جز ویکی سازی و تمیزکاری |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
پایههای این نظام آموزشی بر مکتبخانههای سنتی استوار بوده که در [[تربیت|تربیت]] مقدماتی کودکان نقش مهم دارد. در مناطق شیعهنشین، حوزههای علمیۀ محلی و در مناطق اهلسنت، مدارس دینی با گرایشهای مختلف فعالیت داشته است. این مراکز علاوهبر آموزش علوم دینی، به ترویج معارف اسلامی و پاسخگویی به نیازهای شرعی مردم می پردازند. | پایههای این نظام آموزشی بر مکتبخانههای سنتی استوار بوده که در [[تربیت|تربیت]] مقدماتی کودکان نقش مهم دارد. در مناطق شیعهنشین، حوزههای علمیۀ محلی و در مناطق اهلسنت، مدارس دینی با گرایشهای مختلف فعالیت داشته است. این مراکز علاوهبر آموزش علوم دینی، به ترویج معارف اسلامی و پاسخگویی به نیازهای شرعی مردم می پردازند. | ||
این نظام آموزشی عامل اصلی تقویت و تدام هویت اسلامی در سراسر [[افغانستان]] بوده و از دیگر سو بهعنوان | این نظام آموزشی عامل اصلی تقویت و تدام هویت اسلامی در سراسر [[افغانستان]] بوده و از دیگر سو بهعنوان حافظ و تقویتکنندۀ هویتهای مذهبی خاص، بهویژه برای [[شیعیان]] و اهلسنت نیز عمل میکند. برای شیعیان، مدارس دینی کانونهای اصلی حفظ [[سبک زندگی]] و میراث [[اهلبیت]] بوده و برای اهلسنت، آموزههای فقهی حنفی را تداوم بخشیده است. | ||
==مفهوم آموزش علوم دینی در افغانستان== | ==مفهوم آموزش علوم دینی در افغانستان== | ||
آموزش علوم دینی در افغانستان بهعنوان یک نظام آموزشی ریشهدار و خودجوش، فرآیند نظاممندی برای تربیت عالمان، مبلغان، مدرسان و کارشناسان دینی محسوب میشود که هدف اصلی آن تأمین نیازهای معنوی جامعه و ترویج معارف اسلامی است. این نظام آموزشی که بهطور عمده بر پایۀ مشارکتهای مردمی و وجوهات شرعی استوار است، شامل انتقال دانشهای پایهای مانند آموزش قرآن کریم، [[فقه اسلامی|فقه]]، حدیث، | آموزش علوم دینی در افغانستان بهعنوان یک نظام آموزشی ریشهدار و خودجوش، فرآیند نظاممندی برای تربیت عالمان، مبلغان، مدرسان و کارشناسان دینی محسوب میشود که هدف اصلی آن تأمین نیازهای معنوی جامعه و ترویج معارف اسلامی است. این نظام آموزشی که بهطور عمده بر پایۀ مشارکتهای مردمی و وجوهات شرعی استوار است، شامل انتقال دانشهای پایهای مانند آموزش قرآن کریم، [[فقه اسلامی|فقه]]، حدیث، [[تفسیر قرآن|تفسیر]]، اصول عقاید و اخلاق اسلامی میشود و در قالب نهادهای مختلفی از جمله [[مکتبخانه|مکتبخانههای]] سنتی، مدارس دینی محلی، [[حوزه علمیه|حوزههای علمیه]] و مراکز آموزشی خارج از کشور سازمان یافته است. ویژگی این نظام آموزشی، تلفیق سنتهای بومی آموزش دینی با تأثیرپذیری از مراکز علمی جهان اسلام مانند حوزه علمیه نجف، [[حوزه علمیه قم]] (برای شیعیان)، دیوبند، الازهر، برخی مدارس پاکستان و عربستان (برای اهلسنت) است که در چارچوب حفظ هویتهای مذهبی خاص شیعی و سنی توسعه یافته و علاوهبر کارکردهای آموزشی، نقش مهمی در حفظ [[همبستگی اجتماعی]]، تقویت ارزشهای دینی و پاسخگویی به مسائل شرعی جامعه ایفا میکند.<ref name=":0"> معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، 1397ش، ص6.</ref> | ||
==تاریخچه آموزش علوم دینی در افغانستان == | ==تاریخچه آموزش علوم دینی در افغانستان == | ||
پس از گسترش اسلام در خراسان | پس از گسترش اسلام در [[خراسان]] که افغانستان در آن زمان جزو آن بود، نظام آموزش دینی این سرزمین با تأسیس مدارس و مکاتب متعدد به شکوفایی رسید و شخصیتهای علمی و دینی بزرگی را پرورش داد. این نظام آموزشی جامع، علاوه بر علوم شرعی، شامل علوم تجربی مانند نجوم، طب، ریاضیات و فلسفه نیز میشد. | ||
در عصر سامانیان، مراکز علمی [[بلخ]] و [[بخارا]] که هویت دینی داشت، دانشمندانی چون [[ابوریحان بیرونی]] (نجوم و ریاضی)، [[ابنسینا]] (طب و فلسفه)، [[فارابی|ابونصر فارابی]] (فلسفه) و ابوزید بلخی (جغرافیا و علوم عقلی) را پرورش داد که نشاندهندۀ تلفیق عمیق علوم دینی و تجربی در این مدارس بود. غزنویان با تأسیس هزاران مدرسه، اگرچه بر علوم اسلامی تأکید داشتند، اما دانشمندان متخصص در چند رشته مانند [[ابوالفضل بیهقی]] (تاریخنگاری) و بیرونی را تربیت کرد. | در عصر سامانیان، مراکز علمی [[بلخ]] و [[بخارا]] که هویت دینی داشت، دانشمندانی چون [[ابوریحان بیرونی]] (نجوم و ریاضی)، [[ابنسینا]] (طب و فلسفه)، [[فارابی|ابونصر فارابی]] (فلسفه) و ابوزید بلخی (جغرافیا و علوم عقلی) را پرورش داد که نشاندهندۀ تلفیق عمیق علوم دینی و تجربی در این مدارس بود. غزنویان با تأسیس هزاران مدرسه، اگرچه بر علوم اسلامی تأکید داشتند، اما دانشمندان متخصص در چند رشته مانند [[ابوالفضل بیهقی]] (تاریخنگاری) و بیرونی را تربیت کرد. | ||
در دورۀ [[تیموریان]]، مدارسی چون نظامیۀ [[هرات]]، مدرسۀ [[خواجه عبدالله انصاری]] و مدرسه سلطانیه به مراکز علمی جامعی تبدیل شد که در کنار [[فقه اسلامی|فقه]] و تفسیر، علوم طبیعی نیز تدریس میشد. کتابخانههای بزرگ مانند کتابخانۀ احمدمیرزا و کتابخانه [[امیر علیشیر نوایی|امیرعلی شیرنوایی]] با گنجینههای علمی خود، این رویکرد چندرشتهای را تقویت میکرد. این سنت آموزشی که در آن عالمان دینی همزمان در علوم تجربی تبحر داشتند، باعث ظهور چهرههای جهانی مانند ابنسینا شد که هم فقیه بود و هم | در دورۀ [[تیموریان]]، مدارسی چون نظامیۀ [[هرات]]، مدرسۀ [[خواجه عبدالله انصاری]] و مدرسه سلطانیه به مراکز علمی جامعی تبدیل شد که در کنار [[فقه اسلامی|فقه]] و تفسیر، علوم طبیعی نیز تدریس میشد. [[کتابخانه|کتابخانههای]] بزرگ مانند کتابخانۀ احمدمیرزا و کتابخانه [[امیر علیشیر نوایی|امیرعلی شیرنوایی]] با گنجینههای علمی خود، این رویکرد چندرشتهای را تقویت میکرد. این سنت آموزشی که در آن عالمان دینی همزمان در علوم تجربی تبحر داشتند، باعث ظهور چهرههای جهانی مانند ابنسینا شد که هم فقیه بود و هم پزشک برجسته، یا ابوریحان بیرونی که هم منجم بود و هم متخصص در علوم دینی. این رویکرد یکپارچه به آموزش، میراث ماندگار [[تمدن اسلامی]] در افغانستان را شکل داد که در آن تعالیم دینی نه تنها مانع رشد علوم تجربی نبود، بلکه مشوق آن به شمار میرفت.<ref>اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص171-175.</ref> | ||
به گواهی تاریخ، اوﻟﯿﻦ آموزشگاه [[شیعه|شیعی]] را ﺿﺤﺎک ﺑﻦ ﻣﺰاﺣﻢ ﺑﻠﺨﯽ، از ﺷﺎﮔﺮدان [[امام علی بن الحسین|اﻣﺎم ﺳﺠﺎد]]، در بلخ تأسیس ﮐﺮد ﮐﻪ در آن ﺣـﺪود ۳ هـﺰار ﭘﺴـﺮ و ۷۰۰ دﺧﺘﺮ آموزش میدیدند.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، 1383ش، ص454. </ref> برخی تأسیس اولین [[مدرسه|مدرسۀ]] دینی دولتی برای اهلسنت را به اواخر قرن نوزدهم و عبدالرحمان خان در [[کابل|کابل]] نسبت میدهند. برخی نیز آغاز آموزش دولتی دینی را به امیر شیرعلی خان و [[سید جمال الدین|سید جمالالدین]] مرتبط میدانند.<ref>ندیشمند، معارف عصری افغانستان، 1389ش، ص7؛ رشتیا، افغانستان در قرن نوزده، 1389ش، ص271؛ ضیایی، تاریخ حوزههای علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص196؛ شیرازی، «ساختار دیوبندیه در شبهقارۀ هند»، مجلۀ مطالعات راهبردی جهان اسلام، از ص161.</ref> پیش از ۱۹۴۷م، طلاب اهلسنت به هند و شیعیان به نجف و [[حوزه علمیه قم|قم]] میرفتند.<ref>معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، 1397ش، ص8.</ref> | به گواهی تاریخ، اوﻟﯿﻦ آموزشگاه [[شیعه|شیعی]] را ﺿﺤﺎک ﺑﻦ ﻣﺰاﺣﻢ ﺑﻠﺨﯽ، از ﺷﺎﮔﺮدان [[امام علی بن الحسین|اﻣﺎم ﺳﺠﺎد]]، در بلخ تأسیس ﮐﺮد ﮐﻪ در آن ﺣـﺪود ۳ هـﺰار ﭘﺴـﺮ و ۷۰۰ دﺧﺘﺮ آموزش میدیدند.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، 1383ش، ص454. </ref> برخی تأسیس اولین [[مدرسه|مدرسۀ]] دینی دولتی برای اهلسنت را به اواخر قرن نوزدهم و عبدالرحمان خان در [[کابل|کابل]] نسبت میدهند. برخی نیز آغاز آموزش دولتی دینی را به امیر شیرعلی خان و [[سید جمال الدین|سید جمالالدین]] مرتبط میدانند.<ref>ندیشمند، معارف عصری افغانستان، 1389ش، ص7؛ رشتیا، افغانستان در قرن نوزده، 1389ش، ص271؛ ضیایی، تاریخ حوزههای علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص196؛ شیرازی، «ساختار دیوبندیه در شبهقارۀ هند»، مجلۀ مطالعات راهبردی جهان اسلام، از ص161.</ref> پیش از ۱۹۴۷م، طلاب اهلسنت به هند و شیعیان به نجف و [[حوزه علمیه قم|قم]] میرفتند.<ref>معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، 1397ش، ص8.</ref> | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
==مدارس علوم دینی== | ==مدارس علوم دینی== | ||
در افغانستان مدارس علوم دینی از ارکان اصلی نظام آموزش علوم دینی است و به سه گروه اصلی تقسیم میشوند: | در افغانستان مدارس علوم دینی از ارکان اصلی نظام آموزش علوم دینی است و به سه گروه اصلی تقسیم میشوند: | ||
=== | ===مدارس دینی دولتی=== | ||
این مدارس وابسته به وزارت معارف (آموزش و پرورش) بوده و هزینۀ آنها توسط دولت تأمین میشود. برای محصلان این مدارس، مدارک رسمی صادر شده و دانشآموختگان آنها میتوانند در دانشگاهها و بهخصوص دانشکدههای شرعیات ادامۀ تحصیل بدهند و در مراکز دینی فعالیت کنند. بر اساس آمار، در ۱۳۹۷ش تعداد ۷۸۷ مدرسه، ۷۵دارالعلوم و ۱۶۳ دارالحفاظ زیر پوشش وزارت معارف فعال بودهاند و تعداد شاگردان این مدارس ۳۷۶۷۷۰ نفر بوده است. از ۱۳۸۱ش این مدارس شامل پیروان مذهب جعفری نیز شده و در مناطق شیعهنشین دروس و محصلان آن به پیروان مذهب [[شیعه|شیعه]] اختصاص یافته است.<ref>معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص12-13، 20 و 45. </ref> | این مدارس وابسته به وزارت معارف (آموزش و پرورش) بوده و هزینۀ آنها توسط دولت تأمین میشود. برای محصلان این مدارس، مدارک رسمی صادر شده و دانشآموختگان آنها میتوانند در دانشگاهها و بهخصوص دانشکدههای شرعیات ادامۀ تحصیل بدهند و در مراکز دینی فعالیت کنند. بر اساس آمار، در ۱۳۹۷ش تعداد ۷۸۷ مدرسه، ۷۵دارالعلوم و ۱۶۳ دارالحفاظ زیر پوشش وزارت معارف فعال بودهاند و تعداد شاگردان این مدارس ۳۷۶۷۷۰ نفر بوده است. از ۱۳۸۱ش این مدارس شامل پیروان مذهب جعفری نیز شده و در مناطق شیعهنشین دروس و محصلان آن به پیروان مذهب [[شیعه|شیعه]] اختصاص یافته است.<ref>معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص12-13، 20 و 45. </ref> | ||
=== | ===مدارس دینی خصوصی=== | ||
این مدارس توسط افراد، برخی احزاب و گروهها و گاهی توسط کشورهای دیگر تأسیس شده و هیچ ارتباطی با دولت ندارند. هزینۀ این مدارس از طریق مردم، نذورات، وجوهات شرعیه و موارد مشابه تأمین میشود. بیشتر مدارس موجود در افغانستان ماهیت خصوصی دارد که آمار دقیقی از تعداد آنها وجود ندارد. برخی معتقدند در ۱۳۹۷ش حدود ۱۲ هزار مدرسۀ خصوصی در کشور فعال بوده است.<ref> معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص10.</ref> مدارس علوم دینی شیعیان، مدارس خصوصی مستقل بهحساب میآیند.<ref>ضیایی، تاریخ حوزههای علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص196.</ref> | این مدارس توسط افراد، برخی احزاب و گروهها و گاهی توسط کشورهای دیگر تأسیس شده و هیچ ارتباطی با دولت ندارند. هزینۀ این مدارس از طریق مردم، نذورات، وجوهات شرعیه و موارد مشابه تأمین میشود. بیشتر مدارس موجود در افغانستان ماهیت خصوصی دارد که آمار دقیقی از تعداد آنها وجود ندارد. برخی معتقدند در ۱۳۹۷ش حدود ۱۲ هزار مدرسۀ خصوصی در کشور فعال بوده است.<ref> معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص10.</ref> مدارس علوم دینی شیعیان، مدارس خصوصی مستقل بهحساب میآیند.<ref>ضیایی، تاریخ حوزههای علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص196.</ref> | ||
=== | ===مدارس دینی نیمهخصوصی=== | ||
این مدارس در وزارت معارف ثبت شده و از آن وزارت مجوز فعالیت دریافت میکنند. این مدارس در نصاب درسی خود تا حد زیادی تابع برنامههای دولتی بوده ولی در امور مالی، اداری، مدیریت، اساتید و جذب محصل آزاد عمل میکنند. تعداد دقیق این نوع مدارس مشخص نیست.<ref>معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص15.</ref> | این مدارس در وزارت معارف ثبت شده و از آن وزارت مجوز فعالیت دریافت میکنند. این مدارس در نصاب درسی خود تا حد زیادی تابع برنامههای دولتی بوده ولی در امور مالی، اداری، مدیریت، اساتید و جذب محصل آزاد عمل میکنند. تعداد دقیق این نوع مدارس مشخص نیست.<ref>معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص15.</ref> | ||
==دانشکدههای شرعیات== | ==دانشکدههای شرعیات== | ||
دانشکدۀ شرعیاتِ | دانشکدۀ شرعیاتِ [[تحصیلات عالی افغانستان|دانشگاه کابل]] از مهمترین آموزشگاههای علوم دینی در افغانستان است. این دانشکده در ۱۳۳۰ش بهعنوان اولین مرکز تعلیمات علوم شرعی و قانونی و پنجمین دانشکده در دانشگاه کابل ایجاد شد. هـدف از تأسیس این دانشکده فراهمآوری زمینههای تحصیل و تحقیق در عرصۀ علوم شرعی و قانونی و [[تربیت|تربیت]] کادر برای ادارات قضایی از قبیل قاضی، څارنوالی (دادگستری)، وکالت دعاوی و کادرهای علوم شرعی برای دانشگاهها، مدارس دینی و مکاتب بوده است. دانشکدۀ شرعیات دارای پنج دپارتمان (گروه علمی) شامل [[تفسیر قرآن|تفسیر]] و [[علوم قرآن]]؛ فقه و اصول فقه؛ تعلیمات اسلامی؛ عقیده و فلسفه و ثقافت (فرهنگ) اسلامی، است.<ref>[https://ku.edu.af/dr «وضعیت فعلی پوهنځی»، وبسایت دانشگاه کابل؛ «تعداد محصلين» وبسایت دانشگاه کابل؛ «درباره پوهنځی»، وبسایت دانشگاه کابل.]</ref> اغلب دانشگاههای ولایتی و دانشگاههای خصوصی نیز دارای دانشکدۀ شرعیات هستند.<ref>«دانشکده شرعیات و علوم اسلامی»، وبسایت دانشگاه جامی؛ «دانشکده شرعیات»، وبسایت موسسۀ تحصیلات عالی اشراق؛ «شرعیات و علوم اسلامی»، وبسایت دانشگاه هرات؛ «دانشکدۀ شرعیات»، وبسایت دانشگاه بلخ.</ref> | ||
==آموزشگاههای خارج از کشور== | ==آموزشگاههای خارج از کشور== | ||
در کنار نظام آموزشی داخلی، برخی از شهروندان افغانستانی برای تحصیل علوم دینی به مراکز آموزش دینی خارج از کشور مراجعه میکنند. این مراکز آموزشی کشورهای اسلامی با ارائه برنامههای تحصیلی متنوع، فرصتهایی برای دانشجویان افغانستانی ایجاد میکنند:<ref>شیرازی، «ساختار دیوبندیه در شبهقارۀ هند»، مجلۀ مطالعات راهبردی جهان اسلام، ص169.</ref> | در کنار نظام آموزشی داخلی، برخی از شهروندان افغانستانی برای تحصیل علوم دینی به مراکز آموزش دینی خارج از کشور مراجعه میکنند. این مراکز آموزشی کشورهای اسلامی با ارائه برنامههای تحصیلی متنوع، فرصتهایی برای دانشجویان افغانستانی ایجاد میکنند:<ref>شیرازی، «ساختار دیوبندیه در شبهقارۀ هند»، مجلۀ مطالعات راهبردی جهان اسلام، ص169.</ref> | ||
'''عربستان:''' عربستان سعودی با داشتن امکانات فراوان و نگاه به آینده دانشجویان زیادی از افغانستان جذب کرده و در چندین دانشگاه مهم خود از جمله دانشگاه امالقری، دانشگاه اسلامی مدینه و دانشگاه اسلامی امام محمدبن سعود آموزش میدهد. دانشگاههای این کشور با دادن بورسیه به جوانان افغانستان، موفقیتهایی در ترویج تفکر وهابی به دست آورده است که از جملۀ آنها حضور فارغالتحصیلان آنها در دانشگاههای افغانستان در دورۀ جمهوری سلامی افغانستان بوده است.<ref>«آشنایی با دانشگاه اسلامی مدینه»، مجلۀ دین پژوهان، 1381ش. ص145.</ref> | |||
عربستان سعودی با داشتن امکانات فراوان و نگاه به آینده دانشجویان زیادی از افغانستان جذب کرده و در چندین دانشگاه مهم خود از جمله دانشگاه امالقری، دانشگاه اسلامی مدینه و دانشگاه اسلامی امام محمدبن سعود آموزش میدهد. دانشگاههای این کشور با دادن بورسیه به جوانان افغانستان، موفقیتهایی در ترویج تفکر وهابی به دست آورده است که از جملۀ آنها حضور فارغالتحصیلان آنها در دانشگاههای افغانستان در دورۀ جمهوری سلامی افغانستان بوده است.<ref>«آشنایی با دانشگاه اسلامی مدینه»، مجلۀ دین پژوهان، 1381ش. ص145. | |||
'''پاکستان:''' پاکستان بهدلیل داشتن مرزهای طولانی و مشترکات فرهنگی با پشتونهای افغانستان از گذشتههای دور مرکز توجه علاقهمندان به علوم اسلامی بوده است. در دورۀ جهاد مردم افغانستان با ارتش متجاوز شوری با [[مهاجرت|مهاجرت]] گستردۀ مردم به آن کشور این امر شدت یافت و هزاران [[جوانی|جوان]] و [[نوجوانی|نوجوان]] اهلسنت افغانستانی در مدارس دینی آن کشور جذب شده و تحت تعالیم مدارسی همانند دارالعلوم حقانی، جامعةالعلوم الاسلامیه، جامعه اشرفیه لاهور و مدارس اهلحدیث، با رویکرد سلفیگری آشنا شده و موجب تحولات مهمی در افغانستان شدند. محصول این مدارس گروه طالبان بود که با ظهور ناگهانی خود و تصرف کشور در ۱۳۷۵ش و برای بار دوم در ۱۴۰۰ش نقش این مراکز دینی در تحولات مهم افغاسنتان را نشان داد.<ref>اسکندری، «مدارس علوم دینی در پاکستان»، وبسایت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی.</ref> | |||
'''هند:''' هند به مفهوم شبهجزیره تا قبل از ۱۹۴۷م مهمترین مرکز تحصیل دانشجویان علوم دینی افغانستان بود، اما بعد از تقسیم هند به سه کشور هند، پاکستان و بنگلادش جوانان افغانستان زمینۀ کمتری برای تحصیل در هند بهدست آوردند که مرکز آن دارالعلوم دیوبند است.<ref>طاووسی مسرور، «دارالعلوم دئوبند»، دانشنامه جهان اسلام، 1390ش، ج16، ص719.</ref> | |||
حوزۀ علمیۀ نجف | '''مصر:''' دانشگاه الازهر مصر، یکی از قدیمیترین و معتبرترین مراکز علمی جهان اسلام، همواره مورد توجه طلاب و دانشجویان اهلسنت افغانستانی بوده است. اما در دورۀ معاصر شمار محدودی از اتباع افغانستان موفق به تحصیل در این نهاد علمی شدهاند که از جمله برجستهترین آنان میتوان به [[برهانالدین ربانی]]، رهبر فقید جمعیت اسلامی افغانستان و عبدالرب سول سیاف یکی از هبران جهادی و رهبر حزب اتحاد اسلامی اشاره کرد. اگرچه میزان حضور دانشجویان افغان در الازهر در مقایسه با سایر مراکز علمی اسلامی کمتر بوده، اما تأثیرگذاری دانشآموختگان این مرکز علمی در تحولات فکری و سیاسی افغانستان قابل توجه بوده است.<ref>[https://ofoghandisha.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C/%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C/%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-1/ «اخوانالمسلمین در افغانستان»، وبسایت افق حوزه.] </ref> | ||
'''آسیای میانه:''' آسیای میانه و بهخصوص [[بخارا|بخارا]] در قرون گذشته از قطبهای تحصیلی مردم افغانستان و بهخصوص مردم شمال کشور بود، اما در قرن اخیر و با توجه به تحولات مربوط به شوروی و ضعیفشدن مراکز دینی کشورهای آسیای میانه، زمینۀ [[مهاجرت]] طلاب علوم دینی افغانستان برای تحصیل در آن کشورها از بین رفته است.<ref>معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص9.</ref> | |||
'''ایران:''' ایران از گذشتههای دور محل رجوع شیعیان افغانستان برای تحصیل علوم دینی بوده و این توجه بعد از پیروزی [[انقلاب اسلامی]] گسترش یافته است. جدا از دانشگاههای ایران که دارای رشتههای علوم دینی و معارف اسلامی هستند، حوزههای علمیه سراسر ایران بهویژه قم و [[مشهد]] نقش زیادی در [[تربیت]] جوانان [[شیعه|شیعه]] داشته و به این طریق در حوزههای گوناگون علوم اسلامی شخصیتهای برجستهای آموزش داده است. این شخصیتها نیز توانستهاند در فرهنگ، سیاست، ادبیات، اجتماع و دانشگاههای افغانستان نقشآفرین باشند.<ref>کاظمی، حوزۀ علمیه نجف و قم و نقش آن در تاریخ معاصر افغانستان، 1401ش، ص51.</ref> در ایران مدارس اهلسنت نیز بهخصوص در [[سیستان]] و بلوچستان و [[خراسان]] اقدام به جذب جوانان اهلسنت افغانستان کرده و در طول سالهای اخیر جامعه المصطفی العالمیه نیز در بعضی واحدهای خود چون گرگان طلاب اهلسنت را جذب نموده که برخی از دانشآموختگان این مدارس در افغانستان نقش داشته است.<ref>[https://sunnionline.us/farsi/daroruloom-zahedan «معرفی دارالعلوم زاهدان»، پایگاه رسمی اطلاعرسانی اهلسنت ایران.]</ref> | |||
'''عراق:''' عراق بهعنوان یکی از مهمترین کانونهای علمی و دینی جهان تشیع شناخته میشود. در دوران معاصر، شمار قابل توجهی از طلاب علوم دینی افغانستان این فرصت را یافتهاند که تحت نظر مراجع تقلید در این کشور به تحصیل بپردازند. دانشآموختگان حوزۀ علمیۀ نجف پس از بازگشت به [[وطن]]، نقش محوری در هدایت دینی جامعه و تأسیس مراکز علمی داشتهاند. | |||
پس از دورۀ عبدالرحمان خان، این عالمان با ایجاد مدارس علوم دینی در داخل افغانستان، بستر مناسبی برای آموزش معارف اسلامی فراهم آوردند. در سالهای اخیر نیز با احیای مجدد حوزۀ علمیۀ نجف پس از سقوط صدام حسین، طلاب افغانستانی در این مراکز علمی مشغول تحصیل شدهاند. حوزۀ علمیۀ نجف با تربیت نسلی از عالمان افغانستانی مانند [[سید سرور واعظ]]، [[سید علیاحمد حجت|سید علی احمد حجت]] و [[قربانعلی محقق کابلی]]، [[محمداسحاق فیاض]] و هاشم صالحی مدرس تأثیر عمیقی بر [[فرهنگ]] و هویت دینی شیعیان این کشور گذاشته است. این مرکز علمی با انتقال معارف اصیل اسلامی و تربیت روحانیون برجسته، در شکلگیری نظام آموزشی و تقویت بنیانهای اعتقادی جامعۀ [[شیعه|شیعۀ]] افغانستان اثرگذار بوده است.<ref>کاظمی، حوزۀ علمیه نجف و قم و نقش آن در تاریخ معاصر افغانستان، 1401ش، ص98. </ref> | |||
==مواد و منابع آموزش دینی در افغانستان== | ==مواد و منابع آموزش دینی در افغانستان== | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۵: | ||
==رابطه زبان فارسی و آموزش دینی در افغانستان== | ==رابطه زبان فارسی و آموزش دینی در افغانستان== | ||
رابطۀ زبان فارسی و آموزش دینی در افغانستان تا اوایل قرن بیستم رابطۀ دوسویه در تقویت همدیگر بوده است. از طرفی مدارس دینی با تدریس متون کلاسیک فارسی مانند بوستان و گلستان سعدی، | رابطۀ [[زبان فارسی]] و آموزش دینی در افغانستان تا اوایل قرن بیستم رابطۀ دوسویه در تقویت همدیگر بوده است. از طرفی مدارس دینی با تدریس متون کلاسیک فارسی مانند [[بوستان (کتاب)|بوستان]] و [[گلستان (کتاب)|گلستان]] سعدی، [[دیوان حافظ]]، مناجاتنامۀ [[پیر هرات|خواجه عبدالله انصاری]] و آثار [[سنایی|سنایی غزنوی]]، به حفظ و اشاعۀ [[زبان فارسی]] بهعنوان زبان فرهنگ، عرفان و اندیشۀ اسلامی کمک شایانی کرد.<ref>[https://amu.tv/fa/144830/ «طالبان و بحران فقر فرهنگی»، وبسایت آمو تی وی.]</ref> در گذشته، این متون بخشی جداییناپذیر از برنامههای درسی مدارس دینی بودند و طلاب علوم دینی از طریق آنها هم با معارف اسلامی آشنا میشدند و هم با ظرافتهای ادبی و فلسفی زبان فارسی. برای مثال [[سعدی شیرازی]] در [[افغانستان]] یکی از محبوبترین شاعران است و کتابهای گلستان و بوستان او، بخش عمدهای از منابع آموزشی در مدارس دینی بهویژه مکتبخانههای قدیمی در این کشور بوده است.<ref>[https://www.lisna.ir/public-library/item/2646-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%87%D8%8C-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA «نخستین شاعر ایرانی که شعرش در اروپا ترجمه شده، سعدی است»، وبسایت لیزنا.]</ref> | ||
این روند سبب شد تا زبان فارسی بهعنوان پلی میان سنتهای عرفانی و الهیات اسلامی در افغانستان تداوم یابد. از طرف دیگر زبان فارسی بهعنوان زبان رسمی مردم افغانستان و میانجی انتقال مفاهیم دینی، در ترویج، گسترش و حفظ معارف اسلامی نقش اساسی داشت اما در دوران حاکمیت استعمار انگلیس بر شبهقارۀ و راهپیداکردن طلاب اهلسنت به مدارس هندی، پاکستانی و کشورهای عربی و تغییر سیاستهای ضد فرهنگی حاکمان افغانستان، نقش زبان فارسی در مدارس دینی اهلسنت کمرنگ شد.<ref>رضایتی کیشهخاله و بسمالله، «فارسیستیزی در یک سدۀ اخیر در افغانستان»، 1401ش، ص10-15.</ref> | این روند سبب شد تا زبان فارسی بهعنوان پلی میان سنتهای عرفانی و الهیات اسلامی در افغانستان تداوم یابد. از طرف دیگر زبان فارسی بهعنوان زبان رسمی مردم افغانستان و میانجی انتقال مفاهیم دینی، در ترویج، گسترش و حفظ معارف اسلامی نقش اساسی داشت اما در دوران حاکمیت استعمار انگلیس بر شبهقارۀ هند و راهپیداکردن طلاب اهلسنت به مدارس هندی، پاکستانی و کشورهای عربی و تغییر سیاستهای ضد فرهنگی حاکمان افغانستان، نقش زبان فارسی در مدارس دینی اهلسنت کمرنگ شد.<ref>رضایتی کیشهخاله و بسمالله، «فارسیستیزی در یک سدۀ اخیر در افغانستان»، 1401ش، ص10-15.</ref> | ||
==مدارس دینی شیعیان افغانستان== | ==مدارس دینی شیعیان افغانستان== | ||
| خط ۷۸: | خط ۷۴: | ||
در دورۀ حاکمیت عبدالرحمن و سرکوب مردم [[قوم هزاره|هزاره]]، تمام مراکز مذهبی و آموزشی این مردم تخریب و چراغ علم و دانش در هزارستان خاموش شد.<ref>ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج1، ص16.</ref> پس از مرگ نادرشاه، این مراکز دوباره احیا شد و در اواخر حکومت ظاهرشاه، با برگشت علمای مهاجر از کشورهای ایران و عراق، تعداد زیادی مدارس دینی در هزارجات و برخی مناطق دیگر از جمله کابل فعال شد.<ref>امینی، «تاریخ تحولات حوزههای علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص34-35. .</ref> مدارس دینی در این دوره، مهمترین مراکز آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هزارهها بودند. در دورۀ جهاد علیه تجاوز شوروی، مدارس دینی و علما نقشی تعیینکننده در تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی داشتند؛ <ref>[https://www.dinonline.com/1952/__trashed-1243/ «حوزه علمیه افغانستان در گفتوگو با آیتالله محمدهاشم صالحی»، دینآنلاین.]</ref> اما پس از روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در افغانستان و رونق مدارس مدرن، مدارس دینی از رونق افتاد.<ref>[https://www.dinonline.com/1952/__trashed-1243/ «راهکارهایی برای روزآمد شدن مدارس دینی در افغانستان»، وبسایت افقاندیشه.]</ref> | در دورۀ حاکمیت عبدالرحمن و سرکوب مردم [[قوم هزاره|هزاره]]، تمام مراکز مذهبی و آموزشی این مردم تخریب و چراغ علم و دانش در هزارستان خاموش شد.<ref>ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج1، ص16.</ref> پس از مرگ نادرشاه، این مراکز دوباره احیا شد و در اواخر حکومت ظاهرشاه، با برگشت علمای مهاجر از کشورهای ایران و عراق، تعداد زیادی مدارس دینی در هزارجات و برخی مناطق دیگر از جمله کابل فعال شد.<ref>امینی، «تاریخ تحولات حوزههای علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص34-35. .</ref> مدارس دینی در این دوره، مهمترین مراکز آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هزارهها بودند. در دورۀ جهاد علیه تجاوز شوروی، مدارس دینی و علما نقشی تعیینکننده در تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی داشتند؛ <ref>[https://www.dinonline.com/1952/__trashed-1243/ «حوزه علمیه افغانستان در گفتوگو با آیتالله محمدهاشم صالحی»، دینآنلاین.]</ref> اما پس از روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در افغانستان و رونق مدارس مدرن، مدارس دینی از رونق افتاد.<ref>[https://www.dinonline.com/1952/__trashed-1243/ «راهکارهایی برای روزآمد شدن مدارس دینی در افغانستان»، وبسایت افقاندیشه.]</ref> | ||
==مکتبخانه بهمثابه پیشنیاز | ==مکتبخانه بهمثابه پیشنیاز مدرسه دینی== | ||
مکتبخانهها در هزارستان و میان شیعیان افغانستان، [[تربیت|تربیت]] مقدماتی کودکان را برای ورود به مدارس دینی بر عهده داشته است. از آنجای که اکثر هزارهها پیرو مذهب [[شیعه|شیعه]] هستند، مکتبخانهها بهدلیل وضعیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هزارهها، تنها مراکز آموزشی و راه ورود آنها به مدارس دینی بوده است. تا دهۀ ۱۳۲۰ش، [[مکتبخانه|مکتبخانه]] تنها مرکز آموزشی در دسترس هزارهها بود و تا دهۀ ۱۳۷۰ش نیز مکتبخانهها سهم اصلی را در آموزش مردم هزاره حفظ کرده بودند. مکتبخانهها بهطور معمول در مساجد، حسینیهها و خانههای مسکونی توسط ملای قریه/ روستا اداره میشد. کودکان هزاره بهطور معمول از ۶سالگی وارد مکتبخانه میشدند، اما حضور دختران کمرنگ بوده است. در مکتبخانه قرآن، [[نماز]]، اصول و فروع دین، خواندن و نوشتن [[زبان فارسی]] و ریاضی مقدماتی آموزش داده میشد.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20130617152426-9825-14.pdf اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص180.]</ref> ملای مکتب در صورت توانایی علمی، لغت و ادبیات عربی (صرف و نحو) را نیز تدریس میکرد. نوجوانان پس از گذراندن دورۀ مکتبخانه و تکمیل شرایط، وارد مدرسه میشدند.<ref>امینی، «تاریخ تحولات حوزههای علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص34-35.</ref> | مکتبخانهها در هزارستان و میان شیعیان افغانستان، [[تربیت|تربیت]] مقدماتی کودکان را برای ورود به مدارس دینی بر عهده داشته است. از آنجای که اکثر هزارهها پیرو مذهب [[شیعه|شیعه]] هستند، مکتبخانهها بهدلیل وضعیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هزارهها، تنها مراکز آموزشی و راه ورود آنها به مدارس دینی بوده است. تا دهۀ ۱۳۲۰ش، [[مکتبخانه|مکتبخانه]] تنها مرکز آموزشی در دسترس هزارهها بود و تا دهۀ ۱۳۷۰ش نیز مکتبخانهها سهم اصلی را در آموزش مردم هزاره حفظ کرده بودند. مکتبخانهها بهطور معمول در مساجد، حسینیهها و خانههای مسکونی توسط ملای قریه/ روستا اداره میشد. کودکان هزاره بهطور معمول از ۶سالگی وارد مکتبخانه میشدند، اما حضور دختران کمرنگ بوده است. در مکتبخانه قرآن، [[نماز]]، اصول و فروع دین، خواندن و نوشتن [[زبان فارسی]] و ریاضی مقدماتی آموزش داده میشد.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20130617152426-9825-14.pdf اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص180.]</ref> ملای مکتب در صورت توانایی علمی، لغت و ادبیات عربی (صرف و نحو) را نیز تدریس میکرد. نوجوانان پس از گذراندن دورۀ مکتبخانه و تکمیل شرایط، وارد مدرسه میشدند.<ref>امینی، «تاریخ تحولات حوزههای علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص34-35.</ref> | ||
| خط ۸۵: | خط ۸۱: | ||
==کارکردهای مدارس دینی شیعیان افغانستان== | ==کارکردهای مدارس دینی شیعیان افغانستان== | ||
مدارس دینی شیعیان در افغانستان، فراتر از نهادهای فقط آموزشی، به کانونهای حیات دینی و اجتماعی تبدیل شده است که نقش چندبعدی در تحولات جامعه ایفا میکند. این مراکز علمی علاوهبر تربیت طلاب و ترویج معارف اسلامی، بهعنوان پایگاههای تبلیغ و تبیین آموزههای دینی عمل کرده و در صیانت از ارزشهای مذهبی در برابر جریانهای انحرافی پیشگام بوده است. علمای این مدارس با حضور فعال در عرصههای اجتماعی، نقش میانجیگرانۀ مؤثری در حل و فصل اختلافات خانوادگی و تنشهای محلی ایفا کردهاند که این امر به تقویت | مدارس دینی شیعیان در افغانستان، فراتر از نهادهای فقط آموزشی، به کانونهای حیات دینی و اجتماعی تبدیل شده است که نقش چندبعدی در تحولات جامعه ایفا میکند. این مراکز علمی علاوهبر تربیت طلاب و ترویج معارف اسلامی، بهعنوان پایگاههای تبلیغ و تبیین آموزههای دینی عمل کرده و در صیانت از ارزشهای مذهبی در برابر جریانهای انحرافی پیشگام بوده است. علمای این مدارس با حضور فعال در عرصههای اجتماعی، نقش میانجیگرانۀ مؤثری در حل و فصل اختلافات خانوادگی و تنشهای محلی ایفا کردهاند که این امر به تقویت [[همبستگی اجتماعی]] و کاهش نزاعهای درونجامعهای منجر شده است.<ref>ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج1، ص205-208.</ref> | ||
در دورههای حساس تاریخی، این نهادهای دینی به پناهگاههای امن معنوی و سیاسی برای جامعۀ شیعه تبدیل شده است. برای مثال در دوران تجاوز نظامی شوروی به افغانستان، مدارس دینی با حفظ ساختار آموزشی خود، به کانونهای مقاومت فرهنگی و سازماندهی مبارزات مردمی بدل شد. همچنین در دورههای سرکوب داخلی علیه شیعیان و هزارهها، این مراکز با ارائه پشتیبانیهای فکری و روحی، نقش حامیان استوار مردم را ایفا کرد. نویسندگان معتقدند که این نقشآفرینی چندبعدی، جایگاه ممتاز مدارس دینی شیعیان را در تحولات اجتماعی و سیاسی افغانستان به خوبی تبیین مینماید.<ref>امینی، «تاریخ تحولات حوزههای علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص172-180.</ref> | در دورههای حساس تاریخی، این نهادهای دینی به پناهگاههای امن معنوی و سیاسی برای جامعۀ شیعه تبدیل شده است. برای مثال در دوران تجاوز نظامی شوروی به افغانستان، مدارس دینی با حفظ ساختار آموزشی خود، به کانونهای مقاومت فرهنگی و سازماندهی مبارزات مردمی بدل شد. همچنین در دورههای سرکوب داخلی علیه [[شیعیان افغانستان]] و هزارهها، این مراکز با ارائه پشتیبانیهای فکری و روحی، نقش حامیان استوار مردم را ایفا کرد. نویسندگان معتقدند که این نقشآفرینی چندبعدی، جایگاه ممتاز مدارس دینی شیعیان را در تحولات اجتماعی و سیاسی افغانستان به خوبی تبیین مینماید.<ref>امینی، «تاریخ تحولات حوزههای علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص172-180.</ref> | ||
==مدارس دینی دخترانه در میان شیعیان افغانستان== | ==مدارس دینی دخترانه در میان شیعیان افغانستان== | ||
| خط ۹۵: | خط ۹۱: | ||
سبک آموزش و تربیت در مدارس شیعیان ویژگیهایی دارد که طی قرنها تکامل یافته و شخصیتهای برجستهای را پرورش داده است: | سبک آموزش و تربیت در مدارس شیعیان ویژگیهایی دارد که طی قرنها تکامل یافته و شخصیتهای برجستهای را پرورش داده است: | ||
''' | '''روابط استاد و شاگردی:''' در مدارس شیعیان افغانستان بر اساس سنتهای همیشگی حوزههای علمیه شیعه، بر رابطۀ عمیق و صمیمی بین استاد و شاگرد تأکید وجود دارد. این رابطه فراتر از ارتباط رسمی آموزشی است و شامل راهنماییهای اخلاقی و تربیتی نیز میشود. مدرسان و مربیان الگوهای عملی برای طلاب محسوب میشوند. شاگردان با مطالعۀ متون مثل «آداب المتعلمین» شیوۀ تعامل با استاد و موفقیت در تحصیل را یاد میگیرند. | ||
''' | '''سنت مباحثه:''' در مدارس شعیان افغانستان، سنت مباحثه گروهی از ارکان اصلی آموزش است. طلاب پس از هر درس بهصورت گروهی به بررسی و نقد مطالب میپردازند. این روش نه تنها باعث تعمیق یادگیری میشود، بلکه مهارتهای استدلال، انتقادپذیری و دفاع از دیدگاههای علمی و روحیۀ انتقادی را در طلاب تقویت میکند. | ||
''' | '''تدریس همراه با تحصیل:''' حوزهها از روش «تدریس همزمان با تحصیل» استفاده میکنند. طلاب سطوح بالاتر مسئولیت تدریس به طلاب سطوح پایینتر را بر عهده میگیرند. این سیستم هم به تثبیت دانش طلاب مدرس کمک میکند و هم فضای یادگیری مشارکتی ایجاد میکند. | ||
''' | '''تربیت سخنوران و مبلغان:''' یکی از ویژگیهای بارز حوزهها، توجه ویژه به مهارتهای سخنوری و تبلیغ است. برنامههای منظم مباحثه، سخنرانیهای تمرینی و کلاسهای عملی خطابه، طلاب را برای ایفای نقش مبلغان توانا آماده میسازد. این سبک آموزش باعث شده است که مدارس شیعیان شخصیتهای برجستهای را پرورش دهند.<ref>کریمی، جابر و دیگران، «بررسی و مقایسۀ نظام آموزشی حوزه و دانشگاه»، 1384ش، ص3-4.</ref> | ||
==مناسبات مدارس دینی شیعیان با حوزههای علمیۀ قم و نجف== | ==مناسبات مدارس دینی شیعیان با حوزههای علمیۀ قم و نجف== | ||
| خط ۱۱۳: | خط ۱۰۹: | ||
===میرزاحسین درهصوفی=== | ===میرزاحسین درهصوفی=== | ||
میرزاحسین درهصوفی (۱۲۶۰-۱۳۳۰ش) پیشگام نهضت احیای آموزش دینی شیعیان در دورۀ پس از نسلکشی هزارهها توسط امیر عبدالرحمان خان شمرده میشود که با تأسیس نخستین مدرسۀ دینی در منطقۀ «سرولنگ» السوالی درهصوف، تحولی بنیادین در نظام آموزشی مناطق شیعهنشین ایجاد کرد. | میرزاحسین درهصوفی (۱۲۶۰-۱۳۳۰ش) پیشگام نهضت احیای آموزش دینی شیعیان در دورۀ پس از نسلکشی هزارهها توسط امیر عبدالرحمان خان شمرده میشود که با تأسیس نخستین مدرسۀ دینی در منطقۀ «سرولنگ» السوالی درهصوف، تحولی بنیادین در نظام آموزشی مناطق شیعهنشین ایجاد کرد. این اقدام شجاعانه که در اوج سرکوب و محدودیتهای حکومتی علیه هزارهها صورت گرفت، بهعنوان جرقهای برای گسترش مدارس دینی در دیگر مناطق هزارهنشین عمل کرد و الهامبخش علمای بعدی برای تأسیس مراکز آموزش دینی و فعالیتهای فرهنگی در [[کابل]] و سایر نقاط کشور شد. وی با رویکردی جامعنگر، ضمن توجه به آموزش معارف اهلبیت، گفتمان وحدت مذهبی و کاهش تنشهای قومی را در دستور کار خود قرار داد. تأثیر اقدامات مبارزاتی، فرهگی و تقریبی وی به حدی بود که به الگویی برای مدارس بعدی تبدیل شد و باعث تحولات فرهنگی و علمی در جامعۀ شیعیان افغانستان شد.<ref>توسلی و طلوع، پیشگامان درهصوف، 1403ش، ج2، ص 186-205.</ref> | ||
این اقدام شجاعانه که در اوج سرکوب و محدودیتهای حکومتی علیه هزارهها صورت گرفت، بهعنوان جرقهای برای گسترش مدارس دینی در دیگر مناطق هزارهنشین عمل کرد و الهامبخش علمای بعدی برای تأسیس مراکز آموزش دینی و فعالیتهای فرهنگی در [[ | |||
وی با رویکردی جامعنگر، ضمن توجه به آموزش معارف اهلبیت، گفتمان وحدت مذهبی و کاهش تنشهای قومی را در دستور کار خود قرار داد. تأثیر اقدامات مبارزاتی، فرهگی و تقریبی وی به حدی بود که به الگویی برای مدارس بعدی تبدیل شد و باعث تحولات فرهنگی و علمی در جامعۀ شیعیان افغانستان شد.<ref>توسلی و طلوع، پیشگامان درهصوف، 1403ش، ج2، ص 186-205.</ref> | |||
==='''غلامحسن پدردار'''=== | ==='''غلامحسن پدردار'''=== | ||
غلامحسن پدردار ( متولد ۱۲۸۰ش) از علمای مبارز و مؤسسان حوزههای علمیه در شمال افغانستان بود. وی پس از تحصیل مقدمات در بلخاب، برای تکمیل علوم حوزوی به نجف [[مهاجرت|مهاجرت]] کرد و در نزد مراجعی چون ابوالقاسم خویی و حکیم به درجۀ اجتهاد رسید.<ref>حسنزاده، «زندگینامه مرحوم پدردار»، 1395ش.</ref> پدردار با بازگشت به افغانستان، با تأسیس مدارس متعددی از جمله حسنیه [[باجگاه|باجگاه]] و دره چیوک، به احیای معارف [[اهلبیت|اهلبیت]] در مناطق شمالی پرداخت. این مدارس به کانونهای اصلی [[تربیت|تربیت]] طلاب تبدیل شد و نقش بهسزایی در مقابله با غربت فرهنگی شیعیان ایفا کرد. فعالیتهای آموزشی و تبلیغی او، زمینهساز بیداری دینی در مناطق مرکزی و شمالی افغانستان شد.<ref>حسنزاده، «زندگینامه مرحوم پدردار»، 1395ش.</ref> | غلامحسن پدردار ( متولد ۱۲۸۰ش) از علمای مبارز و مؤسسان حوزههای علمیه در شمال افغانستان بود. وی پس از تحصیل مقدمات در بلخاب، برای تکمیل علوم حوزوی به نجف [[مهاجرت|مهاجرت]] کرد و در نزد مراجعی چون ابوالقاسم خویی و حکیم به درجۀ اجتهاد رسید.<ref>حسنزاده، «زندگینامه مرحوم پدردار»، 1395ش.</ref> پدردار با بازگشت به افغانستان، با تأسیس مدارس متعددی از جمله حسنیه [[باجگاه|باجگاه]] و دره چیوک، به احیای معارف [[اهلبیت|اهلبیت]] در مناطق شمالی پرداخت. این مدارس به کانونهای اصلی [[تربیت|تربیت]] طلاب تبدیل شد و نقش بهسزایی در مقابله با غربت فرهنگی شیعیان ایفا کرد. فعالیتهای آموزشی و تبلیغی او، زمینهساز بیداری دینی در مناطق مرکزی و شمالی افغانستان شد.<ref>حسنزاده، «زندگینامه مرحوم پدردار»، 1395ش.</ref> | ||
===خادمحسین کوهبیرونی=== | ===خادمحسین کوهبیرونی=== | ||
در تاریکترین دوران محرومیت شیعیان افغانستان، خادم حسین کوهبیرونی (۱۲۸۶-۱۳۵۸ش) با تأسیس سه مرکز علمی در مناطق محروم، تحولی ماندگار در آموزش دینی ایجاد کرد. تحصیلات عمیق حوزوی در نجف نزد مراجعی چون حکیم و خویی، او را به چهرهای بیبدیل در فقه و اصول تبدیل کرده بود. | در تاریکترین دوران محرومیت شیعیان افغانستان، خادم حسین کوهبیرونی (۱۲۸۶-۱۳۵۸ش) با تأسیس سه مرکز علمی در مناطق محروم، تحولی ماندگار در آموزش دینی ایجاد کرد. تحصیلات عمیق حوزوی در نجف نزد مراجعی چون حکیم و خویی، او را به چهرهای بیبدیل در فقه و اصول تبدیل کرده بود. بازگشت او به افغانستان در ۱۳۳۶ش آغازی بود بر جنبش آموزشی که تا امروز ادامه دارد. [[مدرسه|مدرسۀ]] علمیۀ کوهبیرون السوالی [[مرکز بهسود|بهسود]] که به نجف کوچک شهرت یافته بود، منشأ تربیت عالمان برجسته در منطقه شد. سپس مدرسۀ دهنغوری را در [[بغلان]] و [[امام صادق]] را در سمنگان تأسیس کرد. در اوج سرکوبهای کمونیستی، این مدارس به سنگرهای مقاومت فرهنگی تبدیل شد. شاگردان پرورشیافته در این مکتب، امروزه نیز جزو مبلغان مهم دینی در سراسر افغانستان هستند.<ref>[https://ofoghandisha.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d8%ac-%d8%a2%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%88%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86/ «زندگینامه آیت الله حاج آخوند کوه بیرونی»، وبسایت افق اندیشه.]</ref> | ||
بازگشت او به افغانستان در ۱۳۳۶ش آغازی بود بر جنبش آموزشی که تا امروز ادامه دارد. [[مدرسه|مدرسۀ]] علمیۀ کوهبیرون السوالی [[مرکز بهسود|بهسود]] که به نجف کوچک شهرت یافته بود، منشأ تربیت عالمان برجسته در منطقه شد. سپس مدرسۀ دهنغوری را در [[ | |||
===قربانعلی وحیدی جاغوری=== | ===قربانعلی وحیدی جاغوری=== | ||
وحیدی از چهرههای تأثیرگذار روحانی [[شیعه|شیعه]] در افغانستان بود که در گسترش علوم حوزوی و معارف اهلبیت تلاشهای چشمگیری داشت. متولد ۱۲۹۱ش در قریه اودقول جاغوری، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و سپس برای تکمیل دانش دینی به [[مشهد|مشهد]] و نجف [[مهاجرت|مهاجرت]] کرد. پس از بازگشت به افغانستان، فعالیتهای علمی و فرهنگی خود را با تأسیس مدارس و تربیت طلاب آغاز کرد. | وحیدی از چهرههای تأثیرگذار روحانی [[شیعه|شیعه]] در افغانستان بود که در گسترش علوم حوزوی و معارف اهلبیت تلاشهای چشمگیری داشت. متولد ۱۲۹۱ش در قریه اودقول جاغوری، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و سپس برای تکمیل دانش دینی به [[مشهد|مشهد]] و نجف [[مهاجرت|مهاجرت]] کرد. پس از بازگشت به افغانستان، فعالیتهای علمی و فرهنگی خود را با تأسیس مدارس و تربیت طلاب آغاز کرد. از مهمترین اقدامات او بنیانگذاری اولین مدرسۀ دینی در اودقول السوالی [[جاغوری]] بود که به کانونی برای آموزش علوم اسلامی تبدیل شد. وی با ایجاد مدارس، مساجد و حسینیهها در مناطق مختلف از جمله جاغوری، [[کابل]] و بغلان، زمینۀ آموزش معارف اهلبیت را برای طلاب و عموم مردم فراهم کرد. روش تدریس او به گونهای بود که شاگردانش نهتنها در علوم حوزوی، بلکه در [[اخلاق]] و مبارزه برای حق نیز پرورش مییافتند. از شاگردان برجسته او میتوان به محمدآصف محسنی قندهاری اشاره کرد که تحت تعلیمات وی رشد یافت و بعدها به یکی از عالمان مشهور [[شیعه]] در افغانستان تبدیل شد.<ref>ناصری داودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج3، ص387-390.</ref> | ||
===محمدسلطان ترکستانی=== | ===محمدسلطان ترکستانی=== | ||
محمدسلطان ترکستانی فردی عالم، مردمی و متواضع بود که بیش از دو دهه در شهر [[مزارشریف|مزارشریف]] در حوزههای مختلف علمی، فرهنگی و اجتماعی فعالیت داشت. او نقش مهمی در توسعۀ زیرساختهای مذهبی و آموزش در شمال کشور ایفا کرد، بهگونهای که جایگاهش در تاریخ این منطقه بینظیر است. | محمدسلطان ترکستانی فردی عالم، مردمی و متواضع بود که بیش از دو دهه در شهر [[مزارشریف|مزارشریف]] در حوزههای مختلف علمی، فرهنگی و اجتماعی فعالیت داشت. او نقش مهمی در توسعۀ زیرساختهای مذهبی و آموزش در شمال کشور ایفا کرد، بهگونهای که جایگاهش در تاریخ این منطقه بینظیر است. او با شروع فعالیتهایش در مزارشریف، همواره بر گسترش علم و معارف [[اهلبیت|اهلبیت]] تمرکز داشت. در کنار تدریس درسهای فقه و اصول، تلاش کرد تا مدارس و مراکز دینی متعددی را بنا یا تعمیر کند و منشأ تولید علم و ترویج معارف اهلبیت باشد. مدرسۀ بزرگ و معروف «سلطانیه» مزار شریف که عالمان برجسته و اثرگذار از جمله [[عبدالعلی مزاری]]، چهرۀ مشهور سیاسی و رهبر مقاومت ضد استبداد در [[افغانستان]] را تربیت کرد، از جمله یادگارهای وی است. وی همچنین اهتمام داشت تا حوزههای علمیه را از حالت محدود و محدودکننده به مراتب بزرگتر و تأثیرگذارتر تبدیل کند و در این مسیر، به تربیت شاگردانی پرداخت که امروز در جایگاه علمای [[دین]] و رهبران معنوی تاثیرگذار در جامعه شناخته میشوند. حضور و فعالیتهای او بر توسعه علمی، ترویج فرهنگ اسلامی و تقویت همبستگی مذهبی در مناطق همجوار نقش مؤثری داشت و همچنان اثرات این تلاشها در گذر زمان پابرجا است.<ref>[https://ofoghandisha.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C/%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1/ «آیت الله شهید شیخ سلطان محمد ترکستانی رحمت الله»، وبسایت افق اندیشه.]</ref> | ||
او با شروع فعالیتهایش در مزارشریف، همواره بر گسترش علم و معارف [[اهلبیت|اهلبیت]] تمرکز داشت. در کنار تدریس درسهای فقه و اصول، تلاش کرد تا مدارس و مراکز دینی متعددی را بنا یا تعمیر کند و منشأ تولید علم و ترویج معارف اهلبیت باشد. مدرسۀ بزرگ و معروف «سلطانیه» مزار شریف که عالمان برجسته و اثرگذار از جمله [[عبدالعلی مزاری]]، چهرۀ مشهور سیاسی و رهبر مقاومت ضد استبداد در [[افغانستان]] را تربیت کرد، از جمله یادگارهای وی است. | |||
وی همچنین اهتمام داشت تا حوزههای علمیه را از حالت محدود و محدودکننده به مراتب بزرگتر و تأثیرگذارتر تبدیل کند و در این مسیر، به تربیت شاگردانی پرداخت که امروز در جایگاه علمای [[ | |||
===سیدمحمد سرور واعظ بهسودی=== | ===سیدمحمد سرور واعظ بهسودی=== | ||
[[سید|سید]] | {{اصلی|2=سید سرور واعظ}} | ||
[[سید سرور واعظ|سید سرور واعظ بهسودی]] (۱۲۹۵-۱۳۵۷ش) از عالمان تأثیرگذار افغانستان محسوب میشود که پس از تحصیلات حوزوی در نجف و اخذ اجازه اجتهاد از سید محسن حکیم، به افغانستان بازگشت و به احیای مراکز دینی پرداخت. وی با تأسیس مدارس علمیه محمدیه در [[بهسود]] و [[کابل]]، همچنین [[مسجد]] محمدیه، نقش مهمی در تربیت طلاب و ترویج معارف اسلامی ایفا کرد. واعظ بهسودی با راهاندازی ماهنامۀ برهان به مبارزه فکری با اندیشههای مارکسیستی پرداخت. وی در ۱۳۵۷ش توسط رژیم کمونیستی دستگیر شد و به [[شهادت]] رسید.<ref>[http://nbo.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8-%D8%A8%D9%87%D8%B3%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8-%D8%A8%D9%87%D8%B3%D9%88%D8%AF%DB%8C__a-68.aspx احمدینژاد بلخی، «سید محمد سرور واعظ بهسودی حسینی (واعظ بهسودی)»، فرهیختگان تمدن شیعی.]</ref> | |||
==='''قربانعلی محقق کابلی'''=== | ==='''قربانعلی محقق کابلی'''=== | ||
[[قربانعلی محقق کابلی]] (۱۳۰۷-۱۳۹۸ش) از مراجع تقلید برجستۀ شیعیان افغانستان، به نظام آموزشی حوزوی این کشور رونق بخشید.<ref>«مرجعیت رمز بقاء تشیع»، بخش فرهنگی جامعه روحانیت، 1374ش، ص40.</ref> وی مدارس متعددی از جمله مدرسۀ علمیۀ جامعةالاسلام در کابل و مزارشریف، حوزه علمیه الزهرا در [[ | {{اصلی|قربانعلی محقق کابلی}} | ||
[[قربانعلی محقق کابلی]] (۱۳۰۷-۱۳۹۸ش) از مراجع تقلید برجستۀ شیعیان افغانستان، به نظام آموزشی حوزوی این کشور رونق بخشید.<ref>«مرجعیت رمز بقاء تشیع»، بخش فرهنگی جامعه روحانیت، 1374ش، ص40.</ref> وی مدارس متعددی از جمله مدرسۀ علمیۀ جامعةالاسلام در کابل و مزارشریف، حوزه علمیه الزهرا در [[دایکندی]] و مجتمع علمی-فرهنگی در [[بامیان]] را تأسیس و تحولی بنیادین در نظام آموزشی شیعیان افغانستان ایجاد کرد.<ref>[https://rasanews.ir/fa/news/609966/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86 «بررسی فعالیتهای علمی و عملی آیتالله محقق کابلی در کلام یکی از شاگردان»، خبرگزاری رسا.]</ref> این مراکز علمی به کانونهای اصلی تربیت طلاب و ترویج معارف اهلبیت در دوران پرچالش معاصر تبدیل شد.<ref>[https://rasanews.ir/fa/news/609966/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86 «بررسی فعالیتهای علمی و عملی آیتالله محقق کابلی در کلام یکی از شاگردان»، خبرگزاری رسا.]</ref> محقق کابلی همچنین با بنیانگذاری [[نماز]] [[جمعه]] شیعیان در کابل، گام بلندی در رسمیت بخشیدن به فعالیتها و آیینهای مذهبی شیعیان برداشت.<ref>«مرجعیت رمز بقاء تشیع»، بخش فرهنگی جامعه روحانیت، 1374ش، ص40.</ref> آثار علمی متعدد وی در زمینۀ فقه و اصول از جمله منهاجالصلحاء و تحریر العروه، منابع درسی مهمی برای طلاب<ref>«زندگینامه»، وبسایت دفتر آیتالله محقق کابلی.</ref> و شاگردان برجستهای که در این مراکز علمی تربیت یافتند، امروزه از عالمان تأثیرگذار افغانستان محسوب میشود.<ref>«زندگینامه»، وبسایت دفتر آیتالله محقق کابلی.</ref> | |||
این مراکز علمی به کانونهای اصلی تربیت طلاب و ترویج معارف اهلبیت در دوران پرچالش معاصر تبدیل شد.<ref>[https://rasanews.ir/fa/news/609966/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86 «بررسی فعالیتهای علمی و عملی آیتالله محقق کابلی در کلام یکی از شاگردان»، خبرگزاری رسا.]</ref> محقق کابلی همچنین با بنیانگذاری [[ | |||
===آخوند محمداسحاق === | ===آخوند محمداسحاق === | ||
| خط ۱۵۱: | خط ۱۳۴: | ||
===خادم حسین فاضل ورسی=== | ===خادم حسین فاضل ورسی=== | ||
خادم حسین فاضل ورسی (متولد ۱۳۰۸ش در ورس بامیان) از برجستهترین عالمان دینی افغانستان است که با تأسیس مراکز علمی و تربیت نسل جدیدی از طلاب، نهضت آموزشی نوینی را در مناطق شیعهنشین افغانستان بنیان گذاشت. پس از تحصیلات مقدماتی در حوزههای علمیۀ ورس، بهسود و [[یکهولنگ]]، در ۱۳۳۵ش برای تکمیل تحصیلات به نجف [[مهاجرت|مهاجرت]] کرد و از محضر مراجعی چون خوئی و شهید صدر بهره برد. | خادم حسین فاضل ورسی (متولد ۱۳۰۸ش در ورس بامیان) از برجستهترین عالمان دینی افغانستان است که با تأسیس مراکز علمی و تربیت نسل جدیدی از طلاب، نهضت آموزشی نوینی را در مناطق شیعهنشین افغانستان بنیان گذاشت. پس از تحصیلات مقدماتی در حوزههای علمیۀ ورس، بهسود و [[یکهولنگ]]، در ۱۳۳۵ش برای تکمیل تحصیلات به نجف [[مهاجرت|مهاجرت]] کرد و از محضر مراجعی چون خوئی و شهید صدر بهره برد. با بازگشت به افغانستان، حوزهعلمیۀ ورس را تأسیس و به مدت ۱۵ سال به تدریس سطوح عالی حوزوی پرداخت. این مرکز به کانونی برای [[تربیت]] طلاب و حل اختلافات اجتماعی تبدیل شد. پس از کودتای ۱۳۵۷ش به ایران مهاجرت و به تألیف و تحقیق در حوزۀ علمیۀ مشهد مشغول شد. آثار علمی وی در زمینههای فقه، اصول، تفسیر و کلام، گنجینۀ ارزشمندی برای جامعۀ علمی شیعیان افغانستان محسوب میشود. تلاشهای آموزشی و تألیفی وی سهم مهم در احیای آموزش دینی و تقویت بنیانهای علمی حوزههای شیعی افغانستان داشته است.<ref>[https://ofoghandisha.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C/%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%AF%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84-%D9%88%D8%B1%D8%B3%DB%8C/ «آیه الله خادم حسین فاضلی ورسی»، وبسایت افق اندیشه.]</ref> | ||
با بازگشت به افغانستان، حوزهعلمیۀ ورس را تأسیس و به مدت ۱۵ سال به تدریس سطوح عالی حوزوی پرداخت. این مرکز به کانونی برای [[ | |||
===محمدآصف محسنی=== | ===محمدآصف محسنی=== | ||
محمدآصف محسنی (۱۳۱۴-۱۳۹۸ش) از چهرههای مهم معاصر احیاگران مدارس دینی در افغانستان محسوب میشود. وی با تأسیس حوزۀ علمیۀ خاتمالنبیین در [[ | {{اصلی|3=محمدآصف محسنی}} | ||
[[محمدآصف محسنی]] (۱۳۱۴-۱۳۹۸ش) از چهرههای مهم معاصر احیاگران مدارس دینی در افغانستان محسوب میشود. وی با تأسیس حوزۀ علمیۀ خاتمالنبیین در [[کابل]] و [[قندهار]] و مراکز علمی دیگر، نظام آموزشی شیعیان افغانستان را نوسازی کرد و این مراکز به کانونهای اصلی تربیت طلاب تبدیل شد. محسنی همچنین با ایجاد شبکههای رسانهای و فرهنگی، بستر مناسبی برای ترویج معارف اسلامی فراهم ساخت. آثار متعدد علمی او در زمینههای فقه، اصول و حدیث، منابع ارزشمندی برای طلاب علوم دینی به شمار میرود. فعالیتهای آموزشی و فرهنگی وی، تحولی ماندگار در نظام حوزوی افغانستان ایجاد کرده است.<ref>[https://www.noorsoft.org/fa/Mostabser/View/29/ «زندگینامة محمد آصف محسنی»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.]</ref> | |||
محسنی همچنین با ایجاد شبکههای رسانهای و فرهنگی، بستر مناسبی برای ترویج معارف اسلامی فراهم ساخت. آثار متعدد علمی او در زمینههای فقه، اصول و حدیث، منابع ارزشمندی برای طلاب علوم دینی به شمار میرود. فعالیتهای آموزشی و فرهنگی وی، تحولی ماندگار در نظام حوزوی افغانستان ایجاد کرده است.<ref>[https://www.noorsoft.org/fa/Mostabser/View/29/ «زندگینامة محمد آصف محسنی»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.]</ref> | |||
===محمدهاشم صالحی مدرس=== | ===محمدهاشم صالحی مدرس=== | ||
[[محمدهاشم صالحی]] مدرس از چهرههای برجستۀ علمی و فرهنگی افغانستان محسوب میشود که خدمات گستردهای در زمینه توسعۀ معارف اهلبیت و تربیت طلاب داشته است. وی در سال ۱۳۲۴ش در خانوادهای مذهبی در ولایت پروان به دنیا آمد و از کودکی مسیر تحصیل علوم دینی را در پیش گرفت. | [[محمدهاشم صالحی]] مدرس از چهرههای برجستۀ علمی و فرهنگی افغانستان محسوب میشود که خدمات گستردهای در زمینه توسعۀ معارف اهلبیت و تربیت طلاب داشته است. وی در سال ۱۳۲۴ش در خانوادهای مذهبی در ولایت پروان به دنیا آمد و از کودکی مسیر تحصیل علوم دینی را در پیش گرفت. تحصیلات حوزوی خود را ابتدا در کابل و سپس در نجف اشرف نزد استادانی چون امام خمینی، ابوالقاسم خویی و شهید صدر تکمیل کرد. پس از اخراج از عراق توسط رژیم بعث، به مدت ۲۴ سال در قم به تدریس سطوح عالی حوزوی پرداخت و شاگردان بسیاری از کشورهای مختلف تربیت کرد. از مهمترین اقدامات وی میتوان به تأسیس دو [[مدرسه]] علمیه «رسالت» و «ولایت» در کابل و بامیان اشاره کرد که در گسترش علوم حوزوی در افغانستان اثرگذار بوده است. همچنین ساخت [[مسجد]] جامع الزهرا در کابل و چندین مسجد و [[حسینیه]] دیگر در مناطق مختلف از خدمات عمرانی وی محسوب میشود.<ref>[https://ofoghandisha.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C/%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%80%D9%80%D9%85-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3/ «آیت الله محمدهاشــم صالحی مدرس»، وبسایت افق اندیشه.]</ref> | ||
تحصیلات حوزوی خود را ابتدا در کابل و سپس در نجف اشرف نزد استادانی چون امام خمینی، ابوالقاسم خویی و شهید صدر تکمیل کرد. پس از اخراج از عراق توسط رژیم بعث، به مدت ۲۴ سال در قم به تدریس سطوح عالی حوزوی پرداخت و شاگردان بسیاری از کشورهای مختلف تربیت کرد. | |||
از مهمترین اقدامات وی میتوان به تأسیس دو [[ | |||
==نقش مدارس دینی شیعیان در زندگی روزمره مردم== | ==نقش مدارس دینی شیعیان در زندگی روزمره مردم== | ||