سیدحسن حسینی (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «<big>'''نصیحت'''</big>؛ رفتار یا گفتار خیرخواهانه برای تغییر رفتار در نصیحتشونده ==معنای لغوی== «نصیحت» در لغت به معنای پند، اندرز، وعظ، موعظه، خیرخواهی و نکوخواهی است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D9%86%D8%B5%DB%8C%D8%AD%D8%AA دهخدا، لغتنامه، ذیل واژهی «نصیحت».]</ref>...» ایجاد کرد |
برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
==انواع نصیحت== | ==انواع نصیحت== | ||
مفهوم نصیحت غالباً موعظهی فردی را به ذهن متبادر میکند، اما نصیحت میتواند اجتماعی هم باشد و یک فرد یا جمع، فرد یا جمع دیگر را نصیحت کند. نوع دیگری از نصیحت، خیرخواهی مردم برای زمامداران است که در [[اسلام]] و در گفتار پیشوایان [[دین]] بسیار به آن پرداخته شده و در کتابهای حدیثی، از جمله [[اصول کافی]] و [[بحارالانوار]]، فصل مستقلی به آن اختصاص داده شده است.<br> | مفهوم نصیحت غالباً موعظهی فردی را به ذهن متبادر میکند، اما نصیحت میتواند اجتماعی هم باشد و یک فرد یا جمع، فرد یا جمع دیگر را نصیحت کند. نوع دیگری از نصیحت، خیرخواهی مردم برای زمامداران است که در [[اسلام]] و در گفتار پیشوایان [[دین]] بسیار به آن پرداخته شده و در کتابهای حدیثی، از جمله [[اصول کافی]] و [[بحارالانوار]]، فصل مستقلی به آن اختصاص داده شده است.<br> | ||
«[[نصيحت زمامداران]]» علاوه بر انعکاس گسترده در [[منابع دینی]]، در فرهنگ نظری مسلمانان نیز سابقهى طولانى دارد و دانشمندان مسلمان در ارائهی شيوهی حكومتدارى بسیار قلم زدهاند؛ کسانی مانند جاحظ در کتاب «التّاج» و «المحاسن و الاضداد»، امام محمد غزالى در «نصيحة الملوك»، ابوبكر بن محمد طرطوشى در «سراج الملوك»، خواجه نظام الملك در «سيَرالملوك» (سياستنامه) و محقق سبزوارى در «روضةالانوار». اگر چه اين مسئله در آغاز موضوعى صرفاً اخلاقى مىنمايد، اما داراى ابعاد وسيع حقوقى، سياسى، فقهى و تربيتى است و توجه به آن، در نوع تلقى و برداشت افراد از [[حكومت اسلامى]] بسيار موثر است.<ref>سروش محلاتى، «نصیحت ائمه مسلمین»، پاييز 1375ش، ص135.</ref> | «[[نصيحت زمامداران]]» علاوه بر انعکاس گسترده در [[منابع دینی]]، در فرهنگ نظری مسلمانان نیز سابقهى طولانى دارد و دانشمندان مسلمان در ارائهی شيوهی حكومتدارى بسیار قلم زدهاند؛ کسانی مانند جاحظ در کتاب «التّاج» و «المحاسن و الاضداد»، امام محمد غزالى در «نصيحة الملوك»، ابوبكر بن محمد طرطوشى در «سراج الملوك»، [[خواجه نظام الملك]] در «سيَرالملوك» (سياستنامه) و محقق سبزوارى در «روضةالانوار». اگر چه اين مسئله در آغاز موضوعى صرفاً اخلاقى مىنمايد، اما داراى ابعاد وسيع حقوقى، سياسى، فقهى و تربيتى است و توجه به آن، در نوع تلقى و برداشت افراد از [[حكومت اسلامى]] بسيار موثر است.<ref>سروش محلاتى، «نصیحت ائمه مسلمین»، پاييز 1375ش، ص135.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||