بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۸۲: | خط ۱۸۲: | ||
=== '''<big>معماری، پیکرهسازی و صخرهنگاری</big>''' === | === '''<big>معماری، پیکرهسازی و صخرهنگاری</big>''' === | ||
معماری عیلامی مبتنی بر ساخت حجمهای بزرگ با خشت و آجر و استفاده از رنگ در سطوح بنا بود. در هفتتپه، آرامگاه تپتی-آهار با طاق ضربی و نقاشیهای دیواری به رنگهای گوناگون و تزئینات موزائیکی از گِل پخته و صدف ساخته شده بود [فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی...»، ۱۴۰۲ش، | معماری عیلامی مبتنی بر ساخت حجمهای بزرگ با خشت و آجر و استفاده از رنگ در سطوح بنا بود. در هفتتپه، آرامگاه تپتی-آهار با طاق ضربی و نقاشیهای دیواری به رنگهای گوناگون و تزئینات موزائیکی از گِل پخته و صدف ساخته شده بود.<ref>[https://sanad.iau.ir/Journal/aoi/Article/1103847 فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگی...»، ۱۴۰۲ش، ص۲۴؛] [https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دینسالاری کانون اندیشه و تمدن...»، ۱۳۸۸ش، ص۸۲.]</ref> در چغازنبیل، زیگورات پنجطبقه با آجرهای لعابدار آبی، سبز و سفید پوشانده شده بود و بر بدنۀ آن، ردیفهایی از آجرهای کتیبهدار با متونی به خط میخی عیلامی قرار داشت. <ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد ...»، ۱۳۹۵ش، ص ۱ و ۵.]</ref>در شوش نیز، نمای معابد با آجرهای قالبی منقوش به پیکرههای گاو-مرد، نخل و الهه تزیین شده بودند.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۸۴.</ref> | ||
پیکرههای ساخته شده و برجا مانده از عیلامیان، عمدتاً بر آیینهای مذهبی و نیایشی متمرکز هستند. برای نمونه، تندیس مفرغی ملکه نپیر-آسو، وی را در حالتی ایستاده با دستهای بر هم نهاده بر سینه نشان میدهد. ماکت مفرغی سیت شمسی نیز دو پیکرۀ برهنه را در کنار بنایی کوچک در حال انجام آیین تطهیر نشان میدهد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص60، 83.</ref> | |||
در صخرهنگاری، نقوش مستقیماً بر سینۀ کوهها حجاری میشدند. در کورانگان، نقش خدایی بر تخت مار و الههای در برابرش دیده میشود که همراه با صفوف نیایشگران با دستهای بر کمر، بر صخرۀ مشرف بر رودخانۀ فهلیان کندهکاری شده است [ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو...»، ۱۳۹۶ش، | در صخرهنگاری، نقوش مستقیماً بر سینۀ کوهها حجاری میشدند. در کورانگان، نقش خدایی بر تخت مار و الههای در برابرش دیده میشود که همراه با صفوف نیایشگران با دستهای بر کمر، بر صخرۀ مشرف بر رودخانۀ فهلیان کندهکاری شده است.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو برجایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۴.]</ref> در اشکفت سلمان، چهار نقش برجسته، صحنههای نیایش هانی، حاکم محلی، و خاندانش را نشان میدهد.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10217_8bc56cf0bafb2650146f3e48cb85d257.pdf عبدی فر و فیروزمندی شیرهجینی، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام نو...»، ۱۳۹۹ش، ص۱۷۱.]</ref> در کولفرح نیز، شش نقش برجستۀ بزرگ، انبوهی از پیکرهها را در مراسم قربانی و نیایش دستهجمعی به تصویر کشیدهاند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127198_fc447fc2da79e048f8914671966f5306.pdf محمودی، محافظی، «ایلام در عصر آهن»، ۱۳۹۶ش، ص۱۳-۱۴.]</ref> اما در نقوش کولفرح و اشکفت سلمان، برخلاف کورانگان، تصویری از خود خدایان دیده نمیشود و تنها نام آنها در کتیبهها ذکر شده است.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دینسالاری کانون اندیشه...»، ۱۳۸۸ش، ص۸۸.]</ref> | ||
=== '''<big>سفال، مُهر و پیکرکهای آیینی</big>''' === | === '''<big>سفال، مُهر و پیکرکهای آیینی</big>''' === | ||
سفالینههای منقوش شوش با بدنۀ نخودیرنگ و نقوش قهوهای تیره یا سیاه ساخته میشدند | سفالینههای منقوش شوش با بدنۀ نخودیرنگ و نقوش قهوهای تیره یا سیاه ساخته میشدند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۹۱.</ref> این نقوش شامل الگوهای هندسی (مثلث، دایره، مربع، خطوط موجی)، گیاهی (سرو، گندم، نخل) و جانوری (بز کوهی، پرندگان آبزی، سگهای شکاری) میشد.<ref>[https://rahpooye.soore.ac.ir/article_241772_d45876a9f32b7b0403ab64ded43225e5.pdf شمیلی و غفوریفر، «تحلیل عناصر تصویری...»، ۱۳۹۸ش، ص۱۴-۲۲.]</ref> جام بزرگ شوش با سه ردیف نقش، پرندگان آبزی در لبه، سگهای شکاری خفته در میانه، و بز کوهی با شاخهای هلالی در مرکز، تزیین شده و تناسب نسبتهای هندسی در آن دقیق میباشد.<ref>[https://jfava.ut.ac.ir/article_22901_1136af9a21c2ae44e54a7b49d4ca1ce5.pdf کبیری و براتی، «جام شوش جامی پر از رمز و راز»، ۱۳۹۰ش، ص۸ و ۱۲؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1572094150-10233-97-27.pdf پولادچنگ، جابریراد و ضرغام، «تحلیل نقوش جام شوش...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> البته نقش بز کوهی بر این سفالینهها تداعی مفاهیم مشخصی چون باروری و نزول باران را مدنظر دارند [پولادچنگ، جابریراد و ضرغام، «تحلیل نقوش جام شوش...»، ۱۳۹۳ش، ص ۱۲]. | ||
مهرهای عیلامی از موادی چون سنگ صابون، مرمر، لاجورد و قیر ساخته میشدند | مهرهای عیلامی از موادی چون سنگ صابون، مرمر، لاجورد و قیر ساخته میشدند. نقوش آنها موجودات ترکیبی مانند گریفون یا شیردال، گاو-مرد، اسفنکس یا ابوالهول بالدار و اژدهای دوسر را شامل میشدند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127201_7ed50693ab8651870d8f8951a7dfa6e0.pdf مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۱۱، 4،5 .]؛ [https://sid.ir/paper/382827/fa نوری مجیری، بهروزی و حسنی، «نقوش اساطیری-مذهبی مهرها...»، ۱۳۹۹ش، ص۴۰۹-۴۱۲.]</ref> در این میان مار نیز با شکلهای گوناگون چون تخت خدا و عصای قدرت، از نقوش اصلی این مهرها بود.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۲-۴۸.]</ref> صحنههای نیایش در برابر خدا، اجرای قربانی و حمل تخت روان خدا نیز بر روی مهرها دیده میشوند.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دینسالاری کانون اندیشه...»، ۱۳۸۸ش، ص۸۸.]</ref> | ||
پیکرکهای آیینی عیلامی، بهویژه پیکرکهای مادینه، اغلب زنان را برهنه و با تأکید بر اندامهای باروری نشان میدهند | پیکرکهای آیینی عیلامی، بهویژه پیکرکهای مادینه، اغلب زنان را برهنه و با تأکید بر اندامهای باروری نشان میدهند. پیکرکهای زنان نیایشگر با دستهای گرهخورده بر سینه یا با ظرفی در دست نیز از انواع رایج این آثارند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1679223408-10655-1400-385.pdf نصر اصفهانی و طاهری، «مطالعۀ پیکرکهای زنانه...»، ۱۳۹۹ش، ص۳۳ و ۳۵ و ۳۷، 46]</ref> برآورد میشود که در شوش، زنان باردار این پیکرکها را به عنوان طلسم نگهداری میکردند و پس از زایمان، آنها را میشکستند.<ref>[https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۷.]</ref> | ||
=== '''<big>شیشه، قیر و کاشیهای تزیینی</big>''' === | === '''<big>شیشه، قیر و کاشیهای تزیینی</big>''' === | ||
در چغازنبیل، میلههای شیشهای توخالی به رنگ آبی تیره مایل به بنفش تولید میشدند که در پنجرهها به کار میرفتند [اکبری دیزجی و خانپور، «هنر شیشهگری...»، ۱۴۰۴ش، | در چغازنبیل، میلههای شیشهای توخالی به رنگ آبی تیره مایل به بنفش تولید میشدند که در پنجرهها به کار میرفتند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/1914156/fa اکبری دیزجی و خانپور، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام...»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۱ و ۱۵۲-۱۵۳.]</ref> ظروفی با لعاب شیشه ای با نقوش نیلوفر آبی، گریفون و اسفنکس نیز در این شهر ساخته میشد. اما در قیرتراشی، از قیر طبیعی برای ساخت ظروف تزیینی با نقوش برجستۀ جانوران استفاده میشد و یا کاسهها و جامهایی تولید میشد که سر جانوران به صورت برجسته از سطح آنها بیرون میآمد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص 69، 85، ۹۳.</ref> | ||
اوج هنر تزیینی عیلام در کاشیهای لعابدار و آجرهای رنگین نمایان است. در چغازنبیل، آجرهای لعابدار ساده به رنگهای آبی، سبز و سفید به کار رفتهاند که در این میان آجرهای دورۀ عیلام نو، از تنوع رنگ بیشتر برخوردارند. | اوج هنر تزیینی عیلام در کاشیهای لعابدار و آجرهای رنگین نمایان است. در چغازنبیل، آجرهای لعابدار ساده به رنگهای آبی، سبز و سفید به کار رفتهاند که در این میان آجرهای دورۀ عیلام نو، از تنوع رنگ بیشتر برخوردارند.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۹۳.</ref> بر سطح این آجرها، نقوش برجستۀ شیر، گاو، اسب، گریفون و اسفنکس، دو به دو در دو سوی یک درخت تزیینی نقش بستهاند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127360_8039afa70765452dbca8b98a84a37d80.pdf نیاکان، «'''مطالعه و بررسی ویژگی ها ومشخصات خشت های رنگین'''...»، ۱۳۹۸ش، ص۲۳-۲۴.]</ref> پیکرۀ بزرگی از شیر هم که از گل پخته ساخته شده و لعابدار میباشد در ورودی معبد اینشوشیناک در شوش قرار داده شده بود.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۹۳.</ref> | ||
== '''<big>میراث و پیوستگی</big>''' == | == '''<big>میراث و پیوستگی</big>''' == | ||
=== '''<big>میراث عیلامی در دوارن هخامنشی</big>''' === | === '''<big>میراث عیلامی در دوارن هخامنشی</big>''' === | ||
هخامنشیان که خود فاقد خط و زبان نوشتاری بودند، برای ادارۀ قلمرو خود به میراث دیوانسالاری عیلامیان متکی شدند و زبان عیلامی را به عنوان زبان رسمی دستگاه اداری برگزیدند [آفرین، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی...»، ۱۳۹۷ش، | هخامنشیان که خود فاقد خط و زبان نوشتاری بودند، برای ادارۀ قلمرو خود به میراث دیوانسالاری عیلامیان متکی شدند و زبان عیلامی را به عنوان زبان رسمی دستگاه اداری برگزیدند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1642570527-10505-1400-57.pdf آفرین، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی...»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۸.]</ref> الواح تخت جمشید گواه کاربرد این زبان در سراسر امپراتوری هخامنشیان میباشند و کاتبان عیلامی با سدهها تجربۀ دیوانی، ستون فقرات دستگاه اداری هخامنشیان را تشکیل میدادند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520120239-9911-81.pdf ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها...»، ۱۳۹۰ش، ص۵۸؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20160217145008-9462-111.pdf ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «جایگاه شوش در دوران هخامنشی...»، ۱۳۹۴ش، ص۵.]</ref> برخی پژوهشگران معتقدند که این کاتبان به فرمان داریوش بزرگ در ابداع خط میخی فارسی باستان نقشی اساسی ایفا کردند و نخستین نگارش کتیبۀ بیستون نیز به زبان عیلامی نوشته شد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520115623-9910-10.pdf علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان»، ۱۳۹۲ش، ص۴۰؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520120239-9911-81.pdf ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها...»، ۱۳۹۰ش، ص۵۸.]</ref> نفوذ این زبان چنان پایدار بود که مهر رئیس تشریفات داریوش نیز به خط عیلامی نگاشته شد و این زبان حدود سی قرن در منطقه رواج داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1983767 اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص۱۲؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120329104352-2087-2.pdf عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان...»، ۱۳۸۴ش، ص۴۰.]</ref> | ||
در حوزۀ دین، نام خدای عیلامی هومبان در الواح باروی تخت جمشید ۳۶ بار ذکر شده و سهمیۀ غلۀ او بیشتر از سهمیۀ اهورامزدا بوده است | در حوزۀ دین، نام خدای عیلامی هومبان در الواح باروی تخت جمشید ۳۶ بار ذکر شده و سهمیۀ غلۀ او بیشتر از سهمیۀ اهورامزدا بوده است. کوروش نیز در استوانۀ خود از بازسازی معابد خدایان عیلامی خبر داده است.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520120239-9911-81.pdf ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها...»، ۱۳۹۰ش، ص۶۰-۶۲.]</ref> | ||
تثلیث خدایان هخامنشی (اهورامزدا، میترا و آناهیتا) در کتیبههای اردشیر دوم، به احتمال قوی ریشه در تثلیث کهن عیلامی (هومبان، اینشوشیناک و کیریریشا) دارد و مفهوم فرّۀ ایزدی نیز از باور عیلامیان به نیروی محافظ الهی کیتن سرچشمه گرفته است [افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی...»، ۱۳۹۶ش، | تثلیث خدایان هخامنشی (اهورامزدا، میترا و آناهیتا) در کتیبههای اردشیر دوم، به احتمال قوی ریشه در تثلیث کهن عیلامی (هومبان، اینشوشیناک و کیریریشا) دارد و مفهوم فرّۀ ایزدی نیز از باور عیلامیان به نیروی محافظ الهی کیتن سرچشمه گرفته است.<ref>[https://sid.ir/paper/160635/fa افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۴۵؛] [https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.]</ref> اینشوشیناک، خدای بزرگ شوش، به همراه ایشمکراب و لاگامار، سهگانهای را تشکیل میدادند که بر جهان پس از مرگ نظارت داشتند و این الگو با سهگانۀ زرتشتی میترا، سروش و رشن شباهت دارد.<ref>[https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، ص ۷-۸.]</ref> | ||
در استوانۀ کوروش، وی با برگزیدن لقب شاه انشان، خود را وارث سنت سیاسی عیلامیان معرفی کرده است. در مجموع نفوذ فرهنگی عیلام در زمینههایی چون لباس، اخلاق سیاسی و نظام حکومتداری فدرال در دوران کوروش قابل تشخیص است [گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ...»، ۱۳۹۴ش، | در استوانۀ کوروش، وی با برگزیدن لقب شاه انشان، خود را وارث سنت سیاسی عیلامیان معرفی کرده است. در مجموع نفوذ فرهنگی عیلام در زمینههایی چون لباس، اخلاق سیاسی و نظام حکومتداری فدرال در دوران کوروش قابل تشخیص است.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۳ و ۵۵؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127208_c57da8927ddf163c947c733ad5e36550.pdf اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص۱۲.]</ref> نقش ساده و آرامگاه کوروش نیز بازتابی از آیین سلطنتی عیلامی به شمار میرود.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۲.]</ref> | ||
از سوی دیگر شوش به عنوان پایتخت زمستانی پارسیها برگزیده شد و داریوش بزرگ کاخ خود را بر روی ویرانههای شوش عیلامی بنا کرد [ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، | از سوی دیگر شوش به عنوان پایتخت زمستانی پارسیها برگزیده شد و داریوش بزرگ کاخ خود را بر روی ویرانههای شوش عیلامی بنا کرد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160217145008-9462-111.pdf ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «جایگاه شوش در دوران هخامنشی...»، ۱۳۹۴ش، ص۱؛] اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۲.</ref> | ||
در عرصۀ هنر، نقوش برجستۀ صخرهای عیلام سنتی را پایهگذاری کردند که الهامبخش حجاریهای هخامنشی و ساسانی شد و معماری و نقشمایههای حیوانی در هنر هخامنشی، در واقع بسط و گسترش سنتهای عیلامی بود [دادور و صادقی طاهری، «بررسی | در عرصۀ هنر، نقوش برجستۀ صخرهای عیلام سنتی را پایهگذاری کردند که الهامبخش حجاریهای هخامنشی و ساسانی شد و معماری و نقشمایههای حیوانی در هنر هخامنشی، در واقع بسط و گسترش سنتهای عیلامی بود.<ref>[https://journals.ut.ac.ir/article_51436_3017a605bdfe9b0cd9ee25c72c33b8a6.pdf دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه...»، ۱۳۹۳ش، ص۲۱؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1642570527-10505-1400-57.pdf آفرین، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی...»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۷.]</ref> | ||
=== '''<big>نقش عیلام در پیوند تمدنها</big>''' === | === '''<big>نقش عیلام در پیوند تمدنها</big>''' === | ||
موقعیت جغرافیایی عیلام، این تمدن را به کانونی برای پیوند تمدنهای شرق و غرب باستان بدل کرده بود. شوش در محل تلاقی راههای مهمی قرار داشت که از غرب به بینالنهرین، از شمال به فلات مرکزی ایران و از جنوب به خلیج فارس منتهی میشدند | موقعیت جغرافیایی عیلام، این تمدن را به کانونی برای پیوند تمدنهای شرق و غرب باستان بدل کرده بود. شوش در محل تلاقی راههای مهمی قرار داشت که از غرب به بینالنهرین، از شمال به فلات مرکزی ایران و از جنوب به خلیج فارس منتهی میشدند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۳.</ref> این موقعیت، عیلام را در مسیر ارتباطی میان بینالنهرین و درۀ سند قرار داده و زمینۀ ورود فلات ایران به دوران تاریخی را فراهم کرده بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715902 سرخآبی و افخمی، «جغرافیای تاریخی ایلام...»، ۱۴۰۵ش، ص۲۲۳.]</ref> | ||
یکی از جلوههای اعمال نقش پیوندی توسط عیلام، تجارت، به خصوص نقل و انتقال مواد خام و کانیها(مانند لاجورد بدخشان) بود که از مناطق دوردست فلات ایران به دست آورده و به بینالنهرین منتقل میکرد؛ این نقش را عیلام دستکم از اواخر هزارۀ چهارم پیش از میلاد برعهده داشت | یکی از جلوههای اعمال نقش پیوندی توسط عیلام، تجارت، به خصوص نقل و انتقال مواد خام و کانیها(مانند لاجورد بدخشان) بود که از مناطق دوردست فلات ایران به دست آورده و به بینالنهرین منتقل میکرد؛ این نقش را عیلام دستکم از اواخر هزارۀ چهارم پیش از میلاد برعهده داشت. در کنار مسیرهای زمینی، عیلام از طریق خلیج فارس نیز به شبکۀ تجارت دریایی متصل بود و بنادر آن، این تمدن را به دیلمون (بحرین)، ماگان (عمان) و ملوحا (درۀ سند) پیوند میدادند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127176_b0c3d3c164e7b5b3efdc4b6083a9eca1.pdf تزری، «خاستگاه خط ایلام و سومر... »، ۱۳۹۶ش، ص۴-۵.]</ref> | ||
عیلام با تعاملات سیاسی و فرهنگی با بینالنهرین نیز نقش پیوندی خود را ایفا میکرد. در این زمینه شاهان سلسلۀ سوم اور با ازدواجهای سیاسی با حاکمان نواحی شرقی، از جمله انشان، میکوشیدند تا مرزهای خود را آرام نگه دارند [سرخآبی و افخمی، «جغرافیای تاریخی ایلام...»، ۱۴۰۵ش، | عیلام با تعاملات سیاسی و فرهنگی با بینالنهرین نیز نقش پیوندی خود را ایفا میکرد. در این زمینه شاهان سلسلۀ سوم اور با ازدواجهای سیاسی با حاکمان نواحی شرقی، از جمله انشان، میکوشیدند تا مرزهای خود را آرام نگه دارند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715902 سرخآبی و افخمی، «جغرافیای تاریخی ایلام...»، ۱۴۰۵ش، ص۲۳۸ و ۲۴۱.]</ref> | ||
از نشانههای نقش ارتباطی عیلام حضور فرامرزی هنر عیلامی در تمدنهای نسبتاً دورتر بود. چنانچه موجود افسانهای گریفون (شیردال)، ابداعی عیلامی، در مصر پذیرفته شده و بعدها تا دوران هخامنشی تداوم یافته بود [مؤمنی، «حیوانات اسطورهای | از نشانههای نقش ارتباطی عیلام حضور فرامرزی هنر عیلامی در تمدنهای نسبتاً دورتر بود. چنانچه موجود افسانهای گریفون (شیردال)، ابداعی عیلامی، در مصر پذیرفته شده و بعدها تا دوران هخامنشی تداوم یافته بود.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127201_7ed50693ab8651870d8f8951a7dfa6e0.pdf مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۴-۵ و ۷.]</ref> همچنین، ظهور «گاو-مرد» در عیلام با ابداع اسفنکس (ابوالهول) در مصر همزمان دانسته شده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1129096 مهرآفرین و قائمپناه، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۲۷.]</ref> | ||
در شرق فلات ایران نیز شواهدی از پیوندهای فرهنگی با عیلام به دست آمده است. شباهت سفالهای این مناطق با محوطههای ترکمنستان و پاکستان، مؤید مبادلات فرهنگی گستردهای است که عیلام در آنها نقشی محوری ایفا میکرد [تزری، «خاستگاه خط...»، ۱۳۹۶ش، | در شرق فلات ایران نیز شواهدی از پیوندهای فرهنگی با عیلام به دست آمده است. شباهت سفالهای این مناطق با محوطههای ترکمنستان و پاکستان، مؤید مبادلات فرهنگی گستردهای است که عیلام در آنها نقشی محوری ایفا میکرد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127176_b0c3d3c164e7b5b3efdc4b6083a9eca1.pdf تزری، «خاستگاه خط ایلام و سومر...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰-۱۱.]</ref> | ||
== '''<big>اسناد و کاوشها</big>''' == | == '''<big>اسناد و کاوشها</big>''' == | ||
=== '''<big>سرچشمههای شناخت ما از عیلام</big>''' === | === '''<big>سرچشمههای شناخت ما از عیلام</big>''' === | ||
شناخت ما از عیلام تا پیش از کاوشهای علمی در شوش، عمدتاً بر منابع بیرونی و اغلب خصمانۀ همسایگانش متکی بود که کهنترین آنها، الواح و کتیبههای سومری و اکدی هستند. در آنها از عیلام به عنوان سرزمینی کوهستانی و ثروتمند یاد شده است [بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، | شناخت ما از عیلام تا پیش از کاوشهای علمی در شوش، عمدتاً بر منابع بیرونی و اغلب خصمانۀ همسایگانش متکی بود که کهنترین آنها، الواح و کتیبههای سومری و اکدی هستند. در آنها از عیلام به عنوان سرزمینی کوهستانی و ثروتمند یاد شده است.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲.]</ref> | ||
در کتاب مقدس نیز نام عیلام در کتابهای پیدایش، اشعیا، ارمیا و حزقیال ذکر شده و در کتاب استر هجده مرتبه به شوش به عنوان تختگاه پادشاهان اشاره شده است [عامریان، «نگاهی به ایلامیان...»، ۱۳۸۴ش، | در کتاب مقدس نیز نام عیلام در کتابهای پیدایش، اشعیا، ارمیا و حزقیال ذکر شده و در کتاب استر هجده مرتبه به شوش به عنوان تختگاه پادشاهان اشاره شده است.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120329104352-2087-2.pdf عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان...»، ۱۳۸۴ش، ص۳۶-۳۷؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20160217145008-9462-111.pdf ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «جایگاه شوش در دوران هخامنشی...»، ۱۳۹۴ش، ص۶].</ref> | ||
عیلام در اساطیر یونانی نیز راه یافته است؛ داستان ممنون، پسر سپیدهدم، که با سپاهیان شوش به یاری تروا شتافت و اشارۀ استرابون به شوش به عنوان پایتخت برگزیدۀ کوروش، نمونههایی از این حضور هستند | عیلام در اساطیر یونانی نیز راه یافته است؛ داستان ممنون، پسر سپیدهدم، که با سپاهیان شوش به یاری تروا شتافت و اشارۀ استرابون به شوش به عنوان پایتخت برگزیدۀ کوروش، نمونههایی از این حضور هستند.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۶۵ و ۱۲۴.</ref> | ||
اما مهمتر از این منابع بیرونی که غالباً تصویری تحریفشده از عیلام به دست میدهند، کاوشهای باستانشناسی در شوش و دیگر محوطههاست که امکان شناخت مستقیمتری را فراهم کرده است. اسناد اکدی شوش، شامل صدها سند حقوقی، اقتصادی و اداری از دورۀ سوکلمخها، و گِلنبشتههای آغازعیلامی، کتیبههای سلطنتی از چغازنبیل و نقوش برجستۀ صخرهای، منابع دستاول ارزشمندی برای فهم تاریخ و فرهنگ عیلامیان بهدست میدهند [بادامچی، «دادرسی در ایلام | اما مهمتر از این منابع بیرونی که غالباً تصویری تحریفشده از عیلام به دست میدهند، کاوشهای باستانشناسی در شوش و دیگر محوطههاست که امکان شناخت مستقیمتری را فراهم کرده است. اسناد اکدی شوش، شامل صدها سند حقوقی، اقتصادی و اداری از دورۀ سوکلمخها، و گِلنبشتههای آغازعیلامی، کتیبههای سلطنتی از چغازنبیل و نقوش برجستۀ صخرهای، منابع دستاول ارزشمندی برای فهم تاریخ و فرهنگ عیلامیان بهدست میدهند.<ref>[https://sid.ir/paper/210685/fa بادامچی، «دادرسی در ایلام باستان...»، ۱۳۹۲ش، ص۲۲؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی...»، ۱۳۹۵ش، ص ۱ و ۵.]</ref> | ||
به گفتۀ پیر آمیه، عیلامشناس فرانسوی، اگر این تمدن آنگونه که شایسته است معرفی نشده، دلیل آن معرفی از روی شهادت اسناد و مدارک دشمنانش است | به گفتۀ پیر آمیه، عیلامشناس فرانسوی، اگر این تمدن آنگونه که شایسته است معرفی نشده، دلیل آن معرفی از روی شهادت اسناد و مدارک دشمنانش است. مشکل دیگری که مانع ترسیم تصویر واقعیتر از عیلامیها به حساب میآید، عدم ثبت وقایع تاریخی توسط خود عیلامیها میباشد. آنان کمتر به ثبت وقایع تاریخی میپرداختند و دانش خود را سینهبهسینه منتقل میکردند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲-۲۱۳.]</ref> | ||
=== '''<big>پیشگامان عیلامشناسی و تاریخ کاوشها</big>''' === | === '''<big>پیشگامان عیلامشناسی و تاریخ کاوشها</big>''' === | ||
نخستین گامها جهت شناخت عیلام در دهۀ ۱۸۵۰ میلادی با کوششهای ویلیام کنت لفتوس انگلیسی برداشته شد و سپس مارسل دیولافوا و همسرش در سال ۱۸۸۴ کاوشهایی را در شوش آغاز کردند که به کشف کاخ داریوش انجامید | نخستین گامها جهت شناخت عیلام در دهۀ ۱۸۵۰ میلادی با کوششهای ویلیام کنت لفتوس انگلیسی برداشته شد و سپس مارسل دیولافوا و همسرش در سال ۱۸۸۴ کاوشهایی را در شوش آغاز کردند که به کشف کاخ داریوش انجامید.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۰؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۲۱-۲۲.</ref> در سال ۱۸۹۷ میلادی، ژاک دمرگان پس از عقد قرارداد انحصاری حفاری با دولت ایران، هیئت کاوش فرانسوی را پایهگذاری و شوش را به چهار بخش اصلی تقسیم کرد.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۷۳؛] پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۲۱-۲۲.</ref> در جریان کاوشهای او، آثاری چون ستون یادبود پیروزی نارامسین و سنگنبشتۀ قانون حمورابی کشف شد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۲۵.</ref> | ||
در این میان رومن گیرشمن از دهۀ ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ میلادی نقشی محوری در عیلامشناسی ایفا کرد و کاوشهای روشمند او در شوش و بهویژه دور-اونتاش (چغازنبیل)، دریچهای نو به تاریخ و مذهب عیلامیان گشود | در این میان رومن گیرشمن از دهۀ ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ میلادی نقشی محوری در عیلامشناسی ایفا کرد و کاوشهای روشمند او در شوش و بهویژه دور-اونتاش (چغازنبیل)، دریچهای نو به تاریخ و مذهب عیلامیان گشود.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۵.</ref> در ایران نیز، عزتالله نگهبان با کاوش در هفتتپه از سال ۱۳۴۴ خورشیدی، بخش مهمی از تاریخ عیلام میانه را روشن کرد و ویلیام سامنر با کاوش در تل ملیان (انشان باستان) در دهۀ ۱۹۷۰ میلادی، به کشف الواح و آثار مهمی از دورههای مختلف عیلامی نائل آمد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127554_0ea171b9dcccdd7bc1056ee20e307bdb.pdf محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و...»، ۱۳۹۸ش، ص۱۱ و ۲۰.]</ref> | ||
همزمان با کاوشهای میدانی، پیشرفتهایی در زمینۀ رمزگشایی خطوط عیلامی صورت گرفت. در نتیجه والتر هینتس آلمانی به نقشی مؤثر در خوانش و فهم زبان و تاریخ عیلام دست یافت. در دهههای بعد، پژوهشگرانی چون پیر آمیه، جرج کامرون، متیو استولپر و یوسف مجیدزاده هر یک به شناخت این تمدن مدد رساندند [عامریان، «نگاهی به ایلامیان...»، ۱۳۸۴ش، | همزمان با کاوشهای میدانی، پیشرفتهایی در زمینۀ رمزگشایی خطوط عیلامی صورت گرفت. در نتیجه والتر هینتس آلمانی به نقشی مؤثر در خوانش و فهم زبان و تاریخ عیلام دست یافت. در دهههای بعد، پژوهشگرانی چون پیر آمیه، جرج کامرون، متیو استولپر و یوسف مجیدزاده هر یک به شناخت این تمدن مدد رساندند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120329104352-2087-2.pdf عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان...»، ۱۳۸۴ش، ص۳۳.]</ref>در سالهای اخیر نیز، پروژههای بینالمللی حفاظت از چغازنبیل با همکاری یونسکو و سازمان میراث فرهنگی ایران، گامهایی در زمینۀ حفظ و معرفی این میراث جهانی برداشتهاند.<ref>.Guillaud, Okada, Vatandoust, Chogha Zanbil, 2003, p. 29</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||