علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
=== در فرهنگ ایرانی === | === در فرهنگ ایرانی === | ||
در گذشته نظام اجتماعی ایرانیان بهگونهای بود که اعضای یک محل، روابط چهرهبهچهره داشتند و ارتباط میان آنان نزدیک و صمیمی بود. ساختار کوچهها و معابر شهرها، زمینۀ مناسبی برای سلام و احوالپرسی به وجود میآورد. احوالپرسیهای کوتاه و مختصر موجب میشد که اعضای یک محل از حال همدیگر باخبر شوند. در بسیاری از خانههای قدیم پنجرهای بهسمت خانۀ همسایه گشوده میشد و از طریق این پنجره دو همسایه برخی از مایحتاج خود را از یکدیگر قرض میگرفتند یا از احوال یکدیگر مطلع میشدند. این پنجرهها همچنین محلی برای درد دل [[زنان سرپرست خانوار در ایران|زنان]] و دختران همسایه با یکدیگر بود. در آن زمان اگر خانوادهای دچار مشکل یا گرفتاری میشد تمام اعضای محل و همسایهها با او همدردی میکردند و برای رفع مشکل، او را یاری میدادند. سهم همسایه بخصوص همسایههای داغدیده، مجرّد، تنگدست، ناخوشاحوال و آبستن، در خورشت پرچرب و پرعطر مادربزرگها محفوظ بوده است. امروزه نیز گاهی در دورهمی عصرهای [[بهار]] تابستان، زنهای محل در یکی از خانهها و بهخصوص خانههای حیاطدار بهبهانۀ پاککردن [[سبزی]]، باقالی، لوبیا و نخود و ساختن دستجمعی [[ترشی]]های سنتی گرد هم میآیند و صفای همسایگی را در سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی، تجربه میکنند. ضربالمثلهایی مانند «اول همسایه سپس خرید خانه» یا «اول دیار بعد برار» در فرهنگ ایرانی، برگرفته از آموزه دینی «الجار ثم الدار» است. ضربالمثل مازندرانی «بی ما را بیخاخر بونه، بیهمسائه نوونه»، یعنی بدون مادر و خواهر میشود زندگی کرد، اما بدون همسایه نه، تأکیدی بر اهمیت عاطفی و اجتماعی همسایه بوده و نشان از جایگاه برجستۀ همسایگی در سبک زندگی ایرانی- اسلامی دارد.[[پرونده:3همسایهداری.jpg|جایگزین=آش نذری|بندانگشتی|آش نذری]] | در گذشته نظام اجتماعی ایرانیان بهگونهای بود که اعضای یک محل، روابط چهرهبهچهره داشتند و ارتباط میان آنان نزدیک و صمیمی بود. ساختار کوچهها و معابر شهرها، زمینۀ مناسبی برای سلام و احوالپرسی به وجود میآورد. احوالپرسیهای کوتاه و مختصر موجب میشد که اعضای یک محل از حال همدیگر باخبر شوند. در بسیاری از خانههای قدیم پنجرهای بهسمت خانۀ همسایه گشوده میشد و از طریق این پنجره دو همسایه برخی از مایحتاج خود را از یکدیگر قرض میگرفتند یا از احوال یکدیگر مطلع میشدند. این پنجرهها همچنین محلی برای درد دل [[زنان سرپرست خانوار در ایران|زنان]] و دختران همسایه با یکدیگر بود. در آن زمان اگر خانوادهای دچار مشکل یا گرفتاری میشد تمام اعضای محل و همسایهها با او همدردی میکردند و برای رفع مشکل، او را یاری میدادند. سهم همسایه بخصوص همسایههای داغدیده، مجرّد، تنگدست، ناخوشاحوال و آبستن، در خورشت پرچرب و پرعطر مادربزرگها محفوظ بوده است.<ref>[https://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/do-you-have-any-other-news-from-neighboring-countries.html «دیگر از همسایهداری خبری نیست»، وبسایت بیتوته.]</ref> امروزه نیز گاهی در دورهمی عصرهای [[بهار]] تابستان، زنهای محل در یکی از خانهها و بهخصوص خانههای حیاطدار بهبهانۀ پاککردن [[سبزی]]، باقالی، لوبیا و نخود و ساختن دستجمعی [[ترشی]]های سنتی گرد هم میآیند و صفای همسایگی را در سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی، تجربه میکنند. ضربالمثلهایی مانند «اول همسایه سپس خرید خانه» یا «اول دیار بعد برار» در فرهنگ ایرانی، برگرفته از آموزه دینی «الجار ثم الدار» است. ضربالمثل مازندرانی «بی ما را بیخاخر بونه، بیهمسائه نوونه»، یعنی بدون مادر و خواهر میشود زندگی کرد، اما بدون همسایه نه، تأکیدی بر اهمیت عاطفی و اجتماعی همسایه بوده و نشان از جایگاه برجستۀ همسایگی در سبک زندگی ایرانی- اسلامی دارد.<ref>[https://www.isna.ir/news/1401030503544/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 «فرهنگ همسایگی در ایران»، خبرگزاری دانشجویان ایران: ایسنا.]</ref>[[پرونده:3همسایهداری.jpg|جایگزین=آش نذری|بندانگشتی|آش نذری]] | ||
همسایهداری در فرهنگ ایرانی به عنوان یک ارزش شناخته میشود. در تاریخ ایران همسایگی در سطح یک نهاد اجتماعی و بر پایهٔ آموزههای اخلاقی و دینی شکل گرفته و کمشدن فاصلهها و صمیمیت میان مردم را به ارمغان آورده است.<ref>[https://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/45146/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85-%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%AF ابراهیمی، «سایهتان کم نشود»، وبسایت روزنامه شهروند.]</ref> یکی از نذورات قدیمی مردم برای برآوردهشدن حاجات، [[نذر]] همسایه بود که به نام «تکیه همسایگی» شناخته میشد. در [[تهران]] قدیم بهصورت هفتگی، یک یا دو بار غذایی میپختند و بین چند همسایه که دستشان تنگتر بود، توزیع میکردند. همهٔ همسایهها در این کار با هم همدل و همراه میشدند. همچنین اگر کسی در خانه غذا یا میوهای داشت که بویش در خانه همسایه میپیچید، مقداری از آن غذا یا میوه را در کاسه میریخت و بین آنها تقسیم میکرد. در فصل [[بهار]] و [[پاییز]] همسایگان [[آغوز]] گوسفند یا گاو تازهزا را در کاسه میریختند و به همسایگان خود میدادند. فصل بهار فصل فراوانی گوشت بره بود و گوسفندداران گوشت [[قربانی کردن|قربانی]] را میان همسایگان تقسیم میکردند. شکلگیری ارتباط همسایگی، اطعام و احوالپرسی از مهمترین برکات این نذریها بود.<ref>[https://www.hamshahrionline.ir/news/810396/%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D8%AF روزبهانی، «غذایی که به نیت همسایه بار گذاشته میشد»، وبسایت همشهری آنلاین.]</ref> در برخی محلهها، پشتبام خانهها در حکم حیاط بود و احوالپرسی و دورهمی معمول همسایهها آنجا انجام میشد. رایج بود که هنگام پخت [[آش]] یا غذایی که بوی اشتهاآوری داشت خانوادهٔ همسایه را بر روی بام خانه، به شام مشترک دعوت میکردند و هر همسایه با ظرف غذایی که آماده کرده بود دور سفره حاضر میشد.<ref>[https://www.hamshahrionline.ir/news/868725/%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%85 حسنزاده، «بفرمایید شام روی پشت بام!»، وبسایت همشهری آنلاین.]</ref> | همسایهداری در فرهنگ ایرانی به عنوان یک ارزش شناخته میشود. در تاریخ ایران همسایگی در سطح یک نهاد اجتماعی و بر پایهٔ آموزههای اخلاقی و دینی شکل گرفته و کمشدن فاصلهها و صمیمیت میان مردم را به ارمغان آورده است.<ref>[https://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/45146/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85-%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%AF ابراهیمی، «سایهتان کم نشود»، وبسایت روزنامه شهروند.]</ref> یکی از نذورات قدیمی مردم برای برآوردهشدن حاجات، [[نذر]] همسایه بود که به نام «تکیه همسایگی» شناخته میشد. در [[تهران]] قدیم بهصورت هفتگی، یک یا دو بار غذایی میپختند و بین چند همسایه که دستشان تنگتر بود، توزیع میکردند. همهٔ همسایهها در این کار با هم همدل و همراه میشدند. همچنین اگر کسی در خانه غذا یا میوهای داشت که بویش در خانه همسایه میپیچید، مقداری از آن غذا یا میوه را در کاسه میریخت و بین آنها تقسیم میکرد. در فصل [[بهار]] و [[پاییز]] همسایگان [[آغوز]] گوسفند یا گاو تازهزا را در کاسه میریختند و به همسایگان خود میدادند. فصل بهار فصل فراوانی گوشت بره بود و گوسفندداران گوشت [[قربانی کردن|قربانی]] را میان همسایگان تقسیم میکردند. شکلگیری ارتباط همسایگی، اطعام و احوالپرسی از مهمترین برکات این نذریها بود.<ref>[https://www.hamshahrionline.ir/news/810396/%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D8%AF روزبهانی، «غذایی که به نیت همسایه بار گذاشته میشد»، وبسایت همشهری آنلاین.]</ref> در برخی محلهها، پشتبام خانهها در حکم حیاط بود و احوالپرسی و دورهمی معمول همسایهها آنجا انجام میشد. رایج بود که هنگام پخت [[آش]] یا غذایی که بوی اشتهاآوری داشت خانوادهٔ همسایه را بر روی بام خانه، به شام مشترک دعوت میکردند و هر همسایه با ظرف غذایی که آماده کرده بود دور سفره حاضر میشد.<ref>[https://www.hamshahrionline.ir/news/868725/%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%85 حسنزاده، «بفرمایید شام روی پشت بام!»، وبسایت همشهری آنلاین.]</ref> | ||
=== همسایگی مسجد === | === همسایگی مسجد === | ||
در سبک زندگی دینی، همسایگی با [[مسجد]] مورد تأکید فراوان قرار گرفته است. نزدیکی به مسجد موجب حضور آسانتر و بیشتر در مسجد میشود. مسجد در فرهنگ [[مسلمان|مسلمانان]]، مکان مناسبی برای فراگیری آموزههای اسلامی، برپایی اجتماع [[دین|دینی]] و آگاهی از وضعیت برادران ایمانی است. بر اساس مضمون روایات بسیار، اهالى هر منطقه، همسایۀ مسجد محله بهحساب مىآیند و بهتر است که نماز خود را در مسجد محل اقامه کنند. طبق برخى از روایات، همسایۀ مسجد تا چهل خانه از هر جانب بوده و مسجد نقطه وصل همسایهها با یکدیگر است. | در سبک زندگی دینی، همسایگی با [[مسجد]] مورد تأکید فراوان قرار گرفته است. نزدیکی به مسجد موجب حضور آسانتر و بیشتر در مسجد میشود. مسجد در فرهنگ [[مسلمان|مسلمانان]]، مکان مناسبی برای فراگیری آموزههای اسلامی، برپایی اجتماع [[دین|دینی]] و آگاهی از وضعیت برادران ایمانی است. بر اساس مضمون روایات بسیار، اهالى هر منطقه، همسایۀ مسجد محله بهحساب مىآیند و بهتر است که نماز خود را در مسجد محل اقامه کنند. طبق برخى از روایات، همسایۀ مسجد تا چهل خانه از هر جانب بوده و مسجد نقطه وصل همسایهها با یکدیگر است.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/author/27923 گلیزواره قمشهای، «مسوولیت همسایگان مساجد»، 1376ش، ص36.]</ref> | ||
=== الزامات همسایگی === | === الزامات همسایگی === | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
در سایهٔ آموزههای دینی مثلهایی کوتاه و روان با موضوع همسایهداری در [[زبان فارسی]] شکل گرفته که ارزشها وضدارزشها را در این زمینه یادآور میشود. «همسایه از حال همسایه آگاه است»، «همسایه از همسایه ارث میبرد» و «همسایهٔ نزدیک به از برادر دور» بر اهمیت همسایهداری اشاره دارد.<ref>شایستهرخ، «همسایهداری در مثلهای فارسی با رویکرد اخلاق اسلامی»، ص140-141.</ref> مثلهایی چون «در خانهات را ببند، همسایهات را دزد نکن» و «همسایه را به گناه همسایه نمیگیرند» برای حفظ حریم خصوصی کاربرد دارد. مواردی مانند «شیرینی همسایه به کاسهٔ همسایه است» نیز ناشی از ارتباطات محبتآمیز همسایگی است. در پرهیز از توقع بیجا به همسایه گفتهاند: «[[زینت]] همسایه برای تو گردنبند نمیشود» یا «بار خود را به عهدهٔ همسایه ول نکن». پیشنهاد کوچکردن هم برای امان از آزار همسایه در [[ضربالمثل|ضربالمثلها]] بازتاب داشته است: «اگر دندانت درد میکند بکش؛ اگر همسایهات بد است کوچ کن» و «همسایه را فروختم نه خانه را». مردم ایران هنگام تاکید بر قناعت و [[اعتماد به نفس]]، مَثل «مرغ همسایه غاز است» را بر زبان میآورند.<ref>شایستهرخ، «همسایهداری در مثلهای فارسی با رویکرد اخلاق اسلامی»، ص149-151، 155 و 159.</ref> | در سایهٔ آموزههای دینی مثلهایی کوتاه و روان با موضوع همسایهداری در [[زبان فارسی]] شکل گرفته که ارزشها وضدارزشها را در این زمینه یادآور میشود. «همسایه از حال همسایه آگاه است»، «همسایه از همسایه ارث میبرد» و «همسایهٔ نزدیک به از برادر دور» بر اهمیت همسایهداری اشاره دارد.<ref>شایستهرخ، «همسایهداری در مثلهای فارسی با رویکرد اخلاق اسلامی»، ص140-141.</ref> مثلهایی چون «در خانهات را ببند، همسایهات را دزد نکن» و «همسایه را به گناه همسایه نمیگیرند» برای حفظ حریم خصوصی کاربرد دارد. مواردی مانند «شیرینی همسایه به کاسهٔ همسایه است» نیز ناشی از ارتباطات محبتآمیز همسایگی است. در پرهیز از توقع بیجا به همسایه گفتهاند: «[[زینت]] همسایه برای تو گردنبند نمیشود» یا «بار خود را به عهدهٔ همسایه ول نکن». پیشنهاد کوچکردن هم برای امان از آزار همسایه در [[ضربالمثل|ضربالمثلها]] بازتاب داشته است: «اگر دندانت درد میکند بکش؛ اگر همسایهات بد است کوچ کن» و «همسایه را فروختم نه خانه را». مردم ایران هنگام تاکید بر قناعت و [[اعتماد به نفس]]، مَثل «مرغ همسایه غاز است» را بر زبان میآورند.<ref>شایستهرخ، «همسایهداری در مثلهای فارسی با رویکرد اخلاق اسلامی»، ص149-151، 155 و 159.</ref> | ||
==ساختارهای روابط همسایگی== | ==ساختارهای روابط همسایگی== | ||
در جوامع روستایی، پیوندهای اجتماعی و روابط خویشاوندی فشردهتر بوده و سبب شکلگیری پیوند همسایگی یکپارچه و فراگیر در روستا میشود. غنای فرهنگی، ظرفیتهای کالبدی، مشارکت و تعامل بیشینه، روابط همسایگی پایدار را میان روستاییان برقرار میکند و رعایت حقوق همسایگی از پایههای انسجام اجتماعی و انتظام کالبدی روستا شمرده میشود. در شهرها، بهویژه شهرهای بزرگتر، محلهها و كوىها، یک مجموعه پیوسته همسایگی را تشکیل میدهند. محله بهمثابه واحد جغرافيايى، فرهنگى ـ اجتماعى، اقتصادى و سياسى، عنصر اصلى شهر بوده و تقسيمكنندة مجموعههاى همسایگی متفاوت است. | در جوامع روستایی، پیوندهای اجتماعی و روابط خویشاوندی فشردهتر بوده و سبب شکلگیری پیوند همسایگی یکپارچه و فراگیر در روستا میشود. غنای فرهنگی، ظرفیتهای کالبدی، مشارکت و تعامل بیشینه، روابط همسایگی پایدار را میان روستاییان برقرار میکند و رعایت حقوق همسایگی از پایههای انسجام اجتماعی و انتظام کالبدی روستا شمرده میشود.<ref>[http://jhre.ir/article-1-1182-fa.pdf خیرالدین و دلاییمیلان، «حقوق همسایگی در بستر محدودیتهای ژئومورفولوژی سکونتگاههای روستایی (مطالعه موردی: روستای اورامان تخت(»، 1396ش، ص137 و 141.]</ref> در شهرها، بهویژه شهرهای بزرگتر، محلهها و كوىها، یک مجموعه پیوسته همسایگی را تشکیل میدهند. محله بهمثابه واحد جغرافيايى، فرهنگى ـ اجتماعى، اقتصادى و سياسى، عنصر اصلى شهر بوده و تقسيمكنندة مجموعههاى همسایگی متفاوت است.<ref>[https://urb.dehaghan.iau.ir/article%20654809.html خطیبی، «تبیین تعاملات همسایگی و تأثیر آن بر احساس نشاط اجتماعی شهروندان در شهر همدان»، 1396ش، ص111.]</ref> | ||
== کارکردها == | == کارکردها == | ||
[[پرونده:2همسایهداری.jpg|بندانگشتی|پخش نذری به همسایه]]در فرهنگ ایرانیان، برای همسایگی، کارکردهای اجتماعی گوناگونی تعریف شده است. برخی از این کارکردها عبارت است از: | [[پرونده:2همسایهداری.jpg|بندانگشتی|پخش نذری به همسایه]]در فرهنگ ایرانیان، برای همسایگی، کارکردهای اجتماعی گوناگونی تعریف شده است.<ref>[https://ssi.journals.umz.ac.ir/article%202293.html پارسامهر و بیرجندی چهارطاقی، «آزمون کنشعقلانی در تبیین تعاملاتهمسایگی (موردمطالعه: جامعۀ شهری یزد(»، 1398ش، ص70.]</ref> برخی از این کارکردها عبارت است از: | ||
* '''کنترل جرایم و ناهنجاریهای اجتماعی؛''' تعامل و همبستگی ساختاری محلهها در چارچوب روابط همسایگی، ابزار مهم نظارتی و کنترلی است که جرم و بزه را کاهش میدهد. | * '''کنترل جرایم و ناهنجاریهای اجتماعی؛''' تعامل و همبستگی ساختاری محلهها در چارچوب روابط همسایگی، ابزار مهم نظارتی و کنترلی است که جرم و بزه را کاهش میدهد. | ||
* '''تربیت و رشد عاطفی؛''' در روابط همسایگی و مناسبات عاطفی آن، احساسات پایهای و ضروری مانند وفاداری و توجه به دیگران، آموخته میشود. | * '''تربیت و رشد عاطفی؛''' در روابط همسایگی و مناسبات عاطفی آن، احساسات پایهای و ضروری مانند وفاداری و توجه به دیگران، آموخته میشود. | ||
* '''نشاط اجتماعی؛''' تعاملات همسایگی آینهای از وضعیت اعتماد و سرمایۀ اجتماعی است که نشاط اجتماعی را به همراه دارد. | * '''نشاط اجتماعی؛''' تعاملات همسایگی آینهای از وضعیت اعتماد و سرمایۀ اجتماعی است که نشاط اجتماعی را به همراه دارد.<ref>[https://urb.dehaghan.iau.ir/article%20654809.html خطیبی، «تبیین تعاملات همسایگی و تأثیر آن بر احساس نشاط اجتماعی شهروندان در شهر همدان»، 1396ش، ص109.]</ref> | ||
== آسیبشناسی == | == آسیبشناسی == | ||