بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۸۱: | خط ۱۸۱: | ||
شواهد باستانشناسی در تپه یحیی نیز نشان میدهند که ساختمانها بر اساس یک مقیاس استاندارد طراحی میشدند.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۳۱۷.</ref> برای جلوگیری از اختلاف در مبادلات، گاه در خود اسناد، معیار اندازهگیری مشخص میشد؛ برای نمونه، گاه از واحدهای اندازهگیری یک شهر خاص (مانند شهر خوخنور) استفاده میشد و گاه نیز معیار یک معبد (مانند معبد شمش) مبنای معامله قرار میگرفت.<ref>[https://journals.usb.ac.ir/article_1971_d489b3e4a47303a6dc19e342087a4074.pdf بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص۲۸.]</ref> | شواهد باستانشناسی در تپه یحیی نیز نشان میدهند که ساختمانها بر اساس یک مقیاس استاندارد طراحی میشدند.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۳۱۷.</ref> برای جلوگیری از اختلاف در مبادلات، گاه در خود اسناد، معیار اندازهگیری مشخص میشد؛ برای نمونه، گاه از واحدهای اندازهگیری یک شهر خاص (مانند شهر خوخنور) استفاده میشد و گاه نیز معیار یک معبد (مانند معبد شمش) مبنای معامله قرار میگرفت.<ref>[https://journals.usb.ac.ir/article_1971_d489b3e4a47303a6dc19e342087a4074.pdf بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص۲۸.]</ref> | ||
دقت در اندازهگیری و استانداردسازی، زیربنای دستاوردهای مهندسی عیلامیان را نیز شکل میداد. آنان در بنای چغازنبیل، طاق هلالی خشتی را به کار گرفتند که قدمتی بسیار بیشتر از طاقهای رومی دارد. همچنین، یکی از قدیمیترین سیستمهای آبرسانی و تصفیۀ آب جهان باستان در این شهر احداث شده بود؛ آب از رودخانۀ کرخه در فاصلۀ ۴۵ کیلومتری از طریق کانالهای روباز به مخازن هدایت و پس از عبور از حوضچههای تهنشینی تصفیه میگردید. این شبکۀ پیچیده که شامل سد، آببند، کانالهای روباز و تنبوشههای سفالی بود، نشان از درک عیلامیان از اصول مهندسی هیدرولیک دارد.<ref>[https://sanad.iau.ir/Journal/aoi/Article/1103847 فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگی...»، ۱۴۰۲ش، ص۲۴-۲۷.]</ref> | |||
=== '''<big>باورهای درمانی و نمادهای شفابخش</big>''' === | === '''<big>باورهای درمانی و نمادهای شفابخش</big>''' === | ||
| خط ۱۹۱: | خط ۱۹۱: | ||
=== '''<big>خدایان و ایزدان</big>''' === | === '''<big>خدایان و ایزدان</big>''' === | ||
جهانبینی دینی عیلامیان با تعدد خدایان محلی و ملی و نفوذ ایزدان بینالنهرین مانند ایشتر، ائا و نرگال شناخته میشود.<ref>[https://jarcs.ut.ac.ir/article_57752_f47b6307354a4276c439e9d85cbd14a5.pdf مرادی، «منشأ نقش مار در مواد فرهنگی...»، ۱۳۹۴ش، ص ۱۴۱.]</ref> کهنترین سند در این زمینه، معاهدۀ هیتا با نارامسین (حدود ۲۲۸۰ پ.م) است که در آن به ۳۷ خدای عیلامی سوگند یاد شده است.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دین سالاری, کانون اندیشه و تمدن در ایلام باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۷۹.]</ref> در صدر این فهرست، پینیکیر، ایزدبانوی بزرگ شوش، جای داشت | جهانبینی دینی عیلامیان با تعدد خدایان محلی و ملی و نفوذ ایزدان بینالنهرین مانند ایشتر، ائا و نرگال شناخته میشود.<ref>[https://jarcs.ut.ac.ir/article_57752_f47b6307354a4276c439e9d85cbd14a5.pdf مرادی، «منشأ نقش مار در مواد فرهنگی...»، ۱۳۹۴ش، ص ۱۴۱.]</ref> کهنترین سند در این زمینه، معاهدۀ هیتا با نارامسین (حدود ۲۲۸۰ پ.م) است که در آن به ۳۷ خدای عیلامی سوگند یاد شده است.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دین سالاری, کانون اندیشه و تمدن در ایلام باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۷۹.]</ref> در صدر این فهرست، پینیکیر، ایزدبانوی بزرگ شوش، جای داشت. اما در لیان کیریریشا، الهۀ بزرگ، پرستش میشد که بعدها به مادر خدایان ارتقا یافت و همسر هومبان و اینشوشیناک بود. این برتری ایزدبانوان نشاندهندۀ نظام مادرسالاری در نگرش دینی عیلامیان است.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۴۹؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520115623-9910-10.pdf علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان...»، ۱۳۹۲ش، ص۳۹-۴۰.]</ref> | ||
فرایند به تصویر کشیدن ایزدان در هنر عیلامی پنج مرحله را طی کرده است. جانوری و دیوسانی (هزارۀ چهارم پ.م)، | فرایند به تصویر کشیدن ایزدان در هنر عیلامی پنج مرحله را طی کرده است. جانوری و دیوسانی (هزارۀ چهارم پ.م)، ترکیب حیوان-حیوان (اواخر همان هزاره)، انسان-حیوان یا مارخدایان (نیمۀ هزارۀ سوم)، کاملاً انسانی (پایان هزارۀ سوم)، و انتزاعی و نادیدنی (نیمۀ نخست هزارۀ اول).<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1129096 مهرآفرین و قائمپناه، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۳۳-۱۳۴.]</ref> مارخدایان به سه گروه تقسیم میشدند: مارخدا با نیمتنۀ خدا، نگهبان با سر انسان، و اینشوشیناک بر تخت مار.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127209_7659442ea387e7ac749cfa103cd00e3e.pdf پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۶.]</ref> | ||
در هزارۀ دوم پ.م، هومبان، خدای آسمان، خدای خدایان خوانده میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۶؛] [https://sid.ir/paper/160635/fa افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۳۷-۴۳۸.]</ref> اینشوشیناک با ارتقای شوش به پایتختی، خدای ملی عیلام شد؛ او سرور مردگان، خدای سوگند و قانون، و پدر ضعیفان بود و آشوربانیپال او را خدای اسرارآمیز میخواند.<ref>[https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، ص۲۰؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۶؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۲.</ref> | در هزارۀ دوم پ.م، هومبان، خدای آسمان، خدای خدایان خوانده میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۶؛] [https://sid.ir/paper/160635/fa افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۳۷-۴۳۸.]</ref> اینشوشیناک با ارتقای شوش به پایتختی، خدای ملی عیلام شد؛ او سرور مردگان، خدای سوگند و قانون، و پدر ضعیفان بود و آشوربانیپال او را خدای اسرارآمیز میخواند.<ref>[https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، ص۲۰؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۶؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۲.</ref> | ||
| خط ۲۰۰: | خط ۲۰۰: | ||
=== '''<big>معابد و پرستشگاهها</big>''' === | === '''<big>معابد و پرستشگاهها</big>''' === | ||
معابد در عیلام باستان فراتر از عبادتگاه، مراکز اقتصادی، سیاسی و اجتماعی | معابد در عیلام باستان فراتر از عبادتگاه، مراکز اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محسوب میشدند و به تبع آن کاهنان از قدرتی عظیم برخوردار بودند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۷۱؛ راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۱۴۰.</ref> از معابد اولیه بنایی برجای نمانده، اما مهرها آنها را بنایی مرتفع واقع بر سکو با سه شاخ بزرگ در دو سو نشان میدهند که نماد الوهیت بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۸؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۵.</ref> در هفتتپه (کَپنَک باستان) که در دوران تپتیآهر رونق یافت، آرامگاههای سلطنتی با طاقهای آجری و نیز معبد-آرامگاه برای تشریفات مذهبی ساخته شد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127296_2a62612eaa64974b88ea00858edfb121.pdf حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۵.]</ref> | ||
اوج معماری مذهبی عیلام، شهر مقدس دور-اونتاش (چغازنبیل) است که اونتاش-نپیریشا در حدود ۱۲۵۰ پ.م آن را بنا نهاد.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص۵۶.</ref> این مجموعۀ ۱۰۰ هکتاری با سه حصار متحدالمرکز و پنجطبقۀ ۵۳ متری<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127296_2a62612eaa64974b88ea00858edfb121.pdf حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۵؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1655004032-10518-1400-1-34.pdf شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی...»، ۱۴۰۰ش، ص۵۷۹؛] [https://www.sid.ir/paper/1914156/fa اکبری دیزجی و خانپور، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام...»، ۱۴۰۴ش، ص۱۴۷-۱۴۸.]</ref> به اینشوشیناک و نپیریشا تقدیم شده بود [شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی...»، ۱۴۰۰ش، | اوج معماری مذهبی عیلام، شهر مقدس دور-اونتاش (چغازنبیل) است که اونتاش-نپیریشا در حدود ۱۲۵۰ پ.م آن را بنا نهاد.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص۵۶.</ref> این مجموعۀ ۱۰۰ هکتاری با سه حصار متحدالمرکز و پنجطبقۀ ۵۳ متری<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127296_2a62612eaa64974b88ea00858edfb121.pdf حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۵؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1655004032-10518-1400-1-34.pdf شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی...»، ۱۴۰۰ش، ص۵۷۹؛] [https://www.sid.ir/paper/1914156/fa اکبری دیزجی و خانپور، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام...»، ۱۴۰۴ش، ص۱۴۷-۱۴۸.]</ref> به اینشوشیناک و نپیریشا تقدیم شده بود.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1655004032-10518-1400-1-34.pdf شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی...»، ۱۴۰۰ش، ص۵۸۲؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۴۰.]</ref> | ||
درون حصارها معابدی برای هومبان، ایشنیکاراب، کیریریشا، نوسکو، پینیکیر و دیگر ایزدان ساخته شده بود.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل...»، ۱۳۹۵ش، ص۱؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127296_2a62612eaa64974b88ea00858edfb121.pdf حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۱۶-۱۸.]</ref> درون معابد نیز با مجسمهها و اشیای زرین و سیمین آراسته میشد و بیرون حصارها باغهای مقدس پردرخت و دارای حوضچه گسترده شده بود. به نظر میرسد هدف از تأسیس این شهر، ایجاد مرکزی مذهبی برای گردهمآوردن خدایان امپراتوری بوده است.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص، ۵۳، ۵۱؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۷.</ref> | درون حصارها معابدی برای هومبان، ایشنیکاراب، کیریریشا، نوسکو، پینیکیر و دیگر ایزدان ساخته شده بود.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل...»، ۱۳۹۵ش، ص۱؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127296_2a62612eaa64974b88ea00858edfb121.pdf حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۱۶-۱۸.]</ref> درون معابد نیز با مجسمهها و اشیای زرین و سیمین آراسته میشد و بیرون حصارها باغهای مقدس پردرخت و دارای حوضچه گسترده شده بود. به نظر میرسد هدف از تأسیس این شهر، ایجاد مرکزی مذهبی برای گردهمآوردن خدایان امپراتوری بوده است.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص، ۵۳، ۵۱؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۷.</ref> | ||
| خط ۲۱۵: | خط ۲۱۵: | ||
اما دین عیلامی با لایهای عمیق از نمادگرایی همراه بود. چنانچه مار بهعنوان کانون این نمادگرایی بر در کوزهها و دروازۀ معابد نقش میبستند<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127209_7659442ea387e7ac749cfa103cd00e3e.pdf پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص ۱ و ۳.]</ref> یا موجود تخیلی گریفون (شیردال) با بدن شیر و سر و بالهای عقاب نیز بهعنوان محافظ معابد ساخته می شدند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127297_7b1de496ec9380c2611cd71d7404befb.pdf مبینی و ابراهیمزاده، «تعاملات هنری ایلام و بینالنهرین...»، ۱۳۹۷ش، ص۱۴-۱۵.]</ref> | اما دین عیلامی با لایهای عمیق از نمادگرایی همراه بود. چنانچه مار بهعنوان کانون این نمادگرایی بر در کوزهها و دروازۀ معابد نقش میبستند<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127209_7659442ea387e7ac749cfa103cd00e3e.pdf پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص ۱ و ۳.]</ref> یا موجود تخیلی گریفون (شیردال) با بدن شیر و سر و بالهای عقاب نیز بهعنوان محافظ معابد ساخته می شدند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127297_7b1de496ec9380c2611cd71d7404befb.pdf مبینی و ابراهیمزاده، «تعاملات هنری ایلام و بینالنهرین...»، ۱۳۹۷ش، ص۱۴-۱۵.]</ref> | ||
محور نیروهای جادویی، مفهوم کیتن بود؛ قدرتی الهی که از جانب خدایان به معابد، اشیاء مقدس و پادشاه اعطا میشد و فرد با سوگند دروغ آن را از دست میداد | محور نیروهای جادویی، مفهوم کیتن بود؛ قدرتی الهی که از جانب خدایان به معابد، اشیاء مقدس و پادشاه اعطا میشد و فرد با سوگند دروغ آن را از دست میداد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1765024885-69342475db8df-10785-25-5.pdf عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت سوگند...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۲۲-۱۲۴؛] [https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.]</ref> | ||
اعتقاد به زندگی پس از مرگ نیز در امتداد همین باورهای نمادین و جادویی قرار داشت. از این رو عیلامیان مردگان خود را به شیوههای گوناگونی به خاک میسپردند. در تابوتهای سفالین اندودشده با قیر، در گورهای سردابهای با طاق هلالی آجری، یا به صورت جنینی در خمرههای بزرگ.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶ و ۷۵؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120413165400-5173-103.pdf یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص۲۴.]</ref> رسم نهادن سردیسهای گِلی از متوفی در کنار سر یا بر چهرۀ او احتمالاً برای محافظت در سفر به جهان زیرین ساخته میشد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۸۸؛ [https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، پانویس ۴، ص۱۸.]</ref> دیگر اشیایی که همراه مردگان دفن میشدند ظروف، جواهرات، مهرهای استوانهای و سلاحهای شخصی | اعتقاد به زندگی پس از مرگ نیز در امتداد همین باورهای نمادین و جادویی قرار داشت. از این رو عیلامیان مردگان خود را به شیوههای گوناگونی به خاک میسپردند. در تابوتهای سفالین اندودشده با قیر، در گورهای سردابهای با طاق هلالی آجری، یا به صورت جنینی در خمرههای بزرگ.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶ و ۷۵؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120413165400-5173-103.pdf یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص۲۴.]</ref> رسم نهادن سردیسهای گِلی از متوفی در کنار سر یا بر چهرۀ او احتمالاً برای محافظت در سفر به جهان زیرین ساخته میشد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۸۸؛ [https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، پانویس ۴، ص۱۸.]</ref> دیگر اشیایی که همراه مردگان دفن میشدند ظروف، جواهرات، مهرهای استوانهای و سلاحهای شخصی بودند.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶.</ref> | ||
در کانون باورهای مربوط به مرگ، اینشوشیناک به عنوان داور مردگان و فرمانروای جهان زیرین قرار داشت و بر اساس الواح تدفینی، الهههای ایشمکراب و لاگامار متوفی را برای قضاوت نهایی به حضور او میبردند.<ref>[https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، ص۱۸ و ۲۰؛] [https://www.sid.ir/paper/1365627/fa#downloadbottom قائمپناه، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری...»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.]</ref> این الواح که با مردگان دفن میشد، حاوی استغاثههایی | در کانون باورهای مربوط به مرگ، اینشوشیناک به عنوان داور مردگان و فرمانروای جهان زیرین قرار داشت و بر اساس الواح تدفینی، الهههای ایشمکراب و لاگامار متوفی را برای قضاوت نهایی به حضور او میبردند.<ref>[https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، ص۱۸ و ۲۰؛] [https://www.sid.ir/paper/1365627/fa#downloadbottom قائمپناه، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری...»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.]</ref> این الواح که با مردگان دفن میشد، حاوی استغاثههایی برای راهیابی به قلمرو سایهها و رهایی از عطش در جهانی تاریک و پرهراس میباشد.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۷۳.</ref> | ||
== '''<big>هنر و معماری</big>''' == | == '''<big>هنر و معماری</big>''' == | ||
| خط ۲۳۱: | خط ۲۳۱: | ||
=== '''<big>سفال، مُهر و پیکرکهای آیینی</big>''' === | === '''<big>سفال، مُهر و پیکرکهای آیینی</big>''' === | ||
سفالینههای منقوش شوش با بدنۀ نخودیرنگ و نقوش قهوهای تیره یا سیاه ساخته میشدند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۹۱.</ref> این نقوش شامل الگوهای هندسی (مثلث، دایره، مربع، خطوط موجی)، گیاهی (سرو، گندم، نخل) و جانوری (بز کوهی، پرندگان آبزی، سگهای شکاری) میشد.<ref>[https://rahpooye.soore.ac.ir/article_241772_d45876a9f32b7b0403ab64ded43225e5.pdf شمیلی و غفوریفر، «تحلیل عناصر تصویری...»، ۱۳۹۸ش، ص۱۴-۲۲.]</ref> جام بزرگ شوش با سه ردیف نقش، پرندگان آبزی در لبه، سگهای شکاری خفته در میانه، و بز کوهی با شاخهای هلالی در مرکز، تزیین شده و تناسب نسبتهای هندسی در آن دقیق میباشد.<ref>[https://jfava.ut.ac.ir/article_22901_1136af9a21c2ae44e54a7b49d4ca1ce5.pdf کبیری و براتی، «جام شوش جامی پر از رمز و راز»، ۱۳۹۰ش، ص۸ و ۱۲؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1572094150-10233-97-27.pdf پولادچنگ، جابریراد و ضرغام، «تحلیل نقوش جام شوش...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> البته نقش بز کوهی بر این سفالینهها تداعی مفاهیم مشخصی چون باروری و نزول باران را مدنظر دارند [پولادچنگ، جابریراد و ضرغام، «تحلیل نقوش جام شوش...»، ۱۳۹۳ش، | سفالینههای منقوش شوش با بدنۀ نخودیرنگ و نقوش قهوهای تیره یا سیاه ساخته میشدند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۹۱.</ref> این نقوش شامل الگوهای هندسی (مثلث، دایره، مربع، خطوط موجی)، گیاهی (سرو، گندم، نخل) و جانوری (بز کوهی، پرندگان آبزی، سگهای شکاری) میشد.<ref>[https://rahpooye.soore.ac.ir/article_241772_d45876a9f32b7b0403ab64ded43225e5.pdf شمیلی و غفوریفر، «تحلیل عناصر تصویری...»، ۱۳۹۸ش، ص۱۴-۲۲.]</ref> جام بزرگ شوش با سه ردیف نقش، پرندگان آبزی در لبه، سگهای شکاری خفته در میانه، و بز کوهی با شاخهای هلالی در مرکز، تزیین شده و تناسب نسبتهای هندسی در آن دقیق میباشد.<ref>[https://jfava.ut.ac.ir/article_22901_1136af9a21c2ae44e54a7b49d4ca1ce5.pdf کبیری و براتی، «جام شوش جامی پر از رمز و راز»، ۱۳۹۰ش، ص۸ و ۱۲؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1572094150-10233-97-27.pdf پولادچنگ، جابریراد و ضرغام، «تحلیل نقوش جام شوش...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> البته نقش بز کوهی بر این سفالینهها تداعی مفاهیم مشخصی چون باروری و نزول باران را مدنظر دارند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1572094150-10233-97-27.pdf پولادچنگ، جابریراد و ضرغام، «تحلیل نقوش جام شوش...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۲.]</ref> | ||
مهرهای عیلامی از موادی چون سنگ صابون، مرمر، لاجورد و قیر ساخته میشدند. نقوش آنها موجودات ترکیبی مانند گریفون یا شیردال، گاو-مرد، اسفنکس یا ابوالهول بالدار و اژدهای دوسر را شامل میشدند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127201_7ed50693ab8651870d8f8951a7dfa6e0.pdf مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۱۱، 4،5 .]؛ [https://sid.ir/paper/382827/fa نوری مجیری، بهروزی و حسنی، «نقوش اساطیری-مذهبی مهرها...»، ۱۳۹۹ش، ص۴۰۹-۴۱۲.]</ref> در این میان مار نیز با شکلهای گوناگون چون تخت خدا و عصای قدرت، از نقوش اصلی این مهرها بود.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۲-۴۸.]</ref> صحنههای نیایش در برابر خدا، اجرای قربانی و حمل تخت روان خدا نیز بر روی مهرها دیده میشوند.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دینسالاری کانون اندیشه...»، ۱۳۸۸ش، ص۸۸.]</ref> | مهرهای عیلامی از موادی چون سنگ صابون، مرمر، لاجورد و قیر ساخته میشدند. نقوش آنها موجودات ترکیبی مانند گریفون یا شیردال، گاو-مرد، اسفنکس یا ابوالهول بالدار و اژدهای دوسر را شامل میشدند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127201_7ed50693ab8651870d8f8951a7dfa6e0.pdf مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۱۱، 4،5 .]؛ [https://sid.ir/paper/382827/fa نوری مجیری، بهروزی و حسنی، «نقوش اساطیری-مذهبی مهرها...»، ۱۳۹۹ش، ص۴۰۹-۴۱۲.]</ref> در این میان مار نیز با شکلهای گوناگون چون تخت خدا و عصای قدرت، از نقوش اصلی این مهرها بود.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۲-۴۸.]</ref> صحنههای نیایش در برابر خدا، اجرای قربانی و حمل تخت روان خدا نیز بر روی مهرها دیده میشوند.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دینسالاری کانون اندیشه...»، ۱۳۸۸ش، ص۸۸.]</ref> | ||
| خط ۲۵۵: | خط ۲۵۵: | ||
از سوی دیگر شوش به عنوان پایتخت زمستانی پارسیها برگزیده شد و داریوش بزرگ کاخ خود را بر روی ویرانههای شوش عیلامی بنا کرد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160217145008-9462-111.pdf ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «جایگاه شوش در دوران هخامنشی...»، ۱۳۹۴ش، ص۱؛] اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۲.</ref> | از سوی دیگر شوش به عنوان پایتخت زمستانی پارسیها برگزیده شد و داریوش بزرگ کاخ خود را بر روی ویرانههای شوش عیلامی بنا کرد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160217145008-9462-111.pdf ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «جایگاه شوش در دوران هخامنشی...»، ۱۳۹۴ش، ص۱؛] اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۲.</ref> | ||
در عرصۀ هنر، نقوش برجستۀ صخرهای | در عرصۀ هنر، نقوش برجستۀ صخرهای عیلام، سنتی را پایهگذاری کردند که الهامبخش حجاریهای هخامنشی و ساسانی شدند و معماری و نقشمایههای حیوانی در هنر هخامنشی، در واقع بسط و گسترش سنتهای عیلامی بودند.<ref>[https://journals.ut.ac.ir/article_51436_3017a605bdfe9b0cd9ee25c72c33b8a6.pdf دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه...»، ۱۳۹۳ش، ص۲۱؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1642570527-10505-1400-57.pdf آفرین، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی...»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۷.]</ref> | ||
=== '''<big>نقش عیلام در پیوند تمدنها</big>''' === | === '''<big>نقش عیلام در پیوند تمدنها</big>''' === | ||
موقعیت جغرافیایی | موقعیت جغرافیایی ایلام، این تمدن را به کانونی برای پیوند تمدنهای شرق و غرب باستان بدل کرده بود. شوش در محل تلاقی راههای مهمی قرار داشت که از غرب به بینالنهرین، از شمال به فلات مرکزی ایران و از جنوب به خلیج فارس منتهی میشدند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۳.</ref> این موقعیت، ایلام را در مسیر ارتباطی میان بینالنهرین و درۀ سند قرار داده و زمینۀ ورود فلات ایران به دوران تاریخی را فراهم کرده بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715902 سرخآبی و افخمی، «جغرافیای تاریخی ایلام...»، ۱۴۰۵ش، ص۲۲۳.]</ref> | ||
یکی از | یکی از ابعاد این نقش پیوندی، تجارت گستردۀ مواد خام و کانیها بود که ایلام را به واسطهای حیاتی در زنجیرۀ تأمین نیازهای میانرودان بدل کرده بود.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127176_b0c3d3c164e7b5b3efdc4b6083a9eca1.pdf تزری، «خاستگاه خط ایلام و سومر... »، ۱۳۹۶ش، ص۴-۵.]</ref> اما تأثیرگذاری ایلام به حوزۀ اقتصاد محدود نماند و در عرصۀ فرهنگ و هنر نیز تمدنهای دوردست را تحت تأثیر قرار داد. موجود افسانهای گریفون (شیردال)، ابداعی ایلامی، در مصر پذیرفته شده و تا دوران هخامنشی تداوم یافت.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127201_7ed50693ab8651870d8f8951a7dfa6e0.pdf مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۴-۵ و ۷.]</ref> همچنین، ظهور «گاو-مرد» در ایلام با ابداع اسفنکس (ابوالهول) در مصر همزمان دانسته شده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1129096 مهرآفرین و قائمپناه، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۲۷.]</ref> | ||
در شرق فلات ایران نیز شواهدی از پیوندهای فرهنگی با ایلام به دست آمده است. شباهت سفالهای این مناطق با محوطههای ترکمنستان و پاکستان، مؤید مبادلات فرهنگی گستردهای است که ایلام در آنها نقشی محوری ایفا میکرد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127176_b0c3d3c164e7b5b3efdc4b6083a9eca1.pdf تزری، «خاستگاه خط ایلام و سومر...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰-۱۱.]</ref> | |||
در شرق فلات ایران نیز شواهدی از پیوندهای فرهنگی با | |||
== '''<big>اسناد و کاوشها</big>''' == | == '''<big>اسناد و کاوشها</big>''' == | ||
=== '''<big>سرچشمههای شناخت ما از عیلام</big>''' === | === '''<big>سرچشمههای شناخت ما از عیلام</big>''' === | ||
شناخت ما از عیلام تا پیش از کاوشهای علمی در شوش، عمدتاً بر منابع بیرونی و اغلب خصمانۀ همسایگانش متکی بود که کهنترین آنها، الواح و کتیبههای سومری و اکدی هستند | شناخت ما از عیلام تا پیش از کاوشهای علمی در شوش، عمدتاً بر منابع بیرونی و اغلب خصمانۀ همسایگانش متکی بود که کهنترین آنها، الواح و کتیبههای سومری و اکدی هستند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲.]</ref> | ||
عیلام در اساطیر یونانی نیز راه یافته است؛ داستان ممنون، پسر سپیدهدم، که با سپاهیان شوش به یاری تروا شتافت و اشارۀ استرابون به شوش به عنوان پایتخت برگزیدۀ کوروش، نمونههایی از این حضور هستند.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۶۵ و ۱۲۴.</ref> | در کتاب مقدس نیز نام عیلام در کتابهای پیدایش، اشعیا، ارمیا و حزقیال ذکر شده و در کتاب استر هجده مرتبه به شوش به عنوان تختگاه پادشاهان اشاره شده است.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120329104352-2087-2.pdf عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان...»، ۱۳۸۴ش، ص۳۶-۳۷؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20160217145008-9462-111.pdf ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «جایگاه شوش در دوران هخامنشی...»، ۱۳۹۴ش، ص۶].</ref> عیلام در اساطیر یونانی نیز راه یافته است؛ داستان ممنون، پسر سپیدهدم، که با سپاهیان شوش به یاری تروا شتافت و اشارۀ استرابون به شوش به عنوان پایتخت برگزیدۀ کوروش، نمونههایی از این حضور هستند.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۶۵ و ۱۲۴.</ref> | ||
اما مهمتر از این منابع بیرونی که غالباً تصویری تحریفشده از عیلام به دست میدهند، کاوشهای باستانشناسی در شوش و دیگر محوطههاست که امکان شناخت مستقیمتری را فراهم کرده است. اسناد اکدی شوش، شامل صدها سند حقوقی، اقتصادی و اداری از دورۀ سوکلمخها، و گِلنبشتههای آغازعیلامی، کتیبههای سلطنتی از چغازنبیل و نقوش برجستۀ صخرهای، منابع دستاول ارزشمندی برای فهم تاریخ و فرهنگ عیلامیان بهدست میدهند.<ref>[https://sid.ir/paper/210685/fa بادامچی، «دادرسی در ایلام باستان...»، ۱۳۹۲ش، ص۲۲؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی...»، ۱۳۹۵ش، ص ۱ و ۵.]</ref> | اما مهمتر از این منابع بیرونی که غالباً تصویری تحریفشده از عیلام به دست میدهند، کاوشهای باستانشناسی در شوش و دیگر محوطههاست که امکان شناخت مستقیمتری را فراهم کرده است. اسناد اکدی شوش، شامل صدها سند حقوقی، اقتصادی و اداری از دورۀ سوکلمخها، و گِلنبشتههای آغازعیلامی، کتیبههای سلطنتی از چغازنبیل و نقوش برجستۀ صخرهای، منابع دستاول ارزشمندی برای فهم تاریخ و فرهنگ عیلامیان بهدست میدهند.<ref>[https://sid.ir/paper/210685/fa بادامچی، «دادرسی در ایلام باستان...»، ۱۳۹۲ش، ص۲۲؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی...»، ۱۳۹۵ش، ص ۱ و ۵.]</ref> | ||
به گفتۀ پیر آمیه، عیلامشناس فرانسوی، اگر این تمدن آنگونه که شایسته است معرفی نشده، دلیل آن معرفی از روی شهادت اسناد و مدارک دشمنانش است. مشکل دیگری که مانع ترسیم تصویر واقعیتر از عیلامیها به حساب میآید، عدم ثبت وقایع تاریخی توسط خود | به گفتۀ پیر آمیه، عیلامشناس فرانسوی، اگر این تمدن آنگونه که شایسته است معرفی نشده، دلیل آن معرفی از روی شهادت اسناد و مدارک دشمنانش است. مشکل دیگری که مانع ترسیم تصویر واقعیتر از عیلامیها به حساب میآید، عدم ثبت وقایع تاریخی توسط خود عیلامیهاست؛ آنان کمتر به ثبت وقایع تاریخی میپرداختند و دانش خود را سینه به سینه منتقل میکردند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲-۲۱۳.]</ref> | ||
=== '''<big>پیشگامان عیلامشناسی و تاریخ کاوشها</big>''' === | === '''<big>پیشگامان عیلامشناسی و تاریخ کاوشها</big>''' === | ||
نخستین گامها جهت شناخت عیلام در دهۀ ۱۸۵۰ میلادی با کوششهای ویلیام کنت لفتوس انگلیسی برداشته شد و سپس مارسل دیولافوا و همسرش در سال ۱۸۸۴ کاوشهایی را در شوش آغاز کردند که به کشف کاخ داریوش انجامید.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۰؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۲۱-۲۲.</ref> در سال ۱۸۹۷ میلادی، ژاک دمرگان پس از عقد قرارداد انحصاری حفاری با دولت ایران، هیئت کاوش فرانسوی را پایهگذاری و شوش را به چهار بخش اصلی تقسیم کرد.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۷۳؛] پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۲۱-۲۲.</ref> در جریان کاوشهای او، آثاری چون ستون یادبود پیروزی نارامسین و سنگنبشتۀ قانون حمورابی کشف شد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۲۵.</ref> | نخستین گامها جهت شناخت عیلام در دهۀ ۱۸۵۰ میلادی با کوششهای ویلیام کنت لفتوس انگلیسی برداشته شد و سپس مارسل دیولافوا و همسرش در سال ۱۸۸۴ کاوشهایی را در شوش آغاز کردند که به کشف کاخ داریوش انجامید.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۰؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۲۱-۲۲.</ref> در سال ۱۸۹۷ میلادی، ژاک دمرگان پس از عقد قرارداد انحصاری حفاری با دولت ایران، هیئت کاوش فرانسوی را پایهگذاری و شوش را به چهار بخش اصلی تقسیم کرد.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۷۳؛] پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۲۱-۲۲.</ref> در جریان کاوشهای او، آثاری چون ستون یادبود پیروزی نارامسین و سنگنبشتۀ قانون حمورابی کشف شد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۲۵.</ref> | ||
در این میان رومن گیرشمن از دهۀ ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ میلادی نقشی محوری در عیلامشناسی ایفا کرد و کاوشهای روشمند او در شوش و بهویژه دور-اونتاش | در این میان رومن گیرشمن از دهۀ ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ میلادی نقشی محوری در عیلامشناسی ایفا کرد و کاوشهای روشمند او در شوش و بهویژه دور-اونتاش دریچهای نو به تاریخ و مذهب عیلامیان گشود.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۵.</ref> در ایران نیز، عزتالله نگهبان با کاوش در هفتتپه از سال ۱۳۴۴ خورشیدی، بخش مهمی از تاریخ عیلام میانه را روشن کرد و ویلیام سامنر با کاوش در تل ملیان در دهۀ ۱۹۷۰ میلادی، به کشف الواح و آثار مهمی از دورههای مختلف عیلامی نائل آمد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127554_0ea171b9dcccdd7bc1056ee20e307bdb.pdf محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و...»، ۱۳۹۸ش، ص۱۱ و ۲۰.]</ref> | ||
همزمان با کاوشهای میدانی، پیشرفتهایی در زمینۀ رمزگشایی خطوط عیلامی صورت گرفت. در نتیجه والتر هینتس آلمانی به نقشی مؤثر در خوانش و فهم زبان و تاریخ عیلام دست یافت. در دهههای بعد، پژوهشگرانی چون پیر آمیه، جرج کامرون، متیو استولپر و یوسف مجیدزاده هر یک به شناخت این تمدن مدد رساندند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120329104352-2087-2.pdf عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان...»، ۱۳۸۴ش، ص۳۳.]</ref>در سالهای اخیر نیز، پروژههای بینالمللی حفاظت از چغازنبیل با همکاری یونسکو و سازمان میراث فرهنگی ایران، گامهایی در زمینۀ حفظ و معرفی این میراث جهانی برداشتهاند.<ref>.Guillaud, Okada, Vatandoust, Chogha Zanbil, 2003, p. 29</ref> | همزمان با کاوشهای میدانی، پیشرفتهایی در زمینۀ رمزگشایی خطوط عیلامی صورت گرفت. در نتیجه والتر هینتس آلمانی به نقشی مؤثر در خوانش و فهم زبان و تاریخ عیلام دست یافت. در دهههای بعد، پژوهشگرانی چون پیر آمیه، جرج کامرون، متیو استولپر و یوسف مجیدزاده هر یک به شناخت این تمدن مدد رساندند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120329104352-2087-2.pdf عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان...»، ۱۳۸۴ش، ص۳۳.]</ref>در سالهای اخیر نیز، پروژههای بینالمللی حفاظت از چغازنبیل با همکاری یونسکو و سازمان میراث فرهنگی ایران، گامهایی در زمینۀ حفظ و معرفی این میراث جهانی برداشتهاند.<ref>.Guillaud, Okada, Vatandoust, Chogha Zanbil, 2003, p. 29</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||