صفحهای تازه حاوی «<big>'''جوزجان،'''</big> ولایت باستانی و سرشار از منابع در شمال افغانستان. جَوزِجان (گَوزِگان)، سرزمینی کهن در خراسان بزرگ و میانۀ بلخ و مرو است که یحیی بن زید در آن منطقه به شهادت رسید و در همانجا به خاک سپرده شد. امروزه نیز این ولایت تاریخی در ش...» ایجاد کرد |
جز ویکی سازی و تمیزکاری |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''جوزجان،'''</big> ولایت باستانی و سرشار از منابع در شمال افغانستان. | <big>'''جوزجان،'''</big> ولایت باستانی و سرشار از منابع در شمال افغانستان. | ||
جَوزِجان (گَوزِگان)، سرزمینی کهن در خراسان بزرگ و میانۀ [[بلخ]] و مرو است که یحیی بن زید در آن منطقه به [[شهادت]] رسید و در همانجا به خاک سپرده شد. امروزه نیز این ولایت تاریخی در شمال افغانستان با تکیه بر ذخایر فراوان نفت و گاز، در تحولات تاریخی، اقتصادی و فرهنگی منطقه نقشآفرینی میکند. | جَوزِجان (گَوزِگان)، سرزمینی کهن در خراسان بزرگ و میانۀ [[بلخ]] و مرو است که [[یحیی بن زید]] در آن منطقه به [[شهادت]] رسید و در همانجا به خاک سپرده شد. امروزه نیز این ولایت تاریخی در شمال افغانستان با تکیه بر ذخایر فراوان نفت و گاز، در تحولات تاریخی، اقتصادی و فرهنگی منطقه نقشآفرینی میکند. | ||
==نامگذاری== | ==نامگذاری== | ||
جوزجان که به جوزجانان و جوزجانات نیز شهرت دارد معرب گوزگان، گوزگانان و گوزگانات است. «گَوز» به معنای گردو و «گان»، پسوند اسم مکانساز است<ref>برهان، برهان قاطع، 1362ش، ص598 و 1852؛ حدود العالم، ۱۳۴۰ش، ص95؛ مقدسی، احسن التقاسیم، ۱۹۰۶م، ص298؛ فردوسی، شاهنامه، ۱۳۸۶ش، ج5، ص149. </ref> که با درخت گردو و داستان حماسی آرش کمانگیر ارتباط دارد. آرش از فراز کوهی تیری به شرق پرتاب کرد تا مرز بین ایران و توران مشخص شود. این تیر در حدود جوزجان و کنار رود جیحون بر تنۀ درخت گردویی فرود آمد.<ref>ابناثیر، الکامل، 1391ش، ص125؛ عتبی، تاریخ یمینی، ۱۳۵۷ش، ص87. </ref> بر همان اساس این نام را فریدون (از شاهان پیشدادی) بر این سرزمین نهاد.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۸۶ش، ج4، ص72؛ گردیزی، زین الاخبار، ۱۳۴۷ش، ص234.</ref> | جوزجان که به جوزجانان و جوزجانات نیز شهرت دارد معرب گوزگان، گوزگانان و گوزگانات است. «گَوز» به معنای گردو و «گان»، پسوند اسم مکانساز است<ref>برهان، برهان قاطع، 1362ش، ص598 و 1852؛ حدود العالم، ۱۳۴۰ش، ص95؛ مقدسی، احسن التقاسیم، ۱۹۰۶م، ص298؛ فردوسی، شاهنامه، ۱۳۸۶ش، ج5، ص149. </ref> که با درخت گردو و داستان حماسی آرش کمانگیر ارتباط دارد. آرش از فراز کوهی تیری به شرق پرتاب کرد تا مرز بین ایران و توران مشخص شود. این تیر در حدود جوزجان و کنار رود جیحون بر تنۀ درخت گردویی فرود آمد.<ref>ابناثیر، الکامل، 1391ش، ص125؛ عتبی، تاریخ یمینی، ۱۳۵۷ش، ص87. </ref> بر همان اساس این نام را فریدون (از شاهان پیشدادی) بر این سرزمین نهاد.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۸۶ش، ج4، ص72؛ گردیزی، زین الاخبار، ۱۳۴۷ش، ص234.</ref> | ||
==پیشینه== | ==پیشینه== | ||
سابقۀ جوزجان را از دورۀ پیشدادی و منسوب به فریدون میدانند. بر اساس منابع [[اوستا|اوستایی]] جوزجان از نخستین زیستگاههای آریاییها و پنجمین شهر از شهرهای شانزدهگانهای دانسته شده است که اهورامزدا برای ایرانیان آفرید و حاکم آن را از فرزندان فریدون دانستهاند.<ref>وندیداد، ۱۳۷۶ش، ص258؛ حدود العالم، ۱۳۴۰ش، ص95؛ فردوسی، شاهنامه، ۱۳۸۶ش، ج1، ص194؛ همدانی، «جوزجان»، در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۹ش، ج18، 711.</ref> موسى خورنی در کتاب جغرافیای خود، جوزجان را از کورههای بیستوششگانۀ کوست خاور (خراسان) در روزگار شاهنشاهی [[ساسانیان]] برشمرده است.<ref>کولسنیکف، ایران در آستانۀ یورش تازیان، ۱۳۵۵ش، ص114.</ref> در سال | سابقۀ جوزجان را از دورۀ پیشدادی و منسوب به فریدون میدانند. بر اساس منابع [[اوستا|اوستایی]] جوزجان از نخستین زیستگاههای آریاییها و پنجمین شهر از شهرهای شانزدهگانهای دانسته شده است که اهورامزدا برای ایرانیان آفرید و حاکم آن را از فرزندان فریدون دانستهاند.<ref>وندیداد، ۱۳۷۶ش، ص258؛ حدود العالم، ۱۳۴۰ش، ص95؛ فردوسی، شاهنامه، ۱۳۸۶ش، ج1، ص194؛ همدانی، «جوزجان»، در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۹ش، ج18، 711.</ref> موسى خورنی در کتاب جغرافیای خود، جوزجان را از کورههای بیستوششگانۀ کوست خاور (خراسان) در روزگار شاهنشاهی [[ساسانیان]] برشمرده است.<ref>کولسنیکف، ایران در آستانۀ یورش تازیان، ۱۳۵۵ش، ص114.</ref> در سال ۳۲ق این مناطق توسط اعراب [[مسلمان]] فتح شد. در ۱۲۵ق [[یحیی بن زید]]، نوه [[امام سجاد]]، به خونخواهی [[امام حسین|پدر]] خود قیام کرد و به جوزجان رفت. در ۲۰۵ق جوزجان در اختیار طاهر بن حسین، سردودمان طاهریان، قرار گرفت.<ref>طبری، تاریخ طبری، 1394ش، ج8، ص577؛ تاریخ سیستان، ۱۳۱۴ش، ص89.</ref> در ۲۵۶ق توسط صفاریان تصرف شد.<ref>نرشخی، تـاریخ بخـارا، ۱۳۶۳ش، ص265؛ منهاج السراج، طبقات ناصری، ۱۹۰۶م، ج1، ص198. </ref> در دورۀ سامانیان، تحت تسلط آنان قرار داشت و آلفریغون بر جوزجان حاکم بودند. سپس در اختیار غزنویان قرار گرفت و در ۴۰۱ق محمود غزنوی به سیطرۀ دودمان آل فریغون در جوزجان پایان داد. در حدود سال ۶۱۸ ق چنگیزخان پس از تسخیر ترمذ و بلخ، جوزجان را تصرف و خسارات زیادی بر آن وارد کرد.<ref>همدانی، جامع التواریخ، ۱۳۷۳ش، ج1، ص518؛ اقبال آشتیانی، تاریخ مغول از حمله چنگیز تا تشكیل دولت تیموری، ۱۳۶۴ ش، ص58؛ جوینی، تاریخ جهانگشای، ۱۳۲۹ق، ج1، ص104. </ref> در دورههای بعدی، آن منطقه در کشمکشهای مداوم حاکمان ترکستان، امرای محلی و سلسههای ایرانی، ترک و مغول نتوانست دوره شکوفایی خود را بازیابد. با تأسیس دولت افغان توسط احمدشاه ابدالی در 1747م جوزجان تحت سیطرۀ او قرار گرفت. این منطقه تا 1280ش علاقهداری (بخش) بود. بعد از آن به حاکمنشین تحت ادارۀ ولایت ترکستان تبدیل شد. در 1312ش به حکومت کلان ارتقا یافت. در 1336ش به حکومت اعلی تبدیل شد. در 1343ش ولایت مستقل جوزجان به مرکزیت شبرغان تأسیس شد. در 1367ش و در زمان حکومت نجیب¬الله، جوزجان به دو ولایت جوزجان و سرپل تقسیم شد.<ref>دولتآبادی، شناسنامۀ افغانستان، 1390، ص89.</ref> | ||
==جمعیتشناسی== | ==جمعیتشناسی== | ||