| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
به باور کارشناسان و پژوهشگران حوزههای فرهنگی و اجتماعی، شکلگیری انگارهی «بهشت غرب» پیامدهای مخربی برای جوامع شرقی به همراه داشته است. بعضی از پیامدها عبارت است از: | به باور کارشناسان و پژوهشگران حوزههای فرهنگی و اجتماعی، شکلگیری انگارهی «بهشت غرب» پیامدهای مخربی برای جوامع شرقی به همراه داشته است. بعضی از پیامدها عبارت است از: | ||
''' | '''خود تحقیری''': در تاریخ اندیشه معاصر ایران، پدیده «تصویرِ بهشتگونه از غرب» اغلب با «تصویری تحقیرآمیز از جامعه ایران» همراه بوده است. بعضی شروع این پدیده را از دوره روشنفکران قاجار میدانند.<ref>شریفییزدی، «چرا ایرانیان خودتحقیری میکنند؟»، وبسایت روزنامه همشهری.</ref> نمونههای این رویکرد را میتوان در آثار و گفتار برخی چهرههای دوره قاجار مشاهده کرد. برای مثال، [[ایلچی]] در سفرنامه خود به فرنگ، همزمان با ستایش زیباییها و رفتار غربیان، از عقبماندگی ایرانیان سخن گفته و جامعه ایران را شماتت میکند؛ [[میرزا ملکمخان]]، در کنار برجستهکردن ویژگیهای مثبت غرب، به تحقیر ایرانیان نیز میپردازد<ref>«خود تحقیری با نقاب روشنفکری»، وبسایت روزنامه همشهری.</ref> و [[حسن تقیزاده]]، [[فرنگیمآبی]] را راهکار پیشرفت ایران معرفی میکند.<ref>شریفییزدی، «چرا ایرانیان خودتحقیری میکنند؟»، وبسایت روزنامه همشهری.</ref> این الگو در دوره پهلوی با شدت بیشتری ادامه مییابد؛ چنانکه [[حاجعلی رزمآرا]]، نخستوزیر وقت، در مخالفت با ملیشدن نفت، مدعی میشود که مردم ایران حتی توانایی ساختن یک آفتابه را هم ندارند.<ref>خامنهای، «ایرانی، یک لولهنگ نمیتواند بسازد!»، پايگاه اطلاعرسانی آثار امام مجاهد شهید آيتالله خامنهای.</ref> | ||
برخی محققان بر این باورند که این دوگانهسازی، که از دوره روشنفکران قاجار آغاز میشود<sup>،</sup> پدیدهای سازمانیافته است<ref>«خود تحقیری با نقاب روشنفکری»، وبسایت روزنامه همشهری.</ref> که استعمار با خلقِ دوگانهی «غربِ پیشرفته و عقلانی» در برابر «شرقِ عقبمانده و احساساتی»، نوعی عقدهی حقارت در جوامع شرقی ایجاد کرده<ref>موسوی، «غربزدگی و ریشههای روانی، فلسفی و تمدنی»، وبسایت دانشگاه فرهنگیان.</ref> و در جهت زمینهسازی برای جایگزینی فرهنگی و سیاسی غرب<ref>«خود تحقیری با نقاب روشنفکری»، وبسایت روزنامه همشهری.</ref>و یا تحمیل قراردادهای استعماری بر ملت ایران عمل میکند.<ref>تربتزاده، «سیل «خود تحقیری» از کجا به راه افتاد؟»، وبسایت روزنامه قدس.</ref> | برخی محققان بر این باورند که این دوگانهسازی، که از دوره روشنفکران قاجار آغاز میشود<sup>،</sup> پدیدهای سازمانیافته است<ref>«خود تحقیری با نقاب روشنفکری»، وبسایت روزنامه همشهری.</ref> که استعمار با خلقِ دوگانهی «غربِ پیشرفته و عقلانی» در برابر «شرقِ عقبمانده و احساساتی»، نوعی عقدهی حقارت در جوامع شرقی ایجاد کرده<ref>موسوی، «غربزدگی و ریشههای روانی، فلسفی و تمدنی»، وبسایت دانشگاه فرهنگیان.</ref> و در جهت زمینهسازی برای جایگزینی فرهنگی و سیاسی غرب<ref>«خود تحقیری با نقاب روشنفکری»، وبسایت روزنامه همشهری.</ref>و یا تحمیل قراردادهای استعماری بر ملت ایران عمل میکند.<ref>تربتزاده، «سیل «خود تحقیری» از کجا به راه افتاد؟»، وبسایت روزنامه قدس.</ref> | ||
بنابر ادعای برخی پژوهشگران، انتشار بعضی از آثارِ آسیبشناسانه درباره جامعه ایران، مانند کتاب «خلقیات ما ایرانیان» اثر جمالزاده<ref>نظریمقدم، «نظریهپردازان خودتحقیری»، وبسایت روزنامه ایران.</ref> و «جامعهشناسی | بنابر ادعای برخی پژوهشگران، انتشار بعضی از آثارِ آسیبشناسانه درباره جامعه ایران، مانند کتاب [[«خلقیات ما ایرانیان»]] اثر [[جمالزاده]]<ref>نظریمقدم، «نظریهپردازان خودتحقیری»، وبسایت روزنامه ایران.</ref> و [[«جامعهشناسی خودمانی»]]، در همین راستا ارزیابی شده و ابزاری برای بازتولید [[خودتحقیری ملی]] در جامعه ایرانی است.<ref>درویشی، «حمله بیامان به هویت ایرانی باالقای خود تحقیری»، وبسایت روزنامه کیهان.</ref> | ||
'''مهاجرت''': مهاجرت از منظر جامعهشناسی، میتواند از عوامل متعددی نظیر انگیزههای اقتصادی، تحصیلی و سیاسی نشات گیرد. با این حال، در دهههای اخیر، شکلگیریِ «تصویرِ آرمانی» از جوامع غربی و رؤیای رسیدن به آن،<ref>«واقعیتهای تلخ زندگی در غرب از زبان مهاجران ایرانی؛ از بهشتی که دنبالش بودیم خبری نیست»، وبسایت همشهریآنلاین.</ref> بهعنوان یکی از مؤلفههای تأثیرگذار در تصمیمگیری برای مهاجرت شناسایی شده است.<ref>قوشچی، جامعهشناسی چشم و همچشمی، 1396ش، ص۷۰.</ref> در یک مورد از مطالعه بر روی دانشجو-مهاجران ایرانی، مشاهده شد بسیاری از آنان تحتتأثیر تصاویر رؤیاگونهای که در ذهن آنها جای گرفته بود به غرب مهاجرت کردند.<ref>آسایش و دیگران، «سودای مهاجرت: میل به مهاجرت و تصویر ذهنی از غرب در تجربه دانشجو-مهاجران ایرانی»، 1398ش، ص۷۸.</ref>جامعهای که مردمان آن به مهاجرت میاندیشند دچار نوعی انفعال اجتماعی میشود، توانایی حل مسئله از بین میرود و هر مسئلهای برای آنها به بحران تبدیل میشود.<ref>آسایش و دیگران، «سودای مهاجرت: میل به مهاجرت و تصویر ذهنی از غرب در تجربه دانشجو-مهاجران ایرانی»، 1398ش، ص۵۳.</ref> | '''مهاجرت''': [[مهاجرت]] از منظر جامعهشناسی، میتواند از عوامل متعددی نظیر انگیزههای اقتصادی، تحصیلی و سیاسی نشات گیرد. با این حال، در دهههای اخیر، شکلگیریِ «تصویرِ آرمانی» از جوامع غربی و رؤیای رسیدن به آن،<ref>«واقعیتهای تلخ زندگی در غرب از زبان مهاجران ایرانی؛ از بهشتی که دنبالش بودیم خبری نیست»، وبسایت همشهریآنلاین.</ref> بهعنوان یکی از مؤلفههای تأثیرگذار در تصمیمگیری برای مهاجرت شناسایی شده است.<ref>قوشچی، جامعهشناسی چشم و همچشمی، 1396ش، ص۷۰.</ref> در یک مورد از مطالعه بر روی دانشجو-مهاجران ایرانی، مشاهده شد بسیاری از آنان تحتتأثیر تصاویر رؤیاگونهای که در ذهن آنها جای گرفته بود به غرب مهاجرت کردند.<ref>آسایش و دیگران، «سودای مهاجرت: میل به مهاجرت و تصویر ذهنی از غرب در تجربه دانشجو-مهاجران ایرانی»، 1398ش، ص۷۸.</ref>جامعهای که مردمان آن به مهاجرت میاندیشند دچار نوعی انفعال اجتماعی میشود، [[توانایی حل مسئله]] از بین میرود و هر مسئلهای برای آنها به بحران تبدیل میشود.<ref>آسایش و دیگران، «سودای مهاجرت: میل به مهاجرت و تصویر ذهنی از غرب در تجربه دانشجو-مهاجران ایرانی»، 1398ش، ص۵۳.</ref> | ||
'''غربزدگی''': [[غربزدگی]] به معنای دلبستگی کورکورانه و نامعقول به تمدن غرب است. این شیفتگی که با اعتماد بیدریغ و خامی همراه است،<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۵۷.</ref> مانع از شناخت عمیق و راهیابی به کانون محرک تفکر غربی میشود. از نگاه بعضی کارشناسان مطالعات فرهنگی، فرد غربزده نه به تفکر غربی راه مییابد و نه پیوندی با میراث قومی خود دارد و به اصطلاح از آنجا رانده و از اینجا مانده میشود.<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۵۷.</ref> | '''غربزدگی''': [[غربزدگی]] به معنای دلبستگی کورکورانه و نامعقول به تمدن غرب است. این شیفتگی که با اعتماد بیدریغ و خامی همراه است،<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۵۷.</ref> مانع از شناخت عمیق و راهیابی به کانون محرک تفکر غربی میشود. از نگاه بعضی کارشناسان مطالعات فرهنگی، فرد غربزده نه به تفکر غربی راه مییابد و نه پیوندی با میراث قومی خود دارد و به اصطلاح از آنجا رانده و از اینجا مانده میشود.<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۵۷.</ref> | ||