| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
== دین == | == دین == | ||
در دوران قاجار، آموزههای اسلام و [[تشیع]]، زیربنای اعتقادی و رفتاری اکثر مردم را تشکیل میداد و شعائری چون [[روضهخوانی]]، [[تعزیه]] و [[عزاداری امام حسین|سوگواری محرم]]، [[همبستگی اجتماعی]] را استحکام میبخشید. با این حال، [[خرافهگرایی|خرافاتی]] مانند [[دعانویسی]]، [[طلسم]] و اعتقاد به [[جادو]] نیز میان مردم رواج داشت.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص357-358.</ref> در دورۀ قاجار، اکثریت جمعیت ایران را مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) تشکیل میدادند و اقلیتهای دینی از جمله [[یهودیان ایران|یهودیان]]، [[ارامنه ایران|ارامنه]] و [[آشوریان ایران|آشوریان]]، در هر شهر به محلات خاص خود محدود بودند و امکان سکونت در محلات مسلماننشین را نداشتند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۳۷۷-۳۷۸.</ref> حاکمیت شریعت در دورۀ قاجار، به شکلگیری فضایل اخلاقی در جامعه انجامید و [[تربیت فرزند]] بر پایهٔ آموزش [[فقه اسلامی]]، [[عبادت|عبادات]]، [[پاکدامنی]] و پرهیز از محرماتی چون [[شراب]] و [[قمار]] استوار بود. خانوادهها با تشویق فرزندان به [[ازدواج بههنگام]]، میکوشیدند آنان را از [[انحراف اخلاقی]] مصون دارند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص354.</ref> شاهان قاجار در ابتدا به اسلام و مذهب [[شیعه]] توجه داشتند و با علما رابطهٔ خوبی برقرار کردند؛ مبارزه با بابیت، احترام به آیینهای مذهبی و شرکت در مراسم عزاداری در ماه [[ماه محرم|محرم]]، شاهان قاجار را نزد مردم و روحانیت، موجه نشان میداد؛ اما با فاصلهگرفتن تدریجی شاهان از [[دینداری]]، نارضایتی عمومی افزایش یافت و ناکارآمدی دربار بیشتر شد.<ref>دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، 1401ش، ص204-205.</ref> | در دوران قاجار، آموزههای اسلام و [[تشیع]]، زیربنای اعتقادی و رفتاری اکثر مردم را تشکیل میداد و شعائری چون [[روضهخوانی]]، [[تعزیه]] و [[عزاداری امام حسین|سوگواری محرم]]، [[همبستگی اجتماعی]] را استحکام میبخشید. با این حال، [[خرافهگرایی|خرافاتی]] مانند [[دعانویسی]]، [[طلسم]] و اعتقاد به [[جادو]] نیز میان مردم رواج داشت.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص357-358.</ref> در دورۀ قاجار، اکثریت جمعیت ایران را مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) تشکیل میدادند و اقلیتهای دینی از جمله [[یهودیان ایران|یهودیان]]، [[ارامنه ایران|ارامنه]] و [[آشوریان ایران|آشوریان]]، در هر شهر به محلات خاص خود محدود بودند و امکان سکونت در محلات مسلماننشین را نداشتند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۳۷۷-۳۷۸.</ref> حاکمیت شریعت در دورۀ قاجار، به شکلگیری فضایل اخلاقی در جامعه انجامید و [[تربیت فرزند]] بر پایهٔ آموزش [[فقه اسلامی]]، [[عبادت|عبادات]]، [[پاکدامنی]] و پرهیز از محرماتی چون [[شراب]] و [[قمار]] استوار بود. خانوادهها با تشویق فرزندان به [[ازدواج بههنگام]]، میکوشیدند آنان را از [[انحراف اخلاقی]] مصون دارند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص354.</ref> شاهان قاجار در ابتدا به اسلام و مذهب [[شیعه]] توجه داشتند و با علما رابطهٔ خوبی برقرار کردند؛ مبارزه با بابیت، احترام به آیینهای مذهبی و شرکت در مراسم عزاداری در ماه [[ماه محرم|محرم]]، شاهان قاجار را نزد مردم و روحانیت، موجه نشان میداد؛ اما با فاصلهگرفتن تدریجی شاهان از [[دینداری]]، نارضایتی عمومی افزایش یافت و ناکارآمدی دربار بیشتر شد.<ref>دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، 1401ش، ص204-205.</ref> | ||