حمید گلزار (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
| آثار مرتبط = | | آثار مرتبط = | ||
}} | }} | ||
<big>'''محمدتقی بهار'''</big>؛ شاعر، ادیب، تاریخنگار و سیاستمدار معاصر ایرانی. | <big>'''محمدتقی بهار'''</big>؛ شاعر، ادیب، تاریخنگار و سیاستمدار معاصر ایرانی. | ||
محمدتقی بهار، مشهور به ملکالشعرا، شاعر و سیاستمدار دوران مشروطه، در سال ۱۲۶۳ش در مشهد متولد شد. او علاوه بر فعالیتهای ادبی، به سیاست نیز وارد شد و با مشروطهخواهان همکاری کرد. بهار معتقد بود که حجاب مانع علمآموزی زنان است و در اشعار خود گاهی زنان را موجوداتی ضعیف و محافظهکار میدید که به احساسات بیشتر از عقل و استدلال تکیه میکنند. منتقدان، این دیدگاهها را زنستیزانه دانستهاند. | محمدتقی بهار، مشهور به ملکالشعرا، شاعر و سیاستمدار دوران مشروطه، در سال ۱۲۶۳ش در مشهد متولد شد. او علاوه بر فعالیتهای ادبی، به سیاست نیز وارد شد و با مشروطهخواهان همکاری کرد. بهار معتقد بود که حجاب مانع علمآموزی زنان است و در اشعار خود گاهی زنان را موجوداتی ضعیف و محافظهکار میدید که به احساسات بیشتر از عقل و استدلال تکیه میکنند. منتقدان، این دیدگاهها را زنستیزانه دانستهاند. | ||
== زندگینامه == | |||
[[پرونده:بهار.jpg|200px|thumb|left|محمدتقی بهار (ملکالشعرا)]]میرزا محمدتقی، روز پنجشنبه 18 آذر 1265ش در [[مشهد]] متولد شد. وی ملقب به ملکالشعرا و متخلص به «بهار»، شاعر، ادیب، نویسنده، روزنامهنگار، تاریخنگار و سیاستمدار معاصر ایرانی است. وی فرزند محمدكاظم صبوري است که ملکالشعرای آستان قدس رضوی بود. این مقام پس از درگذشت پدر به فرمان مظفرالدين شاه در سال 1324ق به محمدتقی رسيد. پدرش شاعر، روزنامهنگار، استاد دانشگاه و از پيشروان تجدد ادبي بود. خاندان پدري بهار، خود را از نسل ميرزا احمد صبور كاشاني، قصيدهسراي مشهور عهد فتحعليشاه ميدانند و به همين سبب، پدر بهار تخلص صبوري را برگزيد. بهار در چهارسالگي به مكتب رفت و در ششسالگي فارسي و قرآن را به خوبي ميخواند. از هفتسالگي نزد پدر شاهنامه را آموخت و نخستين شعر خود را نيز در همين دوره سرود.<ref>بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص1 و 22.</ref> | |||
او در نوجوانی نزد استادان برجستهای مانند ادیب نیشابوری درس خواند و در مدرسۀ نواب تحصیلات عالی خود را ادامه داد. بهار پس از فوت پدرش در سال ۱۲۸۲ش، مسیر زندگیاش تغییر کرد. بهار در هجدهسالگی با سرودن قصیدهای برای مظفرالدینشاه، به مقام «ملکالشعرای» آستان قدس رضوی رسید. او از بیستسالگی وارد عرصۀ سیاست شد و با مشروطهخواهان خراسان همکاری کرد. چاپ اشعار سیاسی بهار در روزنامههای خراسان، طوس و حبلالمتین باعث شهرت او شد. در سال ۱۲۸۸ش روزنامۀ نوبهار را در مشهد منتشر کرد و به حزب دموکرات ایران پیوست. او عضو کمیتۀ ایالتی حزب دموکرات خراسان شد و به ترویج دموکراسی و آزادی پرداخت. در سال ۱۳۲۴ق، در کابینۀ احمد قوامالسلطنه به وزارت فرهنگ منصوب شد؛ اما پس از یک سال استعفا داد. ریاست نخستین کنگرۀ نویسندگان ایران و تاسیس جمعیت ایرانی هواداران صلح از دیگر اقدامات او بود.<ref>[http://www.bahar-site.fr/khodNeweshtZendagiBahar.pdf بهار، «زندگینامۀ بهار»، وبسایت ملک الشعرا بهار.]</ref> | |||
بهار ابتدا در مشهد ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد؛ ولی عمر آندو بسیار کوتاه بود. ازدواج دوم او با خانم «سودابه صفدری» از نوادگان فتحعلی شاه قاجار صورت گرفت و ماحصل زندگیشان شش فرزند به نامهای؛ «هوشنگ ملک، ماه ملک، ملک دخت، پروانه، مهرداد و چهرزاد» بود.<ref>[https://www.imna.ir/news/460282/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D8%B3%D8%AD%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1 «محمد تقی بهار از مرغ سحر تا دماوندیه + بیوگرافی و آثار»، خبرگزاری ایمنا.]</ref> | |||
بهار | == درگذشت == | ||
[[پرونده:محمدتقی بهار1.jpeg|جایگزین=آرامگاه بهار|بندانگشتی|آرامگاه بهار در گورستان ظهیر الدوله]] | |||
بهار در سالهای پایانی عمر خود با بیماری سل دستوپنجه نرم کرد. او در سال ۱۳۳۰ش درگذشت و در آرامستان ظهیرالدولۀ شمیران به خاک سپرده شد.<ref>[https://namnak.com/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1.p570 «زندگینامۀ محمد تقی بهاراز تولد تا فوت+ قرن، مقبره و کتابها»، وبسایت نمناک]</ref> | |||
==فعالیتها== | |||
=== فعالیتهای سیاسی === | |||
بهار از چهارده سالگی بهاتفاق پدرش در مجامع آزادیخواهان حاضر شد و به واسطۀ انس و الفتی که با افکار جدید پیدا کرده بود، به مشروطه و آزادی دل بست. دو سال پس از مرگ پدر در سال ۱۳۲۴ق که مشروطیت در کشور ایران مستقر شد، بهار بیستساله به جمع مشروطهخواهان خراسان پیوست.<ref>آرینپور، از صبا تا نیما،1350ش، ص123. </ref> وی اولين آثار ادبي ـ سياسي خود را در روزنامۀ خراسان بهصورت پنهاني و بدون امضا به چاپ ميرساند كه مشهورترين آنها خطاب به محمدعلیشاه است.<ref>بهار، ديوان، 1368، ج1، ص11.</ref> در 1328ق، روزنامه «نوبهار» را منتشر کرد؛ اما این روزنامه پس از مدتی به دستور کنسول روس تعطیل شد. بهار بلافاصله روزنامه «تازه بهار» را تأسیس کرد. این روزنامه هم در محرم 1330ق به امر وثوقالدوله، وزير خارجه، تعطيل و بهار نيز دستگير و به تهران تبعيد شد.<ref>بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص12ـ13.</ref><br> | |||
در 1332ق به مجلس شورای ملی سوم راه یافت. یک سال پس از آن، دورۀ سوم «نوبهار» را در تهران منتشر کرد. در 1334ق انجمن ادبي دانشكده و نيز مجله «دانشكده» را بنيان گذاشت كه به اعتقاد او مكتب تازهاي در نظم و نثر پديد آورد.<ref>بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص13. </ref> بهار، قصیدۀ به یادماندنی «هیجان روح» را در طول سه ماه خانهنشینیاش پس از کودتای 1299ش سرود.<ref>بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص347ـ352. </ref> بهار در طول مجلس چهارم به همکاری با سیدحسن مدرس پرداخت.<ref>بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص10. </ref> وی در مجلس پنجم نیز در صف مخالفان جمهوري رضاخاني جاي گزيد. پس از قتل عشقي در تير 1303ش، بهار خطر مخالفت با سردار سپه را دريافت و اشعاري ظاهراً در مدح نخستین جمهوری، ولي در معناي مخالف آن سرود.<ref>بهار، تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران، 1363ش، ج2، ص38 و 41 ؛ مدرس، مدرس در پنج دوره تقنينيه، 1374ش، ج2، ص55.</ref> بهار، به دلیل نطقهای تند خود و به اتهام مخالفتهای پنهان با رضاشاه برای مدتی به زندان افتاد و تا 1312ش چندبار به حبس و تبعید محکوم شد.<ref>بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص10ـ11. </ref> محمدتقی بهار در 1313ش پس از شش سال وقفه بار ديگر به تدريس تاريخ ادبيات پيش از اسلام، در دارالمعلمين تهران پرداخت.<ref>بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص15.</ref> در 1316ش تدريس دوره دكتراي ادبيات فارسي را به عهده گرفت و با سقوط رضاشاه در شهريور 1320ش مجدداً به فعاليتهاي سياسي و اجتماعي روي آورد. انتشار مجدد روزنامه «نوبهار»،<ref>بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص74-570 ؛ بهار، بهار و ادب فارسي، 1351ش، ج1، ص12.</ref> ریاست کمیسیون ادبی انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی (1322-1326ش)، تشکیل اولین کنگرۀ نویسندگان ایران (1324ش)،<ref>ميرانصاري، اسنادي از مشاهير ادب ايران، 1377ش، دفتر2، ص275.</ref> نمایندگی مجلس پانزدهم شورای ملی (1326ش) و ریاست فراکسیون حزب دموکرات از جمله فعالیتهای او است. | |||
=== فعالیتهای ادبی === | |||
برخي از ادیبان ایرانی معتقدند كه پس از جامي، در انسجام كلام و رواني طبع و جامعيت، شاعري همپايه بهار نداشتهايم.<ref>بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص22ـ23. </ref> شعر بهار در انسجام کلام و روانی طبع و جامعیت کلام بینظیر بود. وی، اصالت کلام را نه تنها در لفظ و قالب شعر، بلکه در مضمون و محتوای آن میدانست. به ضوابط و موازين اشعار كهن فارسي علاقهمند و پايبند بود. از انواع شعر، بيشتر به قصيدهسرايي توجه داشت و قصایدش را عموما به سبک خراسانی میسرود. گاه نيز قصايد بزرگانی چون رودكي، فرّخي، سنايي و دیگران را جواب ميگفت.<ref>بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص209، 380، 824</ref> قصيده معروف «بهشت» به لهجه خراساني و مستزادهاي بهار از شاهكارهاي او به شمار ميروند.<ref>بهار، ديوان، 1368ش، ج1، ص374؛ همان، ج2، ص1328.</ref> از مهمترين آثارش ميتوان به «چهار خطابه»، «احوال فردوسي»، «سبكشناسي»، «تاريخ مختصر احزاب سياسي»، «ديوان اشعار»، «تصحيح تاريخ سيستان»، «تصحيح جوامع الحكايات سديدالدين عوفي» و ترجمه «يادگار زريران» از پهلوي به فارسي، اشاره كرد. تصنيف «مرغ سحر» او نيز از جمله تصانيف مشهور است. | |||
==آثار== | |||
== | |||
[[پرونده:محمدتقی بهار3.jpeg|جایگزین=دیوان اشعار محمدتقی بهار|بندانگشتی|جلد یکم دیوان اشعار محمدتقی بهار]] | [[پرونده:محمدتقی بهار3.jpeg|جایگزین=دیوان اشعار محمدتقی بهار|بندانگشتی|جلد یکم دیوان اشعار محمدتقی بهار]] | ||
بهار، آثار منظوم و منثور زیادی دارد. بهطور کلی آثار مهم او را میتوان در قالب کتابها، تصحیحات، ترجمهها و مقالات نام برد: | بهار، آثار منظوم و منثور زیادی دارد. بهطور کلی آثار مهم او را میتوان در قالب کتابها، تصحیحات، ترجمهها و مقالات نام برد: | ||
مقالات: تعدادی مقاله در نشریات و روزنامههای «بهار»، «خراسان»، «تازه بهار»، «مجلۀ دانشکده» و «نشریۀ فرهنگ خراسان» | * مقالات: تعدادی مقاله در نشریات و روزنامههای «بهار»، «خراسان»، «تازه بهار»، «مجلۀ دانشکده» و «نشریۀ فرهنگ خراسان» | ||
* ترجمهها: قطفُ الزهورِ فی التاریخِ الدهورِ و چند متن پهلوی. | |||
* کتابها: احوال فردوسی، تاریخ تطور شعر فارسی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، چهار خطابه، مثنوی در مدح واندرز به رضاشاه، دستور پنج استاد، دیوان اشعار به کوشش مهرداد بهار، سبکشناسی، شعر در ایران و فردوسینامه. | |||
* تصحیحات: تاریخ بلعمی، تاریخ سیستان، رسالهی نفس، بابا افضل مرقی، شاهنامهی فردوسی، مجمل التواریخ و القصص، منتخب جوامع الحکایات و لوامع الروایات عوفی.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1328655 جمشیدی،اندیشۀ سیاسی ملکالشعرای بهار (1)، وبسایت راسخون.]</ref> | |||
==اندیشهها== | |||
== | |||
=== اندیشههای سیاسی === | |||
اندیشۀ سیاسی بهار بر مفاهیمی مانند آزادیخواهی، وطنپرستی، عدالتطلبی و مشروطهخواهی تمرکز دارد. او سیاست را تدبیر امور مبتنی بر صداقت و خردمندی میداند و ویژگیهایی مانند اعتدال، شجاعت و صداقت را برای یک سیاستمدار ضروری میشمارد. در آثارش به موضوعاتی چون آزادی پرداخته و تصنیف «مرغ سحر» از جمله سرودههای برجسته او در این زمینه است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1328655 جمشیدی، «اندیشۀ سیاسی ملکالشعرای بهار (1)»، وبسایت راسخون.]</ref> | اندیشۀ سیاسی بهار بر مفاهیمی مانند آزادیخواهی، وطنپرستی، عدالتطلبی و مشروطهخواهی تمرکز دارد. او سیاست را تدبیر امور مبتنی بر صداقت و خردمندی میداند و ویژگیهایی مانند اعتدال، شجاعت و صداقت را برای یک سیاستمدار ضروری میشمارد. در آثارش به موضوعاتی چون آزادی پرداخته و تصنیف «مرغ سحر» از جمله سرودههای برجسته او در این زمینه است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1328655 جمشیدی، «اندیشۀ سیاسی ملکالشعرای بهار (1)»، وبسایت راسخون.]</ref> | ||
[[پرونده:محمدتقی بهار2.jpeg|جایگزین=محمدتقی بهار|بندانگشتی|با محمدرضا پهلوی ،دهه بیست]] | [[پرونده:محمدتقی بهار2.jpeg|جایگزین=محمدتقی بهار|بندانگشتی|با محمدرضا پهلوی ،دهه بیست]] | ||
== | === اندیشههای دینی === | ||
بهار در آثار خود به مفاهیم ایمان و دیانت پرداخته و بر اهمیت پیوند میان دین و سیاست تاکید کرده است. او بر این باور بود که سیاست نباید از ارزشهای دینی جدا باشد و به ارتباط عمیق میان این دو در قصیدۀ «دین و دولت» اشاره کرده است. همچنین، بهار در اشعار و دیدگاههای خود به عظمت خداوند و محدودیت درک بشر از ذات الهی توجه داشته است. او بر اهمیت برگزاری عزای ائمه، بهویژه امام حسین (علیهالسّلام)، بهشیوۀ سنتی و متعارف تاکید داشت. | بهار در آثار خود به مفاهیم ایمان و دیانت پرداخته و بر اهمیت پیوند میان دین و سیاست تاکید کرده است. او بر این باور بود که سیاست نباید از ارزشهای دینی جدا باشد و به ارتباط عمیق میان این دو در قصیدۀ «دین و دولت» اشاره کرده است. همچنین، بهار در اشعار و دیدگاههای خود به عظمت خداوند و محدودیت درک بشر از ذات الهی توجه داشته است. او بر اهمیت برگزاری عزای ائمه، بهویژه امام حسین (علیهالسّلام)، بهشیوۀ سنتی و متعارف تاکید داشت. | ||
بهار در حالی که خواستار رفع محدودیتها برای زنان است، در برخی از دیدگاههای خود مواضعی ضد زن دارد. او دیدگاه کلی خود درباره زنان را در شعر «در طبیعت زن» بیان کرده و در این اثر زنان را پایینتر از مردان میبیند. در در شعر «کیکنامه»، بهمنظور نمایاندن دلیری و شجاعت مردان، زنان را موجوداتی ضعیف و نیازمند حمایت و حفاظت تصویر میکند. | ==== زن و حجاب ==== | ||
بهار مخالف پوشش سنتی زنان بود و آن را یک باور قدیمی و ریشهدار میدانست. او معتقد بود تا زمانی که قوانین سنتی، زن را با حجاب محدود کنند، زن نمیتواند به دانایی دست یابد و همچنان درگیر هویت گذشتهاش خواهد بود که به دلبری محدود میشود. به نظر بهار، برای کسب هویت جدید، زنان باید از محدودیتهای سنتی رها شوند. بهار در برخی از اشعار خود حجاب را مانعی برای حضور زنان در اجتماع و کسب علم و دانش میدانست.<ref>[https://anjomanfarsi.ir/pdf/pa8/1136.pdf میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2047-2048.]</ref> بهار در اشعار خود ارتباطی میان [[چادر ملی|چادر]] و حفظ ناموس نمیبیند.<ref>[http://www.jsi-isa.ir/article_21395_4dd198df098e30654838eac75f3bbd19.pdf جوادییگانه و عزیزی، «زمینههای فرهنگی و ادبی کشف حجاب در ایران.]</ref> بهار در حالی که خواستار رفع محدودیتها برای زنان است، در برخی از دیدگاههای خود مواضعی ضد زن دارد. او دیدگاه کلی خود درباره زنان را در شعر «در طبیعت زن» بیان کرده و در این اثر زنان را پایینتر از مردان میبیند. در در شعر «کیکنامه»، بهمنظور نمایاندن دلیری و شجاعت مردان، زنان را موجوداتی ضعیف و نیازمند حمایت و حفاظت تصویر میکند. | |||
بهار به ویژگیهای روحی و روانی زنان توجه کرده است و از دیدگاه خود به تحلیل روانشناختی آنها پرداخته است. او معتقد است ویژگیهایی مانند محافظهکاری، گرایش کمتر به منطق و تمایل به پرهیز از نوگرایی در زنان برجستهتر از مردان است. به نظر او، زنان بهجای استفاده از عقل و استدلال برای اثبات نظرات خود، بیشتر به احساساتی مانند اشک و آه تکیه میکنند و مشاهده و احساس را به تفکر و تحلیل ترجیح میدهند. <ref>[https://anjomanfarsi.ir/pdf/pa8/1136.pdf میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2047-2048.]</ref> همچنین، بهار حسادت را از ویژگیهای زنان برشمرده و معتقد است که نباید در حضور آنها از کسی تعریف و تمجید کرد.<ref>[https://anjomanfarsi.ir/pdf/pa8/1136.pdf میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2050.]</ref> | بهار به ویژگیهای روحی و روانی زنان توجه کرده است و از دیدگاه خود به تحلیل روانشناختی آنها پرداخته است. او معتقد است ویژگیهایی مانند محافظهکاری، گرایش کمتر به منطق و تمایل به پرهیز از نوگرایی در زنان برجستهتر از مردان است. به نظر او، زنان بهجای استفاده از عقل و استدلال برای اثبات نظرات خود، بیشتر به احساساتی مانند اشک و آه تکیه میکنند و مشاهده و احساس را به تفکر و تحلیل ترجیح میدهند. <ref>[https://anjomanfarsi.ir/pdf/pa8/1136.pdf میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2047-2048.]</ref> همچنین، بهار حسادت را از ویژگیهای زنان برشمرده و معتقد است که نباید در حضور آنها از کسی تعریف و تمجید کرد.<ref>[https://anjomanfarsi.ir/pdf/pa8/1136.pdf میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2050.]</ref> | ||
منتقدان محمدتقی بهار، وی را شاعری زنستیز میدانند. در برخی از اشعار ملکالشعرا، او به زن بهعنوان موجودی فرودست و جنس دوم نگاه کرده است.<ref>[https://anjomanfarsi.ir/pdf/pa8/1136.pdf میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2048.]</ref> بهار، همچون افرادی مانند [[ایرج میرزا]]<ref>. [https://fa.wikirose.ir/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%AC_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7#cite_note-13:~:text=.%20%D8%AD%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%8C%20%C2%AB%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85%20%D8%B2%D9%86%2 حاتمی و دیگران، «مقام زن در شعر ابوالقاسم لاهوتی، ایرج میرزا و عارف قزوینی»، 1391ش، ص69]</ref> و [[میرزا فتحعلی آخوندزاده|آخوندزاده]] حجاب را مانع آگاهی و علمآموزی زنان میداند، در مقابل، نسیم شمال از شعرای همعصر بهار، حجاب را برای زنان واجب و عامل حفظ عفت و ناموس آنها میداند. وی بر این عقیده است که زنان میتوانند با رعایت حجاب به کسب علمودانش پرداخته و در کنار مردان به پیشرفت علمی دست یابند. نسیم شمال برخلاف محمدتقی بهار، حجاب را مقدم بر تحصیل علم میدانست و معتقد بود که [[آثار روانشناختی حجاب|حجاب]] جزو اصول جداییناپذیر ایرانیاسلامی است و نباید نادیده گرفته شود.<ref>[https://anjomanfarsi.ir/pdf/pa8/1136.pdf میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2047 و 2048.]</ref> نیسم شمال در اشعار خود بر ضرورت رعایت حجاب در دوران تحصیل تأکید کرده و نسبت به عواقب بیحجابی هشدار میدهد. بر خلاف نظر بهار که حجاب را مخالف عفت میداند، منتقدان وی، حجاب را با [[عفاف|عفت]] همراستا میبینند و حجاب را عامل کاهش ناهنجاریهای اجتماعی و تقویتکننده عفت میدانند.<ref>[http://www.jsi-isa.ir/article_21395_4dd198df098e30654838eac75f3bbd19.pdf جوادییگانه و عزیزی، «زمینههای فرهنگی و ادبی کشف حجاب در ایران.]</ref> | منتقدان محمدتقی بهار، وی را شاعری زنستیز میدانند. در برخی از اشعار ملکالشعرا، او به زن بهعنوان موجودی فرودست و جنس دوم نگاه کرده است.<ref>[https://anjomanfarsi.ir/pdf/pa8/1136.pdf میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2048.]</ref> بهار، همچون افرادی مانند [[ایرج میرزا]]<ref>. [https://fa.wikirose.ir/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%AC_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7#cite_note-13:~:text=.%20%D8%AD%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%8C%20%C2%AB%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85%20%D8%B2%D9%86%2 حاتمی و دیگران، «مقام زن در شعر ابوالقاسم لاهوتی، ایرج میرزا و عارف قزوینی»، 1391ش، ص69]</ref> و [[میرزا فتحعلی آخوندزاده|آخوندزاده]] حجاب را مانع آگاهی و علمآموزی زنان میداند، در مقابل، نسیم شمال از شعرای همعصر بهار، حجاب را برای زنان واجب و عامل حفظ عفت و ناموس آنها میداند. وی بر این عقیده است که زنان میتوانند با رعایت حجاب به کسب علمودانش پرداخته و در کنار مردان به پیشرفت علمی دست یابند. نسیم شمال برخلاف محمدتقی بهار، حجاب را مقدم بر تحصیل علم میدانست و معتقد بود که [[آثار روانشناختی حجاب|حجاب]] جزو اصول جداییناپذیر ایرانیاسلامی است و نباید نادیده گرفته شود.<ref>[https://anjomanfarsi.ir/pdf/pa8/1136.pdf میرمیران و رادنیا، «جایگاه و نقش زن در شعر ملک الشّعرا بهار و نسیم شمال»، 1394ش، ص2047 و 2048.]</ref> نیسم شمال در اشعار خود بر ضرورت رعایت حجاب در دوران تحصیل تأکید کرده و نسبت به عواقب بیحجابی هشدار میدهد. بر خلاف نظر بهار که حجاب را مخالف عفت میداند، منتقدان وی، حجاب را با [[عفاف|عفت]] همراستا میبینند و حجاب را عامل کاهش ناهنجاریهای اجتماعی و تقویتکننده عفت میدانند.<ref>[http://www.jsi-isa.ir/article_21395_4dd198df098e30654838eac75f3bbd19.pdf جوادییگانه و عزیزی، «زمینههای فرهنگی و ادبی کشف حجاب در ایران.]</ref> | ||
==پانویس== | |||
{{پانویس}} | |||
== منابع == | |||
==منابع== | |||
{{آغاز منابع}} | {{آغاز منابع}} | ||
*بهار، محمدتقی، «زندگینامۀ بهار»، وبسایت ملک الشعرا بهار، تاریخ بازدید: 25 آبان 1403ش. | *بهار، محمدتقی، «زندگینامۀ بهار»، وبسایت ملک الشعرا بهار، تاریخ بازدید: 25 آبان 1403ش. | ||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۰۳: | ||
*«محمدتقی بهار از مرغ سحر تا دماوندیه + بیوگرافی و آثار»، وبسایت خبرگزاری ایمنا، 19تاریخ درج مطلب: آذر 1399ش. | *«محمدتقی بهار از مرغ سحر تا دماوندیه + بیوگرافی و آثار»، وبسایت خبرگزاری ایمنا، 19تاریخ درج مطلب: آذر 1399ش. | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
*آرینپور، یحیی، از صبا تا نیما، تهران، انتشارات فرانکلین، 1350ش. | *آرینپور، یحیی، از صبا تا نیما، تهران، انتشارات فرانکلین، 1350ش. | ||
*بهار، محمدتقي، دیوان، به تحقیق مهرداد بهار، تهران، توس، چ2، 1368ش، ج1. | *بهار، محمدتقي، دیوان، به تحقیق مهرداد بهار، تهران، توس، چ2، 1368ش، ج1. | ||
| خط ۱۴۰: | خط ۱۰۹: | ||
*مدرس، حسن، مدرس در پنج دورهی تقنینیه، به تحقیق محمد تركمان، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374ش. | *مدرس، حسن، مدرس در پنج دورهی تقنینیه، به تحقیق محمد تركمان، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374ش. | ||
*ميرانصاري، علي، اسنادی از مشاهیر ادب ایران، تهران، پژوهشكده اسناد سازمان اسناد ملي ايران، 1377ش. | *ميرانصاري، علي، اسنادی از مشاهیر ادب ایران، تهران، پژوهشكده اسناد سازمان اسناد ملي ايران، 1377ش. | ||