جز ویکی سازی |
جز ویکی سازی و تمیزکاری |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
در زمان سلجوقیان دو جاده برای تجارت بینالمللی احداث شد، جادۀ اولی مسیر شمال- جنوب بود و از طبس به جیرفت و سواحل [[دریای خزر]] کاروانهای تجاری را انتقال میداد. جادۀ دوم در مسیر جادۀ ابریشم قرار داشت و به نحوی شرق- غرب بود که از طبس به [[کرمان (شهر)|کرمان]]، اصفهان، آذربایجان، منطقۀ ولگا و آناتولی متصل بود.<ref> خلیفه، «سلجوقیان؛ اوضاع اقتصادی و اجتماعی»، بیتا، ص162.</ref> همچنین بعد از انتقال پایتخت از ری به اصفهان در دورۀ ملکشاه و اتخاذ تدابیر اقتصادی چون اصلاح امور مالیاتی، رشد زراعت و دامداری، حمایت از پیشهها و صنایع، ایجاد کاروانسراهای متعدد، اصلاح قوانین گمرکی و سرازیر شدن مالیات از سراسر قلمرو، اصفهان از نظر اقتصادی و رفاه رشد چشمگیری یافت.<ref> زمانی و علیزادهمقدم، «بررسی وضعیت اقتصادی اصفهان در دورۀ سلجوقی»، 1396ش، ص150.</ref> | در زمان سلجوقیان دو جاده برای تجارت بینالمللی احداث شد، جادۀ اولی مسیر شمال- جنوب بود و از طبس به جیرفت و سواحل [[دریای خزر]] کاروانهای تجاری را انتقال میداد. جادۀ دوم در مسیر جادۀ ابریشم قرار داشت و به نحوی شرق- غرب بود که از طبس به [[کرمان (شهر)|کرمان]]، اصفهان، آذربایجان، منطقۀ ولگا و آناتولی متصل بود.<ref> خلیفه، «سلجوقیان؛ اوضاع اقتصادی و اجتماعی»، بیتا، ص162.</ref> همچنین بعد از انتقال پایتخت از ری به اصفهان در دورۀ ملکشاه و اتخاذ تدابیر اقتصادی چون اصلاح امور مالیاتی، رشد زراعت و دامداری، حمایت از پیشهها و صنایع، ایجاد کاروانسراهای متعدد، اصلاح قوانین گمرکی و سرازیر شدن مالیات از سراسر قلمرو، اصفهان از نظر اقتصادی و رفاه رشد چشمگیری یافت.<ref> زمانی و علیزادهمقدم، «بررسی وضعیت اقتصادی اصفهان در دورۀ سلجوقی»، 1396ش، ص150.</ref> | ||
==سیاست== | ==سیاست== | ||
=== | ===دوران اقتدار=== | ||
سلجوقیان که در ماوراءالنهر برای بهدست آوردن چراگاه مناسب کوچیده بودند، ابتدا در اندیشۀ سیاست نبودند، اما همگام با تحولات محیطی در وادی سیاست افتادند و بهدلیل عصبیت خاص قبیلهای که مایۀ وحدت آنان بود و توانایی جنگی و همچنین جمعیت فراوان، به قدرت و حکومت دست یافتند.<ref> الهامی و دادور آلانق، «مدیریت ایدئولوژیک افکار عمومی در عصر سلجوقیان با تأکید بر مشروعیت»، 1395ش، ص70.</ref> اولین اقدام سلجوقیان بعد از پیروزی نظامی بر غزنویان، ارسال نامه به خلیفۀ عباسی برای کسب مشروعیت دینی بود.<ref> الهامی و دادور آلانق، «مدیریت ایدئولوژیک افکار عمومی در عصر سلجوقیان با تأکید بر مشروعیت»، 1395ش، ص77.</ref> ابتدای سلطنت سلجوقیان در سال 429ق با برتخت نشستن اولین سلطان سلجوقی طغرلبیگ در نیشابور بود و دوران سه سلطان اول سلجوقی، یعنی طغرلبیگ، آلپ ارسلان و ملکشاه اوج قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی سلجوقیان بوده است.<ref> شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، 1387ش، ص54.</ref> | سلجوقیان که در ماوراءالنهر برای بهدست آوردن چراگاه مناسب کوچیده بودند، ابتدا در اندیشۀ سیاست نبودند، اما همگام با تحولات محیطی در وادی سیاست افتادند و بهدلیل عصبیت خاص قبیلهای که مایۀ وحدت آنان بود و توانایی جنگی و همچنین جمعیت فراوان، به قدرت و حکومت دست یافتند.<ref> الهامی و دادور آلانق، «مدیریت ایدئولوژیک افکار عمومی در عصر سلجوقیان با تأکید بر مشروعیت»، 1395ش، ص70.</ref> اولین اقدام سلجوقیان بعد از پیروزی نظامی بر غزنویان، ارسال نامه به خلیفۀ عباسی برای کسب مشروعیت دینی بود.<ref> الهامی و دادور آلانق، «مدیریت ایدئولوژیک افکار عمومی در عصر سلجوقیان با تأکید بر مشروعیت»، 1395ش، ص77.</ref> ابتدای سلطنت سلجوقیان در سال 429ق با برتخت نشستن اولین سلطان سلجوقی طغرلبیگ در نیشابور بود و دوران سه سلطان اول سلجوقی، یعنی طغرلبیگ، آلپ ارسلان و ملکشاه اوج قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی سلجوقیان بوده است.<ref> شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، 1387ش، ص54.</ref> | ||
=== دوران ضعف === | === دوران ضعف === | ||
پیدایش و گسترش اتابکان، اختلافات در موضوع جانشینی بهخصوص بین فرزندان ملکشاه سلجوقی، شکلگیری دولتهای کوچک مستقل سلجوقی مثل سلجوقیان کرمان و عراق، نزاع مداوم با غزنویان، بیدادگری نسبت به مردم، تنش و نزاع با خلفای عباسی و قدرتگیری تدریجی خوارزمشاهیان در شرق از عوامل ضعف و در نهایت زوال سلجوقیان بود.<ref> سلیمی و خادممسجدی، «برررسی افول قدرت و عوامل فروپاشی سلسلۀ سلجوقیان»، 1400ش، ص135.</ref> بعد از مرگ ملکشاه، میان فرزندان او اختلاف افتاد تا اینکه سلطان سنجر در [[خراسان]] اعلام استقلال کرد و عراق را به برادرزادههای خود سپرد.<ref> «آشنایی با امپراطوری سلجوقیان؛ از آغاز تا زوال»، وبسایت بیتوته.</ref> با مرگ سلطان سنجر آخرین سلطان قدرتمند سلجوقی در خراسان، ضعف سلجوقیان شتاب گرفت.<ref> شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، 1387ش، ص54.</ref> | پیدایش و گسترش اتابکان، اختلافات در موضوع جانشینی بهخصوص بین فرزندان ملکشاه سلجوقی، شکلگیری دولتهای کوچک مستقل سلجوقی مثل سلجوقیان کرمان و عراق، نزاع مداوم با غزنویان، بیدادگری نسبت به مردم، تنش و نزاع با خلفای عباسی و قدرتگیری تدریجی خوارزمشاهیان در شرق از عوامل ضعف و در نهایت زوال سلجوقیان بود.<ref> سلیمی و خادممسجدی، «برررسی افول قدرت و عوامل فروپاشی سلسلۀ سلجوقیان»، 1400ش، ص135.</ref> بعد از مرگ ملکشاه، میان فرزندان او اختلاف افتاد تا اینکه سلطان سنجر در [[خراسان]] اعلام استقلال کرد و عراق را به برادرزادههای خود سپرد.<ref> «آشنایی با امپراطوری سلجوقیان؛ از آغاز تا زوال»، وبسایت بیتوته.</ref> با مرگ سلطان سنجر آخرین سلطان قدرتمند سلجوقی در خراسان، ضعف سلجوقیان شتاب گرفت.<ref> شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، 1387ش، ص54.</ref> | ||
=== | === دوران زوال=== | ||
سلسلۀ سلاجقه با قتل طغرل سوم در سال 590ق سقوط کرد شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، 1387ش، ص54. و جای خود را به خوارزمشاهیان داد.<ref> شرفی، «طغرل سوم سلجوقی و فروپاشی سلاجقۀ عراق»، 1385ش، ص114.</ref> سلاجقۀ کرمان که 150 سال تحت اختیار فرزندان قاورد پسر بزرگ چغریبیگ بهطور مستقل اداره میشد، در سال 580ق با تصرف کرمان به وسیلۀ ملک دینار و فرار آخرین سلطان کرمان یعنی محمدشاه منقرض شد.<ref> فخری، «سلجوقیان کرمان»، 1397ش، ص205 و 206.</ref> سلجوقیان روم که بعد از نبرد ملازگرد و فتح ازنیک در سال 467ق به وسیلۀ سلیمان بن قتلمش تأسیس شده بود،<ref> حسنزاده و طارم، «کارکرد راههای آناتولی در دورۀ سلاطین سلجوقی روم»، 1398ش، ص66.</ref> در سال 708ق با مرگ آخرین سلطان سلجوقی روم غیاثالدین مسعود دوم به پایان رسید و قلمرو آن تحت حاکمیت سلسلۀ ایلخانی درآمد.<ref> حسینی، «مناسبات سلجوقیان روم با مغولان»، 1383ش، ص25.</ref> | سلسلۀ سلاجقه با قتل طغرل سوم در سال 590ق سقوط کرد شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، 1387ش، ص54. و جای خود را به خوارزمشاهیان داد.<ref> شرفی، «طغرل سوم سلجوقی و فروپاشی سلاجقۀ عراق»، 1385ش، ص114.</ref> سلاجقۀ کرمان که 150 سال تحت اختیار فرزندان قاورد پسر بزرگ چغریبیگ بهطور مستقل اداره میشد، در سال 580ق با تصرف کرمان به وسیلۀ ملک دینار و فرار آخرین سلطان کرمان یعنی محمدشاه منقرض شد.<ref> فخری، «سلجوقیان کرمان»، 1397ش، ص205 و 206.</ref> سلجوقیان روم که بعد از نبرد ملازگرد و فتح ازنیک در سال 467ق به وسیلۀ سلیمان بن قتلمش تأسیس شده بود،<ref> حسنزاده و طارم، «کارکرد راههای آناتولی در دورۀ سلاطین سلجوقی روم»، 1398ش، ص66.</ref> در سال 708ق با مرگ آخرین سلطان سلجوقی روم غیاثالدین مسعود دوم به پایان رسید و قلمرو آن تحت حاکمیت سلسلۀ ایلخانی درآمد.<ref> حسینی، «مناسبات سلجوقیان روم با مغولان»، 1383ش، ص25.</ref> | ||
==جلوههای تمدنی== | ==جلوههای تمدنی== | ||
===1. زبان و ادبیات=== | ===1. زبان و ادبیات=== | ||