلگیری گرفتاریهای بعدی ایران نقش داشتند.
نیروهای اجتماعی در ایران دوره مشروطه
- علما و روحانیت: روحانیت با بهرهگیری از نفوذ دیرینه خود در میان مردم، نقش محوری در رهبری و بسیج تودهها ایفا کرد و تا پایان استبداد صغیر، مهمترین نیروی پیشبرندۀ ریدادهای مهم از جمله نهضت مشروطه بود. روحانیون در مواضع گوناگون (مشروطهخواه، مشروعهخواه و میانه) انگیزههای متفاوتی داشتند.
- روشنفکران: این جریان که بهطور عمده متأثر از پیشرفتهای غرب بود، در نشر مفاهیم مشروطهخواهی و قانونطلبی، بهویژه در آذربایجان، نقشی چشمگیر ایفا کرد. روشنفکران به دو دسته وابسته به دربار و هوادار انقلاب تقسیم میشدند.
- بازرگانان: بازرگانان که از سیاستهای اقتصادی دولت و رقابت خارجی زیان دیده بودند، با حمایت مالی از بستنشینیها و مجلس، نقشی مهم ایفا کردند، اما با تداوم انقلاب، بخش اعظم آنان به دلیل نگرانی از بیثباتی، حمایت خود را پس گرفتند.
- پیشهوران و اصناف: این گروه پشتوانه تودهای انقلاب بودند و از بستنشینی تهران تا مقاومت تبریز، پیشگام مبارزات بودند.
- کارگران: جنبش کارگری با مشروطه پدید آمد و از آن حمایت کرد، اما به دلیل تعداد محدود، نتوانست نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
- زنان: زنان با سخنرانی، تأسیس انجمنها، شرکت در نبردها (با پوشش مردانه) و کفنپوشی در برابر اولتیماتوم روسیه، حضوری فعال داشتند و نهضت حقوق زنان ریشه در این دوره دارد، هر چند به حق رأی نرسیدند.
- ایلات و عشایر: ایلات (حدود یکچهارم جمعیت) با ساختار اطاعتمحور و نیروی مسلح، بازیگران مهم تحولات بودند؛ برخی در خدمت محمدعلی شاه و برخی دیگر (مانند بختیاریها) در حمایت از مشروطه عمل کردند.
- دهقانان: دهقانان (بیش از نیم جمعیت) به دلیل سلطه مالکان، پراکندگی و فقدان سازماندهی، نتوانستند حضوری پایدار و مؤثر داشته باشند، هر چند در موارد محدودی دست به اقدامات محلی زدند.
- اردوی ضد مشروطیت: درباریان، شاهزادگان، مستمریبگیران و بهویژه طبقه زمیندار و اعیان، با تهدیدشدن منافع خود (مانند لغو تیولداری)، به صف مخالفان پیوستند و از ۱۲۸۸ش، برخی از آنان (مانند سپهدار تنکابنی) حتی رهبری مشروطه را در دست گرفتند.[۲۱]
نقش دین و مذهب در ایران دوره مشروطه
در ایران دوره مشروطه، دین بهعنوان یکی از نیروهای محرکه اصلی تحولات سیاسی-اجتماعی ایفای نقش میکرد. آموزهها، مفاهیم و مناسک دینی، بستری را فراهم آورد که از طریق آن، گروهها و طبقات مختلف اجتماعی برای اعتراض به وضع موجود و مطالبه تغییر، همگرایی یافتند. نهاد روحانیت بهعنوان متولی و مفسر دین، حلقه ارتباطی این نیروی محرکه با تودههای مردم بود.[۲۲]
در ساختار سیاسی: به گفته برخی پژوهشگران، در گفتمان سیاسی رایج در ایران آن دوره، الگوی «سلطنت مشروطه» در برابر «سلطنت استبدادی» تعریف میشد و کمتر به اشکال دیگر حکومت اشاره میرفت. دین در این چارچوب، منبع مشروعیتبخشی به محدودیت قدرت شاه و تأسیس نهادهایی چون مجلس به شمار میرفت. با این حال، تفسیرهای متفاوت از نسبت دین با سیاست، موجب شکلگیری دو جریان دینی شد: جریانی که مشروطه را با شریعت قابل جمع میدانست و جریانی که آن را مغایر با مبانی دینی میانگاشت.[۲۳]
در تحولات پس از مشروطه: دین در دوره پس از استقرار نظام مشروطه، از دو طریق به تحولات جهت میداد. نخست، از طریق مشروعیتبخشی به نهادهای نوین؛ به گونهای که قانون اساسی با تلاش علما و مراجع، اصولی مبتنی بر موازین شرعی پیدا کرد. مانند اصل دوم متمم قانون اساسی که نظارت مجتهدان بر مصوبات مجلس را پیشبینی میکرد. دوم، از طریق مقاومت در برابر سکولاریزاسیون؛ جریان مشروعهخواه به رهبری شیخ فضلالله نوری، تلاش کرد مانع تهیشدن نظام سیاسی از محتوای دینی شود که این تلاش با اعدام وی و کنار رفتن بخشی از روحانیان از صحنه سیاسی روبهرو شد.[۲۴]
افول نقش دین در عرصه سیاسی: به تدریج، دین از مرکز تصمیمگیریهای سیاسی در ایران دوره مشروطه فاصله گرفت. با تسلط روشنفکران بر مجلس و تدوین قوانین مبتنی بر الگوهای غربی از جمله اقتباس از مجموعه حقوق بلژیک، جایگاه احکام دینی در نظام سیاسی نوپا تضعیف شد. اختلاف گفتمانی میان دو قرائت از دین یکی همسو با مشروطه و دیگری مخالف با آن و نیز عدم ارائه نظریه منسجم از سوی جریان دینی برای اداره حکومت، به انزوای تدریجی دین از عرصه قدرت انجامید. در دوره رضاشاه، این روند شتاب بیشتری گرفت و حضور نمادین دین در نهادهای سیاسی نیز کاهش یافت.[۲۵]
پانویس
- ↑ شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، 1387ش، ۴۴۵؛ «فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران»، وبسایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
- ↑ «سندی درباره انقراض سلطنت قاجار در کتابخانه مجلس»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ پیرنیا و اقبال، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه، ۸۴۸–۸۶۲؛ کلیفوردادموند، سلسلههای اسلامی جدید، 1381ش، ج1، ص539.
- ↑ فیروز و فیروز، شیخی، «تحلیل جامعهشناختی ماهیت، علل وقوع و پیامدهاي جنبش مشروطیت در ایران»، 1390ش، ص79؛ «گزارش/ نگاهی به دستاوردهای انقلاب مشروطه در ايران»، خبرگزاری ایمنا.
- ↑ کلیفوردادموند، سلسلههای اسلامی جدید، 1381ش، ج1، ص539.
- ↑ طلوع فکور، «توسعه نیافتگی ایران با تکیه بر نقش عهدنامههای گلستان و ترکمانچای»، 1398ش، ص75.
- ↑ همراهی و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص268.
- ↑ رهدار و دیگران، «بهارستان، مستقیم؛/ روایتی از مشروطه، جامعه شناسی و جایگاه تاریخ آن»، 1390ش، ص300.
- ↑ کریمی زنجانی، م و حسینی، «نگاهی به ساختار قدرت سیاسی ایران در عصر قاجار (از ابتدا تا ظهور مشروطیت)»، فصلنامه 15خرداد، شمارۀ 23، 1375ش، ص67-69.
- ↑ فیروز و فیروز، شیخی، «تحلیل جامعهشناختی ماهیت، علل وقوع و پیامدهاي جنبش مشروطیت در ایران»، 1390ش، ص83؛
- ↑ همراهی و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص269-270.
- ↑ همراهی و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص-271270.
- ↑ همراهی و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص279.
- ↑ شیرمحمدی، درآمدی بر ماهیت مشروطیت و نقش آن در تکوین تمدن اسلامی، 1385ش، ص۱۸۸.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص171 و 242
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج7، ص459.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۱۸/۲۴۸. امامخمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص248.
- ↑ شیرمحمدی، درآمدی بر ماهیت مشروطیت و نقش آن در تکوین تمدن اسلامی، 1385ش، ص۱۸۸.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص170-171. امامخمینی، صحیفه، ۴/۲۳۵؛ ۶/۳۳۷؛ ۷/۱۳۳؛ ۱۲/۲۵ و ۱۸/۴۱۱.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج4، ص337.
- ↑ «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ امامجمعهزاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.
- ↑ امامجمعهزاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.
- ↑ امامجمعهزاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.
- ↑ امامجمعهزاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.
منابع
- امامجمعهزاده، سید جواد، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، فصلنامۀ شیعهشناسی، شمارۀ 39، 1391ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
- خارابی، فاروق، انجمنهای عصر مشروطه، تهران، موسسهی تحقیقات و توسعهی علوم انسانی، 1386ش.
- روحانی، سید حمید، نهضت امامخمینی، تهران، عروج، ۱۳۸۱ش.
- رهدار، احمد و دیگران، «بهارستان، مستقیم؛/ روایتی از مشروطه، جامعه شناسی و جایگاه تاریخ آن»، ماهنامۀ سوره، شمارۀ 57-58، 1390ش.
- «سندی درباره انقراض سلطنت قاجار در کتابخانه مجلس»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: 15 آبان 1402ش.
- شمیم، علیاصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران، بهزاد، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
- شیرمحمدی، محمدمهدی، «درآمدی بر ماهیت مشروطیت و نقش آن در تکوین تمدن اسلامی»، مجله حوزه، شماره ۱۳۷، ۱۳۸۵ش.
- طلوع فکور، هانیه، «توسعه نیافتگی ایران با تکیه بر نقش عهدنامههای گلستان و ترکمانچای»، مجلۀ تاریخ پژوهی، شمارۀ 77، 1398ش
- «فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران»، وبسایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تاریخ درج مطلب: 13 مرداد 1404ش.
- کلیفوردادموند، باسورث، سلسلههای اسلامی جدید، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، باز، 1381ش.
- «گزارش/ نگاهی به دستاوردهای انقلاب مشروطه در ايران»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: 14 مرداد 1394ش.
- «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ بازدید: 29 اردیبهشت 1405ش.
- همراهی، نعمتالله و دیگران، «تاثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، مجلۀ جامعهشناسی سیاسی ایران، شمارۀ 14، 1400ش.