صفحهای تازه حاوی «{{درشت|'''قاجاریه؛'''}} سلسهٔ پادشاهی ایرانی در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری. قاجاریه، زمام حکومت ایران را به مدت ۱۳۰ سال در یک دوران تاریخی مهم بهدست گرفت. آثار و پیامدهای حکومت قاجار تا امروز در سبک زندگی مردم باقی مانده است؛ سرزمینهای بسیاری...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
امیران و حاکمان محلی نیز که بیشتر آنها از فرزندان و بستگان شاه و در جایجای کشور پراکنده بودند، با لقبهای مختلف که برای آنان شخصیت و منزلت اجتماعی به همراه میآورد، همهکاره بودند و هر گونه ستم را برای خود مجاز میدانستند.<ref>مدرسی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، ۱۳۷۴ش، ج1، ص3-4.</ref> | امیران و حاکمان محلی نیز که بیشتر آنها از فرزندان و بستگان شاه و در جایجای کشور پراکنده بودند، با لقبهای مختلف که برای آنان شخصیت و منزلت اجتماعی به همراه میآورد، همهکاره بودند و هر گونه ستم را برای خود مجاز میدانستند.<ref>مدرسی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، ۱۳۷۴ش، ج1، ص3-4.</ref> | ||
== مهمترین رویدادهای سیاسی و نظامی == | |||
قاجاریه در طول حیات خود، با رویدادهای مهمی مواجه بود که هر یک، مسیر تاریخ ایران را دگرگون کرد. مهمترین این رویدادها عبارتند از: | |||
جنگهای ایران و روسیه (۱۲۱۸–۱۲۲۸ق و ۱۲۴۲–۱۲۴۳ق): دو جنگ بزرگ با امپراتوری روسیه که به شکست ایران و از دست دادن سرزمینهای قفقاز (گرجستان، داغستان، ارمنستان و جمهوریهای کنونی قفقاز جنوبی) انجامید.[۱۲] | |||
عهدنامههای گلستان و ترکمنچای: این دو پیمان، مرزهای شمالی ایران را بهنفع روسیه تغییر داد و ایران را به پرداخت غرامتهای سنگین و پذیرش کاپیتولاسیون برای اتباع روس وادار ساخت.[۱۳] | |||
-جنگهای ایران و عثمانی: درگیریهای مرزی با دولت عثمانی که در دورههایی با میانجیگری قدرتهای اروپایی بهپایان میرسید. | |||
-فتوحات و از دست رفتن هرات: تلاش برای بازپسگیری هرات از افغانستان که با مخالفت انگلستان مواجه شد و نهایتاً به عقبنشینی ایران انجامید.[۱۴] | |||
-هضت تنباکو (۱۳۰۹–۱۳۱۰ق): اعتراضات گستردهٔ مردمی و فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی که به لغو امتیاز انحصار تنباکو به یک شرکت انگلیسی انجامید.[۱۵] | |||
انقلاب مشروطه (۱۲۸۵ش): جنبشی که به محدودیت قدرت شاه و ایجاد مجلس شورای ملی انجامید و نظام سیاسی ایران را از استبداد مطلقه به مشروطه سلطنتی تبدیل کرد.[۱۶] | |||
کودتای ۱۲۹۹ش و انقراض قاجار: با حمایت انگلستان، رضاخان پهلوی و سیدضیاءالدین در ۳ اسفند ۱۲۹۹ش کودتا کردند و زمینهٔ سقوط قاجاریه و پیدایش پهلوی فراهم آمد.[۱۷] | |||
== نظام سیاسی و اداری == | |||
نظام سیاسی قاجاریه، در ابتدا مبتنی بر سلطنت مطلقه و دیوانسالاری سنتی بود و شاه، در رأس هرم قدرت قرار داشت. صدراعظم و مستوفیالممالک از مناصب کلیدی بودند و حکومتهای محلی، توسط شاهزادگان یا خوانین ایلات اداره میشدند.[۱۸] از دورهٔ ناصرالدینشاه، نهادهایی چون دارالفنون و وزارتخانههای جدید (خارجه، داخله، مالیه، علوم و فوائد عامه) شکل گرفت و نظام اداری بهتدریج دستخوش تغییراتی شد.[۱۹] با انقلاب مشروطه، ساختار سیاسی بهسمت تفکیک قوا، تدوین قانون اساسی و تأسیس مجلس سنا و شورای ملی پیش رفت، اما این تحولات با کارشکنیهای دربار و نفوذ خارجی مواجه گردید.[۲۰] | |||
== اقتصاد، فرهنگ و روابط خارجی == | |||
اقتصاد قاجاریه، همچون دورههای پیشین، بر پایهٔ کشاورزی، دامداری و صنایع دستی استوار بود. با ورود سرمایهداران خارجی و تأسیس بانک شاهنشاهی (۱۳۰۶ق) و بانک استقراضی روس (۱۳۰۸ق)، اقتصاد ایران به شبکهٔ مالی بینالمللی پیوست، اما این امر به افزایش وابستگی به بیگانگان و خروج سرمایه انجامید.[۲۱] در عرصهٔ فرهنگ، نفوذ غرب در معماری، نقاشی، پوشاک، آموزش و ادبیات بهتدریج رخنه کرد و جریانهایی چون باستانگرایی، ناسیونالیسم و نثر نوین فارسی پدید آمدند.[۲۲] روابط خارجی قاجار، که با دو قدرت بزرگ روسیه و انگلستان، بیشترین چالش را داشت، با عهدنامههای تحمیلی، واگذاری امتیازات، و دخالت بیگانگان در امور داخلی همراه بود و بهتدریج استقلال سیاسی و اقتصادی ایران را تضعیف کرد. | |||
== علل افول و سقوط قاجاریه == | |||
دلایل متعددی در افول و انقراض قاجاریه نقش داشتند که مهمترین آنها عبارتند از: | |||
ضعف دیوانسالاری و فساد اداری: نظام اداری سنتی و مبتنی بر خویشاوندی و رشوه، کارآمدی دولت را به شدت کاهش داده بود.[۲۴] | |||
نفوذ بیگانگان و وابستگی اقتصادی: قراردادها و امتیازهای واگذارشده به روسیه و انگلستان، استقلال اقتصادی و سیاسی ایران را تضعیف کرد.[۲۵] | |||
ناتوانی در اصلاحات اساسی: با وجود تلاشهای اصلاحی (مانند امیرکبیر و سپهسالار)، دولت قاجار نتوانست بهطور بنیادین ساختارهای کهنه را تغییر دهد.[۲۶] | |||
بحرانهای مالی و قحطی: قحطیهای گسترده (بهویژه در ۱۲۸۷ـ۱۲۹۰ق) و کسری بودجه مزمن، فشار بر مردم و دولت را افزایش داد.[۲۷] | |||
شکلگیری آگاهی عمومی و مشروطهخواهی: افزایش آگاهی سیاسی و اجتماعی، بهویژه در میان روشنفکران، روحانیان و بازرگانان، مطالبهٔ تغییر را به جنبش مشروطه و سپس سرنگونی قاجار انجامید.[۲۸] | |||
ضعف نظامی و وابستگی به نیروی خارجی: ارتش قاجار، از زمان فتحعلیشاه به بعد، در برابر روسیه و انگلستان ناتوان بود و برای حفظ قدرت، به حمایت بیگانگان متکی شد. | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||