بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
== مفهومشناسی == | == مفهومشناسی == | ||
بیعت از ریشهٔ بیع و به معنای دست دادن یا فشردن جهت پذیرش و پیروی،<ref>{{پک|راغب اصفهانی|۱۴۱۲|ک=مفردات الفاظ قرآن|ص=۶۷|ج=}}</ref> معاوضه و مبادله، دست راست خود را به دست راست دیگری زدن برای خرید و فروش است.<ref>{{پک|ابن فارس|۱۹۷۹|ک=معجم مقاییس اللغة|ص=۳۲۷|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|فراهیدی|۱۴۱۰|ک=العین|ص=۲۶۵|ج=۲}}</ref> اعراب پیش از اسلام، در زمان خرید و فروش و برای قطعی شدن معامله، دست راست خود را بر روی یکدیگر میگذاشتند و آن را صفقه یا بیعت میگفتند.<ref>{{پک|ابن منظور|۱۳۶۳|ک=لسان العرب|ص=ذیل «بیع»|ج=}}</ref><ref>{{پک|طریحی|۱۳۷۵|ک=مجمع البحرین|ص=۲۰۲|ج=۵}}</ref> در تعریف اصطلاحی، بیعت به معنای اعلام آمادگی برای پیروی از حاکم و اطاعت و پذیرش مسئولیّت ادارهٔ جامعه از سوی او است.<ref name=":02">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۳۷}}</ref> | بیعت از ریشهٔ بیع و به معنای دست دادن یا فشردن جهت پذیرش و پیروی،<ref>{{پک|راغب اصفهانی|۱۴۱۲|ک=مفردات الفاظ قرآن|ص=۶۷|ج=}}</ref> معاوضه و مبادله، دست راست خود را به دست راست دیگری زدن برای خرید و فروش است.<ref>{{پک|ابن فارس|۱۹۷۹|ک=معجم مقاییس اللغة|ص=۳۲۷|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|فراهیدی|۱۴۱۰|ک=العین|ص=۲۶۵|ج=۲}}</ref> اعراب پیش از اسلام، در زمان خرید و فروش و برای قطعی شدن معامله، دست راست خود را بر روی یکدیگر میگذاشتند و آن را صفقه یا بیعت میگفتند.<ref>{{پک|ابن منظور|۱۳۶۳|ک=لسان العرب|ص=ذیل «بیع»|ج=}}</ref><ref>{{پک|طریحی|۱۳۷۵|ک=مجمع البحرین|ص=۲۰۲|ج=۵}}</ref> در تعریف اصطلاحی، بیعت به معنای اعلام آمادگی برای پیروی از حاکم و اطاعت و پذیرش مسئولیّت ادارهٔ جامعه از سوی او است.<ref name=":02">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۳۷}}</ref> | ||
در بحث لغوی، صاحبان معاجم، مفهوم التزامی بیعت یعنی دست دادن در هنگام انعقاد آن را جایگزین تعریف لغوی این واژه نمودهاند. در تعریف اصطلاحی دامنهٔ مفهومی بیعت گسترده است و اختلاف نظر میان اندیشمندان در تعریف آن، نظر به ضیق یا گسترهٔ مفهومی مفاد بیعت، امری طبیعی بهنظر میرسد. تحول مفهومی بیعت در طول تاریخ حاکی از آن است که پس از گذشت مدت زمانی، حقیقت معنای بیعت با گسترش جمعیت و سازوکارهای مختلف نیل به قدرت، دچار تحول و دگرگونی عظیمی شد. بر این اساس، تعریف متأخران از بیعت، انعکاس واقعیت اجتماعی عصر ایشان بوده و با مصادیق ابتدایی بیعت نظیر عصر حیات پیامبر، ناسازگار و گاهی متعارض است.<ref name=":0212">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۹۳}}</ref> | |||
== مصادیق بیعت در تاریخ == | == مصادیق بیعت در تاریخ == | ||
مفاد بیعت در اعصار مختلف و میان گروههای مختلف متفاوت بوده است. از حضور و زندگی در جامعهٔ اسلامی و پذیرفتن شروط زندگی جمعی تا تشکیل نظام سیاسی و تعهد به دفاع و جانفشانی برای تحقق یک آرمان، همگی اموری هستند که در مصادیق مختلف تاریخی مورد توافق و بیعت قرار گرفتهاند. این گستردگی نشان میدهد که بیعت فراتر از تعیین حاکم، بر امور کلیتری مانند اساس حکمرانی و عضویت در جامعهٔ اسلامی نیز کاربرد داشته است.<ref name=":0214">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۹۳-۹۴}}</ref> | |||
=== پیش از اسلام === | === پیش از اسلام === | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۵: | ||
=== عصر ظهور اسلام === | === عصر ظهور اسلام === | ||
نظم نوین سیاسی اسلام با بیعت آغاز شد؛ نخستین بیعتها با پیامبر، بیعت حضرت علی علیهالسلام و همسر پیامبر خدیجه بود که بیعت اسلام نام گرفت. در جریان انذار عشیرة اقربین نیز سخن از بیعت به میان آمد و در برخی نقلها بر آن تصریح شده است. در این جریان، بیعت از سوی پیامبر، مفاهیمی است که پذیرش آن منجر به تغییر برخی از ارزشهای بنیادین اجتماعی و تغییر در ساختار قدرت است.<ref name=":029">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص= | نظم نوین سیاسی اسلام با بیعت آغاز شد؛ نخستین بیعتها با پیامبر، بیعت حضرت علی علیهالسلام و همسر پیامبر خدیجه بود که بیعت اسلام نام گرفت. در جریان انذار عشیرة اقربین نیز سخن از بیعت به میان آمد و در برخی نقلها بر آن تصریح شده است. در این جریان، بیعت از سوی پیامبر، مفاهیمی است که پذیرش آن منجر به تغییر برخی از ارزشهای بنیادین اجتماعی و تغییر در ساختار قدرت است.<ref name=":029">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۷۸}}</ref> دنبالشدن این مفهوم پس از دوران جاهلیت، نشاندهندهٔ جایگاه بنیادین آن بهعنوان مفهومی سیاسی است که افراد جامعه را به رهبر متصل میساخت و حدود تعهدات متقابل را معیّن میکرد. بیعتهای عقبهٔ اول و دوم، بهترتیب با محتوای دینی و سپس با تأکید بر دفاع از جان پیامبر و تشکیل تشکّل نظامی، گامهای اساسی در تحکیم پایههای جامعه اسلامی بودند. از دیگر بیعتهای مهم در سیرهٔ نبوی میتوان به بیعت رضا، رضوان، پیروزی، جن و غدیر نام برد.<ref name=":026">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۳۹-۱۴۰}}</ref> یکی دیگر از بیعتهای پیامبر، بیعت النساء است که تمام مفاد این بیعت<ref>{{پک|حرعاملی|۱۴۰۳|ک=وسائل الشیعه|ص=۱۵۲-۱۵۳|ج=۱۴}}</ref> به وضوح به جنبههای اجتماعی و به تصویر نوعی میثاق اجتماعی اشاره دارد.<ref name=":028">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۷۹-۸۱}}</ref> | ||
=== عصر خلفای راشدین === | === عصر خلفای راشدین === | ||
| خط ۱۸: | خط ۲۱: | ||
=== عصر اُمویان و عباسیان === | === عصر اُمویان و عباسیان === | ||
رسم بیعت با خلیفه در دوران امویان و عباسیان با دگرگونیهایی در شکل و محتوا ادامه یافت. از دورهٔ معاویه تحولی بنیادین در ماهیت و شیوهٔ بیعت رخ داد؛ وی برای استوار ساختن خلافت خود و خاندانش و بیعتگیری برای فرزندش یزید، از ابزارهایی چون تهدید، تطمیع، وعدهٔ حکومت و ایجاد اختلاف بهره جست.<ref>{{پک|عبدالمجید|۱۹۹۸|ک=البیعة عند مفکّری اهل السنة و العقد الاجتماعی|ص=۶۰-۶۱|ج=۱}}</ref> بیعت تا پیش از این دوران یک کنش اختیاری از سوی افراد جامعه در پذیرش یا عدم پذیرش یک توافق بود هرچند قبل از آن نیز با اکراه و اجبار منعقد میشد. در عصر مروانیان بهصورت رسمی صحبت از تنبیه بر ترک و شکنجه در صورت مخالفت با مفاد آن است و هیئت حاکمه ترک بیعت را بهعنوان جرم در جامعه مورد مجازات علنی قرار میداد و نمیخواست ترک بیعت را با سایر عناوین مجرمانه ظاهرسازی کند. همچنین این دوره بهصورت رسمی شامل وضوح اطاعت کامل از فرامین حاکمیت، بدون سنجیدن آنها بوده است.<ref name=":0210">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۸۵ | رسم بیعت با خلیفه در دوران امویان و عباسیان با دگرگونیهایی در شکل و محتوا ادامه یافت. از دورهٔ معاویه تحولی بنیادین در ماهیت و شیوهٔ بیعت رخ داد؛ وی برای استوار ساختن خلافت خود و خاندانش و بیعتگیری برای فرزندش یزید، از ابزارهایی چون تهدید، تطمیع، وعدهٔ حکومت و ایجاد اختلاف بهره جست.<ref>{{پک|عبدالمجید|۱۹۹۸|ک=البیعة عند مفکّری اهل السنة و العقد الاجتماعی|ص=۶۰-۶۱|ج=۱}}</ref> بیعت تا پیش از این دوران یک کنش اختیاری از سوی افراد جامعه در پذیرش یا عدم پذیرش یک توافق بود هرچند قبل از آن نیز با اکراه و اجبار منعقد میشد. در عصر مروانیان بهصورت رسمی صحبت از تنبیه بر ترک و شکنجه در صورت مخالفت با مفاد آن است و هیئت حاکمه ترک بیعت را بهعنوان جرم در جامعه مورد مجازات علنی قرار میداد و نمیخواست ترک بیعت را با سایر عناوین مجرمانه ظاهرسازی کند. همچنین این دوره بهصورت رسمی شامل وضوح اطاعت کامل از فرامین حاکمیت، بدون سنجیدن آنها بوده است.<ref name=":0210">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۸۳-۸۵}}</ref> همچنین بیعت جنبهٔ تشریفاتی نیز یافت و هم در آغاز خلافت برای اعلام وفاداری<ref>{{پک|طبری|۱۳۸۷|ک=تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک|ص=۳۱۱|ج=۷}}</ref> و هم برای تعیین جانشین خلیفه از مردم گرفته میشد.<ref>{{پک|مسعودی|۱۳۸۵|ک=مروج الذّهب|ص=۲۱۰-۲۱۱|ج=۴}}</ref> | ||
در دوره عباسیان، گاهی بیعت با پرداخت پول و وعدههای مالی با نام رزق البیعه همراه بود.<ref>{{پک|قاسمی|۱۴۰۵|ک=نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی|ص=۲۸۶|ج=۱}}</ref> از مردمان شهرهای مختلف توسط والیان بیعت گرفته میشد<ref>{{پک|ذهبی|۱۴۱۴|ک=سیر اعلام النبلاء|ص=۲۳۰|ج=۴}}</ref> و بیعت اختصاصی فرماندهان نظامی و لشکریان نیز در این دوره گزارش شده است.<ref>{{پک|قاسمی|۱۴۰۵|ک=نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی|ص=۲۹۰-۲۹۱|ج=۱}}</ref> گاه بیعت گرفتهشده برای جانشین، توسط خود خلیفه نقض و شخص دیگری جایگزین میشد.<ref>{{پک|طبری|۱۳۸۷|ک=تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک|ص=۹|ج=۸}}</ref> | در دوره عباسیان، گاهی بیعت با پرداخت پول و وعدههای مالی با نام رزق البیعه همراه بود.<ref>{{پک|قاسمی|۱۴۰۵|ک=نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی|ص=۲۸۶|ج=۱}}</ref> از مردمان شهرهای مختلف توسط والیان بیعت گرفته میشد<ref>{{پک|ذهبی|۱۴۱۴|ک=سیر اعلام النبلاء|ص=۲۳۰|ج=۴}}</ref> و بیعت اختصاصی فرماندهان نظامی و لشکریان نیز در این دوره گزارش شده است.<ref>{{پک|قاسمی|۱۴۰۵|ک=نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی|ص=۲۹۰-۲۹۱|ج=۱}}</ref> گاه بیعت گرفتهشده برای جانشین، توسط خود خلیفه نقض و شخص دیگری جایگزین میشد.<ref>{{پک|طبری|۱۳۸۷|ک=تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک|ص=۹|ج=۸}}</ref> | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۸: | ||
== بیعت در تمدن نوین اسلامی == | == بیعت در تمدن نوین اسلامی == | ||
در عصر احیای تمدن اسلامی، نخستین مسئلهٔ پیش رو، بحث از نظام سیاسی در اسلام و ماهیت آن است که اهمیت بازخوانی مفاهیم مرتبط با نظام اسلامی را در سدههای نخستین ظهور اسلام دوچندان مینماید. یکی از مفاهیم تأثیرگذار در اندیشهٔ سیاسی اسلام، مفهوم بیعت است که به دلیل گستردگی تحولات و گرایشات مختلف سیاسی، دچار نوعی اجمال شده و این اجمال گاه زمینهساز خطا در تبیین آن گردیده است. مفهوم بیعت شامل معانی مختلفی است که در چند نقطهٔ تأثیرگذار دچار اختلاف هستند؛ از جمله اینکه بیعت صرفاً نوعی تشریفات سیاسی به معنای ابراز وفاداری به حاکم مستقر است یا فراتر از آن، نوعی کنش سیاسی در تعیین حاکم محسوب میشود. همچنین بیعت نه تنها در مسئلهٔ تعیین حاکم، بلکه در ابلاغ قوانین، ورود به جامعهٔ اسلامی و تشکیل یک حاکمیت نیز مؤثر بوده است. تا پیش از وفات پیامبر، سنت اجتماعی بیعت، صرفاً یک کنش سیاسی بود که با واقعیت سروکار داشت، اما پس از رحلت پیامبر، جدیترین اختلاف در کارویژهٔ آن مطرح گردید که ناظر به مشروعیتبخشی بیعت به یک ساختار سیاسی است. پرداختن به این دسته از مسائل، بدون نگاه به تاریخ آن میسر نیست؛ ازاینرو در این مطالعه، پیش از طرح مسائل فوق، به مصادیق بیعت در تاریخ اسلام نیز پرداخته شده است.<ref name=":0213">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۷۳ و ۹۴-۹۳}}</ref> | |||
== اثربخشی بیعت در بستر جامعه و حکومت == | |||
در عصرهای متقدم و در قیامهای اجتماعی، بیعت صرفاً به معنای تعیین حاکم و امرا نبوده است، بلکه بر امور کلیتری مانند اساس حکمرانی و عضویت در جامعهٔ اسلامی نیز کاربرد قابلتوجهی داشته است. این امر نشان میدهد که کارکرد بیعت فراتر از تعیین امرا و حکام بوده و بهگونهای گستردهتر در تشکیل جامعه و پس از آن، در تکوین ساختار قدرت سیاسی و دخلوتصرف در توسعه و تضییق آن تأثیرگذار بوده است.<ref name=":0211">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۸۹}}</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۹۱: | خط ۹۸: | ||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=قاسمی|نام=ظافر|عنوان=نظام الحكم فی الشريعة و التاريخ الإسلامی|سال=۱۴۰۵|مکان=بیروت|ناشر=دار النفائس|پیوند نویسنده=ظافر قاسمی|پیوند=|کوشش=|مترجم=|شابک=|دوره=}} | {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=قاسمی|نام=ظافر|عنوان=نظام الحكم فی الشريعة و التاريخ الإسلامی|سال=۱۴۰۵|مکان=بیروت|ناشر=دار النفائس|پیوند نویسنده=ظافر قاسمی|پیوند=|کوشش=|مترجم=|شابک=|دوره=}} | ||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=کلانتر نیستانکی|نام۱=محمد رضا|تاریخ=۱۴۰۳|عنوان=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|پیوند=https://www. | {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=کلانتر نیستانکی|نام۱=محمد رضا|تاریخ=۱۴۰۳|عنوان=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|پیوند=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2221095/%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C|ژورنال=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|دوره=سوم|شماره=دهم|صفحات=۷۳-۹۷|نام۲=حمید|نام خانوادگی۲=صالحی|نام۳=|نام خانوادگی۳=}} | ||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مسعودی|نام=علی بن حسین|عنوان=مروج الذّهب و معادن الجوهر|سال=۱۳۸۵|مکان=مصر|ناشر=محمد محیی الدین عبدالحمید|پیوند نویسنده=علی بن حسین مسعودی|پیوند=|کوشش=|مترجم=|شابک=|دوره=}} | {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مسعودی|نام=علی بن حسین|عنوان=مروج الذّهب و معادن الجوهر|سال=۱۳۸۵|مکان=مصر|ناشر=محمد محیی الدین عبدالحمید|پیوند نویسنده=علی بن حسین مسعودی|پیوند=|کوشش=|مترجم=|شابک=|دوره=}} | ||