حمید گلزار (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
ایجاد لینک داخلی |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
روانشناسی مثبت پس از دههها، تمرکز پژوهشهای علمی روانشناسی را از هیجانهای منفی به سمت هیجانهای مثبت هدایت کرد. در این نظریه بر اهمیت و اثربخشبودن هیجانهای مثبت به اندازه هیجانات منفی تاکید میشود. طبق این نظریه، هیجانهای مثبت، دامنه تفکر و عمل لحظهای را گسترش میدهند و فرد در زمان تجربه هیجانهای مثبت، میتواند احتمالات و امکانات بیشتری را در نظر بگیرد بر خلاف هیجانهای منفی که باعث محدودیت در دامنه تفکر و ایجاد دید تونلی در فرد میشوند. علاوه بر این، تجربه هیجان مثبت از طریق بهبود عملکرد ذهنی، تقویت یادگیری و افزایش تابآوری، فرد را قادر میسازد بهنحو بهتری اثر هیجانهای منفی را خنثی سازد.<ref>موئی و جینا، فنون روانشناسی مثبتگرا، 1391ش، ص21.</ref> | روانشناسی مثبت پس از دههها، تمرکز پژوهشهای علمی روانشناسی را از هیجانهای منفی به سمت هیجانهای مثبت هدایت کرد. در این نظریه بر اهمیت و اثربخشبودن هیجانهای مثبت به اندازه هیجانات منفی تاکید میشود. طبق این نظریه، هیجانهای مثبت، دامنه تفکر و عمل لحظهای را گسترش میدهند و فرد در زمان تجربه هیجانهای مثبت، میتواند احتمالات و امکانات بیشتری را در نظر بگیرد بر خلاف هیجانهای منفی که باعث محدودیت در دامنه تفکر و ایجاد دید تونلی در فرد میشوند. علاوه بر این، تجربه هیجان مثبت از طریق بهبود عملکرد ذهنی، تقویت یادگیری و افزایش تابآوری، فرد را قادر میسازد بهنحو بهتری اثر هیجانهای منفی را خنثی سازد.<ref>موئی و جینا، فنون روانشناسی مثبتگرا، 1391ش، ص21.</ref> | ||
==رواندرمانی مثبت== | ==رواندرمانی مثبت== | ||
در روانشناسی مثبت از الگوهای مشاورهای و درمانی متعددی استفاده میشود. مشاوره توانمندمحور، درمان مبتنی بر کیفیت زندگی، بهباشیدرمانی و امیددرمانی از مهمترین الگوهای مشاوره و درمانگری مثبت به حساب میآیند.<ref>هفرن و بونیول، روانشناسی مثبتنگر، 1394ش، ص277.</ref> | در روانشناسی مثبت از الگوهای مشاورهای و درمانی متعددی استفاده میشود. مشاوره توانمندمحور، درمان مبتنی بر کیفیت زندگی، بهباشیدرمانی و [[امیددرمانی|امیددرمانی]] از مهمترین الگوهای مشاوره و درمانگری مثبت به حساب میآیند.<ref>هفرن و بونیول، روانشناسی مثبتنگر، 1394ش، ص277.</ref> | ||
==روانشناسی مثبت و آموزههای اسلامی== | ==روانشناسی مثبت و آموزههای اسلامی== | ||
به دلیل بهرهمندی [[اسلام]] از مبانی هستیشناختی، انسانشناختی و جهانشناختی و فقدان این مبانی در روانشناسی مثبت، ابعاد مثبتاندیشی در متون اسلامی بسیار گستردهتر و عمیقتر از روانشناسی مثبتگرا است. در متون اسلامی اعتقاد به خداوند و صفات متعالیاش، از قویترین عوامل زمینهساز توسعه خیرانگاری در انسان است. اما روانشناسی مثبت با تاکید بر انسانمحوری با سبک تفسیری اسنادیِ سطحیتر و شکنندهتر مواجه است. معنویت در روانشناسی مثبت، به دلیل عدم تعریف عالیترین هدف غایی و تنوع و فراوانی اهداف غیرمتشخص، از عمق و گستره کمتری در انعطافپذیری و تابآوری نسبت به معنویت اسلامی برخوردار است. در متون اسلامی، تحقق [[عزتنفسِ]] انسان در توکل بر خداوند، با تعریف اعتماد به خود در روانشناسی مثبتگرا، قابل جمع نبوده و منافات دارد.<ref>شرفالدین و دیگران، بررسی رویکرد مثبتاندیشی در متون اسلامی و مقایسه آن با روانشناسی مثبت، رساله دکتری، دانشگاه فردوسی، 1395ش. </ref> | به دلیل بهرهمندی [[اسلام]] از مبانی هستیشناختی، انسانشناختی و جهانشناختی و فقدان این مبانی در روانشناسی مثبت، ابعاد مثبتاندیشی در متون اسلامی بسیار گستردهتر و عمیقتر از روانشناسی مثبتگرا است. در متون اسلامی اعتقاد به خداوند و صفات متعالیاش، از قویترین عوامل زمینهساز توسعه خیرانگاری در انسان است. اما روانشناسی مثبت با تاکید بر انسانمحوری با سبک تفسیری اسنادیِ سطحیتر و شکنندهتر مواجه است. معنویت در روانشناسی مثبت، به دلیل عدم تعریف عالیترین هدف غایی و تنوع و فراوانی اهداف غیرمتشخص، از عمق و گستره کمتری در انعطافپذیری و تابآوری نسبت به معنویت اسلامی برخوردار است. در متون اسلامی، تحقق [[عزتنفسِ]] انسان در توکل بر خداوند، با تعریف اعتماد به خود در روانشناسی مثبتگرا، قابل جمع نبوده و منافات دارد.<ref>شرفالدین و دیگران، بررسی رویکرد مثبتاندیشی در متون اسلامی و مقایسه آن با روانشناسی مثبت، رساله دکتری، دانشگاه فردوسی، 1395ش. </ref> | ||