# پرهیز از روابط رو در رو؛<ref>کلینی، فروع الکافی، 1365ش، ج5، ص166.</ref>
# پرهیز از روابط رو در رو؛<ref>کلینی، فروع الکافی، 1365ش، ج5، ص166.</ref>
# خودداری از لمس کردن و پرهیز از خلوت کردن با مرد بیگانه.<ref>کلینی، فروع الکافی،1365ش، ج5، ص158.</ref>
# خودداری از لمس کردن و پرهیز از خلوت کردن با مرد بیگانه.<ref>کلینی، فروع الکافی،1365ش، ج5، ص158.</ref>
== آسیبشناسی مشارکت اجتماعی زنان ==
#
== اشتغال زنان ==
== اشتغال زنان ==
نسخهٔ کنونی تا ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۰۲
مشارکت اجتماعی زن؛ حضور و فعالیتهای زنان در اجتماع.
مشارکت اجتماعی زنان بهمعنای ورود زنان به حوزهای فراتر از محدودهٔ تعریفشده در خانواده، مسئولیتپذیری در جامعه و نیز انجام فعالیتهای اجتماعی است. این مسئله هم حق است و هم تکلیف. کارشناسان معتقدند که موانع فرهنگی و اجتماعی زمینهٔ سهمگیری زنان را در طول تاریخ با چالش و کندی مواجه کرده است. حضور فعال زنان در فضای عمومی، علیرغم فوائد با آسیبهایی نیز همراه بوده که ناشی از عدم مدیریت آن است.
مفهومشناسی
هرگونه عمل آگاهانه به منظور تقویت همبستگی و نشاط اجتماعی و کارآمدی در مسیر سعادت بشر را مشارکت اجتماعی گویند. مشارکت زنان در علوم اجتماعی بهمعنای هرگونه کمک مستقیم زنان به ارتقای وضعیت جامعه از نظر ارتباطهای مدنی و همیاریهای اجتماعی است. زنانی که در انجمنها، شوراهای محلی، حسینیهها، خیریههای مربوط به ساخت مدارس، بیمارستانها، مساجد، خانههای سالمندان، صندوقهای قرضالحسنه و بسیج محلات فعالیت میکنند، جزو مشارکتکنندگان فعال در اجتماع بهشمار میروند. در مواردی نیز زنان بدون حضور در فضای علنی جامعه میتوانند با جامعه همراه شوند و آثار فراوانی در آن داشته باشند.[۱]
مشارکت اجتماعی زنان، فراتر از صرفِ حضور فیزیکی آنها در جامعه است. این مفهوم به مشارکت فعال، آگاهانه و تأثیرگذار زنان در تمام عرصههای زندگی عمومی اشاره دارد که منجر به توسعهٔ فردی خودشان و پیشرفت کل جامعه میشود. این مشارکت یک فرایند چندبعدی است که در آن زنان از انزوای حوزهٔ خصوصی یعنی خانه خارج شده و در شکلدهی به ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعهٔ خود نقش ایفا میکنند. مشارکت اجتماعی یعنی وقتی تمام اعضای یک جامعه، فرصت داشته باشند تا بهطور فعال در تصمیمگیریها و فعالیتهایی که روی زندگیشان تأثیر میگذارد، نقش ایفا کنند.[۲] به عبارت دیگر مشارکت اجتماعی یعنی همه بتوانند مسئولیتپذیر باشند[دیدگاه ۱] و کنار هم همکاری کنند تا جامعه بهتر شود.[۳]
این مشارکت موجب میشود روابط بین افراد و گروهها گسترش پیدا کند. مردم در انجمنهای داوطلبانه، باشگاهها و گروهها شرکت میکنند تا در فرایندهای اجتماعی بیشتر درگیر شوند و به سیاستهای اجتماعی کمک کنند.[۴]
انواع مشارکت اجتماعی زنان
مشارکت اجتماعی زنان بهطور کلی شامل موارد زیر است که در پژوهشها و مطالعات مختلف به مقیاسهای متفاوتی در ایران و جوامع دیگر اشاره شده است:
مشارکت مدنی: مانند شرکت در فعالیتهای مرتبط با تصمیمگیریهای اجتماعی و زندگی روزمره که شامل حضور در انتخابات، انجمنهای محلی و فعالیتهای مدنی است. کمترین میانگین مشارکت زنان در این نوع مشارکت گزارش شده است.[دیدگاه ۲]
مشارکت حمایتی: فعالیتهایی که به حمایت و کمک به دیگران یا گروههای خاص اختصاص دارد. مشارکت در گروههای خیریه و سازمانهای حمایتی نمونهای از این نوع است.
مشارکت فرهنگی و تاریخی: مانند شرکت در برنامهها و فعالیتهای فرهنگی، هنری و تفریحی که افزایش سطح آگاهی فرهنگی و ایجاد ارتباط اجتماعی را شامل میشود.
مشارکت محلی: مانند فعالیتهای اجتماعی مرتبط با محل زندگی و جامعهٔ محلی که شامل شرکت در برنامههای محلی و انجمنهای مردمنهاد محلی میشود.
مشارکت مذهبی و خیریهای: مثل حضور فعال در مراسم دینی، فعالیتهای خیریه و نیکوکاری. این نوع مشارکت در زنان بیشترین میزان حضور را دارد و فعالیتهای داوطلبانهٔ زیادی در این عرصهها انجام میشود.
مشارکت در فعالیتهای انقلابی و سیاسی: مانند شرکت در جنبشها، اعتراضات و فعالیتهای سیاسی و انقلابی که میتواند شامل فعالیتهای سیاسی رسمی یا غیررسمی در راستای تغییرات اجتماعی باشد.[دیدگاه ۳][۵]
مشارکت اقتصادی: حضور فعال زنان در امور اقتصادی نهتنها رضایت فردی آنان را افزایش میدهد، بلکه بخشی از نیازهای مادیشان را نیز برآورده میسازد.[۶]
بنابر تحقیقات انجامشده، در بسیاری از جوامع از جمله ایران، مشارکت زنان در حوزههای مذهبی و خیریهای پررنگتر است و مشارکت مدنی و سیاسی کمتر دیده میشود.[دیدگاه ۴] این دستهبندیها نشان میدهد که زنان به روشها و عرصههای مختلف و متناسب با فرهنگ خود در جامعه نقشآفرینی میکنند.[۷]
اهمیت کنشگری اجتماعی زنان
بر اساس پژوهشهای سازمانی، زنان کارمند از دقت نظر و نظم بالایی در عملکرد، برخوردارند. نادیده گرفتن تواناییهای زنان موجب آسیب به جامعه میشود. برخی پژوهشگران معتقدند در زمینهٔ حضور زنان در اجتماع، بدون توجه به جنسیت و زنانگی آنها میتوان فعالیتهای اجتماعی به فراخور تواناییها و استعدادهایشان را به آنها سپرد.[۸]
زنان با تأمین منابع انسانی جامعه بهطور غیرمستقیم تحولاتی در نسلها و جوامع ایجاد میکنند که این تحولات پیامدهایی را به دنبال دارد از جمله در شکلدهی شخصیت و اجتماعی کردن افراد نقش بهسزایی دارند و در مواقعی نیز تحولات اجتماعی سبب تحول در وضعیت زنان جامعه خواهند شد.[۹] کنشگری اجتماعی زنان اهمیت فراوانی دارد که در بنا و پیشرفت جوامع مختلف نقش اساسی ایفا میکند. در جوامع اسلامی نیز مشارکت فعال زنان در عرصههای اجتماعی، بر اساس آموزههای قرآنی، بخشی از مسئولیت فردی و اجتماعی آنان است که در راستای ارتقای جامعه و دستیابی به کمال انسانی انجام میشود. این نقشآفرینی اهداف متعالی دین را محقق میسازد.[۱۰]
تحقق عدالت اجتماعی: مشارکت فعال زنان در جامعه عاملی برای مقابله با تبعیض و تقویت مسئولیت اجتماعی معرفی شده است.[دیدگاه ۵] این مشارکت به بهبود توازن اجتماعی و ارتقای اخلاق و ارزشهای جامعه کمک میکند.[۱۱]
توسعه و پیشرفت جامعه: زنان با حضور فعال در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به پیشرفت جامعه کمک کرده و نقش مادری و همسریشان موجب استحکام خانواده و تربیت نسل آینده میشود.[۱۲]
تقویت بنیانهای اخلاقی و معنوی: کنشهای اجتماعی زنان تأثیر قابلتوجهی در گسترش ارزشهای اخلاقی و معنوی دارد.[دیدگاه ۶] مشارکت آنها در فعالیتهای فرهنگی، موجب اصلاح عادات ناپسند و تقویت اخلاق در جامعه میشود.[۱۳]
تأمین سلامت روانی و اجتماعی زنان: فعالیتهای اجتماعی زنان نهتنها حس مفید بودن آنها را افزایش میدهد، بلکه از انزوا و افسردگی میکاهد و منجر به رشد شخصیتی و بهبود روابط اجتماعی شده و در نهایت کیفیت زندگی فردی و جمعی را ارتقا میبخشد.[دیدگاه ۷][۱۴]
پژوهشگران مطالعات زنان برای تبیین نظریهٔ اسلام دربارهٔ کنشگری اجتماعی زنان، میان فرهنگ، عمل و مناصب سیاسی تفکیک کردهاند:[۱۵]
فرهنگ سیاسی؛ با اعتقاد به اینکه، استقرار حاکمیت اسلامی و جلوگیری از مفاسد سیاسی متوجه عموم افراد، اعم از زن و مرد است، دستیابی زنان به بینش سیاسی همانند مردان، ترجیح دارد.
کنش سیاسی؛ در اعمال سیاسی مانند انتخاب مدیران و حاکمان سیاسی، دخالت در تصمیمگیریها و تصمیمسازیهای حکومتی و مدیریتی، جریانسازی سیاسی و شرکت در راهپیماییها که به استقرار و حفظ و تداوم نظام اسلامی بینجامد، حضور زنان همانند مردان، لازم است. از این منظر، زنان میتوانند در انتخابات شرکت کنند و در سرنوشت کشور خود در سطح عالی سهیم باشند.
فقه شیعه با استناد به برخی آموزههای دین اسلام، قرار گرفتن زنان در آن دسته از مناصب که مستلزم ولایت عامه یا امارت باشد و نیز تصدی منصب قضاوت را تأیید نمیکند.[۱۶]
روشهای مشارکت
مشارکت اجتماعی زنان در مجموع، به دو صورت اتفاق میافتاد:
مشارکت اجتماعی غیر مستقیم: در این نوع از مشارکت، مادران با ایفای نقش حیات بخشی و تربیت فرزندان خود و مدیریت درست خانواده، صعود یا انحطاط یک جامعه را رقم زده و در این مشارکت، همسر و فرزندان مذکر بهصورت مستقیم و مادران بهصورت غیرمستقیم در جامعه حضور دارند. تجارب افراد در خانواده، سالهای سال، اعضای خانواده را تحت تأثیر خود قرار داده و پیامدهایی را نیز بهدنبال دارند که از ارکان مهم جامعه بهشمار میروند.[دیدگاه ۸][۱۷]
مشارکت اجتماعی مستقیم: بهمعنای حضور زن در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی و سیاسی، پس از مسئولیتهای او در خانواده است. برای این نوع مشارکت مصادیق زیر ذکر شده است که مهمترین آن مشارکت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تبلیغی، اجتماعی، آموزشی، علمی، تربیتی، حقوقی و قضایی است. در سبک زندگی اسلامی ایرانی در اصل هر دو نوع پذیرفته شده است؛ اما این به معنای همسانی کامل با مشارکت مردان در تمام عرصههای مذکور نیست.[۱۸]
تاریخچه
مشارکت اجتماعی زنان در جوامع متفاوت و در طول تاریخ بر اساس شرایط خاص فرهنگی و اجتماعی بوده است.[۱۹] زنان در دورهٔ باستان علیرغم محدودیتهای موجود، در زمینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نقشی فعال و گاه برجسته داشتند. در ایران باستان، زن از جایگاهی برابر با مرد برخوردار بود و حتی در ادارهٔ جامعه نقش داشته است، در حالی که در برخی جوامع دیگر مانند یونان محدودیت بیشتری بر زنان حاکم بود.[۲۰] در برخی تمدنها مانند مصر، زنان از حقوق قانونی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار بودند. در قرون وسطی، تحت تأثیر ساختارهای مذهبی و سنتی، این محدودیتها در اکثر جوامع تشدید شد.[۲۱]
با آغاز دورهٔ رنسانس و بهویژه عصر روشنگری، ایدههای اولیهٔ برابری و حقوق فردی مطرح شد که زمینهساز تحولات آینده شد. نقطهٔ عطف اصلی، انقلاب صنعتی بود که زنان را بهصورت گسترده وارد نیروی کار و فضای عمومی کرد. این حضور، آگاهی اجتماعی آنان را افزایش داد و به شکلگیری اولین جنبشهای سازمانیافته برای کسب حقوقی مانند حق رأی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم منجر شد.[۲۲]
قرن بیستم دورهٔ دستاوردهای بزرگ بود؛ زنان در بسیاری از کشورها به حقوق سیاسی و دسترسی به آموزش عالی دست یافتند و نقشهای اجتماعی و حرفهای متنوعی را بر عهده گرفتند. امروزه، با وجود پیشرفتهای چشمگیر، تلاش برای دستیابی به برابری کامل در عرصههای اقتصادی و سیاسی در سراسر جهان همچنان ادامه دارد.[۲۳]
موانع
موانع مشارکت اجتماعی زنان به دو دستهٔ کلی موانع خانوادگی و موانع فردی تقسیم میشوند:
موانع خانوادگی: پذیرش نقشهای تابع و تحت سلطه توسط خود زنان، نداشتن تجربهٔ کافی در فعالیتهای اجتماعی، ضعف در برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، مشکلات جسمانی و ناتوانیهای جسمی،[دیدگاه ۹] بیسوادی و کمبود تحصیلات، سن بالا و کهولت، عدم تمایل به مدیریت و پیشرفت، بهویژه نسبت به مردان، تجرد یا مجرد بودن، فقدان اعتماد به نفس،[دیدگاه ۱۰] مشغولیتهای زیاد در کارهای کشاورزی و دامداری،[دیدگاه ۱۱] تجارب ناموفق گذشته در فعالیتهای اجتماعی و باور به ناتوانی در انجام امور اجتماعی.[دیدگاه ۱۲]
موانع فردی: حجم زیاد فعالیتهای زنان در داخل منزل، زمانبر بودن پرورش و تربیت فرزندان، مخالفت یا نارضایتی پدر و همسر، تعداد زیاد اعضای خانواده، عدم حمایت پدر و همسر و ازدواج زودهنگام.[دیدگاه ۱۳][۲۴]
موانع فرهنگی و سنتی: علاوه بر موانع فردی و خانوادگی، فرهنگ و آدابورسوم قدیمی موجب شدهاند زنان بیشتر در نقشهای خانهداری و تولیدمثل محدود شوند[دیدگاه ۱۴] و کمتر به حضور در عرصههای اجتماعی توجه شود. در صورتی که حضور زنان در عرصههای اجتماعی، تعالی زندگی انسانها و کاهش نابرابریها را تسهیل کرده و دستیابی به رفاه واقعی را آسان میکند.[۲۵]
مانع اصلی مشارکت در ایران: در جامعهٔ مسلمان ایران، مهمترین مانع مشارکت اجتماعی زنان، موانع فرهنگی است. فرهنگ غالب قبل از انقلاب اسلامی نیز به تقویت این موانع فرهنگی دامن زده است. این وضعیت سبب شده است که حتی جامعهٔ مذهبی ایران نیز بعضاً با مشارکت فعال زنان مخالف باشد. برای رفع این موانع، لازم است الگوهای مشارکت متناسب با فرهنگ دینی طراحی و زنان مسلمان ایرانی به توانمندسازی و پرورش مثبت هدایت شوند تا نگرشهای منفی به نگرشهای مثبت تبدیل شوند.[دیدگاه ۱۵][۲۶]
مزایا
تأثیر مشارکت اجتماعی زنان بر رفاه خانواده: تحقیقات نشان میدهد که حضور فعال زنان در عرصههای مختلف اجتماعی نقش مهمی در افزایش رفاه خانوادهها دارد و به همین دلیل، مشارکت زنان یکی از شاخصهای مهم توسعه شناخته میشود.[دیدگاه ۱۶][۲۷]
تغییر دیدگاه و نقش زنان: کارشناسان معتقدند که با مشارکت زنان در جامعه، نگرش آنها نسبت به خود، جایگاهشان و نقششان در جامعه تغییر میکند. این تغییر موجب میشود خواستههای زنان واقعبینانهتر شود و آنها تلاش کنند زندگی سالمتر و آرامتری داشته باشند. همچنین زنان با مشارکت اجتماعی خود میتوانند در تأمین مالی خانواده سهیم شده و در تصمیمگیریهای خانوادگی سهم داشته باشند. حضور در اجتماع، به زنان کمک میکند تا دانش و اطلاعات بیشتری در زمینههای فردی و اجتماعی کسب کنند، استقلال بیشتری در تصمیمگیریهای خود پیدا کنند، برنامهریزی بهتری برای آینده داشته باشند، انتقادپذیرتر شوند و حس واقعگرایی در آنها تقویت شود.[۲۸]
آثار مثبت مشارکت زنان بر خانواده:[دیدگاه ۱۷] افزایش آگاهی اعضای خانواده، استفادهٔ بهتر از اوقات فراغت، بهبود وضعیت اقتصادی خانواده، گسترش روابط اجتماعی مناسب، ارتقاء سطح تغذیه خانواده و افزایش امنیت روحی زنان.[۲۹]
مزایای مشارکت اجتماعی زنان:[دیدگاه ۱۸] سهم زنان در تعیین سرنوشت خود که ارزشمند است، تقویت حس اعتماد به نفس و خودکفایی در زنان، افزایش تلاش برای رسیدن به اهداف با سرعت بیشتر، ایجاد فرصتهای رشد و بروز خلاقیتهای زنان و کاهش هزینههای اجرای برنامهها و طرحها بهدلیل مشارکت فعال زنان.
این اثرات مثبت نشان میدهد که حضور اجتماعی زنان نهتنها به نفع خود آنها بلکه به بهبود کل خانواده و جامعه کمک میکند. مشارکت زنان به گسترش عدالت، رفاه و توسعهٔ پایدار در جامعه میانجامد.[۳۰]
مشارکت سیاسی، مشارکتی است مسالمتآمیز برای برگزیدن و برگزیده شدن در همهٔ سطوح ملی و فراملی، فعالیت در احزاب و گروههای سیاسی، تشکیل حزب و گروه سیاسی برای دخالت و مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی که با سرنوشت جامعه ارتباط دارد.[۳۱] مشارکت سیاسی زنان که شامل عمل سیاسی و تصدی مناصب سیاسی میشود، همواره کمتر از مردان بوده است. دانشمندان علوم سیاسی پاسخهای گوناگونی به این تفاوت دادهاند:
تفاوت فیزیولوژیک؛ وضعیت جسمانی زنان از قبیل بارداری، زایمان، شیردهی و چگونگی عملکرد مغز که در نوع علایق و توانمندیهای زنان و مردان مؤثر است موجب شده تا زنان در تصمیمگیریهای اساسی جامعه شرکت نکنند.[۳۲]
اجتماعیشدن؛ تفاوت در شیوههای اجتماعیکردن دختران و پسران موجب میشود که دختران معمولاً برای نقشهای خانگی و پسران همواره برای نقشهای کلان اجتماعی آماده شوند.[۳۳]
ویژگیهای روانی؛ بهرهمندی زنان از ویژگیهای خاص روحی و روانی سبب شده تا آنها مهربانتر، محافظهکارتر، راستگوتر، مذهبیتر و سنتیتر باشند؛ این ویژگیها، زنان را را از روحیهٔ پرخاشگری و رقابتجویی که لازمهٔ فعالیتهای سیاسی است، دور میکند و آنها تمایل زیادی برای ورود به عرصهٔ سیاست ندارند.[۳۴]
نظریهٔ پدرسالاری؛ مردان برای آنکه در قدرت بمانند همواره موقعیتهای سیاسی خود را حفظ میکنند و از بلوغ سیاسی زنان جلوگیری میکنند.[۳۵]
آسیبها
کارشناسان برای مشارکت اجتماعی زنان آسیبهایی را نیز برشمردهاند:
آسیبپذیری خانواده:[دیدگاه ۱۹]مشارکت و حضور زنان در امور اجتماعی، امروزه به امری بدیهی و ضروری تبدیل شده است. کارشناسان معتقدند که برخی الگوهای نادرست حضور زنان در اجتماع، بهدلیل نداشتن پشتوانههای فرهنگی- تاریخی، میتواند به کانون خانواده آسیب رساند. امروزه، دگرگونی در نقش زنان، تأثیر چشمگیری برنهاد خانواده داشته است؛ برای مثال، نسل جدیدی از کودکان، توسط مادران شاغل تربیت و پرورش یافته و بیشتر زمان خود را در مراکز نگهداری کودکان سپری کرده و توسط افرادی به جز مادران خود مراقبت میشوند. علاوه بر آن، برخی از زنان، امروزه ترجیح میدهند تا بهراحتی ازدواجهای ناموفق خود را رها کرده یا به فکر بزرگ کردن فرزندان، با هزینههای خود هستند. نتیجهٔ این امر در جوامع امروزی، افزایش سریع طلاقها، فرزندان زنان بیوه و گسترش خانوادههای زنسرپرست خواهد بود. این در حالی است که اگر بسترهای حضور زنان در اجتماع مناسبسازی شود، زنان میتوانند با کمترین نقصان به نظام خانواده در حیات اقتصادی- اجتماعی جامعه ایفای نقش کنند. برخی از کارشناسان، با تأسی از الگوهای اسلامی، ضمن حفظ استحکام نهاد خانواده، بحث حضور زنان و مشارکت آنها در اجتماع را پررنگتر بیان کردهاند؛ برای مثال، در خانوادهٔ روستایی، زنان علاوه بر فعالیتهای درون خانواده، در فعالیتهای اقتصادی نیز همواره نقشی پررنگ دارند.[۳۶]
آسیبپذیری الگوی مشارکت: استفادهٔ ابزاری از زنان در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، جایگاه اجتماعی آنها را همواره مورد تهدید قرار داده است. متخصصان، حضور زنان در جوامع اسلامی را آزاد عنوان کرده و تنها در مواردی زنان را محدود کردهاند که مشارکت اجتماعی زنان منجر به فساد اخلاقی در جامعه شود.[۳۷]اشتغال برای زنان دستاوردهای مثبتی از قبیل آگاهی، تخصص یافتن بهمنزلهٔ زمینهٔ اشتغال، اعتماد به نفس ناشی از حضور اجتماعی و استقلال مالی، بینش اجتماعی، تقویت پایگاه اجتماعی را بهدنبال دارد. با این حال اندیشمندان پیامدهای منفی اشتغال زنان را نادیده نگرفتهاند؛[۳۸] این پیامدها در سه محور طرح شده است:
پیامدهای اشتغال زنان بر زنان مانند سنگینی نقش دو تعهد خانه و محل کار که سبب ناهنجاریهای اخلاقی، وارد شدن فشار روانی، احساس بیفایدگی، کاهش اعتماد به نفس و کاهش حمایت اقتصادی زن شاغل میشود.[۳۹]
پیامدهای اشتغال زنان بر خانواده مانند تغییر در نظام خانواده، تضعیف روابط درست و با نشاط زوجین؛ تأثیر منفی بر فرزندخواهی؛ مخاطرهآور شدن روابط مادر و فرزندان.[۴۰]
پیامدهای اشتغال زنان بر اجتماع مانند تحول ذهنیت جامعه به سمت برابری زن و مرد، کاهش جمعیت بهدلیل بیمیلی زنان شاغل به ازدواج و فرزندآوری؛ شیوع تجرد زیستی، افزایش آسیبهای اجتماعی.[۴۱] امروزه مشارکت سیاسی- اجتماعی زنان در قالب دو الگو شامل الگوی توسعهگرا و الگوی دینی، صورت میگیرد. الگوی دینی که بر مبنای اولویت نقشها، تعریف شده، با چالش فقدان سیاستگذاریهای همهجانبه و قوانینی روبهرو است که هم به زنان در جهت اولویت مادری کمک برساند و هم سطح مشارکت مفید زنان را از میان نَبَرد. این چالش، سبب آسیبهای روانی به زنان و رها کردن یکی از دو فضای اجتماعی و خانوادگی در زندگی عینی آنها میشود.[۴۲]
در الگوی توسعهگرا نیز به آسیبهای زیر، توجه شده است:
اصالت یافتن ورود زنان به عرصههای اجتماعی؛
اهمیت یافتن تشکیل انجمنها و سازمانهای زنانه برای ورود زنان به مجامع اجتماعی، بدون توجه به وجوه ارزشی؛
کمیتگرایی در فعالیتهای اجتماعی زنان (نگاه توسعهای در مدل غربی)؛
تضعیف نقشهای خانگی و تغییر نظام ارزشی دربارهٔ خانه و خانواده؛
کماهمیت شدن ازدواج، مادری و پیوندهای گوناگون در عرصهٔ خصوصی؛
اهمیت یافتن ظواهر زنانه در جذب فرصتها؛
سستشدن ضوابط مربوط به مردان و زنان نامحرم؛
سوءاستفادهٔ قدرتهای پنهان از زنان کنشگر در جهت مقاصد سیاسی و اجتماعی.[۴۳]
رویکردها
رویکرد جامعهشناسی
کارشناسان میگویند اگر همهٔ گروهها و اقشار جامعه، بهخصوص زنان، در تصمیمگیریها شرکت کنند، جامعه بهتر پیشرفت میکند. این کار فقط بهمعنای برابری نیست، بلکه به حقوق زنان نیز احترام گذاشته میشود و مسائل مربوط به آنها بهتر دیده میشود. همچنین، شرایط کاری و زندگی اجتماعی آنها بهتر در نظر گرفته میشود.[۴۴] اما بعضیها هم انتقاد دارند که در نگاه غربی، مشارکت اجتماعی زنان ممکن است فقط ابزاری باشد که نظام مردسالار سرمایهداری به نفع خودش از آن استفاده میکند.[۴۵]
رویکرد دینی
در جوامع اسلامی نیز آموزهها و الگوهای قرآنی، زنان را علاوه بر ایفای نقشهای مهم همسری و مادری، به اثرگذاری در مسیر ساخت جامعهای عادلانه، اخلاقمدار و پیشرفته، سفارش میکند[۴۶] و قرآن با معرفی نمونههایی از زنان اثرگذار در تاریخ، بر ضرورت مسئولیتپذیری[دیدگاه ۲۰] اجتماعی زنان در راستای تحقق عدالت و برابری و همکاری در ترسیم آیندهای مطلوب تأکید کرده است.[۴۷]
اسلام مسئولیت و مشارکت اجتماعی زنان را بهرسمیت شناخته است و مسئولیت زنان در قبال سرنوشت فردی و اجتماعی برابر با مردان معرفی شده ولی نحوهٔ ایفای آن متفاوت است.[۴۸] در اسلام، بیعت، مالکیت، مسئولیت و حضور سیاسی و اجتماعی زنان پذیرفته شده است.[۴۹] بههمین دلیل زنان از دیرباز در تاریخ اسلام و ایران در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی حضور فعال داشتهاند. الگوهای دینی و قرآنی مانند فاطمه زهرا، مریم، آسیه و خدیجه نمونههای برجستهای از کنشگری و مقاومت اجتماعی زنان را ارائه میدهند که فارغ از زمان و مکان ارزشمند هستند. برخی از این نمونهها که در قرآن کریم بهعنوان مراجع الهامبخش مطرح شدهاند، عبارتند از:
آسیه، همسر فرعون: الگوی مقاومت در برابر ظلم؛ همسر فرعون[۵۰] با ایمان راسخ و پایداری در برابر ظلم استبدادی ایستاد[۵۱] و علیرغم فشارهای اجتماعی و سیاسی شدید، به خدا ایمان آورد و الگویی از مقاومت و پایداری شد.[۵۲]
حضرت مریم: نماد زهد، تقوا و تربیت دینی؛ مریم با استواری ایمان و تقوا در برابر تبعیضها و قضاوتهای نادرست اجتماعی ایستادگی کرد،[۵۳] مسئولیت نگهداری از فرزندش را به عهده گرفت و الگویی از مقاومت در برابر هنجارهای نادرست شد.[۵۴]
زنان مدینه: حامی و پشتیبان پیامبر اکرم؛ زنان مؤمن مدینه به تأثیر آموزههای اسلامی در حوزههای گوناگون کنشگری اجتماعی گروهی داشتند و تلاش کردند اسلام و پیامبر را یاری رسانند.[۵۵]پرونده:کنشگری اجتماعی زنان در قرآن (2).jpgاشاره قرآن به بیعت زنان با پیامبر در آیه ۱۲ سوره ممتحنه
خدیجه: الگوی موفقیت اقتصادی و حمایت استراتژیک؛ خدیجه که زنی توانمند در عرصهٔ اقتصادی بود، با ثروت و مدیریت صحیح خود از اسلام حمایت کرد[۵۶] و نشان داد زنان میتوانند همزمان در خانهداری و کنشگری اجتماعی و اقتصادی موفق و تأثیرگذار باشند.[۵۷]
ویژگیهای زنان کنشگر اجتماعی در اسلام
الگوهایی که قرآن کریم برای مشارکت فعال زنان در جامعه ارائه میدهد، دارای ویژگیهای زیر هستند:
انگیزه و جرأت بیان دیدگاهها؛ زنان تأثیرگذار مانند همسر فرعون که در برابر ظلم مقاومت کرد[۵۸] یا زنانی که پرسشهای خود را مستقیماً با پیامبر اکرم در میان میگذاشتند، از جرات و انگیزهٔ لازم برای بیان نظرات و تجربیات خود برخوردار بودند. این ویژگی، زمینهساز مشارکت فعال زنان در عرصههای اجتماعی و فرهنگی است.[۵۹]
مدیریت چالشها و مقاومت؛ زنان مؤمن در برابر مخالفتها و فشارهای اجتماعی استقامت میکنند. قرآن بر ضرورت صبر و ایستادگی در برابر دشواریها تأکید دارد. این پیام برای زنان کنشگر اجتماعی، الگویی از تحمل و مدیریت چالشها فراهم میکند تا با عزم راسخ در مسیر فعالیتهای خود باقی بمانند.[۶۰]
پایداری در مسیر هدف؛ آموزههای قرآن، زنان کنشگر اجتماعی را ترغیب میکند که همانند حضرت مریم، مادر موسی، خواهر موسی و زن فرعون برای رسیدن به هدف خود شرایط دشوار را تحمل کنند؛ این تلاشها در نهایت به شکوفایی شخصیت موسی و هدایت قومش منجر شد.[۶۱]
محدودیتهای جنسیتی در کنشگری اجتماعی: برخی چنین میپندارند که آیهٔ ۳۴ سوره نساء و آیات مربوط به حجاب، به محدودیت زنان در فعالیتهای اجتماعی اشاره دارند. در مقابل، صاحبنظران دیگری بیان میکنند که آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء به توزیع مسئولیتها در خانواده اشاره دارد و نشاندهندهٔ برتری ذاتی مردان نیست.[۶۲] همچنین، قرآن بر برابری زن و مرد در حقوق بنیادین تأکید دارد.
از سوی دیگر، حجاب بهعنوان ابزاری برای حفظ کرامت زنان در نظر گرفته میشود و هدف آن محدود کردن حضور اجتماعی نیست. سیرهٔ پیامبر اکرم نیز مشارکت اجتماعی زنان را تأیید میکند.[۶۳]
عدم مشارکت زنان در امور سیاسی و رهبری: عدهای بر این باور هستند که قرآن حضور زنان در سیاست و رهبری را محدود کرده است؛ اما قرآن زنان را بهطور مستقیم از مشارکت سیاسی منع نکرده و بر شایستگی افراد بهعنوان معیار اصلی تأکید دارد. نمونههای تاریخی فراوانی از نقشآفرینی سیاسی زنان در اسلام، نظیر بیعت زنان با پیامبر، وجود دارد.[۶۴]
زنان در زمان جنگ نیز نقش مهمی ایفا کرده و با پرستاری از مجروحان و حمایت از پیامبر و یارانش، تأثیر بسزایی در گسترش ارزشهای اسلامی و تقویت امنیت عاطفی جامعه داشتند.[۶۵]
آیات ۲۳ تا ۴۴ سورهٔ نمل بر صلاحیت و شایستگی ملکهٔ سبا تأکید دارند و نشان میدهند که او با هوش و درایت خود بر سرزمینش حکومت میکرد.[۶۶] قرآن با نقل سخنان او، نقش مثبت زنان در موقعیتهای سیاسی را تأیید میکند.[۶۷]
ترجیح نقش خانهداری زنان: دیدگاهی وجود دارد که با تکیه بر آموزههای قرآن، نقش زنان را فقط به خانهداری محدود میداند؛ اما از منظر دیگر صاحبنظران، قرآن بر اهمیت فعالیتهای اجتماعی زنان تأکید دارد و این دو نقش را در تضاد نمیداند. قرآن مسئولیتهای خانوادگی و اجتماعی را بهطور متوازن به زن و مرد واگذار کرده است.[۶۸]پژوهشگران، شاخصهای دینی زیر را برای مشارکت اجتماعی زنان ذکر کردهاند:
فعالیت مورد نظر سازنده باشد، به ارتقای وضعیت اجتماعی و عمران جامعه کمک برساند و باز خورد آن به زنان، رضایتبخش باشد؛
هدف آن خداپسندانه باشد؛
توان زنانهٔ زنان را کاهش ندهد؛ بلکه در جهت قابلیتهای آنان باشد؛
اولویتهای زنان را در جایگاه یک زن تحت الشعاع قرار ندهد؛
هدف از حضور و مشارکت زن همافزایی در جهت فرهنگ، دانش، مهارت و اخلاق باشد.[۶۹]
ضوابط اسلامی حضور زنان در فعالیتهای اجتماعی
ضوابط دین اسلام برای حضور زنان در فعالیتهای اجتماعی به دو دسته تقسیم میشود:
الف. ضوابط مربوط به فعالیتهای اقتصادی مانند طلب روزی حلال، پرهیز از مشاغل و فعالیتهای غیرمجاز مانند خرید و فروش اشیاء حرام و نجس که سود حلال ندارد، پرهیز از رشوه و حرامخواری.[۷۰]
ب. ضوابط مربوط به حضور زن در بیرون منزل که خود دو بخش را شامل میشود:
رعایت اولویتهای زندگی یک زن؛ ازدواج مستحب مؤکد است و تأخیر آن شایسته نیست. پس از ازدواج، تمکین زن از شوهر واجب است و اشتغال زن نباید به حقوق جنسی شوهر آسیب بزند. همچنین مادری بر زن واجب نیست اما از اولویتهای زندگی زنان است و اشتغال زن نباید آن را از اولویت خارج کند.[۷۱]
رعایت ضوابط ارتباط با نامحرم مانند پوشش،[۷۲] پرهیز از خودآرایی و خودنمایی،[۷۳] وقار در راه رفتن،[۷۴] وقار در سخن گفتن[۷۵] و استفاده نکردن از بوی خوش.[۷۶]
احکام شرعی اسلام حضور زن در اجتماع
احکام عمومی فقه اسلامی برای حضور زن در اجتماع، عبارتند از:
«پیشرفتهای مهم زنان بعد از انقلاب در ۷ حوزه»، خبرگزاری فارس، تاریخ بارگذاری: ۳۰ مهر ۱۴۰۱ش.
«زنان ایرانی پس از انقلاب؛ عزت مادرانه، پیشرفت اجتماعی- سیاسی و کرامت انسانی»، وبسایت ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران، تاریخ بارگذاری: ۱۵ بهمن ۱۳۹۹ش.
«زنان در دهههای مختلف نقشآفرینی کرده و حضور خود را در اجتماع پایدار ساختند»، پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران، تاریخ درج مطلب: ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ش.
«ضرورت فراهمسازی شرایط مناسب برای فعالیت زنان در خانواده و جامعه/ کارکنان زن از دقت و نظم برخوردارند»، وبسایت وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی، تاریخ بازدید: ۱۸ آبان ۱۴۰۱ش.
آگهی، حسین و دیگران، «بررسی موانع فردی و خانوادگی مشارکت زنان در امور سیاسی و اجتماعی روستا (مورد مطالعه: شهرستان هرسین- دهستان شیرز)، مجلهٔ راهبردهای توسعهٔ روستایی، دوره ۴، شماره ۱، شماره پیاپی ۱۳، ۱۳۹۶ش.
آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۲ش.
ابنسعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، بیتا.
ابنشهرآشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
بروجردی، اشرف، ارتباط فعالیتهای اجتماعی و خانوادگی زنان و تأثیر مثبت این دو نقش بر یکدیگر، زنان؛ مشارکت و برنامهریزی برای توسعهٔ پایدار۲، مرکز امور زنان، ۱۳۸۱ش.
حقانی، ریحانه، «مطالعهٔ تطبیقی حضور اجتماعی زن، چالشها و راهکارها»، فصلنامهٔ علمی- تخصیی مطالعات قرآنی نامه جامعه، دوره ۵، شماره ۱۲۷، شماره پیاپی ۱۲۷، ۱۳۹۷ش.
حلبی، علی بن ابراهیم، سیره حلبی، بیروت، دارالمعرفة، بیتا.
خامنهای، سیدعلی، «بیانات در اجتماع بانوان خوزستان»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای، تاریخ بارگزاری: ۲۰ اسفند ۱۳۷۵ش.
خامنهای، سیدعلی، «بیانات در دیدار اقشار مختلف بانوان»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای، تاریخ بارگزاری: ۱۴ دی ۱۴۰۱ش.
خامنهای، سیدعلی، «بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای، تاریخ بارگزاری: ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ش.
خمینی، روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
رستگار خالد، امیر، خانواده، کار، جنسیت، تهران، روابط عمومی شورای فرهنگی - اجتماعی زنان، ۱۳۸۳ش.
رضایی اصفهانی، محمدعلی، پرسشها و پاسخهای قرآنی، قم، پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۵ش.
ریتزر، جورج، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، ترجمهٔ محسن ثلاثی، تهران، علمی، ۱۳۷۹ش.
زعفرانچی، لیلا سادات، اشتغال زنان، تهران، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، ۱۳۸۸ش.
ساروخانی، باقر، درآمدی بر دایرة المعارف علوم اجتماعی، تهران، کیهان، ۱۳۷۶ش.
سالاریفر، محمدرضا، نظام خانواده در اسلام، چ۱، قم، سنابل، ۱۳۸۳ش.
سنجری، سیده سعیده، «نقش زن در ادبیات کهن و اسطورههای ایرانی»، فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ، سال دوم، شماره ۷، ۱۳۹۰ش.
شادیطلب، ژاله و کمالی، افسانه، «مشارکت اجتماعی زنان»، نشریهٔ زن در توسعه و سیاست (پژوهش زنان)، دوره ۱، شماره ۴، ۱۳۸۱ش.
شادیطلب، ژاله، «مشارکت اجتماعی زنان»، پژوهش زنان، دوره ۱، سال ۳، شماره ۷، ۱۳۸۲ش.
Hanish, marhus, A Governance Perspective on The Role of Cooperatives in Rural Development, 2005.
Midgley, James, Anthony Hall, Margaret Hardiman, and Dhanpaul Narine, Community Participation, Social Development, and the State, London, UK: Methuen, 1989.
Momsen, J.H, Woment and Development in the Third World, Londan: Routledge, Coorporation, Basie Books, 1991.
خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «دیدگاه» وجود دارد، اما برچسب متناظر با <references group="دیدگاه"/> یافت نشد.