| خط ۷: | خط ۷: | ||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
ایران پس از سقوط صفویه، دورهای از پراکندگی سیاسی و ناپایداری را تجربه کرد. با وجود تلاشهای نادرشاه افشار برای تمرکز قدرت، ضعف ساختار دیوانسالاری، وابستگی بیش از حد به نیروی نظامی و نبود مشروعیت پایدار، موجب شد تا دولت افشاریه نتواند تداوم یابد و پس از درگذشت او، کشور دچار هرجومرج و کشمکشهای داخلی شود. در دوره زندیه، کریمخان زند با تکیه بر شخصیت کاریزماتیک خود، ثبات نسبی را به ارمغان آورد و قدرت را به شیوهای کمتر استبدادی اعمال کرد، اما این ثبات نیز پس از مرگ او با رقابتهای خاندانی و فروپاشی مواجه شد. با روی کار آمدن قاجاریه در اواخر سده دوازدهم هجری، اگرچه ظاهر حکومت متمرکز حفظ شد، اما نشانههای ضعف درونساختاری، نفوذ روزافزون قدرتهای خارجی و ناتوانی در اصلاحات اساسی، بهتدریج نظام سیاسی ایران را در برابر خواست عمومی برای تغییر ناکارآمد جلوه داد. زمینههای مشترکی چون تمرکز قدرت، نقش دین در مشروعیتبخشی به حکومت و نبود نهادهای ناظر بر قدرت، از عناصر ثابت این ادوار تاریخی بود، اما در دورۀ قاجار، این ساختارها با چالشهای تازهای روبهرو شدند. همچنین افزایش آگاهیهای سیاسی و اجتماعی ایرانیان، کاهش اقتدار دولت مرکزی و رشد اندیشههای مبتنی بر عدالت اجتماعی، زمینۀ دیگری برای شکلگیری جنبشهای اعتراضی و در نهایت نهضت مشروطه فراهم کرد.<ref>[https://civilica.com/doc/2447368/ «تحول نظام سیاسی ایران از صفویه تا قاجار»، وبسایت سیلیویکا.]</ref> | ایران پس از سقوط صفویه، دورهای از پراکندگی سیاسی و ناپایداری را تجربه کرد. با وجود تلاشهای نادرشاه افشار برای تمرکز قدرت، ضعف ساختار دیوانسالاری، وابستگی بیش از حد به نیروی نظامی و نبود مشروعیت پایدار، موجب شد تا دولت افشاریه نتواند تداوم یابد و پس از درگذشت او، کشور دچار هرجومرج و کشمکشهای داخلی شود. در دوره زندیه، کریمخان زند با تکیه بر شخصیت کاریزماتیک خود، ثبات نسبی را به ارمغان آورد و قدرت را به شیوهای کمتر استبدادی اعمال کرد، اما این ثبات نیز پس از مرگ او با رقابتهای خاندانی و فروپاشی مواجه شد. با روی کار آمدن قاجاریه در اواخر سده دوازدهم هجری، اگرچه ظاهر حکومت متمرکز حفظ شد، اما نشانههای ضعف درونساختاری، نفوذ روزافزون قدرتهای خارجی و ناتوانی در اصلاحات اساسی، بهتدریج نظام سیاسی ایران را در برابر خواست عمومی برای تغییر ناکارآمد جلوه داد. زمینههای مشترکی چون تمرکز قدرت، نقش دین در مشروعیتبخشی به حکومت و نبود نهادهای ناظر بر قدرت، از عناصر ثابت این ادوار تاریخی بود، اما در دورۀ قاجار، این ساختارها با چالشهای تازهای روبهرو شدند. همچنین افزایش آگاهیهای سیاسی و اجتماعی ایرانیان، کاهش اقتدار دولت مرکزی و رشد اندیشههای مبتنی بر عدالت اجتماعی، زمینۀ دیگری برای شکلگیری جنبشهای اعتراضی و در نهایت نهضت مشروطه فراهم کرد.<ref>[https://civilica.com/doc/2447368/ «تحول نظام سیاسی ایران از صفویه تا قاجار»، وبسایت سیلیویکا.]</ref> | ||
===رویدادهای مهم=== | ===رویدادهای مهم=== | ||
| خط ۲۸: | خط ۱۸: | ||
در اواخر دورهٔ قاجار، تحقیر ملی، تزریق حس ناتوانی و حقارت عمومی و بیهویتی توسط سیاستهای مداخلهگر استعماری و استبداد داخلی، بر مردم ایران تحمیل شد و زمینهٔ عقبماندگی کشور را فراهم کرد.<ref>[https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=45639 «بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکلهای دانشجویی»، وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای.]</ref> | در اواخر دورهٔ قاجار، تحقیر ملی، تزریق حس ناتوانی و حقارت عمومی و بیهویتی توسط سیاستهای مداخلهگر استعماری و استبداد داخلی، بر مردم ایران تحمیل شد و زمینهٔ عقبماندگی کشور را فراهم کرد.<ref>[https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=45639 «بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکلهای دانشجویی»، وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای.]</ref> | ||
==نظام سیاسی == | ==ساختار سیاسی == | ||
در دورهٔ قاجاریه، شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و تمام جزئیات حکومتی مانند تصمیمهای سیاسی مهم و عزل و نصبها را بدون محدودیت انجام میداد. شاهزادگان، درباریان، رؤسای ایلات بزرگ و حکام محلی، در ردهٔ دوم قدرت سیاسی بودند.<ref>مستوفی، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، ۱۳۸۴ش، ج1، ص394.</ref> | |||
=== نظام سیاسی === | |||
در دورهٔ قاجاریه، شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و تمام جزئیات حکومتی مانند تصمیمهای سیاسی مهم و عزل و نصبها را بدون محدودیت انجام میداد. شاهزادگان، درباریان، رؤسای ایلات بزرگ و حکام محلی، در ردهٔ دوم قدرت سیاسی بودند.<ref>مستوفی، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، ۱۳۸۴ش، ج1، ص394.</ref> در این روزگار شرایط سیاسی و اجتماعی کشور به گونهای بود که مردم ایران هیچ تضمینی برای جان، مال و ناموس خود در برابر دستگاه استبدادی شاه نداشتند. اکثر مردم در فقر و نادانی به سر میبردند که در ادبیات آن روزگار ازجمله اشعار «آیینهٔ عبرت» از [[محمدتقی بهار|ملکالشعرای بهار]] و خاطرات آن دوره بازتاب پیدا کرده است. تاریخنگاران (داخلی و خارجی) همگی از استبداد و ستم شاهان در حق مردم سخن گفتهاند.<ref>آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب؛ درآمدی بر جامعهشناسی سیاسی ایران معاصر، ۱۳۷۸ش، ص13-14.</ref> سلاطین قاجار همهٔ زمینهای ایران را ملک خود میدانستند؛ شاه حق داشت هر نوع زمینی را به هر یک از هواداران خود بدهد و هیچکس جرئت اظهار نظر در برابر او را نداشت. اگر کسی مخالفت میکرد خون او هدر بود.<ref>لمبتون، ایران عصر قاجار، ۱۳۷۵ش، ص71-72.</ref> امیران و حاکمان محلی نیز که بیشتر آنها از فرزندان و بستگان شاه و در جایجای کشور پراکنده بودند، با لقبهای مختلف که برای آنان شخصیت و منزلت اجتماعی به همراه میآورد، همهکاره بودند و هر گونه ستم را برای خود مجاز میدانستند.<ref>مدرسی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، ۱۳۷۴ش، ج1، ص3-4.</ref> | |||
در | === نظام حقوقی === | ||
در ابتدای دوران قاجاریه، مرجع رسمی قانون و اطمینان قضایی برای رسیدگی دعواها و اختلافات مردم وجود نداشت. اختلافات خانوادگی بهوسیلهٔ علمای دین و گاهی از طریق کدخدامنشی، بزرگان محله یا شهر حل و فصل میشد؛<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.</ref> اما در زمان ناصرالدین شاه ساختاری حقوقی به نام عدلیه و دیوانخانه شکل گرفت. بعد از آن نیز دعاوی حقوقی از سوی روحانیون و مجتهدین رسیدگی میشد و دعاوی غیرحقوقی از طرف مقامات دولتی مورد رسیدگی قرار میگرفت. در شهرستانها نیز امور حقوقی را علما و امور جزایی و انتظامی را حکومتها حل و فصل میکردند. رئیس دیوانخانه از طرف شاه منصوب میشد.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اقتصاد-36/1081764-نظام-قضایی-دوره-قاجار «نظام قضایی دورۀ قاجار»، وبسایت دنیای اقتصاد.]</ref> | |||
== روابط سیاسی == | |||
در دوران قاجاریه، بیگانگان بهخصوص انگلیس و روسیه بر فرهنگ و سیاست کشور سلطه پیدا کردند و امتیازهای اقتصادی زیادی را به دست گرفتند؛ برای مثال امتیاز ایجاد [[راهآهن ایران|راهآهن]]، خطهای تلگراف، کشتیرانی در رودخانههای ایران، بهرهبرداری از معدنها و جنگلهای کشور، آبیاری و حق تقدم در امتیاز بانک، احداث جاده و ایجاد کارخانه، از جمله امتیازهایی بود که حاکمان تنها در یک قرارداد به «بارون جولیوس دورویتر» سرمایهدار یهودی تبعهٔ انگلیس و صاحب خبرگزاری رویترز دادند. واگذاری امتیاز تنباکو به یک شرکت انگلیسی در زمان ناصرالدین شاه از دیگر قراردادها بود که با فتوای مشهور «میرزای شیرازی» لغو شد و در تاریخ بهعنوان یک حرکت انقلابی به ثبت رسید.<ref>مزینانی، سرگذشت، افکار و آثار آیتالله شهید سیدحسن مدرس، 1393ش، ص۴۸.</ref> | |||
==فرهنگ == | |||
== | ===آشفتگی فرهنگی=== | ||
محققان دورهٔ قاجاریه را دورهٔ پیدایش نابسامانیهای فرهنگی، جدال بین دو سبک زندگی ایرانی و غربی و رواج تدریجی فرهنگ مدرن و تغییرات اساسی در سبک زندگی ایرانی توصیف کردهاند. گرایش به سبک زندگی غربی سبب شد که ایران دستخوش بحران هویتی و عقبماندگی شود. در این دوره، بر خلاف دوران صفویه، توجه به علوم نقلی کمتر و گرایش به علوم غربی بیشتر شد و به نظر محقان این ناسازگاری فرهنگی به عقبماندگی ایران منجر شد.<ref>شریفی شکوه، «وضعیت فکری و فرهنگی ایران در عصر قاجار»، 1397ش، ص128-129.</ref> | |||
=== زبان رسمی و گویشها === | === زبان رسمی و گویشها === | ||
| خط ۹۰: | خط ۸۵: | ||
همچنین زنان نسبت به مردان دارای سواد کمتر، پایگاه اجتماعی پایینتر و در مناسبات قدرت، شرکت ناچیز داشتند که در قوامبخشی سبک زندگی آنها در این دوره اثرگذار بود. اما در جامعه سنتی ایران نوع تفریحات، پوشش و حتی وجوه ذهنی الگوهای زندگی زنان طبقات فرادست با سایر اقشار زنان تفاوتهای چشمگیری داشت. آموختن [[موسیقی]]، زبان فرانسه، تاریخ، فلسفه و ادبیات و گرایش به انگارههای نوین اجتماعی و سیاسی مانند تساوی حقوق زنان و مردان، برداشتن نقاب و روبند، گرایش به مشروطه که در زندگینامه «تاج السلطنه» دختر ناصرالدین شاه نقل شده، این تفاوت را نشان میدهد.<ref>تاجالسلطنه، خاطرات تاجالسلطنه، 1361ش، ص13.</ref> | همچنین زنان نسبت به مردان دارای سواد کمتر، پایگاه اجتماعی پایینتر و در مناسبات قدرت، شرکت ناچیز داشتند که در قوامبخشی سبک زندگی آنها در این دوره اثرگذار بود. اما در جامعه سنتی ایران نوع تفریحات، پوشش و حتی وجوه ذهنی الگوهای زندگی زنان طبقات فرادست با سایر اقشار زنان تفاوتهای چشمگیری داشت. آموختن [[موسیقی]]، زبان فرانسه، تاریخ، فلسفه و ادبیات و گرایش به انگارههای نوین اجتماعی و سیاسی مانند تساوی حقوق زنان و مردان، برداشتن نقاب و روبند، گرایش به مشروطه که در زندگینامه «تاج السلطنه» دختر ناصرالدین شاه نقل شده، این تفاوت را نشان میدهد.<ref>تاجالسلطنه، خاطرات تاجالسلطنه، 1361ش، ص13.</ref> | ||
=== | ===سرمایه اجتماعی=== | ||
در دورهٔ قاجاریه، سرمایهٔ اجتماعی که میراث فرهنگ ایرانی ـ اسلامی بود، شیرازهٔ روابط اجتماعی را شکل میداد. حس اعتماد مردم به یکدیگر در کل جامعهٔ ایران به حدی بود که برای مثال، معاملات کوچک و بزرگ فقط با قول و قرار زبانی انجام میگرفت و کسی که قصد سفر زیارت عتبات عالیات را داشت، [[خانه]]، ثروت و [[ناموس]] خود را با آرامش خاطر به [[همسایهداری|همسایه]] میسپرد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.</ref> | |||
===سرمایه انسانی=== | |||
در دورهٔ قاجار نهاد روحانیت نقش مهمی در حمایت مردم در برابر ستم دستگاه حکومتی شاه و حفاظت از فرهنگ و آموزههای مذهبی داشت. در طول حکومت قاجار، علما با ترویج نظام اعتقادی، ارزشی و نمادی تشیع در ایران توانستند مراتبی از فرهنگ مذهبی را در ایران پیریزی کنند که به موازات رواج فرهنگ تشیع، تجدد و پویایی شیعی نیز بیشتر شد. بر اثر فعالیت علمای [[دین]]، آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم بهگونهای افزایش یافت که از آن پس در بحرانها و جریانهای سیاسی و اجتماعی مهم بیتفاوت نبودند. علمای دین با همکاری مردم، نهاد «عدالتخانه» را در زمان مظفرالدین شاه به وجود آوردند و در گام بعدی، نهضت مشروطه را رهبری کردند و به پیروزی رساندند. به نظر محققان آنها با ایجاد این تحولات بزرگ نه تنها جلو ستم و اجحاف دولت علیه مردم را گرفتند که در بیداری دینی و زمینهسازی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] نیز نقشی مهم ایفا کردند.<ref>رمضاننرگسی، «تأثیر فرهنگ سیاسی تشیع در بیداری مردم ایران در دورهٔ قاجاریه»، 1387ش، ص139.</ref> | |||
==هویت دینی== | |||
به گواه پژوهشگران هویت دینی که در دورۀ صفویه بهعنوان مهمترین مؤلفه هویتساز ایرانیان شکل گرفته و شاه نیز بهعنوان شخصیتی مقدس و دارای مشروعیت دینی تلقی میشد، در دوران قاجاریه همچنان نقشی محوری در تعریف هویت فردی و جمعی ایفا کرد، اما با تفاوتی اساسی: برخلاف صفویه که دین و سیاست در شخص شاه تلفیق یافته بود، در دورۀ قاجار این شاه نبود که شخصیت دینی محسوب میشد، بلکه روحانیان بودند که بهتدریج بهعنوان مرجع اصلی هویت دینی و ناظر بر مشروعیت سیاسی شناخته شدند و جدایی تدریجی نهاد دین از سیاست آغاز گردید. از نگاه ناظران خارجی، ایرانیان دورۀ قاجار مسائل مذهبی را در همه مجامع مطرح میساختند و روحانیان در امور خانوادگی و اجتماعی از احترام و نفوذ فوقالعادهای برخوردار بودند؛ بهگونهای که پیش از هر مراجعه به دستگاه قضایی، مردم به قرآن و فتاوای روحانیان مراجعه میکردند. پژوهشگران بر این باورند که روحانیان در این دوره، با وجود آنکه بهصراحت خواهان تصدی فرمانروایی نبودند، اما بهعنوان نهاد نظارتی بر عملکرد حکومت عمل میکردند و دولتمردان نیز به دلیل نفوذ اجتماعی و توانایی آنان در بسیج تودهها، از ایشان هراس داشتند و در بسیاری از امور، به ویژه در مواقع بحران، ناگزیر به پذیرش نظرات روحانیان بودند. بدینترتیب، در دوره قاجار، هویت دینی اگرچه همچنان بهعنوان یکی از منابع اصلی همبستگی اجتماعی باقی ماند، اما ساختار آن دچار دگرگونی شد و زمینههای تحولات بعدی از جمله جنبشهای عدالتخواهانه و نهضت مشروطه را نیز تحت تأثیر خود قرار داد.<ref>[https://www.rjnsq.ir/article_96739_c3bfe1482f41063ec17701dbfab7167f.pdf هاشمی و ایمانی خوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲.]</ref> | به گواه پژوهشگران هویت دینی که در دورۀ صفویه بهعنوان مهمترین مؤلفه هویتساز ایرانیان شکل گرفته و شاه نیز بهعنوان شخصیتی مقدس و دارای مشروعیت دینی تلقی میشد، در دوران قاجاریه همچنان نقشی محوری در تعریف هویت فردی و جمعی ایفا کرد، اما با تفاوتی اساسی: برخلاف صفویه که دین و سیاست در شخص شاه تلفیق یافته بود، در دورۀ قاجار این شاه نبود که شخصیت دینی محسوب میشد، بلکه روحانیان بودند که بهتدریج بهعنوان مرجع اصلی هویت دینی و ناظر بر مشروعیت سیاسی شناخته شدند و جدایی تدریجی نهاد دین از سیاست آغاز گردید. از نگاه ناظران خارجی، ایرانیان دورۀ قاجار مسائل مذهبی را در همه مجامع مطرح میساختند و روحانیان در امور خانوادگی و اجتماعی از احترام و نفوذ فوقالعادهای برخوردار بودند؛ بهگونهای که پیش از هر مراجعه به دستگاه قضایی، مردم به قرآن و فتاوای روحانیان مراجعه میکردند. پژوهشگران بر این باورند که روحانیان در این دوره، با وجود آنکه بهصراحت خواهان تصدی فرمانروایی نبودند، اما بهعنوان نهاد نظارتی بر عملکرد حکومت عمل میکردند و دولتمردان نیز به دلیل نفوذ اجتماعی و توانایی آنان در بسیج تودهها، از ایشان هراس داشتند و در بسیاری از امور، به ویژه در مواقع بحران، ناگزیر به پذیرش نظرات روحانیان بودند. بدینترتیب، در دوره قاجار، هویت دینی اگرچه همچنان بهعنوان یکی از منابع اصلی همبستگی اجتماعی باقی ماند، اما ساختار آن دچار دگرگونی شد و زمینههای تحولات بعدی از جمله جنبشهای عدالتخواهانه و نهضت مشروطه را نیز تحت تأثیر خود قرار داد.<ref>[https://www.rjnsq.ir/article_96739_c3bfe1482f41063ec17701dbfab7167f.pdf هاشمی و ایمانی خوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲.]</ref> | ||
===در رفتار شاهان=== | |||
===احیای فقه سیاسی شیعه=== | |||
[[پرونده:قاجاریه۱.jpg|جایگزین=میرزا حبیبالله رشتی از فقهای شیعه و از مجتهدین صاحب نام عصر ناصری|بندانگشتی|میرزا حبیبالله رشتی از فقهای شیعه و از مجتهدین صاحب نام عصر ناصری]] | |||
شاهان قاجار در مراحلی بهدلیل کسب مشروعیت و مقبولیت سیاسی و ملی به همکاری با علمای [[دین]] روی آوردند و تا حدی به علما مجالی برای حضور در عرصهٔ سیاست و فرهنگ دادند؛ به همیندلیل [[فقه اسلامی|فقه]] سیاسی [[شیعه]] در جامعه بار دیگر از سوی علما مطرح شد. علمای دین نیز با هدف صیانت از دین و حمایت عملی از مردم، در حوزهٔ فرهنگ دینی و حاکمیت سبک زندگی مؤمنانه فعال شدند و به امور و شعائر مذهبی در جامعه، توجه کاملی داشتند.<ref>شریفی شکوه، «وضعیت فکری و فرهنگی ایران در عصر قاجار»، 1397ش، ص128-129.</ref> | |||
=== دین و معنویت === | |||
==== در رفتار شاهان ==== | |||
شاهان قاجار ابتدا به [[دین]] اسلام، مذهب [[شیعه]] و تعظیم نسبی شعایر دینی توجه داشتند و به نظر محققان یکی از دلایل استحکام و عمر بهنسبت طولانی این سلسله در این تنسک دینی است. بیشتر شاهان قاجار با علما رابطهٔ خوبی داشتند. مبارزه با مذهب ساختگی بابیت و توجه به احکام اسلامی و احترام به آیینهای مذهبی از جمله [[روضهخوانی]] در ایام [[ماه محرم|محرم]] یا [[زیارت]] عتبات عالیات و بارگاه امامزداگان از موضوعاتی بود که باعث شد مردم متدین و اکثریت روحانیت شیعه بهجز در مواقع خاص مانند نهضت تنباکو و مشروطیت، مخالفت آشکاری با آنها نداشته باشند؛ اما براساس شواهد تاریخی به مرور زمان هر اندازه شاهان از دینداری و معنویت فاصله گرفتند، مردم نیز در مقابل، از دستگاه حاکمه تنفر پیدا کردند و ناکارآمدی دربار بیشتر شد.<ref>دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، 1401ش، ص204-205.</ref> | شاهان قاجار ابتدا به [[دین]] اسلام، مذهب [[شیعه]] و تعظیم نسبی شعایر دینی توجه داشتند و به نظر محققان یکی از دلایل استحکام و عمر بهنسبت طولانی این سلسله در این تنسک دینی است. بیشتر شاهان قاجار با علما رابطهٔ خوبی داشتند. مبارزه با مذهب ساختگی بابیت و توجه به احکام اسلامی و احترام به آیینهای مذهبی از جمله [[روضهخوانی]] در ایام [[ماه محرم|محرم]] یا [[زیارت]] عتبات عالیات و بارگاه امامزداگان از موضوعاتی بود که باعث شد مردم متدین و اکثریت روحانیت شیعه بهجز در مواقع خاص مانند نهضت تنباکو و مشروطیت، مخالفت آشکاری با آنها نداشته باشند؛ اما براساس شواهد تاریخی به مرور زمان هر اندازه شاهان از دینداری و معنویت فاصله گرفتند، مردم نیز در مقابل، از دستگاه حاکمه تنفر پیدا کردند و ناکارآمدی دربار بیشتر شد.<ref>دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، 1401ش، ص204-205.</ref> | ||
===در فرهنگ عمومی=== | ==== در فرهنگ عمومی ==== | ||
آموزههای اسلام و مذهب تشیع، زیربنای اعتقادی و رفتاری اکثر مردم ایران را شکل میداد. اساس معتقدات دینی بر پرهیزکاری استوار بود و بهطور کلی زمینهٔ مساعد و مفیدی برای پرورش فضایل اخلاقی جامعه وجود داشت. البته برخی از خرافات نیز بهعنوان آموزههای دینی توسط افراد سودجو مانند [[دعا]] نوشتن روی [[تخممرغ]] و آویختن طلسم حاوی آیات [[قرآن]] از گردن [[کودک]] ترویج میشد. همچنین اعتقاد به جادو با جلوههای گوناگون آن رایح بود. | آموزههای اسلام و مذهب تشیع، زیربنای اعتقادی و رفتاری اکثر مردم ایران را شکل میداد. اساس معتقدات دینی بر پرهیزکاری استوار بود و بهطور کلی زمینهٔ مساعد و مفیدی برای پرورش فضایل اخلاقی جامعه وجود داشت. البته برخی از خرافات نیز بهعنوان آموزههای دینی توسط افراد سودجو مانند [[دعا]] نوشتن روی [[تخممرغ]] و آویختن طلسم حاوی آیات [[قرآن]] از گردن [[کودک]] ترویج میشد. همچنین اعتقاد به جادو با جلوههای گوناگون آن رایح بود. | ||
| خط ۱۰۹: | خط ۱۱۱: | ||
قسمتی از این معتقدات بهصورت شعائر مذهبی در جامعه رایج بود که از مهمترین آنها [[روضهخوانی]]، [[تعزیهخوانی|شبیهخوانی]]، تعزیهگردانی و آیینهای سوگواری در ایام محرم، [[شب قدر|شبهای قدر]] و رحلت پیامبر در ۲۸ صفر بود. مراسم [[عاشورا]] در ذهن جامعهٔ ایرانی آن روز چنان رسوخ یافته بود که روستایی و شهری، پیر و جوان، زن و مرد، فقیر و غنی و حتی پادشاه وقت در اقامهٔ مراسم [[عزاداری]] محرم شرکت میکردند و طنین اینگونه مراسمهای مذهبی، همبستگی معنوی و روحی اکثریت جامعهٔ ایرانی را آشکارا استحکام میبخشید.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص357-358.</ref> | قسمتی از این معتقدات بهصورت شعائر مذهبی در جامعه رایج بود که از مهمترین آنها [[روضهخوانی]]، [[تعزیهخوانی|شبیهخوانی]]، تعزیهگردانی و آیینهای سوگواری در ایام محرم، [[شب قدر|شبهای قدر]] و رحلت پیامبر در ۲۸ صفر بود. مراسم [[عاشورا]] در ذهن جامعهٔ ایرانی آن روز چنان رسوخ یافته بود که روستایی و شهری، پیر و جوان، زن و مرد، فقیر و غنی و حتی پادشاه وقت در اقامهٔ مراسم [[عزاداری]] محرم شرکت میکردند و طنین اینگونه مراسمهای مذهبی، همبستگی معنوی و روحی اکثریت جامعهٔ ایرانی را آشکارا استحکام میبخشید.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص357-358.</ref> | ||
== | ===اخلاق و تربیت اسلامی=== | ||
محققان، دورهٔ قاجاریه را از نظر [[اخلاق]] و تربیت، بهدلیل حاکمیت شریعت و احکام دینی، خوب توصیف کرده و معتقدند که وجود بسیاری از صفات پسندیده در میان اکثریت مردم نتیجهٔ مستقیم رسوخ عقاید مذهبی و وجود مکتب خاص تعلیم و تربیت دینی بود. [[تربیت]] خانوادگی، براساس آشناساختن کودکان به تکالیف شرعی و اجرای دستورهای مذهبی و انجام عبادات و حفظ طهارت و [[عفت]] عمومی و گریز از مناهی مانند شرابخواری، قمار و زنا استوار بود. خانوادهها میکوشیدند که کودکان و جوانان را از سقوط اخلاقی محفوظ بدارند و به همین منظور، والدین به محض رسیدن پسران و دختران به سن بلوغ و رشد جسمانی آنها را به [[ازدواج]] تشویق میکردند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص354.</ref> | محققان، دورهٔ قاجاریه را از نظر [[اخلاق]] و تربیت، بهدلیل حاکمیت شریعت و احکام دینی، خوب توصیف کرده و معتقدند که وجود بسیاری از صفات پسندیده در میان اکثریت مردم نتیجهٔ مستقیم رسوخ عقاید مذهبی و وجود مکتب خاص تعلیم و تربیت دینی بود. [[تربیت]] خانوادگی، براساس آشناساختن کودکان به تکالیف شرعی و اجرای دستورهای مذهبی و انجام عبادات و حفظ طهارت و [[عفت]] عمومی و گریز از مناهی مانند شرابخواری، قمار و زنا استوار بود. خانوادهها میکوشیدند که کودکان و جوانان را از سقوط اخلاقی محفوظ بدارند و به همین منظور، والدین به محض رسیدن پسران و دختران به سن بلوغ و رشد جسمانی آنها را به [[ازدواج]] تشویق میکردند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص354.</ref> | ||
== ساختار اقتصادی == | == ساختار اقتصادی == | ||
| خط ۱۵۴: | خط ۱۴۲: | ||
وسایل نقلیه عبارت بود از گاریهای چهارچرخ که برای حمل مالالتجاره و محصولات پستی به کار برده میشد. مسافرین نیز در فواصل کوتاه از گاری برای [[مسافرت]] استفاده میکردند. چارپایان مانند قاطر، [[شتر]] و الاغ در هر شهر به اقتضای وضع بازار به تعداد کافی در دسترس بازرگانان بود. «ماکریها» یعنی دارندگان چارپایان مخصوص حمل و نقل، با نرخ معین کالای تجاری را از شهری به شهر دیگر میبردند. به دلیل دوری آبادیها و شهرها از یکدیگر، راهها بهصورت معمول ناامن بود و بههمین دلیل مکاریها برای حفظ اموال و امانات مردم عدهای مسلح با کاروان خود همراه میکردند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378-380.</ref> | وسایل نقلیه عبارت بود از گاریهای چهارچرخ که برای حمل مالالتجاره و محصولات پستی به کار برده میشد. مسافرین نیز در فواصل کوتاه از گاری برای [[مسافرت]] استفاده میکردند. چارپایان مانند قاطر، [[شتر]] و الاغ در هر شهر به اقتضای وضع بازار به تعداد کافی در دسترس بازرگانان بود. «ماکریها» یعنی دارندگان چارپایان مخصوص حمل و نقل، با نرخ معین کالای تجاری را از شهری به شهر دیگر میبردند. به دلیل دوری آبادیها و شهرها از یکدیگر، راهها بهصورت معمول ناامن بود و بههمین دلیل مکاریها برای حفظ اموال و امانات مردم عدهای مسلح با کاروان خود همراه میکردند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378-380.</ref> | ||
== | == تعلیم و تربیت و علوم == | ||
===آموزش سنتی=== | |||
در دوران قاجار، سیستم آموزشی امروزی وجود نداشت و بعد از محیط خانه، نهادهای دینی مانند [[مسجد]] و فعالیت روحانیت به عنوان سرمایهٔ جمعی نقش مهمی در تربیت عمومی و فرهنگ مذهبی داشت. والدین علاوهبر این که خود به انجام فرایض دینی اهتمام میورزیدند و برای ادای [[نماز]] و شنیدن و پندواندرز دینی به مسجد میرفتند، فرزندان خود را نیز از ۵ سالگی به مسجد میبردند. در مسجد مردم با تربیت عمومی و اجتماعی، احکام و احادیث و اخبار مذهبی آشنا میشدند. عالمان دینی، فضایل اخلاقی، صفات و ملکات پسندیده را ترویج میکردند. بر اثر فعالیت مراکز مذهبی و تربیت اخلاقی، روحیهٔ همکاری و مواسات اسلامی وجهه همت اکثریت مردم بود.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.</ref> | |||
===روابط علمی با غرب=== | ===روابط علمی با غرب=== | ||
حاکمان قاجاری برای جبران شکستهای پیدرپی، نابسامانی و عقبماندگی در این دوره، علاوهبر تماسهای سیاسی، مراودههای علمی را میان [[ایران]] و اروپا تشدید کردند و از این طریق راههایی را بهمنظور آشنایی ایرانیان با عناصر تمدنی و علوم غرب ایجاد کردند که اعزام هیئتهای مستشاری نظامی به ایران و اعزام محصلین ایرانی به اروپا را میتوان از جمله راههای انتقال علوم جدید دانست؛ اما بر خلاف تصور، این کار سبب پیشرفت علمی نشد.<ref>اکبری وشناسی آذری، «نخستین آشناییهای ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، 1388ش، ص28.</ref> | حاکمان قاجاری برای جبران شکستهای پیدرپی، نابسامانی و عقبماندگی در این دوره، علاوهبر تماسهای سیاسی، مراودههای علمی را میان [[ایران]] و اروپا تشدید کردند و از این طریق راههایی را بهمنظور آشنایی ایرانیان با عناصر تمدنی و علوم غرب ایجاد کردند که اعزام هیئتهای مستشاری نظامی به ایران و اعزام محصلین ایرانی به اروپا را میتوان از جمله راههای انتقال علوم جدید دانست؛ اما بر خلاف تصور، این کار سبب پیشرفت علمی نشد.<ref>اکبری وشناسی آذری، «نخستین آشناییهای ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، 1388ش، ص28.</ref> | ||