بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
هجرت از مسائل اجتماعی است که در تشکیل حکومت اسلامی در صدر اسلام نقش اساسی داشته است. هجرت با انگیزه دینی، در اسلام بهعنوان یک تکلیف دانسته شده و طبق آیه ۹۷ سورهٔ نساء هیچ عذری در آن پذیرفته نیست. افراد برای حفظ ایمان و مقابله با ظلم از خانه و زندگی کوچ میکنند؛ زیرا در آموزههای اسلامی توجه زیادی به رشد انسان شده و هجرت یکی از راههای پرورش انسان و پرورش نفس است. مفسران قرآن با تکیه بر آیه ۱۰۰ سوره نساء، هجرت دینی را یک حکم نسخ ناشدنی معرفی کردهاند. | هجرت از مسائل اجتماعی است که در تشکیل حکومت اسلامی در صدر اسلام نقش اساسی داشته است. هجرت با انگیزه دینی، در اسلام بهعنوان یک تکلیف دانسته شده و طبق آیه ۹۷ سورهٔ نساء هیچ عذری در آن پذیرفته نیست. افراد برای حفظ ایمان و مقابله با ظلم از خانه و زندگی کوچ میکنند؛ زیرا در آموزههای اسلامی توجه زیادی به رشد انسان شده و هجرت یکی از راههای پرورش انسان و پرورش نفس است. مفسران قرآن با تکیه بر آیه ۱۰۰ سوره نساء، هجرت دینی را یک حکم نسخ ناشدنی معرفی کردهاند. | ||
== '''تأثیر مهاجرت در خانوادههای ایرانی''' == | == '''تأثیر مهاجرت در خانوادههای ایرانی''' == | ||
| خط ۸۱: | خط ۷۶: | ||
=== مهاجرت از شهر به روستا === | === مهاجرت از شهر به روستا === | ||
مهاجرت از شهر به روستا در ایران، پدیدهای با حجم کمتر در مقایسه با جریان معکوس است که بر پایه دادههای آمارگیری نیروی کار مورد تحلیل قرار میگیرد. این جریان تا سال ۱۳۹۸ روندی افزایشی ملایم داشت، اما با شیوع همهگیری کووید-۱۹ و کاهش کلی تحرکات جمعیتی، با کاهش ملموسی مواجه شد. عمدهترین دلایل این نوع مهاجرت در دوره مورد بررسی، «پیروی از خانوار» و «پایان خدمت وظیفه» بوده است. از حیث ویژگیهای جمعیتی، سهم مردان مهاجر بیشتر است و این گروه عمدتاً در سنین جوانی و میانی و با انگیزههای شغلی یا پایان خدمت سربازی حرکت میکنند، در حالی که زنان بیشتر به دلیل پیروی از خانوار مهاجرت مینمایند. همچنین، افراد دارای تحصیلات متوسطه و شاغلین، سهم قابلتوجهی از این مهاجران را تشکیل میدهند. این الگوها نشان میدهد مهاجرت شهر به روستا لزوماً بازتاب توسعه روستایی نبوده، بلکه بیشتر تابع تصمیمات خانوادگی، الزامات اداری-نظامی و جستوجوی فرصتهای شغلی خاص است.<ref>کلهری ندرآبادی و دیگران، «جریان مهاجرت شهر به روستا در ایران طی سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰: تحلیل دادگان آمارگیری نیرویکار»، 1402ش، ص395-399.</ref> | مهاجرت از شهر به روستا در ایران، پدیدهای با حجم کمتر در مقایسه با جریان معکوس است که بر پایه دادههای آمارگیری نیروی کار مورد تحلیل قرار میگیرد. این جریان تا سال ۱۳۹۸ روندی افزایشی ملایم داشت، اما با شیوع همهگیری کووید-۱۹ و کاهش کلی تحرکات جمعیتی، با کاهش ملموسی مواجه شد. عمدهترین دلایل این نوع مهاجرت در دوره مورد بررسی، «پیروی از خانوار» و «پایان خدمت وظیفه» بوده است. از حیث ویژگیهای جمعیتی، سهم مردان مهاجر بیشتر است و این گروه عمدتاً در سنین جوانی و میانی و با انگیزههای شغلی یا پایان خدمت سربازی حرکت میکنند، در حالی که زنان بیشتر به دلیل پیروی از خانوار مهاجرت مینمایند. همچنین، افراد دارای تحصیلات متوسطه و شاغلین، سهم قابلتوجهی از این مهاجران را تشکیل میدهند. این الگوها نشان میدهد مهاجرت شهر به روستا لزوماً بازتاب توسعه روستایی نبوده، بلکه بیشتر تابع تصمیمات خانوادگی، الزامات اداری-نظامی و جستوجوی فرصتهای شغلی خاص است.<ref>کلهری ندرآبادی و دیگران، «جریان مهاجرت شهر به روستا در ایران طی سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰: تحلیل دادگان آمارگیری نیرویکار»، 1402ش، ص395-399.</ref> | ||
== مهاجرت از منظر جامعهشناسان == | |||
در بررسی پدیدهی مهاجرت بهعنوان یک روند مهم اجتماعی، چارچوبهای نظری گوناگونی شکل گرفتهاند که هر کدام بخشی از این پدیدهی پیچیده را روشن میسازند. کارکرد اصلی این چارچوبها، سازماندهی و طبقهبندی رخدادها در یک منظومۀ فکری منسجم، تبیین علل گذشته و پیشبینی احتمالی روندهای آینده و ایجاد حسی از درک برای چرایی وقوع این پدیدهها است. بهدلیل ماهیت بینرشتهای مهاجرت، دیدگاههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مختلفی به آن پرداختهاند و هر کدام بر جنبهای خاص تأکید دارند. | |||
=== مدلهای ادغام و سازگاری === | |||
از منظر برخی تحلیلهای اقتصادی، مهاجرت انتخابی فردی برای دستیابی به درآمد بیشتر و بهبود شرایط مادی در نظر گرفته میشود، که بهطور عمده ناشی از اختلاف دستمزد و فرصتهای شغلی بین مناطق مختلف است. در مقابل، برخی دیگر از تحلیلهای اقتصادی، تصمیم مهاجرت را نه تنها یک انتخاب فردی، بلکه راهبردی خانوادگی برای کاهش خطرات اقتصادی و تنوع بخشیدن به منابع درآمد میدانند. در سطحی کلانتر، نگاههای ساختاری، مهاجرت را پیامد ضروری و طبیعی عملکرد نظام اقتصادی جهانی، تقسیم کار بین مناطق پیشرفته و کمتر توسعهیافته، و گسترش ارتباطات در دنیای امروز میدانند. این نگاه معتقد است تا زمانی که شکاف توسعه بین مناطق جهان وجود دارد، جریانهای مهاجرتی نیز ادامه خواهد داشت. | |||
با این حال، در کنار بررسی علل و عوامل خروج افراد از مبدأ، مطالعۀ وضعیت و تجربهی زندگی آنان در مقصد نیز از اهمیت بنیادینی برخوردار است. این بعد از موضوع بر فرآیندهای تعامل، سازگاری و نحوهی زندگی تازهواردان در بافت اجتماعی جدید متمرکز است. پرسش محوری این است که افراد و گروههای مهاجر چگونه با جامعۀ میزبان ارتباط برقرار میکنند، این ارتباط چه اشکالی به خود میگیرد و چه پیامدهایی برای فرد و جامعه دارد. | |||
برای توصیف این فرآیند تعامل، الگوهای کلانی مطرح شدهاند. اولین الگو، همانندسازی است، که در آن انتظار میرود تازهواردان ویژگیهای متمایز فرهنگی، زبانی و هویتی خود را کنار گذاشته و بهطور کامل در الگوها و هنجارهای جامعهی غالب حل شوند. دومین الگو، آمیزش یا کورۀ ذوب است، که در آن نه فرهنگ مهاجران نادیده گرفته میشود و نه فرهنگ میزبان بهطور انحصاری حاکم است، بلکه تعامل بین آنها منجر به شکلگیری ترکیبات فرهنگی تازه و پویایی میشود. سومین الگو، کثرتگرایی یا چندفرهنگی است، که در آن بر حفظ هویتهای متمایز در کنار یکدیگر، با به رسمیت شناختهشدن حقوق برابر و مشارکت عادلانه در عرصهی اجتماعی تأکید میشود. تجربهی جوامع مهاجرپذیر نشان میدهد که هیچیک از این الگوها به صورت خالص تحقق نمییابد و همواره کشمکشی بین گرایش به یکسانی و حفظ تنوع وجود دارد. | |||
=== فرهنگپذیری مهاجران === | |||
در سطح خُردتر، فرآیند سازگاری افراد با محیط جدید، که میتوان آن را نوعی یادگیری اجتماعی دوباره دانست، موضوع مطالعه است. افراد در مواجهه با جامعۀ جدید، راهبردهای مختلفی را در پیش میگیرند. برخی تلاش میکنند پیوند خود را با فرهنگ و هویت پیشین حفظ کرده و همزمان با جامعهی جدید نیز ارتباط فعالانه برقرار کنند (راهبرد تلفیق). برخی تنها به جذب کامل در فرهنگ میزبان گرایش پیدا میکنند (همانندسازی). گروهی دیگر ترجیح میدهند در انزوا نسبی و با حفظ هویت خود به سر برند (جدایی). و دستهای نیز ممکن است احساس کنند به هیچ یک از دو جامعه تعلق ندارند و در حاشیه بمانند (حاشیهنشینی). موفقیت در این فرآیند پیچیده، به عواملی مانند ویژگیهای شخصیتی، سطح حمایتهای اجتماعی، نگرش و سیاستهای جامعهی میزبان، و نیز زمینههای اقتصادی و موقعیت ساختاری فرد بستگی دارد. | |||
برخی از نظریهپردازان فرآیند سازگاری را خطی و ثابت نمیدانند بلکه از دید آنها سازگاری تحت تأثیر شدید فرصتها و محدودیتهای عینی قرار میگیرد. برای مثال، دسترسی نابرابر به آموزش، اشتغال مناسب و موقعیتهای اجتماعی، میتواند مسیرهای متفاوتی را برای نسل دوم مهاجران رقم بزند. برخی از این مسیرها به تحرک صعودی و ادغام موفق منجر میشوند، در حالی که برخی دیگر به دلیل مواجهه با تبعیض، مشاغل کمدستمزد و محرومیت از شبکههای حمایتی، ممکن است به حاشیهرانی یا حتی گرایش به رفتارهای انحرافی بینجامد. نظریهای مانند همانندسازی قطاعی تأکید میکند که پیامد مهاجرت برای نسل دوم، لزوماً یکسان نیست و به سرمایههای اولیهای مانند تحصیلات خانواده، شبکههای اجتماعی قومی و نحوهی پذیرش جامعهی میزبان بستگی دارد. این نظریه نشان میدهد چگونه برخی ممکن است مسیر پیشرفت سریع را طی کنند، حال آنکه برخی دیگر، با وجود پذیرش ظاهری فرهنگ میزبان، بهدلیل فقدان فرصتهای ساختاری، در موقعیتهای فرودست باقی بمانند. | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||