پرش به محتوا

بدا در ظهور امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱: خط ۱۱:
# در آیات مربوط به محو، تحقق یا اثبات، قضا و قدر، علم مطلق پروردگار، ایجاد تحول در اوضاع فردی و اجتماعی مردم و حوزه تکوین در تفاسیر و مجامع روایی امامیه، بداء در معنای جایز آن مطرح شده است.
# در آیات مربوط به محو، تحقق یا اثبات، قضا و قدر، علم مطلق پروردگار، ایجاد تحول در اوضاع فردی و اجتماعی مردم و حوزه تکوین در تفاسیر و مجامع روایی امامیه، بداء در معنای جایز آن مطرح شده است.
# فقهای امامیه تحقق بداء را در قضا و قدر غیرحتمی مانند حوزه محو، اثبات عقلاً جایز می‌دانند و وقوع عملی آن را باور دارند و این نظر را در تفسير آيات مربوط به دعا، توبه، صدقه، انفاق، تعاون بر برّ، تقوا، صله ارحام، قطع رحم، تعاون بر اثم و عدوان بیان کردند.
# فقهای امامیه تحقق بداء را در قضا و قدر غیرحتمی مانند حوزه محو، اثبات عقلاً جایز می‌دانند و وقوع عملی آن را باور دارند و این نظر را در تفسير آيات مربوط به دعا، توبه، صدقه، انفاق، تعاون بر برّ، تقوا، صله ارحام، قطع رحم، تعاون بر اثم و عدوان بیان کردند.
# در دیدگاه‌های کلامی شیعه، تعیین زمان دقیق برای ظهور با مفهوم بَداء، منافات دارد.<ref>{{پک|ولی‌زاده|۱۳۹۱|ک=انتظار موعود|ف=«کنکاشی در زمینه تعیین احتمالی زمان ظهور»|ص=۸۵-۸۶}}</ref> زمان قطعی و حقیقی ظهور منحصراً در علم خداوند است و آگاهی امامان مشمول بداء می‌شود و تغییرپذیر است.<ref>{{پک|فاضل|۱۳۹۹|ک=پژوهش‌های حوزه و دانشگاه|ف=ایران‌پدیا یا ویکی‌پدیا، مساله این است|ص=۱۰۰}}</ref>
# در دیدگاه‌های کلامی شیعه، تعیین زمان دقیق برای ظهور با مفهوم بَداء، منافات دارد.<ref>{{پک|ولی‌زاده|۱۳۹۱|ک=انتظار موعود|ف=«کنکاشی در زمینه تعیین احتمالی زمان ظهور»|ص=۸۵-۸۶}}</ref> زمان قطعی و حقیقی ظهور منحصراً در علم خداوند است و آگاهی امامان مشمول بداء می‌شود و تغییرپذیر است.<ref>{{پک|گودرزی|۱۳۹۸|ک=مشرق موعود|ف=«تعیین وقت برای ظهور (توقیت)»،|ص=۶۱-۶۲}}</ref>
# بر اساس روایات اهل‌بیت و کلام امامیه، تحولات تکوینی هرگز در قضا و قدر حتمی راه ندارد.
# بر اساس روایات اهل‌بیت و کلام امامیه، تحولات تکوینی هرگز در قضا و قدر حتمی راه ندارد.
# در اصل مسئلة نسخ و بداء اختلافی میان شیعه و اهل‌سنت هست و اختلاف میان آنان، نزاع لفظی است.[8] مثلاْ در منابع روایی اهل‌سنت رویاتی درباره استجابت دعا و صله رحم بیان شده است.[9] هرچند عامه آن تحولات را بداء نمی‌دانند.
# در اصل مسئلة نسخ و بداء اختلافی میان شیعه و اهل‌سنت هست و اختلاف میان آنان، نزاع لفظی است.<ref>{{پک|مفید|1413|ک=أوائل المقالات في المذاهب و المختارات|ص=80|ج=}}</ref> مثلاْ در منابع روایی اهل‌سنت رویاتی درباره استجابت دعا و صله رحم بیان شده است.<ref>{{پک|بخاری|۱۴۲۲|ک=صحیح البخاری|ص=۵ و ۷۳|ج=۸}}</ref> هرچند عامه آن تحولات را بداء نمی‌دانند.
# پذیرش بداء بر اساس این معنا یعنی تغییر در تقدیرهای غیرحتمی بر اساس مشیت الهی از الزامات اعتقاد به توحید است و هر موحدی بايد حقوق بداء را در لوح محو و اثبات بپذیرد.[10]
# پذیرش بداء بر اساس این معنا یعنی تغییر در تقدیرهای غیرحتمی بر اساس مشیت الهی از الزامات اعتقاد به توحید است و هر موحدی بايد حقوق بداء را در لوح محو و اثبات بپذیرد.<ref>{{پک|مولایی‌نیا|۱۳۹۹|ک=پژوهش‌نامه مذاهب اسلامی|ف=«بررسی مسئله «بداء» از دیدگاه فریقین در قرآن و سنّت»|ص=54}}</ref>
# هر دو در مفهوم، بداء را در معنای مجازی پیداشدن رأی جدید؛ که به همین رأی جدید هم علم داشته، قبول دارند.[11]
# هر دو در مفهوم، بداء را در معنای مجازی پیداشدن رأی جدید؛ که به همین رأی جدید هم علم داشته، قبول دارند.<ref>{{پک|پورسعیدی|۱۳۹۶|ک=سخن جامعه|ف=«نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»|ص=۱۲}}</ref>


== '''انواع بداء''' ==
== '''انواع بداء''' ==
خط ۲۲: خط ۲۲:
# '''بداء در علم:''' بر عالم، خلاف علم او ظاهر شود و در مورد خدا آن گونه است که خلاف آنچه می‌دانسته است بر او آشکار شود.
# '''بداء در علم:''' بر عالم، خلاف علم او ظاهر شود و در مورد خدا آن گونه است که خلاف آنچه می‌دانسته است بر او آشکار شود.
# '''بداء در اراده:''' بر انسان یا بر خدا، خلاف آنچه درست می‌دانسته و اراده و حکم کرده است، ظاهر شود.
# '''بداء در اراده:''' بر انسان یا بر خدا، خلاف آنچه درست می‌دانسته و اراده و حکم کرده است، ظاهر شود.
# '''بداء در امر:''' امر کننده به معنی خدا یا انسان فرمانی صادر کند و فرمانی دیگر مخالف و متقابل با فرمان اولیه باشد. چنانکه معتقدان به امکان نسخ باور دارند که فرمان‌های مختلف در زمان‌های مختلف یکدیگر را إلغاء و نسخ می‌کنند.[12]
# '''بداء در امر:''' امر کننده به معنی خدا یا انسان فرمانی صادر کند و فرمانی دیگر مخالف و متقابل با فرمان اولیه باشد. چنانکه معتقدان به امکان نسخ باور دارند که فرمان‌های مختلف در زمان‌های مختلف یکدیگر را إلغاء و نسخ می‌کنند.<ref>{{پک|رضایی شریف آبادی|۱۳۹۰|ک=مطالعات مهدوی|ف=«بداء از دیدگاه شیعه و بررسی آن در مورد علائم ظهور حضرت مهدی(عج)»|ص=۲۸}}</ref>


== '''شروط تحقق بداء''' ==
== '''شروط تحقق بداء''' ==
خط ۳۰: خط ۳۰:
# '''وحدت مکلّف:''' همان کسی که به انجام کاری مأمور می‌شود، همان کسی باشد که از انجام دادن آن کار نهی می‌شود و در مورد آمر، که او نیز باید یکسان باشد.
# '''وحدت مکلّف:''' همان کسی که به انجام کاری مأمور می‌شود، همان کسی باشد که از انجام دادن آن کار نهی می‌شود و در مورد آمر، که او نیز باید یکسان باشد.
# '''وحدت هدف:''' هدف از امر و نهی یک مسئله باشد.
# '''وحدت هدف:''' هدف از امر و نهی یک مسئله باشد.
# '''وحدت وقت:''' زمان امر و نهی یکسان و یکی باشد.[13]
# '''وحدت وقت:''' زمان امر و نهی یکسان و یکی باشد.<ref>{{پک|رضایی شریف آبادی|۱۳۹۰|ک=مطالعات مهدوی|ف=«بداء از دیدگاه شیعه و بررسی آن در مورد علائم ظهور حضرت مهدی(عج)»|ص=۲۹}}</ref>


== '''اثبات بداء''' ==
== '''اثبات بداء''' ==
دلایل اثباتی بداء با تکیه بر نقل شامل دو دسته آیات قرآن و احادیث مأثور از عامّه و خاصّه است. آیات گاهی بر حقیقت بداء دلالت دارند و گاه طرح آیه به صورت غیرمستقیم درباره بداء است.[14]
دلایل اثباتی بداء با تکیه بر نقل شامل دو دسته آیات قرآن و احادیث مأثور از عامّه و خاصّه است. آیات گاهی بر حقیقت بداء دلالت دارند و گاه طرح آیه به صورت غیرمستقیم درباره بداء است.<ref>{{پک|رضایی شریف آبادی|۱۳۹۰|ک=مطالعات مهدوی|ف=«بداء از دیدگاه شیعه و بررسی آن در مورد علائم ظهور حضرت مهدی(عج)»|ص=۳۰}}</ref>


== '''بداء و علم خداوند''' ==
== '''بداء و علم خداوند''' ==
بداء یکی از آموزه‌های مهم در اعتقادات شیعه است که به‌وسیله اهل‌بیت از آیات قرآن استنباط و بیان شده است. این مفهوم تغییری است که در مراحل فعل الهی اتفاق می‌افتد؛ بدین صورت که قبل از ایجاد اشیاء، مراحلی ازجمله: مشیّت، اراده، قدر و قضا، توسط خداوند انجام می‌شود.[15] خداوند دو لوح خلق کرده و تمام رویدادهای عالم را در آنها ثبت کرده است. یکی لوح محفوظ که هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و نشان‌دهندة علم ازلی و قطعی الهی است؛ دیگری لوح محو و اثبات که خداوند بر اساس مصالح و حکمت خویش، چیزی را در آن ثبت می‌کند و سپس آن را محو نموده و امر دیگری را جایگزین می‌سازد، در حالی که به همۀ این تغییرات آگاه است.[16]
بداء یکی از آموزه‌های مهم در اعتقادات شیعه است که به‌وسیله اهل‌بیت از آیات قرآن استنباط و بیان شده است. این مفهوم تغییری است که در مراحل فعل الهی اتفاق می‌افتد؛ بدین صورت که قبل از ایجاد اشیاء، مراحلی ازجمله: مشیّت، اراده، قدر و قضا، توسط خداوند انجام می‌شود.<ref>{{پک|برنجکار، ترجمان|۱۳۹۱|ک=علوم حدیث|ف=«آموزۀ بداء و علم الهی»|ص=۲۲}}</ref> خداوند دو لوح خلق کرده و تمام رویدادهای عالم را در آنها ثبت کرده است. یکی لوح محفوظ که هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و نشان‌دهندة علم ازلی و قطعی الهی است؛ دیگری لوح محو و اثبات که خداوند بر اساس مصالح و حکمت خویش، چیزی را در آن ثبت می‌کند و سپس آن را محو نموده و امر دیگری را جایگزین می‌سازد، در حالی که به همۀ این تغییرات آگاه است.<ref>{{پک|مجلسی|۱۴۰۴|ک=مرآة العقول|ص=۱۳۲|ج=۲}}</ref>


برخی از فقهای امامیه بر اساس آیه ۳۹ سوره رعد معتقدند نسبت‌دادن بداء به خدا، تعارضی با علم الهی ندارد، بلکه ناشی از علم مطلق و ذاتی خداوند و بر اساس آزادی و قدرت مطلق خداوند است و با بداء در انسان که ناشی از جهل است، متفاوت است.[17] مهمترین اشکال مخالفان بداء مانند عبدالله بن احمد کعبی بلخی[18] و فخر رازی،[19] تعارض این آموزه با علم الهی است که این اشکالات ناشی از قیاس خداوند با انسان و استناد به روایات ضعیف و یا تفسیر نادرست از احادیث دانسته شده است.[20]
برخی از فقهای امامیه بر اساس آیه ۳۹ سوره رعد معتقدند نسبت‌دادن بداء به خدا، تعارضی با علم الهی ندارد، بلکه ناشی از علم مطلق و ذاتی خداوند و بر اساس آزادی و قدرت مطلق خداوند است و با بداء در انسان که ناشی از جهل است، متفاوت است.<ref>{{پک|برنجکار، ترجمان|۱۳۹۱|ک=علوم حدیث|ف=«آموزۀ بداء و علم الهی»|ص=۳۶}}</ref><ref>{{پک|طباطبایی|۱۳۶۳|ک=المیزان|ص=۳۸۱|ج=۱۱}}</ref> مهمترین اشکال مخالفان بداء مانند عبدالله بن احمد کعبی بلخی<ref>{{پک|کعبی بلخی|۱۴۲۸|ک=تفسیر ابی‌القاسم الکعبی البلخی|ص=۴۰|ج=۲}}</ref> و فخر رازی،<ref>{{پک|فخر رازی|۱۴۲۰|ک=التفسیر الکبیر|ص=۵۲|ج=۱۹}}</ref> تعارض این آموزه با علم الهی است که این اشکالات ناشی از قیاس خداوند با انسان و استناد به روایات ضعیف و یا تفسیر نادرست از احادیث دانسته شده است.<ref>{{پک|برنجکار، ترجمان|۱۳۹۱|ک=علوم حدیث|ف=«آموزۀ بداء و علم الهی»|ص=۲۲}}</ref>


== '''بداء و مهدویت''' ==
== '''بداء و مهدویت''' ==
خط ۴۴: خط ۴۴:


=== '''بداء و اصل ظهور''' ===
=== '''بداء و اصل ظهور''' ===
ظهور و قيام امام مهدی از وعده‌هاي خداوند است و هرگز در آن تخلف صورت نمي‌گيرد و روايات پرشماري[21] بر حتمي بودن آن تأكيد كرده است. در رواياتي چند قيام جهاني او از بزرگترین پدیده‌هایی است كه به طور قطع در پايان دوران و آستانة رستاخيز شكل می‌گیرد.[22]
ظهور و قيام امام مهدی از وعده‌های خداوند است و هرگز در آن تخلف صورت نمی‌گيرد و روايات پرشماری<ref>{{پک|صدوق|۱۳۷۸|ک=عیون اخبار الرضا(ع)|ص=۵۹|ج=۲}}</ref><ref>{{پک|طوسی|۱۴۱۱|ک=الغیبة|ص=۱۸۲|ج=}}</ref><ref>{{پک|ترمذی|۱۴۰۳|ک=سنن ترمذی|ص=۵۰۵|ج=۴}}</ref><ref>{{پک|ابن شهر آشوب|۱۳۷۹|ک=مناقب آل ابی‌طالب|ص=۲۲۷|ج=۲}}</ref> بر حتمی بودن آن تأكيد كرده است. در رواياتی چند قيام جهانی او از بزرگترین پدیده‌هایی است كه به طور قطع در پايان دوران و آستانة رستاخيز شكل می‌گیرد.<ref>{{پک|سلیمیان|۱۳۸۸|ک=انتظار موعود|ف=«ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»|ص=۹۶}}</ref>


=== '''بداء و زمان ظهور''' ===
=== '''بداء و زمان ظهور''' ===
بر اساس روایات، در مورد زمان ظهور دو دیدگاه عرضه شده است. دیدگاه نخست، ظهور، امری اختیاری است که مردم در آن نقش دارند و زمان آن را رفتار افراد تعیین می‌کند. دیدگاه دوم، زمان ظهور در اختیار خدا است و تقدیم و تأخیری در آن وجود ندارد.[23] در راستای مسئله بداء، با توجه به دیدگاه دوم، فقط زمان ظهور در علم و ارادة خداوند قرار دارد. ادعاي بداء در زمان ظهور امام مهدی نه با معناي اصطلاحي بداء سازگاري دارد؛ زیرا زماني براي ظهور تعيين نشده و كسي از آن آگا هي ندارد، تا خلاف آن صورت پذيرد و نه از طريق روايت ياد شده مي توان آن را اثبات كرد.[24]
بر اساس روایات، در مورد زمان ظهور دو دیدگاه عرضه شده است. دیدگاه نخست، ظهور، امری اختیاری است که مردم در آن نقش دارند و زمان آن را رفتار افراد تعیین می‌کند. دیدگاه دوم، زمان ظهور در اختیار خدا است و تقدیم و تأخیری در آن وجود ندارد.<ref>{{پک|سلیمیان|۱۳۸۸|ک=انتظار موعود|ف=«ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»|ص=۹۷-۹۸}}</ref> در راستای مسئله بداء، با توجه به دیدگاه دوم، فقط زمان ظهور در علم و ارادة خداوند قرار دارد. ادعای بداء در زمان ظهور امام مهدی نه با معنای اصطلاحی بداء سازگاری دارد؛ زیرا زمانی برای ظهور تعيين نشده و كسی از آن آگاهی ندارد، تا خلاف آن صورت پذيرد و نه از طريق روايت ياد شده می‌توان آن را اثبات كرد.<ref>{{پک|سلیمیان|۱۳۸۸|ک=انتظار موعود|ف=«ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»|ص=۱۰۸}}</ref>


=== '''بداء و نشانه‌های ظهور''' ===
=== '''بداء و نشانه‌های ظهور''' ===
در بررسی روایت منقول در کتاب الغیبۀ نعمانی از امام جواد،[25] مبنی بر امکان بداء در نشانه‌های حتمی ظهور، سه دیدگاه مطرح شده است.[26]
در بررسی روایت منقول در کتاب الغیبۀ نعمانی از امام جواد،<ref>{{پک|نعمانی|۱۳۸۷|ک=الغیبه|ص=۳۰۳|ج=}}</ref> مبنی بر امکان بداء در نشانه‌های حتمی ظهور، سه دیدگاه مطرح شده است.<ref>{{پک|خالد|۱۴۰۲|ک=مطالعات حدیث‌پژوهی|ف=«تحلیل مهدویت (ظهور، بداء، حکومت مهدوی) در احادیث امام جواد علیه‌السلام»|ص=۶۴}}</ref>


==== '''نفی بداء در نشانه‌های حتمی ظهور''' ====
==== '''نفی بداء در نشانه‌های حتمی ظهور''' ====
براساس این دیدگاه، سند روایت یاد شده، ضعیف است[27] و قدرت تعارض با تعداد فراوان احادیث مبنی بر وقوع قطعی نشانه‌های حتمی را ندارد. این روایت، خبر واحد است، و در مقابل روایاتی که قیام سفیانی را از نشانه‎‌های حتمی مطرح کردند، مستفیض و نزدیک به تواتر هستند،[28] نمی‌تواند معارضه کند. برحسب پذیرش سند روایت، ممکن است این روایت در شرایط خاصی مثل تقیه صادر شده باشد. همچنین پذیرش بداء در نشانه‌های حتمی، تقسیم‌بندی روایی علائم به حتمی و غیرحتمی را لغو و بی‌معنا می‌سازد و با حدیث امام باقر که سفیانی را از امور حتمی و تغییرناپذیر دانسته، ناسازگار است.[29]
براساس این دیدگاه، سند روایت یاد شده، ضعیف است[27] و قدرت تعارض با تعداد فراوان احادیث مبنی بر وقوع قطعی نشانه‌های حتمی را ندارد. این روایت، خبر واحد است، و در مقابل روایاتی که قیام سفیانی را از نشانه‎‌های حتمی مطرح کردند، مستفیض و نزدیک به تواتر هستند،[28] نمی‌تواند معارضه کند. برحسب پذیرش سند روایت، ممکن است این روایت در شرایط خاصی مثل تقیه صادر شده باشد. همچنین پذیرش بداء در نشانه‌های حتمی، تقسیم‌بندی روایی علائم به حتمی و غیرحتمی را لغو و بی‌معنا می‌سازد و با حدیث امام باقر که سفیانی را از امور حتمی و تغییرناپذیر دانسته، ناسازگار است.<ref>{{پک|پورسعیدی|۱۳۹۶|ک=سخن جامعه|ف=«نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»|ص=۱۴}}</ref>


==== '''پذیرش بداء در نشانه‌های حتمی ظهور''' ====
==== '''پذیرش بداء در نشانه‌های حتمی ظهور''' ====
روایت امکان بداء در نشانه‌های حتمی ظهور، چون موافق قرآن است، قابل پذیرش است. برخی فقهای شیعه بر اساس آیه ۳۹ سوره رعد معتقدند[30] حدیث منقول از امام جواد مبنی بر امکان بداء و تغییر در نشانه‌های حتمی ظهور از جمله سفیانی، چون موافق قرآن است، باید آن را پذیرفت.[31]
روایت امکان بداء در نشانه‌های حتمی ظهور، چون موافق قرآن است، قابل پذیرش است. برخی فقهای شیعه بر اساس آیه ۳۹ سوره رعد معتقدند[30] حدیث منقول از امام جواد مبنی بر امکان بداء و تغییر در نشانه‌های حتمی ظهور از جمله سفیانی، چون موافق قرآن است، باید آن را پذیرفت.<ref>{{پک|پورسعیدی|۱۳۹۶|ک=سخن جامعه|ف=«نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»|ص=۱۳-۱۴}}</ref>


==== '''جمع بین حدیث امام جواد با روایات متواتر''' ====
==== '''جمع بین حدیث امام جواد با روایات متواتر''' ====
این دیدگاه با ارائه دو تفسیر، میان روایت امام جواد و روایات متواتر بر حتمیت نشانه‌ها جمع می‌کند.[32]
این دیدگاه با ارائه دو تفسیر، میان روایت امام جواد و روایات متواتر بر حتمیت نشانه‌ها جمع می‌کند.<ref>{{پک|پورسعیدی|۱۳۹۶|ک=سخن جامعه|ف=«نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»|ص=۱۴}}</ref>


===== '''دیدگاه علی کورانی''' =====
===== '''دیدگاه علی کورانی''' =====
بر اساس این دیدگاه، واژة محتوم به معنای محتوم من الله به‌ معنی حتمی از سوی خدا و نه محتوم علی الله به معنی حتمی بر خدا است. وقوع نشانه‌ها از طرف خدا قطعی است، اما این حتمیت هرگز به معنای سلب قدرت تغییر از خداوند نیست؛ چنانکه قرآن، تفکر یهود مبنی بر بسته بودن دست خدا را نقد کرده و بر قدرت مطلق الهی تأکید دارد.[33]
بر اساس این دیدگاه، واژة محتوم به معنای محتوم من الله به‌ معنی حتمی از سوی خدا و نه محتوم علی الله به معنی حتمی بر خدا است. وقوع نشانه‌ها از طرف خدا قطعی است، اما این حتمیت هرگز به معنای سلب قدرت تغییر از خداوند نیست؛ چنانکه قرآن، تفکر یهود مبنی بر بسته بودن دست خدا را نقد کرده و بر قدرت مطلق الهی تأکید دارد.<ref>{{پک|پورسعیدی|۱۳۹۶|ک=سخن جامعه|ف=«نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»|ص=۱۴-۱۵}}</ref>


===== '''دیدگاه محمدباقر مجلسی''' =====
===== '''دیدگاه محمدباقر مجلسی''' =====
آیات به طور اعم و روایات به اخص بر اینکه زمان ظهور قابل تغییر است، دلالت دارند و از این‌رو، زمان نشانه‌های ظهور هم به تبع اصل ظهور قابل بداء و تغییر خواهند بود. با توجه به این مسئله که نشانه‌های حتمی متصل به زمان قیام و برخی در ظهور تا قیام اتفاق می‌افتند، پس از جهت بداءپذیری در اوصاف متفاوت و مانند خود ظهور نیستند.[34]
آیات به طور اعم و روایات به اخص بر اینکه زمان ظهور قابل تغییر است، دلالت دارند و از این‌رو، زمان نشانه‌های ظهور هم به تبع اصل ظهور قابل بداء و تغییر خواهند بود. با توجه به این مسئله که نشانه‌های حتمی متصل به زمان قیام و برخی در ظهور تا قیام اتفاق می‌افتند، پس از جهت بداءپذیری در اوصاف متفاوت و مانند خود ظهور نیستند.[34]


پنج نشانه‌ی حتمی ظهور مانند خروج و قیام سفیانی، یمانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن در سرزمین بیداء به دلیل تأکید روایات بر واژه‌ی محتوم[35] به معنای اجتناب‌ناپذیر، غیرقابل‌تغییر هستند؛[36] تغییر آنها هدف اصلیِ شناسایی امام مهدی را از بین می‌برد و با حکمت الهی ناسازگار است. اگرچه برخی با استناد به روایتی ضعیف در کتاب نعمانی، احتمال بداء را مطرح کرده‌اند، این روایت از جهت سندی ناتمام است و علامه مجلسی نیز آن را به ویژگی‌های حادثه و نه اصل وقوع تفسیر کرده است.[37] از سوی دیگر، تغییر این نشانه‌ها به غفلت مردم و تکذیب الهی می‌انجامد که محال است. بنابراین بداء در نشانه‌های حتمی راه ندارد و تنها در امور غیرحتمی[38] و اوصاف زمانی یا مکانیِ نشانه‌های حتمی تا جایی که اصل نشانه بودن آن نشانه‌های حتمی دچار مشکل نشود، تغییر زمانی و مکانی اشکالی ندارد. در غیر این صورت در آنان نیز بداء جایز نیست.[39]
پنج نشانه‌ی حتمی ظهور مانند خروج و قیام سفیانی، یمانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن در سرزمین بیداء به دلیل تأکید روایات بر واژه‌ی محتوم[35] به معنای اجتناب‌ناپذیر، غیرقابل‌تغییر هستند؛[36] تغییر آنها هدف اصلیِ شناسایی امام مهدی را از بین می‌برد و با حکمت الهی ناسازگار است. اگرچه برخی با استناد به روایتی ضعیف در کتاب نعمانی، احتمال بداء را مطرح کرده‌اند، این روایت از جهت سندی ناتمام است و علامه مجلسی نیز آن را به ویژگی‌های حادثه و نه اصل وقوع تفسیر کرده است.[37] از سوی دیگر، تغییر این نشانه‌ها به غفلت مردم و تکذیب الهی می‌انجامد که محال است. بنابراین بداء در نشانه‌های حتمی راه ندارد و تنها در امور غیرحتمی<ref>{{پک|سلیمیان|۱۳۸۸|ک=انتظار موعود|ف=«ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»|ص=۱۰۹-۱۱۳}}</ref> و اوصاف زمانی یا مکانیِ نشانه‌های حتمی تا جایی که اصل نشانه بودن آن نشانه‌های حتمی دچار مشکل نشود، تغییر زمانی و مکانی اشکالی ندارد. در غیر این صورت در آنان نیز بداء جایز نیست.[39]


== '''امکان بداء در علائم حتمی ظهور''' ==
== '''امکان بداء در علائم حتمی ظهور''' ==
شواهدی بر دیدگاه امکان بداء در علائم حتمیِ ظهور بیان شده است. اگرچه به برخی از آنها اشکالاتی وارد شده است.[40]
شواهدی بر دیدگاه امکان بداء در علائم حتمیِ ظهور بیان شده است. اگرچه به برخی از آنها اشکالاتی وارد شده است.<ref>{{پک|صبایی، شاکر و رضوی|۱۳۹۷|ک=تحقیقات کلامی|ف=«امکان پیدایشی دیگر در نشانه‌های حتمی ظهور»|ص=۷۹}}</ref>


=== '''سازگاری با عقل''' ===
=== '''سازگاری با عقل''' ===
خط ۸۲: خط ۸۲:


=== '''سازگاری با روایات ناگهانی بودن ظهور''' ===
=== '''سازگاری با روایات ناگهانی بودن ظهور''' ===
بر اساس روایات، ظهور امام مهدی به صورت ناگهانی و بدون زمینة پیشین رخ می‌دهد، چنانکه در توقیع امام به شیخ مفید و نیز سخن امام رضا که ظهور را به قیامت تشبیه کرده‌اند، بر این امر تأکید شده است. با وجود روایات دیگری از تحقق نشانه‌های حتمی پیش از ظهور، راهکار همسوسازی این دو دسته از روایات، پذیرش آموزة بداء است که امکان تغییر در برخی نشانه‌های حتمی وجود دارد و آنچه اصالت دارد، تحقق اصل ظهور است که فراتر از نشانه‌ها می‌باشد.[41]
بر اساس روایات، ظهور امام مهدی به صورت ناگهانی و بدون زمینة پیشین رخ می‌دهد، چنانکه در توقیع امام به شیخ مفید و نیز سخن امام رضا که ظهور را به قیامت تشبیه کرده‌اند، بر این امر تأکید شده است. با وجود روایات دیگری از تحقق نشانه‌های حتمی پیش از ظهور، راهکار همسوسازی این دو دسته از روایات، پذیرش آموزة بداء است که امکان تغییر در برخی نشانه‌های حتمی وجود دارد و آنچه اصالت دارد، تحقق اصل ظهور است که فراتر از نشانه‌ها می‌باشد.<ref>{{پک|صبایی، شاکر و رضوی|۱۳۹۷|ک=تحقیقات کلامی|ف=«امکان پیدایشی دیگر در نشانه‌های حتمی ظهور»|ص=۷۹-۸۱}}</ref>


== '''ابعاد اجتماعی بداء در زمان ظهور''' ==
== '''ابعاد اجتماعی بداء در زمان ظهور''' ==
بر اساس مبانی اعتقادی و روایات، مسئله بداء در زمان ظهور با ابعاد اجتماعی و نقش‌آفرینی مردم پیوندی عمیق دارد. این پیوند از چند جهت قابل بررسی است.[42]
بر اساس مبانی اعتقادی و روایات، مسئله بداء در زمان ظهور با ابعاد اجتماعی و نقش‌آفرینی مردم پیوندی عمیق دارد. این پیوند از چند جهت قابل بررسی است.<ref>{{پک|ترجمان|۱۴۰۳|ک=مطالعات فرهنگی قرآن|ف=«بداء؛ پاسخ به شبهات دکتر ناصر القفاری و آثار فردی و اجتماعی اعتقاد به آن»|ص=۳۳۳}}</ref><ref>{{پک|صمدی|۱۳۸۶|ک=مشرق موعود|ف=«نقش مردم در تعجیل ظهور »|ص=۶۱-۶۲}}</ref>


=== '''نقش مردم در تعجیل یا تأخیر ظهور''' ===
=== '''نقش مردم در تعجیل یا تأخیر ظهور''' ===
یکی از مهمترین ابعاد اجتماعی بداء، تأثیرپذیری زمان ظهور از رفتار و اراده جمعی مردم است. بر اساس دیدگاهی که تعجیل در ظهور را تنها پس از اثبات تغییرپذیری زمان ظهور امکان‌پذیر می‌داند، مردم با اعمال و رفتار خود می‌توانند در تعجیل یا تأخیر ظهور نقش داشته باشند.[43] این دیدگاه بر اساس روایاتی شکل گرفته که به تأثیر عوامل انسانی بر زمان وقوع ظهور اشاره دارند. بر این اساس، اگر مردم به وظایف خود در دوران غیبت عمل کنند و زمینه‌های فردی و اجتماعی ظهور را فراهم آورند، امکان تعجیل در فرج وجود دارد که خود مصداقی از تحقق بداء در زمان ظهور محسوب می‌شود. روایات فراوانی بر سفارش به دعا برای تعجیل فرج تأکید کرده‌اند که این خود گواه بر تأثیرپذیری زمان ظهور از خواست و اراده جمعی مؤمنان است. اعتقاد به بداء، با ایجاد حس پویایی، نشاط و امید به آینده‌ای بهتر در انسان‌ها، آنان را به سوی انجام اعمال نیکو و دعا برای تغییر سرنوشت خویش تشویق می‌کند و این خود عاملی برای تعجیل در فرج و تحقق بداء در زمان ظهور است.[44]
یکی از مهمترین ابعاد اجتماعی بداء، تأثیرپذیری زمان ظهور از رفتار و اراده جمعی مردم است. بر اساس دیدگاهی که تعجیل در ظهور را تنها پس از اثبات تغییرپذیری زمان ظهور امکان‌پذیر می‌داند، مردم با اعمال و رفتار خود می‌توانند در تعجیل یا تأخیر ظهور نقش داشته باشند.<ref>{{پک|صمدی|۱۳۸۶|ک=مشرق موعود|ف=«نقش مردم در تعجیل ظهور »|ص=۵۸-۵۹}}</ref> این دیدگاه بر اساس روایاتی شکل گرفته که به تأثیر عوامل انسانی بر زمان وقوع ظهور اشاره دارند. بر این اساس، اگر مردم به وظایف خود در دوران غیبت عمل کنند و زمینه‌های فردی و اجتماعی ظهور را فراهم آورند، امکان تعجیل در فرج وجود دارد که خود مصداقی از تحقق بداء در زمان ظهور محسوب می‌شود. روایات فراوانی بر سفارش به دعا برای تعجیل فرج تأکید کرده‌اند که این خود گواه بر تأثیرپذیری زمان ظهور از خواست و اراده جمعی مؤمنان است. اعتقاد به بداء، با ایجاد حس پویایی، نشاط و امید به آینده‌ای بهتر در انسان‌ها، آنان را به سوی انجام اعمال نیکو و دعا برای تغییر سرنوشت خویش تشویق می‌کند و این خود عاملی برای تعجیل در فرج و تحقق بداء در زمان ظهور است.<ref>{{پک|ترجمان|۱۴۰۳|ک=مطالعات فرهنگی قرآن|ف=«بداء؛ پاسخ به شبهات دکتر ناصر القفاری و آثار فردی و اجتماعی اعتقاد به آن»|ص=۳۳۳-۳۳۷}}</ref>


=== '''خودسازی و آمادگی فردی و اجتماعی''' ===
=== '''خودسازی و آمادگی فردی و اجتماعی''' ===
انتظار در اندیشه شیعی به‌عنوان یک کنش فعال و مسئولانه تلقی می‌شود. این نگاه، برخلاف برداشت‌های منفعلانه، با اصلاح فردی، تربیت اخلاقی و مشارکت اجتماعی پیوند دارد. تحقق ظهور در پیوند با سنن الهی و آمادگی اخلاقی و اجتماعی جامعه معنا می‌یابد و هر اندازه زمینه‌های فردی و اجتماعی برای پذیرش حکومت عدل جهانی فراهم آید،[45] امکان تغییر زمان ظهور و تسریع در فرج بیشتر خواهد بود.[46] خودسازی فردی با کسب معرفت مانند خودشناسی، خداشناسی، امام‌شناسی و دشمن‌شناسی، آغاز می‌شود و در بُعد اجتماعی به همدلی و وفاداری به آرمان‌های امام مهدی می‌انجامد؛ چنانکه این دو عنصر کلیدی مهمترین مانع ظهور دانسته شده است.[47]
انتظار در اندیشه شیعی به‌عنوان یک کنش فعال و مسئولانه تلقی می‌شود. این نگاه، برخلاف برداشت‌های منفعلانه، با اصلاح فردی، تربیت اخلاقی و مشارکت اجتماعی پیوند دارد. تحقق ظهور در پیوند با سنن الهی و آمادگی اخلاقی و اجتماعی جامعه معنا می‌یابد و هر اندازه زمینه‌های فردی و اجتماعی برای پذیرش حکومت عدل جهانی فراهم آید،[45] امکان تغییر زمان ظهور و تسریع در فرج بیشتر خواهد بود.<ref>{{پک|صمدی|۱۳۸۶|ک=مشرق موعود|ف=«نقش مردم در تعجیل ظهور »|ص=۶۰}}</ref> خودسازی فردی با کسب معرفت مانند خودشناسی، خداشناسی، امام‌شناسی و دشمن‌شناسی، آغاز می‌شود و در بُعد اجتماعی به همدلی و وفاداری به آرمان‌های امام مهدی می‌انجامد؛ چنانکه این دو عنصر کلیدی مهمترین مانع ظهور دانسته شده است.[47]


=== '''دعا و استغاثه جمعی''' ===
=== '''دعا و استغاثه جمعی''' ===
تأکید بر «اَکْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ»[48] نشان می‌دهد که دعا نه تنها یک عمل فردی، بلکه یک وظیفه اجتماعی است که با مشارکت جمعی می‌تواند در تقدیر زمانی ظهور تأثیر بگذارد.[49] همچنین صدها آثار و فواید خواندن دعا برای فرج،[50] مانند استجابت دعا، دفع بلاها، آمرزش گناهان، اظهار محبت قلبی و نجات یافتن از فتنه‌های آخرالزمان نشان از جایگاه اجتماعی این دعاها در میان جامعه منتظر دارد.[51]
تأکید بر «اَکْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ»<ref>{{پک|صدوق|۱۴۰۵|ک=کمال‌الدین و تمام‌النعمة|ص=۴۸۵|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|طوسی|۱۴۱۱|ک=الغیبة|ص=۲۹۲-۲۹۳، ح۲۴۷|ج=}}</ref> نشان می‌دهد که دعا نه تنها یک عمل فردی، بلکه یک وظیفه اجتماعی است که با مشارکت جمعی می‌تواند در تقدیر زمانی ظهور تأثیر بگذارد.[49] همچنین صدها آثار و فواید خواندن دعا برای فرج،<ref>{{پک|موسوی‌اصفهانی|۱۳۶۳|ک=مکیال‌المکارم فی فوائد الدعاء للقائم،|ص=۴۹۴|ج=۲}}</ref> مانند استجابت دعا، دفع بلاها، آمرزش گناهان، اظهار محبت قلبی و نجات یافتن از فتنه‌های آخرالزمان نشان از جایگاه اجتماعی این دعاها در میان جامعه منتظر دارد.[51]


=== '''زمینه‌سازی و ایجاد بستر اجتماعی''' ===
=== '''زمینه‌سازی و ایجاد بستر اجتماعی''' ===
بر اساس این دیدگاه، تحقق ظهور بدون وقوع برخی نشانه‌ها ممکن است که این خود مصداقی از بداء در نشانه‌های حتمی است.[52] از منظر روایی، غیبت دو جنبة حفاظتی و تربیتی دارد؛ از سویی جان امام از خطر دشمنان حفظ می‌شود و از سویی جامعه به بلوغ فکری و اخلاقی می‌رسد. غیبت پلی میان ظلم و عدالت است و منتظران با انتظار آگاهانه و اصلاح فردی و اجتماعی برای بهبود جهان، زمینه را برای ظهور فراهم می‌آورند.[53]
بر اساس این دیدگاه، تحقق ظهور بدون وقوع برخی نشانه‌ها ممکن است که این خود مصداقی از بداء در نشانه‌های حتمی است.<ref>{{پک|هادی‌زاده، توحید|۱۴۰۰|ک=مشرق موعود|ف=«بداء و نشانه‌های حتمی ظهور»|ص=۱۱۲-۱۱۳}}</ref> از منظر روایی، غیبت دو جنبة حفاظتی و تربیتی دارد؛ از سویی جان امام از خطر دشمنان حفظ می‌شود و از سویی جامعه به بلوغ فکری و اخلاقی می‌رسد. غیبت پلی میان ظلم و عدالت است و منتظران با انتظار آگاهانه و اصلاح فردی و اجتماعی برای بهبود جهان، زمینه را برای ظهور فراهم می‌آورند.[53]
 
== پانویس ==
<references />
 
== منابع ==

نسخهٔ ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۰

بَداء در زمان ظهور امام مهدی؛ تجلی فرمان الهی در تغییر سرنوشتِ مقدرِ آن دوران بر اساس مشیت، حکمت و علم ازلی خداوند.

با توجه به گستره مفهومی بداء در کلام امامیه و تأکید روایات بر حتمیت نشانه‌های پنج‌گانه، بداء در اصل ظهور، زمان ظهور و نشانه‌های حتمی راه ندارد. بداء فقط در امور غیرحتمی و در ویژگی‌های فرعی نشانه‌ها مانند زمان دقیق یا مکان وقوع قابل پذیرش است. شکل‌گیری بداء در امور غیرمحتوم، نه‌تنها آسیبی به معارف دینی وارد نمی‌سازد، بلکه با تکیه بر علم ازلی و مشیت الهی، تأیید و تأکیدی بر قدرت، اراده و حکمت خداوند در تدبیر عالم است و هیچ‌گونه تعارضی با آموزه‌های مهدویت ندارد. از این‌رو، حتمیت در خود بداء مطرح نیست و نمی‌توان گفت امکان بداء در نشانه‌ها به معنای نقض غرض در بیان نشانه‌ها و یا تغییر شمولی تمامی نشانه‌های مطرح‌شده در روایات است.

مفهوم‌شناسی

بداء بر وزن «سماء»، اسم مصدر ماده بدو و به معنای آشکار شدن است.[۱]‌‌‌‌‌ بداء در لغت و اصطلاح کلامی معانی گوناگونی دارد و لغت‌شناسان برای آن دو معنا در نظر گرفتند. معنای نخست، ظهور امری پس از خفاء[۲] و معنای دوم، پیدایش نظر جدید برای شخصی درباره مسئله‌ای که در گذشته برخلاف آن فکر می‌کرده است.[۳] در اصطلاح کلام بداء به معنی دگرگون شدن و تبدیل رأیی به رأی دیگر آمده است.[۴] همچنین قلمرو بداء در روایات، شامل امور تکوینی به‌ شکل نسخ در احکام شرعی و امور تشریعی می‌شود.[۵][۶]

چند نکته در مورد مسئله بداء از دیدگاه فریقین در قرآن و سنّت قابل توجه است:

  1. بداء به معنای لغوی خود درباره خداوند پذیرفته نیست.
  2. در آیات مربوط به محو، تحقق یا اثبات، قضا و قدر، علم مطلق پروردگار، ایجاد تحول در اوضاع فردی و اجتماعی مردم و حوزه تکوین در تفاسیر و مجامع روایی امامیه، بداء در معنای جایز آن مطرح شده است.
  3. فقهای امامیه تحقق بداء را در قضا و قدر غیرحتمی مانند حوزه محو، اثبات عقلاً جایز می‌دانند و وقوع عملی آن را باور دارند و این نظر را در تفسير آيات مربوط به دعا، توبه، صدقه، انفاق، تعاون بر برّ، تقوا، صله ارحام، قطع رحم، تعاون بر اثم و عدوان بیان کردند.
  4. در دیدگاه‌های کلامی شیعه، تعیین زمان دقیق برای ظهور با مفهوم بَداء، منافات دارد.[۷] زمان قطعی و حقیقی ظهور منحصراً در علم خداوند است و آگاهی امامان مشمول بداء می‌شود و تغییرپذیر است.[۸]
  5. بر اساس روایات اهل‌بیت و کلام امامیه، تحولات تکوینی هرگز در قضا و قدر حتمی راه ندارد.
  6. در اصل مسئلة نسخ و بداء اختلافی میان شیعه و اهل‌سنت هست و اختلاف میان آنان، نزاع لفظی است.[۹] مثلاْ در منابع روایی اهل‌سنت رویاتی درباره استجابت دعا و صله رحم بیان شده است.[۱۰] هرچند عامه آن تحولات را بداء نمی‌دانند.
  7. پذیرش بداء بر اساس این معنا یعنی تغییر در تقدیرهای غیرحتمی بر اساس مشیت الهی از الزامات اعتقاد به توحید است و هر موحدی بايد حقوق بداء را در لوح محو و اثبات بپذیرد.[۱۱]
  8. هر دو در مفهوم، بداء را در معنای مجازی پیداشدن رأی جدید؛ که به همین رأی جدید هم علم داشته، قبول دارند.[۱۲]

انواع بداء

محمدبن عبدالکریم شهرستانی در کتاب ملل و نحل بداء را سه‌گونه بیان کرده است.

  1. بداء در علم: بر عالم، خلاف علم او ظاهر شود و در مورد خدا آن گونه است که خلاف آنچه می‌دانسته است بر او آشکار شود.
  2. بداء در اراده: بر انسان یا بر خدا، خلاف آنچه درست می‌دانسته و اراده و حکم کرده است، ظاهر شود.
  3. بداء در امر: امر کننده به معنی خدا یا انسان فرمانی صادر کند و فرمانی دیگر مخالف و متقابل با فرمان اولیه باشد. چنانکه معتقدان به امکان نسخ باور دارند که فرمان‌های مختلف در زمان‌های مختلف یکدیگر را إلغاء و نسخ می‌کنند.[۱۳]

شروط تحقق بداء

تحقق بداء مشروط به چهار شرط است.

  1. وحدت موضوع: کاری که به آن امر می‌شود همان کاری باشد که از آن نهی می‌شود.
  2. وحدت مکلّف: همان کسی که به انجام کاری مأمور می‌شود، همان کسی باشد که از انجام دادن آن کار نهی می‌شود و در مورد آمر، که او نیز باید یکسان باشد.
  3. وحدت هدف: هدف از امر و نهی یک مسئله باشد.
  4. وحدت وقت: زمان امر و نهی یکسان و یکی باشد.[۱۴]

اثبات بداء

دلایل اثباتی بداء با تکیه بر نقل شامل دو دسته آیات قرآن و احادیث مأثور از عامّه و خاصّه است. آیات گاهی بر حقیقت بداء دلالت دارند و گاه طرح آیه به صورت غیرمستقیم درباره بداء است.[۱۵]

بداء و علم خداوند

بداء یکی از آموزه‌های مهم در اعتقادات شیعه است که به‌وسیله اهل‌بیت از آیات قرآن استنباط و بیان شده است. این مفهوم تغییری است که در مراحل فعل الهی اتفاق می‌افتد؛ بدین صورت که قبل از ایجاد اشیاء، مراحلی ازجمله: مشیّت، اراده، قدر و قضا، توسط خداوند انجام می‌شود.[۱۶] خداوند دو لوح خلق کرده و تمام رویدادهای عالم را در آنها ثبت کرده است. یکی لوح محفوظ که هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و نشان‌دهندة علم ازلی و قطعی الهی است؛ دیگری لوح محو و اثبات که خداوند بر اساس مصالح و حکمت خویش، چیزی را در آن ثبت می‌کند و سپس آن را محو نموده و امر دیگری را جایگزین می‌سازد، در حالی که به همۀ این تغییرات آگاه است.[۱۷]

برخی از فقهای امامیه بر اساس آیه ۳۹ سوره رعد معتقدند نسبت‌دادن بداء به خدا، تعارضی با علم الهی ندارد، بلکه ناشی از علم مطلق و ذاتی خداوند و بر اساس آزادی و قدرت مطلق خداوند است و با بداء در انسان که ناشی از جهل است، متفاوت است.[۱۸][۱۹] مهمترین اشکال مخالفان بداء مانند عبدالله بن احمد کعبی بلخی[۲۰] و فخر رازی،[۲۱] تعارض این آموزه با علم الهی است که این اشکالات ناشی از قیاس خداوند با انسان و استناد به روایات ضعیف و یا تفسیر نادرست از احادیث دانسته شده است.[۲۲]

بداء و مهدویت

بر اساس برخی روایات، بداء در مباحث مربوط به ظهور مطرح شده، اما به دلیل اینکه نشانه‌های یادشده در روایات، قطعی و غیرقابل تغییر معرفی شده‌اند، این مفهوم با هيچ‌یک از بحث‌های سه‌گانه مربوط به ظهور مانند اصل، زمان و نشانه‌ها ارتباطي ندارد.

بداء و اصل ظهور

ظهور و قيام امام مهدی از وعده‌های خداوند است و هرگز در آن تخلف صورت نمی‌گيرد و روايات پرشماری[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶] بر حتمی بودن آن تأكيد كرده است. در رواياتی چند قيام جهانی او از بزرگترین پدیده‌هایی است كه به طور قطع در پايان دوران و آستانة رستاخيز شكل می‌گیرد.[۲۷]

بداء و زمان ظهور

بر اساس روایات، در مورد زمان ظهور دو دیدگاه عرضه شده است. دیدگاه نخست، ظهور، امری اختیاری است که مردم در آن نقش دارند و زمان آن را رفتار افراد تعیین می‌کند. دیدگاه دوم، زمان ظهور در اختیار خدا است و تقدیم و تأخیری در آن وجود ندارد.[۲۸] در راستای مسئله بداء، با توجه به دیدگاه دوم، فقط زمان ظهور در علم و ارادة خداوند قرار دارد. ادعای بداء در زمان ظهور امام مهدی نه با معنای اصطلاحی بداء سازگاری دارد؛ زیرا زمانی برای ظهور تعيين نشده و كسی از آن آگاهی ندارد، تا خلاف آن صورت پذيرد و نه از طريق روايت ياد شده می‌توان آن را اثبات كرد.[۲۹]

بداء و نشانه‌های ظهور

در بررسی روایت منقول در کتاب الغیبۀ نعمانی از امام جواد،[۳۰] مبنی بر امکان بداء در نشانه‌های حتمی ظهور، سه دیدگاه مطرح شده است.[۳۱]

نفی بداء در نشانه‌های حتمی ظهور

براساس این دیدگاه، سند روایت یاد شده، ضعیف است[27] و قدرت تعارض با تعداد فراوان احادیث مبنی بر وقوع قطعی نشانه‌های حتمی را ندارد. این روایت، خبر واحد است، و در مقابل روایاتی که قیام سفیانی را از نشانه‎‌های حتمی مطرح کردند، مستفیض و نزدیک به تواتر هستند،[28] نمی‌تواند معارضه کند. برحسب پذیرش سند روایت، ممکن است این روایت در شرایط خاصی مثل تقیه صادر شده باشد. همچنین پذیرش بداء در نشانه‌های حتمی، تقسیم‌بندی روایی علائم به حتمی و غیرحتمی را لغو و بی‌معنا می‌سازد و با حدیث امام باقر که سفیانی را از امور حتمی و تغییرناپذیر دانسته، ناسازگار است.[۳۲]

پذیرش بداء در نشانه‌های حتمی ظهور

روایت امکان بداء در نشانه‌های حتمی ظهور، چون موافق قرآن است، قابل پذیرش است. برخی فقهای شیعه بر اساس آیه ۳۹ سوره رعد معتقدند[30] حدیث منقول از امام جواد مبنی بر امکان بداء و تغییر در نشانه‌های حتمی ظهور از جمله سفیانی، چون موافق قرآن است، باید آن را پذیرفت.[۳۳]

جمع بین حدیث امام جواد با روایات متواتر

این دیدگاه با ارائه دو تفسیر، میان روایت امام جواد و روایات متواتر بر حتمیت نشانه‌ها جمع می‌کند.[۳۴]

دیدگاه علی کورانی

بر اساس این دیدگاه، واژة محتوم به معنای محتوم من الله به‌ معنی حتمی از سوی خدا و نه محتوم علی الله به معنی حتمی بر خدا است. وقوع نشانه‌ها از طرف خدا قطعی است، اما این حتمیت هرگز به معنای سلب قدرت تغییر از خداوند نیست؛ چنانکه قرآن، تفکر یهود مبنی بر بسته بودن دست خدا را نقد کرده و بر قدرت مطلق الهی تأکید دارد.[۳۵]

دیدگاه محمدباقر مجلسی

آیات به طور اعم و روایات به اخص بر اینکه زمان ظهور قابل تغییر است، دلالت دارند و از این‌رو، زمان نشانه‌های ظهور هم به تبع اصل ظهور قابل بداء و تغییر خواهند بود. با توجه به این مسئله که نشانه‌های حتمی متصل به زمان قیام و برخی در ظهور تا قیام اتفاق می‌افتند، پس از جهت بداءپذیری در اوصاف متفاوت و مانند خود ظهور نیستند.[34]

پنج نشانه‌ی حتمی ظهور مانند خروج و قیام سفیانی، یمانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن در سرزمین بیداء به دلیل تأکید روایات بر واژه‌ی محتوم[35] به معنای اجتناب‌ناپذیر، غیرقابل‌تغییر هستند؛[36] تغییر آنها هدف اصلیِ شناسایی امام مهدی را از بین می‌برد و با حکمت الهی ناسازگار است. اگرچه برخی با استناد به روایتی ضعیف در کتاب نعمانی، احتمال بداء را مطرح کرده‌اند، این روایت از جهت سندی ناتمام است و علامه مجلسی نیز آن را به ویژگی‌های حادثه و نه اصل وقوع تفسیر کرده است.[37] از سوی دیگر، تغییر این نشانه‌ها به غفلت مردم و تکذیب الهی می‌انجامد که محال است. بنابراین بداء در نشانه‌های حتمی راه ندارد و تنها در امور غیرحتمی[۳۶] و اوصاف زمانی یا مکانیِ نشانه‌های حتمی تا جایی که اصل نشانه بودن آن نشانه‌های حتمی دچار مشکل نشود، تغییر زمانی و مکانی اشکالی ندارد. در غیر این صورت در آنان نیز بداء جایز نیست.[39]

امکان بداء در علائم حتمی ظهور

شواهدی بر دیدگاه امکان بداء در علائم حتمیِ ظهور بیان شده است. اگرچه به برخی از آنها اشکالاتی وارد شده است.[۳۷]

سازگاری با عقل

مدلول روایات امکان بداء با عقل سازگاری بیشتری دارند، بر خلاف مدلول احادیث نافی امکان بداء که اگر مراد از آنها عدم امکان ذاتی بداء باشد، ناسازگار با عقل است. انکار بداء در تحقق پدیده‌ها، انکار اراده و قدرت خدا است.

سازگاری با فلسفۀ اعلام نشانه‌ها

نشانه‌های ظهور، هرچند برای آمادگی منتظران و اثبات حقانیت موعود بیان شده‌اند، اما به دلیل مقدماتی‌بودن و نداشتن اصالت در مسئله مهدویت، با تغییر شرایط انسانی و ارادة الهی امکان تغییر دارند؛ زیرا اگر تحقق آن‌ها خود باعث آسیب‌هایی مانند شبیه‌سازی و فریب گسترده شود، حتمیتِ مطلقِ نشانه‌ها مشکل‌ساز خواهد شد، هرچند تحقق برخی از آنها برای اثبات قیام حقیقی کافی است.

سازگاری با روایات دعای در تعجیل ظهور

با توجه به دعاهای فراوانی که مردم را به درخواست تعجیل در فرج تشویق کرده‌اند، این درخواست‌ها بر اساس پذیرش امکان تحقق پدیده‌های نو و بداء در نشانه‌های ظهور معنا پیدا می‌کند؛ زیرا اگر زمان نشانه‌های حتمی در بازة شش‌ماهة رجب تا محرم ثابت باشد و تحقق اصل ظهور وابسته به وقوع همة آنها باشد، دعا برای تعجیل در فرج بی‌فایده خواهد بود. از این‌رو، با فراهم شدن بستر ظهور، امکان بداء در برخی نشانه‌های حتمی برای تسریع در قیام منجی وجود دارد.

سازگاری با روایات ناگهانی بودن ظهور

بر اساس روایات، ظهور امام مهدی به صورت ناگهانی و بدون زمینة پیشین رخ می‌دهد، چنانکه در توقیع امام به شیخ مفید و نیز سخن امام رضا که ظهور را به قیامت تشبیه کرده‌اند، بر این امر تأکید شده است. با وجود روایات دیگری از تحقق نشانه‌های حتمی پیش از ظهور، راهکار همسوسازی این دو دسته از روایات، پذیرش آموزة بداء است که امکان تغییر در برخی نشانه‌های حتمی وجود دارد و آنچه اصالت دارد، تحقق اصل ظهور است که فراتر از نشانه‌ها می‌باشد.[۳۸]

ابعاد اجتماعی بداء در زمان ظهور

بر اساس مبانی اعتقادی و روایات، مسئله بداء در زمان ظهور با ابعاد اجتماعی و نقش‌آفرینی مردم پیوندی عمیق دارد. این پیوند از چند جهت قابل بررسی است.[۳۹][۴۰]

نقش مردم در تعجیل یا تأخیر ظهور

یکی از مهمترین ابعاد اجتماعی بداء، تأثیرپذیری زمان ظهور از رفتار و اراده جمعی مردم است. بر اساس دیدگاهی که تعجیل در ظهور را تنها پس از اثبات تغییرپذیری زمان ظهور امکان‌پذیر می‌داند، مردم با اعمال و رفتار خود می‌توانند در تعجیل یا تأخیر ظهور نقش داشته باشند.[۴۱] این دیدگاه بر اساس روایاتی شکل گرفته که به تأثیر عوامل انسانی بر زمان وقوع ظهور اشاره دارند. بر این اساس، اگر مردم به وظایف خود در دوران غیبت عمل کنند و زمینه‌های فردی و اجتماعی ظهور را فراهم آورند، امکان تعجیل در فرج وجود دارد که خود مصداقی از تحقق بداء در زمان ظهور محسوب می‌شود. روایات فراوانی بر سفارش به دعا برای تعجیل فرج تأکید کرده‌اند که این خود گواه بر تأثیرپذیری زمان ظهور از خواست و اراده جمعی مؤمنان است. اعتقاد به بداء، با ایجاد حس پویایی، نشاط و امید به آینده‌ای بهتر در انسان‌ها، آنان را به سوی انجام اعمال نیکو و دعا برای تغییر سرنوشت خویش تشویق می‌کند و این خود عاملی برای تعجیل در فرج و تحقق بداء در زمان ظهور است.[۴۲]

خودسازی و آمادگی فردی و اجتماعی

انتظار در اندیشه شیعی به‌عنوان یک کنش فعال و مسئولانه تلقی می‌شود. این نگاه، برخلاف برداشت‌های منفعلانه، با اصلاح فردی، تربیت اخلاقی و مشارکت اجتماعی پیوند دارد. تحقق ظهور در پیوند با سنن الهی و آمادگی اخلاقی و اجتماعی جامعه معنا می‌یابد و هر اندازه زمینه‌های فردی و اجتماعی برای پذیرش حکومت عدل جهانی فراهم آید،[45] امکان تغییر زمان ظهور و تسریع در فرج بیشتر خواهد بود.[۴۳] خودسازی فردی با کسب معرفت مانند خودشناسی، خداشناسی، امام‌شناسی و دشمن‌شناسی، آغاز می‌شود و در بُعد اجتماعی به همدلی و وفاداری به آرمان‌های امام مهدی می‌انجامد؛ چنانکه این دو عنصر کلیدی مهمترین مانع ظهور دانسته شده است.[47]

دعا و استغاثه جمعی

تأکید بر «اَکْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ»[۴۴][۴۵] نشان می‌دهد که دعا نه تنها یک عمل فردی، بلکه یک وظیفه اجتماعی است که با مشارکت جمعی می‌تواند در تقدیر زمانی ظهور تأثیر بگذارد.[49] همچنین صدها آثار و فواید خواندن دعا برای فرج،[۴۶] مانند استجابت دعا، دفع بلاها، آمرزش گناهان، اظهار محبت قلبی و نجات یافتن از فتنه‌های آخرالزمان نشان از جایگاه اجتماعی این دعاها در میان جامعه منتظر دارد.[51]

زمینه‌سازی و ایجاد بستر اجتماعی

بر اساس این دیدگاه، تحقق ظهور بدون وقوع برخی نشانه‌ها ممکن است که این خود مصداقی از بداء در نشانه‌های حتمی است.[۴۷] از منظر روایی، غیبت دو جنبة حفاظتی و تربیتی دارد؛ از سویی جان امام از خطر دشمنان حفظ می‌شود و از سویی جامعه به بلوغ فکری و اخلاقی می‌رسد. غیبت پلی میان ظلم و عدالت است و منتظران با انتظار آگاهانه و اصلاح فردی و اجتماعی برای بهبود جهان، زمینه را برای ظهور فراهم می‌آورند.[53]

پانویس

  1. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴:‎ ۶۶.
  2. راغب اصفهانی، المفردات، ۱۱۳.
  3. مولایی‌نیا، ««بررسی مسئله «بداء» از دیدگاه فریقین در قرآن و سنّت»»، پژوهش‌نامه مذاهب اسلامی، ۵۴.
  4. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۱:‎ ۵۰۳.
  5. صدوق، الاعتقادات، ۴۱.
  6. میرداماد، نبراس الضیاء، ۵۵-۵۶.
  7. ولی‌زاده، ««کنکاشی در زمینه تعیین احتمالی زمان ظهور»»، انتظار موعود، ۸۵-۸۶.
  8. گودرزی، ««تعیین وقت برای ظهور (توقیت)»،»، مشرق موعود، ۶۱-۶۲.
  9. مفید، أوائل المقالات في المذاهب و المختارات، ۸۰.
  10. بخاری، صحیح البخاری، ۸:‎ ۵ و ۷۳.
  11. مولایی‌نیا، ««بررسی مسئله «بداء» از دیدگاه فریقین در قرآن و سنّت»»، پژوهش‌نامه مذاهب اسلامی، ۵۴.
  12. پورسعیدی، ««نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»»، سخن جامعه، ۱۲.
  13. رضایی شریف آبادی، ««بداء از دیدگاه شیعه و بررسی آن در مورد علائم ظهور حضرت مهدی(عج)»»، مطالعات مهدوی، ۲۸.
  14. رضایی شریف آبادی، ««بداء از دیدگاه شیعه و بررسی آن در مورد علائم ظهور حضرت مهدی(عج)»»، مطالعات مهدوی، ۲۹.
  15. رضایی شریف آبادی، ««بداء از دیدگاه شیعه و بررسی آن در مورد علائم ظهور حضرت مهدی(عج)»»، مطالعات مهدوی، ۳۰.
  16. برنجکار، ترجمان، ««آموزۀ بداء و علم الهی»»، علوم حدیث، ۲۲.
  17. مجلسی، مرآة العقول، ۲:‎ ۱۳۲.
  18. برنجکار، ترجمان، ««آموزۀ بداء و علم الهی»»، علوم حدیث، ۳۶.
  19. طباطبایی، المیزان، ۱۱:‎ ۳۸۱.
  20. کعبی بلخی، تفسیر ابی‌القاسم الکعبی البلخی، ۲:‎ ۴۰.
  21. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۹:‎ ۵۲.
  22. برنجکار، ترجمان، ««آموزۀ بداء و علم الهی»»، علوم حدیث، ۲۲.
  23. صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ۲:‎ ۵۹.
  24. طوسی، الغیبة، ۱۸۲.
  25. ترمذی، سنن ترمذی، ۴:‎ ۵۰۵.
  26. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۲:‎ ۲۲۷.
  27. سلیمیان، ««ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»»، انتظار موعود، ۹۶.
  28. سلیمیان، ««ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»»، انتظار موعود، ۹۷-۹۸.
  29. سلیمیان، ««ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»»، انتظار موعود، ۱۰۸.
  30. نعمانی، الغیبه، ۳۰۳.
  31. خالد، ««تحلیل مهدویت (ظهور، بداء، حکومت مهدوی) در احادیث امام جواد علیه‌السلام»»، مطالعات حدیث‌پژوهی، ۶۴.
  32. پورسعیدی، ««نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»»، سخن جامعه، ۱۴.
  33. پورسعیدی، ««نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»»، سخن جامعه، ۱۳-۱۴.
  34. پورسعیدی، ««نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»»، سخن جامعه، ۱۴.
  35. پورسعیدی، ««نسخ و بداء در ظهور و علایم ظهور منجی عالم و بررسی اتهام فخررازی و توابعش به شیعیان»»، سخن جامعه، ۱۴-۱۵.
  36. سلیمیان، ««ارتباط بداء با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»»، انتظار موعود، ۱۰۹-۱۱۳.
  37. صبایی، شاکر و رضوی، ««امکان پیدایشی دیگر در نشانه‌های حتمی ظهور»»، تحقیقات کلامی، ۷۹.
  38. صبایی، شاکر و رضوی، ««امکان پیدایشی دیگر در نشانه‌های حتمی ظهور»»، تحقیقات کلامی، ۷۹-۸۱.
  39. ترجمان، ««بداء؛ پاسخ به شبهات دکتر ناصر القفاری و آثار فردی و اجتماعی اعتقاد به آن»»، مطالعات فرهنگی قرآن، ۳۳۳.
  40. صمدی، ««نقش مردم در تعجیل ظهور »»، مشرق موعود، ۶۱-۶۲.
  41. صمدی، ««نقش مردم در تعجیل ظهور »»، مشرق موعود، ۵۸-۵۹.
  42. ترجمان، ««بداء؛ پاسخ به شبهات دکتر ناصر القفاری و آثار فردی و اجتماعی اعتقاد به آن»»، مطالعات فرهنگی قرآن، ۳۳۳-۳۳۷.
  43. صمدی، ««نقش مردم در تعجیل ظهور »»، مشرق موعود، ۶۰.
  44. صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمة، ۱:‎ ۴۸۵.
  45. طوسی، الغیبة، ۲۹۲-۲۹۳، ح۲۴۷.
  46. موسوی‌اصفهانی، مکیال‌المکارم فی فوائد الدعاء للقائم،، ۲:‎ ۴۹۴.
  47. هادی‌زاده، توحید، ««بداء و نشانه‌های حتمی ظهور»»، مشرق موعود، ۱۱۲-۱۱۳.

منابع