پالایش متن |
|||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
== کارکردهای اجتماعی == | == کارکردهای اجتماعی == | ||
[[پرونده:اذان.jpg|جایگزین=اذان گفتن رهبر انقلاب در گوش یک نوزاد|بندانگشتی|اذان گفتن | [[پرونده:اذان.jpg|جایگزین=اذان گفتن رهبر انقلاب در گوش یک نوزاد|بندانگشتی|اذان گفتن آیتالله سید علی خامنهای در گوش یک نوزاد]] | ||
کارکرد اصلی اذان، آگاهکردن [[مسلمانان]] از وقت [[نماز]] است. علاوهبر آن، گاهی هنگام وقوع حادثهای پیشبینی نشده و بااهمیت، اذان میگفتند. همچنین گاهی بهمنظور اعلام مرگ افراد یا دادخواهی، اذان بیوقت سر میدادند.<ref>نظامالملک، سیاستنامه، ۱۳۶۹ش، ص۶۵–۶۹؛ امین، ظهر الاسلام، ج1، ۱۳۸۸ق، ص32-33؛ جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج1، بیتا، ص325.</ref> در برخی نقاط [[ایران]]، هنگام [[زایمان]] سخت زنان، اذان میگفتند و با این روش از دیگران درخواست [[دعا]] برای زائو میکردند.<ref>بلوکباشی، «زایمان»، ۱۳۴۴ش، ص۶۵؛ شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص195؛ پولاک، سفرنامه (ایران و ایرانیان)، ۱۳۶۱ش، ص154.</ref> در مناطق مختلفی از ایران، اذانگفتن پسربچهٔ نابالغ بهمنظور زودتر فارغشدن زائو بوده است.<ref>کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۴۶–۴۷؛ ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج1، ۱۳۵۵ش، ص301.</ref> همچنین ایرانیان مسلمان، در گوش نوزاد، اذان میگویند. پیشینهٔ این سنت به اذان گفتن [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] در گوش نوهاش، بازمیگردد.<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج11، بیتا، ص122-123؛ احمد بن حنبل، مسند، ج6، ۱۳۱۳ق، ص9 و 361 و 392.</ref> اذانگفتن در گوش نوزاد، نمادی از ورود به دین [[اسلام]] و آشنایی با ندای اسلام است.<ref>شریعتزاده، فرهنگ مردم شاهرود، ج2، ۱۳۷۱ش، ص254.</ref> در گذشته، بههنگام اوقات شرعی، مردم با شنیدن صدای مؤذن، اذان میگفتند تا صدای اذان به گوش همگان برسد.<ref>طباطباییفر، روستای قاطول در گذر زمان (مونوگرافی)، ۱۳۸۱ش، ص۲۴ و ۱۱۷ و ۲۴۱؛ وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۳۹ و ۴۵؛ شاهحسینی، خوار و میراث کهن آن، ۱۳۸۵ش، ص۲۰۶؛ پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۱۷۳–۱۷۴.</ref> | کارکرد اصلی اذان، آگاهکردن [[مسلمانان]] از وقت [[نماز]] است. علاوهبر آن، گاهی هنگام وقوع حادثهای پیشبینی نشده و بااهمیت، اذان میگفتند. همچنین گاهی بهمنظور اعلام مرگ افراد یا دادخواهی، اذان بیوقت سر میدادند.<ref>نظامالملک، سیاستنامه، ۱۳۶۹ش، ص۶۵–۶۹؛ امین، ظهر الاسلام، ج1، ۱۳۸۸ق، ص32-33؛ جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج1، بیتا، ص325.</ref> در برخی نقاط [[ایران]]، هنگام [[زایمان]] سخت زنان، اذان میگفتند و با این روش از دیگران درخواست [[دعا]] برای زائو میکردند.<ref>بلوکباشی، «زایمان»، ۱۳۴۴ش، ص۶۵؛ شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص195؛ پولاک، سفرنامه (ایران و ایرانیان)، ۱۳۶۱ش، ص154.</ref> در مناطق مختلفی از ایران، اذانگفتن پسربچهٔ نابالغ بهمنظور زودتر فارغشدن زائو بوده است.<ref>کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۴۶–۴۷؛ ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج1، ۱۳۵۵ش، ص301.</ref> همچنین ایرانیان مسلمان، در گوش نوزاد، اذان میگویند. پیشینهٔ این سنت به اذان گفتن [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] در گوش نوهاش، بازمیگردد.<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج11، بیتا، ص122-123؛ احمد بن حنبل، مسند، ج6، ۱۳۱۳ق، ص9 و 361 و 392.</ref> اذانگفتن در گوش نوزاد، نمادی از ورود به دین [[اسلام]] و آشنایی با ندای اسلام است.<ref>شریعتزاده، فرهنگ مردم شاهرود، ج2، ۱۳۷۱ش، ص254.</ref> در گذشته، بههنگام اوقات شرعی، مردم با شنیدن صدای مؤذن، اذان میگفتند تا صدای اذان به گوش همگان برسد.<ref>طباطباییفر، روستای قاطول در گذر زمان (مونوگرافی)، ۱۳۸۱ش، ص۲۴ و ۱۱۷ و ۲۴۱؛ وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۳۹ و ۴۵؛ شاهحسینی، خوار و میراث کهن آن، ۱۳۸۵ش، ص۲۰۶؛ پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۱۷۳–۱۷۴.</ref> | ||