بدون خلاصۀ ویرایش
ابرابزار
خط ۱: خط ۱:
<big>'''خاک‌سپاری'''</big>، آیین دفن پیکر مردگان در خاک.
{{درشت|'''خاک‌سپاری'''}}، آیین دفن پیکر مردگان در خاک.


انسان‌ها در بسیاری از جوامع، مردگان را در خاک دفن می‌کنند. مسلمانان نیز در چارچوب فرهنگ اسلامی، جنازه فرد مسلمان را پس از غسل، [[تشییع جنازه|تشییع]] و اقامه [[نماز میت]]، با آداب خاصی به خاک می‌سپارند.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AF%D9%81%D9%86 «دفن» در دانشنامه ویکی‌شیعه، تاریخ بازدید: 18 مهر 1400.]</ref>
انسان‌ها در بسیاری از جوامع، مردگان را در خاک دفن می‌کنند. مسلمانان نیز در چارچوب فرهنگ اسلامی، جنازه فرد مسلمان را پس از غسل، [[تشییع جنازه|تشییع]] و اقامه [[نماز میت]]، با آداب خاصی به خاک می‌سپارند.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/دفن «دفن» در دانشنامه ویکی‌شیعه، تاریخ بازدید: 18 مهر 1400.]</ref>
==فلسفه خاک‌سپاری‌==
دربارۀ حکمت خاک‌سپاری مواردی ذکر شده است از جمله رعایت حرمت جنازه، پنهان ماندن آن از دیدِ مردم، در امان بودن جسد از آزار دشمنان، جلوگیری از اندوه دوستان و پیشگیری از آزردگی مردم به‌سبب انتشار بوی جسد یا فساد آن. بر این اساس، عمق قبر باید به اندازه‌ای باشد که جسد مرده را از تأثیر عوامل بیرونی مصون بدارد.<ref>[https://lib.eshia.ir/10009/1/1 غروی تبریزی، التنقیح فی شرح العروة الوثقی: الطهارة، 1426ق، ج۹، ص۲۹۳ـ ۲۹۵]؛ زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، 1418ق، ج۲، ص۱۵۴۹.</ref>


==در فرهنگ و ملل==
== فلسفه خاک‌سپاری ==
دربارهٔ حکمت خاک‌سپاری مواردی ذکر شده است از جمله رعایت حرمت جنازه، پنهان ماندن آن از دیدِ مردم، در امان بودن جسد از آزار دشمنان، جلوگیری از اندوه دوستان و پیشگیری از آزردگی مردم به‌سبب انتشار بوی جسد یا فساد آن. بر این اساس، عمق قبر باید به اندازه‌ای باشد که جسد مرده را از تأثیر عوامل بیرونی مصون بدارد.<ref>[https://lib.eshia.ir/10009/1/1 غروی تبریزی، التنقیح فی شرح العروة الوثقی: الطهارة، 1426ق، ج۹، ص۲۹۳ـ ۲۹۵]؛ زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، 1418ق، ج۲، ص۱۵۴۹.</ref>


== در فرهنگ و ملل ==
=== ایران باستان ===
=== ایران باستان ===
ایرانیان دوره باستان بر اساس [[فرهنگ]] و شرایط اقلیمی خود روش‌های متفاوتی برای دفن مردگان داشتند؛ در جنوب ایران متداول بود که جسد را با موم پوشانده و آن‏گاه آن را دفن می‏‌کردند. گاه در مناطق جنوبی دریای مازندران و سایر مناطق پر[[جنگل]] نیز به‌علت فراوانی چوب، جسد را می‌سوزاندند. در مناطقی از ایران گاهی اجساد را در دخمه‌‏هایی می‌‏گذاشتند تا طعمه‌ی لاشخورها شوند. در برخی از مناطق نیز اموات را در تابوت‌‏ها یا کوزه‏‌های سفالین دفن می‏‌کردند. پس از گسترش [[آیین زرتشت|دین زرتشت]] در ایران، سوزاندن، غرق کردن و خاک‌سپاری جسد گناه بزرگی شمرده می‌شد.<ref> [https://article.tebyan.net/223575/%DA%A9%D9%81%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D9%81%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 رشیدی، «کفن و دفن در ایران باستان»، سایت تبیان، 12 مهر 1391ش.]</ref>
ایرانیان دوره باستان بر اساس [[فرهنگ]] و شرایط اقلیمی خود روش‌های متفاوتی برای دفن مردگان داشتند؛ در جنوب ایران متداول بود که جسد را با موم پوشانده و آن‌گاه آن را دفن می‌کردند. گاه در مناطق جنوبی دریای مازندران و سایر مناطق پر[[جنگل]] نیز به‌علت فراوانی چوب، جسد را می‌سوزاندند. در مناطقی از ایران گاهی اجساد را در دخمه‌هایی می‌گذاشتند تا طعمهٔ لاشخورها شوند. در برخی از مناطق نیز اموات را در تابوت‌ها یا کوزه‌های سفالین دفن می‌کردند. پس از گسترش [[آیین زرتشت|دین زرتشت]] در ایران، سوزاندن، غرق کردن و خاک‌سپاری جسد گناه بزرگی شمرده می‌شد.<ref>[https://article.tebyan.net/223575/کفن-و-دفن-در-ایران-باستان رشیدی، «کفن و دفن در ایران باستان»، سایت تبیان، 12 مهر 1391ش.]</ref>


=== خرافات خاک‌سپاری ===
=== خرافات خاک‌سپاری ===
انگاره‌های خرافی موجود در مورد مردگان و آیین خاک‌سپاری آنها در همه جوامع بشری و فرهنگ‌های مختلف، رسوخ کرده که با مبنای عقل و شرعی سنخیت ندارد. این [[خرافه‌‌گرایی|خرافات]] از یک طرف ناشی از تخیل و اوهام مردم و از طرف دیگر ناشی از کتمان حقیقت توسط علمای ادیان بوده است.<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_187_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A2%D9%84_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86 سوره آل عمران، آیه 187.]</ref> شریعت اسلام نیز با خرافه و انگاره‌های آن بشدت مخالف بوده و ضمن سرزنش کتمان حقیقت توسط علمای دین، روشنگری در مقابل خرافات و بدعت‌ها<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_63_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D8%A6%D8%AF%D9%87 سوره مائده، آیه 63.]</ref> را به‌عنوان یک عهد ازلی برای آنان دانسته است. در ادامه به برخی از این انگاره‌های خرافی که در مناطق مختلف ایران وجود دارد، اشاره می‌شود:
انگاره‌های خرافی موجود در مورد مردگان و آیین خاک‌سپاری آنها در همه جوامع بشری و فرهنگ‌های مختلف، رسوخ کرده که با مبنای عقل و شرعی سنخیت ندارد. این [[خرافه‌گرایی|خرافات]] از یک طرف ناشی از تخیل و اوهام مردم و از طرف دیگر ناشی از کتمان حقیقت توسط علمای ادیان بوده است.<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/آیه_187_سوره_آل_عمران سوره آل عمران، آیه 187.]</ref> شریعت اسلام نیز با خرافه و انگاره‌های آن بشدت مخالف بوده و ضمن سرزنش کتمان حقیقت توسط علمای دین، روشنگری در مقابل خرافات و بدعت‌ها<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/آیه_63_سوره_مائده سوره مائده، آیه 63.]</ref> را به‌عنوان یک عهد ازلی برای آنان دانسته است. در ادامه به برخی از این انگاره‌های خرافی که در مناطق مختلف ایران وجود دارد، اشاره می‌شود:
* در برخی از مناطق مرکزی ایران عقیده دارند که مرده هنگامی از مردن خود آگاه می‌شود که بستگان از کار دفن او فارغ شده و آهنگ بازگشتن می‌کنند، او هم می‌خواهد برخیزد و به‌همراه جمعیت برود که سرش به سنگ لحد می‌خورد و شیری که از پستان مادر خورده از بینی‌اش بیرون می‌آید و فریاد می‌کشد.<ref>صفی‌نژاد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، ۱۳۴۵ش، ص۴۴۷- ۴۴۸.</ref>  
* در برخی از مناطق مرکزی ایران عقیده دارند که مرده هنگامی از مردن خود آگاه می‌شود که بستگان از کار دفن او فارغ شده و آهنگ بازگشتن می‌کنند، او هم می‌خواهد برخیزد و به‌همراه جمعیت برود که سرش به سنگ لحد می‌خورد و شیری که از پستان مادر خورده از بینی‌اش بیرون می‌آید و فریاد می‌کشد.<ref>صفی‌نژاد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، ۱۳۴۵ش، ص۴۴۷–۴۴۸.</ref>
* در مناطق جنوبی کشور بستن گور را خاک‌بندان می‌گویند که باید در هفتۀ اول یا سوم یا پنجم انجام شود. قبل از آن نباید کسی بر سر گور برود.<ref>بختیاری، سیرجان در آیینۀ زمان، 1378ش، ص۲۸۹-۲۹۰.</ref> مردم باور دارند وقتی بعد از دفن همه به سوی خانه راه می‌افتند، مرده نیز برمی‌خیزد تا همراه آنها برود که سرش به [[سنگ لحد]] می‌خورد و تازه می‌فهمد که مرده است. مَثَل «هنوز سرش به سنگ نخورده است» از همین‌جا ناشی می‌شود.<ref>سالاری، فرهنگ مردم کوهپایۀ ساوه، 1379ش، ص۲۳۴-۲۳۵.</ref>  
* در مناطق جنوبی کشور بستن گور را خاک‌بندان می‌گویند که باید در هفتهٔ اول یا سوم یا پنجم انجام شود. قبل از آن نباید کسی بر سر گور برود.<ref>بختیاری، سیرجان در آیینهٔ زمان، 1378ش، ص۲۸۹–۲۹۰.</ref> مردم باور دارند وقتی بعد از دفن همه به سوی خانه راه می‌افتند، مرده نیز برمی‌خیزد تا همراه آنها برود که سرش به [[سنگ لحد]] می‌خورد و تازه می‌فهمد که مرده است. مَثَل «هنوز سرش به سنگ نخورده است» از همین‌جا ناشی می‌شود.<ref>سالاری، فرهنگ مردم کوهپایهٔ ساوه، 1379ش، ص۲۳۴–۲۳۵.</ref>
* در بعضی از نقاط منطقه جنوبی رسم است که هنگام دفن مرده، [[انگشتر]] پنج‌تن، [[تسبیح]]، [[مهر نماز|مُهر نماز]] و جانماز او را همراه او دفن می‌کنند، با این باور که اهالی آن دنیا باور کنند که او نمازخوان بوده است<ref>نظری، مردم‌شناسی روستای ابیانه، 1384ش، ص۵۷۳.</ref> و معتقدند هنگامی که جنازه را در قبر می‌گذارند، باید روی آن را سریعاً با خاک بپوشانند تا مرده نترسد.<ref>نظری، مردم‌شناسی روستای ابیانه، 1384ش، ص۵۷۴.</ref>  
* در بعضی از نقاط منطقه جنوبی رسم است که هنگام دفن مرده، [[انگشتر]] پنج‌تن، [[تسبیح]]، [[مهر نماز|مُهر نماز]] و جانماز او را همراه او دفن می‌کنند، با این باور که اهالی آن دنیا باور کنند که او نمازخوان بوده است<ref>نظری، مردم‌شناسی روستای ابیانه، 1384ش، ص۵۷۳.</ref> و معتقدند هنگامی که جنازه را در قبر می‌گذارند، باید روی آن را سریعاً با خاک بپوشانند تا مرده نترسد.<ref>نظری، مردم‌شناسی روستای ابیانه، 1384ش، ص۵۷۴.</ref>
* در مناطق مرکزی کشور نیز در ایام خشکسالی‌، اهالی هنگام دفن مرده یک دسته سبزی را در دست میت می‌گذاشتند، به این نیت که در آن دنیا تقاضای [[آب]] کند.<ref>نظری، مردم‌شناسی روستای ابیانه، 1384ش، ص۵۷۵.</ref>
* در مناطق مرکزی کشور نیز در ایام خشکسالی، اهالی هنگام دفن مرده یک دسته سبزی را در دست میت می‌گذاشتند، به این نیت که در آن دنیا تقاضای [[آب]] کند.<ref>نظری، مردم‌شناسی روستای ابیانه، 1384ش، ص۵۷۵.</ref>
* در روستاهای شمال کشور اگر کسی در روز چهارشنبه می‌مرد، همراه با او چوب یا آهنی دفن می‌کردند تا به باور خودشان مانع مردن افراد دیگر در پی او شوند.<ref>نظری، مردم‌شناسی روستای ابیانه، 1384ش، ص۵۷۵.</ref>
* در روستاهای شمال کشور اگر کسی در روز چهارشنبه می‌مرد، همراه با او چوب یا آهنی دفن می‌کردند تا به باور خودشان مانع مردن افراد دیگر در پی او شوند.<ref>نظری، مردم‌شناسی روستای ابیانه، 1384ش، ص۵۷۵.</ref>
* در مناطق مرکزی نیز اگر کسی بیش از حد در سر قبر مرده بی‌تابی می‌کرد، مقداری از خاک قبر بر سر او می‌ریختند یا همراه چای به خورد او می‌دادند، با این باور که خاک مرده سرد است و فراموشی می‌آورد.<ref>بذرافکن، فرهنگ مردم داریون، 1389ش، ص۱۶۰.</ref>
* در مناطق مرکزی نیز اگر کسی بیش از حد در سر قبر مرده بی‌تابی می‌کرد، مقداری از خاک قبر بر سر او می‌ریختند یا همراه چای به خورد او می‌دادند، با این باور که خاک مرده سرد است و فراموشی می‌آورد.<ref>بذرافکن، فرهنگ مردم داریون، 1389ش، ص۱۶۰.</ref>
* در برخی از مناطق جنوبی، بیل و سایر ابزار گورکنی را در همان‌جا با آب می‌شستند تا خشک به محل برنگردانند؛ با این باور که کس دیگری نمیرد.<ref>بذرافکن، فرهنگ مردم داریون، 1389ش، ص۱۶۰.</ref>
* در برخی از مناطق جنوبی، بیل و سایر ابزار گورکنی را در همان‌جا با آب می‌شستند تا خشک به محل برنگردانند؛ با این باور که کس دیگری نمیرد.<ref>بذرافکن، فرهنگ مردم داریون، 1389ش، ص۱۶۰.</ref>


== در اسلام ==
== در اسلام ==
اگر مسلمانی از دنیا برود بر همه مسلمانان واجب است که جسد او را غسل دهند، کفن کنند، [[نماز میت]] را بر جسم او اقامه کنند و در پایان جسد را در خاک دفن کنند. این وظیفه دینی را هر کس انجام دهد از دیگران ساقط می‌شود اما اگر کسی آن را انجام ندهد، همه گناه‌کار هستند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240688/%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C کریمی، «خاکسپاری»، سایت مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 2 بهمن 1398.]</ref> البته دفن میت تنها در صورت امکان، واجب است؛ پس اگر شخصی در سفر دریایی بمیرد و انتظار رسیدن به ساحل موجب فاسدشدن جسد شود باید پس از غسل و کفن و نماز میت، جسد به دریا افکنده شود.<ref>ابن‌قدامه، المغنی، (بی‌تا)، ج۲، ص۳۸۱؛ نووی، المجموع: شرح المُهَذّب، بی‌تا، ج۵، ص ۲۸۵ـ ۲۸۶؛ [https://lib.eshia.ir/10088/4/292 نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، 1981م، ج۴، ص۲۹۲ـ۲۹۶.]</ref>  
اگر مسلمانی از دنیا برود بر همه مسلمانان واجب است که جسد او را غسل دهند، کفن کنند، [[نماز میت]] را بر جسم او اقامه کنند و در پایان جسد را در خاک دفن کنند. این وظیفه دینی را هر کس انجام دهد از دیگران ساقط می‌شود اما اگر کسی آن را انجام ندهد، همه گناه‌کار هستند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240688/خاکسپاری کریمی، «خاکسپاری»، سایت مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 2 بهمن 1398.]</ref> البته دفن میت تنها در صورت امکان، واجب است؛ پس اگر شخصی در سفر دریایی بمیرد و انتظار رسیدن به ساحل موجب فاسدشدن جسد شود باید پس از غسل و کفن و نماز میت، جسد به دریا افکنده شود.<ref>ابن‌قدامه، المغنی، (بی‌تا)، ج۲، ص۳۸۱؛ نووی، المجموع: شرح المُهَذّب، بی‌تا، ج۵، ص ۲۸۵–۲۸۶؛ [https://lib.eshia.ir/10088/4/292 نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، 1981م، ج۴، ص۲۹۲ـ۲۹۶.]</ref>


آموزه‌های اسلامی، شکافتن قبر انسان‌ها و نمایاندن جسد دفن‌شده آن‌ها را جایز نمی‌داند. البته در هر موردی که مصلحت جامعه اقتضا کند نبش قبر، اجازه داده شده است؛ از جمله: غصبی بودن مکان دفن یا کفن میت، دفن میت بدون غسل و کفن، متوقف بودن اثبات حقی بر رؤیت جسد، دفن شدن میت در مکان‌هایی که موجب هتک حرمت او است.<ref>[https://wikifeqh.ir/%D8%AE%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C#foot52 «خاکسپاری»، در دانشنامه یکی‌فقه، تاریخ بازدید: 18 مهر 1400.]</ref>
آموزه‌های اسلامی، شکافتن قبر انسان‌ها و نمایاندن جسد دفن‌شده آن‌ها را جایز نمی‌داند. البته در هر موردی که مصلحت جامعه اقتضا کند نبش قبر، اجازه داده شده است؛ از جمله: غصبی بودن مکان دفن یا کفن میت، دفن میت بدون غسل و کفن، متوقف بودن اثبات حقی بر رؤیت جسد، دفن شدن میت در مکان‌هایی که موجب هتک حرمت او است.<ref>[https://wikifeqh.ir/خاک‌سپاری#foot52 «خاکسپاری»، در دانشنامه یکی‌فقه، تاریخ بازدید: 18 مهر 1400.]</ref>


== آیین‌های تدفین ==
== آیین‌های تدفین ==
خط ۹۶: خط ۹۶:
* «از مرگ تا از عزا درآوردن صاحبان عزا، چهل روز در خانهٔ میت حلوا پخت می‌شود»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۱۶ مرداد ۱۳۷۹ش.
* «از مرگ تا از عزا درآوردن صاحبان عزا، چهل روز در خانهٔ میت حلوا پخت می‌شود»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۱۶ مرداد ۱۳۷۹ش.
* «تشریفات و بدعت‌ها در برگزاری آیین‌های وفات‌یافتگان کهگیلویه و بویراحمد»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۰ خرداد ۱۳۷۸ش.
* «تشریفات و بدعت‌ها در برگزاری آیین‌های وفات‌یافتگان کهگیلویه و بویراحمد»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۰ خرداد ۱۳۷۸ش.
* رحمانی، جبار و قربانی، هاجر، «تدفین به‌مثابهٔ یک یدپدهٔ بروکراتیک؛ آیین‌های مرگ در بهشت زهرا»، مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، دورهٔ ۶، شمارهٔ ۳، پاییز ۱۳۹۶ش.
* «خاک‌سپاری»، در دانشنامه ویکی‌فقه، تاریخ بازدید: ۱۸ مهر ۱۴۰۰.
* شیعه‌علی، علی، «احکام میّت در فقه مذاهب اسلامی»، مجلهٔ فروغ وحدت، سال هشتم شمارهٔ ۳۰، ۱۳۹۱ش.
* «دفن»، در دانشنامه ویکی‌شیعه، تاریخ بازدید: ۱۸ مهر ۱۴۰۰.
* قبادی، علی‌رضا و علی‌پور، پروین، «تحلیل کارکردهای مراسم و مناسک دینی»، دوفصلنامهٔ اسلام و علوم اجتماعی، سال ۴، شمارهٔ ۸، پائیز و زمستان ۱۳۹۱ش.
* «مراسم ترحیم چیست؟ انواع و نکات مهم در پذیرایی»، وب‌سایت سبزینه، تاریخ درج مطلب: ۲۹ بهمن ۱۴۰۳ش.
* «مراسم ترحیم چیست؟ انواع و نکات مهم در پذیرایی»، وب‌سایت سبزینه، تاریخ درج مطلب: ۲۹ بهمن ۱۴۰۳ش.
* «مرگ سنت‌ها در سایهٔ چشم¬‌وهم‌چشمی در مجالس ترحیم»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۳ آذر ۱۴۰۰ش.
* «مرگ سنت‌ها در سایهٔ چشم¬‌وهم‌چشمی در مجالس ترحیم»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۳ آذر ۱۴۰۰ش.
* معقولی، نادیا و طاووسی، محمود، «مرگ و آیین‌های مربوط به آن در ایران باستان»، نامهٔ فرهنگستان، دورهٔ ۱۰، شمارهٔ ۳، سال ۱۳۸۷ش.
* «نماز شب اول قبر یا لیله‌ا لدفن و ثواب و روش‌های خواندن آن»، وب‌سایت ستاد اقامه نماز، تاریخ بازدید: ۸ شهریور ۱۴۰۴ش.
* «نماز شب اول قبر یا لیله‌ا لدفن و ثواب و روش‌های خواندن آن»، وب‌سایت ستاد اقامه نماز، تاریخ بازدید: ۸ شهریور ۱۴۰۴ش.
* واژه‌های مصوب فرهنگستان، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۲ش.
* ابن‌قدامه، موفق‌الدین، المغنی، بیروت، دارالکتاب العربی، بی‌تا.
{{پایان منابع}}
* بختیاری، علی‌اکبر، سیرجان در آیینهٔ زمان، کرمان، مرکز کرمان‌شناسی، ۱۳۷۸ش.
 
*ابن‌قدامه، موفق‌الدین، المغنی، بیروت، دارالکتاب العربی، بی¬تا.
* بختیاری، علی‌اکبر، سیرجان در آیینۀ زمان، کرمان، مرکز کرمان‌شناسی، ۱۳۷۸ش.
* بذرافکن، جلال، فرهنگ مردم داریون، شیراز، بنیاد فارس‌شناسی، ۱۳۸۹ ش.
* بذرافکن، جلال، فرهنگ مردم داریون، شیراز، بنیاد فارس‌شناسی، ۱۳۸۹ ش.
* «خاک‌سپاری»، در دانشنامه ویکی‌فقه، تاریخ بازدید: 18 مهر 1400.
* رحمانی، جبار و قربانی، هاجر، «تدفین به‌مثابهٔ یک یدپدهٔ بروکراتیک؛ آیین‌های مرگ در بهشت زهرا»، مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، دورهٔ ۶، شمارهٔ ۳، پاییز ۱۳۹۶ش.
* «دفن»، در دانشنامه ویکی‌شیعه، تاریخ بازدید: 18 مهر 1400.
* رشیدی، طاهره، «کفن و دفن در ایران باستان»، سایت تبیان، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مهر ۱۳۹۱ش.
* رشیدی، طاهره، «کفن و دفن در ایران باستان»، سایت تبیان، تاریخ درج مطلب: 12 مهر 1391ش.
* زحیلی، وهبه مصطفی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق، دار الفکر، ۱۴۱۸ق.
* زحیلی، وهبه مصطفی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق، دار الفکر، ۱۴۱۸ق.
* سالاری، عبدالله، فرهنگ مردم کوهپایۀ ساوه، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۹ش.
* سالاری، عبدالله، فرهنگ مردم کوهپایهٔ ساوه، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۹ش.
* صفی‌نژاد، جواد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، تهران، موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي، ۱۳۴۵ش.
* شیعه‌علی، علی، «احکام میّت در فقه مذاهب اسلامی»، مجلهٔ فروغ وحدت، سال هشتم شمارهٔ ۳۰، ۱۳۹۱ش.
* صفی‌نژاد، جواد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، ۱۳۴۵ش.
* غروی تبریزی، علی، التنقیح فی شرح العروة الوثقی: الطهارة، تقریرات درس آیت‌اللّه خویی، قم، مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶ق.
* غروی تبریزی، علی، التنقیح فی شرح العروة الوثقی: الطهارة، تقریرات درس آیت‌اللّه خویی، قم، مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶ق.
* کریمی، اصغر، «خاک‌سپاری»، سایت مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 2 بهمن 1398.
* قبادی، علی‌رضا و علی‌پور، پروین، «تحلیل کارکردهای مراسم و مناسک دینی»، دوفصلنامهٔ اسلام و علوم اجتماعی، سال ۴، شمارهٔ ۸، پائیز و زمستان ۱۳۹۱ش.
* کریمی، اصغر، «خاک‌سپاری»، سایت مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲ بهمن ۱۳۹۸.
* معقولی، نادیا و طاووسی، محمود، «مرگ و آیین‌های مربوط به آن در ایران باستان»، نامهٔ فرهنگستان، دورهٔ ۱۰، شمارهٔ ۳، سال ۱۳۸۷ش.
* نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، چاپ عباس قوچانی، ۱۹۸۱م.
* نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، چاپ عباس قوچانی، ۱۹۸۱م.
* نظری داشلی‌برون، زلیخا و دیگران، مردم‌شناسی روستای ابیانه، تهران، سا‌زما‌ن‌ میراث‌ فرهنگی‌ و گردشگری، ۱۳۸۴ش.
* نظری داشلی‌برون، زلیخا و دیگران، مردم‌شناسی روستای ابیانه، تهران، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، ۱۳۸۴ش.
* نووی، یحیی بن شرف، المجموع: شرح المُهَذّب، بیروت: دارالفکر، بی‌تا.
* نووی، یحیی بن شرف، المجموع: شرح المُهَذّب، بیروت: دارالفکر، بی‌تا.
* واژه‌های مصوب فرهنگستان، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۲ش.
{{پایان منابع}}