بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵: خط ۵:
==مفهوم‌شناسی==
==مفهوم‌شناسی==


تسبیح از ریشۀ «سبح» به‌معنای شنا، حرکت سریع و یا دویدن با شتاب اسب است.<ref>. [https://www.cgie.org.ir/fa/article/224224/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD مطیع، «تسبیح»، مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی.]</ref> عمل تسبیح در اصطلاح، به‌معنای توصیف خدا به پاکی و دور دانستن او از هرگونه عیب و بدی است.<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD موسوی، «تسبیح»، دانشنامه اسلامی.]</ref> همچنین به دانه‏‌هاى ساخته‌شده از گِل، سنگ، سفال، صدف، استخوان، چوب، پلیمر و پلاستیک که به نخ کشیده شده و جهت شمارش ذکر خدا استفاده می‌شود، تسبیح می‌گویند.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD «تسبیح»، ویکی شیعه.]</ref> تسبیح در فرهنگ قرآنی، به‌معنی خدای را به پاکی یاد کردن است<ref>بیهقی، تاج المصادر، ج2، ۱۳۷۵ش، ص550.</ref> و در اصطلاح [[مسلمان|مسلمانان]]، رشته‌ای از مهره‌ها است که برای گفتن اذکار و اوراد، استفاده می‌کنند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/تسبیح دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه تسبیح، سایت واژه‌یاب؛]{{سخ}}
تسبیح از ریشه «سبح» به معنای شنا یا حرکت سریع گرفته شده<ref>. [https://www.cgie.org.ir/fa/article/224224/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD مطیع، «تسبیح»، مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی.]</ref> و در اصطلاح دینی به معنای تنزیه خداوند و نسبت دادن پاکی و دوری او از هرگونه نقص و عیب است.<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD موسوی، «تسبیح»، دانشنامه اسلامی.]</ref> در فرهنگ قرآنی نیز تسبیح به معنای یادکرد خداوند با وصف پاکی به کار می‌رود.<ref>بیهقی، تاج المصادر، ج2، ۱۳۷۵ش، ص550.</ref> همچنین در کاربرد رایج میان مسلمانان، تسبیح به رشته‌ای از مهره‌ها گفته می‌شود که به وسیله نخ و یا رشته به هم متصل شده‌اند و به منظور به یاد داشتن شمارش اذکار مورد استفاده قرار میگیرد. این ابزار در منابع با عنوان «سُبحه» نیز شناخته می‌شود.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/تسبیح دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه تسبیح، سایت واژه‌یاب؛] قزوینی، «تسبیح به معنی سبحه صحیح و فصیح است»، ۱۳۲۴ش، ص۶–۱۴.</ref>  
قزوینی، «تسبیح به معنی سبحه صحیح و فصیح است»، ۱۳۲۴ش، ص۶–۱۴.</ref> این نوع از تسبیح را با واژه «سبحه» نیز می‌شناسند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/تسبیح دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه تسبیح، سایت واژه‌یاب.]</ref>  


== تاریخچه ==
== تاریخچه ==
[[پرونده:تسبیح۱.jpg|جایگزین=تسبیح شاه مقصود ۱۰۱ دانه|بندانگشتی|تسبیح شاه مقصود ۱۰۱ دانه]]هدف اولیۀ استفاده از تسبیح در تمدن‌های کهن، ثبت اعداد و روزها بوده است؛ برای مثال، در چین باستان مردم رشته‌هایی از نخ را با گره‌های مختلف به کار می‌بردند. زنان در آفریقای مرکزی، روزها و ماه‌های بارداری خود را با گره زدن به رشته‌ای نخ محاسبه می‌کردند.<ref>.[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) «تسبیح (سبحه)»، ویکی شیعه.]</ref>  
[[پرونده:تسبیح۱.jpg|جایگزین=تسبیح شاه مقصود ۱۰۱ دانه|بندانگشتی|تسبیح شاه مقصود ۱۰۱ دانه]]استفاده از تسبیح یا مهره‌های شمارشگر، سابقه‌ای دیرین در تاریخ بشر دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248202/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86 علایی، «''داستان'' ''پیدایش'' ''تسبیح'' ''و'' ''اقسام'' ''آن»، 1343ش، ص 29-30.'']</ref> هدف اولیۀ استفاده از تسبیح در تمدن‌های کهن، ثبت اعداد و روزها بوده است؛ برای مثال، در چین باستان مردم رشته‌هایی از نخ را با گره‌های مختلف به کار می‌بردند. زنان در آفریقای مرکزی، روزها و ماه‌های بارداری خود را با گره زدن به رشته‌ای نخ محاسبه می‌کردند. در تمدن‌های ‌کهن یونان، روم، مصر و هند نیز از تسبیح برای شمارش رسیدن به مرحلۀ خاصی از تشرف، ابزاری برای طلسم و تعویذ، تفأل، تزیین و پاسداشت روزهای جشن و آئین‌ها استفاده می‌کردند.<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/3530 عروج‌نیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.]</ref>


در تمدن‌های ‌کهن یونان، روم، مصر و هند نیز از تسبیح برای شمارش رسیدن به مرحلۀ خاصی از تشرف، ابزاری برای طلسم و تعویذ، تفأل، تزیین و پاسداشت روزهای جشن و آئین‌ها استفاده می‌کردند.<ref>.[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) «تسبیح، سبحه»، ویکی شیعه.]</ref>
در سنت مسیحی، استفاده از این ابزار برای تکرار اذکار، به‌ویژه در میان مسیحیان نستوریِ شرق و برخی گروه‌های کاتولیک رواج یافت؛ در مقابل، بسیاری از فرقه‌های پروتستان با استناد به رویکردهای کلامی خود، استفاده از تسبیح را نپذیرفته و آن را نوعی بدعت یا عملِ فاقد پشتوانه دینی دانسته‌اند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248202/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86 علایی، «''داستان'' ''پیدایش'' ''تسبیح'' ''و'' ''اقسام'' ''آن»، 1343ش، ص 29-30.'']</ref> برخی معتقدند تسبیح از مسیحیت به جهان اسلام وارد شده و نخستین‌بار مسیحیان تسبیح‌های طویلی را که از انتهای آن صلیب آویزان می‌کردند به ‌گردن می‌آویختند. برخی مستشرقان، ورود تسبیح به جهان اسلام را متأثر از فرهنگ هندو و بودایی می‌دانند؛<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/3530 عروج‌نیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.]</ref> هرچند این ابزار به‌مرور زمان جایگاه خود را در مناسک عبادی مسلمانان تثبیت کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248202/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86 علایی، «''داستان'' ''پیدایش'' ''تسبیح'' ''و'' ''اقسام'' ''آن»، 1343ش، ص 29-30.'']</ref> در میان فرقه‌های مسلمان، پیروان محمد بن عبدالوهاب شمارش ذکر با تسبیح را بدعت دانسته و به‌جای آن از انگشتان دست استفاده می‌کنند.<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/3530 عروج‌نیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.]</ref> در منابع حدیثی شیعه، روایاتی درباره منشأ پیدایش تسبیح و انتساب آن به سیره حضرت زهرا یا استفاده از تربت حضرت حمزه وجود دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248202/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86 علایی، «''داستان'' ''پیدایش'' ''تسبیح'' ''و'' ''اقسام'' ''آن»، 1343ش، ص 29-30؛''] [https://lib.eshia.ir/23019/1/3530 عروج‌نیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.]</ref>
 
=== تسبیح در اسلام ===
برخی معتقدند تسبیح از مسیحیت به جهان اسلام وارد شده و نخستین‌بار مسیحیان تسبیح‌های طویلی را که از انتهای آن صلیب آویزان می‌کردند به ‌گردن می‌آویختند.<ref>.[https://www.javaheribina.com/blogs/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD/ «تاریخچه تسبیح»، وب‌سایت جواهر بینا.]</ref> برخی مستشرقان، ورود تسبیح به جهان اسلام را متأثر از فرهنگ هندو و بودایی می‌دانند.<ref>.[https://fa.wikifeqh.ir/%E2%80%8C%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD «تسبیح»، ویکی فقه، دانشنامه حوزوی.]</ref> در میان فرقه‌های مسلمان، پیروان محمد بن عبدالوهاب (۱۱۱۵ـ۱۲۰۶ق) شمارش ذکر با تسبیح را بدعت دانسته و به‌جای آن از انگشتان دست استفاده می‌کنند.<ref>.[https://fa.wikifeqh.ir/%E2%80%8C%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD «تسبیح»، ویکی فقه، دانشنامه حوزوی.]</ref>  
 
به‌عقیدۀ شیعیان، سابقۀ شمارش ذکر اسلامی به فاطمه زهرا بر می‌گردد.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7(%D8%B3) .«تسبیح حضرت زهرا»، ویکی شیعه.]</ref> از امام علی روایت شده است که روزی، فاطمه زهرا از کثرت کارهای منزل به مشقت افتاده و از پدر درخواست خادم کرد. پیامبر نیز اذکاری را به فاطمه آموخت که شامل ۳۴ بار الله‌اکبر، ۳۳ بار الحمدلله و ۳۳ بار سبحان‌الله است. حضرت محمد، اثر و اجر این اذکار را از هر خادمی بالاتر دانست.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7(%D8%B3) .«تسبیح حضرت زهرا»، ویکی شیعه.]</ref> امروزه در فرهنگ شیعیان، این اذکار با تسبیح شمرده می‌شود.


== انواع تسبیح ==
== انواع تسبیح ==
خط ۳۱: خط ۲۵:
#شیخک: دانه‌هایی که نخ تسبیح از وسط آن‌ها گذشته و تعداد دانه‌های اصلی تسبیح را به ۳ قسمت تقسیم می‌کنند؛
#شیخک: دانه‌هایی که نخ تسبیح از وسط آن‌ها گذشته و تعداد دانه‌های اصلی تسبیح را به ۳ قسمت تقسیم می‌کنند؛
#منگوله: این قسمت از تسبیح، بیش‌تر از جنس نخ قیطان، نخ‌های ابریشمی زرتاب یا نقره‌تاب است؛
#منگوله: این قسمت از تسبیح، بیش‌تر از جنس نخ قیطان، نخ‌های ابریشمی زرتاب یا نقره‌تاب است؛
#دانه‌های تسبیح: تعداد این دانه‌ها ۹۹ دانه است که بیش‌تر از جنس سنگ‌های قیمتی (مروارید، [[فیروزه]]، [[یاقوت]]، [[زمرد]]، شاه‌مقصود)، چوب (کهور، آبنوس، شمشاد، زیتون)، تربت (خاک)، دانه‌های خوش‌بو (یُسر)، صمغ (تسبیح کهربایی‌رنگ)، شاخ و استخوان حیوانات و شیشه هستند.<ref>علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، ۱۳۴۳ش، ص۳۱–۳۳؛{{سخ}}
#دانه‌های تسبیح: تعداد این دانه‌ها ۹۹ دانه است که بیش‌تر از جنس سنگ‌های قیمتی (مروارید، [[فیروزه]]، [[یاقوت]]، [[زمرد]]، شاه‌مقصود)، چوب (کهور، آبنوس، شمشاد، زیتون)، تربت (خاک)، دانه‌های خوش‌بو (یُسر)، صمغ (تسبیح کهربایی‌رنگ)، شاخ و استخوان حیوانات و شیشه هستند.<ref>علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، ۱۳۴۳ش، ص۳۱–۳۳؛ دائرة المعارف تشیع، ج4، ۱۳۸۱ش، ص242.</ref>
دائرة المعارف تشیع، ج4، ۱۳۸۱ش، ص242.</ref><ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) .«تسبیح(سبحه)»، ویکی شیعه.]</ref><ref>[https://virgool.io/@maryyammohammadi123456/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD-iuo9nh5hf9ie .«داستان پیدایش تسبیح»، وب‌سایت ویرگول.]</ref>


==کاربردها==
==کاربردها==
خط ۷۹: خط ۷۲:
  {{پایان نستعلیق}}
  {{پایان نستعلیق}}
در ادبیات داستانی ایرانیان نیز واژه تسبیح بسیار پرکاربرد بوده است. افسانه‌های محلی بسیاری، در این‌باره وجود دارد، مانند افسانه مردم آذربایجان، که در آن شاه‌زاده به‌کمک تسبیح خود، دختر یتیمی را پیدا کرده و با او ازدواج می‌کند.<ref>کوهی، افسانه‌های دیار شهریار، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۳–۱۲۶.</ref> امثال و حکم ایرانیان نیز از این واژه بی‌بهره نبوده است. از آن جمله می‌توان به ضرب‌المثل‌های «کار به استخاره شد، تسبیح ملا پاره شد» (کنایه از بدبیاری)؛ «مثل مهر و تسبیح» (کنایه از وفور هر چیز)؛<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸7ش، ص۳۱۳.</ref> «کربلا من بودم، تو از مهر و تسبیح آن‌جا خبر داری؟»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1379 و 1420.</ref> «تسبیح هزاردانه در دست مپیچ» (کنایه از زهدفروشی و ریا)؛<ref>بهمنیار، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۱.</ref> «تسبیح آب کشیدن» (کنایه از خودنمایی)؛ «تسبیح انداز» (سخت‌گیر)<ref>پرچمی، پس‌کوچه‌های فرهنگ، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۹.</ref> و «تسبیح دستتم» (اظهار کوچکی).<ref>اکرامی، مردم‌شناسی اصطلاحات خودمانی، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶.</ref>
در ادبیات داستانی ایرانیان نیز واژه تسبیح بسیار پرکاربرد بوده است. افسانه‌های محلی بسیاری، در این‌باره وجود دارد، مانند افسانه مردم آذربایجان، که در آن شاه‌زاده به‌کمک تسبیح خود، دختر یتیمی را پیدا کرده و با او ازدواج می‌کند.<ref>کوهی، افسانه‌های دیار شهریار، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۳–۱۲۶.</ref> امثال و حکم ایرانیان نیز از این واژه بی‌بهره نبوده است. از آن جمله می‌توان به ضرب‌المثل‌های «کار به استخاره شد، تسبیح ملا پاره شد» (کنایه از بدبیاری)؛ «مثل مهر و تسبیح» (کنایه از وفور هر چیز)؛<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸7ش، ص۳۱۳.</ref> «کربلا من بودم، تو از مهر و تسبیح آن‌جا خبر داری؟»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1379 و 1420.</ref> «تسبیح هزاردانه در دست مپیچ» (کنایه از زهدفروشی و ریا)؛<ref>بهمنیار، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۱.</ref> «تسبیح آب کشیدن» (کنایه از خودنمایی)؛ «تسبیح انداز» (سخت‌گیر)<ref>پرچمی، پس‌کوچه‌های فرهنگ، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۹.</ref> و «تسبیح دستتم» (اظهار کوچکی).<ref>اکرامی، مردم‌شناسی اصطلاحات خودمانی، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶.</ref>
علایی،  علی‌اکبر، «''داستان'' ''پیدایش'' ''تسبیح'' ''و'' ''اقسام'' ''آن»،'' هنر و مردم، بهمن 1343ش، شماره 28.
عروج‌نیا، پروانه، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، تهران، 1375ش.


==پانویس==
==پانویس==