زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''{{درشت|ایران در دوران صفویه؛}}''' سرزمینی با اتحاد سیاسیِ کشور، حکومتی ملی و وحدت مذهبیِ شیعه امامیه. | '''{{درشت|ایران در دوران صفویه؛}}''' سرزمینی با اتحاد سیاسیِ کشور، حکومتی ملی و وحدت مذهبیِ شیعه امامیه. | ||
ایران در دوره صفویه (۹۰۷–۱۱۳۵ق) براساس یک دولت متمرکز ملی متحد شد و هویت نوینی بر پایه تشیع اثنیعشری به دست آورد. جریانهای فکری ناشی از آمیختگی تصوف و تشیع، زمینهساز شکلگیری این دولت بود و در درون آن، ایرانهای متعددی تجربه شد که در مجموع سرپا ماند. علت این تداوم در انعطاف فرهنگ سیاسی سهرکنی تصوف، تشیع، سلطنت و توانایی تغییر مبنای مشروعیت از طریقت به شریعت بوده است. مفهوم ایران در عصر صفویه، تکبُعدی نیست و در دورن آن چندین معنا و مؤلفه نهفته است که شامل منبعی ارزشمند برای آگاهی از زندگی تودههای مردمی، ساختار سیاسی، تشکیلات اداری، مذهب و ساختار دینی، اوضاع اجتماعی و فرهنگی طبقات اجتماعی، | ایران در دوره صفویه (۹۰۷–۱۱۳۵ق) براساس یک دولت متمرکز ملی متحد شد و هویت نوینی بر پایه تشیع اثنیعشری به دست آورد. جریانهای فکری ناشی از آمیختگی تصوف و تشیع، زمینهساز شکلگیری این دولت بود و در درون آن، ایرانهای متعددی تجربه شد که در مجموع سرپا ماند. علت این تداوم در انعطاف فرهنگ سیاسی سهرکنی تصوف، تشیع، سلطنت و توانایی تغییر مبنای مشروعیت از طریقت به شریعت بوده است. مفهوم ایران در عصر صفویه، تکبُعدی نیست و در دورن آن چندین معنا و مؤلفه نهفته است که شامل منبعی ارزشمند برای آگاهی از زندگی تودههای مردمی، ساختار سیاسی، تشکیلات اداری، مذهب و ساختار دینی، اوضاع اجتماعی و فرهنگی طبقات اجتماعی، آدابورسوم، باورها، آیینها، مناسک مذهبی، اقوام و ایلات، اوضاع کشاورزی و اقتصادی مانند نظام مالیاتی، نظام زمینداری، شیوه آبیاری، خراج، دادوستد و شیوه تولید بهشمار میرود. در این دوره هم احیاء مجدد چهارچوب جغرافیای مستقل و حاکمیت سیاسی ایرانیان و هم تکوین مفهوم ایران مانند حضور پررنگ مذهب در بین عموم مردم و نخبگان و ابواب مختلف جامعه و سیاست محقق شده است. | ||
== '''ایران پیش از صفویه''' == | == '''ایران پیش از صفویه''' == | ||
پس از سقوط ساسانیان، ایران قرنها دچار پراکندگی سیاسی و تغییر سلسلهها بود. اگرچه حکومتهای قدرتمندی مانند سامانیان، سلجوقیان و ایلخانان وجود | پس از سقوط ساسانیان، ایران قرنها دچار پراکندگی سیاسی و تغییر سلسلهها بود. اگرچه حکومتهای قدرتمندی مانند سامانیان، سلجوقیان و ایلخانان وجود داشتند،<ref>[https://www.iisajournals.ir/article_166774.html فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۶.]</ref> اما صفویان نخستین دودمانی بودند که توانستند دولتی نسبتاً پایدار، یکپارچه و فراگیر و دارای هویت سیاسی-مذهبی مشخص برای ایرانِ پس از ساسانیان ایجاد کنند.<ref>[https://www.iisajournals.ir/article_166774.html فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۹.]</ref> | ||
ولایت بهعنوان یک مفهوم اصیل شیعی، در دوره صفویه | ولایت بهعنوان یک مفهوم اصیل شیعی، در دوره صفویه بهواسطۀ همپوشانیهای تصوف و تشیع مانند مقام قطب و مرشد، زمینۀ مساعدی برای نفوذ و گسترش میان مردم یافت و قرن ۸ هجری، سرآغاز آشتی تصوف با تشیع امامیّه بود.<ref>[https://www.shiitestudies.com/article_706355.html جلالی شیجانی، «تشیع عرفانی و تاثیر آن بر ظهور صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۹.]</ref> صفویان با حمایت قزلباشان به قدرت رسیدند و در ابتدا شاه را مرشد کامل<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها»، ۱۳۹۵ش، ص۳۹.</ref> خوانده و در ابتدا برتری وجه صوفیانه غالی بر تشیع اعتدالی را پذیرفتند. اما نهاد سلطنت، با تکیه بر سنت ایرانشهری<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها»، ۱۳۹۵ش، ص۱۳۳-۱۳۶.</ref> بهتدریج مبنای مشروعیت خود را از طریقت صوفیانه به شریعت گسترش داد، بهگونهای که شاه هم مرشد طریقت و هم ظلالله و نایب امام مهدی نامیده میشد.<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها»، ۱۳۹۵ش، ص۴۱-۴۲.</ref> این تغییر، تصوف و تشیع را از تعامل به تقابل کشاند و شاهان صفوی خود را نهفقط مرشد طریقت، بلکه نایبان امام زمان نیز معرفی کردند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/148702/fa تشکری و نقیبی، «تعامل و تقابل تصوف و تشیع در عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۴۹.]</ref> این تلفیق فکری، در کنار قرار گرفتن حکومت صفوی در میان حکومتهای سنی غرب و شرق مانند ازبکان و عثمانیان، بعد از قرنها زمینۀ نظری لازم برای ایجاد دولتی متمرکز و هویتی نوین بر پایه تشیع را در ایران فراهم کرد.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۸۲–۸۳.</ref> | ||
== انگارههای اجتماعی ایرانیان در دورههای گذار == | == انگارههای اجتماعی ایرانیان در دورههای گذار == | ||
انگارۀ اجتماعی ایرانیان پیش از تشکیل دولت صفوی، بیشتر بر کارکردهایی مانند عمران و آبادانی جامعه بود. این انگاره در دورههای بعدی، تحتتأثیر عوامل گوناگونی ازجمله تحققبخشی به اتوپیای مذهبی شیعی، گسترش مناسبات با اروپا و افزایش آگاهیهای سیاسی و اجتماعی، ایجاد هرجومرج و کاهش اقتدار دولت مرکزی، افزایش خواست عمومی برای امنیت بهواسطۀ حضور نیروهای خارجی و شکست گفتمانهای ناسیونال-لیبرال و رشد اندیشههای مبتنی بر عدالت اجتماعی تحول یافت. در نتیجۀ این تحولات، زمینه برای شکلگیری دولتهای متفاوتی ازجمله دولت مستقل شیعی صفویه، دولت مشروطه، دولت مقتدر مصلح و نهایتاً دولت اسلامی فراهم آمد.<ref>وطندوست، «تحول انگارههای اجتماعی ایرانیان در دورههای گذار و تأثیر آنها بر ساخت دولت در ایران»، ۱۴۰۳ش.</ref> | |||
== ایران و هویت ایرانیان در دوران صفویه == | == ایران و هویت ایرانیان در دوران صفویه == | ||
مهمترین مؤلفههای شکلدهنده به هویت ایرانیان شامل مذهب، زبان، تاریخ مشترک و جغرافیا، آیینها و فرهنگ عمومی است. این عناصر در کنار یکدیگر، بازتابدهندهٔ هویت ایرانی در دوره صفویه بوده است.<ref>ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۶.</ref> | مهمترین مؤلفههای شکلدهنده به هویت ایرانیان شامل مذهب، زبان، تاریخ مشترک و جغرافیا، آیینها و فرهنگ عمومی است. این عناصر در کنار یکدیگر، بازتابدهندهٔ هویت ایرانی در دوره صفویه بوده است.<ref>ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۶.</ref> | ||
=== دین و مذهب === | === دین و مذهب === | ||
پیش از صفویان، بیشتر مردم ایران پیرو مذاهب گوناگون اهلسنت بودند و شیعیان عمدتاً در شهرهایی مانند قم، کاشان، سبزوار، مشهد و مناطق شمالی ایران سکونت داشتند.<ref>[https://www.tebyan.net/news/301860/%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87 رشیدی، «رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، وبسایت تبیان.]</ref> عمدهترین فقیهان و دانشمندان شیعه در این | پیش از صفویان، بیشتر مردم ایران پیرو مذاهب گوناگون اهلسنت بودند و شیعیان عمدتاً در شهرهایی مانند قم، کاشان، سبزوار، مشهد و مناطق شمالی ایران سکونت داشتند.<ref>[https://www.tebyan.net/news/301860/%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87 رشیدی، «رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، وبسایت تبیان.]</ref> عمدهترین فقیهان و دانشمندان شیعه در این دوره؛ محقق حلی، جمالالدين مطهر حلی (علامه حلی)، فخرالمحققین (فرزند علامه حلی) و خواجه نصیرالدین طوسی بودند که هر یک در تدوین و گسترش مبانی کلامی و فقهی تشیع نقشی بنیادین داشتند.<ref>[https://pasokh.org/fa/Question/View/8091/%D9%83%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%8A%D9%83-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%B4%D9%8A%D8%B9-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF?CID=4168 «كدام يك از دانشمندان بزرگ شيعه در گسترش تشيع نقش داشته اند؟»، وبسایت اندیشه قم، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات.]</ref> با اعلام تشیع اثنیعشری بهعنوان مذهب رسمی توسط شاه اسماعیل اول،<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۵۵.</ref> این مذهب بهتدریج در بسیاری از مناطق ایران گسترش یافت. با اینحال، جمعیت قابل توجهی از اهلسنت بهویژه در مناطق مرزی همچنان به مذهب خود باقی ماندند.<ref>[https://www.tebyan.net/news/301860/%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87 رشیدی، «رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، وبسایت تبیان.]</ref> برخی منابع از اقدامات سختگیرانهٔ شاه اسماعیل برای رسمیسازی تشیع سخن گفتهاند؛ اما گروهی دیگر از پژوهشگران، این تغییر آیین را حرکتی تدریجی دانسته<ref>جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ۱۳۹۷ش، ص۳۴.</ref> و گزارشهای مربوط به شدت عمل را حاصل داستانپردازی تاریخنگاران میدانند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/519500/%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B4%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 صفا و رضایی، آرایههای داستانی منابع عصر صفوی و رسمیت تشیع در ایران، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۸ و ۱۱۵.]</ref> مرتضی مطهری معتقد است ایرانیان، روح اسلام و معنی اسلام را در خاندان رسالت یافتند.<ref>مطهری، خدمات متقابل ایران و اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۱۳۲. </ref> | ||
صفویان که خود ریشه در تصوف داشتند، پس از تثبیت قدرت، جریانهای صوفیانه رقیب را به حاشیه راندند و طریقت خود را بر دیگران برتری دادند.<ref>[https://www.shiitestudies.com/article_731995.html اکبری، «نقش کارکردی دولت صفوی در تکوین و تحول نظریه ولایت فقیه در تشیع امامی»، ۱۴۰۳ش، | صفویان که خود ریشه در تصوف داشتند، پس از تثبیت قدرت، جریانهای صوفیانه رقیب را به حاشیه راندند و طریقت خود را بر دیگران برتری دادند.<ref>[https://www.shiitestudies.com/article_731995.html اکبری، «نقش کارکردی دولت صفوی در تکوین و تحول نظریه ولایت فقیه در تشیع امامی»، ۱۴۰۳ش، ص۱۰۷-۱۱۴.]</ref> شاه اسماعیل اوّل از علمای شیعۀ جبل عامل و بحرین دعوت کرد تا به ایران مهاجرت کنند<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1797850/بررسی-زمینه-های-شکل-گیری-تعادل-نهادی-سنتی-در-عصر-صفویه-با-تاکید-بر-روابط-متقابل-روحانیت-و-حکومت?q=زهرا%20سادات%20کشاورز&score=67108872.0&rownumber=6 کشاورز و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص۱۸.] [https://jwica.ut.ac.ir/article_88880.html سعیدیان جزی و کشاورز، «تکالیف کارکردی زنان شیعه عصر صفوی در ساختار کنش اجتماعی بر اساس متغیرهای الگویی سایبرنتیک»، ۱۴۰۱ش، ص۶۰۹-۶۱۰.]</ref> که در زمینه همگرایی متقابل برخی علمای شیعه با حکام صفوی مؤثر بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1292475/علل-تعاملات-سلاطین-صفوی-با-علمای-شیعه-و-نتایج-ان نوروزی و رمضانی، «علل تعاملات سلاطین صفوی با علمای شیعه و نتایج آن»، ۱۳۹۴ش، ص۱۲۷-۱۴۲.] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1743357/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87 کردی و کردی، «نقش سادات و علما در حقوق شهروندی عصر صفویه»، ۱۳۹۲ش، ص۶۵.]</ref> دولت صفوی با پیوند راهبردی میان نهاد سلطنت و نهاد فقاهت، زمینهساز گذار از ولایت محدود فقها به ولایت گسترده آنان شد.<ref>[https://www.shiitestudies.com/article_731995.html اکبری، «نقش کارکردی دولت صفوی در تکوین و تحول نظریه ولایت فقیه در تشیع امامی»، ۱۴۰۳ش، ص۹۵-۹۶.]</ref> هرچند برخی علمای شیعه در این زمان، همکاری با حکومت صفوی را جایز نمیدانستند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/862763/اراء-فقیهان-عصر-صفوی-درباره-تعامل-با-حکومت-ها رجبی، «آراء فقیهان عصر صفوی درباره تعامل با حکومتها»، ۱۳۸۸ش، ص۵۹-۶۸.]</ref> | ||
در این دوره، مذهب شیعه بر تمام شئون زندگی ایرانیان مانند مراسم، آداب دینی و مذهبی، و رفتارهای فردی و اجتماعی سایه انداخته بود. ساخت تکایا و حسینیهها، احترام به اهلبیت، اهتمام به شعائر شیعی، برپایی عزاداری محرم و عاشورا، زیارت قبور ائمه و امامزادگان، احترام به زائران مقابر عتبات عالیات و احترام به | در این دوره، مذهب شیعه بر تمام شئون زندگی ایرانیان مانند مراسم، آداب دینی و مذهبی، و رفتارهای فردی و اجتماعی سایه انداخته بود. ساخت تکایا و حسینیهها، احترام به اهلبیت، اهتمام به شعائر شیعی، برپایی عزاداری محرم و عاشورا، زیارت قبور ائمه و امامزادگان، احترام به زائران مقابر عتبات عالیات و احترام به سادات که با تأثیرپذیری از تشیع موجب تمایز آنان از پیروان دیگر مذاهب اسلامی نیز میشد.<ref>نیکزاد طهرانی و حمزه، «تشیع و تاریخ اجتماعی ایرانیان در عصر صفوی»، ۱۳۹۵ش، ص۱۲۸.</ref> | ||
=== جغرافیا === | === جغرافیا === | ||
مفهوم ایران در دوره صفویه مساوی با هویت سرزمین و جغرافیایی بهعنوان یکی از ارکان هویت | مفهوم ایران در دوره صفویه مساوی با هویت سرزمین و جغرافیایی بهعنوان یکی از ارکان هویت ملی، کاربرد گسترده داشته است.<ref>[https://www.rjnsq.ir/article_100613.html گودرزی، «بازآفرینی مفهوم «ایران» در دوره صفویه و رابطه آن با هویت ملی»، ۱۳۸۶ش، ص۲۷.]</ref> پس از سقوط ساسانیان، تا دوره صفوی جغرافیای مستقلی از ایران دیده نمیشود. ایران بهلحاظ جغرافیایی بخشی از جهان اسلام و خلافت بوده و در دوره صفویه امتداد سرزمین دوران اساطیری و باستانی دانسته میشود و از آن قابل تفکیک نیست. جغرافیای ایران در این دوران با ترکیباتی مانند ممالک محروسه، بلاد وسیعه فسیحه و ممالک موروث یاد میشود. در متون آن دوره، گاهی ایران به کل این ممالک محروسه اطلاق میشد و گاهی به بخش مرکزی و هسته اصلی آن اشاره داشت. <ref>ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۹۴-۱۹۵.</ref> | ||
ایران در دوره صفویه سرزمینی بسیار گسترده بود که از | ایران در دوره صفویه سرزمینی بسیار گسترده بود که از چهارسو به قلمروهای بزرگ همسایه محدود میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2248702/%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D8%BA%DB%8C%D8%B1 فریدی مجید، «مرزهای ایران صفوی و امپراتوری عثمانی براساس نقشههای تاریخی با تأکید بر آناتولی (آسیای صغیر)»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.]</ref> قلمرو صفویه علاوه بر ایران کنونی، افغانستان غربی شامل هرات و قندهار، مرو، بحرین، جمهوریهای معاصر قفقازیِ آذربایجان، ارمنستان، گرجستانِ شرقی، داغستان و قسمتی از بلوچستانِ پاکستان را شامل میشد.<ref>بابایی و همکاران، غلامان خاصه؛ نخبگان نوخاسته دوران صفویه، ۱۳۹۳ش، ص۱۱۳.</ref> | ||
== ساختار سیاسی == | == ساختار سیاسی == | ||
بهلحاظ | بهلحاظ ساختار سیاسی، دولت در دوران صفویه از نوع حکومت موروثی‑پدرسالارانه یا سلطنت پدرتبار بوده است. در این دوره شاه، نقشآفرین اصلی و در رأس نظام حکومتی و ساختار سیاسی-اداری ایران قرار داشت.<ref>[https://jhs.modares.ac.ir/article_22994.html دارا و طلوعی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسۀ دورههای صفویه، قاجار»، ۱۴۰۱ش، ص۸۱.]</ref> | ||
=== مناسبات جامعه و دولت | === مناسبات جامعه و دولت === | ||
در پیکربندی نهادی عصر صفویه، جامعه مفهومی ایستا نیست و آرایش سیاسی عمیقاً | در پیکربندی نهادی عصر صفویه، جامعه مفهومی ایستا نیست و آرایش سیاسی عمیقاً تحتتأثیر مؤلفههای اجتماعی است. شکلگیری دولت صفویه بر پایههای متکثر قدرت، پیکربندی نهاد جدیدی را بازتولید کرد که بر شبکۀ نسبتاً پیچیدهای از روابط متقابل میان نهادهای کلیدی قدرت در این دوره یعنی دولت، ایلات، روحانیت و بازار استوار بود. این امر منجر به شکلگیری میراث نهادی ویژهای شد که تا سدهها پس از سقوط صفویان تداوم یافت.<ref>[https://www.ipsajournal.ir/article_458.html اکبری و سینائی، «دولت صفویه و بازپیکربندی جامعه ایران؛ تحول و میراثِ نهادی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳.]</ref> | ||
=== نظام اداری === | === نظام اداری === | ||
ایجاد و انحلال سازمانهای اداری، تعیین حدود اختیارات و مسئولیتها، تقسیمات کشوری و انتخاب کارکنان عالیرتبه، همه به اراده شاه بود. نظام اداری این دوره، برگرفته و تلفیقی از نظامهای اداری دوران حکومت عباسی، مغولان و تیموریان بود و با توجه به تغییر مذهب کشور، مهمترین تفاوت، جایگزینی قواعد فقه شیعه | ایجاد و انحلال سازمانهای اداری، تعیین حدود اختیارات و مسئولیتها، تقسیمات کشوری و انتخاب کارکنان عالیرتبه، همه به اراده شاه بود. نظام اداری این دوره، برگرفته و تلفیقی از نظامهای اداری دوران حکومت عباسی، مغولان و تیموریان بود و با توجه به تغییر مذهب کشور، مهمترین تفاوت، جایگزینی قواعد فقه شیعه بهجای فقه اهلسنت بود. با توجه به نقش قزلباشان نظام سیاسی-اداری ایران در آغاز بهصورت غیرمتمرکز بود.<ref>[https://www.iisajournals.ir/article_166774.html فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶.]</ref> مشاغل دربار، یکساله بودند و چنانچه صاحبمنصبان بر اثر خطا و اشتباه عزل میشدند، اموال و املاکشان به نفع دیوان ضبط میشد. نهادهای اداری شامل درگاه مُعّلی شاهی، مجالس مشورتی (شاهی) و امرای غیردولتخانه بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1821089/صفویان-نظام-اداری میرمحمدصادق، «صفویان (نظام اداری)»، ۱۴۰۰ش، ص۷۳۲.]</ref> | ||
مهمترین اقدام شاه اسماعیل اول، ایجاد دولتی متمرکز در ایران بود که پس از سقوط ساسانیان سابقه نداشت. شاهان بعدی نیز بر تمرکز ساختار اداری کوشیدند؛ در دوره میانه و اواخر صفوی، تمرکزگرایی اداری افزایش یافت و قدرت والیان محلی محدود | مهمترین اقدام شاه اسماعیل اول، ایجاد دولتی متمرکز در ایران بود که پس از سقوط ساسانیان سابقه نداشت. شاهان بعدی نیز بر تمرکز ساختار اداری کوشیدند؛ در دوره میانه و اواخر صفوی، تمرکزگرایی اداری افزایش یافت و قدرت والیان محلی محدود شد.<ref>[https://www.iisajournals.ir/article_166774.html فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶-۳۵۷.]</ref> | ||
=== روابط دیپلماسی === | === روابط دیپلماسی === | ||
دیپلماسی ایران در دوره صفویه ابزاری کلیدی برای تحقق اهداف سیاست خارجی بود و حتی هنگام بهرهگیری از ابزارهای نظامی یا اقتصادی نیز از آن سود میجستند. مبانی سیاست خارجی صفویان در سطح منطقهای شامل جنگ و صلح با همسایگان، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، پاسداری از مرزهای تاریخی و جلوگیری از تجاوز بود. در سطح فرامنطقهای، | دیپلماسی ایران در دوره صفویه ابزاری کلیدی برای تحقق اهداف سیاست خارجی بود و حتی هنگام بهرهگیری از ابزارهای نظامی یا اقتصادی نیز از آن سود میجستند. مبانی سیاست خارجی صفویان در سطح منطقهای شامل جنگ و صلح با همسایگان، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، پاسداری از مرزهای تاریخی و جلوگیری از تجاوز بود. در سطح فرامنطقهای، بهدنبال متحدانی بینالمللی (بهویژه علیه عثمانی)، گسترش تجارت برای رفاه اقتصادی، و حفظ روابط دوستانه با دولتهای اروپایی بودند. رویکردهای پایدار دیپلماسی در این دوره شامل تکیه بر تشریح مبانی تشیع، سیاست تساهل و تسامح مذهبی نسبت به اتباع اروپایی ساکن در ایران، توازن قدرت، اتحاد سیاسی-نظامی با دولتهای اروپایی علیه دشمن مشترک (عثمانی)، تجارت، تأمین امنیت ملی، استراتژی بیطرفی و سیاست تاکتیکپذیر بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1804958/نقش-ابزارهای-سیاست-خارجی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه-با-تاکید-بر-ابزار-دیپلماسی کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۱۵.]</ref> | ||
مهمترین و مؤثرترین روشهای ابزار دیپلماسی ایران در دوره صفویه عبارتند از: | مهمترین و مؤثرترین روشهای ابزار دیپلماسی ایران در دوره صفویه عبارتند از: | ||
# '''نوشتن نامهها و ارسال مکاتبات به کشورهای خارجی:''' گونه اوّل که به مقاصد صلحجویانه مینوشتند که | # '''نوشتن نامهها و ارسال مکاتبات به کشورهای خارجی:''' گونه اوّل که به مقاصد صلحجویانه مینوشتند که نامۀ شاه طهماسب اول به سلطان عثمانی و نامۀ سلطان محمدخدابنده در جهت جلوگیری از وقوع جنگ و بروز درگیری، نمونه خوبی از این مکاتبات است. گونه دوم مانند نامههایی که صفویان برای اروپاییان و نیز امپراتوران مغولی هند مینوشتند بیشتر، ماهیتی دوستانه و مسالمتآمیز داشتند و لحن و سبک این مکاتبات مبتنی بر جلبنظر طرف مقابل برای حفظ مناسبات و مراودات تجاری و جلوگیری از همپیمانی با دشمن و احتمالاً جلبنظر برای ایجاد نوعی پیوند سیاسی با نظامی هم بوده است. همچنین استفادۀ وسیع از شعائر شیعه در مکتوبات با رویکردها و چارچوبهای معینی در قالب آیات، روایات، شعر و نثر انجام میشد. بهعنوان مثال آیات و و روایاتی در خصوص تکریم و بزرگداشت مقام پیامبر، حدیث «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ» و آیه 67 سوره مائده که در تفسیر شیعه به حقانیت ائمه اشاره دارد. | ||
# '''انعقاد پیماننامه و قراردادهای سیاسی و تجاری:''' اکثر این قراردادها و معاهدات صفویان با دولت عثمانی حول محور مسائل سیاسی مانند آماسیه، استانبول اوّل و دوم و زهاب و برخی دولتهای اروپایی | # '''انعقاد پیماننامه و قراردادهای سیاسی و تجاری:''' اکثر این قراردادها و معاهدات صفویان با دولت عثمانی حول محور مسائل سیاسی مانند آماسیه، استانبول اوّل و دوم و زهاب و برخی دولتهای اروپایی بهویژه با شرکتهای تجاری اروپایی بوده است. | ||
# '''ارسال و پذیرش''' '''سفیران و هیئتهای نمایندگی:''' در پیوند و برقراری مناسبات با کشورهای خارجی مانند پادشاهان مشرق، هند، آلمان، اسپانیا-پرتغال، هلند، روسیه، انگلستان و فرانسه.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1804958/نقش-ابزارهای-سیاست-خارجی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه-با-تاکید-بر-ابزار-دیپلماسی کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، | # '''ارسال و پذیرش''' '''سفیران و هیئتهای نمایندگی:''' در پیوند و برقراری مناسبات با کشورهای خارجی مانند پادشاهان مشرق، هند، آلمان، اسپانیا-پرتغال، هلند، روسیه، انگلستان و فرانسه.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1804958/نقش-ابزارهای-سیاست-خارجی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه-با-تاکید-بر-ابزار-دیپلماسی کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۲۲-۴۲۸.]</ref> | ||
== ساختار اجتماعی == | == ساختار اجتماعی == | ||
=== جمعیت === | === جمعیت === | ||
در قرن ۱۰ق/۱۶م جنگهای مکرر با عثمانیان و ازبکان، ناآرامیهای داخلی و شیوع بیماریهای واگیردار، از موانع مهم رشد جمعیت بودند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/385259/%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87 کجباف و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و ﺗﺄثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۴۱.]</ref> برخی | در قرن ۱۰ق/۱۶م جنگهای مکرر با عثمانیان و ازبکان، ناآرامیهای داخلی و شیوع بیماریهای واگیردار، از موانع مهم رشد جمعیت بودند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/385259/%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87 کجباف و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و ﺗﺄثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۴۱.]</ref> برخی سیاحان اروپایی جمعیت ایران در دوران صفوی را تا حدود ۳۰ میلیون نفر برآورد کردهاند. جیمز موریۀ انگلیسی، برآوردی محتاطانهتر ارائه داده و جمعیت ایران را حدود ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر تخمین زده است که از این تعداد ۱ میلیون نفر شهرنشین، اکثریت روستانشین و گروهی نیز چادرنشین و عشایر بودهاند.<ref>[https://jamejamonline.ir/fa/news/1021009/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE «جمعیت ایران در بستر تاریخ»، وبسایت جامجم نشریات.]</ref> | ||
از اوایل قرن ۱۱ق/۱۷م، جمعیت ایران روندی روبه رشد یافت و این روند تا دهه هفتاد این قرن ادامه پیدا کرد. در این دوره، جمعیت ایران به بیش از ۱۰ میلیون نفر و جمعیت اصفهان به حداقل ۶۰۰ هزار نفر رسید. توسعه کشاورزی همگام با افزایش جمعیت پیش میرفت. هرچند فناوری و ابزار | از اوایل قرن ۱۱ق/۱۷م، جمعیت ایران روندی روبه رشد یافت و این روند تا دهه هفتاد این قرن ادامه پیدا کرد. در این دوره، جمعیت ایران به بیش از ۱۰ میلیون نفر و جمعیت اصفهان به حداقل ۶۰۰ هزار نفر رسید. توسعه کشاورزی همگام با افزایش جمعیت پیش میرفت. هرچند فناوری و ابزار تولید، تغییر چندانی نکرد، اما افزایش عرضه منظم [[آب]] و زمینهای زیر کشت به افزایش تولید منجر شد. در دهه هشتاد قرن ۱۱ق، فشار جمعیتی بر منابع در اصفهان، پایتخت ایران مشخص شد. در اواخر دوره صفویه، خشکسالی، قحطی، طاعون و زلزله از میزان جمعیت ایران کاست. در دهه ۱۱۲۰ق/۱۷۱۰م، جمعیت ایران به ۹ میلیون نفر کاهش یافت و در سالهای پایانی حکومت صفویه، این روند کاهشی، شتاب بیشتری گرفت.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/385259/%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87 کجباف و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و ﺗﺄثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۴۱ و ۵۶-۵۷.]</ref> | ||
=== طبقات اجتماعی === | === طبقات اجتماعی === | ||
منابع تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، | منابع تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، جامعۀ ایران را معمولاً در چهار طبقه اصلی توصیف کردهاند. درباریان و دیوانسالاران، روحانیون و علما و دانشمندان، بازرگانان و پیشهوران، و در نهایت کارگران و کشاورزان که توده زیرین جامعه را تشکیل میدادند. شاه در رأس این هرم قرار داشت و در قاعدۀ زیرین آن، مردم عادی شامل دهقانان روستایی، صنعتگران، دکانداران و بازرگانان کوچک شهرها جای میگرفتند. میان شاه و مردم، لایههای متعددی از قدرت ازجمله اشرافیت لشکری (فرماندهان نظامی)، اشرافیت کشوری (مقامات دیوانی)، و طیف گستردهای از روحانیون با درجات و مسئولیتهای گوناگون وجود داشت. ارکان اصلی دولت صفوی یعنی دیوان اربعه در میانۀ هرم قرار داشتند و فشار سلسلهمراتب اجتماعی در نهایت بر دوش کشاورزان و پیشهوران سنگینی میکرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1268469/تبیین-و-تحلیل-نقش-طبقات-اجتماعی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۳-۱۴۴ و ۱۶۲.]</ref> | ||
زنان در | زنان در همۀ طبقات اجتماعی عصر صفوی حضور داشتند، اما موقعیت آنان در بیشتر موارد بر پایۀ موقعیت اجتماعی مردان تعیین میشد و تقریباً همگی زیر سلطه مردان بودند. زنان افزونبر خانهداری، در کارهای تولیدی مانند قالیبافی، [[گلیمبافی]] و جاجیمبافی نیز اشتغال داشتند. با این حال، بهدلیل محدودیتهای فرهنگی آن دوران، شرایط و موقعیت مناسبی نداشتند و بیشتر آنان فاقد قدرت تصمیمگیری در زمینههای مختلف زندگی اجتماعی بودند. در ایران، زنان این دوره به شش دسته تقسیم میشدند: | ||
# زنان متأهل طبقة مرفه؛ | # زنان متأهل طبقة مرفه؛ | ||
# زنان علمآموز، هنرمند و صنعتگری که در شهرها به تحصیل، کارهای ظریف دستی و فعالیتهای صنعتی سازمانیافته میپرداختند؛ | # زنان علمآموز، هنرمند و صنعتگری که در شهرها به تحصیل، کارهای ظریف دستی و فعالیتهای صنعتی سازمانیافته میپرداختند؛ | ||
# زنان روستایی که در | # زنان روستایی که در جامعۀ قومی و قبیلهای زندگی میکردند؛ | ||
# زنان دارای ازدواج موقت؛ | # زنان دارای ازدواج موقت؛ | ||
# کنیزان؛ | # کنیزان؛ | ||
# روسپیها.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1268469/تبیین-و-تحلیل-نقش-طبقات-اجتماعی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ۱۴۵ | # روسپیها.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1268469/تبیین-و-تحلیل-نقش-طبقات-اجتماعی-در-فرایند-تمدنی-دولت-صفویه کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۴-۱۴۵.]</ref> | ||
=== سبک زندگی زنان ایرانی === | === سبک زندگی زنان ایرانی === | ||
زنان ایرانی در | زنان ایرانی در دوره صفویه، ضمن حفظ حس زنانگی خود بهویژه در نوع پوشش، حضوری مؤثر در جامعه داشتند و حریم امن خویش را محترم میدانستند و مردان نیز مجبور به رعایت آن بودند.<ref>[https://hiq.bou.ac.ir/article_12417.html قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۱.]</ref> نقش زنان در حیطههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از میان نوشتههای سفرنامهنویسان قابل بررسی است.<ref>احمدی گسمونی، «بررسی وضعیت زنان در عهد صفویه از منظر سفرنامهنویسان خارجی»، ۱۳۹۴ش.</ref> | ||
==== حضور زنان در عرصه سیاسی ==== | ==== حضور زنان در عرصه سیاسی ==== | ||
از قشر زنان صفوی، فقط زنان درباری در عرصه سیاسی و تغییر مواضع قدرت در حکومت حضور چشمگیر داشتند<ref>احسانی، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، | از قشر زنان صفوی، فقط زنان درباری در عرصه سیاسی و تغییر مواضع قدرت در حکومت حضور چشمگیر داشتند<ref>احسانی، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، ۱۳۹۸ش.</ref> که این میزان اثرگذاری با مقام و نسب زنان و ازدواجهای سیاسی و جنگ بر سر قدرت فرزندان، رابطه مستقیم داشته است.<ref>نامداری الوار، «جایگاه اقتصادی و فرهنگی زنان ایرانی در جامعه عصر صفوی»، ۱۳۹۸ش.</ref> | ||
==== فعالیت اجتماعی و فرهنگی زنان ==== | ==== فعالیت اجتماعی و فرهنگی زنان ==== | ||
در عرصه اجتماعی و فرهنگی هرچند اغلب زنان برای حضور در جامعه با محدودیتهایی روبرو بودند و | در عرصه اجتماعی و فرهنگی هرچند اغلب زنان برای حضور در جامعه با محدودیتهایی روبرو بودند و بهندرت در فعالیتهای اجتماعی امکان حضور مییافتند<ref>احسانی، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، ۱۳۹۸ش.</ref> اما در مؤلفههایی مانند فضای داخلی، چیدمان و تزئینات مسکن، نوع ساخت و معماری منزل و حتی حفظ حریم خانه، عدم استفاده از زیباییهای جسم زن ایرانی در تزئینات بناها و مجسمهها، آراستن بدن شامل نوع پوشاک، چگونگی آرایش، طرح و نوع زینتها و پیروی از مد؛ شیوههای گذران اوقات فراغت و تفریح مثل تماشای مسابقات چوگان، حضور در تفریحگاههای عمومی، شرکت در مراسم حکومتی، شرکت در مراسمهای آیینی و ملی همچون مراسم محرم <ref>[https://hiq.bou.ac.ir/article_12417.html قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۸۱-۱۹۷.]</ref> و ازدواج و ختم که در آن عصر، تکهمسری و عدم تحمل هوو جلوهگر بوده است.<ref>شرلی، سفرنامه برادران شرلی، ۱۳۸۷ش، ص۷۶.</ref> همچنین زنان درباری و زنان خانوادههای اهل علم توانستند در امر وقف<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/572167/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C حیدریان، «زنان واقف در عصر صفوی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۱۹.]</ref> و فعالیتهای ادبی، آثاری از خود بر جای بگذارند.<ref>احسانی، «بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهی صفوی (907ق ـ 1135ق)»، ۱۳۹۸ش.</ref> فعالیتهای علمی و و تعلیمی بانوان بیوت علمای شیعه و آثار ارزشمند بازمانده از آنان، نشاندهندۀ سنت بنیادین آموزش میان آنان است.<ref>[https://jhic.ut.ac.ir/article_80293.html کرمی و مخبردزفولی، «آموزش زنان در دورهی صفویه؛ زنان بیوت علمای شیعه»، ۱۳۹۹ش، ص۵۶۱.]</ref> | ||
==== فعالیت اقتصادی زنان ==== | ==== فعالیت اقتصادی زنان ==== | ||
در ایران با توجه به | در ایران با توجه به اینکه مخارج زندگی برعهدۀ مردان بود، کارکردن زنان در شهرها، امری شایع و عمومی نبود. بااینحال، برخی زنان در شغلهایی مانند خیاطى، کفشگری، پزشکی و داروسازی به فعالیت میپرداختند. در امور عامالمنفعه با استفاده از ثروت در کمکرسانی به مردم، کمک به برگزاری مجالس امام حسین، پرداخت هدایا به واعظان، رسیدگی به احوال مستمندان از دیگر فعالیتهای اقتصادی زنان بوده است. کمک به اقتصاد خانواده نیز در مناطق روستایی و عشایری ازجمله بافت پارچههای خیمهای و لباس نمود بیشتری داشت.<ref>[https://hiq.bou.ac.ir/article_12417.html قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹۷-۱۹۸.]</ref> | ||
=== اقلیتهای دینی === | === اقلیتهای دینی === | ||
اقلیتهای دینیِ ایران شامل زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان (ارامنه، نسطوریان و کاتولیکها) بودند. رفتار شاهان صفوی با اقلیتها در سه دوره، نخست؛ پایهگذاری و سختگیری مذهبی، دوم؛ دوره تثبیت و مدارای نسبی و سوم؛ دوره اضمحلال و فشار | اقلیتهای دینیِ ایران شامل زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان (ارامنه، نسطوریان و کاتولیکها) بودند. رفتار شاهان صفوی با اقلیتها در سه دوره، نخست؛ پایهگذاری و سختگیری مذهبی، دوم؛ دوره تثبیت و مدارای نسبی و سوم؛ دوره اضمحلال و فشار بیشتر، متفاوت بود. با اینحال، در هیچ دورهای آزار و اذیت گسترده و همگون نسبت به همه اقلیتها گزارش نشده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1067796/مقایسه-ی-شیوه-ی-تعامل-با-اقلیت-های-دینی-در-حکومت-امام-علی-ع-و-حاکمان-صفوی مسیحی و حقپرست، «مقایسه شیوه تعامل با اقلیتهای دینی در حکومت امام علی و حاکمان صفوی»، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۹-۱۲۶.]</ref> | ||
=== خانواده === | === خانواده === | ||
خانواده در این دوره عمدتاً به دو شکل گسترده و هستهای وجود داشت و نظام خانواده در این دوره مردسالاری و پدرسالار بوده است. الگوهای | خانواده در این دوره عمدتاً به دو شکل گسترده و هستهای وجود داشت و نظام خانواده در این دوره مردسالاری و پدرسالار بوده است. الگوهای خانواده گسترده، پدرسالار، کامل و ناقص، ازدواج دائم و موقّت، تک همسری و چند همسری رایج بودند. ازدواجهای درونگروهی (خویشاوندی و همکیشی) نسبت به ازدواجهای بیرونی اولویت داشت<ref>پالیزبان، «نظام خانواده در ایران دوره صفوی»، ۱۴۰۱ش.</ref> و وظیفۀ اصلی خانواده، تولیدمثل و فرزندآوری، تربیت اجتماعی کودکان و جامعهپذیری و تعیین پایگاه اجتماعی بود.<ref>نورالهی، «بررسی نهاد خانواده در اصفهان عصر صفوی»، ۱۳۹۲ش.</ref> | ||
== فرهنگ == | == فرهنگ == | ||
=== زبان === | === زبان === | ||
در ایران دوره صفوی، سه زبان فارسی، ترکی و عربی رایج بود. زبان فارسی | در ایران دوره صفوی، سه زبان فارسی، ترکی و عربی رایج بود. زبان فارسی بهعنوان زبان شعر و ادب و نیز خط رایج، زبان طبیعی و قومی و مملکتی ایرانیان بهشمار میرفت. زبان عربی جایگاه زبان مذهبی را داشت و زبان ترکی بهعنوان زبان دربار و سپاهیان استفاده میشد.<ref>ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۶.</ref> | ||
=== نامگذاری === | === نامگذاری === | ||
در ایران عصر صفوی، بهویژه از نسل دوم به بعد، رسمیت یافتن تشیع اثنیعشری در نامگذاری | در ایران عصر صفوی، بهویژه از نسل دوم به بعد، رسمیت یافتن تشیع اثنیعشری در نامگذاری اشخاص، بازتاب یافت. نامها، القاب و کنیههای ائمه دوازدهگانه و برخی فرزندان آنان در اقشار مختلف جامعه، از رجال سیاسی و اداری تا مردم عادی، بهتنهایی یا در ترکیب با واژگانی دیگر، رواج یافت. در این میان، نام و القاب امام علی و امام حسین بهدلیل پیوند با مناسک و آیینهای شیعی، توجه بیشتری یافت و ارادت به امامان در نامهای ترکیبی آشکارتر است.<ref>موسوی، «بررسی گرایش به شیعه اثنیعشری درنامگذاری اشخاص درایران روزگار صفویه»، ۱۴۰۱ش، ص۱ و ۷.</ref> در متون تاریخی سه دسته از نامهای غیربسیط که در ساختمان آنها بهنحوی کلمۀ علی بهکار رفته است، اشاره شده است. این نامها در شکلی مصدّر به علی است، در شکلی دیگر مختوم به علی و در صورتی هم علی بین دو اسم جای گرفته است.<ref>[http://imamalinet.ir/fa/Article/View/91899/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C «علی در نامگذاریهای عهد صفوی»، وبسایت پایگاه امام علی.]</ref> | ||
=== پوشاک === | === پوشاک === | ||
بهدلیل توجه ویژه صفویان به آدابورسوم ایرانی و مذهب تشیع، رشتههای گوناگون صنعت و هنر پیشرفت زیادی داشت و پوشاک مردان و زنان با توجه به بافت خاص اجتماعی‑مذهبی آن روزگار، شکل ویژهای به خود گرفت.<ref>[https://www.beytoote.com/art/city-country/apparel-people1-different.html «پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته.]</ref> | |||
'''مردان:''' پوشاک مردان در شرح سفرنامههای سیاحان اروپایی شامل قبا، شال، رو پیراهن یا پیراهن | '''مردان:''' پوشاک مردان در شرح سفرنامههای سیاحان اروپایی شامل قبا، شال، رو پیراهن یا پیراهن زیرقبا، زیرشلواری، نیمتنه چسبان و سرپوش یا دستاری از ابریشم زربفت است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/334848/%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2 افشار، «پوشاک ایرانیان از آغاز تا امروز»، ۱۳۸۳ش، ص۲۰۷.]</ref> کفشهای مردان و زنان، چرمی و به رنگهای مختلف بود.<ref>فیگویروا، سفرنامه فیگویروا، ۱۳۶۳ش، ص۴۷۶.</ref> | ||
'''زنان:''' طرز پوشیدن زنان در ایران با لباس پوشیدن | '''زنان:''' طرز لباس پوشیدن زنان در ایران با لباس پوشیدن مردان، اختلاف چندانی نداشت، فقط لباس زنها زرو زیور بیشتری داشت.<ref>حاج آقایی وفایی، «پوشاک ایرانیان در عصر صفویه از دیدگاه سفرنامهنویسان اروپایی»، ۱۳۹۶ش.</ref> پیراهنها اغلب رنگارنگ، گلدار و زربفت ابریشمی بود. بر روی آن، قبای جلوباز بلندی تا مچ پا میپوشیدند و کمربندی به کمر میبستند، اما نهچندان محکم. | ||
کلاه کوچک، چارقد، شلوار پنبهدوزی شده، و جوراب ساقهکوتاه پارچهای ازجمله پوشاکی بودند که زنان در فصل زمستان از آنها استفاده میکردند. زنان هنگام بیرون رفتن از خانه، چادر بزرگ سفید یا بنفشرنگی به سر میکردند که تمام بدن آنان را میپوشاند و فقط جلوی صورت باز میماند تا بتوانند پیش روی خود را ببینند.<ref>[https://www.beytoote.com/art/city-country/apparel-people1-different.html «پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته.]</ref> | |||
=== ویژگیهای اخلاقی ایرانیان === | === ویژگیهای اخلاقی ایرانیان === | ||
منابع تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، ایرانیان را مردمی مهماننواز توصیف کردهاند که با گرمی از | منابع تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، ایرانیان را مردمی مهماننواز توصیف کردهاند که با گرمی از مهمانان استقبال میکردند. آنها اهل ذکاوت، کنجکاوی فکری و روشناندیش بودند و در گفتوگوهای علمی و عقلی توانایی بالایی داشتند. برخورداری از همبستگی و امنیت نسبی و پایبندی به آداب دینی و اخلاقی، ازجمله رعایت حجاب و عفت در روابط زن و مرد، از دیگر ویژگیهای آنان بود. ایرانیان از ستم و طمع بیزار بودند و رعایت عدالت را بهویژه برای پادشاهان ضروری میدانستند. در رفتار با اقلیتهای دینی و بیگانگان، مدارای نسبی نشان میدادند و در معاشرت، مؤدب، نرمخو و زودآشتی بودند. همچنین در نگرش به زندگی، واقعبین و معتدل بودند؛ نه به خوشیها دل میبستند و نه از سختیها افسوس میخوردند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/451840/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%86 عابدیشهری و همکاران، «اخلاق اجتماعی ایرانیان در دورة صفویه از نگاه شاردن»، ۱۴۰۰ش، ص۱۵۷-۱۶۶.]</ref> | ||
در متون تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، از مردم ایران بهعنوان | در متون تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، از مردم ایران بهعنوان افراد دارای روحیه سلحشوری، ظلمستیزی، وطندوستی و بیگانهستیزی یاد شده است. این ویژگیها در کنار قهرمانان ملی نقشی کلیدی در تقویت انسجام ملی و روحیه ضدستم و ضدبیگانه ایرانیان و بازتابی از روحیه جمعی ایرانیان داشته است.<ref>[https://ofoghhawzah.ir/newspaper/item/118200 رجبی دوانی، «هویت ملی، هویت اسلامی و هویت انقلابی»، وبسایت افق حوزه.]</ref> در کنار این صفات، بهندرت به برخی ناهنجاریهای اجتماعی مانند خشونت در منازعات محلی نیز اشاره شده است.<ref>عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۶۵–۹۵.</ref> | ||
=== بازی، ورزش و تفریحات === | === بازی، ورزش و تفریحات === | ||
گذراندن اوقات فراغت محدود به یک طبقه نبود و از کمبضاعتترین مردم تا ثروتمندترین آنان، هرکدام | گذراندن اوقات فراغت محدود به یک طبقه نبود و از کمبضاعتترین مردم تا ثروتمندترین آنان، هرکدام بهگونهای در بازی، ورزش و تفریحات سهیم بودند. تنها استثنا، تفریحاتی مانند شکار بود که در انحصار شاه و درباریان قرار داشت و جنبۀ ورزشی و نظامیاش مانند تمرین رزمآوری و حفظ آمادگی بدنی بر جنبه تفننی آن غلبه داشت.<ref>احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی براساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۵۵-۶۰.</ref> برخی از بازیهای این دوره عبارتند از: | ||
# '''بازی:''' جانوربازی، گنجفه و گل یا پوچ. | # '''بازی:''' جانوربازی، گنجفه و گل یا پوچ. | ||
# '''ورزشهای تفریحی و میدانی:''' شکار، چوگان، کُشتی، شمشیربازی، زوبیناندازی یا جریده، تیراندازی با کمان، سوارکاری، قپقاندازی، شطرنج، تخته نرد. | # '''ورزشهای تفریحی و میدانی:''' شکار، چوگان، کُشتی، شمشیربازی، زوبیناندازی یا جریده، تیراندازی با کمان، سوارکاری، قپقاندازی، شطرنج، تخته نرد. | ||
# '''تفریحات هنری و فرهنگی:''' نقاشی، نقالی و قصهگویی، شعر و شاعری، موسیقی. | # '''تفریحات هنری و فرهنگی:''' نقاشی، نقالی و قصهگویی، شعر و شاعری، موسیقی. | ||
# '''سایر تفریحات:''' نمایش حیوانات باغوحش دربار، تخممرغبازی، چراغان و آتشبازی، | # '''سایر تفریحات:''' نمایش حیوانات باغوحش دربار، تخممرغبازی، چراغان و آتشبازی، مهمانیهای سلطنتی یا مجالس بزم، نوشیدن چای، قهوه، مصرف موادمخدر و افیونی، رمالی و پیشگویی بههمراه داشتن تعویذ و طلسم، دستافشانی و پایکوبی، بندبازی یا رسنبازی.<ref>احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی ب اساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۶۰-۱۳۶.</ref> | ||
=== هنر === | === هنر === | ||
ایران در دوره صفوی در بسیاری از زمینههای هنری، وارثِ هنر تیموریان بودند.<ref>زکی، تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۳ش، | ایران در دوره صفوی در بسیاری از زمینههای هنری، وارثِ هنر تیموریان بودند.<ref>زکی، تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۳ش، ص۹-۱۱.</ref> معمولاْ خاندان سلطنتی و اعضای طبقات بالای جامعه، متقاضی آثار هنری بودند و زمینههای شکوفایی آن را فراهم میکردند و شوق و ذوق هنرمندان را برمیانگیختند و با حمایت خود، اغلب نوع هنر و گونهٔ اشیاء تولید شده را تعیین میکردند. هنر ایرانیان در این دوره شامل معماری، اقدامات شهرسازی مانند میدان نقشجهان، مسجد شیخ لطفالله، عالیقاپو، قیصریه یا بازار شاه اصفهان، چهلستون، سیوسهپل، پل خواجو، قصر فرحآباد، بقعه شیخ صفیالدین، ساخت بارگاههای عظیم برای ائمه و رجال بزرگ آنان در عراق، کربلا، سامرا، نجف، مشهد و قم، نقاشی و شکلگیری مکاتب مختلف نقاشی، عکاسی، خطاطی و خوشنویسی، زرافشانی، موسیقی،<ref>نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ص۲۵۶–۳۳۶.</ref> تذهیب، صحافی و تجلید بوده است.<ref>[https://tamadonart.com/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87/ «علت شکوفایی هنر و فرهنگ در دوران صفویه»، وبسایت تمدن.]</ref> | ||
=== صنایع دستی === | === صنایع دستی === | ||
مهمترین صنایع دوره صفویه صنایع دستی شامل نجاری مانند ساخت درهای منبتکاری شده، ستونهای چوبی کاخ چهلستون و صندوقهای آرامگاهها و قالیبافی و بافت جانماز و سجاده با نقوش گلدانی، درختی و شکاری که قالیهای اردبیل از شاهکارهای جهانی آن است. منسوجات مانند پارچههای زربفت، مخمل و ترمه در کارگاههای یزد، کاشان و اصفهان، اسلحهسازی شامل فولاد دمشق با تیغههای موجدار و | مهمترین صنایع دوره صفویه صنایع دستی شامل نجاری مانند ساخت درهای منبتکاری شده، ستونهای چوبی کاخ چهلستون و صندوقهای آرامگاهها و قالیبافی و بافت جانماز و سجاده با نقوش گلدانی، درختی و شکاری که قالیهای اردبیل از شاهکارهای جهانی آن است. منسوجات مانند پارچههای زربفت، مخمل و ترمه در کارگاههای یزد، کاشان و اصفهان، اسلحهسازی شامل فولاد دمشق با تیغههای موجدار و تزئین با طلا و نقره و سفالسازی شامل کاشیهای هفترنگ مساجد و سفالینههای زرینفام و آبیوسفید با تأثیرپذیری از نقوش چینی از دیگر صنایع این دوره بوده است.<ref>نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ص۳۵۶–۳۶۵.</ref> | ||
=== هویت فرهنگی === | === هویت فرهنگی === | ||
براساس تحلیل سفرنامههای عصر صفوی، هویت فرهنگی ایران در این دوره عمدتاً از دو عنصر اصلی شکل میگرفت: | |||
# '''هویت دینی مذهببنیان:''' تشیع اثنیعشری | # '''هویت دینی مذهببنیان:''' تشیع اثنیعشری بهعنوان محور باورها و مناسک. | ||
# '''ایرانگرایی تاریخی:''' تأکید بر آداب، هنر، زبان فارسی و میراث باستانی در کنار آموزههای دینی. | # '''ایرانگرایی تاریخی:''' تأکید بر آداب، هنر، زبان فارسی و میراث باستانی در کنار آموزههای دینی. | ||
همچنین سیاستگرایی دینی | همچنین سیاستگرایی دینی مانند درهمتنیدگی دین و سیاست و ظاهرسازی هویتی براساس تأکید بر نمودهای بیرونی باورها از دیگر ویژگیهای هویت فرهنگی صفویه بود.<ref>[https://www.rjnsq.ir/article_96739.html هاشمی و ایمانیخوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۳.]</ref> | ||
=== جشنها === | === جشنها === | ||
'''جشنهای مذهبی:''' اعیاد مذهبی شیعی مانند عید قربان، عید فطر، عید غدیرخم،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2143688/مطالعه-تطبیقی-مراسم-و-اعیاد-ملی-و-مذهبی-نزد-مذهب-شیعه-در-دربار-صفوی-و-قاجار-و-مقایسه-انها-با-رسوم-اهل-تسنن پورعلی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، ۱۴۰۲ش، ۲۱۲۳ | '''جشنهای مذهبی:''' اعیاد مذهبی شیعی مانند عید قربان، عید فطر، عید غدیرخم،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2143688/مطالعه-تطبیقی-مراسم-و-اعیاد-ملی-و-مذهبی-نزد-مذهب-شیعه-در-دربار-صفوی-و-قاجار-و-مقایسه-انها-با-رسوم-اهل-تسنن پورعلی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، ۱۴۰۲ش، ص۱۱۷-۲۱۲۳.]</ref> جشن نیمه شعبان و رسم انتظار فرج و ولادت اهلبیت در این دوره برگزار میشدند.<ref>احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی براساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۲۷-۳۶.</ref> | ||
'''جشنهای ملی و باستانی:''' جشنهای ملی و باستانی ایران نیز در بافت اجتماعی حضور پررنگی داشتند که ریشه در طبیعت و فرهنگ کهن ایرانی | '''جشنهای ملی و باستانی:''' جشنهای ملی و باستانی ایران نیز در بافت اجتماعی حضور پررنگی داشتند که ریشه در طبیعت و فرهنگ کهن ایرانی داشتند؛ ازجمله چهارشنبهسوری، آداب جشن نوروز، جشن میر نوروزی،<ref>احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی براساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۲۲–۲۴.</ref> جشن سپند، آبریزگان یا آبپاشان که جشن آب در تیرماه که مردم بر یکدیگر آب میپاشیدند و نماد شکرگزاری از نعمت آب بود و جشن گلسرخ یا گلریزان که در ماه اول بهار و جشن شکفتن گلهای سرخ در باغها، همراه با گلافشانی و خوشبویی مجالس برگزار میشد.<ref>عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۱۳۶-۱۴۸.</ref> | ||
'''جشنهای سلطنتی:''' در ایران، آیینها و جشنهای سلطنتی متعددی برگزار میشد. جشن تاجگذاری، استقبال مردم در بدو ورود شاهان به شهرها با آراستن خیابانها، گلافشانی و برافراشتن پرچمهای رنگی، استقبال از شاهان فاتح جنگ با کشیدن طاق نصرت و پاشیدن زر و سکه و سرگرمیهای پس از آن، جشن خلعت و جشن شاطری از آیینهای رایج سلطنتی در این عصر بهشمار میرفتند.<ref>احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی | '''جشنهای سلطنتی:''' در ایران، آیینها و جشنهای سلطنتی متعددی برگزار میشد. جشن تاجگذاری، استقبال مردم در بدو ورود شاهان به شهرها با آراستن خیابانها، گلافشانی و برافراشتن پرچمهای رنگی، استقبال از شاهان فاتح جنگ با کشیدن طاق نصرت و پاشیدن زر و سکه و سرگرمیهای پس از آن، جشن خلعت و جشن شاطری از آیینهای رایج سلطنتی در این عصر بهشمار میرفتند.<ref>احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی براساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۳۹–۴۹.</ref> | ||
'''جشنهای مردمی و عمومی:''' این دسته از آیینها | '''جشنهای مردمی و عمومی:''' این دسته از آیینها میان طبقات مختلف جامعه رواج گستردهای داشت. این آیینها که ریشه در باورها و سنتهای قدیمی ایرانی داشتند، بدون نظارت مستقیم دولت و عمدتاً در محلهها و خانههای مردم برگزار میشدند که مهمترین آنها عبارت از حنابندان، خالکوبی، جشن برفبارون<ref>احمدپور، «گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی براساس دادههای باستانشناختی»، ۱۳۹۷ش، ص۵۲–۵۴.</ref> و ختنهسوران<ref>عباسی، «نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی»، ۱۳۹۱ش، ص۱۷۱.</ref> بودند. در زمینۀ مراسم ازدواج و عروسی مردمیِ ایرانیان در عصر صفویه نیز گزارشهای متون سفرنامهها، نشان میدهد ازدواج در عصر صفویه بیشتر بهصورت پایدار و درونخاندانی و خویشتباری انجام میشد. تعدد زوجات رایج بود و هدف اصلی ازدواج، تشکیل خانواده، تداوم نسل و تأمین نیازهای جنسی بود. مراسم عروسی در میان مردم ایران با آیینهای متنوعی برگزار میشد.<ref>[https://folklore.iribresearch.ir/article_732252.html ثواقب، «مراسم ازدواج و عروسی مردمی ایرانیان در عصر صفویه (1135-907ق./1722-1501م.)»، ۱۴۰۴ش.]</ref> | ||
==== سوگواریهای مذهبی ==== | ==== سوگواریهای مذهبی ==== | ||
آیینهای سوگواری برای امامان، بهویژه در ماه محرم و ایام شهادت امام علی در | آیینهای سوگواری برای امامان، بهویژه در ماه محرم و ایام شهادت امام علی در بیستویکم رمضان، در این دوران به اوج خود رسید. روضهخوانی یکی از مهمترین و اساسیترین بخش آیینهای سوگواری عاشورا بود که بخشهایی از کتابهایی مانند روضهالشهداء تألیف ملاحسین واعظ کاشفی سبزواری و مقتلنامهها خوانده میشد. مراسم زنجیرزنی، پوشیدن لباس سیاه، سیاه کردن صورت، آذینبندی معابر، کوچهها و خیابانها با پارچههای مشکی یا به اصطلاح سیاهپوشی نیز در دورههای بعدی توسط اغلب سیاحان گزارش شده است. دستههای معمول عزاداری با ابزارها و آلات خاصی همانند عَلَم، کُتَل، توغ و بیرق، زینت داده میشد. علاوهبر ابزارآلات جدید، آیینهای جدیدی در عزاداری مانند تیغزنی، قفلزنی، سنگزنی، قمهزنی، نخلگردانی، شمایلگردانی، نقارهزنی، ساخت حجله به یاد قاسم بن حسن تثبیت شده و رواج یافته بود. همچنین علاوهبر سقاخانهها، هر دو مکان تکیه و حسینیه در دوره میانه صفویه ساخته شد. حضور روسپیان در مجالس عزا، علاوهبر گسترۀ وسیع و نفوذ بالای آیین عزاداری در ایران، نشانگر آن بود که عزاداری از یک آئین مذهبی صِرف خارج و به آئینی اجتماعی بدل شده بود. دو تحول مهم ایران در آئین عزاداری یکی رسمی و حکومتی شدن مجالس سوگواری و دیگری، ابزارمندشدن و نیز تعریف آئینها و رسوم جدید عزاداری بود.<ref>[https://www.shiitestudies.com/article_37031.html کشاورز و چلونگر، «تفسیر و تحلیل نقش آیین عزاداری عاشورا در فرایند تمدنی دولت شیعی صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۱۷۰-۱۷۸.]</ref> | ||
== تعلیم و تربیت == | == تعلیم و تربیت == | ||
=== تعلیم و تربیت رسمی === | === تعلیم و تربیت رسمی === | ||
در ایران عصر صفوی، نظام تعلیم و تربیت رسمی گسترش چشمگیری یافت<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰.</ref> و مراکز آموزشی در شهرهای مختلف توسعه پیدا کردند؛ بهگونهای که اصفهان و تبریز به مهمترین کانونهای علمی و آموزشی تبدیل شدند.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، | در ایران عصر صفوی، نظام تعلیم و تربیت رسمی گسترش چشمگیری یافت<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰.</ref> و مراکز آموزشی در شهرهای مختلف توسعه پیدا کردند؛ بهگونهای که اصفهان و تبریز به مهمترین کانونهای علمی و آموزشی تبدیل شدند.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۸۹–۱۹۰؛ جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۸۰۷–۸۲۳.</ref> تعدد مدارس وقفی و غیروقفی و سلطنتی و غیرسلطنتی تأسیس شده و فراهم شدن امکان تحصیل برای عموم افراد جامعه، فارغ از پایگاه طبقاتی آنها، گویای عام شدن پدیده علم در ایران است.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۴۷.</ref> | ||
آموزش، صرفنظر از پایگاه طبقاتی، برای گروههای مختلف جامعه در دسترس بود و مدارس با کمک متولیان، مدرسان، طلاب و خدمه اداره میشدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1740382/تعلیم-و-تربیت-اسلامی-و-مدارس-دوره-صفوی-در-اصفهان جاوری، «تعلیم و تربیت اسلامی و مدارس دوره صفوی در اصفهان»، ۱۳۸۲ش، ص۱۴۳.]</ref> هزینههای این مراکز عمدتاً از طریق سنت «وقف» تأمین میشد و همین امر به تداوم فعالیت آموزشی کمک میکرد،<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۴.</ref> هرچند بیشتر آموزشها بر علوم دینی و آموزههای شیعه دوازدهامامی متمرکز بود.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، | آموزش، صرفنظر از پایگاه طبقاتی، برای گروههای مختلف جامعه در دسترس بود و مدارس با کمک متولیان، مدرسان، طلاب و خدمه اداره میشدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1740382/تعلیم-و-تربیت-اسلامی-و-مدارس-دوره-صفوی-در-اصفهان جاوری، «تعلیم و تربیت اسلامی و مدارس دوره صفوی در اصفهان»، ۱۳۸۲ش، ص۱۴۳.]</ref> هزینههای این مراکز عمدتاً از طریق سنت «وقف» تأمین میشد و همین امر به تداوم فعالیت آموزشی کمک میکرد،<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۴.</ref> هرچند بیشتر آموزشها بر علوم دینی و آموزههای شیعه دوازدهامامی متمرکز بود.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰–۱۹۱.</ref> آموزش معمولاً از مکتبخانه<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/489332/تشکیلات-اموزشی-ایران-در-دوره-صفویه-مکتب-خانه-کتاب-های-درسی-و-مقررات-انضباطی-ان گلشنی، «تشکیلات آموزشی ایران در دوره صفویه مکتبخانه کتابهای درسی و مقررات انضباطی آن»، ۱۳۵۰ش، ص۸۵-۹۸.]</ref> آغاز میشد و سپس در مدارس ادامه مییافت. شیوههای آموزشی بر پایۀ املا، مباحثه و پرسش و پاسخ بود و شاگردان در کنار استادان برجسته به تحصیل میپرداختند. دروس رایج شامل ادبیات عرب، منطق، بیان، فقه، حدیث، تفسیر و کلام بود؛ در حالیکه فلسفه، ریاضیات، نجوم و طب نسبت به علوم دینی توجه کمتری دریافت میکردند.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰–۱۹۱.</ref> | ||
فضای علمی این دوره در کنار علوم عقلی یا تعمیمی، علوم نقلی یا تفریدی و علوم ادبی،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1512669/تبیین-و-تحلیل-نقش-اجتماع-علمی-در-فرایند-تمدنی-دولت-شیعی-صفویه کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش اجتماع علمی در فرایند تمدّنی دولت شیعی صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۷۹.]</ref> | فضای علمی این دوره در کنار علوم عقلی یا تعمیمی، علوم نقلی یا تفریدی و علوم ادبی،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1512669/تبیین-و-تحلیل-نقش-اجتماع-علمی-در-فرایند-تمدنی-دولت-شیعی-صفویه کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش اجتماع علمی در فرایند تمدّنی دولت شیعی صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۷۹.]</ref> تحتتأثیر دو جریان فکری «اصولی» و «اخباری» قرار داشت که هرکدام برداشت متفاوتی از دانش دینی ارائه میکردند.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۲-۱۹۳.</ref> رشد آموزش شیعی در ایرانِ صفوی تا حد زیادی به مهاجرت علمای جبلعامل و دیگر سرزمینهای عربی وابسته بود.<ref>کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۰۳.</ref> این دانشمندان در شهرهای مختلف ایران به تدریس، نگارش کتاب و تربیت شاگردان پرداختند و در گسترش علوم دینی نقش مهمی ایفا کردند. آثار علمی فقیهانی چون محقق کرکی، شیخ بهایی و مقدس اردبیلی در این دوره رواج فراوان داشت و نسخهبرداری میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2183387/استنساخ-کتابهای-فقهی-در-دوره-صفویه-اول-درایران-با-استناد-به-نسخ-خطی-کتابخانه-های-ایران عظیمی، «استنساخ کتابهای فقهی در دوره صفویه اول درایران با استناد به نسخ خطی کتابخانههای ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۲۱۰.]</ref> | ||
در این عصر، برای طلاب امکاناتی مانند حجرههای اقامت، کمکهزینه از محل موقوفات و برخی امکانات رفاهی فراهم بود.<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه | در این عصر، برای طلاب امکاناتی مانند حجرههای اقامت، کمکهزینه از محل موقوفات و برخی امکانات رفاهی فراهم بود.<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها»، ۱۳۹۵ش، ص۲۹۱.</ref> پایان فرایند آموزش نیز با دریافت اجازهنامه علمی همراه میشد که نشاندهندۀ صلاحیت علمی و توانایی تدریس یا اجتهاد فرد بود.<ref>اسماعیلی، «بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها»، ۱۳۹۵ش، ص۳۰۰–۳۰۴.</ref> با وجود علاقه جامعه ایرانی به دانش، ضعف ارتباطات و محدود بودن ارتباط علمی با اروپا باعث شد ایرانِ صفوی از تحولات علمی رنسانس اروپا فاصله بگیرد و ارتباط علمی بیشتر به حضور محدود پزشکان، مهندسان و متخصصان خارجی در ایران منحصر شود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2081527/موقعیت-علمی-ایران-در-عصر-صفویه-از-نگاه-سیاحان-اروپایی ثواقب، «موقعیت علمی ایران در عصر صفویه از نگاه سیاحان اروپایی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۱۲-۱۱۳.]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1879419/%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87 ثواقب، «تعاملات علمی و فنی ایران و اروپا در عصر صفویه»، ۱۴۰۰ش، ص۳.]</ref> | ||
=== تعلیم و تربیت غیررسمی === | === تعلیم و تربیت غیررسمی === | ||