| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
=== رابطه جامعه و فرهنگ === | === رابطه جامعه و فرهنگ === | ||
جامعه به گروهی از انسانها اشاره دارد که در یک قلمرو جغرافیایی مشخص زندگی میکنند، دارای نظام سیاسی-اقتصادی مشترکاند و با یکدیگر تعامل دارند؛ اما فرهنگ الگوها، باورها و شیوهٔ زندگی مشترکِ آن افراد است. جامعه سختافزار و کالبد انسانی و فرهنگ نرمافزار یا روح حاکم بر آن کالبد ذکر شده است. این دو مفهوم جداییناپذیرند؛ هیچ جامعهای بدون فرهنگ نمیتواند به حیات و انسجام خود ادامه دهد و هیچ فرهنگی نیز بدون یک جامعهٔ انسانی امکان بقا، انتقال و تجلی ندارد.<ref>گیدنز، جامعه شناسی، 1381ش، ص56. </ref> | |||
== عناصر فرهنگ == | == عناصر فرهنگ == | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۲۶: | ||
* ارزشها: ارزشها بهمثابه جوهره فرهنگ،<ref>نقینظرپور، ارزشها و توسعه، ۱۳۷۸ش، ص ۷۰.</ref> نوعی درجهبندی امور از خوب تا بد هستند<ref>رفیعپور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۲۶۹.</ref> که کارکرد آن راهنمایی انسان در ارزیابی کنشهاست.<ref>ترنر، مفاهیم و کاربردهای جامعهشناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۷۸.</ref> | * ارزشها: ارزشها بهمثابه جوهره فرهنگ،<ref>نقینظرپور، ارزشها و توسعه، ۱۳۷۸ش، ص ۷۰.</ref> نوعی درجهبندی امور از خوب تا بد هستند<ref>رفیعپور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۲۶۹.</ref> که کارکرد آن راهنمایی انسان در ارزیابی کنشهاست.<ref>ترنر، مفاهیم و کاربردهای جامعهشناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۷۸.</ref> | ||
* هنجارها: قواعد تنظیم روابط که نقض آنها مجازات در پی دارد.<ref>رفیعپور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۱۸۵.</ref> کارکرد آنها حفظ حیات انسان، پیشبینیپذیر نمودن کنشها و ایجاد انسجام اجتماعی است.<ref>افروغ، فرهنگشناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص ۲۵.</ref> هنجارها بسته به میزان الزام به سه دسته الزامی، مرجح و مجاز تقسیم شده است.<ref>افروغ، فرهنگشناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص 24-25؛ کوزر، نظریههای بنیادی جامعهشناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۴۳۳.</ref> | * هنجارها: قواعد تنظیم روابط که نقض آنها مجازات در پی دارد.<ref>رفیعپور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۱۸۵.</ref> کارکرد آنها حفظ حیات انسان، پیشبینیپذیر نمودن کنشها و ایجاد انسجام اجتماعی است.<ref>افروغ، فرهنگشناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص ۲۵.</ref> هنجارها بسته به میزان الزام به سه دسته الزامی، مرجح و مجاز تقسیم شده است.<ref>افروغ، فرهنگشناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص 24-25؛ کوزر، نظریههای بنیادی جامعهشناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۴۳۳.</ref> | ||
* نظام ذخیرۀ دانش: خزانههای اطلاعاتی و معرفتی که از تجربههای بشری شکل گرفته و از طریق نمادها انتقال مییابند.<ref>نولان و لنسکی، جامعههای انسانی، ۱۳۸۰ش، ص | * نظام ذخیرۀ دانش: خزانههای اطلاعاتی و معرفتی که از تجربههای بشری شکل گرفته و از طریق نمادها انتقال مییابند.<ref>نولان و لنسکی، جامعههای انسانی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹؛ ترنر، جامعه شناسی، 1378، ص85. </ref> | ||
* حقوق بنیادین انسان: برداشت از حقوق اساسی انسان که سایر اشکال زندگی و هنر از آن تأثیر میپذیرند.<ref>سلیمی، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۵۲.</ref> | * حقوق بنیادین انسان: برداشت از حقوق اساسی انسان که سایر اشکال زندگی و هنر از آن تأثیر میپذیرند.<ref>سلیمی، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۵۲.</ref> | ||
| خط ۱۴۷: | خط ۱۴۷: | ||
== فرهنگپذیری و نهادهای انتقال فرهنگ == | == فرهنگپذیری و نهادهای انتقال فرهنگ == | ||
از آنجا که فرهنگ پدیدهای غریزی و ژنتیکی نیست، از نسلی به نسل دیگر آموخته و منتقل میشود. در علوم اجتماعی به این فرآیند یادگیری و درونیسازی عناصر فرهنگی، فرهنگپذیری میگویند. به ساختارها و مجاری منتقل کنندۀ فرهنگ، '''ن'''هادهای فرهنگپذیرکننده میگویند. مهمترین این نهادها عبارتند از: خانواده بهمثابه قرارگاه فرهنگپذیری، آموزش و پرورش، گروه همسالان، رسانههای جمعی و نهاد دین. | از آنجا که فرهنگ پدیدهای غریزی و ژنتیکی نیست، از نسلی به نسل دیگر آموخته و منتقل میشود. در علوم اجتماعی به این فرآیند یادگیری و درونیسازی عناصر فرهنگی، فرهنگپذیری میگویند. به ساختارها و مجاری منتقل کنندۀ فرهنگ، '''ن'''هادهای فرهنگپذیرکننده میگویند.<ref>آکبرن و نیم کف، زمینه جامعه شناسی، 1380ش، ص 170.</ref> مهمترین این نهادها عبارتند از: خانواده بهمثابه قرارگاه فرهنگپذیری، آموزش و پرورش، گروه همسالان، رسانههای جمعی و نهاد دین.<ref>گیدنز، جامعه شناسی، 1381ش، صص 103-107.</ref> | ||
== مفاهیم کلیدی در جامعهشناسی فرهنگ == | == مفاهیم کلیدی در جامعهشناسی فرهنگ == | ||
در مطالعات جامعهشناختی و انسانشناسی، برای تحلیل دقیقتر پویاییها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایهای زیر مورد توجه قرار میگیرند: | در مطالعات جامعهشناختی و انسانشناسی، برای تحلیل دقیقتر پویاییها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایهای زیر مورد توجه قرار میگیرند: | ||
* '''خردهفرهنگ و ضدفرهنگ:''' در درون هر فرهنگ مسلط، همواره گروههایی وجود دارند که دارای ارزشها، هنجارها و سبک زندگی متمایزی هستند. به این الگوهای متمایز که در عین حال با فرهنگ کلان جامعه در | * '''خردهفرهنگ و ضدفرهنگ:''' در درون هر فرهنگ مسلط، همواره گروههایی وجود دارند که دارای ارزشها، هنجارها و سبک زندگی متمایزی هستند. به این الگوهای متمایز که در عین حال با فرهنگ کلان جامعه در تعارض بنیادین نیستند، خردهفرهنگ میگویند؛ مانند فرهنگ اقوام، اقلیتها یا جوانان. اما اگر یک گروه اجتماعی در تقابل، ستیز و طرد آشکار ارزشها و هنجارهای فرهنگ مسلط قرار گیرد، الگوی رفتاری آنها ضدفرهنگ نامیده میشود.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 79. </ref> | ||
* '''قوممداری و نسبیت فرهنگی:''' تمایل به ارزیابی و قضاوت دربارهٔ فرهنگهای دیگر بر اساس معیارها و استانداردهای فرهنگ خودی، قوممداری نامیده میشود که غالباً با احساس برتری فرهنگی همراه است. در نقطهٔ مقابل، نسبیت فرهنگی بر این اصل علمی و روششناختی استوار است که هر فرهنگ را باید تنها بر اساس معیارها، منطق و ارزشهای درون همان فرهنگ شناخت و قضاوت کرد، نه با استانداردهای بیرونی. | * '''قوممداری و نسبیت فرهنگی:''' تمایل به ارزیابی و قضاوت دربارهٔ فرهنگهای دیگر بر اساس معیارها و استانداردهای فرهنگ خودی، قوممداری نامیده میشود که غالباً با احساس برتری فرهنگی همراه است.<ref>گیدنز، جامعه شناسی، 1381ش، ص63.</ref> در نقطهٔ مقابل، نسبیت فرهنگی بر این اصل علمی و روششناختی استوار است که هر فرهنگ را باید تنها بر اساس معیارها، منطق و ارزشهای درون همان فرهنگ شناخت و قضاوت کرد، نه با استانداردهای بیرونی.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 76.</ref> | ||
* '''تأخر فرهنگی:''' در روند تغییر و تحول جوامع، معمولاً سرعت تغییر در بخشهای مادی فرهنگ مانند تکنولوژی، ماشینآلات و ابزار بسیار بیشتر از بخشهای غیرمادی نظیر باورها، قوانین، اخلاق و ارزشها است. | * '''تأخر فرهنگی:''' در روند تغییر و تحول جوامع، معمولاً سرعت تغییر در بخشهای مادی فرهنگ مانند تکنولوژی، ماشینآلات و ابزار بسیار بیشتر از بخشهای غیرمادی نظیر باورها، قوانین، اخلاق و ارزشها است. این عدم هماهنگی و شکاف ناشی از عقبماندگی فرهنگ غیرمادی از فرهنگ مادی تأخر فرهنگی نامیده است. | ||
* '''شوک فرهنگی:''' برخورد ناگهانی و عمیق یک فرد با فرهنگی کاملاً بیگانه و ناشناخته که در آن عناصر فرهنگ پیشین فرد کارکرد خود را از دست میدهند، به پدیدهای روانی و اجتماعی به نام شوک فرهنگی منجر میشود که با احساس سردرگمی، اضطراب و بیگانگی همراه است. | * '''شوک فرهنگی:''' برخورد ناگهانی و عمیق یک فرد با فرهنگی کاملاً بیگانه و ناشناخته که در آن عناصر فرهنگ پیشین فرد کارکرد خود را از دست میدهند، به پدیدهای روانی و اجتماعی به نام شوک فرهنگی منجر میشود که با احساس سردرگمی، اضطراب و بیگانگی همراه است.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 75.</ref> | ||
=== مفاهیم در مطالعات فرهنگی معاصر === | === مفاهیم در مطالعات فرهنگی معاصر === | ||