عیلامیها: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۰۸: | خط ۲۰۸: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس | {{پانویس}} | ||
== <big>منابع</big> == | == <big>منابع</big> == | ||
نسخهٔ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۵
عیلامیها؛ قومی کهن در جنوب غربی فلات ایران با تمدنی دو هزار ساله
عیلامیها قومی کهن در جنوب غربی فلات ایران بودند که تمدنی دیرپا با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی پدید آوردند. قلمرو آنان در پیوند میان دشت خوزستان و کوههای زاگرس شکل گرفت و تاریخشان فراز و فرود سلسلههایی از آوان تا عیلام نو را در بر میگرفت. ساختار حکومتشان بر پایۀ نظام مادرتباری و اتحادی از مناطق خودمختار استوار بود و نظام حقوقیشان بر سوگند و داوری ایزدی تکیه داشت. جامعۀ عیلامی ساختاری سلسلهمراتبی داشت و زنان از حق مالکیت و ارث برابر با مردان برخوردار بودند. معیشت آنان بر کشاورزی مبتنی بر آبیاری، دامداری کوچرو و تجارت واسطهای متکی بود. دینشان با پرستش ایزدبانوان و نمادگرایی عمیق همراه بود و در عرصۀ دانش و هنر، دستاوردهایی از گاهشماری مبتنی بر حرکت زهره تا زیگورات چغازنبیل را پدید آوردند. میراث سیاسی، اداری، هنری و دینی عیلامیان پس از فروپاشی سیاسیشان، در ساختار امپراتوری هخامنشی ادغام شد و تداوم یافت.
عیلام یا ایلام و پیشگامان عیلامشناسی
دربارۀ املای نام عیلامیها، میان محققان اتفاق نظر کامل وجود ندارد. خود عیلامیان سرزمین خویش را هَلتَمتی (Haltamti) به معنای سرزمین خدا مینامیدند، اما نام رایج در متون همسایگان بینالنهرینی (سومری، اکدی و عبری) از ریشۀ «ع ل م» به معنای بلندی مشتق شده است. ساکنان جنوب بینالنهرین، به دلیل مشرف بودن کوههای زاگرس بر جلگههای سومر و اکد، این سرزمین را سرزمین بلند میخواندند. واژۀ عَلَم در عربی نیز بر همین معنا دلالت دارد و کتاب مقدس عبری نیز نام این سرزمین را با حرف «عین» ثبت کرده است. از این رو، نگارش عیلام هماهنگ با سنت دیرینۀ زبانی سامی و مستندات تاریخی بهشمار میرود.[۱]
همچنین شناخت ما از عیلامیان تا پیش از کاوشهای باستانشناسی، عمدتاً بر منابع جانبدارانۀ همسایگانشان متکی بود. کهنترین این منابع، الواح و کتیبههای سومری و اکدی هستند که از عیلام بهعنوان سرزمینی کوهستانی و ثروتمند یاد کردهاند.[۲] در کتاب مقدس نیز نام عیلام ذکر شده و در بخش استر هجده بار به شوش بهعنوان تختگاه پادشاهان اشاره رفته است.[۳] عیلام در اساطیر یونانی نیز حضور داشته و اشارۀ استرابون به شوش بهعنوان پایتخت برگزیدۀ کوروش، نمونههایی از این حضور هستند.[۴]
کاوشهای علمی در شوش از دهۀ ۱۸۵۰ میلادی با ویلیام کنت لفتوس آغاز شد و سپس توسط مارسل دیولافوا، ژاک دمرگان و رومن گیرشمن ادامه یافت.[۵] عزتالله نگهبان در هفتتپه و ویلیام سامنر در تل ملیان (انشان باستان) نیز کاوشهای مهمی انجام دادند.[۶]
امروزه اسناد اکدی شوش شامل صدها سند حقوقی، اقتصادی و اداری منابع دستاول ارزشمندی برای فهم تاریخ و فرهنگ عیلامیان بهدست میدهند.[۷] در این میان، تلاش والتر هینتس در رمزگشایی خطوط عیلامی و پژوهش محققانی چون پیر آمیه، جرج کامرون و یوسف مجیدزاده، شناخت ما را از این تمدن پیوسته گسترش داده است.[۸]
جغرافیا، تاریخ و هویت قومی
تبار و زبان
تبار قومی عیلامیان به دلیل کمبود منابع بومی روشن و مشخص نیست. دیدگاههای اولیه آنان را نژاد سیاه یا حبشی میدانستند، اما پژوهشهای جدیدتر عیلامیان را بومیان کوههای زاگرس میدانند که به مرور به دشت خوزستان راه یافته و از نظر نژادی، مستقل از سامیها و هندواروپاییها بودهاند.[۹] با این حال، با دیگر اقوام منطقه درآمیخته و بهتدریج عناصری از جمعیتهای همسایه را در خود جذب کردهاند.[۱۰]
زبان عیلامیها نیز مستقل از زبانهای سامی و هندواروپایی بوده، تکخانواده با ساختاری پیوندی محسوب میشود.[۱۱] این زبان آواهای ویژهای داشت که تلفظ آن را برای غیر بومیان دشوار میکرد و در طول بیش از دو هزار سال در برابر زبانهای مجاور از خود پایداری نشان داد. اما امروزه کمبود متون طولانی و نبود یک واژگان دوزبانه، فهم کامل آن را با دشواری روبرو کرده است. [۱۲] همسو با هویت سیاهتباری عیلامیها، نظریهای نیز بر اساس شباهتهای ساختاری با زبانهای دراویدی، احتمال ارتباط ریشههای زبانی عیلامیان با شرق و جنوب آسیا را مطرح کرده است.[۱۳]
قلمرو و گسترش جغرافیایی
قلمرو عیلام در طول تاریخ خود مرزهای ثابتی نداشت و متغیر بود. هستۀ اصلی آن را دو منطقۀ مکمل تشکیل میداد: دشت حاصلخیز شوشان (خوزستان) با رودهای پرآب برای کشاورزی و کوههای مرتفع زاگرس با منابع غنی طبیعی و موقعیت دفاعی. خود عیلامیان دشت را شوشون و کوهستان شرق را انزان یا انشان مینامیدند.[۱۴]
این سرزمین در اوج گسترش خود، از اوایل هزارۀ سوم تا اواسط هزارۀ اول پیش از میلاد، استانهای امروزی خوزستان، فارس و بخشهایی از کرمان، لرستان، کردستان و کرمانشاه را در بر میگرفت و مرزهایش از غرب به رود دجله، از جنوب به خلیج فارس و بندر بوشهر، از شمال تا مسیر جادۀ خراسان بزرگ (راهی که از بابل به همدان میرفت) و از شرق تا اصفهان و کرمان امتداد مییافت.[۱۵]
شخصیت و خلقیات عیلامیان
والتر هینتس عیلامیان را مردمانی با شخصیتی دوگانه و دشوار برای درک، توصیف کرده است. قوۀ تخیل زندهای داشتهاند که از نقش موجودات تخیلی روی مهرها به خوبی دانسته میشود. از سوی دیگر روحیهای سرسخت و واقعگرا نشان میدادهاند که با نوعی بدبینی کلی همراه بود. موریس لامبرت نیز آنان را مردمانی خشن، بیش از حد محتاط و در عین حال بسیار توانا توصیف کرده و بر این باور بوده که گویی هرگز نمیخندیدند. این جدیت در چهرۀ یک سر مفرغی عیلامی نیز دیده میشود که به گفتۀ آندره پارو، نگاهش خیره و خالی از فریبخوردگی است.[۱۶]
همسایگان بینالنهرینی نیز با بدگمانی و هراس به عیلام مینگریستند و آن را سرزمین ساحران و شیاطین مینامیدند.[۱۷] با این حال، عیلامیان به داشتن احساس وفاداری به خانواده نیز مشهور بودهاند. با وجود همۀ این توصیفات، هینتس اذعان میکند که با هر میزان همدلی هم بکوشیم، همیشه پدیدهای غیرقابل درک در مرکز شخصیت عیلامی باقی خواهد ماند.[۱۸]
سلسلهها و تحولات سیاسی-نظامی
تاریخ عیلام با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی، به چهار دورۀ اصلی تقسیم میشود.[۱۹] پیش از آغاز این دورانها، دورۀ نیا-عیلامی (حدود ۳۲۰۰-۲۷۰۰ پ.م) با پیدایش خط تصویری آغازعیلامی در شوش جریان داشت.[۲۰]
نخستین دورۀ تاریخی، عیلام باستان (حدود ۲۷۰۰-۱۶۰۰ پ.م) با ظهور سلسلههای پادشاهی آغاز شد[۲۱] که در رأس آن سلسلۀ آوان قرار داشت (حدود ۲۶۰۰-۲۲۰۰ پ.م). آوان پیوسته با سومر و اکد درگیر بود.[۲۲] اوج قدرت آوان با پوزور-اینشوشیناک (حدود ۲۲۰۰ پ.م) رقم خورد که استقلال عیلام را احیا کرد و با ترویج خط عیلامی خطی، نمادی از هویت مستقل عیلامی به وجود آورد.[۲۳]
پس از فروپاشی آوان، سلسلۀ سیماشکی (حدود ۲۱۰۰-۱۸۵۰ پ.م) از کوهستانهای شمال قدرت گرفت. شاهان این سلسله در آغاز زیر نفوذ سلسلۀ سوم اور بودند، اما سرانجام هوتران-تمتی در حدود ۲۰۰۴ پ.م با لشکرکشی به اور، آخرین پادشاه آن را اسیر کرد و به حیات سیاسی آن سلسله پایان داد.[۲۴]
سپس سلسلۀ اپارتیها یا سوکلمخها (حدود ۱۸۵۰-۱۵۰۰ پ.م) در انشان بنیان نهاده شد و با ایجاد نظام حکومتی سهنفره، ثباتی نسبی به ارمغان آورد.[۲۵] در این دوره، عیلام چنان قدرتی یافت که پادشاهان بینالنهرین، شاه عیلام را پدر خطاب میکردند.[۲۶]
دومین دوره، عیلام میانه (حدود ۱۵۰۰-۱۱۰۰ پ.م) عصر طلایی عیلام نامیده میشود.[۲۷] در این دوره سه سلسلۀ کیدینوییها، ایگههلکیها و شوتروکیها فرمان راندند.[۲۸] شوتروک-ناهونته، مقتدرترین شاه این عصر، با حملۀ ویرانگرانه به بابل، غنایم بیشماری از جمله سنگنوشتۀ قانون حمورابی و مجسمۀ مردوک را به شوش منتقل کرد و جانشینانش مرزهای عیلام را تا دجله و زاگرس مرکزی گسترش دادند.[۲۹] این دوران طلایی سرانجام با حملۀ نبوکدنصر یکم، پادشاه بابل، در حدود ۱۱۰۰ پ.م پایان یافت.[۳۰]
واپسین دورۀ استقلال، عیلام نو (حدود ۷۴۰-۶۴۶ پ.م) با پادشاهی هومبان-تاهرا و رقابت با آشور همراه بود. نبرد سهمگین هالوله (۶۹۱ پ.م) و معاهدۀ صلح اورتاکو با اسرحدون (۶۷۴ پ.م) از رویدادهای مهم این دورهاند.[۳۱] سرانجام آشوربانیپال، پادشاه آشور، در ۶۴۶ پ.م شوش را تصرف و ویران کرد و آخرین پادشاه عیلام، هومبان-هالتاش سوم، را به اسارت گرفت.[۳۲] با وجود این ضربۀ مهلک، حکومتهای محلی عیلامی، مانند پادشاهی آیاپیر در ایذه، به بقای خود ادامه دادند تا آنکه سرانجام در شاهنشاهی هخامنشی استحاله یافتند.[۳۳]
نقش عیلام در پیوند تمدنها
موقعیت جغرافیایی عیلام، این تمدن را به کانونی برای پیوند تمدنهای شرق و غرب باستان بدل کرده بود. شوش در محل تلاقی راههای مهمی قرار داشت که از غرب به بینالنهرین، از شمال به فلات مرکزی ایران و از جنوب به خلیج فارس منتهی میشدند.[۳۴] این موقعیت، عیلام را در مسیر ارتباطی میان بینالنهرین و درۀ سند قرار داده بود.[۳۵]
یکی از جلوههای این نقش، تجارت مواد خام و کانیها (مانند لاجورد بدخشان) بود که از شرق فلات ایران به بینالنهرین منتقل میشد؛ نقشی که عیلام دستکم از اواخر هزارۀ چهارم پیش از میلاد برعهده داشت. در کنار مسیرهای زمینی، عیلام از طریق خلیج فارس نیز به شبکۀ تجارت دریایی متصل بود و بنادر آن، این تمدن را به دیلمون (بحرین)، ماگان (عمان) و ملوحا (درۀ سند) پیوند میداد.[۳۶]
حضور فرامرزی هنر عیلامی نیز گواه این نقش ارتباطی است. موجود افسانهای گریفون (شیردال) که در عیلام ابداع شده بود، در مصر پذیرفته شد و تا دوران هخامنشی تداوم یافت.[۳۷] همچنین ظهور گاو-مرد در عیلام با ابداع اسفنکس (ابوالهول) در مصر همزمان دانسته شده است.[۳۸] در شرق فلات ایران نیز شباهت سفالهای این مناطق با محوطههای ترکمنستان و پاکستان، مؤید مبادلات فرهنگی گستردهای است که عیلام در آنها نقشی محوری ایفا میکرد.[۳۹]
جامعه، حکومت و حقوق
ساختار جامعه
جامعۀ عیلامی دارای ساختاری سلسلهمراتبی بود که ریشه در تمایزات اقتصادی دورۀ آغازعیلامی داشت.[۴۰] در رأس هرم، شاه و خاندان سلطنتی قرار داشتند که تقدس و جایگاه ویژه تنها به شخص فرمانروا محدود نبود، بلکه تمامی افراد خاندان سلطنتی را در بر میگرفت.[۴۱] پس از آن، اشراف و مقامات درباری و نظامی بودند که اغلب از میان خویشاوندان انتخاب شده و زمینهایی بهعنوان پاداش از شاه دریافت میکردند. این شیوۀ واگذاری، به شکلگیری طبقۀ مالکان بزرگ وابسته به دربار انجامید.[۴۲]
شکاف طبقاتی با کشف خانۀ تمتی-واراش با پنجاه اتاق و ده حیاط در میان کلبههای فقرا مشهود است.[۴۳] روحانیون نیز با مدیریت املاک وسیع معابد و ورود به حوزۀ تجارت، از قدرت اقتصادی برخوردار بودند.[۴۴]
در میانۀ هرم، صنعتگران، کاتبان، بازرگانان و کشاورزان خردهمالک قرار داشتند. شواهد از وجود کارگاههای تخصصی مردانه و زنانه نیز حکایت دارند.[۴۵] در پایینترین رده، بردگان بودند که کالایی قابل خرید و فروش محسوب میشدند و بیشتر آنان به شاه یا کاهن بزرگ تعلق داشتند.[۴۶]
خانواده و خویشاوندی
در عیلام باستان، خانواده هستۀ اصلی نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بود و در غیاب دولتی متمرکز، واحدهای خویشاوندی با اتکا به اموال و نیروی کار جمعی، تولید را به گردش درمیآوردند. اما این واحد پایۀ استواری نداشت و با مرگ رئیس خانواده، اعضا میتوانستند با سهمالارث خود به خانوادههای بزرگ دیگر بپیوندند.[۴۷]
اصل مادرتباری به زنان خاندان سلطنتی جایگاهی ویژه میبخشید و مشروعیت پادشاهی از طریق مادر به ارث میرسید.[۴۸] برای تحکیم این پیوند، ازدواج با محارم با هدف صیانت از میراث و خلوص خون شاهی رواج داشت.[۴۹] این نظام چنان در جامعه ریشه دوانده بود که اسناد حقوقی شوش از برابری حقوق ارث دختران و پسران و امکان وصیت زن به نفع دخترش حکایت دارند.[۵۰]
جایگاه زنان
زنان عیلامی بهطور مستقل در معاملات اقتصادی شرکت میکردند، اسناد را با اثر انگشت خود مهر کرده و به عنوان شاهد یا طرف دعوا در محاکم حضور مییافتند.[۵۱] حق مالکیت و ارث برای زنان همتراز با مردان بود.[۵۲] چنانچه در یک لوح مشتمل بر وصیتنامه، شوهری تمام اموالش را به پاس پرستاری همسرش به او بخشیده است.[۵۳]
راهبهها و کاهنهها نیز مانند کاهنان مرد، املاک معابد را مدیریت و در فعالیتهای تجاری سرمایهگذاری میکردند.[۵۴] جایگاه زن در جامعۀ عیلام ریشه در در باورهای دینی آنان داشت؛ چنانچه ایزدبانوانی چون پینیکیر و کیریریشا پرستش میشدند.[۵۵]
نظام حقوقی و قضایی
نظام حقوقی عیلام آمیزهای از قانون الهی و عرفی بود. بر اساس باور عیلامیان، ایزد اینشوشیناک واضع قانون و ایزد ناهونته مجری و ضامن اجرای عدالت به شمار میرفت و یادمانی سنگی به نام آت-هوشو در میدانی در شوش به همین منظور نصب شده بود.[۵۶] الواح بهجامانده نیز مجازاتهایی سخت مانند بریدن دست و زبان برای شهادت دروغ و اعدام برای جعل اسناد را ثبت کردهاند.[۵۷]
ضمانت اجرای تعهدات بر دو رکن شهادت شهود و سوگند استوار بود. دادگاهها ساختاری دولایه داشتند و قضات که لزوماً صاحبمنصبان قضایی نبودند، در مرحلۀ بدوی رأی صادر میکردند و در مرحلۀ بعد، وزرای اعظم استانها نیز دخیل میشدند.[۵۸]
هرگاه شواهد کافی نبود، متهم با خوردن سوگند در معبد ایشتر تبرئه میشد. سوگند دروغ به معنای از دست دادن نیروی محافظ الهی کیتن» و مرگ اجتماعی و فیزیکی فرد بود.[۵۹] در اختلافات لاینحل نیز متهم به داوری ایزدی (اوردالی) سپرده میشد و عبور از رودخانه بیگناهی یا گناهکاری او را معلوم میکرد.[۶۰]
کشاورزی مبتنی بر آبیاری
دشت شوشان با رودهای پرآبی چون کرخه، کارون و دز و خاک آبرفتی حاصلخیز، از حدود شش هزار سال پیش، بستر مناسبی برای کشاورزی فراهم کرده بود.[۶۱] در عین حال بارندگی اندک و نامنظم، عیلامیان را به ابداع روشهای پیچیدۀ آبیاری مصنوعی، شامل شبکهای از کانالها، سدها، آببندها و قناتها نیز سوق داده بود.[۶۲] در قراردادهای اجارۀ زمین، تعداد کانالهای عبوری از کنار مزرعه یکی از عوامل اصلی تعیینکنندۀ مرغوبیت و قیمت زمین محسوب میشد.[۶۳]
عمدهترین محصولات کشاورزی جو، گندم، کنجد و عدس بود. جو افزون بر مصرف خوراکی، کالایی ارزشمند در مبادلات و پرداخت دستمزدها و جیرهها نیز به شمار میرفت. مساحت مزارع با واحدهای حجمی سیال (حدود یک لیتر) و گور (حدود ۳۰۰ لیتر) اندازهگیری میشد و قراردادهای اجاره در دورۀ سوکلمخها جزئیات دقیقی از شیوههای بهرهبرداری، از جمله سهمبری محصول و پرداخت بر اساس نرخ عرفی زمینهای همسایه را آشکار میسازد.[۶۴]
دامداری و کوچنشینی
دامداری، بهویژه پرورش گوسفند و بز، نقشی پررنگ در اقتصاد معیشتی عیلام داشت و نسبت بز به گوسفند در رژیم غذایی دو به یک بود. از سوی دیگر در متون و مهرهای عیلامی اثری از گوشت خوک دیده نمیشود و این غیبت کامل، احتمال وجود تابوی غذایی یا محدودیت مذهبی را قوت میبخشد. در این میان الواح اداری شوش از تولید محصولات لبنی همچون روغن و پنیر نیز خبر میدهند.[۶۵]
دامداران برای گریز از گرمای تابستان خوزستان، ناچار به کوچ فصلی به مناطق خنکتر کوهستانی بودند و این الگوی معیشتی، در نقشمایههای مهرهای استوانهای نیز بازتاب یافته است. کشاورزان یکجانشین و دامداران کوچرو در یک وابستگی دوسویه غلات را با فرآوردههای دامی مبادله میکردند و کوچنشینان در کنار گلهداری به کشاورزی دیمی فصلی نیز میپرداختند.[۶۶] گاو برخلاف بز و گوسفند، پیوند عمیقی با جوامع یکجانشین داشت و بهعنوان جانور بارکش و نماد قدرت در مزارع و مراسم آیینی اهمیت مییافت.[۶۷]
بررسی نحوۀ سکونت در محوطههای باستانی نیز تصویری از الگوی معیشتی کوچ فصلی ارائه میدهد. جان آلدن نشان داده است که مساحت پنجاه هکتاری تل ملیان در دورۀ بائش میانه بهطور کامل مسکونی نبوده، بلکه فصلی و توسط خاندانهای درگیر در تجارت و فعالیتهای سیاسی اشغال میشده است.[۶۸]
تجارت منطقهای
موقعیت جغرافیایی عیلام، آن را به پلی میان فلات ایران و بینالنهرین بدل کرده بود و شوش با وجود فقدان معادن در دشت خوزستان، پایگاه اصلی تبادل فلزات، چوب و سنگهای قیمتی از شرق فلات ایران به شمار میرفت.[۶۹]
این سرزمین افزون بر صادرات مس و نقره از معادن خود، قلع را برای ساخت مفرغ بهعنوان واسطه از افغانستان به بینالنهرین میرساند و قدرت اقتصادیاش در دورۀ سوکلمخها بر همین پایه استوار بود.[۷۰]
کاتبان دوزبانه که در شوش تربیت میشدند، تراکنشهای مالی را دقیق ثبت میکردند و معابد نیز با سرمایهگذاری در سفرهای تجاری پرخطر، در این شبکه نقشی کلیدی داشتند.[۷۱]
نقره واسطۀ مبادله بود و وزنههای مکعبی استاندارد یافتشده در شوش، مشابه نمونههای درۀ سند و بینالنهرین، از یکپارچگی این نظام در شبکۀ تجاری باستان حکایت دارند.[۷۲] دامنۀ این شبکهها عیلام را به بحرین (دیلمون)، عمان (مگن)، درۀ سند و سواحل خلیج فارس متصل میکرد و بندر لیان از مهمترین بنادر صادراتی، سنگهای گرانبها و مروارید را به بابل میرساند.[۷۳]
فلزکاری و صنعت
فلزکاری از صنایع پیشرو در عیلام بود و صنعتگران در کار با مس، مفرغ، طلا و نقره مهارت داشتند.[۷۴] البته استفاده از آهن از اواخر نیمۀ اول هزارۀ دوم پیش از میلاد آغاز شد، اما تا دورۀ عیلام نو رواج نیافت و عمدتاً به ساخت جنگافزار و اشیاء زینتی محدود بود.[۷۵]
سفالهای منقوش شوش با نقوش هندسی، گیاهی و جانوری در کارگاههای تخصصی تولید میشدند و هنرمند سفالگر از دانش ریاضی در طراحی آنها بهره میبرد.[۷۶]
عیلامیان با ترکیب قیر طبیعی با مواد معدنی، خمیری به وجود میآوردند که در ساخت ظروف تزیینی، مهرهای استوانهای و اندود کردن خمرههای تدفینی به کار میرفتند. صنایع شیشهگری و بدلچینی (فایانس) نیز در دورۀ عیلام میانه و نو شکوفا شد که نمونههای آن در چغازنبیل یافت شده است.[۷۷]
در زمینۀ منسوجات، دشت خوزستان و نواحی غربی ایران از مراکز مهم تولید پارچههای لطیف و گلدوزیشده بود و کشف پارچههای کتانی ظریف از ارجان گواه رونق نساجی در عیلام نو است.[۷۸] الواح اداری شوش نیز با اشاره به تحویل پارچه، لباسهای رنگارنگ و پشم به درباریان، اهمیت این صنعت را نشان میدهند.[۷۹]
آداب و رسوم فرهنگی
اطلاعات ما از جزئیات زندگی روزمرۀ عیلامیان محدود است، اما شواهد هنری و باستانشناختی تصویری از برخی آداب و رسوم آنان به دست میدهند که از آن جمله موسیقی است. استفاده از موسیقی تنها به مراسم رسمی دینی محدود نبود، بلکه در بزمها و رویدادهای اجتماعی نیز حضور پررنگی داشت. چنانچه بر روی یک جام، مراسم عقد یک زوج عیلامی با همراهی نوازندهای در حال نواختن ساز زهی به تصویر کشیده شده است.[۸۰] در نقوش برجستۀ کولفرح نیز صحنۀ ضیافتی باشکوه با ۱۴۱ شرکتکننده و گروهی از نوازندگان دیده میشود که نشان از برگزاری بزمهای درباری و اهمیت موسیقی در فرهنگ عمومی عیلامیان دارد.[۸۱]
پوشاک نیز بازتابی از ساختار اجتماعی بود. در جامعۀ عیلامی، پنج طبقۀ زنان (الههها، نیایشگران، ملکهها، زنان شاغل و زنان عادی) هر یک لباس مخصوص به خود را بر تن میکردند. در نقش برجستۀ کورانگون، زنان با لباسهای بلند و پوششی بر سر و گیسوان بلند تصویر شدهاند.[۸۲] لباس مردان نیز بسته به جایگاه اجتماعیشان متفاوت بود؛ برای نمونه، در نقوش کولفرح، پادشاه و ملازمانش لباسهای بلند بر تن دارند، در حالیکه سایر حاضران دامنهای چیندار کوتاهتری پوشیدهاند.[۸۳]
نظام حکومتی
عیلام به عنوان یک حکومت، نظامی متمرکز نبود، بلکه اتحادیهای از مناطق خودمختار بود؛ به گونهای که دنیل پاتس آن را حکومت تکهتکه توصیف میکند.[۸۴] مهمترین این مناطق عبارت بودند از: اوان (شوشتر یا دزفول امروزی)، انشان/انزان (فارس، به مرکزیت تل ملیان)، سیماشکی (کوهستانهای شمال شوشان)، شریعوم (سواحل خلیج فارس) و پارسوماش (احتمالاً مسجد سلیمان امروزی). این مناطق اغلب خودمختار بودند و تنها در برابر تهدید خارجی متحد میشدند.[۸۵] وحدت سیاسی در این ساختار نه از طریق سرکوب، که با اتحاد و ازدواجهای سیاسی میان خاندانهای حاکم شکل میگرفت.[۸۶]
در رأس هرم قدرت، پادشاه با لقب کهن عیلامی «هلمنیک» و عنوان سومری «سوکَلمَخ» قرار داشت.[۸۷] قدرت او ریشه در نیروی الهی کیتن داشت و باور بر این بود که از جانب خدایان به شاه اعطا میشود.[۸۸] در کنار پادشاه، نهادهای مشورتی مانند یک مجلس شورای چهار نفره (مرکب از راهب بزرگ، منشی، فرماندۀ نظامی و قاضی بزرگ) وجود داشت که شاه شخصاً ریاست آن را بر عهده میگرفت.[۸۹] در مراحل اولیۀ شکلگیری حکومت، معبد نیز مرکز ادارۀ امور شهر بود و رئیس روحانی همزمان ریاست آن را بر عهده داشت.[۹۰]
نظام جانشینی و کسب قدرت
نظام جانشینی در عیلام مبتنی بر تبار مادری بود و حق پادشاهی از طریق مادر به ارث میرسید.[۹۱] در این نظام، انتقال قدرت از برادر به برادر صورت میگرفت؛ پس از مرگ شاه، برادر کوچکتر او که نایبالسلطنه بود، جانشین میشد و برای حفظ مشروعیت، با بیوۀ شاه که غالباً خواهر هر دو بود، ازدواج میکرد. تنها در صورت نبود برادر یا عموزاده، پسر شاه متوفی به این مقام میرسید.[۹۲]
این شیوۀ جانشینی با سنت ازدواج با محارم برای صیانت از خلوص خون شاهی پیوند خورده بود و تنها کسانی حق پادشاهی داشتند که از نسل خواهر سیلههه، جد مادری سلسله، باشند.[۹۳] نفوذ زنان خاندان سلطنتی نیز فراتر از جایگاهی تشریفاتی بود؛ چنانکه میشیمروه مادر یک شاه، اعطای پادشاهی به پسرش را تضمین کرد و خواهر سیلههه خود برای نخستین بار به مقام رسمی شاهزادۀ شوش رسید.[۹۴]
پایتختها و کانونهای قدرت
حکومت عیلام متأثر از خودمختاری مناطق، دارای یک پایتخت واحد و ثابت نبود. با این وجود، شوش در دشت خوزستان، مهمترین مرکز شهری و قلب سیاسی-مذهبی این تمدن به شمار میرفت.[۹۵] البته قدرت سیاسی همواره در انحصار شوش نبود و انشان بهعنوان پایتخت کهن کوهستانی در تل ملیان، نقشی محوری و مکمل ایفا میکرد و پایگاه نظامی و خاستگاه بسیاری از خاندانهای حاکم بود.[۹۶]
افزون بر این دو قطب، دور-اونتاش (چغازنبیل) که توسط اونتاش-نپیریشا ساخته شده بود، شهری کاملاً مذهبی بود و زیگورات عظیم آن، با تقدیم مشترک به اینشوشیناک (خدای شوش) و نپیریشا (خدای انشان)، نمادی از اتحاد سیاسی-مذهبی دو بخش جلگهای و کوهستانی عیلام به حساب میآمد.[۹۷]
در مقاطعی از تاریخ، بهویژه در دورۀ عیلام نو که شوش ناامن میشد، پایتخت سیاسی به شهرهای دیگری مانند ماداکتو و خایدالو (احتمالاً خرمآباد) منتقل میگردید.[۹۸] دیگر مراکز مهم شهری نیز شامل هفتتپه (کَبنَک باستان)، چغامیش، لیان (بوشهر) و ارجان (بهبهان) میشدند.[۹۹]
دین، هنر و دانش
خدایان و ایزدان
جهانبینی دینی عیلامیان با تعدد خدایان محلی و ملی و نفوذ ایزدان بینالنهرین مانند ایشتر، ائا و نرگال شناخته میشود.[۱۰۰] کهنترین سند در این زمینه، معاهدۀ هیتا با نارامسین (حدود ۲۲۸۰ پ.م) است که در آن به ۳۷ خدای عیلامی سوگند یاد شده است.[۱۰۱] در صدر این فهرست، پینیکیر، ایزدبانوی بزرگ شوش، جای داشت و در لیان کیریریشا، الهۀ بزرگ، پرستش میشد که بعدها به مادر خدایان ارتقا یافت و همسر هومبان و اینشوشیناک بود.[۱۰۲]
در هزارۀ دوم پیش از میلاد، هومبان، خدای آسمان، خدای خدایان خوانده میشد.[۱۰۳] اینشوشیناک با ارتقای شوش به پایتختی، خدای ملی عیلام شد؛ او سرور مردگان، خدای سوگند و قانون، و پدر ضعیفان بود.[۱۰۴] ناهونته، خدای خورشید و مجری قانون، نیز معابدی در شوش و چغازنبیل داشت و در کنار این خدایان، از ایزدان دیگری چون هوتران، نارونته، شازی، شیموت و منزیت در متون دینی و حقوقی یاد شدهاست.[۱۰۵]
در این میان تصویرگری ایزدان در طول تاریخ عیلام، مراحلی را از شکلهای جانوری و ترکیبی تا چهرۀ کاملاً انسانی و سپس انتزاعی طی کرده است.[۱۰۶]
معابد و پرستشگاهها
از معابد اولیۀ عیلام باستان، بنایی برجای نمانده است، اما مهرها آنها را بنایی مرتفع بر سکو با سه شاخ بزرگ در دو سو نشان میدهند.[۱۰۷] در هفتتپه (کَپنَک باستان) آرامگاههای سلطنتی با طاقهای آجری و نیز معبد-آرامگاه برای تشریفات مذهبی ساخته شده بودند.[۱۰۸]
اوج معماری مذهبی عیلام، شهر مقدس دور-اونتاش (چغازنبیل) دانسته شده که در حدود ۱۲۵۰ پ.م بنیاد نهاده شده بود.[۱۰۹] این مجموعۀ عظیم با سه حصار متحدالمرکز و زیگوراتی پنجطبقه به اینشوشیناک و نپیریشا تقدیم شده بود.[۱۱۰]
درون حصارها معابدی برای خدایان گوناگون ساخته شده بود.[۱۱۱] معابد نیز با مجسمهها و اشیای زرین و سیمین آراسته شده و بیرون حصارها باغهای مقدس گسترده شده بود. به نظر میرسد هدف از تأسیس این مجموعه، ایجاد مرکزی مذهبی برای گردهمآوردن خدایان امپراتوری بوده است.[۱۱۲]
آیینها، مناسک و نمادها
آیینهای عیلامی با قربانیها و جشنهایی همراه بود که طبق تقویمهای مخصوص برگزار میشد. قربانی روزانۀ گوسفند رواج داشت و از جشنهای مهم میتوان به جشنوارۀ الهۀ نگهبان پایتخت (پینیکیر یا کیریریشا) در آغاز پاییز و جشن توگا در نیمۀ ماه اشاره کرد.[۱۱۳]
شرکتکنندگان در نیایش دو شیوه داشتند: نیایش خطاب با دستهای بلندشده و نیایش سکوت با دستهای بر کمر.[۱۱۴] پادشاه، بهعنوان کاهن اعظم، والاترین مقام مذهبی را داشت و همسرش نیز در مراسم مشارکت میکرد.[۱۱۵] موسیقی و رقص نیز جزئی از آیینها بود و نقوش برجسته، صحنههای قربانی را با همراهی نوازندگان چنگ، بربط و فلوت به تصویر کشیدهاند.[۱۱۶]
مار بر در کوزهها و دروازۀ معابد نقش میبست و موجود تخیلی گریفون (شیردال) با بدن شیر و سر و بالهای عقاب نیز بهعنوان محافظ معابد ابداع شده بود.[۱۱۷] عیلامیها طبق سنتی کهن، مراسم را برهنه برگزار میکردند؛ چنانکه ماکت مفرغی «سیتشمشی» دو مرد برهنه را هنگام تطهیر پیش از برآمدن آفتاب نشان میدهد.[۱۱۸]
محور نیروهای جادویی، مفهوم کیتن بود؛ قدرتی الهی که از جانب خدایان به معابد، اشیاء مقدس و پادشاه اعطا میشد و فرد با سوگند دروغ آن را از دست میداد که به معنای مرگ اجتماعی و فیزیکی او بود.[۱۱۹]
تدفین مردگان هم به شیوههای مختلف صورت میگرفت: در تابوتهای سفالین اندودشده با قیر، در گورهای سردابهای با طاق هلالی آجری، یا به صورت جنینی در خمرههای بزرگ. در لیان مردگان را مدتی در هوای آزاد میگذاشتند تا گوشت بدن تجزیه شود، سپس استخوانها را در خمره به همراه دانههای گیاهان دفن میکردند.[۱۲۰] هدایای تدفینی شامل ظروف، جواهرات، مهرهای استوانهای و سلاحهای شخصی بود. الواحی که با مردگان دفن میشد نیز حاوی دعاهایی برای راهیابی به جهان زیرین بود.[۱۲۱]
ستارهشناسی و گاهشماری
عیلامیان برای ساماندهی به امور کشاورزی و مراسم مذهبی، تقویمی بر اساس حرکت سیارۀ زهره به کار میبردند که برخلاف تقویم قمری همسایگان بینالنهرینی، نشاندهندۀ نظام رصدی مستقل و بومی بود.[۱۲۲] شناخت ما از جزئیات این تقویم به دلیل کمبود منابع اندک است.
در دوران سلطۀ بینالنهرینیها، نامهای بابلی جایگزین بخشی از نامهای بومی شدند، اما برخی نامهای عیلامی ماههای سال همچنان باقی ماندند.[۱۲۳]
اهمیت نجوم در باورهای نمادین نیز رخنه کرده بود؛ بز کوهی نماد صورت فلکی برج حمل تعبیر میشد که در آغاز بهار طلوع میکرد و همزمانی آن با فروردینماه باعث شده بود که این نماد با مفهوم تجدید حیات گیاهی پیوند پیدا کند.[۱۲۴]
شواهد باستانشناختی نیز گواه اهمیت نجوم نزد عیلامیهاست. سکوی مدور در زیگورات چغازنبیل احتمالاً برای سنجش زمان یا فعالیتهای نجومی به کار میرفته است.[۱۲۵]
سنجشگری و سیستمهای اندازهگیری
عیلامیان در کنار نظام شصتتایی (شمارش بر پایهٔ عدد ۶۰) که از بینالنهرین به عاریت گرفته شده بود، یک نظام اعشاری بومی را نیز برای محاسبۀ برخی محصولات به کار میبردند.[۱۲۶] در الواح آغازعیلامی دستکم هفت سیستم شمارشی شناسایی شده است. نظام شصتگانی برای اشیای بیجان، سیستم دهگانی برای موجودات جاندار و چندین سیستم اندازهگیری برای حجم غلات.[۱۲۷] برای سنجش حجم، واحدهایی چون سیال (برابر با یک لیتر) و گور (برابر با ۳۰۰ لیتر) رایج بود و برای وزن کردن فلزات گرانبها از شِکِل (حدود ۸ گرم) و مینا استفاده میشد.[۱۲۸] کشف وزنههای چندوجهی استاندارد در شوش، که با نمونههای درۀ سند و بینالنهرین قابل مقایسهاند، از انسجام این نظامها در شبکۀ تجاری باستان حکایت دارد.[۱۲۹]
شواهد باستانشناسی در تپه یحیی نیز نشان میدهند که ساختمانها بر اساس یک مقیاس استاندارد طراحی میشدند. برای جلوگیری از اختلاف در مبادلات، گاه در خود اسناد، معیار اندازهگیری مشخص میشد.[۱۳۰]
همین دقت در اندازهگیری و استانداردسازی، زیربنای دستاوردهای مهندسی عیلامیان را شکل میداد. آنان در بنای چغازنبیل، طاق هلالی خشتی را به کار گرفتند که قدمتی بسیار بیشتر از طاقهای رومی دارد. همچنین یکی از قدیمیترین سیستمهای آبرسانی و تصفیۀ آب جهان باستان در این شهر احداث شده بود که آب را از رودخانۀ کرخه از طریق کانالهای روباز به مخازن هدایت و پس از عبور از حوضچههای تهنشینی تصفیه میکرد.[۱۳۱]
باورهای درمانی و نمادهای شفابخش
آگاهی ما از دانش پزشکی در عیلام باستان اندک است و تاکنون هیچ رسالۀ پزشکی مدونی از این تمدن به دست نیامده است. با این حال، در کهنترین معاهدۀ عیلامی (پیمان هیتا با نارامسین) به ایزدی به نام زیت اشاره شده که احتمالاً، خدای بهبودی و سلامت بوده است.[۱۳۲] در رسالههای داروشناسی بینالنهرین از پوست مار در داروها استفاده میشده و با توجه به جایگاه مار در باورهای عیلامی، این نقش دارویی احتمالاً نزد آنان نیز رواج داشته است.[۱۳۳]
از سوی دیگر باور عیلامی نسبت به مار با مفاهیم جاودانگی، تجدید حیات و شفابخشی پیوند یافته و پوستاندازی آن نمادی از تولد دوباره تلقی میشده است.[۱۳۴] مشهورترین نمود این پیوند، نماد دو مار به هم پیچیده به دور عصاست که امروزه بهعنوان عصای اسقلبیوس، نشان بینالمللی پزشکی شناخته میشود.[۱۳۵] در برخی از کوزههای تدفینی بندر لیان نیز تخم گیاهان یافت شده که احتمالاً بیانگر نقش درمانی گیاهان در حیات اخروی میباشد.[۱۳۶]
معماری، پیکرهسازی و صخرهنگاری
معماری عیلامی مبتنی بر ساخت حجمهای بزرگ با خشت و آجر و استفاده از رنگ در سطوح بنا بود. نمونۀ آن آرامگاه تپتی-آهار در هفتتپه است که با طاق ضربی و نقاشیهای دیواری به رنگهای گوناگون و تزئینات موزائیکی از گِل پخته و صدف ساخته شده است.[۱۳۷] در چغازنبیل نیز، زیگورات پنجطبقه با آجرهای لعابدار آبی، سبز و سفید پوشانده شده بود و بر بدنۀ آن ردیفهایی از آجرهای کتیبهدار با متونی به خط میخی عیلامی قرار داشت.[۱۳۸]
پیکرهسازی عیلامی غالباً با ریختهگری مفرغ و با محوریت پیکرههای شاهانه و آیینی شناخته میشود. تندیس مفرغی ملکه نپیر-آسو، از آن جمله است. سطح دامن بلند او با نقوش ریز پولکدوزی یا مرواریددوزی و کتیبهای به خط عیلامی نشان از توانایی حکاکان آن دارد.[۱۳۹]
در صخرهنگاری، نقوش مستقیماً بر سینۀ کوهها حجاری میشدند. در کورانگان، نقش خدایی بر تخت مار و الههای در برابرش دیده میشود که همراه با صفوف نیایشگران با دستهای بر کمر، بر صخرۀ مشرف بر رودخانۀ فهلیان کندهکاری شده است.[۱۴۰] در اشکفت سلمان، چهار نقش برجسته، صحنههای نیایش هانی، حاکم محلی، و خاندانش را نشان میدهد.[۱۴۱] در کولفرح نیز، شش نقش برجستۀ بزرگ، انبوهی از پیکرهها را در مراسم قربانی و نیایش دستهجمعی به تصویر کشیدهاند.[۱۴۲]
سفال، مُهر و پیکرکهای آیینی
سفالینههای منقوش شوش با بدنۀ نخودیرنگ و نقوش قهوهای تیره یا سیاه ساخته میشدند[۱۴۳] و نقوش آنها الگوهای هندسی، گیاهی و جانوری را شامل میشد.[۱۴۴] جام بزرگ شوش با سه ردیف نقش از پرندگان آبزی، سگهای شکاری خفته و بز کوهی با شاخهای هلالی، نمونهای برجسته با تناسبات دقیق هندسی است و نقش بز کوهی بر این سفالینهها مفاهیمی چون باروری و نزول باران را تداعی میکند.[۱۴۵]
مهرهای عیلامی از موادی چون سنگ صابون، مرمر، لاجورد و قیر ساخته میشدند. نقوش آنها موجودات ترکیبی چون گریفون (شیردال)، گاو-مرد، اسفنکس بالدار و اژدهای دوسر را در بر میگرفت و مار با شکلهایی چون تخت خدا و عصای قدرت از نقوش اصلی بود.[۱۴۶]
پیکرکهای آیینی، بهویژه پیکرکهای مادینه، اغلب زنان را برهنه و با تأکید بر اندامهای باروری نشان میدهند. پیکرکهای زنان نیایشگر با دستهای گرهخورده بر سینه یا با ظرفی در دست نیز رایج بوده است.[۱۴۷] چنین مینماید که زنان باردار در شوش این پیکرکها را بهعنوان طلسم نگه میداشتند و پس از زایمان میشکستند.[۱۴۸]
شیشه، قیر و کاشیهای تزیینی
در چغازنبیل، میلههای شیشهای توخالی به رنگ آبی تیره مایل به بنفش تولید میشدند که در پنجرهها به کار میرفتند.[۱۴۹] ظروفی با لعاب شیشهای با نقوش نیلوفر آبی، گریفون و اسفنکس نیز در این شهر ساخته میشد. اما در قیرتراشی، از قیر طبیعی برای ساخت ظروف تزیینی با نقوش برجستۀ جانوران استفاده میشد و یا کاسهها و جامهایی تولید میشد که سر جانوران به صورت برجسته از سطح آنها بیرون میآمد.[۱۵۰]
اوج هنر تزیینی عیلام در کاشیهای لعابدار و آجرهای رنگین نمایان است. در چغازنبیل، آجرهای لعابدار ساده به رنگهای آبی، سبز و سفید به کار رفتهاند که در این میان آجرهای دورۀ عیلام نو، از تنوع رنگ بیشتر برخوردارند.[۱۵۱] بر سطح این آجرها، نقوش برجستۀ شیر، گاو، اسب، گریفون و اسفنکس، دو به دو در دو سوی یک درخت تزیینی نقش بستهاند.[۱۵۲] پیکرۀ بزرگی از شیر هم که از گل پخته ساخته شده و لعابدار میباشد در ورودی معبد اینشوشیناک در شوش قرار داده شده بود.[۱۵۳]
میراث عیلامی در دوران هخامنشی
هخامنشیان که خود فاقد خط و زبان نوشتاری بودند، برای ادارۀ قلمرو خود به میراث دیوانسالاری عیلامیان متکی شدند و زبان عیلامی را به عنوان زبان رسمی دستگاه اداری برگزیدند.[۱۵۴] الواح تخت جمشید گواه کاربرد این زبان در سراسر امپراتوری هخامنشیان میباشند و کاتبان عیلامی با سدهها تجربۀ دیوانی، ستون فقرات دستگاه اداری هخامنشیان را تشکیل میدادند.[۱۵۵] برخی پژوهشگران معتقدند که این کاتبان به فرمان داریوش بزرگ در ابداع خط میخی فارسی باستان نقشی اساسی ایفا کردند و نخستین نگارش کتیبۀ بیستون نیز به زبان عیلامی نوشته شد.[۱۵۶] نفوذ این زبان چنان پایدار بود که مهر رئیس تشریفات داریوش نیز به خط عیلامی نگاشته شد و این زبان حدود سی قرن در منطقه رواج داشت.[۱۵۷]
در حوزۀ دین، نام خدای عیلامی هومبان در الواح باروی تخت جمشید ۳۶ بار ذکر شده و سهمیۀ غلۀ او بیشتر از سهمیۀ اهورامزدا بوده است. کوروش نیز در استوانۀ خود از بازسازی معابد خدایان عیلامی خبر داده است.[۱۵۸]
تثلیث خدایان هخامنشی (اهورامزدا، میترا و آناهیتا) در کتیبههای اردشیر دوم، به احتمال قوی ریشه در تثلیث کهن عیلامی (هومبان، اینشوشیناک و کیریریشا) دارد و مفهوم فرّۀ ایزدی نیز از باور عیلامیان به نیروی محافظ الهی کیتن سرچشمه گرفته است.[۱۵۹] اینشوشیناک، خدای بزرگ شوش، به همراه ایشمکراب و لاگامار، سهگانهای را تشکیل میدادند که بر جهان پس از مرگ نظارت داشتند و این الگو با سهگانۀ زرتشتی میترا، سروش و رشن شباهت دارد.[۱۶۰]
کوروش نیز با برگزیدن لقب شاه انشان، خود را وارث سنت سیاسی عیلامیان معرفی کرد و نفوذ فرهنگی عیلام در دوران وی در زمینههایی چون لباس، اخلاق سیاسی، نظام حکومتداری و حتی معماری (آرامگاه سادهٔ کوروش) قابل تشخیص است.[۱۶۱]
از سوی دیگر شوش به عنوان پایتخت زمستانی پارسیها برگزیده شد و داریوش بزرگ کاخ خود را بر روی ویرانههای شوش عیلامی بنا کرد.[۱۶۲]
در عرصۀ هنر نیز، نقوش برجستۀ صخرهای عیلام، سنتی را پایهگذاری کرد که الهامبخش حجاریهای هخامنشی و ساسانی شد و معماری و نقشمایههای حیوانی در هنر هخامنشی، در واقع بسط و گسترش سنتهای عیلامی بود.[۱۶۳]
پانویس
- ↑ علیزاده، تئوری و عمل در باستانشناسی، ۱۳۸۶ش، ص ۱۴-۱۵.
- ↑ بیانی، «عیلام: یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲.
- ↑ عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان ... »، ۱۳۸۴ش، ص۳۶-۳۷؛ ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «شوش در دوران هخامنشی...»، ۱۳۹۴ش، ص۶.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۵ و ۱۲۴.
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۵.
- ↑ محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و باستانشناختی تمدن ایلام»، ۱۳۹۸ش، ص۱۱ و ۲۰.
- ↑ بادامچی، «دادرسی در ایلام باستان ... »، ۱۳۹۲ش، ص۲۲؛ پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل ... »، ۱۳۹۵ش، ص۱ و ۵.
- ↑ عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان ... »، ۱۳۸۴ش، ص۳۳.
- ↑ دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص۹۶؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۳۰؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۴.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۷-۶۸.
- ↑ انتشاری نجفآبادی و خراشادی، «پژوهشی در چرایی غیبت اینشوشینک در متون مذهبی ... »، ۱۴۰۱-۱۴۰۲ش، ص۵۹؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۵؛ آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۳.
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۴۶ و ۱۱۴.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۳۵.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵؛ محمودی، «ساختار شکلگیری اولیۀ تمدن ایلام»، ۱۳۹۸ش، ص۲؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۲۳؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی...، ۱۴۰۴ش، ص۴۷۴.
- ↑ توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان ... »، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۵؛ دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه در تمدن ایلام...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۸؛ محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، ۱۴۰۲ش، ص۹.
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۳۳.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵۰؛ حاتمی کنکبود و رایگانی، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی و خدایان عیلامی ... »، ۱۳۹۶ش، ص۹۶.
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۳۳.
- ↑ محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و باستانشناختی تمدن ایلام»، ۱۳۹۸ش، ص۸.
- ↑ فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش ... »، ۱۴۰۱ش، ص۷۳.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۴.
- ↑ محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، ۱۴۰۲ش، ص۳۷؛ درویشی و محافظی، «مروری بر گاهنگاری دوران ایلامی ... »، ۱۳۹۶ش، ص۲۴۰.
- ↑ درویشی و محافظی، «مروری بر گاهنگاری دوران ایلامی...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۱-۱۵.
- ↑ محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، ۱۴۰۲ش، ص۳۸؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۰۴.
- ↑ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۵۰۳.
- ↑ حاتم و مهراندیش، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام ... »، ۱۳۸۸ش، ص۵۳.
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۴۶.
- ↑ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص۵۷؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۲۶-۲۸.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۲۸-۳۰.
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۶۳، ۱۱۷؛ بادامچی و شریفی، «پیمان صلح ایلام و آشور ... »، ۱۳۹۸ش، ص۳۴-۳۸.
- ↑ پاپیبالاگریوه، حسنی و کلبادینژاد، «آشوربانیپال و پایان شاهنشاهی ایلام»، ۱۴۰۴ش، ص۴۳-۴۵.
- ↑ کائید و ایمانپور، «وضعیت سیاسی ایلام ... »، ۱۳۹۴ش، ص۱۴۷؛ عبدیفر و فیروزمندی شیرهجینی، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام نو ...»، ۱۳۹۹ش، ص۱۸۰.
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۳.
- ↑ سرخآبی و افخمی، «جغرافیای تاریخی ایلام...»، ۱۴۰۵ش، ص۲۲۳.
- ↑ تزری، «خاستگاه خط، ایلام و سومر یا کرانههای کویر لوت»، ۱۳۹۶ش، ص۴-۵.
- ↑ مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۴-۵ و ۷.
- ↑ مهرآفرین و قائمپناه، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۲۷.
- ↑ تزری، «خاستگاه خط، ایلام و سومر یا کرانههای کویر لوت»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰-۱۱.
- ↑ فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش ... »، ۱۴۰۱ش، ص۷۲.
- ↑ آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۰۹.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۴۷.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۴۷.
- ↑ بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص۲۷.
- ↑ فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ ... »، ۱۴۰۲ش، جدول ۳، ص۳۵.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۴۶.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۴۶.
- ↑ فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ ... »، ۱۴۰۲ش، ص۳۰-۳۱.
- ↑ افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص۴۳۱ و ۴۴۰.
- ↑ دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۷.
- ↑ کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهشی در اسناد اکدی شوش ... »، ۱۳۹۶ش، ص۲۰-۲۱؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۳۸.
- ↑ گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان ... »، ۱۳۹۴ش، ص۵۱.
- ↑ دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۷.
- ↑ ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه ... »، ۱۳۹۶ش، ص۴۰.
- ↑ دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۵ و ۱۰۹.
- ↑ اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص۱ و ۷-۸.
- ↑ کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهشی در اسناد اکدی شوش... »، ۱۳۹۶ش، ص۲۱.
- ↑ کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهشی در اسناد اکدی شوش ... »، ۱۳۹۶ش، ص۲۱-۲۲.؛ بادامچی، «یک سند حقوقی از شوش ... »، ۱۳۹۰ش، ص۳۸۴-۳۸۵.
- ↑ کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهشی در اسناد اکدی شوش ... »، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.
- ↑ عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت "سوگند" در حیات حقوقی ... »، ۱۴۰۳ش، ص۱۲۲ و ۱۳۸.
- ↑ رضاقلی، تاریخ سیاسی ایران باستان، ۲۰۱۲م، ص۷۴؛ دورانت، تاریخ تمدن: مشرقزمین گهوارۀ تمدن، ۱۳۳۷ش، ص۱۴۳.
- ↑ فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ ... »، ۱۴۰۲ش، ص۲۲ و ۲۶-۲۷.
- ↑ میراشه، نیکنامی و فیروزمندی شیرهجین، «بررسی اسناد اقتصادی خرید-فروش... »، ۱۳۹۵ش، ص۳ و ۷.
- ↑ میراشه، نیکنامی و فیروزمندی شیرهجین، «بررسی اسناد اقتصادی خرید-فروش... »، ۱۳۹۵ش، ص۳، ۵-۶.
- ↑ فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش براساس الواح آغاز ایلامی»، ۱۴۰۱ش، ص۵۲، ۴۷-۴۸؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۳۱۵، ۳۳۸.
- ↑ فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش براساس الواح آغاز ایلامی»، ۱۴۰۱ش، ص۴۴ و ۷۸؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶.
- ↑ فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش براساس الواح آغاز ایلامی»، ۱۴۰۱ش، ص۴۴ و ۴۷؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۸.
- ↑ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۳۰۶.
- ↑ محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، ۱۴۰۲ش، ص۱۷؛ گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان ... »، ۱۳۹۴ش، ص۴۶؛ رضاقلی، تاریخ سیاسی ایران باستان، ۲۰۱۲م، ص۷۶؛ خراشادی و انتشاری نجفآبادی، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان...»، ۱۴۰۲ش، ص۵۲.
- ↑ محمودیان، «ارتباط سیاسی-اقتصادی ایلام و بینالنهرین در دوران باستان»، ۱۳۹۷ش، ص۳؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۵۰۳-۵۰۴.
- ↑ بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص۲۴-۲۸؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۵۰۴؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶.
- ↑ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۴۸۷؛ تزری، «خاستگاه خط، ایلام و سومر یا کرانههای کویر لوت»، ۱۳۹۶ش، ص۵.
- ↑ علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان... »، ۱۳۹۲ش، ص۳۰ و ۳۸؛ یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص۲۴ و ۲۳-۲۴.
- ↑ حاتم و مهراندیش، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام... »، ۱۳۸۸ش، ص۵۳-۵۴.
- ↑ خراشادی و انتشاری نجفآبادی، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان ... »، ۱۴۰۲ش، ص۵۳ و ۵۸.
- ↑ کبیری و براتی، «جام شوش، جامی پر از رمز و راز»، ۱۳۹۰ش، ص۴۶-۴۷ و ۴-۵۵.
- ↑ مهدینژاد خطبهسرا و همکاران، «شواهد باستانشناختی نفت، قیر و ... »، ۱۴۰۰ش، ص ۴۰۴-۴۰۶؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۸۲-۸۳.
- ↑ ویسی، «بررسی و مقایسۀ سرپوش زنان عیلام باستان ... »، ۱۴۰۱ش، ص۳۶.
- ↑ نمیرانیان و فتحاللهی، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی ... »، ۱۴۰۱ش، ص۵۷-۵۸.
- ↑ Rostami and Mansourabadi, "String Instruments Depicted in the Paintings of Ancient Elam", 2020, p. 30.
- ↑ محمودی، محافظی، «ایلام در عصر آهن»، ۱۳۹۶ش، ص۱۳-۱۴.
- ↑ ویسی، «بررسی و مقایسۀ سرپوش زنان عیلام باستان...»، ۱۴۰۱ش، ص۳۶، ۳۷.
- ↑ محمودی، محافظی، «ایلام در عصر آهن»، ۱۳۹۶ش، ص۱۳.
- ↑ گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان... »، ۱۳۹۴ش، ص۵۵؛ علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان... »، ۱۳۹۲ش، ص۳۳-۳۴.
- ↑ ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه... »، ۱۳۹۶ش، ص۳۹؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶؛ سرخآبی و افخمی، «جغرافیای تاریخی ایلام ... »، ۱۴۰۵ش، ص۲۲۸-۲۳۰؛ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص۳۳.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۴.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶؛ بادامچی، «دادرسی در ایلام باستان ... »، ۱۳۹۲ش، ص۱۹-۲۰.
- ↑ کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهشی در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.
- ↑ آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۰.
- ↑ بیانی، «عیلام: یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۴.
- ↑ فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ برآمده از هژمونی تمدنیِ عیلام... »، ۱۴۰۲ش، ص۳۰-۳۱؛ گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان ... »، ۱۳۹۴ش، ص۵۱.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۶-۱۷؛ آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۰-۳۱۲.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۷؛ افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص۴۳۱ و ۴۴۰؛ دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۳.
- ↑ رحمتی کیا و غضنفری، «نقش سیاسی زنان درباری... »، ۱۳۹۹ش، ص۹۲؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۱۲.
- ↑ بیانی، «عیلام: یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲؛ غفوریان، «بررسی ساختار مدیریتی و نظام حکومتی در ایلام باستان»، ۱۳۹۷ش، ص۱.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵؛ نمیرانیان و فتحاللهی، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی... »، ۱۴۰۱ش، ص ۴۸-۴۹.
- ↑ پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل... »، ۱۳۹۵ش، ص۳؛ شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی ... »، ۱۴۰۰ش، ص۵۸۲.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۳۲؛ اکبری، «عیلام و عیلامیها»، ۱۳۸۱ش، ص۲۴.
- ↑ گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان... »، ۱۳۹۴ش، ص۴۷؛ مشکور، ایران در عهد باستان، ۱۳۶۳ش، ص۱۲۸؛ محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام ... »، ۱۴۰۲ش، ص۱۳.
- ↑ مرادی، «منشأ نقش مار در مواد فرهنگی هزارۀ سوم پیش از میلاد... »، ۱۳۹۴ش، ص۱۴۱.
- ↑ عرب و شریفی نسب، «دینسالاری، کانون اندیشه و تمدن در ایلام باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۷۹.
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۴۹؛ علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان... »، ۱۳۹۲ش، ص۳۹-۴۰.
- ↑ توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان... »، ۱۴۰۰ش، ص ۳۲۶؛ افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص۴۳۷-۴۳۸.
- ↑ دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ بر پایۀ متون عیلامی»، ۱۳۹۴ش، ص۲۰؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۲.
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۴-۵۶؛ توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان ... »، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۶؛ گیلانی، «بازتاب رسوم ایران باستان در فرهنگ مردم ایلام... »، ۱۳۹۶ش، ص۱۰۱-۱۰۲؛ عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت "سوگند" در حیات حقوقی... »، ۱۴۰۳ش، ص ۱۲۲
- ↑ مهرآفرین و قائمپناه، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۳۳-۱۳۴.
- ↑ توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان ... »، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۸؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۵.
- ↑ حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۵.
- ↑ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص۵۶.
- ↑ حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۵؛ اکبری دیزجی و خانپور، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام...»، ۱۴۰۴ش، ص۱۴۷-۱۴۸؛ توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان... »، ۱۴۰۰ش، ص۳۴۰.
- ↑ پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل...»، ۱۳۹۵ش، ص۱؛ حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۱۶-۱۸.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵۱، ۵۳؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۷
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۸؛ توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۷.
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۱؛ دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه در تمدن ایلام... »، ۱۳۹۳ش، ص۲۲.
- ↑ سبزی، حاتمی کنکبود و رایگانی، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی... »، ۱۳۹۶ش، ص۱۰۰.
- ↑ Rostami and Mansourabadi, "String Instruments Depicted in the Paintings of Ancient Elam", 2020, p. 32-33.
- ↑ پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۱ ،۳؛ مبینی و ابراهیمزاده، «تعاملات هنری ایلام و بینالنهرین... »، ۱۳۹۷ش، ص۱۴-۱۵.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵۲ و ۸۵.
- ↑ عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت "سوگند" در حیات حقوقی... »، ۱۴۰۳ش، ص۱۲۲-۱۲۴؛ کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهشی در اسناد اکدی شوش ... »، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶ ، ۷۵؛ یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص۲۴.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۷۳.
- ↑ آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۰۸.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۵؛ بادامچی، «اجارهنامۀ زمین کشاورزی: تحلیل سه سند حقوقی... »، ۱۳۹۱ش، ص۳۵.
- ↑ کاظمپور، «تحلیل مفهوم برکت در هنر عیلامی... »، ۱۴۰۰ش، ص۶۷؛ کبیری، فلکی و جعفری دهکردی، «نمادشناسی اجرام آسمانی در آثار عصر مفرغ ...»، ۱۴۰۳ش، ص۲۳۷-۲۴۰.
- ↑ توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص ۳۳۹.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۵.
- ↑ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۲۹۰.
- ↑ بادامچی، «اجارهنامۀ زمین کشاورزی ...»، ۱۳۹۱ش، ص۳۵؛ خراشادی و انتشاری نجفآبادی، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان... »، ۱۴۰۲ش، ص۵۰.
- ↑ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۴۸۹.
- ↑ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۳۱۷؛ بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص۲۸.
- ↑ فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ ... »، ۱۴۰۲ش، ص۲۴، ۲۶..
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵۰.
- ↑ قائمپناه، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری مرتبط با نقوش مار... »، ۱۴۰۳ش، ص۱۱.
- ↑ پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۳؛ ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه... »، ۱۳۹۶ش، ص ۴۸.
- ↑ قائمپناه، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری مرتبط با نقوش مار... »، ۱۴۰۳ش، ص۱۳.
- ↑ یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص۲۴.
- ↑ فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ... »، ۱۴۰۲ش، ص۲۴؛ عرب و شریفی نسب، «دینسالاری، کانون اندیشه و تمدن در ایلام باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۸۲.
- ↑ پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل... »، ۱۳۹۵ش، ص۱ و ۵.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۸۳، ۶۰.
- ↑ ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه ... »، ۱۳۹۶ش، ص۴۴.
- ↑ عبدیفر و فیروزمندی شیرهجینی، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام نو ...»، ۱۳۹۹ش، ص۱۷۱.
- ↑ محمودی، محافظی، «ایلام در عصر آهن»، ۱۳۹۶ش، ص۱۳-۱۴.
- ↑ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۹۱.
- ↑ شمیلی و غفوریفر، «تحلیل عناصر تصویری سفالینههای شوش... »، ۱۳۹۸ش، ص ۱۴-۲۲.
- ↑ کبیری و براتی، «جام شوش، جامی پر از رمز و راز»، ۱۳۹۰ش، ص۸ و ۱۲؛ پولادچنگ، جابریراد و ضرغام، «تحلیل نقوش جام شوش... »، ۱۳۹۳ش، ص۱۲ و ۱۹-۲۰.
- ↑ مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۴-۵، ۱۱؛ نوری مجیری، بهروزی و حسنی، «نقوش اساطیری-مذهبی مهرها... »، ۱۳۹۹ش، ص۴۰۹-۴۱۲؛ ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۲-۴۸.
- ↑ نصر اصفهانی و طاهری، «مطالعۀ پیکرکهای زنانه عصر مفرغ شوش... »، ۱۳۹۹ش، ص۳۳ ، ۳۵ ، ۳۷، ۴۶.
- ↑ دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۷.
- ↑ اکبری دیزجی و خانپور، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام... »، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۱ ، ۱۵۲-۱۵۳.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۹ ، ۸۵، ۹۳.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۹۳.
- ↑ نیاکان، «مطالعۀ خشتهای رنگین... »، ۱۳۹۸ش، ص۲۳-۲۴.
- ↑ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۹۳.
- ↑ آفرین، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی در سنتها ... »، ۱۳۹۷ش، ص ۱۱۸.
- ↑ ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها... »، ۱۳۹۰ش، ص۵۸؛ ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «شوش در دوران هخامنشی ... »، ۱۳۹۴ش، ص۵.
- ↑ علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان ... »، ۱۳۹۲ش، ص۴۰؛ ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها... »، ۱۳۹۰ش، ص۵۸.
- ↑ اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص۱۲؛ عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان ... »، ۱۳۸۴ش، ص۴۰.
- ↑ ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها ... »، ۱۳۹۰ش، ص۶۰-۶۲.
- ↑ افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص۴۴۵؛ کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهشی در اسناد اکدی شوش ... »، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.
- ↑ دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ بر پایۀ متون عیلامی»، ۱۳۹۴ش، ص ۷-۸.
- ↑ گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان... »، ۱۳۹۴ش، ص۵۲-۵۵؛ اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص۱۲.
- ↑ ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «شوش در دوران هخامنشی... »، ۱۳۹۴ش، ص۱؛ اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۲.
- ↑ دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه در تمدن ایلام... »، ۱۳۹۳ش، ص۲۱؛ آفرین، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی در سنتها ... »، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۷.
منابع
- آلتای، شمسالدین م. گون، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ترجمۀ داوود اصفهانیان، وحید، شماره ۱۰۲، خرداد ۱۳۵۱ش.
- آفرین، فریده، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی در سنتها و نقشمایههای مشترک هنری تمدن ایلام و هخامنشی»، مطالعات تطبیقی هنر، سال هشتم، شمارۀ ۱۵، بهار و تابستان ۱۳۹۷ش.
- انتشاری نجفآبادی، علیرضا، و خراشادی، سرور، «پژوهشی در چرایی غیبت اینشوشینک در متون مذهبی باروی تخت جمشید»، مطالعات باستانشناسی، دورۀ ۱۵، شمارۀ ۱ (پیاپی ۳۲)، زمستان ۱۴۰۱ و بهار ۱۴۰۲ش.
- اکبری، حسن، «عیلام و عیلامیها»، باستانپژوهی، شمارۀ ۹، تابستان ۱۳۸۱ش.
- اکبری، مرتضی؛ گیلانی، نجمالدین؛ و اکبری، اشرف، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، مطالعات ایلامشناسی، شمارۀ ۵، زمستان ۱۳۹۶ش.
- اکبری دیزجی، عاطفه، و خانپور، آرزو، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام؛ مطالعۀ موردی میلههای شیشهای معبد چغازنبیل»، شباک، دورۀ ۱۱، شمارۀ ۳ (پیاپی ۸۴)، ۱۴۰۴ش.
- ایمانپور، محمدتقی، و علیزاده، زهرا، «پارسیها و عیلامیها: واکاوی پیامدهای نفوذ فرهنگ و تمدن عیلام در شاهنشاهی هخامنشی»، مطالعات تاریخ فرهنگی، سال ۲، شمارۀ ۷، بهار ۱۳۹۰ش.
- ایمانپور، محمدتقی؛ نصراللهزاده، سیروس؛ و علیزاده، زهرا، «شوش در دوران هخامنشی: بررسی جایگاه و اهمیت شوش در دوره هخامنشی در مقایسه با تخت جمشید »، مطالعات باستانشناسی، دورۀ ۷، شمارۀ ۱۳، بهار و تابستان ۱۳۹۴ش.
- بادامچی، حسین، «اجارهنامۀ زمین کشاورزی: تحلیل سه سند حقوقی از ایلام باستان به همراه ویرایش متن اکدی»، پژوهشهای ایرانشناسی، سال دوم، شمارۀ ۱ (پیاپی ۲)، بهار ۱۳۹۱ش.
- بادامچی، حسین، «دادرسی در ایلام باستان به همراه ویرایش، ترجمۀ فارسی و انگلیسی دو سند ایلامی»، پژوهشهای علوم تاریخی، دورۀ ۵، شمارۀ ۲، پاییز ۱۳۹۲ش.
- بادامچی، حسین، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، پژوهشهای تاریخی ایران و اسلام، دورۀ ۸، شمارۀ ۱۴، فروردین ۱۳۹۳ش.
- بادامچی، حسین، «یک سند حقوقی از شوش (ویرایش و ترجمۀ فارسی)»، اسناد بهارستان، شمارۀ ۴، زمستان ۱۳۹۰ش.
- بادامچی، حسین، و شریفی، سعیده، «پیمان صلح ایلام و آشور در ۶۷۴ پیش از میلاد؛ زمینههای شکلگیری و سرانجام آن»، پژوهشهای تاریخی، دورۀ ۱۱، شمارۀ ۲، تیر ۱۳۹۸ش.
- بیانی (اسلامی)، شیرین، «عیلام: یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، یغما، سال بیستوسوم، شمارۀ ۴ (پیاپی ۲۶۲)، تیر ۱۳۴۹ش.
- پاپیبالاگریوه، مرادحسین؛ حسنی، میرزامحمد؛ و کلبادینژاد، مریم، «آشوربانیپال و پایان شاهنشاهی ایلام»، پیام باستانشناس، سال ۱۷، شمارۀ ۳۳، پاییز و زمستان ۱۴۰۴ش.
- پلاسعیدی، کتایون، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۲، شمارۀ ۵، زمستان ۱۳۹۶ش.
- پورمحمدی، پریسا، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل بر اساس یافتههای باستانشناسی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۱، شمارۀ ۱، زمستان ۱۳۹۵ش.
- پولادچنگ، مرضیه، جابریراد، مائده، ضرغام، ادهم، «تحلیل نقوش جام شوش از منظر ساختار و مفهوم»، پیکره: دورۀ 3، شمارۀ 5، بهار و تابستان 1393ش.
- پیرنیا، حسن، تاریخ ایران باستان، ج۱، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۷۵ش.
- تزری، رحیم، «خاستگاه خط، ایلام و سومر یا کرانههای کویر لوت»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۲، شمارۀ ۲، بهار ۱۳۹۶ش.
- توحیدی، محسن، و کاظمی، اعظم، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان بر یکدیگر با نگاهی بر ساخت زیگوراتها»، مجموعۀ مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق، ج۲۷، ۱۴۰۰ش.
- حاتم، غلامعلی، و مهراندیش، محمدرضا، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام (با تأکید بر چند تندیس شاخص)»، نقشمایه، سال دوم، شمارۀ ۴، پاییز و زمستان ۱۳۸۸ش.
- حاتمی نصاری، طیبه، «معماری مذهبی ایلام»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۸، پاییز ۱۳۹۷ش.
- خراشادی، سرور، و انتشاری نجفآبادی، علیرضا، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان براساس شواهد باستانشناختی و اسناد مکتوب میخی»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، شمارۀ ۳۸، پاییز ۱۴۰۲ش.
- دادور، ابوالقاسم، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، زن در فرهنگ و هنر، دورۀ ۱، شمارۀ ۴، تابستان ۱۳۸۹ش.
- دادور، ابوالقاسم، صادقی طاهری، علی، «بررسی نقشمایههای مردانه در تمدن ایلام (از اوایل هزارۀ سوم تا اواسط هزارۀ اول ق.م)»، هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی، دورۀ ۱۹، شمارۀ ۲، مرداد ۱۳۹۳ش.
- دارا، مریم، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ بر پایۀ متون عیلامی»، پژوهشنامۀ ادیان، دورۀ ۹، شمارۀ ۱۸، ۱۳۹۴ش.
- درویشی، سهیلا، و محافظی، بهزاد، «مروری بر گاهنگاری دوران ایلامی (از آغاز ایلامی تا هخامنشی مقدم)»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۲، شمارۀ ۲، بهار ۱۳۹۶ش.
- دورانت، ویل، تاریخ تمدن: مشرقزمین گهوارۀ تمدن، ترجمۀ احمد آرام، ع. پاشایی، امیرحسین آریانپور، تهران، اقبال: فرانکلین، ۱۳۳۷ش.
- رحمتی کیا، اسفندیار، و غضنفری، کلثوم، «نقش سیاسی زنان درباری و دودمان سلطنتی در تاریخ ایلام میانه (۱۵۰۰-۱۱۰۰ پ.م)»، تاریخ ایران، دورۀ ۱۳، شمارۀ ۲ (پیاپی ۲۶)، ۱۳۹۹ش.
- رضاقلی، محمود، تاریخ سیاسی ایران باستان (نقدی بر تاریخنگاری ایرانی و کوششی در تحلیل علمی تاریخ)، نشر آنلاین، ۲۰۱۲م.
- سایکس، پرسی مولزورث، تاریخ ایران، جلد ۱، تهران، افسون، ۱۳۸۰ش.
- سبزی، موسی؛ حاتمی کنکبود، حبیب؛ و رایگانی، ابراهیم، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی و خدایان عیلامی در روزگار هخامنشی»، پژوهشهای ادیانی، دورۀ ۵، شمارۀ ۹ (پیاپی ۹)، شهریور ۱۳۹۶ش.
- سرخآبی، عبیداله، و افخمی، بهروز، «جغرافیای تاریخی ایلام در دورۀ سلسلههای آوان و شیماشکی»، مجموعۀ مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق، ج۲۳، ۱۴۰۵ش.
- شاهرخی، شیما؛ نیکنامی، کمالالدین؛ و ایزدی، محمدسعید، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی در عرصۀ حفاظت از میراث معماری شهر (مورد پژوهی: میراث معماری شهر تاریخی چغازنبیل)»، جغرافیا و برنامهریزی منطقهای، سال ۱۲، شمارۀ ۱ (پیاپی ۴۵)، زمستان ۱۴۰۰ش.
- شمیلی، فرنوش، و غفوریفر، فاطمه، «تحلیل عناصر تصویری سفالینههای شوش (براساس رویکرد نشانهشناختی)»، رهپویه هنرهای تجسمی، دورۀ ۲، شمارۀ ۴ (پیاپی ۴)، زمستان ۱۳۹۸ش.
- ظهوریان، مریم؛ فرزین، سامان؛ حاجیزاده، محمدامین، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه (مار) و ارتباط آن با عنصر مؤنث در آثار به جای مانده از تمدن عیلام باستان (با تکیه بر شواهد باستانشناسی)»، جستارهاي باستانشناسي ايران پيش از اسلام، دورۀ 2، شمارۀ 1 (پیاپی 3)، بهار و تابستان 1396
- عامریان، حمید، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان و نقش این قوم در آغاز تاریخ ایران»، هنرنامه، سال هشتم، شمارۀ ۲۶، بهار ۱۳۸۴ش.
- عبدیفر، نرگس، و فیروزمندی شیرهجینی، بهمن، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام نو بر اساس یافتههای باستانشناسی»، جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام، دورۀ ۵، شمارۀ ۱ (پیاپی ۹)، بهار و تابستان ۱۳۹۹ش.
- عرب، حسنعلی، و شریفی نسب، کوثر، «دینسالاری، کانون اندیشه و تمدن در ایلام باستان»، پژوهشنامۀ تاریخ، دورۀ ۴، شمارۀ ۱۴، ۱۳۸۸ش.
- علیزاده، عباس، تئوری و عمل در باستانشناسی (با فصلهایی در زیستشناسی تحولی و معرفتشناسی)، چاپ سوم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۶ش.
- علیزاده مقدم، بدرالسادات، و شکریان، احترام، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان (بوشهر) در عصر عیلامیها»، پژوهشنامۀ تاریخهای محلی ایران، سال اول، شمارۀ ۲، بهار و تابستان ۱۳۹۲ش.
- عیالوار، ندا؛ عادلفر، باقرعلی؛ و پیردهقان، مینا، «واکاوی اهمیت "سوگند" در حیات حقوقی و اجتماعی تمدن عیلام قدیم (۲۵۰۰ ق.م – ۶۵۰ ق.م)»، مطالعات ایرانشناسی، سال ۸، شمارۀ ۴ (پیاپی ۲۵)، زمستان ۱۴۰۳ش.
- غفوریان، محمدرضا، «بررسی ساختار مدیریتی و نظام حکومتی در ایلام باستان»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۷، تابستان ۱۳۹۷ش.
- فرهنگدوست، هادی، و حنایی، تکتم، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ برآمده از هژمونی تمدنیِ عیلام، در حکومتهای ایران باستان»، باستانشناسی ایران، دورۀ ۱۳، شمارۀ ۲، پاییز و زمستان ۱۴۰۲ش.
- فروزان، فریدا؛ یوسفی زشک، روحالله؛ و طاووسی، محمود، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش در دورۀ آغازایلامی»، جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام، دورۀ ۷، شمارۀ ۱ (پیاپی ۱۳)، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.
- فروزان، فریدا؛ یوسفی زشک، روحالله؛ و طاووسی، محمود، «بررسی جامعۀ دامدار شوش براساس الواح آغاز ایلامی»، مطالعات باستانشناسی پارسه، سال ششم، شمارۀ ۲۰، تابستان ۱۴۰۱ش.
- قائمپناه، نورالدین مهدی، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری مرتبط با نقوش مار و مارخدا در هنر مهرسازی ایلام باستان»، پژوهشنامۀ ایران باستان، دورۀ ۳، شمارۀ ۹، ۱۴۰۳ش.
- کائید، زهرا، و ایمانپور، محمدتقی، «وضعیت سیاسی ایلام بعد از سقوط تا برآمدن هخامنشیان (۶۴۶-۵۵۰ پ.م)»، تاریخ اسلام و ایران دانشگاه الزهرا، دورۀ ۲۵، شمارۀ ۲۶، شهریور ۱۳۹۴ش.
- کاظمپور، زیبا، «تحلیل مفهوم برکت در هنر عیلامی و مقایسۀ آن با نقوش رایج در سفالگری قرون میانی اسلامی»، هنرهای صناعی ایران، سال چهارم، شمارۀ 2، (پیاپی 7)، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
- کبیری، فرانک، و براتی، بهاره، «جام شوش، جامی پر از رمز و راز»، هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی، دورۀ ۲، شمارۀ ۴۳، مرداد ۱۳۹۰ش.
- کبیری، فرانک؛ فلکی، معین؛ و جعفری دهکردی، ناهید، «نمادشناسی اجرام آسمانی در آثار عصر مفرغ فلات ایران نمونههای موردی تمدنهای عیلام و جیرفت»، مطالعات ایرانی، سال ۲۳، شمارۀ ۴۵، بهار و تابستان ۱۴۰۳ش.
- کوهستانی، حسین، و قاسمنژاد، رؤیا، «پژوهشی در اسناد اکدی شوش: الواح حقوقی و قضایی»، پژوهشهای ایرانشناسی، سال ۷، شمارۀ ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۶ش.
- گرانتوفسکی، ادوین آرویدوویچ، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، تهران، پویش، ۱۳۵۹ش.
- گیرشمن، رومن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمۀ محمد معین، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۲ش.
- گیلانی، نجمالدین، «بازتاب رسوم ایران باستان در فرهنگ مردم ایلام (تقدس آب و چشمه، احترام به نان و نمک، کارد و کفن)»، ایلام باستان، دورۀ ۱۸، شمارۀ ۵۴ و ۵۵، شهریور ۱۳۹۶ش.
- گیلانی، نجمالدین؛ اکبری، مرتضی؛ و یاری، سیاوش، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان در اندیشۀ کوروش هخامنشی»، فرهنگ ایلام، دورۀ ۱۶، شمارۀ ۴۸ و ۴۹، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش.
- مبینی، مهتاب، و ابراهیمزاده، فرزام، «تعاملات هنری ایلام و بینالنهرین (با نگرشی بر نقوش موجودات ترکیبی در مهرها)»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۸، پاییز ۱۳۹۷ش.
- متیوز، راجر، و فاضل نشلی، حسن، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ترجمۀ جواد حسینزاده ساداتی و اشکان اولی پوریان، تهران، موزۀ ملی ایران، ۱۴۰۴ش.
- مجیدزاده، یوسف، تاریخ و تمدن ایلام، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۰ش.
- محمودی، ماندانا ؛ محافظی، بهزاد، «ایلام در عصر آهن»، مطالعات ایلامشناسی، سال ۳، شمارۀ ۷، تابستان ۱۳۹۶ش.
- محمودیان، حبیبالله، «ارتباط سیاسی-اقتصادی ایلام و بینالنهرین در دوران باستان»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۶، بهار ۱۳۹۷ش.
- محمودیان، حبیبالله، «بررسی تاریخ تمدنهای فلات ایران تا پایان دورۀ ایلامی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۱۱، شمارۀ ۳۷، بهار ۱۴۰۵ش.
- محمودیان، حبیبالله، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۸، شمارۀ ۲۵، بهار ۱۴۰۲ش.
- محمودیان، حبیبالله، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و باستانشناختی تمدن ایلام»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۴، شمارۀ ۱۳، زمستان ۱۳۹۸ش.
- مرادی، حسین، «منشأ نقش مار در مواد فرهنگی هزارۀ سوم پیش از میلاد جنوب شرق ایران؛ نشانهای از ارتباط با عیلام و میانرودان»، مطالعات باستانشناسی، دورۀ ۷، شمارۀ ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش.
- مشکور، محمدجواد، ایران در عهد باستان (در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام)، تهران، سازمان انتشارات اشرفی، ۱۳۶۳ش.
- مهرآفرین، رضا، و قائمپناه، نورالدین، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، جستارهای تاریخی، سال هفتم، شمارۀ ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۵ش.
- مهدینژاد خطبهسرا، سیدعلی، و همکاران، «شواهد باستانشناختی نفت، قیر و مشتقات آن در تمدن ایلام باستان»، مطالعات باستانشناسی پارسه، سال ۵، شمارۀ ۱۵، بهار ۱۴۰۰ش.
- مؤمنی، آتوسا، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۵، شمارۀ ۱۴، بهار ۱۳۹۹ش.
- میراشه، زهرا؛ نیکنامی، کمالالدین؛ و فیروزمندی شیرهجین، بهمن، «بررسی اسناد اقتصادی خرید-فروش، اجاره، وام در دورۀ عیلام قدیم»، پژوهشنامۀ تاریخ، سال یازدهم، شمارۀ ۴۳، تابستان ۱۳۹۵ش.
- نصر اصفهانی، سمیرا، و طاهری، علیرضا، «مطالعۀ پیکرکهای زنانه عصر مفرغ شوش از منظر ریختشناسی»، هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی، دورۀ ۲۵، شمارۀ ۳، پاییز ۱۳۹۹ش.
- نمیرانیان، کتایون، و فتحاللهی، نیما، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی بر اساس شواهد باستانشناسی و زبانشناسی»، آوای تاریخ، سال دوم، شمارۀ ۳، بهار ۱۴۰۱ش.
- نوری مجیری، مهرداد؛ بهروزی، مهرناز؛ و حسنی، میرزامحمد، «نقوش اساطیری-مذهبی مهرها و اثر مهرهای استوانهای در ایلام باستان»، مطالعات هنر اسلامی، دورۀ ۱۷، شمارۀ ۳۹، ۱۳۹۹ش.
- نیاکان، لیلی، «مطالعۀ خشتهای رنگین و آجرهای لعابدار دوران ایلامی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۴، شمارۀ ۱۲، پاییز ۱۳۹۸ش.
- ویسی، مهسا، «بررسی و مقایسۀ سرپوش زنان عیلام باستان با نمونههای معاصر در منطقۀ غرب»، هنرهای کاربردی، دورۀ ۲، شمارۀ ۱ (پیاپی ۵)، خرداد ۱۴۰۱ش.
- هینتس، والتر، دنیای گمشدۀ عیلام:بازسازی یک تمدن گمشده، ترجمۀ فیروز فیروزنیا، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، بیتا.
- یاحسینی، سید قاسم، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، کیهان فرهنگی، شمارۀ ۸۰، بهمن ۱۳۷۰ش.
- Rostami, Mostafa, and Mansourabadi, Mostafa, "String Instruments Depicted in the Paintings of Ancient Elam", International Journal of Humanities, Vol. 27, No. 2, 2020