بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۹: خط ۱۹:
== نیروهای فعال در نهضت مشروطه ==
== نیروهای فعال در نهضت مشروطه ==


* توده‌های شهری که به‌طور عمده از طبقات متوسط و فقیر شهر تشکیل می‌شدند و مهم‌ترین بخش آنان را کسبه، بازاریان و اهل حرف و صنعت تشکیل می‌دادند، به‌عنوان پشتوانه تودهای انقلاب، در بستنشینی‌ها و مقاومت در برابر استبداد نقش پیشگام داشتند.<ref>{{پک|شهبازی|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=جریان شناسی جنبش مشروطه|ص=۳۹۷}}</ref>
* توده‌های شهری که به‌طور عمده از طبقات متوسط<ref group="دیدگاه">ایا این طبقه پیشگام بودند مثل علما یا اینکه پیرو بودند؟ بهتر است که نیروهای پیرو و پیشرو تفکیک شود. </ref> و فقیر شهر تشکیل می‌شدند و مهم‌ترین بخش آنان را کسبه، بازاریان و اهل حرف و صنعت تشکیل می‌دادند، به‌عنوان پشتوانه تودهای انقلاب، در بستنشینی‌ها و مقاومت در برابر استبداد نقش پیشگام داشتند.<ref>{{پک|شهبازی|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=جریان شناسی جنبش مشروطه|ص=۳۹۷}}</ref>
* علما و روحانیون که با توده مردم و بازاریان پیوندی نزدیک داشتند، در میان آنان مراجع ثلاث: آخوند خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی و میرزا خلیل تهرانی با صدور فتواها و اعلامیه‌های متعدد، نقش تعیین‌کننده‌ای در بسیج مردمی و تضعیف حکومت قاجار ایفا کردند. این گروه بعد از پیروزی مشروطه اول به دو دسته تقسیم شدند: گروهی که از خلع محمدعلیشاه دفاع می‌کردند و گروهی که خطر اصلی را از جانب غربگرایان افراطی می‌دانستند که شیخ فضل‌الله نوری برجسته‌ترین چهره آن بود.<ref>{{پک|شهبازی|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=جریان شناسی جنبش مشروطه|ص=۳۹۷}}</ref>
* علما و روحانیون که با توده مردم و بازاریان پیوندی نزدیک داشتند، در میان آنان مراجع ثلاث: آخوند خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی و میرزا خلیل تهرانی با صدور فتواها و اعلامیه‌های متعدد، نقش تعیین‌کننده‌ای در بسیج مردمی و تضعیف حکومت قاجار ایفا کردند. این گروه بعد از پیروزی مشروطه اول به دو دسته تقسیم شدند: گروهی که از خلع محمدعلیشاه دفاع می‌کردند و گروهی که خطر اصلی را از جانب غربگرایان افراطی می‌دانستند که شیخ فضل‌الله نوری برجسته‌ترین چهره آن بود.<ref>{{پک|شهبازی|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=جریان شناسی جنبش مشروطه|ص=۳۹۷}}</ref>
* دیوانسالاران غربگرا‌‌‌‌‌ که نخبگانی دوزیستی بودند؛ یعنی هم در دستگاه حکومتی حضور داشتند و از مناصب دولتی و مزایای مادی بهرهمند میشدند و هم در موضع اپوزیسیون به نقد ساختار سیاسی میپرداختند. این گروه، استخوانبندی اولیه جریان غربگرایی را تشکیل میدادند و با بهرهگیری از اهرمهای قدرت، در نهایت گوی سبقت را از دیگر گروهها ربودند.<ref>{{پک|شهبازی|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=جریان شناسی جنبش مشروطه|ص=۳۹۸}}</ref>
* دیوانسالاران غربگرا‌‌‌‌‌ که نخبگانی دوزیستی بودند؛ یعنی هم در دستگاه حکومتی حضور داشتند و از مناصب دولتی و مزایای مادی بهرهمند میشدند و هم در موضع اپوزیسیون به نقد ساختار سیاسی میپرداختند. این گروه، استخوانبندی اولیه جریان غربگرایی را تشکیل میدادند و با بهرهگیری از اهرمهای قدرت، در نهایت گوی سبقت را از دیگر گروهها ربودند.<ref>{{پک|شهبازی|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=جریان شناسی جنبش مشروطه|ص=۳۹۸}}</ref>
* بازرگانان که به گروه کمپرادور معروف بود و بزرگترین تجار ایران را در بر می‌گرفت، پیوندی نزدیک با دیوانسالاران غربگرا داشت و با حمایت مالی از بست‌نشینی‌ها و انجمن‌های مخفی، نقشی اساسی در پیشبرد انقلاب ایفا کرد، اما به‌تدریج با نگرانی از بیثباتی سیاسی و اقتصادی، حمایت خود را از انقلاب پس گرفت.<ref>{{پک|شهبازی|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=جریان شناسی جنبش مشروطه|ص=۳۹۸}}</ref>
* بازرگانان که به گروه کمپرادور معروف بود و بزرگترین تجار ایران را در بر می‌گرفت، پیوندی نزدیک با دیوانسالاران غربگرا داشت و با حمایت مالی از بست‌نشینی‌ها و انجمن‌های مخفی، نقشی اساسی در پیشبرد انقلاب ایفا کرد، اما به‌تدریج با نگرانی از بیثباتی سیاسی و اقتصادی، حمایت خود را از انقلاب پس گرفت.<ref>{{پک|شهبازی|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=جریان شناسی جنبش مشروطه|ص=۳۹۸}}</ref><ref group="دیدگاه">همه بازرگانان دست از حمایت بردشتن یا یک قشر خاص انها؟</ref>
* سران ایلات و عشایر که حدود یک‌چهارم جمعیت ایران را تشکیل می‌دادند، با اتکا به نیروی نظامی و نفوذ قبیله‌ای، در حوادث مشروطه تأثیرگذار بودند و با ورود به صحنه، در بی‌ثبات‌کردن اوضاع کشور نقش‌آفرینی کردند و گاه نیز به حمایت از یکی از دو طرف مبارزه پرداختند.
* سران ایلات و عشایر که حدود یک‌چهارم جمعیت ایران را تشکیل می‌دادند، با اتکا به نیروی نظامی و نفوذ قبیله‌ای، در حوادث مشروطه تأثیرگذار بودند و با ورود به صحنه، در بی‌ثبات‌کردن اوضاع کشور نقش‌آفرینی کردند و گاه نیز به حمایت از یکی از دو طرف مبارزه پرداختند.
* روشنفکران که هرچند به‌مثابه یک گروه اجتماعی قابل‌ اعتنا هنوز شکل نگرفته بودند، اما حلقه‌های اولیه آنان در پیرامون مطبوعات و محافل فکری، به نشر مفاهیم مشروطه‌خواهی، قانون‌طلبی و ناسیونالیسم پرداختند و کادرهای فکری و اجرایی مشروطیت را تأمین کردند.<ref>{{پک|شهبازی|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=جریان شناسی جنبش مشروطه|ص=۳۹۸}}</ref>
* روشنفکران که هرچند به‌مثابه یک گروه اجتماعی قابل‌ اعتنا هنوز شکل نگرفته بودند، اما حلقه‌های اولیه آنان در پیرامون مطبوعات و محافل فکری، به نشر مفاهیم مشروطه‌خواهی، قانون‌طلبی و ناسیونالیسم پرداختند و کادرهای فکری و اجرایی مشروطیت را تأمین کردند.<ref>{{پک|شهبازی|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=جریان شناسی جنبش مشروطه|ص=۳۹۸}}</ref>
خط ۳۰: خط ۳۰:


== اهداف و اصول نهضت مشروطه ==
== اهداف و اصول نهضت مشروطه ==
مهم‌ترین اهداف نهضت مشروطه، تحقق آرمان‌های اسلامی با ایجاد نهادهای مناسب مانند تأسیس عدالتخانه، محدودشدن استبداد و ستم دربار، مشورت‌پذیری حاکمان از طریق تأسیس دارالشورا و مبارزه با استبداد بود<ref>{{پک|قریشی کرین|قوامی|۱۴۰۰|ک=دانشنامه امام خمینی|ف=نهضت مشروطه|ص=۲۰۸}}</ref> و نهادهای برآمده از این جنبش، از جمله مجلس شورای ملی و هیأت نظارت روحانیون، چنین وظیفه‌ای را بر عهده داشتند. قانون اساسی مشروطیت (۱۲۸۵ش) که ۵۱ اصل داشت، عمدتاً به ترتیب کار مجلسین و نحوه رأی‌گیری اختصاص یافته بود و از حقوق ملت سخنی به میان نیاورده بود. این کاستی، به تدوین متمم قانون اساسی در ۱۴ مهر ۱۲۸۶ش انجامید که با ۱۰۷ اصل و یک اصل الحاقی، به‌عنوان یکی از اسناد کلیدی مشروطه، مبانی هویت و حاکمیت ملی را بازتعریف کرد.<ref>{{پک/بن|م۸|ک=وب‌سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی|ف=مشروطه مشروعه آرزوی دیرین علما و مردم بود}}</ref> متمم قانون اساسی مؤلفه‌های هویتی تازه‌ای را در این دوره تعریف کرد: اعلام دین اسلام به‌عنوان دین رسمی و تشیع به‌عنوان مذهب رسمی کشور، نظارت مجتهدان بر قوانین مجلس، تعیین تهران به‌عنوان پایتخت، معرفی پرچم سه‌رنگ شیر و خورشید، حاکمیت ملت، برابری در برابر قانون، آزادی اجتماعات، آزادی تحصیل، مصونیت مالکیت و استقلال قضات<ref>{{پک/بن|۱۰۳|ک=وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی|ف=متمم قانون اساسی مشروطه}}</ref>
مهم‌ترین اهداف نهضت مشروطه، تحقق آرمان‌های اسلامی<ref group="دیدگاه">آیا این عمومی بود یا فقط برای علما؟ اگر این عمومی بود و مهمترین هدف پس علما و دینداران هم نقش اصلی داشته اند. بنابراین قسمت قبلی که نیروهای سهیم در مشروطه بود باید بازخوانی شود</ref> با ایجاد نهادهای مناسب مانند تأسیس عدالتخانه، محدودشدن استبداد و ستم دربار، مشورت‌پذیری حاکمان از طریق تأسیس دارالشورا و مبارزه با استبداد بود<ref>{{پک|قریشی کرین|قوامی|۱۴۰۰|ک=دانشنامه امام خمینی|ف=نهضت مشروطه|ص=۲۰۸}}</ref> و نهادهای برآمده از این جنبش، از جمله مجلس شورای ملی و هیأت نظارت روحانیون، چنین وظیفه‌ای را بر عهده داشتند. قانون اساسی مشروطیت (۱۲۸۵ش) که ۵۱ اصل داشت، عمدتاً به ترتیب کار مجلسین و نحوه رأی‌گیری اختصاص یافته بود و از حقوق ملت سخنی به میان نیاورده بود. این کاستی، به تدوین متمم قانون اساسی در ۱۴ مهر ۱۲۸۶ش انجامید که با ۱۰۷ اصل و یک اصل الحاقی، به‌عنوان یکی از اسناد کلیدی مشروطه، مبانی هویت و حاکمیت ملی را بازتعریف کرد.<ref>{{پک/بن|م۸|ک=وب‌سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی|ف=مشروطه مشروعه آرزوی دیرین علما و مردم بود}}</ref> متمم قانون اساسی مؤلفه‌های هویتی تازه‌ای را در این دوره تعریف کرد: اعلام دین اسلام به‌عنوان دین رسمی و تشیع به‌عنوان مذهب رسمی کشور، نظارت مجتهدان بر قوانین مجلس، تعیین تهران به‌عنوان پایتخت، معرفی پرچم سه‌رنگ شیر و خورشید، حاکمیت ملت، برابری در برابر قانون، آزادی اجتماعات، آزادی تحصیل، مصونیت مالکیت و استقلال قضات<ref>{{پک/بن|۱۰۳|ک=وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی|ف=متمم قانون اساسی مشروطه}}</ref><ref group="دیدگاه">شما اصول مندرج در قانون اساسی را ذکر کردید ولی خود اصول مشروطه خواهی را که حتی مقدم بر قانون اساسی بوده را ذکر نکردید. </ref>


== دستاوردها ==
== دستاوردها ==
به نظر محققان نهضت مشروطه دارای پیامدهایی بود؛ از جمله:  
به نظر محققان نهضت مشروطه دارای پیامدهایی بود<ref group="دیدگاه">پیامد دقیقا دستاورد نیست</ref>؛ از جمله:  
* تبدیل نظریۀ شاه‌محوری به قانون‌محوری، تأسیس مجلس شورای ملی به‌عنوان نخستین نهاد قانون‌گذاری منتخب مردم، تدوین نخستین قانون اساسی کشور و متمم آن، رسمیت‌یافتن تفکیک قوا، و ورود مفاهیمی چون آزادی، عدالت، برابری و انتخابات به گفتمان عمومی.<ref>{{پک|همراهی|۱۴۰۰|ک=جامعه شناسی سیاسی ایران|ف=تاثیر مولفه های سرمایه اجتماعی بر روند شکل گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران|ص=۲۷۹}}</ref>  
* تبدیل نظریۀ شاه‌محوری به قانون‌محوری، تأسیس مجلس شورای ملی به‌عنوان نخستین نهاد قانون‌گذاری منتخب مردم، تدوین نخستین قانون اساسی کشور و متمم آن، رسمیت‌یافتن تفکیک قوا، و ورود مفاهیمی چون آزادی، عدالت، برابری و انتخابات به گفتمان عمومی.<ref>{{پک|همراهی|۱۴۰۰|ک=جامعه شناسی سیاسی ایران|ف=تاثیر مولفه های سرمایه اجتماعی بر روند شکل گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران|ص=۲۷۹}}</ref>  
* مشروطه با گسترش آزادی بیان و قلم، به دگرگونی بنیادین در زبان و ادب فارسی انجامید و ادبیات را از حاشیه‌نشینی درباری به ابزاری برای آگاهی‌بخشی، نقد اجتماعی و مبارزه با نابسامانی‌ها بدل کرد.<ref>{{پک| ملایی توانی|۱۴۰۱|ک=تاریخ نامه ایران بعد از اسلام|ف=مشروطه مبدا تاریخ معاصر ایران|ص=۱۳۷-۱۴۰}}</ref>
* مشروطه با گسترش آزادی بیان و قلم، به دگرگونی بنیادین در زبان و ادب فارسی انجامید و ادبیات را از حاشیه‌نشینی درباری به ابزاری برای آگاهی‌بخشی، نقد اجتماعی و مبارزه با نابسامانی‌ها بدل کرد<ref group="دیدگاه">اگر ادبیات با نظام قدرت پیوند بخورد رشد نمی کند؟ فوکو غیر از این را می گوید. ضمن اینکه ضدشناختی هم است. یعنی جمهوری اسلامی هم نباید در عرصه زبان و ادبیات دخالت کند. </ref>.<ref>{{پک| ملایی توانی|۱۴۰۱|ک=تاریخ نامه ایران بعد از اسلام|ف=مشروطه مبدا تاریخ معاصر ایران|ص=۱۳۷-۱۴۰}}</ref>
* همچنین این نهضت با ایجاد نگرشی نو به سرنوشت و حقوق انسان، زمینه را برای شکل‌گیری انسانِ نواندیش و تحول‌خواه فراهم ساخت و با گشودن فضای عمومی به روی زنان، نخستین گام‌ها را در جهت برابری حقوقی و حضور اجتماعی آنان برداشت.<ref>{{پک| ملایی توانی|۱۴۰۱|ک=تاریخ نامه ایران بعد از اسلام|ف=مشروطه مبدا تاریخ معاصر ایران|ص=۱۳۷-۱۴۰}}</ref>  
* همچنین این نهضت با ایجاد نگرشی نو<ref group="دیدگاه">این نو از چه نوع است؟ نو غربی یا نو اسلامی ایرانی؟ روی ادبیات دقت کنید</ref> به سرنوشت و حقوق انسان<ref group="دیدگاه">کدام انسان و کدام حقوق؟</ref>، زمینه را برای شکل‌گیری انسانِ نواندیش<ref group="دیدگاه">انسان نو اندیش بر کدام گفتمان نو اندیشی میکند؟ </ref> و تحول‌خواه فراهم ساخت و با گشودن فضای عمومی به روی زنان<ref group="دیدگاه">فضای عمومی که زنان را به آن سمت هدایت می کرد چه نوع فضایی بود؟ </ref>، نخستین گام‌ها را در جهت برابری حقوقی<ref group="دیدگاه">برابری حقوقی در کدام عرصه ها؟ حقوق زنان از سوی چه کسانی یا نهادی ضایع شده بود که مشروطه آن را جبران میکرد؟</ref> و حضور اجتماعی آنان برداشت.<ref>{{پک| ملایی توانی|۱۴۰۱|ک=تاریخ نامه ایران بعد از اسلام|ف=مشروطه مبدا تاریخ معاصر ایران|ص=۱۳۷-۱۴۰}}</ref>  
* پژوهشگران معتقدند دست‌آوردهای ایران در نهضت مشروطه، اگرچه در استبداد پهلوی تضعیف شد، اما به نقطۀ عطفی در تاریخ سیاسی کشور تبدیل شد که مفاهیم و نهادهای آن بعدها در انقلاب اسلامی ایران نیز بازتاب یافت.<ref>{{پک|همراهی|۱۴۰۰|ک=جامعه شناسی سیاسی ایران|ف=تاثیر مولفه های سرمایه اجتماعی بر روند شکل گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران|ص=۲۷۹}}</ref>
* پژوهشگران معتقدند دست‌آوردهای ایران در نهضت مشروطه، اگرچه در استبداد پهلوی تضعیف شد، اما به نقطۀ عطفی در تاریخ سیاسی کشور تبدیل شد که مفاهیم و نهادهای آن بعدها در انقلاب اسلامی ایران نیز بازتاب یافت.<ref>{{پک|همراهی|۱۴۰۰|ک=جامعه شناسی سیاسی ایران|ف=تاثیر مولفه های سرمایه اجتماعی بر روند شکل گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران|ص=۲۷۹}}</ref>


خط ۴۸: خط ۴۸:


== ادبیات نهضت مشروطه ==
== ادبیات نهضت مشروطه ==
ادبیات نهضت مشروطه، به آفرینش‌های ادبی گفته است که در آن شاعران و نویسندگان، ادبیات را به ابزاری برای بیان اهداف سیاسی و اجتماعی، از جمله آگاهی‌بخشی به افکار عمومی، آزادی و استقرار مشروطیت تبدیل کردند. این ادبیات در جدال با ادبیات کهنه، در دو عرصه محتوا و زبان، رویکردی نو و سنت‌شکن داشت و با طرح مضامینی چون وطن، قانون، آزادی، نقد سنت‌ها و برابری زنان، به زبانی ساده و عامیانه روی آورد. به‌نظر پژوهشگران شعر این دوره با خروج از دربار و نزدیکی به زبان کوچه و بازار، در قالب‌هایی چون تصنیف و مستزاد جلوه‌گر شد و نثر نیز با تأثیرپذیری از روزنامه‌نگاری، به سمت سادگی و روانی پیش رفت و زمینه‌ساز پیدایش داستان‌نویسی مدرن شد. محققان از شاعران و نویسندگان شاخص این دوره  ملک‌الشعرای بهار، ایرج میرزا، میرزاده عشقی، دهخدا و محمدعلی فروغی را نام برده‌اند.<ref>{{پک/بن|۱۰۱۳|ک=وب‌سایت پژوهه|ف=ادبیات مشروطه}}</ref> ملک الشعرای بهار تاریخچه نضهت مشروطه را در یک قصیدۀ بلند روایت کرده که چند بیت اول آن عبارت است از:<ref>{{پک/بن|م۶|ک=وب‌سایت گنجور|ف=تاریخچه انقلاب مشروطه}}</ref>  
ادبیات نهضت مشروطه، به آفرینش‌های ادبی گفته است که در آن شاعران و نویسندگان،<ref group="دیدگاه">این عبارت «ادبیات نهضت مشروطه، به آفرینش‌های ادبی گفته است که در آن شاعران و نویسندگان،» به چه معنا است؟ </ref> ادبیات را به ابزاری برای بیان اهداف سیاسی و اجتماعی، از جمله آگاهی‌بخشی به افکار عمومی، آزادی و استقرار مشروطیت تبدیل کردند. این ادبیات در جدال با ادبیات کهنه، در دو عرصه محتوا و زبان، رویکردی نو و سنت‌شکن داشت و با طرح مضامینی چون وطن، قانون، آزادی، نقد سنت‌ها و برابری زنان، به زبانی ساده و عامیانه روی آورد. به‌نظر پژوهشگران شعر این دوره با خروج از دربار و نزدیکی به زبان کوچه و بازار، در قالب‌هایی چون تصنیف و مستزاد جلوه‌گر شد و نثر نیز با تأثیرپذیری از روزنامه‌نگاری، به سمت سادگی و روانی پیش رفت و زمینه‌ساز پیدایش داستان‌نویسی مدرن شد. محققان از شاعران و نویسندگان شاخص این دوره  ملک‌الشعرای بهار، ایرج میرزا، میرزاده عشقی، دهخدا و محمدعلی فروغی را نام برده‌اند.<ref>{{پک/بن|۱۰۱۳|ک=وب‌سایت پژوهه|ف=ادبیات مشروطه}}</ref> ملک الشعرای بهار تاریخچه نضهت مشروطه را در یک قصیدۀ بلند روایت کرده که چند بیت اول آن عبارت است از:<ref>{{پک/بن|م۶|ک=وب‌سایت گنجور|ف=تاریخچه انقلاب مشروطه}}</ref>  


{{شعر جدید
{{شعر جدید