علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) جز علی شاهرودی صفحهٔ رابعه بلخی (قزداری) را به رابعه بلخی منتقل کرد |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''<big>رابعه بلخی</big>'''؛ نخستین بانوی شاعر بلندآوازۀ فارسی. | |||
رابِعِۀ قُزْداریِ بَلْخی، ملقب به «زين العرب» دختر دانشمند و هنرمندِ کعب قُزداری حاکم قندهار، بلخ و بست در دورة سلطنت [[سامانیان]] در اوایل قرن چهارم هجری است. رابعه، همدورۀ [[رودکی]] و مورد تحسین او بوده است. داستان عشق او به غلامی به نام بکتاش و اشعار او در شرح این عشق، مشهور است. | |||
==زندگینامه== | |||
رابعه در اوایل قرن چهارم هجری میزیسته و همعصر شاعر نامدار رودکی بوده است.<ref>زمانی و ایرانزاده، «تحلیل حوزههای معنایی اشعار باقیمانده از رابعه بنت کعب قزداری»، 1394ش، ص8.</ref> پدر رابعه از عربهای کوچیده به خراسان و شخصی فاضل و محترم بوده که در تعلیم و تربیت دختر خود بسیار تلاش کرده است.<ref>[https://ganjinefarsi.com/Library?bid=2202 «رابعه بلخی»، وبسایت گنجینه فارسی.]</ref> او در قندهار، بلخ و بست، حکمرانی داشت.<ref>[https://persian-man.ir/senior/poets/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ «زندگینامه رابعه بنت کعب قزداری»، وبسایت مردان پارس.] </ref> رابعه بهجهت تواناییهای بینظیر خود در هنر و فنون، با لقب زینالعرب (زینت عرب) توسط پدر خود خطاب میشد. عطار معتقد بود که رابعه در سرودن شعر و هنر نقاشی، بسیار توانمند و در شمشیرزنی و سوارکاری نیز بسیار ماهر بوده است.<ref>[https://www.beytoote.com/art/artist/biography-rabia-balkhi-113.html «زندگینامه رابعه بلخی مادر شعر فارسی»، وبسایت بیتوته.]</ref> اشعار او در میان عارفان و صوفیان رواج داشته و به زبان عربی نیز شعر میسروده است.<ref>ترابی، «فقط رابعه بلخی و پروین اعتصامی»، 1379ش، ص76.</ref> | |||
پدر رابعه (کعب قزداری)، را از عربهای کوچیده به خراسان دانسته و آوردهاند که فرمانروای بلخ و سیستان و قندهار و بُست بود. از تاریخ ولادت و مرگ رابعه اطلاعات درستی در دست نیست. آنچه قطعیست آن است که او همدوره با سامانیان و رودکی بوده و به استناد گفتار عطار نیشابوری با رودکی دیدار و مشاعره داشته است. زمان مرگ رابعه به احتمال قریب به یقین پیش از مرگ رودکی بوده است، بنابراین تاریخ مرگ او را میتوان پیش از سال ۳۲۹ هجری قمری در نظر گرفت. <ref>[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87_%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C ویکی پدیا]</ref> پدر رابعه به پسر خود حارث وصیت میکند بعد از او، از خواهر خود بهشایستگی مراقبت کند. حارث هم بهخوبی به گفتههای کعب عمل میکند تا اینکه خبری عجیب نظر نیک او را نسبت به خواهرش عوض میکند. حارث، غلامی بهنام بکتاش داشت که بسیار خوش قدوقامت و زیبارو بوده است. رابعه که دلباختۀ او شده بود<ref>[https://mandegar.tarikhema.org/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%B4 کاظمی، «رابعه و داستان عاشقی او با بکتاش»، وبسایت تاریخ ما.]</ref> از خواب و خوراک افتاده بود. دایۀ رابعه با زیرکی، از راز او باخبر میشود و رابعه از او میخواهد که خبر دلباختگیاش را به بکتاش برساند. رابعه، اشعار عاشقانهای که برای بکتاش سروده بود همراه نگارهای از صورت خود، بهصورت نامه برای بکتاش میفرستد. بکتاش نیز با خواندن اشعار عاشقانه و دیدن نقاشی صورت رابعه، عاشق او میشود. پس از مدتی، بکتاش رابعه را در باغ قصر میبیند و آستین وی را میگیرد؛ اما رابعه با عتاب از وی فاصله میگیرد و عشق هوسآلود او را نکوهش کرده و بکتاش را به عشق آسمانی متوجه میکند.<ref>جامی، نفحات الانس، ص564، به نقل از: بینوا، «میرمن رابعه بلخی»، 1323ش، ص31.</ref> | |||
زمانیکه بلخ مورد هجوم سپاه دشمن قرار میگیرد، حارث و لشکریان او به دفاع بر میخیزند. در این میان بکتاش بهشدت مجروح میشود. رابعه وقتی حال او را میبیند به قلب دشمن میتازد. افراد زیادی از دشمن را کشته و در حالیکه صورت خود را پوشانده، خود را به بکتاش رسانده و او را نجات میدهد. پس از آن، رابعه با سرعت از جلوی چشم همگان ناپدید میشود تا کسی او را نشناسد.<ref>[https://www.beytoote.com/art/artist/biography-rabia-balkhi-113.html «زندگینامه رابعه بلخی مادر شعر فارسی»، وبسایت بیتوته.]</ref> | |||
کعب علاقه خاصی به رابعه داشته و در پرورش و تعلیم او کوشا بوده است و به جهت تواناییهای بینظیر او در هنر و فنون، او را با لقب زینالعرب (زینت قوم عرب) خطاب میکرد. رابعه به استناد گفتار عطار، در سرودن شعر و هنر نقاشی به غایت توانمند و در شمشیرزنی و سوارکاری بسیار ماهر بوده است. پس از مرگ کعب، حارث بر تخت پدر مینشیند و در یکی از بزمهای شاهانه او، رابعه با بکتاش، از کارگزاران نزدیک حارث دیدار میکند. عطار جایگاه بکتاش در دربار را کلیددار خزانه عنوان کرده است. رابعه بیدرنگ دل به بکتاش میبازد و در نهایت دایهٔ رابعه که از علاقه رابعه به بکتاش آگاه میشود، میان آن دو واسطه میشود. | کعب علاقه خاصی به رابعه داشته و در پرورش و تعلیم او کوشا بوده است و به جهت تواناییهای بینظیر او در هنر و فنون، او را با لقب زینالعرب (زینت قوم عرب) خطاب میکرد. رابعه به استناد گفتار عطار، در سرودن شعر و هنر نقاشی به غایت توانمند و در شمشیرزنی و سوارکاری بسیار ماهر بوده است. پس از مرگ کعب، حارث بر تخت پدر مینشیند و در یکی از بزمهای شاهانه او، رابعه با بکتاش، از کارگزاران نزدیک حارث دیدار میکند. عطار جایگاه بکتاش در دربار را کلیددار خزانه عنوان کرده است. رابعه بیدرنگ دل به بکتاش میبازد و در نهایت دایهٔ رابعه که از علاقه رابعه به بکتاش آگاه میشود، میان آن دو واسطه میشود. رابعه خطاب به بکتاش نامهای مینویسد و تصویری از خویش ترسیم کرده و پیوست آن نامه میکند و بدست دایه میسپارد تا بدو رساند. چون بکتاش نامه رابعه را میخواند و تصویر او را میبیند بدو دل میبازد و نامهاش را پاسخ میدهد. این نامهنگاریهای پنهانی ادامه پیدا میکند و رابعه اشعار فراوانی خطاب به بکتاش ضمیمه نامهها کرده و برای او میفرستد. ظاهراً روزی بکتاش رابعه را در دهلیزی میبیند و آستین او را میگیرد که «چرا مرا چنین عاشق و شیدا کردی اما با من بیگانگی میکنی؟» رابعه از او آستین میافشاند که «عشق من به تو بهانهایست بر عشقی عظیمتر» و او را بخاطر افتادن در دام شهوت نکوهش میکند. برخی از تذکره نویسان دربارۀ عشق رابعه و بکتاش اختلاف نظرهایی با هم دارند. جامی از قول ابوسعید ابوالخیر، عشق رابعه را عشقی مجازی نمیداند و داستان بکتاش را بهانهای برای طرح عشق حقیقی دانسته است <ref>جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به کوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ۱۳۳۶ ش، ص ۶۲۹</ref>. | ||
رابعه با رودکی، شاعر دورة سامانیان، همعصر است. در ملاقاتی که با رودکی داشته، در ازای هر شعری که رودکی میگفته، رابعه شعری را در پاسخ میسروده است. مهارت و تسلط رابعه در سرودن اشعار نغز، موجب تحسین و تمجید رودکی بوده است.<ref>[https://ganjoor.net/attar/elahiname/ebkhsh21/sh3 عطار نیشابوری، الهینامه، حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او، بهنقل از وبسایت گنجور.]</ref> | |||
رابعه را | هدایت نیز رابعه را «صاحب عشق حقیقی و مجازی» میداند و داستان دلباختگی او را در یکی از آثار خود به نـام «گلستان ارم» به نظم درآورده است. شفیعی کدکنی مأخذ سخن جامی را عطار، و اطلاعاتی را که هدایت آورده، متکی به نفحات الانس و الٰهینامه دانسته است <ref>شفیعی کدکنی، محمدرضا، تعلیقات بر الٰهینامۀ عطار، نشر سخن، تهران، ۱۳۸۷ ش، ص ۶۹۷</ref>. | ||
==نامهای دیگر == | ==نامهای دیگر == | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۰: | ||
==رابعه در منابع ادب پارسی== | ==رابعه در منابع ادب پارسی== | ||
رابعه ظاهراً نخستین [[زن]] شاعر در تاریخ ادبیات خراسان بزرگ میباشد که شعری از او به ثبت رسیده است. محمد عوفی در کهنترین تذکرهٔ شعر پارسی، لباب الالباب، وی را چنین توصیف نموده: | رابعه ظاهراً نخستین [[زن]] شاعر در تاریخ ادبیات خراسان بزرگ میباشد که شعری از او به ثبت رسیده است. محمد عوفی در کهنترین تذکرهٔ شعر پارسی، لباب الالباب، وی را چنین توصیف نموده: رابعه بنت کعب القزداری، دختر کعب، اگرچه [[زن]] بود، اما به فضل بر مردان جهان بخندیدی، فارِس هر دو میدان و والی هر دو بیان، بر نظم تازی قادر و در شعر پارسی بهغایت ماهر و با غایت ذکاء خاطر و حدّت طبع، پیوسته عشق باختی و شاهد بازی کردی و او را «مگس رویین» خواندندی و سبب این نیز آن بود که وقتی شعری گفته بود:<ref>لباب الالباب، محمد عوفی، چاپ لیدن، ۱۹۳۰ میلادی، جلد ۲، صفحهٔ ۱۶</ref> | ||
خبر دهند که بارید بر سر ایّوب / ز آسمان، ملخان و سرِ همه زرّین | |||
اگر ببارد زرین ملخ بر او از صبر / سزد که بارد بر من یکی مگس رویین | |||
نقل شده چون ابوسعید ابوالخیر داستان زندگی او را شنید فرمود: من این جانب رسیدم و از حال دختر کعب پرسیدم که عارف بوده است یا عاشق؟ جواب دادند اشعاری که بر زبان او جاری بوده دلیل این است که در عشق مجازی، ایجاد اینقدر سوز و گداز ممکن نیست، در شعر او هزل اصلاً وجود ندارد بلکه در همه جا او ذات قدیم (جلَّ شأنهُ) را خطاب کرده است. <ref>شعر فارسی در بلوچستان، صفحهٔ ۴</ref> [[ابوسعید ابوالخیر]] در اشعار خود، رابعه را ستوده و عشق او را نه از جنس عشقهای زمینی بلکه آسمانی میخواند. او، عشق رابعه به بکتاش را وسیلهای برای بیان دلدادگی به خدا معرفی میکند. <ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/246109/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C جمشیدنژاد اول، «رابعه قزداری بلخی»، وبسایت مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> عطار نیشابوری رابعه را دختری زیبارو و هنرمند معرفی کرده که نقاش و شاعر چیرهدست بوده و سوارکاری و جنگیدن با شمشیر را در میدان رزم بهخوبی آموخته است.<ref>[https://ganjoor.net/attar/elahiname/ebkhsh21/sh3 عطار نیشابوری، الهینامه، حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او، بهنقل از وبسایت گنجور.]</ref>{{آغاز نستعلیق}} | |||
{{شعر|نستعلیق}} | |||
نقل شده چون ابوسعید ابوالخیر داستان زندگی او را شنید فرمود: | {{ب|جمالش را صفت گفتن محالست | که از من آن صفت کردن خیالست}} | ||
{{ب|چنان در شعر گفتن خوش زبان بود | که گویی از لبش طعمی در آن بود}} | |||
من این جانب رسیدم و از حال دختر کعب پرسیدم که عارف بوده است یا عاشق؟ جواب دادند اشعاری که بر زبان او جاری بوده دلیل این است که در عشق مجازی، ایجاد اینقدر سوز و گداز ممکن نیست، در شعر او هزل اصلاً وجود ندارد بلکه در همه جا او ذات قدیم (جلَّ شأنهُ) را خطاب کرده است. <ref>شعر فارسی در بلوچستان، صفحهٔ ۴</ref> | {{ب|بتازم رخش و بگشایم در فصل | که من در رزم رُستَم، رستمم ز اصل}} | ||
{{پایان شعر}} | |||
{{پایان نستعلیق}} | |||
عطار نیشابوری از نخستین کسانی است که شرح حالی شورانگیز در ۴۲۸ بيت شعر، از رابعه در الٰهینامۀ خود آورده است. <ref>عطار نیشابوری، فریدالدین، الٰهینامه، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، ۱۳۸۷ ش، ص ۳۷۱-۳۸۷</ref> اگرچه روایت عطار از زندگی رابعه، از اغراق و مبالغهگوییهای عارفانه تهی نیست، اما تا حدودی گویای زندگی او و ماجرای عاشقانهاش با غلامی به نام بکتاش است <ref>عطار، همانجـا؛ نیز نک : عقیقی، ۳۳۵-۳۳۶</ref>. عطار نقل قول ابوسعید ابوالخیر دربارهٔ رابعه بلخی و عرفان وی را چنین بازگو میکند: | |||
ز لفظ بوسعید مهنه دیدم / که او گفتست: من آنجا رسیدم | |||
بپرسیدم زحال دختر کعب / که عارف بود او یا عاشقی صعب؟ | |||
چنین گفت او که معلومم چنان شد / که آن شعری که بر لفظش روان شد، | |||
ز سوزِ عشقِ معشوقِ مجازی / بنگشاید چنین شعری به بازی | |||
نداشت آن شعر با مخلوق کاری / که او را بود با حق روزگاری | |||
کمالی بود در معنی تمامش / بهانه بود در راه آن غلامش | |||
عطار توانایی رابعه در سرودن شعر را چنین توصیف میکند: | عطار توانایی رابعه در سرودن شعر را چنین توصیف میکند: | ||
بلطفِ طبعِ او مردم نبودی | بلطفِ طبعِ او مردم نبودی / که هر چیزی که از مردم شنودی | ||
همه در نظم آوردی به یک دم / بپیوستی چو مروارید در هم | |||
چنان در شعر گفتن خوش زبان بود / که گوئی از لبش طعمی در آن بود | |||
خاتم الشعرا، شیخ عبدالرحمن جامی، در تذکرهٔ نفحات الانس از رابعه در بخش [[زنان]] صوفی نام میبرد و باز با استناد به گفتار شیخ ابوسعید ابوالخیر میگوید: شیخ ابوسعید ابوالخیر گفتهاست که: «دختر کعب عاشق بود بر آن غلام، اما پیران همه اتفاق کردند که این سخن که او میگوید نه آن سخن باشد که بر مخلوق توان گفت. او را جای دیگر کار افتاده بود.» روزی آن غلام آن دختر را ناگاه دریافت، سرِ آستین وی گرفت. دختر بانگ بر غلام زد گفت: «ترا این بس نیست که من با خداوندم و آنجا مبتلایم، بر تو بیرون دادم که طمع میکنی؟» شیخ ابوسعید گفت: «سخنی که او گفته است نه چنان است که کسی را در مخلوق افتاده باشد» <ref>نفحات الانس، عبدالرحمن جامی، به همّت توحیدی، انتشارات کتاب فروشی محمودی بیتا، صفحهٔ ۶۲۹</ref> | |||
رضاقلیخان هدایت، داستان رابعه را تحت عنوان بکتاش نامه در کتاب منظوم گلستان ارم خویش در دوهزار و ششصد و اندی بیت به نظم درآورده. مبنای داستانی که رضاقلیخان نقل میکند، همان شعر عطار است که تصرفاتی در داستان کرده و قصه پردازی نموده است و بخشهایی از ذوق خویش بدان افزوده. وی در مجمع الفصحاء دربارهٔ رابعه بلخی چنین میگوید: | رضاقلیخان هدایت، داستان رابعه را تحت عنوان بکتاش نامه در کتاب منظوم گلستان ارم خویش در دوهزار و ششصد و اندی بیت به نظم درآورده. مبنای داستانی که رضاقلیخان نقل میکند، همان شعر عطار است که تصرفاتی در داستان کرده و قصه پردازی نموده است و بخشهایی از ذوق خویش بدان افزوده. وی در مجمع الفصحاء دربارهٔ رابعه بلخی چنین میگوید: رابعهٔ مذکوره، در حسن جمال و فضل و کمال و معرفت و حال، وحیدهٔ روزگار و فریدهٔ هر ادوار، صاحب عشق حقیقی و مجازی و فارِسِ میدان تازی و فارسی بوده است. احوالش در نفحات الانس مولانا جامی در ضمن نسوان عارفان مسطور است و در یکی از مثنویات شیخ عطار، جمعی از حالاتش نظما مذکور. او را میلی به بکتاش غلامی از غلامان برادر مفرد به هم رسیده و انجامش به عشق حقیقی کشیده، بالاخره به بدگمانی، برادر او را کشته و حکایت او را فقیر نظم کرده و نام آن را گلستان ارم نهاده، معاصر آلسامان و رودکی بوده و اشعار نیکو میفرموده.<ref>مجمع الفصحاء، رضا قلیخان هدایت، مظاهر مصفا، تهران ۱۳۳۹، جلد دوم صفحهٔ ۶۵۴</ref> | ||
ناگفته نماند که تذکرههای دیگر، با تفاوتهایی اندک، به زندگی و اشعار وی پرداختهاند. <ref>نک : اوحدی، ۱ / ۳۸۶؛ واله، ۲ / ۹۱۳؛ صبا، ۲۸۰.</ref> عوفی دربارۀ رابعه میگوید: «دختر کعب به فضل، بر [[مردان]] جهان بخندیدی. فارِسِ هر دو میدان و والی هر دو بیان، بر نظم تازی قادر و در شعر پارسی بهغایت ماهر ... ». رابعه به سبب شعری که سروده و در آن خود را «مگس رویین» نامیده، به این صفت مشهور شده بود.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/246109/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C دایره المعارف]</ref> | |||
==اشعار رابعه== | ==اشعار رابعه== | ||
| خط ۱۱۶: | خط ۱۰۸: | ||
ترک از درم درآمد، خندانک / آن خوبروی چابک، مهمانک | ترک از درم درآمد، خندانک / آن خوبروی چابک، مهمانک | ||
از اشعار به | از رابعه، ۷ غزل، ۴ دوبیتی و دو بیت مفرد باقیمانده که در مجموع، ۵۵ بیت میشود <ref>مدبری، محمود، شرح احوال و اشعار شاعران بیدیوان، نشر پانوس، تهران، ۱۳۷۰ ش، ۷۳-۷۷</ref>. اشعار رابعه مانند شعرهای دیگر شاعران سدۀ ۴ق به سبک خراسانی است. ویژگیهای این سبک، به وفور در اشعار او دیده میشود. از آن جمله میتوان به آوردن دو حرف اضافه در پیش و پس مفعول غیرصریح در این بیت از رابعه اشاره کرد: «به عشقت اندر عاصی همی نیارم شد / به دینم اندر طاغی همی شوی به مثل»؛ یا به کاربردن کاف تصغیر به منظور تحبیب یا تحقیر در این بیت: «ترک از درم درآمد خندانک / آن خوب روی چابک مهمانک»؛ یا تشبیه اضمار در این بیت: «اگر دیوانه ابر آمد چرا پس / کند عرضه صبوحی جام زر بـاد» <ref>محجوب، محمدجعفر، سبک خراسانی در شعر فارسی، تهران، ۱۳۵۲ ش، ص ۴۵-۷۲</ref> <ref>شمیسا، سیروس، کلیات سبکشناسی، تهران، ۱۳۸۴ ش، ص۲۸۸</ref> . شعـر رابعـه از نظـر مختصات آوایی هم بسیار مهم است. از آن جمله، تشدید مخفّف که شمس قیس رازی در المعجم آن را «زیادت قبیح» خوانده است و «امـاله» که هر دو از ویژگیهـای سبک خراسانیانـد <ref>محجوب، محمدجعفر، سبک خراسانی در شعر فارسی، تهران، ۱۳۵۲ ش، ص ۴۵-۷۲</ref>. | ||
رابعه به ادب فارسی و عربی مسلط بود و به هر دو زبان شعر میسرود. غزلهای وی، سرشار از لطافت و معانی دلانگیز است و به فصاحت و حسن تأثیر معروفاند. <ref>محجوب، محمدجعفر، سبک خراسانی در شعر فارسی، تهران، ۱۳۵۲ ش، ۷۹، ۸۸، ۹۴، ۹۵</ref>. رابعه را نخستین کسی دانستهاند که در قالب ملمع شعر سروده است. عوفی ملمعی از او را در لباب الالباب آورده است. از صنایع ادبی، تلمیح، مراعات نظیر، تشبیه (محسوس به محسوس)، جمـع، تفریق و ... در اشعارش مشهود است. <ref>بیزار گیتی، آزاده، «مؤلف مقتول، نگاهی به رابعه بنت کعب»، فصل زنان، به کوشش نوشین احمدی خراسانی و دیگران، تهران، ۱۳۸۳ ش، ج ۴، ص۱۴۱-۱۴۲</ref>. | |||
اشعار رابعه از نظر درونمایه و پیام، از دیگر اشعار این دوره چیزی کم ندارد و مانند بسیاری از سرودههای سبک خراسانی از اصطلاحهای نجومی و طبی و کاربرد لغتهای مهجور خالی است و بسامد لغتهای عربی بسیار اندک است <ref>بیزار گیتی، آزاده، «مؤلف مقتول، نگاهی به رابعه بنت کعب»، فصل زنان، به کوشش نوشین احمدی خراسانی و دیگران، تهران، ۱۳۸۳ ش، ج ۴، ص۱۴۱-۱۴۲</ref>. اشعار رابعه علاوه بر سادگی و روانی فکر و کلام، متضمن لطافت، وصف طبیعت، سوز عشق و شیفتگی و نیز کاربرد وزنهای مطبوعاند، اما در آنها اثری از حکمت و عرفان به معنی خاص وجود ندارد. <ref>صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ۱۳۳۲ ش، ص ۳۰۸، ۴۰۳-۴۰۵</ref>. | |||
به | |||
از اشعار به یاد مانده:<ref>[https://www.poempersian.ir/%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ پیرانی و پیری، «اشعار رابعه بلخی»، وبسایت ادبستان شعر پارسی.]</ref> {{آغاز نستعلیق}} | |||
{{شعر|نستعلیق}} | |||
{{ب|الا ای باد شبگیری پیام من به دلبر بر|بگو آن ماه خوبان را که جان با دل برابر بر}} | |||
{{ب|به قهر از من فگندی دل بیک دیدار مهرویا | چنان چون حیدر کرار در آن حصن خیبر بر}} | |||
{{ب|تو چون ماهی و من ماهی همی سوزم| بتابد بر غم عشقت نه بس باشد جفا بنها دی از بربر}} | |||
{{ب|تنم چون چنبری گشته بدان امید تا روزی | ز زلفت بر فتد ناگه یکی حلقه به چنبر بر}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
{{پایان نستعلیق}} | |||
همچنین از اوست: | همچنین از اوست: | ||
| خط ۱۸۲: | خط ۱۶۹: | ||
==بزرگداشت و یادبود== | ==بزرگداشت و یادبود== | ||
امروزه از بانو رابعه، نه تنها به عنوان شاعری چیره دست، بلکه به عنوان [[زن]]ی آزاده و آزادی خواه و روشنفکر یاد میشود. | رابعۀ بلخی امروزه نهتنها بهعنوان یک شاعر و هنرمند بلکه بهعنوان نماد زن آزادیخواه و روشنفکر شناخته میشود.<ref>[https://www.beytoote.com/art/artist/biography-rabia-balkhi-113.html «زندگینامه رابعه بلخی مادر شعر فارسی»، وبسایت بیتوته.] </ref> در سال 2010م، کنفرانس علمی در بزرگداشت رابعه با حضور شاعران، نویسندگان و پژوهشگرانی از کشورهای [[افغانستان]]، [[ایران]] و تاجیکستان در دوشنبه، پایتخت تاجیکستان برگزار شد. در قرن سیزدهم داستان عاشقانۀ غمانگیز رابعه با عنوان «گلستان ارم» به نظم آورده شده و در مجلۀ مجمعالفصحا به چاپ رسید. در سال 1344ش نیز داستان شورانگیز رابعه را در قالب کتابی بهنام «شعلۀ بلخ» به نظم درآورده و در کابل چاپ کردند. در افغانستان، همچنین، مکاتب، خیابانها و میادین زیادی بهنام این بانوی شاعر نامگذاری شده است.<ref>[https://www.beytoote.com/art/artist/biography-rabia-balkhi-113.html «زندگینامه رابعه بلخی مادر شعر فارسی»، وبسایت بیتوته.] </ref> امروزه از بانو رابعه، نه تنها به عنوان شاعری چیره دست، بلکه به عنوان [[زن]]ی آزاده و آزادی خواه و روشنفکر یاد میشود. | ||
* در بزرگداشت و یاد وی مقاله ها نوشته شده، فیلم ساخته شده و کنفرانس های ادبی برگزار می شود. | * در بزرگداشت و یاد وی مقاله ها نوشته شده، فیلم ساخته شده و کنفرانس های ادبی برگزار می شود. | ||
| خط ۱۹۵: | خط ۱۸۱: | ||
* ساختمان رادیو رابعه بلخی مزارشريف | * ساختمان رادیو رابعه بلخی مزارشريف | ||
==در رسانه== | === در رسانه === | ||
هدی زین العابدین، در فیلم سمفونی نهم، نقش رابعه را بازی می کند. | هدی زین العابدین، در فیلم سمفونی نهم، نقش رابعه را بازی می کند. | ||
==درگذشت== | |||
[[رودکی]] از بلخ به بخارا مراجعت و در مجلس حاکم بخارا شرکت میکند. حاکم از شاعر نامدار بخارا میخواهد شعری را به مجلس عرضه کند. رودکی بیخبر از حارث که به دیدار حاکم بخارا آمده، شعری از رابعه میخواند. حاکم خیلی زود به ظرافت و قوت ادبی شعر پی برده و از سرایندۀ آن میپرسد. سپس، رودکی بدون درنگ رابعه دختر کعب را معرفی میکند. همچنین رودکی از عشق رابعه به بکتاش غلام حارث و اشعار عاشقانۀ او برای بکتاش، پرده برداشته است. حارث از شنیدن این خبر سخت خشمگین میشود، اما، به روی خود نمیآورد. پس از مراجعت به بلخ مدتی بهصورت مخفیانه کارهای خواهر را زیر نظر میگیرد. کسی از دربار به نامهها و اشعار رابعه که نزد بکتاش بوده دست مییابد. او همۀ آنها را به حارث تحویل میدهد. حارث که تمام دلایل را علیه خواهر هنرمند و عاشقپیشۀ خود میبیند، غلام را زندانی کرده و دستور میدهد رابعه را در حمامی برده رگهای دست او را بریده و درب حمام را با سنگ و گچ ببندند تا رابعه نتواند از آن بیرون آید. فردای آن روز که درب حمام را باز میکنند، با جسد بیجان بانوی شاعر مواجه میشوند. رابعه لحظۀ مرگ نیز با خون خود اشعاری بر دیوار حمام مینویسد تا اینکه به کناری افتاده و با وضع دلخراش جان میدهد.<ref> [https://ganjoor.net/attar/elahiname/ebkhsh21/sh3 عطار نیشابوری، الهینامه، حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او، بهنقل از وبسایت گنجور.]</ref> وقتی بکتاش از مرگ رابعه آگاه میشود، بهسختی از زندان فرار کرده خود را به حارث میرساند و او را میکشد. پس از آن سر مزار رابعه رفته آه و زاری کرده و خنجری به قلب خود فرو برده و به زندگی خود پایان میدهد.<ref>[https://mandegar.tarikhema.org/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%B4 کاظمی، « رابعه و داستان عاشقی او با بکتاش»، وبسایت تاریخ ما.]</ref> | |||
==آرامگاه== | |||
قبر رابعه در پارک کوچکی در بلخ قرار دارد. در سالهای اخیر از سوی کشور [[آلمان]] بنایی روی مزار این هنرمند بلند آوازه ساخته شده است.<ref> [https://atis.af/amp/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ نظری، «رابعه بلخی»، وبسایت سیستم جامع معلومات گردشگری افغانستان.]</ref> مردم بلخ از دیرباز به زیارت قبر وی رفته و برای او احترام زیادی قائل هستند. <ref> [https://atis.af/amp/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ نظری، «رابعه بلخی»، وبسایت سیستم جامع معلومات گردشگری افغانستان.]</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| خط ۲۰۸: | خط ۱۹۹: | ||
* محجوب، محمدجعفر، سبک خراسانی در شعر فارسی، تهران، ۱۳۵۲ ش. | * محجوب، محمدجعفر، سبک خراسانی در شعر فارسی، تهران، ۱۳۵۲ ش. | ||
* مدبری، محمود، شرح احوال و اشعار شاعران بیدیوان، نشر پانوس، تهران، ۱۳۷۰ ش. | * مدبری، محمود، شرح احوال و اشعار شاعران بیدیوان، نشر پانوس، تهران، ۱۳۷۰ ش. | ||
*[https://www.cgie.org.ir/fa/article/246109/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C دائرۀالمعارف بزرگ اسلامی] | *[https://www.cgie.org.ir/fa/article/246109/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C دائرۀالمعارف بزرگ اسلامی] | ||
*[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87_%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ ویکی پدیا] | *[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87_%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ ویکی پدیا] | ||