|
|
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{درشت|'''قاجاریه؛'''}} سلسهٔ پادشاهی ایرانی در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری. | | {{درشت|'''قاجاریه؛'''}} سلسهٔ پادشاهی ایرانی در سدههای سیزدهم و چهاردهم هجری. |
|
| |
|
| قاجاریه، نام سلسلهٔ پادشاهی است که به دست آغامحمدخان قاجار بنیان نهاده شد و بر ایران حکومت کرد. این سلسله که ریشه در ایل قاجار داشت، با یکپارچهسازی مجدد سرزمین ایران و ایجاد ثبات نسبی پس از دورهٔ هرج و مرج، توانست مرزهای پایداری را تثبیت کند. از مهمترین رویدادهای دورهٔ قاجار میتوان به جنگهای ایران و روس، واگذاری امتیازات به بیگانگان، اصلاحات [[امیرکبیر]] و صدور فرمان مشروطیت اشاره کرد. با وجود دستاوردهایی چون گسترش مناسبات با غرب و آشنایی با علوم نوین، کاستیهایی نظیر نفوذ بیگانگان، ناکارآمدی دولت و نارضایتی عمومی، زمینهساز تزلزل این سلسله گردید. سرانجام قاجاریه در ۱۳۰۴ش با رأی مجلس شورای ملی به انقراض انجامید و قدرت به دودمان پهلوی منتقل شد. | | قاجاریه، نام سلسلهٔ پادشاهی است که به دست [[آقامحمدخان قاجار]] بنیان نهاده شد و بر [[ایران]] حکومت کرد. این سلسله که ریشه در [[ایل قاجار]] داشت، با یکپارچهسازی مجدد سرزمین ایران و ایجاد ثبات نسبی پس از دورهٔ هرجومرج، توانست مرزهای پایداری را تثبیت کند. از مهمترین رویدادهای دورهٔ قاجار میتوان به جنگهای ایران و روس، واگذاری امتیازات به بیگانگان، اصلاحات [[امیرکبیر]] و صدور فرمان مشروطیت اشاره کرد. با وجود دستاوردهایی چون گسترش مناسبات با غرب و آشنایی با علوم نوین، کاستیهایی نظیر نفوذ بیگانگان، ناکارآمدی دولت و نارضایتی عمومی، زمینهساز تزلزل این سلسله گردید. سرانجام قاجاریه در ۱۳۰۴ش با رأی مجلس شورای ملی به انقراض انجامید و قدرت به دودمان پهلوی منتقل شد. |
|
| |
|
| == معرفی == | | == معرفی == |
| قاجاریه سلسلهای حکومتی بود که از ۱۲۱۰ق (۱۷۹۶م) با بهقدرترسیدن آقامحمدخان قاجار آغاز شد و تا ۱۳۴۴ق (۱۹۲۵م) با انقراض این سلسله در زمان احمدشاه و رویکارآمدن رضاخان پهلوی به پایان رسید. شش پادشاه دیگر از این دودمان بر ایران حکومت کردند: فتحعلیشاه، محمدشاه، ناصرالدینشاه، مظفرالدینشاه، محمدعلیشاه و احمدشاه (آخرین شاه). [[ایران در دوران قاجاریه]] که حدود ۱۳۰ سال طول کشید با رویدادهای مهمی مواجه شد که بر ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران مؤثر بود.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)، ۱۳۸۷ش، ص۴۱، ۱۱۷ و ۵۱۹.</ref> | | قاجاریه خاندانی پادشاهی بود که از سال ۱۲۱۰ق (۱۷۹۶م) با به قدرت رسیدن [[آقامحمدخان قاجار]] آغاز شد و تا سال ۱۳۴۴ق (۱۹۲۵م) با خلع آخرین شاه قاجار و روی کار آمدن رضاخان پهلوی ادامه یافت. در این میان، شش شاه دیگر از این دودمان بر ایران حکومت کردند: [[فتحعلیشاه]]، [[محمدشاه]]، [[ناصرالدینشاه]]، [[مظفرالدینشاه]]، [[محمدعلیشاه]] و [[احمدشاه]]. این سلسله حدود ۱۳۰ سال دوام آورد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)، ۱۳۸۷ش، ص۴۱، ۱۱۷ و ۵۱۹.</ref> |
|
| |
|
| == بنیانگذار == | | == بنیانگذار == |
| بنیانگذار سلسله قاجاریه، آغامحمدخان قاجار (ح ۱۱۵۵–۱۲۱۱ق)، فرزند محمدحسنخان قوانلو، در استرآباد به دنیا آمد.<ref>اعتمادالسّلطنه، منتظم ناصری، ۱۳۰۰ق، ج۳، ص۲۳.</ref> وی پس از کشتهشدن پدرش در ۱۱۷۲ق، رئیس تیرهٔ قوانلو شد<ref>ملکم، تاریخ ایران، ۱۳۰۳ق، ج۲، ص۳۳۶.</ref> و نزدیک به ۱۶ سال در دربار [[کریمخان زند]]، با رفتاری محترمانه، روزگار گذراند و از اوضاع سیاسی آگاهی یافت.<ref>ساسانی، سیاستگران دوره قاجار، ۱۳۳۸ش، ص۲۹۶؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2143080/جریان-شناسی-نخبگانی-در-ایران-معاصر-مطالعه-موردی-دوره-قاجار پریزاد و هادیمنش، «جریانشناسی نخبگانی در ایران معاصر؛مطالعه موردی دورۀ قاجار»، 1402ش، ص۲۵.]</ref> با آگاهی از بیماری و مرگ قریبالوقوع کریمخان، در ۱۱۹۳ق از [[شیراز]] گریخت و به شمال ایران رفت و با بهرهگیری از اختلافات داخلی [[زندیه|زندیان]]، بر [[گیلان]]، [[مازندران]] و زنجان تسلط یافت.<ref>پیرنیا و اقبال، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۷۵۴–۷۵۹.</ref><ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱، ص۴۷۶.</ref> وی با یکپارچهسازی تیرههای مختلف قاجار و سرکوب رقیبان ایلی، از جمله برادرش مرتضیقلیخان، توانست بر بیشتر ایالات ایران چیره شود و [[تهران]] را بهعنوان مرکز حکومت خود برگزیند.<ref>سپهر، ناسخ التواریخ، ۱۳۵۸ق، ج۱، ص۳۴</ref> وی سرانجام با شکست لطفعلیخان زند در ۱۲۰۹ق، به قدرت برتر کشور تبدیل شد<ref>ملکم، تاریخ ایران، ۱۳۰۳ق، ج۱، ص۳۳۷.</ref> و در ۱۲۱۰ق در تهران بهعنوان پادشاه ایران تاجگذاری کرد و سلسلهٔ قاجاریه را بنیان نهاد.<ref>پاکروان، آغا محمد خان قاجار، ۱۳۴۸ش، ص۳۱؛ اعتمادالسلطنه، منتظم ناصری، ۱۳۰۰ق، ج۲، ص۳۱۶</ref> | | بنیانگذار سلسلهٔ قاجار، آقامحمدخان قاجار (حدود ۱۱۵۵–۱۲۱۱ق)، فرزند محمدحسنخان قوانلو، در استرآباد زاده شد.<ref>اعتمادالسّلطنه، منتظم ناصری، ۱۳۰۰ق، ج۳، ص۲۳.</ref> پس از کشتهشدن پدرش در ۱۱۷۲ق، ریاست تیرهٔ قوانلو را بر عهده گرفت<ref>ملکم، تاریخ ایران، ۱۳۰۳ق، ج۲، ص۳۳۶.</ref> و حدود ۱۶ سال را در دربار [[کریمخان زند]] با احترام سپری کرد و از اوضاع سیاسی آگاهی یافت.<ref>ساسانی، سیاستگران دوره قاجار، ۱۳۳۸ش، ص۲۹۶؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2143080/جریان-شناسی-نخبگانی-در-ایران-معاصر-مطالعه-موردی-دوره-قاجار پریزاد و هادیمنش، «جریانشناسی نخبگانی در ایران معاصر؛مطالعه موردی دورۀ قاجار»، 1402ش، ص۲۵.]</ref> وقتی از بیماری و مرگ نزدیک کریمخان آگاه شد، در ۱۱۹۳ق از [[شیراز]] گریخت و به [[شمال ایران]] رفت و با بهرهگیری از اختلافات داخلی زندیان، بر [[گیلان]]، [[مازندران]] و [[زنجان]] چیره شد.<ref>پیرنیا و اقبال، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۷۵۴–۷۵۹.</ref><ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱، ص۴۷۶.</ref> او با متحد کردن تیرههای گوناگون قاجار و سرکوب رقیبان ایلی، ازجمله برادرش مرتضیقلیخان، بیشتر ایالات ایران را بهدست آورد و [[تهران]] را پایتخت خود قرار داد.<ref>سپهر، ناسخ التواریخ، ۱۳۵۸ق، ج۱، ص۳۴</ref> سرانجام در ۱۲۰۹ق [[لطفعلیخان زند]] را شکست داد و به قدرت برتر کشور تبدیل شد<ref>ملکم، تاریخ ایران، ۱۳۰۳ق، ج۱، ص۳۳۷.</ref> و در ۱۲۱۰ق در تهران تاجگذاری کرد و دودمان قاجاریه را بنیان نهاد.<ref>پاکروان، آغا محمد خان قاجار، ۱۳۴۸ش، ص۳۱؛ اعتمادالسلطنه، منتظم ناصری، ۱۳۰۰ق، ج۲، ص۳۱۶</ref> |
|
| |
|
| == زمینههای تسلط و پیروزی == | | == عوامل پیروزی == |
| محققان عوامل متعددی را برشمردهاند که زمینههای تسلط و پیروزی قاجارها را فراهم آورد. از جمله پیشینهٔ طولانی حضور آنان در مناصب نظامی و اداری دوران صفوی و افشاری، تجربهٔ حکومتداری و سازماندهی نیروهای رزمی را برایشان به ارمغان آورده بود<ref>سینایی، ''دولت مطلقه، نظامیان و سیاست در ایران (1357ــ1299)،'' 1384ش، ص101.</ref> و ساختار ایلی منسجم و توان بالای سوارهنظام، آنان را در مقایسه با رقیبان پراکنده، از برتری رزمی قابلتوجهی برخوردار میساخت.<ref>کاتوزیان، تضاد دولت و ملت، نظریهٔ تاریخ و سیاست در ایران، 1380ش، ص۲۸.</ref> همچنین بهرهگیری ماهرانه از خلأ قدرت پس از سقوط صفویه و هرجومرج دورهٔ افشاریه و زندیه، همراه با موقعیت جغرافیایی استرآباد بهعنوان پایگاه اولیه که دوری نسبی از مراکز قدرت رقیب و دسترسی به منابع انسانی مناطق ترکمننشین را فراهم میآورد، به تقویت بنیهٔ نظامی و استقلال عمل آنان کمک کرد.<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، آقامحمدخان قاجار، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۴۷۷.</ref> در نهایت، رهبری آغامحمدخان با سرکوب مدعیان محلی و شکست حکومت زندیه<ref>پیرنیا؛ تاریخ ایران، 1375ش، ص76</ref> و نیز نبود رقیبی یکپارچه و قدرتمند در اواخر دورهٔ زندیه که با مرگ کریمخان و جانشینی ناتوان، خلأ سیاسی چشمگیری پدیدآورده بود، مسیر را برای سلطهٔ قاجار بر ایران هموار ساخت.<ref>ساسانی، سیاستگران دوره قاجار، ۱۳۳۸ش، ص۲۷۴.</ref>
| | پژوهشگران دلایل گوناگونی برای پیروزی قاجارها و سلطۀ آنها بر ایران برشمردهاند؛ ازجمله: |
|
| |
|
| == مشروعیت و اقتدار سیاسی == | | * پیشینهٔ طولانی آنان در مناصب نظامی و اداری در دورههای صفوی و افشاری که تجربهٔ حکومت و سازماندهی نیروهای رزمی را برایشان بههمراه داشت؛<ref>سینایی، ''دولت مطلقه، نظامیان و سیاست در ایران (1357ــ1299)،'' 1384ش، ص101.</ref> |
| مشروعیت و اقتدار سیاسی سلسلهٔ قاجاریه بر سه دسته مبانی اصلی استوار بود: نخستین مبنای مشروعیت، قدرت نظامی و غلبه بود؛ چنانکه قاجارها منحصراً با ضرب شمشیر به قدرت رسیدند و نفس تسخیر حاکمیت را بهعنوان دلیل حقانیت خود تلقی میکردند.<ref>[https://www.bloghnews.com/news/176770/گذری-مبانی-چهار-گانه-مشروعیت-سلسله-قاجار «گذری بر مبانی چهارگانه مشروعیت سلسله قاجار»، وبسایت بلاغ.]</ref> مبانی سنتی ریشه در فرهنگ پاتریمونیالیستی ایران داشت و بر مؤلفههایی چون ساخت عمودی قدرت، نظریهٔ ظلاللهی، وراثتیبودن قدرت، اطاعت مطلق از فرمانهای شاه و نگرش تقدیرگرایانه به پدیده حکومت استوار بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/101000/مبانی-اقتدار-در-فرهنگ-سیاسی-ایران-از-تاسیس-قاجاریه-تا-اواسط-دوره-ناصری رئوفت، «مبانی اقتدار در فرهنگ سیاسی ایران (از تأسیس قاجاریه تا اواسط دوره ناصری)»، ۱۳۸۰ش، ص۱۷۰-۱۷۴.]</ref> مبانی دینی نیز بر آموزههای فقه سیاسی شیعه و تلاش علمای شیعه برای تبیین همکاری با حکومتهای موجود در عصر غیبت استوار بود. در اوایل قاجار، شاهان با تأکید بر شعائر مذهبی و احترام به علما، درصدد جلب حمایت آنان برآمدند و علما نیز با صدور فتاوای جهاد در جنگهای ایران و روس، به حمایت از دولت پرداختند. با این حال، جوهره آموزههای شیعی مبنی بر نامشروعبودن حکومتهای غیرمعصوم، همچنان در ذهنیت علما باقی ماند و با روی کارآمدن محمدشاه و بهویژه با گرایشهای صوفیانهٔ صدراعظم او و سپس غربگرایی ناصرالدینشاه، شکاف میان علما و حکومت روزافزون شد و پشتوانهٔ مذهبی و سنتی سلطنت قاجار به تدریج تضعیف گردید.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/101000/مبانی-اقتدار-در-فرهنگ-سیاسی-ایران-از-تاسیس-قاجاریه-تا-اواسط-دوره-ناصری رئوفت، «مبانی اقتدار در فرهنگ سیاسی ایران (از تأسیس قاجاریه تا اواسط دوره ناصری)»، ۱۳۸۰ش، ص۱۷۴-۱۷۹]</ref> | | * ساختار ایلی منسجم و سوارهنظام توانمند که آنان را از رقیبان پراکنده برتر میکرد؛<ref>کاتوزیان، تضاد دولت و ملت، نظریهٔ تاریخ و سیاست در ایران، 1380ش، ص۲۸.</ref> |
| | * همچنین بهرهگیری هوشمندانه از خلأ قدرت پس از سقوط صفویه و هرجومرج دورههای افشاریه و زندیه؛ |
| | * موقعیت استرآباد، پایگاه اولیهٔ قاجارها، که دوری از مراکز قدرت رقیب و دسترسی به منابع انسانی ترکمن را برای آنان فراهم و به استقلال عملشان کمک کرد؛<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، آقامحمدخان قاجار، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۴۷۷.</ref> |
| | * رهبری آقامحمدخان در سرکوب مدعیان محلی و شکست زندیان<ref>پیرنیا؛ تاریخ ایران، 1375ش، ص76</ref> و نبود رقیبی یکپارچه و نیرومند پس از مرگ کریمخان که خلأ سیاسی بزرگی پدید آورده بود.<ref>ساسانی، سیاستگران دوره قاجار، ۱۳۳۸ش، ص۲۷۴.</ref> |
| | |
| | == اقتدار سیاسی == |
| | مشروعیت و اقتدار سیاسی قاجاریه بر سه اصل استوار بود: |
| | |
| | * قدرت نظامی و غلبه: قاجارها با شمشیر به قدرت رسیدند و تسخیر حاکمیت را دلیل حقانیت خود تلقی میکردند.<ref>[https://www.bloghnews.com/news/176770/گذری-مبانی-چهار-گانه-مشروعیت-سلسله-قاجار «گذری بر مبانی چهارگانه مشروعیت سلسله قاجار»، وبسایت بلاغ.]</ref> |
| | * ساختار عمودی قدرت: نظریهٔ ظلاللهی، وراثتیبودن قدرت، اطاعت مطلق از فرمانهای شاه و نگرش تقدیرگرایانه به پدیده حکومت؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/101000/مبانی-اقتدار-در-فرهنگ-سیاسی-ایران-از-تاسیس-قاجاریه-تا-اواسط-دوره-ناصری رئوفت، «مبانی اقتدار در فرهنگ سیاسی ایران (از تأسیس قاجاریه تا اواسط دوره ناصری)»، ۱۳۸۰ش، ص۱۷۰-۱۷۴.]</ref> |
| | * فقه سیاسی شیعه: تلاش علمای شیعه برای تبیین همکاری با حکومتهای موجود در عصر غیبت. شاهان قاجار با تأکید بر شعائر مذهبی درصدد جلب حمایت علمای دین برآمدند، اما با روی کارآمدن محمدشاه و بهویژه با گرایشهای صوفیانهٔ صدراعظم او و سپس غربگرایی ناصرالدینشاه، شکاف میان علما و حکومت افزایش یافت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/101000/مبانی-اقتدار-در-فرهنگ-سیاسی-ایران-از-تاسیس-قاجاریه-تا-اواسط-دوره-ناصری رئوفت، «مبانی اقتدار در فرهنگ سیاسی ایران (از تأسیس قاجاریه تا اواسط دوره ناصری)»، ۱۳۸۰ش، ص۱۷۴-۱۷۹]</ref> |
|
| |
|
| == ساختار قدرت == | | == ساختار قدرت == |
| ساختار قدرت در دورهٔ قاجار بر دوپایه اصلی استوار بود: تمرکز قدرت در شخص شاه و دیوانسالاری سنتی که با شبکهای از مناصب و نهادهای موازی، اداره امور را در دست داشت. شاه بهعنوان عالیترین مقام، در رأس هرم قدرت قرار داشت<ref>مستوفی، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، ۱۳۸۴ش، ج1، ص394.</ref>صدراعظم و مستوفیالممالک از مناصب کلیدی بودند<ref>[https://www.tebyan.net/news/244735/تشکیلات-اداری-ایران-در-عصر-قاجار «تشکیلات اداری ایران در عصر قاجار»، وبسایت تبیان.]</ref> از دورهٔ ناصرالدینشاه، وزارتخانههای جدید (خارجه، داخله، مالیه، علوم و فوائد عامه) شکل گرفت و نظام اداری بهتدریج دستخوش تغییراتی شد.<ref>[https://www.tebyan.net/news/244735/تشکیلات-اداری-ایران-در-عصر-قاجار «تشکیلات اداری ایران در عصر قاجار»، وبسایت تبیان.]</ref> با نهضت مشروطه، ساختار سیاسی بهسمت تفکیک قوا، تدوین قانون اساسی و تأسیس مجلس شورای ملی پیش رفت. این مجلس با تدوین نظامنامه و متمم قانون اساسی، زمینههای حکومت قانونمحور و نظارت بر قدرت را فراهم کرد، اما مجالس این دوره بهدلیل مداخلات خارجی، اختلافات داخلی و کودتا، نتوانستند ثبات سیاسی و استقلال واقعی را برای کشور به ارمغان آورند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2148746/مجلس-شورای-ملی شریعتجو، «مجلس شورای ملی»، ۱۴۰۰ش، ج۹، ص۸۳.]</ref><ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1884630/تاثیر-مولفه-های-سرمایه-اجتماعی-بر-روند-شکل-گیری-و-پیروزی-انقلاب-مشروطه-ایران همراهی، «تأثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، ''جامعهشناسی سیاسی ایران''، <bdi>۲۷۹</bdi>.]</ref> از نمادهای این ساختار، [[پرچم ایران]] بود که در دورهٔ قاجار از شکل سهگوش به چهارگوش تغییر یافت و نشان شیر و خورشید با شمشیر در دست شیر تثبیت شد؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1226689/سیر-تاریخی-استفاده-از-پرچم-در-ایران-از-دوره-اسلامی-تا-دوران-معاصر رضوان قهرخی، «سیر تاریخی استفاده از پرچم در ایران، از دوره اسلامی تا دوران معاصر»، 1393ش، ص119.]</ref> در دوران نخستوزیری [[امیرکبیر]]، پرچم مستطیلی با زمینه سفید و نوارهای سبز و سرخ در بالا و پایین و نشان شیر و خورشید در میانه بهعنوان الگوی اصلی تعیین شد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1873116/روند-تغییر-پرچم-ایران-از-عصرصفوی-تا-دوران-معاصر-با-بررسی-عناصر-رنگ-نشان-و-طراحی-پرچم-ایران موسوی خرد، «روند تغییر پرچم ایران از عصو صفوی تا دوران معاصر با بررسی عناصر رنگ، نشان و طراحی پرچم ایران»، 1400ش، ص56.]</ref> و پس از پیروزی مشروطه، این ترکیب سهرنگ در اصل پنجم متمم قانون اساسی بهعنوان پرچم رسمیت یافت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1873116/روند-تغییر-پرچم-ایران-از-عصرصفوی-تا-دوران-معاصر-با-بررسی-عناصر-رنگ-نشان-و-طراحی-پرچم-ایران موسوی خرد، «روند تغییر پرچم ایران از عصو صفوی تا دوران معاصر با بررسی عناصر رنگ، نشان و طراحی پرچم ایران»، 1400ش، ص57.]</ref> | | ساختار قدرت در دورهٔ قاجار بر دو پایهٔ اصلی استوار بود: تمرکز قدرت در شخص شاه و دیوانسالاری سنتی. شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت<ref>مستوفی، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، ۱۳۸۴ش، ج1، ص394.</ref> و صدراعظم و مستوفیالممالک از مناصب کلیدی به شمار میرفتند.<ref>[https://www.tebyan.net/news/244735/تشکیلات-اداری-ایران-در-عصر-قاجار «تشکیلات اداری ایران در عصر قاجار»، وبسایت تبیان.]</ref> از دورهٔ ناصرالدینشاه، وزارتخانههای خارجه، داخله، مالیه و علوم و فوائد عامه ایجاد شد و نظام اداری به تدریج دگرگون گردید.<ref>[https://www.tebyan.net/news/244735/تشکیلات-اداری-ایران-در-عصر-قاجار «تشکیلات اداری ایران در عصر قاجار»، وبسایت تبیان.]</ref> با انقلاب مشروطه، ساختار سیاسی بهسوی تفکیک قوا، تدوین قانون اساسی و تأسیس مجلس شورای ملی پیش رفت. مجلس با تصویب نظامنامه و متمم قانون اساسی، زمینههای حکومت قانونمحور را فراهم کرد، اما مجالس این دوره بهدلیل مداخلات خارجی، اختلافات داخلی و کودتا نتوانستند ثبات و استقلال واقعی را برای کشور به ارمغان آورند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2148746/مجلس-شورای-ملی شریعتجو، «مجلس شورای ملی»، ۱۴۰۰ش، ج۹، ص۸۳.]</ref><ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1884630/تاثیر-مولفه-های-سرمایه-اجتماعی-بر-روند-شکل-گیری-و-پیروزی-انقلاب-مشروطه-ایران همراهی، «تأثیر مولفههای سرمایه اجتماعی بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، ''جامعهشناسی سیاسی ایران''، <bdi>۲۷۹</bdi>.]</ref> از نمادهای این ساختار، پرچم ایران بود که در دورهٔ قاجار از شکل سهگوش به چهارگوش تغییر یافت و نشان شیر و خورشید با شمشیر در دست شیر تثبیت شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1226689/سیر-تاریخی-استفاده-از-پرچم-در-ایران-از-دوره-اسلامی-تا-دوران-معاصر رضوان قهرخی، «سیر تاریخی استفاده از پرچم در ایران، از دوره اسلامی تا دوران معاصر»، 1393ش، ص119.]</ref> در دوران صدارت امیرکبیر، پرچم مستطیلی با زمینهٔ سفید و نوارهای سبز و سرخ در بالا و پایین و نشان شیر و خورشید در میانه به عنوان الگوی اصلی تعیین شد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1873116/روند-تغییر-پرچم-ایران-از-عصرصفوی-تا-دوران-معاصر-با-بررسی-عناصر-رنگ-نشان-و-طراحی-پرچم-ایران موسوی خرد، «روند تغییر پرچم ایران از عصو صفوی تا دوران معاصر با بررسی عناصر رنگ، نشان و طراحی پرچم ایران»، 1400ش، ص56.]</ref> و پس از مشروطه، این ترکیب سهرنگ در اصل پنجم متمم قانون اساسی بهعنوان پرچم ایران به رسمیت شناخته شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1873116/روند-تغییر-پرچم-ایران-از-عصرصفوی-تا-دوران-معاصر-با-بررسی-عناصر-رنگ-نشان-و-طراحی-پرچم-ایران موسوی خرد، «روند تغییر پرچم ایران از عصو صفوی تا دوران معاصر با بررسی عناصر رنگ، نشان و طراحی پرچم ایران»، 1400ش، ص57.]</ref> |
| | |
| | == شیوهٔ حکمرانی == |
| | شیوهٔ کشورداری قاجارها بر نظام خاندانسالاری و پیوندهای [[خویشاوندی]] استوار بود. شاهزادگان قاجار، که جمعیت زیادی داشتند، ایالات و ولایات را اداره میکردند و این نظام، اگرچه ظرفیت سیاسی ایجاد میکرد، اما به رقابتهای درونی، هزینههای سنگین و بحرانهای مالی نیز انجامید. انتخاب ولیعهد بر اساس دیدگاه آقامحمدخان و با تأکید بر اصالت مادری از طایفهٔ قاجار انجام میشد تا سلطنت در خاندان قوانلو باقی بماند، اما به دلیل نبود قانون روشن، شاهزادگان مدعی اعتراض میکردند و بحران جانشینی به چالشی ساختاری تبدیل شد. در این میان، دولتهای خارجی، بهویژه روسیه و انگلستان، با گنجاندن حمایت از ولیعهد در عهدنامههای [[عهدنامه گلستان|گلستان]] و [[عهدنامه ترکمانچای|ترکمانچای]]، به تدریج در امور داخلی دخالت کردند و مشروعیت جانشینی را به پشتوانهٔ خارجی پیوند زدند.<ref>[https://jhr.ui.ac.ir/article_16510.html قدیمی قیداری، «بحران جانشینی در دولت قاجار (از تأسیس تا جلوس محمد شاه قاجار)»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۳-۱۰۴]</ref> |
|
| |
|
| == شیوهٔ حکومتداری ==
| | ابزار اعمال قدرت نظامی نیز بر پایهٔ ساختار ایلی استوار بود. رهبران ایلات با تکیه بر سوارهنظام و تفنگداران قبیلهای، نیروهای خود را سازمان میدادند؛ اما این نیروها فاقد نظم، لباس متحدالشکل، آموزش نظامی استاندارد و سلاحهای کارآمد بودند.<ref>[https://psri.ir/?id=ef5jgx1w «قوای نظامی در دوره قاجار»، وبسایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.]</ref> |
| شیوهٔ کشورداری قاجارها بر پایهٔ نظام خاندانسالاری و بهرهگیری از پیوندهای خویشاوندی متکی بود. شاهزادگان قاجار که جمعیت کثیری را تشکیل میدادند، بهعنوان قشر مسلط، اداره ایالات و ولایات را در دست داشتند و این نظام، ضمن ایجاد ظرفیت سیاسی، به رقابتهای درونی، هزینههای سنگین و بحرانهای مالی انجامید. انتخاب ولیعهد بر اساس دکترین سیاسی آقامحمدخان و با تأکید بر اصالت مادری از طایفهٔ قاجار صورت میگرفت تا سلطنت در خاندان قوانلو تداوم یابد، اما این قاعده، به دلیل نبود قانون روشن، با مخالفت شاهزادگان مدعی مواجه میشد و بحران جانشینی را به چالشی ساختاری تبدیل کرد. در این میان، دولتهای خارجی بهویژه روسیه و انگلستان با گنجاندن حمایت از ولیعهد در عهدنامههای گلستان و ترکمانچای، بهتدریج در امور داخلی دخالت کردند و مشروعیت جانشینی را به پشتوانه خارجی پیوند زدند.<ref>[https://jhr.ui.ac.ir/article_16510.html قدیمی قیداری، «بحران جانشینی در دولت قاجار (از تأسیس تا جلوس محمد شاه قاجار)»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۳-۱۰۴]</ref> ابزار اعمال قدرت نظامی نیز بر پایهٔ ساختار ایلی استوار بود و رهبران ایلات با اتکا به سوارهنظام و تفنگداران قبیلهای، قدرت نظامی خود را سامان میدادند؛ این نیروها فاقد سازماندهی منظم، لباس متحدالشکل، آموزش نظامی استاندارد و سلاحهای کارآمد بودند.<ref>[https://psri.ir/?id=ef5jgx1w «قوای نظامی در دوره قاجار»، وبسایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.]</ref>
| |
|
| |
|
| == رویدادهای مهم == | | == رویدادهای مهم == |
| خط ۴۹: |
خط ۶۱: |
|
| |
|
| == دستاوردها و چالشها == | | == دستاوردها و چالشها == |
| برخی از محققان یکپارچگی مجدد سرزمین ایران را پس از چنددستگیهای بعد از سقوط صفویه، از مهمترین دستاوردهای این دوره میدانند. در ماقبل قاجار، ایران در کشمکشهای داخلی و جنگهای پراکنده فرورفته بود و ثبات و مرزهای منسجمی نداشت؛ اما حکومت قاجار توانست ثبات نسبی را به کشور بازگرداند و مرزهای پایداری ایجاد کند که بسیاری از ایرانیان با آن احساس هویت میکردند. قدرت مرکزی در این دوره، در نتیجه عواملی چون همگرایی اقتصادی، اصلاحات حکومتی، ایجاد خطوط تلگراف و رشد پایتخت جدید (تهران)، تا حدی افزایش یافت. همچنین سیاست خارجی قاجاریه به آشنایی با علوم، فناوری و آموزش جدید انجامید.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اقتصاد-36/3911890-دستاوردها-کاستی-های-دوره-قاجار «دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref>
| |
|
| |
|
| در مقابل، محققان کاستیهای دوره قاجار را نیز چشمگیر ارزیابی کردهاند. قدرتهای غربی، بهویژه روسیه و انگلستان، خواست خود را بر ایران تحمیل کردند و با پیروزی در جنگها و انعقاد عهدنامههای تحمیلی، مرزهای کشور را محدود ساختند؛ از جمله از دست رفتن سرزمینهای [[قفقاز]] که در ماقبل قاجار بخشی از ایران بود. با وجود چندین تلاش اصلاحگرانه، اصلاحات عمده از سوی دولت سلطنتی صورت نگرفت. ایلات و روسای محلی قدرت مستقل خود را تا حد زیادی حفظ کردند و زیرساختهای جدیدی احداث نشد. همچنین واردات فرآوردههای صنعتی از غرب، به [[صنایع دستی]] ایران، به جز فرش، آسیب وارد کرد و اقتصاد سنتی ایران را با چالش مواجه ساخت.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اقتصاد-36/3911890-دستاوردها-کاستی-های-دوره-قاجار «دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref>
| | === دستاوردها === |
| | پساز سقوط [[صفویه]] و پیش از شکلگیری حکومت قاجاریه، ایران درگیر کشمکشهای داخلی و جنگهای پراکنده بود و مرزهای پایداری نداشت؛ اما قاجارها توانستند ثبات نسبی را بازگردانند و مرزهای منسجمی ایجاد کنند که حس هویت ملی را تقویت کرد. قدرت مرکزی با عواملی چون همگرایی اقتصادی، اصلاحات حکومتی، احداث خطوط تلگراف و رشد تهران، پایتخت جدید، تا حدی افزایش یافت. همچنین سیاست خارجی قاجار، به آشنایی ایران با علوم، فناوری و آموزش جدید انجامید.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اقتصاد-36/3911890-دستاوردها-کاستی-های-دوره-قاجار «دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref> |
| | |
| | === چالشها === |
| | قدرتهای خارجی، بهویژه روسیه و انگلستان، با پیروزی در جنگها و تنظیم عهدنامهها، ارادهٔ خود را بر ایران تحمیل کردند و بخشهایی از کشور، مانند قفقاز را از ایران جدا ساختند. با وجود تلاشها، اصلاحات مؤثر از سوی حکومت صورت نگرفت. ایلات و روسای محلی قدرت مستقل خود را تا حد زیادی حفظ کردند و زیرساختهای جدیدی ایجاد نشد. همچنین ورود کالاهای صنعتی از غرب، به صنایع دستی ایران بهجز فرش، آسیب زد و اقتصاد سنتی را با چالش مواجه ساخت.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اقتصاد-36/3911890-دستاوردها-کاستی-های-دوره-قاجار «دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref> |
|
| |
|
| افزون بر این، در اواخر دورهٔ قاجار روند غربگرایی با وجود مخالفتهای داخلی، رشد قابلتوجهی یافت. نخستین نشانههای این تحول از اندرون حکومت قاجار آغاز شد؛ عباسمیرزا، ولیعهد فتحعلیشاه، پس از شکستهای نظامی از روسیه، بهضرورت ایجاد قوای نظامی به سبک غربی و اعزام دانشجو به اروپا تأکید کرد. از نیمه دوم قرن نوزدهم، روشنفکران و تجددخواهانی که بیشتر تحصیلکردهٔ غرب بودند، با طرح اندیشههای لیبرالیسم و ناسیونالیسم به نقد سنت پرداختند و از طریق انتشار روزنامه، تأسیس انجمنها و نگارش رسالههای انتقادی، به ترویج افکار غربی در ایران مشغول شدند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-تاریخ-اقتصاد-31/721115-روزگار-قاجار-مساله-مدرنیته «روزگار قاجار و مسئله مدرنیته»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref>
| | === رشد غربگرایی === |
| | در اواخر قاجار، گرایش به غرب رشد چشمگیری یافت. عباسمیرزا، ولیعهد فتحعلیشاه، پس از شکست از روسیه، بر ضرورت ایجاد ارتش به سبک غربی و اعزام دانشجو به اروپا تأکید کرد. از نیمهٔ دوم قرن نوزدهم میلادی، روشنفکران و تجددخواهان تحصیلکردهٔ غرب، به نقد سنت پرداختند و از طریق روزنامهها، انجمنها و رسالههای انتقادی، غربگرایی را در ایران ترویج کردند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-تاریخ-اقتصاد-31/721115-روزگار-قاجار-مساله-مدرنیته «روزگار قاجار و مسئله مدرنیته»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref> |
|
| |
|
| == فهرست شاهان قاجار == | | == فهرست شاهان قاجار == |
| خط ۱۲۸: |
خط ۱۴۴: |
|
| |
|
| (۲۲ شهریور ۱۲۲۷–۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵ش)<ref>سپهر، ناسخ التواریخ، ۱۳۵۳ش، ج۳، ص۱۴۵.</ref> | | (۲۲ شهریور ۱۲۲۷–۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵ش)<ref>سپهر، ناسخ التواریخ، ۱۳۵۳ش، ج۳، ص۱۴۵.</ref> |
| |امیرکبیر | | |[[امیرکبیر]] |
|
| |
|
| میرزا آقاخان نوری<ref>[https://www.ensani.ir/fa/article/356118/میرزا-آقاخان-نوری-و-مرده-ریگ-اصلاحات-امیر-کبیر شعبانی و صنعتی، «میرزا آقاخان نوری و مرده ریگ اصلاحات امیر کبیر»، 1395ش، ص۲۰۸.]</ref> | | میرزا آقاخان نوری<ref>[https://www.ensani.ir/fa/article/356118/میرزا-آقاخان-نوری-و-مرده-ریگ-اصلاحات-امیر-کبیر شعبانی و صنعتی، «میرزا آقاخان نوری و مرده ریگ اصلاحات امیر کبیر»، 1395ش، ص۲۰۸.]</ref> |
| خط ۱۴۴: |
خط ۱۶۰: |
|
| |
|
| به دست میرزا رضا کرمانی ترور شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/876533/زندگی-نامه-ی-تنی-چند-از-شاهان-قاجار کرمانی، «زندگینامه ی تنی چند از شاهان قاجار»، 1389ش، ص۲۰۶.]</ref> | | به دست میرزا رضا کرمانی ترور شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/876533/زندگی-نامه-ی-تنی-چند-از-شاهان-قاجار کرمانی، «زندگینامه ی تنی چند از شاهان قاجار»، 1389ش، ص۲۰۶.]</ref> |
| |حرم عبدالعظیم حسنی، ری<ref>فرهمند، «گذری بر امتیازات پی در پی انگلیس در عهد ناصری»، ۱۳۸۷ش، ص۱۲۸.</ref> | | |[[حرم عبدالعظیم حسنی]]، شهرری<ref>فرهمند، «گذری بر امتیازات پی در پی انگلیس در عهد ناصری»، ۱۳۸۷ش، ص۱۲۸.</ref> |
| |- | | |- |
| |'''مظفرالدینشاه''' | | |'''مظفرالدینشاه''' |
| خط ۲۱۶: |
خط ۲۳۲: |
| |} | | |} |
|
| |
|
| == انقراض قاجاریه == | | == انقراض == |
| سلسله قاجار با کودتای نظامی اسفند ۱۲۹۹ش به رهبری رضاخان با حمایت انگلستان در عمل قدرت را از دست داد. رضاخان که پیش از آن با مسئولیتهایی چون فرمانده قوای قزاق و سردار سپه، به تدریج با زور قدرت را در دست گرفته بود، در سوم آبان ۱۳۰۲ش به مقام نخستوزیری رسید و احمدشاه را ناچار به ترک ایران و سفر به اروپا کرد. وی در غیاب شاه، با سرکوب شورشهای داخلی از جمله قیام شیخ خزعل در خوزستان و شورش کردها و ترکمنها، تحکیم موقعیت خود و تبلیغات گسترده علیه احمدشاه، زمینه را برای خلع او فراهم ساخت. در نهم آبان ۱۳۰۴ش، مجلس پنجم شورای ملی با تصویب مادهواحدهای، احمدشاه را خلع و حکومت موقت را به رضاخان سپرد. سرانجام در ۲۲ آذر ۱۳۰۴ش، مجلس مؤسسان با تغییر اصول متمم قانون اساسی، سلطنت را به رضاخان و خانوادهاش واگذار کرد و مراسم تاجگذاری وی در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ش برگزار شد.<ref>[https://psri.ir/?id=ef5jgx1w «انحلال سلسه قاجار»، وبسایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.]</ref> محققان عوامل متعددی را در انقراض این سلسله مؤثر دانستهاند. از جمله ناکارآمدی و بحران مشروعیت شاهان پایانی قاجار، بهویژه مظفرالدینشاه و احمدشاه، همراه با ظلم و تعدی کارگزاران حکومتی، رشوهخواری و هتک ناموس، موجبات نارضایتی گسترده مردم را فراهم آورد.<ref>آوری، تاریخ معاصر ایران، 1369ش، ج۱، ص372.</ref><ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/106995/انتقال-قدرت-از-قاجاریه-به-پهلوی واعظ، «انتقال قدرت از قاجاریه به پهلوی (مقاله پژوهشی حوزه)»، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۷-۱۴۲.]</ref> ناامنی اجتماعی، فقر اقتصادی، قحطی و بیماریهای فراگیر در دهههای پایانی قاجار، بهویژه در دوره جنگ جهانی اول که ایران به صحنه درگیری نیروهای بیگانه تبدیل شد، بر شدت این نارضایتی افزود. از سوی دیگر، قهر روشنفکران و مشروطهخواهان با حاکمیت و ناتوانی قاجارها در پاسخگویی به مطالبات عمومی، بهتدریج اعتبار سیاسی این سلسله را از میان برد.<ref>[https://www.iichs.ir/fa/news/230/برخی-زمینه-های-سقوط-سلسله-قاجار پورقنبر، محمدحسن، «برخی زمینههای سقوطِ سلسله قاجار»، وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر، تاریخ درج مطلب: ۶ تیر ۱۳۹۴ش.]</ref> در این میان، رضاخان با بهرهگیری از خلأ قدرت و حمایت انگلیس، ضمن سرکوب شورشهای داخلی (مانند قیام شیخ خزعل و شورش کردها و ترکمنها)، با ترفندهای سیاسی و تبلیغات گسترده علیه احمدشاه، زمینه را برای خلع او و انقراض قاجاریه فراهم ساخت.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اقتصاد-36/3913325-ریشه-یابی-انقراض-قاجاریه «ریشهیابی انقراض قاجاریه»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref> | | سلسله قاجار با کودتای نظامی اسفند ۱۲۹۹ش به رهبری رضاخان و با حمایت انگلستان، قدرت را از دست داد. رضاخان که پیشتر با سمتهایی چون فرماندهٔ قوای قزاق و سردار سپه، به تدریج قدرت را به دست گرفته بود، در [[۳ آبان|سوم آبان]] ۱۳۰۲ش به نخستوزیری رسید و احمدشاه را مجبور به ترک کشور و سفر به اروپا کرد. او در غیاب شاه، با سرکوب شورشهای داخلی ازجمله قیام شیخ خزعل در خوزستان و شورش کردها و ترکمنها و تبلیغات گسترده علیه احمدشاه، زمینه را برای خلع او فراهم ساخت. در [[۹ آبان|نهم آبان]] ۱۳۰۴ش، مجلس پنجم با تصویب مادهواحدهای، احمدشاه را خلع و حکومت موقت را به رضاخان سپرد. سرانجام در [[۲۲ آذر]] ۱۳۰۴ش، مجلس مؤسسان با تغییر اصول متمم قانون اساسی، سلطنت را به رضاخان واگذار کرد.<ref>[https://psri.ir/?id=ef5jgx1w «انحلال سلسه قاجار»، وبسایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.]</ref> ناکارآمدی، ظلم، نارضایتی گسترده، ناامنی، فقر و رویگردانی نخبگان، از عوامل زوال سلسله قاجاریه دانسته شده است.<ref>آوری، تاریخ معاصر ایران، 1369ش، ج۱، ص372.</ref><ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/106995/انتقال-قدرت-از-قاجاریه-به-پهلوی واعظ، «انتقال قدرت از قاجاریه به پهلوی (مقاله پژوهشی حوزه)»، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۷-۱۴۲.]</ref><ref>[https://www.iichs.ir/fa/news/230/برخی-زمینه-های-سقوط-سلسله-قاجار پورقنبر، محمدحسن، «برخی زمینههای سقوطِ سلسله قاجار»، وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر، تاریخ درج مطلب: ۶ تیر ۱۳۹۴ش.]</ref> |
|
| |
|
| == پانویس == | | == پانویس == |