بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
مفهوم ایران در دوره صفویه مساوی با هویت سرزمین و جغرافیایی بهعنوان یکی از ارکان هویت ملی کاربرد گسترده داشته است.<ref>[https://www.rjnsq.ir/article_100613.html گودرزی، «بازآفرینی مفهوم «ایران» در دوره صفویه و رابطه آن با هویت ملی»، ۱۳۸۶ش، ص۲۷.]</ref> پس از سقوط ساسانیان، تا دوره صفوی جغرافیای مستقلی از ایران دیده نمیشود. ایران به لحاظ جغرافیایی بخشی از جهان اسلام و خلافت بوده و در دوره صفویه امتداد سرزمین دوران اساطیری و باستانی دانسته میشود و از آن قابل تفکیک نیست. جغرافیای ایران در این دوران با ترکیباتی مانند ممالک محروسه، بلاد وسیعه فسیحه و ممالک موروث یاد میشود. در متون آن دوره، گاهی ایران به کل این ممالک محروسه اطلاق میشد و گاهی به بخش مرکزی و هسته اصلی آن اشاره داشت. <ref>ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۹۵-۱۹۴.</ref> | مفهوم ایران در دوره صفویه مساوی با هویت سرزمین و جغرافیایی بهعنوان یکی از ارکان هویت ملی کاربرد گسترده داشته است.<ref>[https://www.rjnsq.ir/article_100613.html گودرزی، «بازآفرینی مفهوم «ایران» در دوره صفویه و رابطه آن با هویت ملی»، ۱۳۸۶ش، ص۲۷.]</ref> پس از سقوط ساسانیان، تا دوره صفوی جغرافیای مستقلی از ایران دیده نمیشود. ایران به لحاظ جغرافیایی بخشی از جهان اسلام و خلافت بوده و در دوره صفویه امتداد سرزمین دوران اساطیری و باستانی دانسته میشود و از آن قابل تفکیک نیست. جغرافیای ایران در این دوران با ترکیباتی مانند ممالک محروسه، بلاد وسیعه فسیحه و ممالک موروث یاد میشود. در متون آن دوره، گاهی ایران به کل این ممالک محروسه اطلاق میشد و گاهی به بخش مرکزی و هسته اصلی آن اشاره داشت. <ref>ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۹۵-۱۹۴.</ref> | ||
ایران در دوره صفویه سرزمینی بسیار گسترده بود که از چهار سو به قلمروهای بزرگ همسایه محدود میشد.<ref>فریدی مجید، «مرزهای ایران صفوی و امپراتوری عثمانی بر اساس نقشههای تاریخی با تأکید بر آناتولی (آسیای صغیر)»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.</ref> قلمرو صفویه علاوه بر ایران کنونی، افغانستان غربی شامل هرات و قندهار، مرو، بحرین، جمهوریهای معاصر قفقازیِ آذربایجان، ارمنستان، گرجستانِ شرقی، داغستان و قسمتی از بلوچستانِ پاکستان را شامل میشد.<ref>بابایی و همکاران، غلامان خاصه؛ نخبگان نوخاسته دوران صفویه، ۱۳۹۳ش، ۱۱۳.</ref> | ایران در دوره صفویه سرزمینی بسیار گسترده بود که از چهار سو به قلمروهای بزرگ همسایه محدود میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2248702/%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D8%BA%DB%8C%D8%B1 فریدی مجید، «مرزهای ایران صفوی و امپراتوری عثمانی بر اساس نقشههای تاریخی با تأکید بر آناتولی (آسیای صغیر)»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.]</ref> قلمرو صفویه علاوه بر ایران کنونی، افغانستان غربی شامل هرات و قندهار، مرو، بحرین، جمهوریهای معاصر قفقازیِ آذربایجان، ارمنستان، گرجستانِ شرقی، داغستان و قسمتی از بلوچستانِ پاکستان را شامل میشد.<ref>بابایی و همکاران، غلامان خاصه؛ نخبگان نوخاسته دوران صفویه، ۱۳۹۳ش، ۱۱۳.</ref> | ||
== ساختار سیاسی == | == ساختار سیاسی == | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
=== روابط دیپلماسی === | === روابط دیپلماسی === | ||
دیپلماسی ایران در دوره صفویه ابزاری کلیدی برای تحقق اهداف سیاست خارجی بود و حتی هنگام بهرهگیری از ابزارهای نظامی یا اقتصادی نیز از آن سود میجستند. مبانی سیاست خارجی صفویان در سطح منطقهای شامل جنگ و صلح با همسایگان، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، پاسداری از مرزهای تاریخی و جلوگیری از تجاوز بود. در سطح فرامنطقهای، به دنبال متحدانی بینالمللی (بهویژه علیه عثمانی)، گسترش تجارت برای رفاه اقتصادی، و حفظ روابط دوستانه با دولتهای اروپایی بودند. | دیپلماسی ایران در دوره صفویه ابزاری کلیدی برای تحقق اهداف سیاست خارجی بود و حتی هنگام بهرهگیری از ابزارهای نظامی یا اقتصادی نیز از آن سود میجستند. مبانی سیاست خارجی صفویان در سطح منطقهای شامل جنگ و صلح با همسایگان، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، پاسداری از مرزهای تاریخی و جلوگیری از تجاوز بود. در سطح فرامنطقهای، به دنبال متحدانی بینالمللی (بهویژه علیه عثمانی)، گسترش تجارت برای رفاه اقتصادی، و حفظ روابط دوستانه با دولتهای اروپایی بودند. رویکردهای پایدار دیپلماسی در این دوره شامل تکیه بر تشریح مبانی تشیع، سیاست تساهل و تسامح مذهبی نسبت به اتباع اروپایی ساکن در ایران، توازن قدرت، اتحاد سیاسی-نظامی با دولتهای اروپایی علیه دشمن مشترک (عثمانی)، تجارت، تأمین امنیت ملی، استراتژی بیطرفی و سیاست تاکتیکپذیر بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1804958/نقش-ابزارهای-سیاست-خارجی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه-با-تاکید-بر-ابزار-دیپلماسی کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۱۵.]</ref> | ||
مهمترین و مؤثرترین روشهای ابزار دیپلماسی ایران در دوره صفویه عبارتند از: | مهمترین و مؤثرترین روشهای ابزار دیپلماسی ایران در دوره صفویه عبارتند از: | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
=== جمعیت === | === جمعیت === | ||
در قرن ۱۰ق/۱۶م جنگهای مکرر با عثمانیان و ازبکان، ناآرامیهای داخلی و شیوع بیماریهای واگیردار، از موانع مهم رشد جمعیت بودند.<ref>کجباف و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و ﺗﺄثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۴۱.</ref> بهگونهای که به نظر میرسد جمعیت ایران از شش میلیون نفر بیشتر نبوده است. با این حال، برخی از سیاحان اروپایی جمعیت ایران در دوران صفوی را تا حدود ۳۰ میلیون نفر برآورد کردهاند. در مقابل، جیمز موریۀ انگلیسی، برآوردی محتاطانهتر ارائه داده و جمعیت ایران را حدود ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر تخمین زده است که از این تعداد ۱ میلیون نفر شهرنشین، اکثریت روستانشین و گروهی نیز چادرنشین و عشایر بودهاند.<ref>«جمعیت ایران در بستر تاریخ»، وبسایت جامجم نشریات.</ref> | در قرن ۱۰ق/۱۶م جنگهای مکرر با عثمانیان و ازبکان، ناآرامیهای داخلی و شیوع بیماریهای واگیردار، از موانع مهم رشد جمعیت بودند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/385259/%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87 کجباف و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و ﺗﺄثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۴۱.]</ref> بهگونهای که به نظر میرسد جمعیت ایران از شش میلیون نفر بیشتر نبوده است. با این حال، برخی از سیاحان اروپایی جمعیت ایران در دوران صفوی را تا حدود ۳۰ میلیون نفر برآورد کردهاند. در مقابل، جیمز موریۀ انگلیسی، برآوردی محتاطانهتر ارائه داده و جمعیت ایران را حدود ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر تخمین زده است که از این تعداد ۱ میلیون نفر شهرنشین، اکثریت روستانشین و گروهی نیز چادرنشین و عشایر بودهاند.<ref>[https://jamejamonline.ir/fa/news/1021009/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE «جمعیت ایران در بستر تاریخ»، وبسایت جامجم نشریات.]</ref> | ||
از اوایل قرن ۱۱ق/۱۷م، جمعیت ایران روندی روبه رشد یافت و این روند تا دهه هفتاد این قرن ادامه پیدا کرد. در این دوره، جمعیت ایران به بیش از ۱۰ میلیون نفر و جمعیت اصفهان به حداقل ۶۰۰ هزار نفر رسید. توسعه کشاورزی همگام با افزایش جمعیت پیش میرفت. هرچند فناوری و ابزار تولید تغییر چندانی نکرد، اما افزایش عرضه منظم آب و زمینهای زیر کشت به افزایش تولید منجر شد. در دهه هشتاد قرن ۱۱ق، فشار جمعیتی بر منابع در پایتخت ایران شهر اصفهان مشخص شد. در اواخر دوره صفویه، خشکسالی، قحطی، طاعون و زلزله از میزان جمعیت ایران کاست. در دهه ۱۱۲۰ق/۱۷۱۰م، جمعیت ایران به ۹ میلیون نفر کاهش یافت و در سالهای پایانی حکومت صفویه، این روند کاهشی شتاب بیشتری گرفت.<ref>کجباف و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و ﺗﺄثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۴۱ و ۵۷-۵۶.</ref> | از اوایل قرن ۱۱ق/۱۷م، جمعیت ایران روندی روبه رشد یافت و این روند تا دهه هفتاد این قرن ادامه پیدا کرد. در این دوره، جمعیت ایران به بیش از ۱۰ میلیون نفر و جمعیت اصفهان به حداقل ۶۰۰ هزار نفر رسید. توسعه کشاورزی همگام با افزایش جمعیت پیش میرفت. هرچند فناوری و ابزار تولید تغییر چندانی نکرد، اما افزایش عرضه منظم آب و زمینهای زیر کشت به افزایش تولید منجر شد. در دهه هشتاد قرن ۱۱ق، فشار جمعیتی بر منابع در پایتخت ایران شهر اصفهان مشخص شد. در اواخر دوره صفویه، خشکسالی، قحطی، طاعون و زلزله از میزان جمعیت ایران کاست. در دهه ۱۱۲۰ق/۱۷۱۰م، جمعیت ایران به ۹ میلیون نفر کاهش یافت و در سالهای پایانی حکومت صفویه، این روند کاهشی شتاب بیشتری گرفت.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/385259/%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87 کجباف و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و ﺗﺄثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۴۱ و ۵۷-۵۶.]</ref> | ||
=== طبقات اجتماعی === | === طبقات اجتماعی === | ||
منابع تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، جامعه ایران را معمولاً در چهار طبقه اصلی توصیف کردهاند. درباریان و دیوانسالاران، روحانیون و علما و دانشمندان، بازرگانان و پیشهوران، و در نهایت کارگران و کشاورزان که توده زیرین جامعه را تشکیل میدادند. شاه در رأس این هرم قرار داشت و در قاعدة زیرین آن، مردم عادی شامل دهقانان روستایی، صنعتگران، دکانداران و بازرگانان کوچک شهرها جای میگرفتند. میان شاه و مردم، لایههای متعددی از قدرت از جمله اشرافیت لشکری (فرماندهان نظامی)، اشرافیت کشوری (مقامات دیوانی)، و طیف گستردهای از روحانیون با درجات و مسئولیتهای گوناگون وجود داشت. ارکان اصلی دولت صفوی یعنی دیوان اربعه در میانة هرم قرار داشتند و فشار سلسلهمراتب اجتماعی در نهایت بر دوش کشاورزان و پیشهوران سنگینی میکرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1268469/تبیین-و-تحلیل-نقش-طبقات-اجتماعی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۴-۱۴۳ و ۱۶۲.]</ref> | |||
زنان در همة طبقات اجتماعی عصر صفوی حضور داشتند، اما موقعیت آنان در بیشتر موارد بر پایة موقعیت اجتماعی مردان تعیین میشد و تقریباً همگی زیر سلطة مردان بودند. زنان افزون بر خانهداری، در کارهای تولیدی مانند قالیبافی، گلیمبافی و جاجیمبافی نیز اشتغال داشتند. با این حال، به دلیل محدودیتهای فرهنگی آن دوران، شرایط و موقعیت مناسبی نداشتند و بیشتر آنان فاقد قدرت تصمیمگیری در زمینههای مختلف زندگی اجتماعی بودند. در ایران، زنان این دوره به شش دسته تقسیم میشدند: | زنان در همة طبقات اجتماعی عصر صفوی حضور داشتند، اما موقعیت آنان در بیشتر موارد بر پایة موقعیت اجتماعی مردان تعیین میشد و تقریباً همگی زیر سلطة مردان بودند. زنان افزون بر خانهداری، در کارهای تولیدی مانند قالیبافی، گلیمبافی و جاجیمبافی نیز اشتغال داشتند. با این حال، به دلیل محدودیتهای فرهنگی آن دوران، شرایط و موقعیت مناسبی نداشتند و بیشتر آنان فاقد قدرت تصمیمگیری در زمینههای مختلف زندگی اجتماعی بودند. در ایران، زنان این دوره به شش دسته تقسیم میشدند: | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
=== سبک زندگی زنان ایرانی === | === سبک زندگی زنان ایرانی === | ||
زنان ایرانی در دوره صفویه، ضمن حفظ حس زنانگی خود به ویژه در نوع پوشش، حضوری مؤثر در جامعه داشتند و حریم امن خویش را محترم میدانستند و مردان نیز مجبور به رعایت آن بودند.<ref>قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۱.</ref> نقش زنان در حیطههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از میان نوشتههای سفرنامهنویسان قابل بررسی است. | زنان ایرانی در دوره صفویه، ضمن حفظ حس زنانگی خود به ویژه در نوع پوشش، حضوری مؤثر در جامعه داشتند و حریم امن خویش را محترم میدانستند و مردان نیز مجبور به رعایت آن بودند.<ref>[https://hiq.bou.ac.ir/article_12417.html قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۱.]</ref> نقش زنان در حیطههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از میان نوشتههای سفرنامهنویسان قابل بررسی است. | ||
==== سیاسی ==== | ==== سیاسی ==== | ||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
==== اجتماعی و فرهنگی ==== | ==== اجتماعی و فرهنگی ==== | ||
در عرصه اجتماعی و فرهنگی هرچند اغلب زنان برای حضور در جامعه با محدودیتهایی روبرو بودند و به ندرت در فعالیتهای اجتماعی امکان حضور مییافتند<ref>احسانی، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.</ref> اما در مؤلفههایی مانند فضای داخلی، چیدمان و تزئینات مسکن، نوع ساخت و معماری منزل و حتی حفظ حریم خانه، عدم استفاده از زیباییهای جسم زن ایرانی در تزئینات بناها و مجسمهها، آراستن بدن شامل نوع پوشاک، چگونگی آرایش، طرح و نوع زینتها و پیروی از مد؛ شیوههای گذران اوقات فراغت و تفریح مثل تماشای مسابقات چوگان، حضور در تفریحگاههای عمومی، شرکت در مراسم حکومتی، شرکت در مراسمهای آیینی و ملی همچون مراسم محرم <ref>قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹۷-۱۸۱.</ref> و ازدواج و ختم که در آن عصر، تکهمسکری و عدم تحمل هوو جلوهگر بوده است.<ref>شرلی، سفرنامه برادران شرلی، ۱۳۸۷ش، ص۷۶.</ref> همچنین زنان درباری و زنان خانوادههای اهل علم توانستند در امر وقف<ref>حیدریان، «زنان واقف در عصر صفوی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۱۹.</ref> و فعالیتهای ادبی آثاری از خود بر جای بگذارند.<ref>احسانی، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.</ref> فعالیتهای علمی و و تعلیمی بانوان بیوت علمای شیعه و آثار ارزشمند بازمانده از آنان، نشاندهنده سنت بنیادین آموزش در میان آنان است.<ref>کرمی و مخبردزفولی، «آموزش زنان در دورهی صفویه؛ زنان بیوت علمای شیعه»، ۱۳۹۹ش، ص۵۶۱.</ref> | در عرصه اجتماعی و فرهنگی هرچند اغلب زنان برای حضور در جامعه با محدودیتهایی روبرو بودند و به ندرت در فعالیتهای اجتماعی امکان حضور مییافتند<ref>احسانی، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.</ref> اما در مؤلفههایی مانند فضای داخلی، چیدمان و تزئینات مسکن، نوع ساخت و معماری منزل و حتی حفظ حریم خانه، عدم استفاده از زیباییهای جسم زن ایرانی در تزئینات بناها و مجسمهها، آراستن بدن شامل نوع پوشاک، چگونگی آرایش، طرح و نوع زینتها و پیروی از مد؛ شیوههای گذران اوقات فراغت و تفریح مثل تماشای مسابقات چوگان، حضور در تفریحگاههای عمومی، شرکت در مراسم حکومتی، شرکت در مراسمهای آیینی و ملی همچون مراسم محرم <ref>[https://hiq.bou.ac.ir/article_12417.html قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹۷-۱۸۱.]</ref> و ازدواج و ختم که در آن عصر، تکهمسکری و عدم تحمل هوو جلوهگر بوده است.<ref>شرلی، سفرنامه برادران شرلی، ۱۳۸۷ش، ص۷۶.</ref> همچنین زنان درباری و زنان خانوادههای اهل علم توانستند در امر وقف<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/572167/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C حیدریان، «زنان واقف در عصر صفوی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۱۹.]</ref> و فعالیتهای ادبی آثاری از خود بر جای بگذارند.<ref>احسانی، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، ۱۳۹۸ش، بدون صفحه.</ref> فعالیتهای علمی و و تعلیمی بانوان بیوت علمای شیعه و آثار ارزشمند بازمانده از آنان، نشاندهنده سنت بنیادین آموزش در میان آنان است.<ref>[https://jhic.ut.ac.ir/article_80293.html کرمی و مخبردزفولی، «آموزش زنان در دورهی صفویه؛ زنان بیوت علمای شیعه»، ۱۳۹۹ش، ص۵۶۱.]</ref> | ||
==== اقتصادی ==== | ==== اقتصادی ==== | ||
در ایران با توجه به این که مخارج زندگی برعهده مردان بود، کارکردن زنان در شهرها، امری شایع و عمومی نبود. با این حال، برخی زنان در شغلهایی مانند خیاطى، کفش گری، پزشکی و داروسازی به فعالیت میپرداختند. در امور عام المنفعه با استفاده از ثروت در کمکرسانی به مردم، کمک به برگزاری مجالس امام حسین، پرداخت هدایا به واعظان، رسیدگی به احوال مستمندان از دیگر فعالیتهای اقتصادی زنان بوده است. کمک به اقتصاد خانواده نیز در مناطق روستایی و عشایری از جمله بافت پارچههای خیمهای و لباس نمود بیشتری داشت.<ref>قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹۸-۱۹۷.</ref> | در ایران با توجه به این که مخارج زندگی برعهده مردان بود، کارکردن زنان در شهرها، امری شایع و عمومی نبود. با این حال، برخی زنان در شغلهایی مانند خیاطى، کفش گری، پزشکی و داروسازی به فعالیت میپرداختند. در امور عام المنفعه با استفاده از ثروت در کمکرسانی به مردم، کمک به برگزاری مجالس امام حسین، پرداخت هدایا به واعظان، رسیدگی به احوال مستمندان از دیگر فعالیتهای اقتصادی زنان بوده است. کمک به اقتصاد خانواده نیز در مناطق روستایی و عشایری از جمله بافت پارچههای خیمهای و لباس نمود بیشتری داشت.<ref>[https://hiq.bou.ac.ir/article_12417.html قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹۸-۱۹۷.]</ref> | ||
=== اقلیتهای دینی === | === اقلیتهای دینی === | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
=== پوشاک === | === پوشاک === | ||
به دلیل توجه ویژه صفویان به آداب و رسوم ایرانی و مذهب تشیع، رشتههای گوناگون صنعت و هنر پیشرفت زیادی داشت و پوشاک مردان و زنان با توجه به بافت خاص اجتماعی‑مذهبی آن روزگار، شکل ویژهای به خود گرفت.<ref>«پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته.</ref> | به دلیل توجه ویژه صفویان به آداب و رسوم ایرانی و مذهب تشیع، رشتههای گوناگون صنعت و هنر پیشرفت زیادی داشت و پوشاک مردان و زنان با توجه به بافت خاص اجتماعی‑مذهبی آن روزگار، شکل ویژهای به خود گرفت.<ref>[https://www.beytoote.com/art/city-country/apparel-people1-different.html «پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته.]</ref> | ||
==== مردان ==== | ==== مردان ==== | ||
پوشاک مردان در شرح سفرنامههای سیاحان اروپایی شامل قبا، شال، رو پیراهن یا پیراهن زیر قبا، زیرشلواری، نیمتنه چسبان و سرپوش یا دستاری از ابریشم زربفت است.<ref>افشار، «پوشاک ایرانیان از آغاز تا امروز»، ۱۳۸۳ش، ص۲۰۷.</ref> کفشهای مردان و زنان چرمی و به رنگهای مختلف بود.<ref>فیگویروا، سفرنامه فیگویروا، ۱۳۶۳ش، ص۴۷۶.</ref> | پوشاک مردان در شرح سفرنامههای سیاحان اروپایی شامل قبا، شال، رو پیراهن یا پیراهن زیر قبا، زیرشلواری، نیمتنه چسبان و سرپوش یا دستاری از ابریشم زربفت است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/334848/%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2 افشار، «پوشاک ایرانیان از آغاز تا امروز»، ۱۳۸۳ش، ص۲۰۷.]</ref> کفشهای مردان و زنان چرمی و به رنگهای مختلف بود.<ref>فیگویروا، سفرنامه فیگویروا، ۱۳۶۳ش، ص۴۷۶.</ref> | ||
==== زنان ==== | ==== زنان ==== | ||
طرز پوشیدن زنها در ایران با لباس پوشیدن مردان اختلاف چندانی ندارد فقط لباس زنها زرو زیور بیشتری دارد.<ref>حاج آقایی وفایی، «پوشاک ایرانیان در عصر صفویه از دیدگاه سفرنامهنویسان اروپایی»، ۱۳۹۶ش، بدون صفحه.</ref> پیراهنها اغلب رنگارنگ، گلدار و زربفت ابریشمی بود. بر روی آن، قبای جلوباز بلندی تا مچ پا میپوشیدند و کمربندی به کمر میبستند، اما نه چندان محکم. کلاه کوچک، چارقد، شلوار پنبهدوزی شده، و جوراب ساقهکوتاه پارچهای از جمله پوشاکی بودند که زنان در فصل زمستان از آنها استفاده میکردند. زنان هنگام بیرون رفتن از خانه، چادر بزرگ سفید یا بنفش رنگی به سر میکردند که تمام بدن آنان را میپوشاند و فقط جلوی صورت باز میماند تا بتوانند پیش روی خود را ببینند.<ref>«پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته.</ref> | طرز پوشیدن زنها در ایران با لباس پوشیدن مردان اختلاف چندانی ندارد فقط لباس زنها زرو زیور بیشتری دارد.<ref>حاج آقایی وفایی، «پوشاک ایرانیان در عصر صفویه از دیدگاه سفرنامهنویسان اروپایی»، ۱۳۹۶ش، بدون صفحه.</ref> پیراهنها اغلب رنگارنگ، گلدار و زربفت ابریشمی بود. بر روی آن، قبای جلوباز بلندی تا مچ پا میپوشیدند و کمربندی به کمر میبستند، اما نه چندان محکم. کلاه کوچک، چارقد، شلوار پنبهدوزی شده، و جوراب ساقهکوتاه پارچهای از جمله پوشاکی بودند که زنان در فصل زمستان از آنها استفاده میکردند. زنان هنگام بیرون رفتن از خانه، چادر بزرگ سفید یا بنفش رنگی به سر میکردند که تمام بدن آنان را میپوشاند و فقط جلوی صورت باز میماند تا بتوانند پیش روی خود را ببینند.<ref>[https://www.beytoote.com/art/city-country/apparel-people1-different.html «پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته.]</ref> | ||
=== ویژگیهای اخلاقی ایرانیان === | === ویژگیهای اخلاقی ایرانیان === | ||
منابع تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، ایرانیان را مردمی مهماننواز توصیف کردهاند که با گرمی از میهمانان استقبال میکردند. آنان اهل ذکاوت، کنجکاوی فکری و روشناندیش بودند و در گفتوگوهای علمی و عقلی توانایی بالایی داشتند. برخورداری از همبستگی و امنیت نسبی و پایبندی به آداب دینی و اخلاقی، از جمله رعایت حجاب و عفت در روابط زن و مرد، از دیگر ویژگیهای آنان بود. ایرانیان از ستم و طمع بیزار بودند و رعایت عدالت را بهویژه برای پادشاهان ضروری میدانستند. در رفتار با اقلیتهای دینی و بیگانگان، مدارای نسبی نشان میدادند و در معاشرت، مؤدب، نرمخو و زودآشتی بودند. همچنین در نگرش به زندگی، واقعبین و معتدل بودند؛ نه به خوشیها دل میبستند و نه از سختیها افسوس میخوردند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/451840/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%86 عابدیشهری و همکاران، «اخلاق اجتماعی ایرانیان در دورة صفو هی از نگاه شاردن»، ۱۴۰۰ش، ص۱۶۶-۱۵۷.]</ref> | منابع تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، ایرانیان را مردمی مهماننواز توصیف کردهاند که با گرمی از میهمانان استقبال میکردند. آنان اهل ذکاوت، کنجکاوی فکری و روشناندیش بودند و در گفتوگوهای علمی و عقلی توانایی بالایی داشتند. برخورداری از همبستگی و امنیت نسبی و پایبندی به آداب دینی و اخلاقی، از جمله رعایت حجاب و عفت در روابط زن و مرد، از دیگر ویژگیهای آنان بود. ایرانیان از ستم و طمع بیزار بودند و رعایت عدالت را بهویژه برای پادشاهان ضروری میدانستند. در رفتار با اقلیتهای دینی و بیگانگان، مدارای نسبی نشان میدادند و در معاشرت، مؤدب، نرمخو و زودآشتی بودند. همچنین در نگرش به زندگی، واقعبین و معتدل بودند؛ نه به خوشیها دل میبستند و نه از سختیها افسوس میخوردند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/451840/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%86 عابدیشهری و همکاران، «اخلاق اجتماعی ایرانیان در دورة صفو هی از نگاه شاردن»، ۱۴۰۰ش، ص۱۶۶-۱۵۷.]</ref> | ||
در متون تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، از مردم ایران بهعنوان افرادی دارای روحیه سلحشوری، ظلمستیزی، وطندوستی، و بیگانهستیزی مردم ایران یاد شده است. این ویژگیها در کنار قهرمانان ملی نقشی کلیدی در تقویت انسجام ملی و روحیه ضدستم و ضدبیگانه ایرانیان و بازتابی از روحیه جمعی ایرانیان داشته است.<ref>رجبی دوانی، ««هویت ملی»، «هویت اسلامی» و «هویت انقلابی»»، وبسایت افق حوزه.</ref> در کنار این صفات، بهندرت به برخی ناهنجاریهای اجتماعی مانند خشونت در منازعات محلی نیز اشاره شده است.<ref>عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۹۵–۶۵.</ref> | در متون تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، از مردم ایران بهعنوان افرادی دارای روحیه سلحشوری، ظلمستیزی، وطندوستی، و بیگانهستیزی مردم ایران یاد شده است. این ویژگیها در کنار قهرمانان ملی نقشی کلیدی در تقویت انسجام ملی و روحیه ضدستم و ضدبیگانه ایرانیان و بازتابی از روحیه جمعی ایرانیان داشته است.<ref>[https://ofoghhawzah.ir/newspaper/item/118200 رجبی دوانی، ««هویت ملی»، «هویت اسلامی» و «هویت انقلابی»»، وبسایت افق حوزه.]</ref> در کنار این صفات، بهندرت به برخی ناهنجاریهای اجتماعی مانند خشونت در منازعات محلی نیز اشاره شده است.<ref>عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۹۵–۶۵.</ref> | ||
=== بازی، ورزش و تفریحات === | === بازی، ورزش و تفریحات === | ||
گذراندن اوقات فراغت محدود به یک طبقه نبود و از کمبضاعتترین مردم تا ثروتمندترین آنان، هرکدام به گونهای در بازی، ورزش و تفریحات سهیم بودند. تنها استثنا، تفریحاتی مانند شکار بود که در انحصار شاه و درباریان قرار داشت و جنبة ورزشی و نظامیاش مانند تمرین رزمآوری و حفظ آمادگی بدنی بر جنبة تفننی آن غلبه داشت.<ref>احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی بر اساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۶۰–۵۵.</ref> | گذراندن اوقات فراغت محدود به یک طبقه نبود و از کمبضاعتترین مردم تا ثروتمندترین آنان، هرکدام به گونهای در بازی، ورزش و تفریحات سهیم بودند. تنها استثنا، تفریحاتی مانند شکار بود که در انحصار شاه و درباریان قرار داشت و جنبة ورزشی و نظامیاش مانند تمرین رزمآوری و حفظ آمادگی بدنی بر جنبة تفننی آن غلبه داشت.<ref>احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی بر اساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۶۰–۵۵.</ref> | ||