بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۴۹: | خط ۱۴۹: | ||
=== '''<big>خدایان و ایزدان</big>''' === | === '''<big>خدایان و ایزدان</big>''' === | ||
جهانبینی دینی عیلامیان با تعدد خدایان محلی و ملی و نفوذ ایزدان بینالنهرین مانند ایشتر، ائا و نرگال شناخته میشود [مرادی، «منشأ نقش مار...»، ۱۳۹۴ش، ص ۱۴۱] | جهانبینی دینی عیلامیان با تعدد خدایان محلی و ملی و نفوذ ایزدان بینالنهرین مانند ایشتر، ائا و نرگال شناخته میشود.<ref>[https://jarcs.ut.ac.ir/article_57752_f47b6307354a4276c439e9d85cbd14a5.pdf مرادی، «منشأ نقش مار در مواد فرهنگی...»، ۱۳۹۴ش، ص ۱۴۱.]</ref> کهنترین سند در این زمینه، معاهدۀ هیتا با نارامسین (حدود ۲۲۸۰ پ.م) است که در آن به ۳۷ خدای عیلامی سوگند یاد شده است.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دین سالاری, کانون اندیشه و تمدن در ایلام باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۷۹.]</ref> در صدر این فهرست، پینیکیر، ایزدبانوی بزرگ شوش، جای داشت و در لیان کیریریشا، الهۀ بزرگ، پرستش میشد که بعدها به مادر خدایان ارتقا یافت و همسر هومبان و اینشوشیناک بود. این برتری ایزدبانوان نشاندهندۀ نظام مادرسالاری در نگرش دینی عیلامیان است.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۴۹؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520115623-9910-10.pdf علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان...»، ۱۳۹۲ش، ص۳۹-۴۰.]</ref> | ||
فرایند به تصویر کشیدن ایزدان در هنر عیلامی پنج مرحله را طی کرده است. جانوری و دیوسانی (هزارۀ چهارم پ.م)، ترکیبی حیوان-حیوان (اواخر همان هزاره)، انسان-حیوان یا مارخدایان (نیمۀ هزارۀ سوم)، کاملاً انسانی (پایان هزارۀ سوم)، و انتزاعی و نادیدنی (نیمۀ نخست هزارۀ اول) [مهرآفرین و قائمپناه، «دگردیسی خدایان | فرایند به تصویر کشیدن ایزدان در هنر عیلامی پنج مرحله را طی کرده است. جانوری و دیوسانی (هزارۀ چهارم پ.م)، ترکیبی حیوان-حیوان (اواخر همان هزاره)، انسان-حیوان یا مارخدایان (نیمۀ هزارۀ سوم)، کاملاً انسانی (پایان هزارۀ سوم)، و انتزاعی و نادیدنی (نیمۀ نخست هزارۀ اول).<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1129096 مهرآفرین و قائمپناه، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۳۳-۱۳۴.]</ref> مارخدایان به سه گروه تقسیم میشدند: مارخدا با نیمتنۀ خدا، نگهبان با سر انسان، و اینشوشیناک بر تخت مار.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127209_7659442ea387e7ac749cfa103cd00e3e.pdf پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۶.]</ref> | ||
در هزارۀ دوم پ.م، هومبان، خدای آسمان، خدای خدایان خوانده میشد. [توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی...»، ۱۴۰۰ش، | در هزارۀ دوم پ.م، هومبان، خدای آسمان، خدای خدایان خوانده میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۶؛] [https://sid.ir/paper/160635/fa افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۳۷-۴۳۸.]</ref> اینشوشیناک با ارتقای شوش به پایتختی، خدای ملی عیلام شد؛ او سرور مردگان، خدای سوگند و قانون، و پدر ضعیفان بود و آشوربانیپال او را خدای اسرارآمیز میخواند.<ref>[https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، ص۲۰؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۶؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۲.</ref> | ||
ناهونته، خدای خورشید و مجری قانون، معابدی در شوش و چغازنبیل داشت | ناهونته، خدای خورشید و مجری قانون، معابدی در شوش و چغازنبیل داشت.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۴.</ref> هوتران، از کهنترین ایزدان، فرزند هومبان و کیریریشا بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۶.]</ref> نارونته، الهۀ پیروزی، صاحب مجسمۀ سنگی در شوش بود و شازی، ایزد رودها، در آزمونهای اوردالی داوری میکرد.<ref>[https://www.farhangeilam.ir/article_51203_0e5c42fd3a14cc1138d7296de738073c.pdf هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۵-۵۶؛ گیلانی، «بازتاب رسوم ایران باستان...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰۱-۱۰۲.]</ref> ایزدان دیگری چون شیموت، مشاور قدرتمند خدایان، به همراه همسرش منزیت، و نیز ایشمکراب، لاگامار و راهوراتیر در متون دینی و حقوقی نامشان به میان آمده و نقش خاصی چون ضمانت سوگندها داشتهاند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۴-۵۵؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/1765024885-69342475db8df-10785-25-5.pdf عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت سوگند...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۲۲.]</ref> | ||
=== '''<big>معابد و پرستشگاهها</big>''' === | === '''<big>معابد و پرستشگاهها</big>''' === | ||
معابد در عیلام باستان فراتر از عبادتگاه، مراکز اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بودند و به تبع آن کاهنان از قدرتی عظیم برخوردار بودند | معابد در عیلام باستان فراتر از عبادتگاه، مراکز اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بودند و به تبع آن کاهنان از قدرتی عظیم برخوردار بودند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۷۱؛ راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۱۴۰.</ref> از معابد اولیه بنایی برجای نمانده، اما مهرها آنها را بنایی مرتفع بر سکو با سه شاخ بزرگ در دو سو نشان میدهند که نماد الوهیت بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۸؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۵.</ref> در هفتتپه (کَپنَک باستان) که در دوران تپتیآهر رونق یافت، آرامگاههای سلطنتی با طاقهای آجری و نیز معبد-آرامگاه برای تشریفات مذهبی ساخته شد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127296_2a62612eaa64974b88ea00858edfb121.pdf حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۵.]</ref> | ||
اوج معماری مذهبی عیلام، شهر مقدس دور-اونتاش (چغازنبیل) است که اونتاش-نپیریشا در حدود ۱۲۵۰ پ.م آن را بنا نهاد | اوج معماری مذهبی عیلام، شهر مقدس دور-اونتاش (چغازنبیل) است که اونتاش-نپیریشا در حدود ۱۲۵۰ پ.م آن را بنا نهاد.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص۵۶.</ref> این مجموعۀ ۱۰۰ هکتاری با سه حصار متحدالمرکز و پنجطبقۀ ۵۳ متری<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127296_2a62612eaa64974b88ea00858edfb121.pdf حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۵؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1655004032-10518-1400-1-34.pdf شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی...»، ۱۴۰۰ش، ص۵۷۹؛] [https://www.sid.ir/paper/1914156/fa اکبری دیزجی و خانپور، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام...»، ۱۴۰۴ش، ص۱۴۷-۱۴۸.]</ref> به اینشوشیناک و نپیریشا تقدیم شده بود [شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی...»، ۱۴۰۰ش، ص ۵۸۲؛ توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی...»، ۱۴۰۰ش، ص ۳۴۰]. | ||
درون حصارها معابدی برای هومبان، ایشنیکاراب، کیریریشا، نوسکو، پینیکیر و دیگر ایزدان ساخته شده بود [پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل...»، ۱۳۹۵ش، | درون حصارها معابدی برای هومبان، ایشنیکاراب، کیریریشا، نوسکو، پینیکیر و دیگر ایزدان ساخته شده بود.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل...»، ۱۳۹۵ش، ص۱؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127296_2a62612eaa64974b88ea00858edfb121.pdf حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۱۶-۱۸.]</ref> درون معابد نیز با مجسمهها و اشیای زرین و سیمین آراسته میشد و بیرون حصارها باغهای مقدس پردرخت و دارای حوضچه گسترده شده بود. به نظر میرسد هدف از تأسیس این شهر، ایجاد مرکزی مذهبی برای گردهمآوردن خدایان امپراتوری بوده است.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص، ۵۳، ۵۱؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۷.</ref> | ||
=== '''<big>آیینها، مناسک و نمادها</big>''' === | === '''<big>آیینها، مناسک و نمادها</big>''' === | ||
آیینهای عیلامی با قربانیها و جشنهای پیچیدهای همراه بود که زمانبندی آنها بر اساس تقویمهای مخصوص تعیین میشد | آیینهای عیلامی با قربانیها و جشنهای پیچیدهای همراه بود که زمانبندی آنها بر اساس تقویمهای مخصوص تعیین میشد. از مهمترین آیینها، جشنوارۀ الهۀ نگهبان پایتخت (پینیکیر یا کیریریشا) بود که در نزدیکی شروع فصل پاییز برگزار میشد. در همین زمینه از جشن توگا نیز یاد شده است که در نیمۀ ماه به شیموت اختصاص داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۷.]</ref> | ||
شرکتکنندگان با دو شیوۀ نیایش آشنا بودند. نیایش خطاب با دستهای بلندشده و نیایش سکوت با دستهای بر کمر | شرکتکنندگان با دو شیوۀ نیایش آشنا بودند. نیایش خطاب با دستهای بلندشده و نیایش سکوت با دستهای بر کمر.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۱؛ [https://journals.ut.ac.ir/article_51436_3017a605bdfe9b0cd9ee25c72c33b8a6.pdf دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه...»، ۱۳۹۳ش، ص۲۲.]</ref> پادشاه در مقام کاهن اعظم و همسرش نیز در مراسم دینی سهیم بودند؛ تندیس مفرغی ملکه نپیر-آسو، شهبانو در حال نیایش ابدی با دستهای بر سینه، نشانۀ این امر بود.<ref>[https://adyan.urd.ac.ir/article_111592.html سبزی، حاتمی کنکبود و رایگانی، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰۰؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1494771 حاتم و مهراندیش، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام»، ۱۳۸۸ش، ص۵۵.]</ref> برگزارکنندگان این مناسکها کاهن اعظم با لقب پاشیشورابو، کاهنان عادی با عنوان شانن و راهبهها با عنوان مرتات بیتی بودند. <ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۰.]</ref> | ||
موسیقی و رقص نیز جزئی جداییناپذیر از آیینها بود. کهنترین شواهد، اثرمهرهای هزارۀ سوم پ.م هستند که نوازندهای را مقابل تخت روان خدا نشان میدهند.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دینسالاری کانون اندیشه...»، ۱۳۸۸ش، ص۸۴.]</ref> نقوش برجستۀ کولفرح (در نزدیکی شهر ایذه) نیز صحنههای قربانی را با همراهی سه نوازندۀ چنگ، بربط و فلوت به تصویر کشیدهاند.<ref>[https://sid.ir/paper/360195/en .Rostami and Mansourabadi, "String Instruments...", 2020, p. 32-33]</ref> | |||
اما دین عیلامی با لایهای عمیق از نمادگرایی همراه بود. چنانچه مار بهعنوان کانون این نمادگرایی بر در کوزهها و دروازۀ معابد نقش میبستند<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127209_7659442ea387e7ac749cfa103cd00e3e.pdf پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص ۱ و ۳.]</ref> یا موجود تخیلی گریفون (شیردال) با بدن شیر و سر و بالهای عقاب نیز بهعنوان محافظ معابد ساخته می شدند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127297_7b1de496ec9380c2611cd71d7404befb.pdf مبینی و ابراهیمزاده، «تعاملات هنری ایلام و بینالنهرین...»، ۱۳۹۷ش، ص۱۴-۱۵.]</ref> | |||
محور نیروهای جادویی، مفهوم کیتن بود؛ قدرتی الهی که از جانب خدایان به معابد، اشیاء مقدس و پادشاه اعطا میشد و فرد با سوگند دروغ آن را از دست میداد و این به معنای مرگ اجتماعی و فیزیکی او بود.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1765024885-69342475db8df-10785-25-5.pdf عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت سوگند...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۲۲-۱۲۴؛] [https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.]</ref> | |||
اعتقاد به زندگی پس از مرگ نیز در امتداد همین باورهای نمادین و جادویی قرار داشت. از این رو عیلامیان مردگان خود را به شیوههای گوناگونی به خاک میسپردند. در تابوتهای سفالین اندودشده با قیر، در گورهای سردابهای با طاق هلالی آجری، یا به صورت جنینی در خمرههای بزرگ.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶ و ۷۵؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120413165400-5173-103.pdf یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص۲۴.]</ref> رسم نهادن سردیسهای گِلی از متوفی در کنار سر یا بر چهرۀ او احتمالاً برای محافظت در سفر به جهان زیرین ساخته میشد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۸۸؛ [https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، پانویس ۴، ص۱۸.]</ref> دیگر اشیایی که همراه مردگان دفن میشدند ظروف، جواهرات، مهرهای استوانهای و سلاحهای شخصی بود.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶.</ref> | |||
در کانون باورهای مربوط به مرگ، اینشوشیناک به عنوان داور مردگان و فرمانروای جهان زیرین قرار داشت و بر اساس الواح تدفینی، الهههای ایشمکراب و لاگامار متوفی را برای قضاوت نهایی به حضور او میبردند.<ref>[https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، ص۱۸ و ۲۰؛] [https://www.sid.ir/paper/1365627/fa#downloadbottom قائمپناه، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری...»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.]</ref> این الواح که با مردگان دفن میشد، حاوی استغاثههایی است برای راهیابی به قلمرو سایهها و رهایی از عطش در جهانی تاریک و پرهراس.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۷۳.</ref> | |||
در کانون باورهای مربوط به مرگ، اینشوشیناک به عنوان داور مردگان و فرمانروای جهان زیرین قرار داشت و بر اساس الواح تدفینی، الهههای ایشمکراب و لاگامار متوفی را برای قضاوت نهایی به حضور او میبردند [دارا، «اهمیت قضاوت...»، ۱۳۹۴ش، | |||
== '''<big>هنر و معماری</big>''' == | == '''<big>هنر و معماری</big>''' == | ||