زهرا فاضل (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «alt=نقشه استان تهران|بندانگشتی|نقشه استان تهران {{درشت|'''تهران'''}}؛ پایتخت ایران و شهری در استان تهران.{{سخ}}تهران، پایتخت ایران، شهری با تاریخ چند هزار ساله و زندگی مدرن است که در دامنه‌های جنوبی رشته‌کوه البرز...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۷۸: خط ۲۷۸:
   
   
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
++++
<big>'''شهرستان تهران'''</big>؛ پرجمعیت‌ترین شهرستان ایران، واقع در استان تهران.
شهرستان تهران، از جمله شهرستان‌های [[استان تهران]]، به مرکزیت شهر [[تهران]]، پایتخت [[ایران]]، است. براساس آمار اعلام‌شده در 1395ش، جمعیت این شهر در حدود 8,737,510 نفر بوده که از این میان 8,693,706 تن در شهر تهران زندگی می‌کنند.
==تقسیمات کشوری==
شهرستان تهران، بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، دارای 3 بخش (مرکزی، کن و آفتاب)، 1 شهر (شهر تهران) و 4 دهستان (سیاهرود، سولقان، آفتاب و خلازیر) است.<ref>[https://www.amar.org.ir/ درگاه ملی آمار ایران.]</ref>
==همسایگان==
شهرستان تهران، از سمت شمال به شهرستان شمیرانات، از سمت غرب به شهرستان کرج، از سمت شرق به شهرستان دماوند و از سمت جنوب به شهرستان‌های پاکدشت، ری، اسلامشهر و شهریار می‌رسد.<ref>اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، 1383ش، ج1، ص95.</ref>
==جغرافیا==
تهران، از جمله شهرستان‌های واقع در کوهپایه‌های البرز مرکزی است. این شهرستان، دشتی هموار است که با حرکت از سمت شمال به جنوب آن، شاهد کاهش ارتفاعات و افزایش دما در آن خواهیم بود.<br>
بخش کن، در شمال غربی این شهرستان، ناحیه‌ای کوهستانی است که رود «سولقان» نیز در آن جریان دارد.<ref>جعفری، دایره‌المعارف جغرافیایی ایران، 1379ش، ج1، ص316-317.</ref>  از جمله کوه‌های بلند موجود در این بخش می‌توان به «پهن حصار»، «رَندان»، «گندم چال»، «بندعیش» و «بندحصار» اشاره کرد. این کوه‌ها، بلندترین قله‌های شهرستان تهران محسوب می‌شوند. همچنین، کوه‌های «توچال»، «سوهانک»، «کلک‌چال» و «دارآباد» در شهرستان شمیرانات نیز در مناطق شمالی این شهرستان واقع شده‌اند.<ref>فرهنگ جغرافیایی کوه‌های کشور، 1379ش، ج4.</ref>
==منابع آبی==
رودهای جاری در این شهرستان، همگی از ارتفاعات جنوبی رشته‌کوه البرز سرچشمه می‌گیرند. رودخانه «دارآباد» با درازای 15 کیلومتر، از رودخانه‌های مستقل دریاچه نمک محسوب می‌شود که از کوه‌های «سیاه‌آب» و «دارآباد» سرچشمه گرفته و تا بخش‌های جنوبی تهران جریان دارد. این رودخانه، در نهایت، به دشت‌های جنوبی شهرستان تهران فرو می‌ریزد.<ref>فرهنگ جغرافیایی رودهای کشور، 1383ش، ج3، ص19.</ref>  رودخانه «جعفرآباد (اوسون)» نیز از زیرشاخه‌های رودخانه جاجرود است که از کوه‌های توچال و کلک‌چال نشأت گرفته و به سمت شهر ری جریان یافته است. این رودخانه در حوالی دهکده تخته‌چنگی به رودخانه جاجرود ختم می‌شود.<ref>افشین، رودخانه‌های ایران، تهران، 1373ش، ج2، ص492.</ref>  رودخانه‌های «درکه» و «کن» نیز از دیگر رودخانه‌های فصلی این شهرستان محسوب می‌شوند.
==آب‌وهوا==
شهرستان تهران، دارای ویژگی‌های آب‌و‌هوایی متنوعی است. در قسمت جنوبی این شهرستان، آب‌و‌هوایی گرم و خشک، در نواحی مرکزی آب‌و‌هوایی معتدل و در نواحی شمالی نیز آب‌و‌هوایی متمایل به سرد وجود دارد.<ref>فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های کشور، 1370ش، ج38، ص71.</ref><br>
==پانویس==
{{پانویس}} 
==منابع==
* افشین، یدالله، رودخانه‌های ایران، تهران، 1373ش.
* اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، به‌تحقیق سعید بختیاری، تهران، 1383ش.
* جعفری، عباس، دایره‌المعارف جغرافیایی ایران، تهران، 1379ش.
* درگاه ملی آمار ایران.
* فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، 1370ش.
* فرهنگ جغرافیایی رودهای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، 1383ش.
* فرهنگ جغرافیایی کوه‌های کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، 1379ش.
++++++
<big>'''تاریخ تهران'''</big>؛ پیشینه و تاریخ تهران از آغاز تا اکنون.<br>
باستان‌شناسان، اسنادی از سکونت دیرینه انسان در منطقه تهران یافته‌اند. آب فراوان و شرایط زیست‌محیطی مناسب، از دیرباز این منطقه را مورد توجه اقوام مختلف قرار داده است. در منطقه چشمه‌علی در ری، نشانه‌های زندگی انسان از 8 هزار سال پیش پیدا شده است.<ref>کامبخش‌فرد، نگاهی به تهران در سه هزار سال پیش، ۱۳۸۰ش، ص8.</ref>  تمدن انسان‌ها در این منطقه و مناطق دروس و قیطریه، به‌دلیل استفاده از سفال‌های قرمزرنگ به «تمدن سفال قرمز» معروف است.<ref>کامبخش‌فرد، «کاوش در قبور باستانی قیطریه»، ۱۳۴۸ش، ص67.</ref>  در تمدن پسینی این منطقه، از سفال‌های به رنگ خاکستری استفاده می‌شد و مناطق بیشتری از تهران مانند تهرانپارس، فشاپویه، حصارک شمیران، پل رومی، اوین، فرودگاه امام خمینی، دروس، عباس‌آباد، قیطریه و بوستان پنجم سلطنت‌آباد در بر می‌گرفت.<ref>عدل، «باغ مسکونی یا تهران درگذشته‌های دور از پیدایش تا عهد صفوی»، ۱۳۷۵ش، ص۱۲؛ <br>
کامبخش‌فرد، تهران سه هزار و دویست ساله براساس کاوش‌های باستان‌شناسی، ۱۳۷۰ش، ص۱۴.</ref><br>
 
نام [[تهران]]، برای نخستین‌بار در اثری از محمد بن حماد رازی، در سده 3ق آمده است. این سند نشان می‌دهد که در سده‌های نخستین ورود اسلام، قریه‌ای در ایران به‌نام تهران وجود داشته است.<ref>عدل، «باغ مسکونی یا تهران درگذشته‌های دور از پیدایش تا عهد صفوی»، ۱۳۷۵ش، ص۱4.</ref>  پژوهشگران، تهران را تا پیش از حمله مغول، روستایی نامعتبر دانسته‌اند که در مقایسه با تجریش، ونک (ایوان) و دولاب، از شهرت کمتری برخوردار بوده است.<ref>تکمیل همایون، تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران، ۱۳۷۷ش، ج1، ص35.</ref> 
==تهران در قرن 6 قمری==
نام تهران، از سده 6ق به بعد، شهرت یافته و در منابع مورخان و جغرافی‌دانان، به آن اشاراتی صورت گرفته است.<ref>تکمیل همایون، تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران، ۱۳۷۷ش، ج1، ص33.</ref>  برای مثال، ابن‌بلخی، در قرن 6ق به انار طهرانی اشاره کرده است.<ref>ابن‌بلخی، فارس‌نامه، ۱۳۳۹ق، ص۱۳۴.</ref>  در وقایع توصیف‌شده در کتب تاریخ‌نگاران، منطقه تهران، از اواسط سده 6ق، نسبت به دولاب، از شهرت بیش‌تری برخوردار شده است.<ref>ظهیرالدین نیشابوری، سلجوق‌نامه، ۱۳۳۲ش، ص79؛ <br>
راوندی، راحة الصدور، به‌تحقیق محمداقبال، تهران، ۱۳۳۳ش، ص293.</ref> 
==تهران در قرن 7 قمری==
یاقوت حَمَوی، در سال 617ق، تهران را منطقه‌ای در فاصله یک فرسنگی از ری معرفی کرده و آن را روستایی بزرگ شامل 12 محله دانسته که باغ‌ها و بستان‌های آن، درهم‌تنیده بوده و به‌عنوان مانعی در برابر تاخت‌وتاز دشمنان شناخته می‌شد.<ref>راوندی، راحة الصدور، ۱۳۳۳ش، ص293.</ref>  زکریای قزوینی نیز در نیمه دوم قرن 7ق، گفته‌های یاقوت را تایید کرده است. او، خانه‌های زیرزمینی تهرانی‌ها را به «سوراخ موش کور» تشبیه کرده است؛<ref>قزوینی، آثار البلاد، ۱۴۰۴ق، ص340.</ref>  ورودی این خانه‌ها، دهلیزهای تنگ و تاریکی بوده که به‌منظور دفاع در برابر دشمنان، تعبیه شده بودند.<ref>عدل، «باغ مسکونی یا تهران درگذشته‌های دور از پیدایش تا عهد صفوی»، ۱۳۷۵ش، ص۱5.</ref>  تهرانی‌ها، در زمان حمله دشمنان به این خانه‌ها پناه می‌بردند. کارکرد دیگر این خانه‌های زیرزمینی، در امان ماندن از سرمای زمستان و گرمای تابستان بوده است.<ref>معتمدی، جغرافیای تاریخی تهران، ۱۳۸۱ش، ص۱۵.</ref>  با حمله مغول به شهر ری (617ق)، بسیاری از مردم آن منطقه به تهران مهاجرت کردند و تهران، کم‌کم به شهری با سلایق مختلف تبدیل شد و خانه‌های زیرزمینی تهران دیگر مورد استقبال همگان نبود.<ref>عدل، «باغ مسکونی یا تهران درگذشته‌های دور از پیدایش تا عهد صفوی»، ۱۳۷۵ش، ص۱7.</ref>
==تهران در قرن 8 قمری==
تهران در قرن 8ق، یکی از مناطق شناخته‌شده ایران در نزدیکی ری بود.<ref>مستوفی، نزهة القلوب، ۱۳۳۱ق، ص53-55.</ref>  این اعتبار، پس از افول ورامین در رویدادهای اواخر قرن 8ق، در دوره ایلخانیان، دو چندان شد.<ref>آذری دمیرچی، جغرافیای تاریخی ورامین، ۱۳۴۸ش، ص۱۳-۱۴.</ref>  کلاویخو، فرستاده پادشاه اسپانیا، که در مسیر سفر به سمرقند، چند روزی را در تهران گذرانده بود، این شهر را بزرگ و خرم توصیف کرده که دارای وسایل آسایش بوده است.<ref>Clavijo, Narrative of the Embassy, 2001, P98-99, 182.</ref> 
==تهران در قرن 9 قمری==
بررسی آثار بر‌جای‌مانده از دوره تیموریان در تهران، محدوده این شهر را در آن دوران مشخص می‌کند. محققان معتقدند تهران از سمت جنوب‌شرق به بقعه سیداسماعیل، از سمت شمال‌شرق به بقعه امام‌زاده یحیی، از سمت جنوب به بقعه امام‌زاده زید و از سمت جنوب‌غرب نیز به بقعه امام‌زاده سید نصرالدین محدود بوده است. برخی از پژوهشگران، وجود امامزادگان متعدد در دوران پیش از صفویان، در تهران را مؤید گرایش و تمایل مردم این منطقه به مذهب شیعه می‌دانند. حمدالله مستوفی، مردم ری و توابع آن را شیعه 12 امامی دانسته است.<ref>مستوفی، نزهة القلوب، ۱۳۳۱ق، ص54.</ref>
==تهران در قرن 10 قمری==
پژوهشگران، رونق و اعتبار واقعی تهران را به دوران شاه طهماسب صفوی نسبت می‌دهند. تهران، به‌دلیل نزدیکی به قزوین (پایتخت آن دوران)، داشتن شکارگاه‌های مناسب، وجود امام‌زادگان متعدد و وجود باغ‌های پُربار، به منطقه‌ای مورد توجه شاه‌طهماسب تبدیل شده بود.<ref>هدایت، روضة الصفا، ۱۳۳۹ش، ج9، ص197؛ <br>
اعتمادالسلطنه، مرآة البلدان، ۱۳۶۷ش، ج1، ص828.</ref>  برخی از محققان، دلیل دیگری همچون موقعیت جغرافیایی این منطقه (قرار گرفتن در مسیر خراسان، مازندران و آذربایجان) را مهم‌ترین عامل رونق و توجه پادشاهان صفوی به این منطقه دانسته‌اند. جلگه تهران، مسیر همواری برای حمله دشمنانِ صفویان به پایتخت یعنی قزوین بوده است. به‌همین دلیل، شاه طهماسب، تهران را به‌صورت دژی درآورد تا هم سپر دفاعی قزوین و هم انبار تدارکاتی برای لشکرکشی به مازندران و خراسان باشد.<ref>معتمدی، جغرافیای تاریخی تهران، ۱۳۸۱ش، ص26.</ref>  به‌دستور پادشاه صفوی، در تهران بازاری ساختند و در اطراف آن نیز بارویی کشیدند. این حصار، شامل یک فرسنگ طول، 114 برج (به تعداد سوره‌های قرآن) و 4 دروازه (دروازه حضرت عبدالعظیم، دروازه دولاب، دروازه شمیران و دروازه قزوین)<ref>معتمدی، جغرافیای تاریخی تهران، ۱۳۸۱ش، ص24-25.</ref>  بود.<br>
تهران در قرن 10 قمری، از سمت شمال به خیابان چراغ برق (امیرکبیر)، میدان توپخانه و خیابان سپه، از سمت شرق به خیابان ری، از سمت جنوب به خیابان مولوی و از سمت غرب به خیابان شاپور (وحدت اسلامی) محدود بوده است.<ref>کریمان، تهران در گذشته و حال، ۱۳۵۵ش، ص۱۲۹.</ref><br>
برخی از جهانگردان، که در قرن 10 قمری از ایران دیدن کرده‌اند، تهران را شهری بزرگ‌تر و با اعتبار بیش‌تری نسبت به قزوین دانسته‌اند که جمعیت کمتری داشته است.<ref>دلاواله، سفرنامه، ۱۳۴۸ش، ص288.</ref><br>
 
نخستین بناهایی که پس از ساخت باروی تهران، در آن شهر ساخته شد، حمام، تکیه و مدرسه خانم بود که به‌دستور «خانم» (خواهر شاه طهماسب) در این منطقه ساخته شد.<ref>جواهرکلام، تاریخ تهران، ۱۳۲۵ش، ص۷۷.</ref>  امروزه، در محله چاله میدان، از قدیمی‌ترین محله‌های تهران، «گذرِ درِ حمام خانم» و «مدرسه خانم» شناخته شده هستند.<ref>معتمدی، جغرافیای تاریخی تهران، ۱۳۸۱ش، ص30.</ref>  پس از مدتی، تهران به‌جای ورامین، به‌عنوان شهر حاکم‌نشین ولایت ری انتخاب شد.<ref>رازی، هفت اقلیم، ۱۳۴۰ش، ج3، ص49؛ <br>
اعتمادالسلطنه، مرآة البلدان، ۱۳۶۷ش، ج1، ص828-829.</ref>
==تهران در قرن 11 قمری==
در گزارشی از یک جهانگرد (1037ق)، آمده است که تهران، شهری بزرگ با 3 هزار خانه خشتی و سفیدرنگ بوده است. بازار این شهر، دو بخش مسقف و روباز داشت. از آب رودی دو شاخه نیز که از میان شهر می‌گذشت، برای آبیاری کشت‌زارها و باغ‌های بی‌شمار این منطقه استفاده می‌شد. برخی گزارش‌ها، تعداد نفوس تهران را در آن روزگار، 25 تا 30 هزار نفر برآورد کرده‌اند.<ref>اسکرس، «نقش معماری در پیدایش تهران»، ۱۳۷۵ش، ص۷۵.</ref><br>
 
هسته مرکزی مسجد جامع تهران، در زمان حکومت شاه عباس دوم، در 1072ق، بنا شد. این مسجد، در دوره قاجاریان توسعه یافت. آخرین پادشاهان صفوی نیز در تهران قصری ساختند که به‌نام «عمارت سلطانی» معروف بود.<ref>معتمدی، جغرافیای تاریخی تهران، ۱۳۸۱ش، ص38.</ref>  در این دوران، تهران، دستخوش وقایع سیاسی و اجتماعی بسیاری بود.
==تهران در قرن 12 قمری==
پس از سقوط اصفهان به‌دست محمود افغان (1135ق)، تهران نیز به‌دست اشرف افغان افتاد.<ref>Lockhart, The Fall of the Ṣafavīd Dynasty and the Afghan Occupation of Persia, 1958, P19; <br>
Hanway, The Revolutions of Persia, 1753, V.II, P224-225.</ref>  تهران، به‌عنوان پایگاهی نظامی برای اشرف و دژی در برابر مخالفان او در مازندران، زنجان و آذربایجان بود. افغان‌ها، به‌مدت 5 سال، تهران را تحت تصرف خود داشته و بناهایی را در این شهر ساختند، مانند قسمت‌هایی از بناهای ارگ سلطنتی، دیوار اطراف آن و دروازه اسدالدوله (دروازه دولت).<ref>اعتمادالسلطنه، مرآة البلدان، ۱۳۶۷ش، ج1، ص828.</ref>  این دروازه تا دوره محمدشاه قاجار به‌همین نام خوانده می‌شد اما در دوره ناصرالدین شاه به‌نام «دروازه دولت» تغییرنام یافت.<ref>معتمدی، جغرافیای تاریخی تهران، ۱۳۸۱ش، ص46-47.</ref><br>
 
اشرف، در 1142ق، از نادرقلی افشار (نادرشاه) در حوالی دامغان، شکست خورد و با غارت کامل تهران، به اصفهان بازگشت.<ref>Hanway, The Revolutions of Persia, 1753, V.II, P229.</ref>  نادر، 6 هزار نیروی نظامی را در تهران باقی گذاشت تا به تنظیم امور مملکتی بپردازند. تهران به‌واسطه اهمیت نظامی، مورد توجه نادرشاه بود.<ref>استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۴۱ش، ص۱۳۶ و ۱۸۵؛
Hanway, The Revolutions of Persia, 1753, V.II, P215-216.
</ref><br>
 
پس از قتل نادرشاه، کریم‌خان زند برای تصرف تهران، قزوین، همدان و نواحی غربی ایران، لشکرکشی کرد.<ref>ابوالحسن گلستانه، مجمل التواریخ، ۱۳۵۶ش، ص30 و 175.</ref>  کریم‌خان پس از مدتی، به‌دلیل ایمن نبودن تهران در برابر حمله دشمنان، به اصفهان و سپس به شیراز رفت<ref>معتمدی، جغرافیای تاریخی تهران، ۱۳۸۱ش، ص51.</ref>  و پس از تقویت سپاه، دوباره در تهران اردو زد.<ref>موسوی‌اصفهانی، تاریخ گیتی‌گشا، ۱۳۶۳ش، ص۸۷-۸۸؛ <br>
ابوالحسن مستوفی، گلشن مراد۱۳۶۹ش، ص۱۰۷-۱۰۸.</ref>  کریم‌خان مدت 4 سال، تهران را مرکز حکومت خود قرار داد و در محل ارگ سلطنتی، عمارت، دارالحکومه، حرم‌خانه و خلوت‌خانه بنا کرد. مورخان، تاریخ دقیق ساخت برج و باروی تازه در اطراف ارگ و احداث خندقی عمیق گرداگرد آن را به‌همین دوران نسبت می‌دهند.<ref>ذکاء، تاریخچۀ ساختمان‌های ارگ سلطنتی تهران، ۱۳۴۹ش، ص۷-۸.</ref><br>
پس از مرگ کریم‌خان زند، آقامحمدخان قاجار، بارها به قصد تسخیر تهران، به آن شهر حمله کرد اما هر بار با شکست مواجه می‌شد. در نهایت، او پس از تصرف اصفهان توانست تهران را نیز تسخیر کرده و در 1200ق (مصادف با نوروز 1164ش)، در تهران، به تخت پادشاهی نشست. از آن تاریخ، تهران، به‌عنوان پایتخت ایران شناخته‌شده و همواره پایتخت باقی ماند.<ref>اعتمادالسلطنه، مرآة البلدان، ۱۳۶۷ش، ج1، ص848.</ref>
==تهران در قرن 13 قمری==
محققان، از جمله دلایل انتخاب تهران به‌عنوان پایتخت توسط آقامحمدخان را موقعیت راهبردی جنگی، خودکفایی تولیدی و اقتصادی تهران، نزدیکی به گرگان (مرکز ایل قاجار) و نزدیکی به ری می‌دانند.<ref>[http://tarikhirani.ir/fa/news/5808/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D8%B4%D8%AF- «چرا تهران پایتخت شد؟»، سایت تاریخ ایران.]</ref><br>
در دوره حکومت قاجار، تهران، پیشرفت چشم‌گیری داشته و فتحعلی شاه و محمدشاه، اقدامات مهمی را در راستای توسعه این شهر انجام دادند. با این همه، محققان، تغییرات بنیادین تهران را در دوره ناصرالدین شاه می‌دانند که از آن جمله می‌توان به تأسیس ادارت، بیمارستان دولتی، دارالفنون، بهبود اساسی راه‌های اصلی و طراحی نقشه جدید شهر تهران اشاره کرد. در آن زمان، تهران، به بزرگ‌ترین شهر ایران با جمعیت 250,000 تن تبدیل شد.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/126486/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%AE-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D9%8A--%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%81%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D9%8A-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86 «نگاهی به تاریخ تهران در دوران قاجار و پهلوی»، دانشنامه دائره‌المعارف بزرگ اسلامی.]</ref><br>
 
در نیمه دوم قرن 13 قمری، حکومت ایران به‌دست خاندان پهلوی افتاد. در این دوران، پروژه تبدیل تهران از یک شهر معمولی به یک پایتخت مدرن، کلید خورد. ساخت مؤسسات آموزشی (مانند دانشگاه تهران)، بیمارستان‌های مجهز و امروزی، ورزشگاه‌ها (مانند ورزشگاه امجدیه)، کتابخانه‌ها (مانند کتابخانه ملی)، موزه ایران باستان، ورود خودروهای روز دنیا به تهران و ساخت ایستگاه راه‌آهن و فرودگاه از آن جمله است.
==تهران در قرن 14 قمری==
آغاز قرن 14 قمری در ایران، با انقلاب اسلامی 1357ش، مصادف شد. پس از آن، در سال‌های جنگ تحمیلی رژیم بعثی عراق، تهران بارها مورد حملات موشکی قرار گرفت. تهران، به‌دلیل انقلاب و جنگ، نزدیک به یک دهه از پیشرفت بازماند. اما پس از آن، جمهوری اسلامی به ساخت‌وسازهای مکرر و توسعه این شهر همت گماشت. از جمله بناهای جدید ساخته‌شده در تهران می‌توان به «برج میلاد» اشاره کرد.<br>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
* آذری دمیرچی، علاءالدین، جغرافیای تاریخی ورامین، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۸ش.
* ابن‌بلخی، فارس‌نامه، به‌تحقیق لسترنج و نیکلسن، کیمبریج، بی‌نا، ۱۳۳۹ق.
* ابوالحسن گلستانه، مجمل التواریخ، به‌تحقیق مدرس رضوی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۶ش.
* ابوالحسن مستوفی، گلشن مراد، به‌تحقیق غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران، زرین، ۱۳۶۹ش.
* استرآبادی، محمدمهدی، جهانگشای نادری، به‌تحقیق عبدالله انوار، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۴۱ش.
* اسکرس، جنیفر، م.، «نقش معماری در پیدایش تهران»، تهران پایتخت دویست ساله، به‌تحقیق شهریار عدل و برنار اوکارد، ترجمۀ احمد سیدی و فاطمه وثوقی خزایی، تهران، ۱۳۷۵ش.
* اعتمادالسلطنه، محمدحسن‌، مرآة البلدان، به‌تحقیق عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۷ش.
* تکمیل همایون، ناصر، تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۷۷ش.
* جواهرکلام، عبدالعزیز، تاریخ تهران، تهران، بی‌نا، ۱۳۲۵ش.
* «چرا تهران پایتخت شد؟»، سایت تاریخ ایران، تاریخ بارگذاری: 21 فروردین 1396ش.
* دلاواله، پیترو، سفرنامه، ترجمۀ شعاع‌الدین شفا، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۴۸ش.
* ذکاء، یحیى، تاریخچۀ ساختمان‌های ارگ سلطنتی تهران، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۴۹ش.
* رازی، امین‌احمد، هفت اقلیم، به‌تحقیق جواد فاضل، تهران، علی‌اکبر علمی، ۱۳۴۰ش.
* راوندی، محمد، راحة الصدور، به‌تحقیق محمداقبال، تهران، امیرکبیر، ۱۳۳۳ش .
* ظهیرالدین نیشابوری، سلجوق‌نامه، تهران، کلاله خاور، ۱۳۳۲ش.
* عدل، شهریار، «باغ مسکونی یا تهران درگذشته‌های دور از پیدایش تا عهد صفوی»، تهران پایتخت دویست ساله، به‌تحقیق شهریار عدل و برناد اورکاد، ترجمۀ ابوالحسن سروقد مقدم، تهران، ۱۳۷۵ش.
* قزوینی، زکریا، آثار البلاد، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۰۴ق.
* کامبخش‌فرد، سیف‌الله، تهران سه هزار و دویست ساله براساس کاوش‌های باستان‌شناسی، تهران، فضا، ۱۳۷۰ش.
* کامبخش‌فرد، سیف‌الله، «کاوش در قبور باستانی قیطریه»، باستان‌شناسی و هنر ایران، تهران، شماره 2، ۱۳۴۸ش.
* کامبخش‌فرد، سیف‌الله، نگاهی به تهران در سه هزار سال پیش، ترجمۀ کلود کرباسی، تهران، سازمان میراث فرهنگی و کردشگری، ۱۳۸۰ش.
* کریمان، حسین، تهران در گذشته و حال، تهران، دانشگاه ملی ایران، ۱۳۵۵ش.
* مستوفی، نزهة القلوب، به‌تحقیق لسترنج، لیدن، بی‌نا، ۱۳۳۱ق.
* معتمدی، محسن، جغرافیای تاریخی تهران، تهران، دانشگاهی، ۱۳۸۱ش.
* موسوی‌اصفهانی، محمدصادق، تاریخ گیتی‌گشا، تهران، اقبال، ۱۳۶۳ش.
* «نگاهی به تاریخ تهران در دوران قاجار و پهلوی»، دانشنامه دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ بازدید: 9 خرداد 1401ش.
* هدایت، رضاقلی، روضة الصفا، تهران، اساطیر، ۱۳۳۹ش.
* Clavijo, R.G., Narrative of the Embassy, tr. C.R., Markham, New Delhi, 2001.
* Hanway, J., The Revolutions of Persia, London, 1753.
* Lockhart, L., The Fall of the Ṣafavīd Dynasty and the Afghan Occupation of Persia, Cambridge, 1958.
+++++++
<big>'''ادبیات تهران'''</big>، نقش تهران در ترویج زبان و ادبیات فارسی.<br>
[[تهران]]، در ابتدا به‌عنوان یکی از بخش‌های اصلی ری (تا اوایل دوره حکومتی قاجاریان) و سپس به‌عنوان پایتخت ایران، همواره در ترویج زبان و ادبیات فارسی، سهم بسیاری داشته است. مستقل شدن تهران، هم بر کیفیت و هم بر کمیت شعر و ادب تهران أثر گذاشت تا جایی‌که در لیست 25 نفره ادیبان و سخنوران ایرانی، در حدود سال 1200ق، 21 تن از اهالی تهران بوده و با صفت تهرانی موصوف شده‌اند.<ref>کریمان، قصران، ۱۳۵۶ش، ج1، ص571 و 574-577 و 581؛ <br>
سام‎میرزا صفوی، تحفۀ سامی، ۱۳۴۷ش، ص388-399؛ <br>
بلاغی، تاریخ تهران، ۱۳۵۰ش، ص۴۲-۶۲.</ref> 
==بازگشت ادبی==
پایتخت شدن تهران، نظر ادیبان و دانشمندان را به خود جلب کرد و موجب پیشرفت ادبیات تهران شد و بسیاری از فعالیت‌های ادبی و فرهنگی در این شهر متمرکز شد.<ref>اتحادیه، اینجا طهران است، ۱۳۷۷ش، ص۵۶؛ <br>
خانلری، دستور تاریخی زبان فارسی، ۱۳۷۲ش، ص۲۲.</ref>  این حرکت با روی گرداندن از سبک هندی و بازگشتن به سبک خراسانی در قصیده‌سرایی و سبک عراقی در غزل‌سرایی همراه بود<ref>همایی، مقدمه و حواشی بر دیوان طرب، ۱۳۴۲ش، ص۱۱۵؛ <br>
اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۱۳۸۴ش، ص۵۴۴؛ <br>
صورتگر، منظوم‌های غنایی ایران، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۷؛ <br>
زرین‌کوب، نقد ادبی، ۱۳۶۱ش، ج2، ص631-632.</ref>  و بعدها به‌نام «بازگشت ادبی» معروف شد.<ref>صفا، مختصری در تاریخ تحول نظم و نثر پارسی، ۱۳۶۳ش، ص127.</ref>  محققانی مانند بهار، بر این باورند که شروع این حرکت از دوران کریم‌خان زند بوده و در دوره پادشاهی مظفرالدین شاه خاتمه یافته است.<ref>همایی، مقدمه بر دیوان سروش اصفهانی، ۱۳۴۰ش، ص15؛
Rypka, History of Iranian Literature, 1968, P295-296.
</ref>  تهران، با پیشرفت مکتب بازگشت ادبی، از میراث ادبیات سنتی سود برد و سپس با آغاز جنبش مشروطه و ظهور ادبیات نوین، خاستگاه ادبیات جدید ایران شد.
==شعر در تهران پیش از مشروطه==
پژوهشگران، شعرِ دوران بازگشت را در 2 دوره بررسی کرده‌اند:<br>
# '''نیمه دوم قرن 12ق تا اوایل سده 13ق'''؛ سبک سروده‌های این دوره، سبک «عراقی_اصفهانی جدید» بوده که آن را محصول فعالیت‌های دو انجمن ادبی به نام‌های «انجمن مشتاق» و «انجمن نشاط» می‌دانستند.
# '''نیمه اول سده 13ق تا اوایل سده 14ق (دوره کمال و پختگی)'''؛ این دوره با تأسیس سومین انجمن ادبی، به‌نام «انجمن خاقان» آغاز شد. پژوهشگران، حمایت فتحعلی شاه از شاعران را دلیل پویایی شعر در این دوره دانسته‌اند.<ref>زرین‌کوب، نقد ادبی، ۱۳۶۱ش، ج2، ص628.</ref>  در تذکره گلشن، اسامی 48 تن از فرزندان فتحعلی شاه که شعر می‌گفتند، آمده است.<ref>Brown, A Literary History of Persia, 1959, V.IV, P298-299.</ref>  پس از فتحعلی شاه که خود شاعری نامدار بود، مظفرالدین شاه نیز به رسم پدر، شاعران را محترم می‌داشت.<ref>حکمت، «شعر فارسـی در عصـر معاصر»، ۱۳۲۶ش، ص۴۲.</ref>  ناصرالدین شاه قاجار نیز شعر می‌گفت و محافل ادبی بسیاری را با حضور شاعران برتر تهران و ایران برگزار می‌کرد.<ref>معیرالممالک، یادداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین‎ شاه، بی‌تا، ص۱۲۵.</ref>  از جمله شاعران این دوره می‌توان به ادیب پیشاوری، ادیب‌الممالک فراهانی، محمدحسین فروغی و فتح‌الله خان شیبانی اشاره کرد. فروغی، یغما و شیبانی، از مدیحه‌سرایی دوری می‌کردند<ref>زرین‎کوب، سیری در شعر فارسی، ۱۳۶۷ش، ص۱۷۶-۱۷۸.</ref>  و برخی مانند شیبانی و یغما، در اشعار خود، رویکرد اعتراضی داشتند. از دیگر رخدادهای شعر در تهران می‌توان به شعرخوانی و نقالی در قهوه‌خانه‌ها،<ref>شهری، طهران قدیم، ۱۳۷۱ش، ج2، ص170؛ <br>
محجوب، ادبیات عامیانۀ ایران، ۱۳۸۲ش، ص130.</ref>  شبیه‌خوانی و تعزیه،<ref>استعلامی، بررسی ادبیات امروز، ۱۳۵۰ش، ص۱۵۸ و ۱۶۲-۱۶۳.</ref>  سرودن مرثیه، تصنیف‌سازی و رواج اشعار عامیانه<ref>هدایت، مجمع‎ الفصحا، ۱۳۸۲ش، ج2، ص684.</ref>  اشاره کرد.
==نثر در تهران پیش از مشروطه==
پژوهشگران، نثر دوره بازگشت را در 3 گروه جای داده‌اند:<br>
# '''ساده‌نویسی'''؛<ref>اته، تاریخ ادبیات فارسی، ۱۳۳۷ش، ص۲۸۰.</ref> 
# '''دشوارنویسی'''؛ این سبک شامل نثرنویسی به‌شیوه گذشتگان یا نثر مصنوع (سبک نوشتاری سده‌های 6 و 7 ق) و نیز سبک نثرنویسی پرتکلف و ملال‌آور (مشابه با نثر روزگار مغول) است،<ref>همایی، مقدمه بر حبیب ‎السیر خواندمیر، ۱۳۳۳ش، ج1، ص38-39.</ref>   
# '''سبک بینابین'''؛ در این سبک نگارشی، به آیات و روایات اشاره شده و از لغات و ترکیبات عربی نیز استفاده شده است.<ref>شمیسا، سبک‎‌شناسی نثر، ۱۳۸۳ش، ص۲۱۵-۲۱۶.</ref>   
در ایران، افرادی مانند ابوالقاسم قائم‌مقام که به پدر ساده‌نویسی در نثر فارسی مشهور است و نیز شاگرد او یعنی میرزا تقی‌خان امیرکبیر، بر ضد دشوارنویسی به‌پا خاسته و ساده‌نویسی را مرسوم کردند. ناصرالدین شاه از این سبک نوشتاری حمایت کرد و در نگارش سفرنامه‌های خود از آن پیروی کرد.<ref>خانلری، «نثر فارسی در دورۀ اخیر»، ۱۳۲۶ش، ص۱۳۱.</ref>  برخی محققان، تلاش‌های قائم‌مقام در راستای رواج ساده‌نویسی را خدمتی بزرگ به زبان فارسی می‌دانند.<ref>نفیسی، شاهکارهای شعر فارسی، ۱۳۳۰ش، ص۱۴ و ۱۸؛ <br>
خانلری، «نثر فارسی در دورۀ اخیر»، ۱۳۲۶ش، ص۱۳۱.</ref> 
==شعر در تهران پس از مشروطه==
پژوهشگران، دوران مشروطه را از زمان امضای فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه، تا پیروزی انقلاب اسلامی در نظر می‌گیرند. در این دوران، 4 جریان شعری در تهران و پس از آن در تمام ایران، رایج بوده است:<br>
# شعر عروضی؛
# شعر نیمه عروضی (نیمایی، آزاد)؛
# شعر غیر عروضی (سپید، موج نو)؛ شعری که از نظر وزن، تابع موازین و معیارهای عروضی نیست.
# غزل نوتصویری؛ غزل‌هایی که قالب شعری آن‌ها سنتی، اما زبان و تخیل شاعر نو است.
==شعر عروضی==
شعر عروضی، در تهران پس از مشروطه، در دو قالب سنتی و نو، ادامه یافته است. «شعر عروضی سنتی» را می‌توان ادامه دهنده نهضت بازگشت ادبی دانست که با آغاز مشروطه نیز پایان نیافت و تا امروز، به‌صورت حداقلی ادامه دارد. در این سبک شعری، شاعر به حفظ سنت‌های دیرین ادبی پای‌بند است. «شعر عروضی نو» (تلفیقی) نیز صورت امروزی‌تر و متعالی‌تر نسبت به سبک شعری بازگشت ادبی است. در این سبک شعری، قالب‌های سنتی با افکار و اندیشه‌های جدید تلفیق‌شده و به مسائل سیاسی ـ اجتماعی انسان امروز (مانند وطن‌دوستی، آزادی‌خواهی، مسائل تعلیم و تربیت و آزادی بیان)، به‌عنوان موضوع شعر، توجه می‌شود.<ref>شمیسا، سبک‎شناسی شعر، ۱۳۷۴ش، ص۳۴۳؛ <br>
آرین‎‌پور، از نیما تا روزگار ما، ۱۳۷۴ش، ج3، ص541.</ref>  زبان شعر عروضی نو نیز به زبانی آسان و امروزی تغییر یافته است.<ref>شفیعی کدکنی، ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت، ۱۳۵۹ش، ص۳۷-۳۸، <br>
شفیعی کدکنی، ادبیات فارسی، ۱۳۷۸ش، ص۷۳-۷۴؛ <br>
شمیسا، سبک‎شناسی شعر، ۱۳۷۴ش، ص۳۴0-341.</ref> 
==شعر نو==
نوگرایی در شعر و پدید آمدن سبک نو، در تاریخ ادبیات فارسی رایج بوده است. شعر، همانند سایر انواع هنری، از اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه اثر می‌پذیرد. این أثرپذیری در ایران باعث شد تا سبک خراسانی به سبک عراقی، سبک عراقی به سبک هندی ـ اصفهانی، سپس سبک هندی ـ اصفهانی به شیوه بازگشت ادبی تبدیل شود. پس از آن، ارتباط ایران با اروپا، حضور صنعت چاپ در ایران و چاپ آثار ادبی، علمی و روزنامه‌ها در ایران تحولاتی را به‌وجود آورد که زمینه برای نوگرایی در شعر و ادب فارسی فراهم شد. این نوگرایی در شعر، ابتدا در محتوای اشعار به‌وجود آمد. پس از ایجاد این نوگرایی، اختلافاتی میان نویسندگان و شاعران ایجاد شده که در نتیجه آن، شاعرانی همچون بهار در تهران، به دفاع از هر دو سبک سنتی و نو پرداختند. پژوهشگران، شعر نو را بدون در نظر گرفتن وزن عروضی به سه دسته: 1. شعر نیمه عروضی (نیمایی، آزاد)؛ 2. شعر غیرعروضی (شعیر سپید یا شاملویی)؛ 3. شعر موج نو (شعر منثور) تقسیم می‌کنند و با در نظر گرفتن وزن عروضی، دو گونه دیگر «غزل نو» و «غزل تصویری» نیز به انواع آزاد، سپید و موج نو اضافه می‌شود.
==نثر در تهران پس از مشروطه==
نثر فارسی، از دوران بازگشت ادبی، به‌سمت ساده شدن متمایل شد. در ابتدا، ساده‌نویسی از بین‌بین نویسی در دوران فتحعلی شاه آغاز شد و به ساده‌نویسی امروزی رسید. در این سبک، آثاری به‌وجود آمد که نمونه‌های عالی از ساده‌نویسی هستند:<br>
# '''آثار تألیفی'''؛ مانند رساله مجدیه.
# '''ترجمه'''؛ مانند ترجمه هزار و یک شب.
# '''روزنامه'''؛ شامل روزنامه‌هایی مانند «اختر» در استانبول که توسط مهاجرین ایرانی نوشته می‌شدند.<ref>پروین، تاریخ روزنامه ‎نگاری ایرانیان، ۱۳۷۷ش، ج1، ص246-330.</ref>
این سبک از ساده‌نویسی، که در جریان بازگشت مورد توجه و تأکید بود،<ref>Rypka, History of Iranian Literature, 1968, P310.</ref>  در آستانه جنبش مشروطه، به شیوه رایج نوشتاری تبدیل شد و تا امروز ادامه یافته است. این نوع نوشتاری ساده، منجر به ظهور انواع ادبی جدید در ادبیات تهران و ایران شد که از آن جمله می‌توان به «نثر روزنامه‌نویسی و طنزنگاری» (مانند روزنامه صوراسرافیل دهخدا)، «نثر داستان‌نویسی» (مانند سووشون سیمین دانشور)، «نثر ادبیات نمایشی» (مانند نمایشنامه‌های بهرام بیضایی)، «نثر تحقیقی_علمی» (نثر دانشگاهی)<ref>شمیسا، سبک‎‌شناسی نثر، ۱۳۸۳ش، ص254-255.</ref>  و «نثر ترجمه» (برگردان آثار مختلف از زبان‌های گوناگون به زبان فارسی) اشاره کرد.<br>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
* آرین‎‌پور، یحیى، از نیما تا روزگار ما، تهران، زوار، ۱۳۷۴ش.
* اتحادیه، منصوره، اینجا طهران است، تهران، تاریخ ایران، ۱۳۷۷ش.
* اته، هرمان، تاریخ ادبیات فارسی، ترجمۀ رضازاده شفق، تهران، هیرمند، ۱۳۳۷ش.
* استعلامی، محمد، بررسی ادبیات امروز، تهران، رز، ۱۳۵۰ش.
* اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مغول، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۴ش.
* بلاغی، عبدالحجت، تاریخ تهران، قم، بی‌نا، ۱۳۵۰ش.
* پروین، ناصرالدین، تاریخ روزنامه ‎نگاری ایرانیان، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۷ش.
* حکمت، علـی‎اصغر، «شعر فارسـی در عصـر معاصر»، نخستین کنگرۀ نویسندگان ایران، تهران، ۱۳۲۶ش.
* خانلری، پرویز، دستور تاریخی زبان فارسی، به‌تحقیق عفت مستشارنیا، تهران، سمت، ۱۳۷۲ش.
* خانلری، پرویز، «نثر فارسی در دورۀ اخیر»، نخستین کنگرۀ نویسندگان ایران، تهران، ۱۳۲۶ش.
* زرین‎کوب، عبدالحسین، سیری در شعر فارسی، تهران، سخن، ۱۳۶۷ش.
* زرین‌کوب، عبدالحسین، نقد ادبی، تهران، مؤسسه فرهنگی مدرسه برهان، ۱۳۶۱ش.
* سام‎میرزا صفوی، تحفۀ سامی، به‌تحقیق رکن‎ الدین همایون فرخ، تهران، کتابخانه ملی ایران، ۱۳۴۷ش.
* شفیعی کدکنی، محمدرضا، ادبیات فارسی، به‌تحقیق حجت ‎الله اصیل، تهران، نی، ۱۳۷۸ش.
* شفیعی کدکنی، محمدرضا، ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت، تهران، توس، ۱۳۵۹ش.
* شمیسا، سیروس، سبک‎شناسی شعر، تهران، فردوس، ۱۳۷۴ش.
* شمیسا، سیروس، سبک‎‌شناسی نثر، تهران، میترا، ۱۳۸۳ش.
* شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، معین، ۱۳۷۱ش.
* صفا، ذبیح ‎الله، مختصری در تاریخ تحول نظم و نثر پارسی، تهران، ققنوس، ۱۳۶۳ش.
* صورتگر، لطفعلی، منظوم‌های غنایی ایران، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۴ش.
* کریمان، حسین، قصران، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۶ش.
* محجوب، محمدجعفر، ادبیات عامیانۀ ایران، به‌تحقیق حسن ذوالفقاری، تهران، چشمه، ۱۳۸۲ش.
* معیرالممالک، دوستعلی، یادداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین‎ شاه، تهران، علمی، بی‌تا.
* نفیسی، سعید، شاهکارهای شعر فارسی، تهران، بی‌نا، ۱۳۳۰ش.
* هدایت، رضاقلی، مجمع‎ الفصحا، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۲ش.
* همایی، جلال‌الدین، مقدمه بر حبیب ‎السیر خواندمیر، تهران، بی‌نا، ۱۳۳۳ش.
* همایی، جلال‌الدین، مقدمه بر دیوان سروش اصفهانی، به‌تحقیق محمدجعفر محجوب، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۰ش.
* همایی، جلال‌الدین، مقدمه و حواشی بر دیوان طرب، تهران، فروغی، ۱۳۴۲ش.
* Brown, E. G., A Literary History of Persia, Cambridge, 1959.
* Rypka, J., History of Iranian Literature, Dordrecht, 1968.